WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<b>رسانه‌ی انیمکس با افتخار تقدیم می‌کند
Lich  &  Memento     :مترجمان
Animex.my</b>

00:27.880 --> 00:30.090
<b>چیتوسه در بطری رامونه</b>

02:42.680 --> 02:45.600
مطمئنی، یوزوکی ناناسه؟

02:45.900 --> 02:46.730
ها؟

02:54.030 --> 02:55.490
همینو می‌خوای؟

02:56.280 --> 02:57.910
!وایسا، ساکو

02:57.910 --> 03:01.490
.دیگه دیره
.خودت شروع کردی

03:09.080 --> 03:12.250
.لطفاً ساکو، اینجوری نه

03:12.250 --> 03:16.470
.تفریح رو خراب نکن
.اگه چشمات رو ببندی که چیزی نمی‌بینی

03:16.470 --> 03:18.640
.نه... داری می‌ترسونیم

03:23.450 --> 03:28.100
توانت همین قدره یوزوکی ناناسه؟
.خندم نیار

03:30.190 --> 03:32.730
...انقدر از اون یارو می‌ترسی

03:33.060 --> 03:36.860
که حاضری در حالی که یارو مسخرت می‌کنه
کلاً عقلت رو بزاری کنار؟

03:38.100 --> 03:43.120
بعد اینکه این همه سعی کردی
!فوق‌العاده باشی چقدر بد کم آوردی

03:43.490 --> 03:44.540
!ها

03:45.620 --> 03:50.630
!یوزوکی ناناسه جداً انقدر ضعیفه، آره؟

03:53.170 --> 03:55.550
!گوه نخور

03:56.630 --> 03:58.550
...آووووخ

03:59.470 --> 04:06.140
...خیلی محکم زدی
...بهت گفتم یه بغل پای آروم کافیه

04:26.160 --> 04:29.120
.اگه خواستی می‌تونی باهام صحبت کنی

04:32.840 --> 04:35.800
.از خشونت می‌ترسم

04:36.630 --> 04:38.550
<i>.می‌دونستم</i>

04:39.010 --> 04:46.270
<i>فقط نمی‌دونستم دارن آزار جنسی میدن یا
.قضیه فقط ترس دادنه</i>

04:47.270 --> 04:49.690
،به سال دوم راهنمایی که رسیدم

04:49.980 --> 04:55.440
،به خاطر تجربیات مزخرفم که حاصل ظاهر خوبم بود

04:55.440 --> 04:59.530
.تبدیل به یه دخترِ مبادیِ آدابِ معاشرت شدم

04:59.950 --> 05:03.450
...هم با پسرا و هم با دخترا خوب بودم

05:03.450 --> 05:06.830
...ولی می‌دونستم چطور حدش رو نگه دارم

05:07.080 --> 05:11.750
.و ادای دختری رو دربیارم که ارزش صرفِ وقت رو نداره

05:12.830 --> 05:14.340
...ولی همون موقع بود که

05:17.210 --> 05:21.340
.شنیدم یاناشیتا سنپای ازم خوشش اومده ...

05:21.990 --> 05:26.600
،طرف بچه لات مدرسمون بود
...ولی خانواده‌ی خوبی داشت

05:27.140 --> 05:29.430
.و سابقا بچه‌ی محبوبی بود ...

05:30.150 --> 05:32.690
.خیلی از دخترا هم روش کراش زده بودن

05:33.630 --> 05:35.610
.یه روزی، منو صدا کرد

05:35.860 --> 05:41.610
،ترسیده بودم
.ولی فکر کردم می‌تونم با صحبت کردن خودمو نجات بدم

05:41.900 --> 05:44.320
<b>.قراره پلنگ خودم بشی</b>

05:44.820 --> 05:47.200
،بهترین لبخند تقلبی خودمو زدم

05:47.520 --> 05:52.710
.فکر می‌کردم دارم استادانه ردش می‌کنم ...

05:53.250 --> 05:54.250
...ولی

05:55.290 --> 05:56.590
<b>.دیگه محترمانه نمی‌گم</b>

06:07.760 --> 06:13.600
،اولش سرم گیج رفت
.بعد دردش رو حس کردم

06:16.980 --> 06:19.100
،ناراحت و عصبانی بودم

06:19.610 --> 06:23.900
.ولی بیشتر از همه، عین سگ ترسیده بودم

06:24.740 --> 06:27.490
...اینکه هر چقدر هم زرنگ بازی درمیاوردم

06:27.490 --> 06:34.960
آخرش یه دختر ساده بودم که با سیلی یه پسر
.مغزم از کار می‌افتاد، منو می‌ترسوند

06:35.870 --> 06:40.380
این اون بخشی از گذشتمه
.که حتی از تو مخفی نگه داشتم

06:40.380 --> 06:43.300
،شاید چون بدجوری درهم شکستم و گریه می‌کردم

06:43.300 --> 06:46.300
.پسره فقط یه عکس ازم گرفت و ولم کرد ...

06:47.220 --> 06:52.020
...امیدوار بودم دیگه تا الان فراموشم کرده باشه

06:56.730 --> 06:58.270
ساکو؟

06:58.270 --> 07:00.320
.ممنون یوزوکی

07:02.110 --> 07:04.320
چرا ازم تشکر می‌کنی؟

07:04.320 --> 07:11.030
ممنون که بعد تمام این قضایا
.بازم دست از یوزوکی ناناسه بودن برنداشتی

07:11.370 --> 07:15.160
.ممنون که این همه مدت استوار ایستادگی کردی

07:15.660 --> 07:19.960
.نمی‌دونم چرا، ولی خیلی منو خوشحال می‌کنه

07:28.680 --> 07:33.890
<i>همه وقایع بدی رو از سر می‌گذرونن
.که آرزو می‌کردن بشه فراموشش کرد</i>

07:34.810 --> 07:40.690
<i>ولی دختره نمی‌تونست به عنوان یه
.تروما بزارتش کنار تا واسه خودش بپوسه</i>

07:41.570 --> 07:47.570
<i>تو اون لحظه، به‌نظرم یه معجزه بود که دختره
.همچنان تونسته بود شخصیت یوزوکی ناناسه رو حفظ کنه</i>

07:53.410 --> 07:57.290
.بگذریم، اون لحظه خیلی تند رفتیا

07:57.290 --> 08:01.000
.ببخشید، می‌دونم یه ذره زیادی فشار آوردم

08:03.840 --> 08:06.630
!ولی خیلی باحال آخ گفتی

08:07.630 --> 08:10.090
!اصلاً به اون شخصیت خونسردت نمی‌اومد

08:10.970 --> 08:12.510
!خنده‌دار بود

08:12.510 --> 08:14.890
.اشتباه فکر نکنیا

08:14.890 --> 08:19.230
منظورم این نبود که می‌تونی با یه
.ضربه به تخمشون، تمام پسرا رو دک کنیا

08:19.230 --> 08:21.400
.ممکنه نتیجه‌ی عکس هم بده

08:21.400 --> 08:24.110
پس نباید هرگز مغزم رو بزارم کنار، نه؟

08:24.690 --> 08:28.530
.طرز کارش رو موقع جشنواره نشونم دادی

08:28.530 --> 08:33.740
،حتی وقتی تو موضع ضعف باشی
.تا وقتی از مغزت استفاده کنی یه راهی پیدا میشه

08:35.080 --> 08:36.950
،آره، خشونت چیز ترسناکیه

08:37.500 --> 08:40.750
.ولی نزار درد تمام ذهن و قلبت رو فرا بگیره

08:42.540 --> 08:44.340
.فکر نکنم چیزیم بشه

08:45.050 --> 08:50.550
ترسناک‌ترین و خنده‌دار‌ترین صورت‌هایی
،که می‌تونم تصور کنم آپدیت شدن

08:50.550 --> 08:52.840
.واسه همین اون قدیمی‌ها دیگه محو شدن ...

08:53.140 --> 08:57.220
.ای کاش زودتر می‌تونستم یه کار بهتری بکنم

08:57.220 --> 08:58.310
.نه

08:59.310 --> 09:03.190
تو این کار رو کردی چون من ازت کمک خواستم، نه؟

09:05.110 --> 09:08.240
.ممنون، قهرمان من

09:08.860 --> 09:10.780
<i>.این مشکل خود یوزوکیه</i>

09:11.240 --> 09:14.660
<i>.اگه خودش کاری نکنه چیزی حل نمیشه</i>

09:15.740 --> 09:20.620
<i>معلوم نیست که اگه بازم همچین
.چیزی پیش بیاد من پیشش باشم</i>

09:21.210 --> 09:26.040
<i>.ولی اون تصمیم گرفت رو من حساب کنه و تسلیم نشه</i>

09:26.880 --> 09:29.670
<i>.و حالا، این مشکل هر دوتامونه</i>

09:30.420 --> 09:31.380
...هی

09:32.050 --> 09:34.180
می‌خوای کارمون رو ادامه بدیم؟

09:34.930 --> 09:38.390
فکر کردی دیگه بعد اون ضربه خیارم راست میشه؟ 
!همین الان حس کردم گردو‌هام چروکیده شدن

09:45.860 --> 09:48.820
ساکو! میای دوش بگیریم؟

09:49.280 --> 09:53.240
انقدر مسخره‌بازی درنیار و
!وقتی آب به شونه‌هات رسید تا صد بشمار

09:53.950 --> 09:55.030
.هعی

09:56.530 --> 09:58.990
...یک، دو

09:59.620 --> 10:02.870
...سه، چهار

10:01.120 --> 10:02.660
.دختره‌ی بیخیال

10:03.830 --> 10:05.290
!صد

10:07.840 --> 10:09.840
!چه بوی خوبی

10:10.090 --> 10:11.590
.حتماً گشنته

10:11.590 --> 10:13.970
.موهات رو خشک کن بیا غذا

10:13.970 --> 10:15.390
!باشه

10:15.720 --> 10:17.970
.بوی شامپوت عالیه

10:17.970 --> 10:20.520
.جدی؟ یوآ پیشنهادش کرده

10:21.350 --> 10:22.730
...ها

10:28.520 --> 10:31.070
.چقدر سشوارت قویه

10:31.070 --> 10:34.780
.یوکو وقتی یکی جدیدش رو خرید اینو بهم داد

10:34.780 --> 10:36.030
اوه، جدی؟

10:47.880 --> 10:49.290
برگات ریخت؟

10:50.590 --> 10:52.050
.با اینکه گفتنش برام سخته

10:52.550 --> 10:56.300
ولی شکست رو قبول می‌کنم
.پس لطفا یه چیزی پات کن

10:56.590 --> 10:57.970
!باشه

11:13.780 --> 11:17.280
.یوزوکی، می‌تونی رو تخت بخوابی
.من رو مبل می‌خوابم

11:17.530 --> 11:18.660
.نه نمیشه

11:19.570 --> 11:21.450
پس من برم رو تخت؟

11:21.710 --> 11:23.550
.چه پسر بی احساسی

11:23.550 --> 11:25.250
پس چی از جونم می‌خوای؟

11:38.300 --> 11:39.890
.بوی تو رو میده

11:40.300 --> 11:41.890
ببخشید، بوش بده؟

11:42.140 --> 11:44.640
.نه، بوی آرامش‌بخشیه

11:45.810 --> 11:51.440
خب، امم، چیتوسه؟ از کسی خوشت میاد؟

11:52.110 --> 11:54.480
.دومین باره این سوال رو می‌پرسی

11:54.780 --> 12:00.660
.فکر نکنم هیچ‌وقتی جدی از پسری خوشم اومده باشه

12:01.580 --> 12:04.080
،خیلی از پسرا دنبالم بودن

12:04.080 --> 12:10.460
ولی وقتی فهمیدم از اون شخصیت خیالی
،یوزوکی ناناسه که ساختم بیشتر از خودم خوششون میاد

12:10.460 --> 12:12.000
.دیگه بهشون اهمیت ندادم ...

12:12.800 --> 12:18.970
تنها چیزی که می‌خوان
.گنجی پر از فانتزی‌های خیالی خودشونه

12:19.680 --> 12:24.930
ولی حتی تو هم از اینکه
،از دخترای دیگه به‌جات تعریف کنن، بدت میاد

12:24.930 --> 12:28.100
و وقتی یه پسری یه ذره
.زیاده‌روی می‌کنه، خون‌سردیت رو از دست میدی

12:28.100 --> 12:30.650
.آره. بعضی‌وقت‌ها گوز هم می‌کنم

12:31.730 --> 12:36.780
.یه دختری بود که یکمی دوستش داشتم

12:36.780 --> 12:37.900
جدی؟

12:43.330 --> 12:49.040
،تو دوران دبستان
.تعطیلات تابستونی میرفتم خونه پدربزرگم

12:50.080 --> 12:54.000
.برای من، اونجا تجسم تابستون بود

12:54.920 --> 12:59.880
یه دختری رو دیدم که هر سال
.تو همسایگیمون پیداش میشد

13:00.380 --> 13:04.930
.با اون صورت عروسک گونه‌ی قشنگش همیشه دنبالم بود

13:07.160 --> 13:11.600
.و وقتی دامن سفیدش تو رودخونه کثیف می‌شد اشکش در می‌اومد

13:12.440 --> 13:13.440
...ولی

13:14.230 --> 13:18.860
.یادمه بهم به خاطر رها بودنم حسودیش میشد

13:19.610 --> 13:22.530
.فقط اون همچین حرفی رو بهم زده

13:22.530 --> 13:24.280
.خوشحالم کرد

13:25.410 --> 13:29.370
.ولی از یه سالی دیگه پیداش نشد

13:30.370 --> 13:33.790
.این بود داستان آغاز و پایان عشق کودکانم

13:33.790 --> 13:38.210
پس، اون تنها رویایی بود که
.هرگز برات خراب نشده

13:40.310 --> 13:45.010
به نظرت در آینده میتونی عاشق بشی؟

13:47.310 --> 13:49.220
.ایدَش منو می‌ترسونه

13:49.220 --> 13:51.690
.نمی‌خوام جای کس دیگه‌ای تصمیم بگیرم

13:51.690 --> 13:56.270
نمی‌خوام یه طرفه عاشق بشم و
.یه طرفه هم از کسی متنفر بشم

14:00.400 --> 14:02.780
.شب خوش ساکو

14:03.160 --> 14:05.370
.شب خوش، یوزوکی

14:06.660 --> 14:11.710
<i>،اگه عشق تو دنیای ما واقعاً وجود داشته باشه</i>

14:12.160 --> 14:17.460
<i>فکر کنم فقط بشه تو خاطراتِ محوی که
.به بوی رُز آغشته شدن پیداش کرد</i>

14:18.340 --> 14:25.050
<i>مثلا، مثل وقتی که مرد بزرگی شدم و
.این شب شیرین رو به یاد میارم</i>

14:37.230 --> 14:40.980
<i>.وقتی بیدار شدم یوزوکی رفته بود</i>

14:49.620 --> 14:51.200
.صبح به‌خیر یوآ

14:51.200 --> 14:53.510
صبح به‌خیر، یوزوکی چان کجاست؟

14:53.510 --> 14:55.000
.منو قال گذاشت

14:55.830 --> 14:57.750
ساکو کون، اون چیه؟

14:58.420 --> 15:00.090
...ها

15:06.640 --> 15:08.640
<b></b>ممنون بابت
 صورتِ 
خواب‌آلودت<b></b>

15:08.900 --> 15:12.890
با همه این کار رو می‌کنی، نه ساکو کون

15:14.600 --> 15:18.690
.بیخیال
.اولین دفعه‌ی اون جور کارا رو فقط با یه نفر میشه انجام داد

15:20.860 --> 15:22.400
جدی؟

15:28.700 --> 15:32.240
چی می‌خوای؟
.باید برای امتحانا آماده بشم

15:32.240 --> 15:36.120
فکر نمی‌کردم از اونا باشی که
.تا آخرین لحظه سرشون تو کتابه

15:36.420 --> 15:41.340
فکر نمی‌کردی؟
.تو اصلا هیچی دربارم نمی‌دونی بابا

15:41.340 --> 15:43.130
.نه، نمی‌دونم

15:43.840 --> 15:46.800
.برای همین بابت حرفای دیروزم شرمندم

15:46.800 --> 15:48.180
چ-چی؟

15:48.680 --> 15:51.720
.و ممنون که اومدی بازی رو ببینی

15:54.220 --> 15:56.230
جدی، چه مرگته؟

15:56.730 --> 15:58.270
...فقط فهمیدم

15:58.270 --> 16:02.610
تا وقتی نتونم اشتباهاتم رو گردن بگیرم
.نمی‌تونم با واقعیات رو به رو بشم

16:03.230 --> 16:04.860
.حرفات معنی نمیدن

16:10.660 --> 16:12.240
!چی؟

16:12.240 --> 16:14.740
!دیگه با ساکو نمی‌گردی؟

16:15.290 --> 16:18.250
!ولی اون لات‌های یان همین دیروز اینجا بودن که

16:18.250 --> 16:22.210
.دارم فکر می‌کنم شاید فقط داشتم کار رو خراب‌تر می‌کردم

16:22.210 --> 16:26.720
شاید اگه با طرف صحبت کنم و
.ردش کنم همه‌چی تموم بشه

16:26.720 --> 16:30.140
جدی فکر می‌کنی یارو یه همین راحتی بی‌خیال بشه؟

16:30.140 --> 16:34.680
خب، یکی باید یه کاری بکنه
.تا جریان تموم بشه

16:34.680 --> 16:38.180
.و اون شخص باید خود من باشم

16:42.610 --> 16:44.320
.برای غذا ممنون

16:44.320 --> 16:46.820
.ساکو و همگی، ازتون ممنونم

16:46.820 --> 16:51.240
این قضیه رو فیصله میدم و دوباره همون
!یوزوکی ناناسه میشم که همتون می‌شناسید و دوستش دارید

16:56.580 --> 16:59.120
.من بازم دنبالش میرم، ساکو

16:59.120 --> 17:00.420
.هر جور راحتی

17:15.930 --> 17:18.940
.ببخشید، یهویی خبرت کردم
خیلی منتظر موندی؟

17:18.940 --> 17:20.980
.نه بابا

17:23.610 --> 17:25.260
.بریم سر اصل مطلب

17:25.260 --> 17:27.780
.دیشب یوزوکی اومد خونم

17:28.280 --> 17:30.820
.دیگه نمی‌تونم توصیه‌ای راجع‌بهش بهت بگم

17:32.030 --> 17:34.450
.اوخ، ریدم

17:45.250 --> 17:51.470
آه، وضع عجیبیه، پس دیگه
رفتین تو از اونجور رابطه‌ها؟

17:51.470 --> 17:53.800
.با هم قراری نذاشتیم

17:53.800 --> 17:58.260
.ولی یه حرکتایی زدیم 
،تو یه لباسی دیدمش که هرگز ندیده بودم

17:58.260 --> 18:00.600
...و کلی عکس و اینا هم گرفتم

18:00.600 --> 18:02.480
.فکر کنم برام یه جور عادت‌شه

18:02.480 --> 18:05.110
یعنی قراره جدی باهاش قرار بزاری؟

18:05.110 --> 18:07.730
.نه، می‌خوام دیگه ادای دوست پسرش رو درنیارم

18:09.980 --> 18:13.110
.ببخشید، متوجه حرفات نمیشم

18:15.450 --> 18:19.200
<i>،چون این آخرین توصیه‌ای بود که می‌تونستم بهش بکنم</i>

18:19.200 --> 18:25.130
<i>به شخصیتش اعتماد کردم و
.هر چی بین من و یوزوکی پیش اومد رو براش تعریف کردم</i>

18:25.580 --> 18:27.130
...همم

18:28.550 --> 18:34.260
،بعد شنیدن این حرفا
.حس می‌کنم من شانسی ندارم

18:34.260 --> 18:38.390
به خودت بستگی داره که حرکتی بزنی
.یا بی‌خیال بشی

18:40.470 --> 18:42.600
.ممنون، ساکو

18:42.600 --> 18:44.390
.ولی فکر کنم پیشرفتی کرده باشم

18:44.690 --> 18:48.110
.چون تلاش نمی‌کنی، احمق جون

18:48.110 --> 18:50.900
کی می‌خوای باهاش جدی صحبت کنی؟

18:50.900 --> 18:53.530
...وقتی شانس موفقیتم رو بالاتر بردم

18:53.530 --> 18:54.900
.پس همینجور رویا بباف

19:07.580 --> 19:08.920
خواهر آسو؟

19:12.460 --> 19:14.130
بریم قدم بزنیم؟

19:41.990 --> 19:44.870
تو انتخاب مسیر شغلی به زحمت افتادی؟

19:48.630 --> 19:54.380
هرگز به رفتن از این شهر کوچیک فکر کردی؟

19:56.050 --> 20:00.300
<i>نصف ما، اهالی فوکوی، حداقل یه بار
،تو زندگیمون بهش فکر کردیم</i>

20:00.300 --> 20:03.350
<i>.و عمراً این فکر به ذهن نصف دیگه خطور کرده باشه</i>

20:04.100 --> 20:07.600
.عاشق این شهرم و ازش متنفرم

20:08.560 --> 20:10.190
.به مشکل خوردم

20:10.810 --> 20:15.360
،بخوام واضح‌تر بگم
.نمی‌دونم اینجا بمونم یا برم توکیو

20:16.650 --> 20:17.990
...توکیو

20:19.570 --> 20:24.990
<i>جالبه، وقتی به جایی جز فوکوی فکر می‌کنم
.اونجا به ذهنم میاد</i>

20:24.990 --> 20:26.660
<i>.بزرگ‌ترین شهر ممکن</i>

20:27.750 --> 20:32.710
<i>وقتی فهمیدم آسو هم
،همچین رویایی تو سرش داره</i>

20:33.170 --> 20:36.800
<i>هم یه ذره ناراحت شدم و
.هم یه ذره خوشحال شدم</i>

20:37.420 --> 20:40.680
<i>.و شکم‌پیچه گرفتم</i>

20:44.850 --> 20:49.480
.راستی، جریان یوزوکی احتمالاً دیگه حل بشه

20:50.230 --> 20:54.010
نمی‌خوای مثل همیشه کل داستان رو برام بگی؟

20:54.640 --> 21:01.570
باید خودمو برای روزی که دیگه نبودی تا
.داستانامو بشنوی آماده کنم

21:02.320 --> 21:04.950
.چه جمله‌ی ناراحت‌کننده‌ای

21:05.540 --> 21:08.710
.آره، چون منم همین الان یه چیز ناراحت‌کننده شنیدم

21:10.960 --> 21:15.800
.شاید من و تو قراره اینجوری بزرگ بشیم

21:16.960 --> 21:20.300
کلاه‌های حصیری و لباس‌های بلندمون
...رو میزاریم تو کمد و

21:20.720 --> 21:23.050
.به جاش کت و شلوار تنمون می‌کنیم...

21:23.760 --> 21:28.640
.شخصا نمی‌خوام شورت و دمپایی‌هام رو فراموش کنم

21:29.600 --> 21:33.100
.مطمئنم بهت میان

21:33.520 --> 21:34.810
...ولی آسو

21:36.480 --> 21:43.360
به نظرم یه لباس سفید یه دست
.بیشتر از یه کت و شلوار اتو کشیده بهت میاد

21:45.340 --> 21:53.500
ولی فکر نکنم تو عاشق اون مدلِ من
.که یه لباسِ سفیدِ قشنگ پوشیده بشی

22:03.420 --> 22:23.420
<b>ارائه‌ای از رسانه‌ی انیمکس
Lich  &  Memento     :مترجمان
Animex.my</b>

23:37.870 --> 23:39.320
«ماهی در دور دست»

23:39.320 --> 23:42.320

