WEBVTT

00:01.660 --> 00:07.670
<i>فوشی تلاش میکند نوکری که
.ایزومی را کنترل می‌کند را شکست دهد</i>

00:08.950 --> 00:13.600
اگه واقعا نگران منی، به افرادی که بهشون اهمیت میدم
!صدمه نزن

00:23.840 --> 00:26.170
.دیگه نمیخواد میزوها رو نجات بدی

00:26.170 --> 00:27.590
دیگه واسه اون خیلی دیره

02:00.020 --> 02:04.020
<b>ﻩﺪﻧﺮﭘ ﻩﺮﺸﺣ</b>

02:07.720 --> 02:11.270
<i>.از وقتی اومدم اینجا شش ماه میگذره</i>

02:13.990 --> 02:19.800
<i>،فکر کردم بعد صد ها سال
.یه دنیای آروم بدون نوکر ها ساختم</i>

02:20.250 --> 02:22.230
<i>.ولی اشتباه میکردم</i>

02:22.650 --> 02:24.640
<i>.نوکر ها هنوز در کمین اند</i>

02:24.640 --> 02:28.990
<i>،اون ها با نکشتن بی هدف
.ظاهری از صلح درست کردن</i>

02:31.850 --> 02:36.640
<i>.بیشتر مردم بدون اینکه بدونن نوکر ها وجود دارن زندگی میکنن</i>

02:38.450 --> 02:42.540
<i>.اما بعضی از مردم نوکر ها رو پذیرفتن</i>

02:42.940 --> 02:47.810
<i>،و بعضی ها زندگی اصلیشون رو انتخاب کردن
.هرچقدر که سخت بوده باشه</i>

02:48.240 --> 02:49.690
.می‌بینمت

02:49.690 --> 02:52.490
<i>.نمی‌دونم ایزومی سان قبولش کرده یا نه</i>

02:52.490 --> 02:56.360
<i>...اون گفت دیگه نیاز نیست میزوها رو نجات بدیم، ولی</i>

02:57.940 --> 03:00.060
<i>.امکان نداره مشکلی نداشته باشه</i>

03:12.810 --> 03:15.270
...شاید اگه بتونیم به سنپای یه دلیل واسه زندگی بدیم

03:15.270 --> 03:18.460
...فکر اینکه میخواستم بمیرم

03:19.050 --> 03:21.850
<i>.باید یه کاری باشه که بتونم انجام بدم</i>

03:23.790 --> 03:25.680
<i>...نوکرِ فونا</i>

03:26.120 --> 03:28.910
<i>داره سعی می‌کنه نوکر های بیشتری رو سمت خودش بکشه ؟</i>

03:29.210 --> 03:31.450
<i>بعدش چی ؟ چه برنامه ای داره ؟</i>

03:32.600 --> 03:34.470
.من لیوان ها رو می‌شورم

03:34.470 --> 03:35.280
.بده من

03:35.280 --> 03:37.110
.اوه، آمم. ممنون

03:43.410 --> 03:45.890
میزوها-سان، حالت خوبه ؟

03:46.470 --> 03:47.950
.من بهش کمک میکنم

03:49.100 --> 03:50.310
.لطف میکنی

03:50.310 --> 03:51.470
.اینجا

03:52.610 --> 03:54.030
.زیادیه

03:54.030 --> 03:55.250
...ن-نه

04:04.640 --> 04:07.640
خوبه که من تو کمیته سلامت هستم، نه؟

04:10.380 --> 04:13.960
<i>.بنظر میاد وقتی نوکر جلوشه میتونه خودش رو درمان کنه</i>

04:13.960 --> 04:18.440
فقط من اینطوری فکر میکنم یا
این اواخر میزوها و فونا خیلی به هم نزدیک شدن؟

04:19.710 --> 04:21.940
حالا هرچی، مگه مهمه؟

04:21.940 --> 04:23.280
.نه، عجیبه

04:23.280 --> 04:26.300
.اون بازنده ها لیاقت همدیگه رو دارن

04:28.050 --> 04:30.970
.اگه فقط یه پرنده باشی غیبت میخوری ها

04:31.860 --> 04:33.020
<i>!لو رفتم</i>

04:33.020 --> 04:34.820
چرا عادی نمیای مدرسه ؟

04:34.820 --> 04:36.460
.همه نگرانتن

04:36.770 --> 04:40.070
.بهتره بیای مدرسه، وگرنه می اندازمت تو کاری

04:40.070 --> 04:41.310
.شوخی کردم

04:42.050 --> 04:44.370
<i>!ک-کاری؟</i>

04:44.370 --> 04:46.140
<i>!اگه میتونی امتحان کن</i>

04:46.140 --> 04:47.060
!میگم

04:47.350 --> 04:51.270
فکر میکنین جهش یافته ها و انسان ها
میتونن همزیستی کنن؟

04:51.270 --> 04:52.430
<i>یوکی؟</i>

04:52.430 --> 04:53.660
جهش یافته ها؟

04:54.740 --> 04:55.860
.آره

04:56.630 --> 04:57.950
!مگه نه؟

04:57.950 --> 04:59.570
!منم همین فکرو میکنم

04:59.570 --> 05:01.530
!پس بیا دست بدیم

05:04.620 --> 05:06.470
<i>چی داری میگی ؟</i>

05:07.060 --> 05:09.030
.دوست

05:10.130 --> 05:11.460
!آخجون

05:11.460 --> 05:14.340
!من همیشه دوستایی میخواستم که انسان نیستن

05:14.780 --> 05:17.880
!خب دیگه، بیاین بعدا با هم حرف بزنیم

05:18.750 --> 05:19.940
<i>...نگو که</i>

05:19.940 --> 05:21.970
<i>این چیزیه که داشت راجبش حرف میزد ؟</i>

05:22.370 --> 05:24.440
!ما یه قرارداد صلح درست می‌بندیم

05:25.140 --> 05:27.290
<i>!به همین راحتیه؟</i>

05:28.680 --> 05:30.190
زخمت چطوره؟

05:31.890 --> 05:32.910
چی؟

05:32.910 --> 05:34.300
...بانداژ شده

05:34.300 --> 05:35.910
.درد نمیکنه

05:36.130 --> 05:39.180
.خب، بیاین بریم کلاس و کاری درست کنیم

05:42.950 --> 05:44.100
.بای بای

05:49.630 --> 05:56.080
کاهاکو، نواده ی نسل ششم"
"...از واژه های مکتوب استفاده کرد

05:56.080 --> 05:59.090
.خب، پس ما حتی نمیتونیم پیام بفرستیم

05:59.090 --> 06:02.440
راهی هست که بشه بدون اینکه نوکر ها بفهمن
با فوشی حرف زد ؟

06:02.440 --> 06:06.180
چجوری بدون استفاده از زبان
...ارتباط برقرار کنم

06:16.130 --> 06:17.420
.هی، اِکو-چان

06:17.420 --> 06:19.680
میتونم اون گلدون رو قرض بگیرم؟

06:20.600 --> 06:22.160
.اون یکی

06:29.620 --> 06:34.940
...غذای مورد علاقه من... غذای مورد علاقه من

06:36.700 --> 06:38.270
.بیا، اکو-چان

06:39.480 --> 06:41.930
.این غذای مورد علاقه منه

06:50.120 --> 06:51.750
!اکو-چان

06:56.500 --> 07:00.380
!گوگو-نی‌سان، من اینا رو خیلی دوست دارم

07:00.380 --> 07:03.650
.اووه، اِکو-چان بهم یه عکس نشون داد

07:03.650 --> 07:07.260
،بنظر میومد میخواست یکم از اینا درست کنه
.پس من سریع برنامه هام رو تغییر دادم

07:12.540 --> 07:14.080
!خودشه

07:16.800 --> 07:18.930
!زود باش، مامان

07:20.190 --> 07:22.410
.حواسم پرت شد و کلی درست کردم

07:22.410 --> 07:23.940
.من همیشه ممنونم

07:23.940 --> 07:26.230
.این واسه میزوها و ایتسوکی-سان عزیزمه

07:26.230 --> 07:27.390
.خیلی خوش میگذره

07:31.350 --> 07:34.030
<i>.یه گردش جذاب آخرهفته</i>

07:34.030 --> 07:36.310
<i>.پس هنوز دارن وانمود میکنن که یه خونواده شادن</i>

07:36.730 --> 07:38.320
<i>.اوه، راستی</i>

07:41.160 --> 07:44.950
من باید از شر عکس های
.روی کامپیوتر ایزومی-سان خلاص بشم

07:57.210 --> 07:59.480
اصلا چجوری این رو باز میکنن؟

08:00.540 --> 08:02.570
.فقط باید بندازمش دور

08:09.570 --> 08:12.080
دفع غیرقانونی زباله! تخریب محیط‌زیست

08:12.080 --> 08:13.220
!آشغال های زمین

08:13.670 --> 08:15.740
آیکو، اینجا چیکار میکنی؟

08:15.740 --> 08:18.560
!من داوطلب شدم که ماهی یه بار اینجا رو تمیز کنم

08:18.950 --> 08:20.760
.نمیتونی این کارو کنی، فوشی-سان

08:20.760 --> 08:24.620
باید با شهرداری تماس بگیری و از
.کارکنانشون بخوای کامپیوتر رو جمع آوری کنن

08:24.620 --> 08:26.580
.شماره تلفن توی وبسایت هست

08:26.070 --> 08:27.800
.چه خوب، پس من رفتم

08:27.800 --> 08:28.920
!وایسا

08:28.920 --> 08:30.990
!خودت باید انجامش بدی

08:31.550 --> 08:33.900
.جدا کردنشون خیلی سخته

08:33.900 --> 08:36.310
.باید چیز مهمی باشه

08:37.320 --> 08:40.500
چرا ایزومی-سان میخواست بندازتشون دور؟

08:45.230 --> 08:47.790
...آخ، آخ

08:47.790 --> 08:49.600
چی شده یوکی ؟ چه اتفاقی افتاد ؟

08:50.310 --> 08:52.050
!آخجون! کار کرد

08:53.510 --> 08:55.580
...وایسا، نکنه

08:55.580 --> 08:57.190
میخواستی منو صدا بزنی؟

08:58.700 --> 09:01.610
هی، اون روز داشتی چیکار میکردی؟

09:01.610 --> 09:05.770
،اگه تنها کاری که نیاز بود دست دادن بود
.مای تا الان تو دنیا صلح داشتیم

09:05.770 --> 09:08.360
.دست دادن اولین قدم تو ایجاد ارتباطه

09:08.700 --> 09:10.530
.و ما تونستیم که انجامش بدیم

09:10.530 --> 09:12.440
.ما خیلی خوش شانسیم

09:12.440 --> 09:17.050
من امید دارم که داریم یه قرارداد صلح
.صمیمانه و واقعی برقرار کنیم

09:17.050 --> 09:18.540
حالا چیزی میخواستی ؟

09:18.870 --> 09:20.650
.واسه یه پیام دارم

09:20.650 --> 09:22.100
.تو این کوزه سفالی

09:22.100 --> 09:24.380
یه پیام ؟ از اِکو؟

09:24.380 --> 09:26.380
.نه، از من

09:26.840 --> 09:28.740
میدونستی، فوشی؟

09:28.740 --> 09:31.350
نیازی نیست یکی از مردم کوزه سفالی باشی
.تا بتونی کوزه سفالی درست کنی

09:32.500 --> 09:34.820
.فقط امتحانش کن

09:42.950 --> 09:48.600
،اگه داری اینو می‌بینی
.حتما یه کوزه سفالی خوب درست کردم

09:52.110 --> 09:55.290
.این کوزه یجورایی شبیه بارکده

09:55.290 --> 09:59.540
،شاید نتونیم رمزگشاییشون کنیم
.اما هنوز میتونیم بسازیمشون

10:01.220 --> 10:04.490
،و با اون قدرت
میتونم مستقیما بهت اطلاعات بفرستم

10:04.490 --> 10:06.740
.وقتی تو فُرم برادر اِکو-چان میری

10:06.740 --> 10:10.170
.و نوکر های تو بهشت نمیتونن مکالمه مون رو ببینن

10:10.170 --> 10:11.880
نوکر های توی بهشت؟

10:12.260 --> 10:14.960
.نوکر های بیرون زمین

10:14.960 --> 10:16.820
.من خیلی بهش فکر کردم

10:16.820 --> 10:21.240
نوکر ها وقتی چشم، گوش، یا دماغ ندارن
چجوری پیدات میکنن؟

10:21.240 --> 10:24.310
نوکر میزوها-سنپای وقتی داخل کاهاکو بود

10:24.310 --> 10:27.290
داشت از بقیه نوکر ها پیام میگرفت، درسته؟

10:28.440 --> 10:30.020
از کجا؟

10:30.020 --> 10:31.350
و چطوری؟

10:32.230 --> 10:35.650
من کنجکاو شدم، پس روی سنپای و دوستش
.امتحانش کردم

10:36.010 --> 10:38.000
اون دوتا چجوری متصلن ؟

10:38.000 --> 10:42.340
اگه وقتی دانش آموزا همون نزدیکی بودن یه سوال عجیب می‌پرسیدم
چجوری واکنش نشون میدادن؟

10:42.670 --> 10:43.820
...و

10:44.870 --> 10:48.760
اون اثبات فرضیه ام بود
.که از چشم هاشون واسه ارتباط استفاده می‌کنن

10:49.210 --> 10:53.470
.اگه نوکر ها تلپاتی دارن، نیاز نبود اون کارو بکنن

10:54.420 --> 10:59.900
من همینطور به بُن-سان گفتم از فن و نیکسون
.بپرسه که تلپاتی دارن یا نه

11:00.500 --> 11:03.770
"اونا دارن میپرسن، "این که میگی چی هست ؟

11:04.110 --> 11:07.730
پس این پیام ها از کجا میان؟

11:07.730 --> 11:12.240
اونا باید از نوکر ها از خارج زمین بیان
.و وابسته به قوانین زمین هم نباشن

11:12.240 --> 11:14.000
...اوکی

11:14.000 --> 11:18.440
،من زیاد راجب تلپاتی نمیدونم
.ولی منظورت رو میفهمم

11:18.440 --> 11:19.200
خب؟

11:19.200 --> 11:21.660
.خب. حالا سوال اینجاست

11:25.520 --> 11:29.740
<i>نمیخوام نوکر ها فرضیه ای که دارم بهت میگم
.رو بشنون</i>

11:29.740 --> 11:34.000
<i>.چون بهرحال اطلاعات قدرتمند ترین سلاحه</i>

11:34.000 --> 11:37.520
<i>،به عنوان معاون رییس کلوپ ماوراء طبیعه
...داشتم فکر میکردم</i>

11:37.520 --> 11:40.170
<i>،اگه این موقعیت واسه تو یه شکسته</i>

11:40.170 --> 11:42.790
<i>.تو قراره از این به بعد حتی بیشتر شکست بخوری</i>

11:42.790 --> 11:46.430
<i>.همه نوکر های جهان اینجا فقط زندگی نمیکنن</i>

11:46.430 --> 11:52.870
<i>اونا سعی میکنن به هدف اصلیشون که
.راهنمایی روح ما به بهشت هست دست بیابن</i>

11:52.870 --> 11:55.800
<i>،اگه راجب هدف بزرگشون فکر کنی</i>

11:55.800 --> 12:00.550
<i>ما انسان ها قربانی گوشتی هستیم که داخلش گیر کردیم</i>

12:00.550 --> 12:01.990
<i>.و تو دشمنی</i>

12:02.850 --> 12:08.000
<i>،با توجه به باورهاشون
.اونا تلاش نمیکردن که بدنی واسه سکونت داشته باشن</i>

12:08.460 --> 12:14.220
<i>با این حال، اونا وارد این بدن‌های عجیب و زشت می‌شن
 .و طبق قوانین زمینی عمل می‌کنن</i>

12:14.220 --> 12:17.540
<i>.و این قطعا به خاطر اینه که اونا هنوز برنامشون رو کامل نکردن</i>

12:17.940 --> 12:22.840
<i>،تا وقتی که تو زندگی میکنی
.نقشه شون هیچوقت تکمیل نیست</i>

12:22.840 --> 12:25.690
<i>.واسه همینه که اونا دنبال جون تو هستن</i>

12:26.060 --> 12:28.310
<i>.ولی نمیتونن به این راحتی ها تو رو بکشن</i>

12:28.640 --> 12:32.940
<i>اونا سعی کردن از طریق میموری قلابی
.بکشنت، ولی نتونستن زندگی‌ت رو پیدا کنن</i>

12:33.270 --> 12:35.160
<i>فوشی چیه؟</i>

12:35.160 --> 12:38.080
<i>،اگه منم یه نوکر بودم
.این ممکن بود سوال من هم باشه</i>

12:38.080 --> 12:42.180
<i>.کسی که همه چیز رو میدونه کسیه که تو رو درست کرده</i>

12:43.690 --> 12:46.300
<i>.موجودی که "قانون"ی که فوشی هست رو درست کرده</i>

12:46.300 --> 12:50.610
<i>اگه اون رو نابود کنی، ممکنه
.راز پشت زندگی فوشی حل بشه</i>

12:50.610 --> 12:53.500
<i>.اون موجود آقای سیاهه</i>

12:53.860 --> 12:56.460
<i>.یا بهتره بگم، اون پسره ساتورو</i>

12:56.460 --> 12:58.340
!ساتورو

12:59.680 --> 13:01.760
.بیا با هم دیگه بریم خونه

13:02.470 --> 13:03.890
چی؟
.برق زد

13:03.890 --> 13:07.760
.اوو، معمولا این موقع سال از این اتفاق ها نمی افته

13:09.190 --> 13:10.550
!ترسو

13:10.550 --> 13:11.680
.تو هم ترسیدی

13:11.680 --> 13:14.600
"!من نگفتم "وااه

13:14.600 --> 13:17.150
.بسه، توموری. میچی رو مسخره نکن

13:20.420 --> 13:21.520
.میترسم

13:21.520 --> 13:22.770
.نازی نازی

13:22.770 --> 13:24.830
.خواهر بزرگتون اینجاست

13:24.830 --> 13:26.510
.ساتورو، حتما تو هم ترسیدی

13:26.510 --> 13:28.200
.بیا اینجا

13:28.200 --> 13:29.590
.من نترسیدم

13:29.590 --> 13:32.130
.چی شده، نیاز نیست خودتو قوی نشون بدی

13:32.130 --> 13:34.420
.میتونی رو من حساب کنی

13:35.250 --> 13:37.120
!الان یه بزرگش میاد

13:41.790 --> 13:43.300
!چه ترسناک

13:45.760 --> 13:47.840
.ببخشید، ساتورو

13:47.840 --> 13:50.430
.بنظر میاد من از همتون بیشتر ترسیدم

13:58.110 --> 14:00.950
هی، داری میری بیرون، فونا؟

14:00.950 --> 14:03.140
.میرم سوپرمارکت
چیزی نمیخواین ؟

14:03.140 --> 14:05.200
نه-چان، میشه واسم انرژی زا بخری؟

14:05.200 --> 14:07.430
صدای رعد و برق رو نشنیدی؟

14:07.890 --> 14:09.540
.زودی برمیگردم

14:10.650 --> 14:12.300
.ممنون

14:20.950 --> 14:23.490
.اینکه هیچی کالری نداره خیلی خوبه ها

14:23.930 --> 14:25.480
.بازم باید بخرم

14:28.980 --> 14:30.570
...حالا

14:55.270 --> 14:59.260
.ببخشید... دیگه ساعت خواب گذشته

15:03.640 --> 15:05.520
.اون دخترو ولش کن

15:05.520 --> 15:08.420
...اگه از این نزدیک تر بشی

15:09.570 --> 15:12.010
...گروگان گرفتن فقط برای به تاخیر انداختن اتفاق اجتناب ناپذیر

15:12.010 --> 15:14.270
.تو با نوکرِ میموری هیچ فرقی نداری

15:35.170 --> 15:36.640
حالت خوبه ؟

15:39.720 --> 15:41.630
.زخمت چطوره ؟ بزار گلوت رو ببینم

16:21.100 --> 16:24.130
.کسی بهم نگفت میتونی این کارو بکنی

16:25.020 --> 16:26.830
.برگرد خونه

16:45.130 --> 16:48.090
ساتورو، چه اتفاقی داره میفته؟

16:48.090 --> 16:49.660
چه خبر شده ؟

16:50.560 --> 16:51.620
.هیچی

16:51.620 --> 16:53.350
!اون گل رو از کجا گرفتی؟

16:53.350 --> 16:55.950
!وایسا، اون واسه منه؟

16:56.950 --> 16:57.920
.بله

17:02.800 --> 17:03.680
!سیاهه

17:03.680 --> 17:06.050
خداروشکر. حالت خوبه ؟

17:06.810 --> 17:08.190
خودت چی ؟

17:08.520 --> 17:11.140
تو میدونستی من اینجا بودم ؟

17:11.140 --> 17:13.520
.صداهایی که در میاری اینجا می‌پیچه

17:14.790 --> 17:16.910
.بهم حمله شد

17:16.910 --> 17:18.470
.باید تو رو بیدار میکردم

17:19.020 --> 17:21.060
.زخمت چطوره ؟ بذار گلوت رو ببینم

17:24.270 --> 17:26.500
.خیلی وقت بود سوزن سمی نخورده بودم

17:26.880 --> 17:29.810
ولی تونستم قبل از اینکه از هوش برم
.یه کپی از خودم بگیرم

17:32.590 --> 17:35.190
.ولی باورم نمیشه یه نوکر دیگه هم اینجا بود

17:35.800 --> 17:37.620
!نوکر فونا هم اینجاست

17:37.620 --> 17:39.090
!ما باید بگیریمش

17:39.090 --> 17:41.890
.من قبلا هرچی داخلش بود رو بیرون آوردم و سوزوندم

17:40.780 --> 17:42.190
!خیالت راحت

17:42.190 --> 17:43.920
--من ازت محاف

17:44.800 --> 17:47.430
چی ؟ سوزوندیش؟ چی رو سوزوندی؟

17:48.020 --> 17:49.580
.نوکر رو

17:49.580 --> 17:52.340
،من به یه گل تبدیلش کردم
.بعد کشیدمش بیرون و سوزوندمش

17:52.970 --> 17:55.940
چی، تو میتونی همچین کاری کنی؟

17:55.940 --> 17:56.920
.آره

17:56.920 --> 17:58.880
!کشیدیش بیرون و سوزوندیش؟

17:58.880 --> 18:00.190
.همینو گفتم

18:02.280 --> 18:04.310
!تو به من دروغ گفتی

18:05.870 --> 18:08.380
!نوکر ها رو شکست بدی <i>میتونی</i> تو

18:08.380 --> 18:12.420
آخرین باری که پرسیدم، گفتی
!نمیدونی چجوری باید شکستشون بدی

18:12.420 --> 18:13.650
واقعا؟

18:14.480 --> 18:16.850
!تو قراره کمکم کنی

18:16.850 --> 18:20.080
!من اجازه نمیدم زندگی های انسانی داشته باشن

18:20.080 --> 18:21.690
!ما از شرشون خلاص میشیم

18:21.690 --> 18:23.750
!هی، تو

18:23.750 --> 18:26.260
!داری با ساتوروی من چیکار میکنی؟

18:26.560 --> 18:29.720
.ای وای، این دختره خیلی رومخه

18:29.720 --> 18:32.220
!هان؟ یه بار دیگه بگو

18:32.220 --> 18:34.230
!دوباره داری ساتورو رو اذیت میکنی

18:34.230 --> 18:35.740
راستی، چجوری اومدی تو؟

18:35.740 --> 18:36.920
!من باید به پلیس زنگ بزنم

18:36.920 --> 18:39.180
!خواهر سومیکا! میچی حالش خوب نیست

18:44.730 --> 18:46.470
هی، چه اتفاقی افتاده، میچی ؟

18:50.010 --> 18:51.320
.داشتم میخوابیدم

18:51.810 --> 18:53.580
!خداروشکر

18:53.580 --> 18:56.540
.فکر کردم دوباره مریضیت برگشته

18:59.840 --> 19:01.450
.این باید به اندازه کافی دور باشه

19:02.190 --> 19:03.930
.بیا صحبتمون رو ادامه بدیم

19:03.930 --> 19:07.080
اون بچه ای که به من حمله کرد
.یه نوکر داخلش داره

19:07.080 --> 19:08.090
.میدونم

19:08.830 --> 19:11.370
!چجوری میتونی راجبش اینقدر عادی رفتار کنی؟

19:11.370 --> 19:13.590
!اگه میدونستی چرا درش نیاوردی ؟

19:13.970 --> 19:16.150
.اون کاملا تبدیل شده

19:16.150 --> 19:19.680
،حتی اگه قالب رو خالی کنیم
.چیزی نیست که داخلش بذاریم

19:16.150 --> 19:19.680
.منظورش جسمه*

19:20.170 --> 19:22.220
...ولی اینجوری

19:22.690 --> 19:24.040
.من باید شکستش بدم

19:24.610 --> 19:25.910
!بیارش بیرون

19:26.400 --> 19:29.990
.اون دختر از یه مریضی خیلی بد رنج می‌برد

19:29.990 --> 19:34.240
.ظاهرا، هرروز آرزوی مرگ میکرده

19:35.240 --> 19:38.530
.و قلبش وایستاد

19:41.160 --> 19:43.710
.اما ناامیدی شون خیلی طولی نکشید

19:44.470 --> 19:48.550
،قلب میچی یه بار دیگه شروع به زدن کرد
.و اون حالش خوب شد

19:49.550 --> 19:52.700
.خواهر هاش هم اون معجزه رو قبول کردن

19:54.320 --> 19:58.140
من هیچ قصدی واسه محروم کردن اونها
.از خوشبختی ندارم

20:02.240 --> 20:04.680
حتی اگه داخلش یه نوکر باشه؟

20:05.120 --> 20:08.150
.باور کردنشون انتخاب درستیه، به خاطر اونها

20:08.720 --> 20:11.620
تازه، اگه که

20:12.300 --> 20:15.620
،قرار بود تو کشتن همه نوکر ها کمک کنم

20:15.620 --> 20:18.980
.شک دارم روزی برسه که تو راضی باشی

20:20.300 --> 20:22.860
.هر  روحی داستان خودش رو داره

20:22.860 --> 20:24.780
.یسری ها نمیخوان زنده بمونن

20:25.100 --> 20:29.490
زمان زیادی طول میکشه تا تصمیم بگیری
.یه نوکر باید کشته بشه یا نه

20:29.490 --> 20:31.440
...زمان

20:31.440 --> 20:34.400
حاضری یه قرن زمان بذاری تا
از روی زمین پاکشون کنی ؟

20:34.400 --> 20:36.720
.اونا تو یه لحظه دو برابر میشن

20:37.090 --> 20:40.680
و تو میگی تا وقتی که نابودشون نکردی
.بر نمیگردی خونه

20:40.680 --> 20:42.600
دویست سال طول میکشه ؟

20:42.600 --> 20:44.040
پونصد سال؟

20:44.600 --> 20:47.410
دوستایی که دوباره متحد کرده بودی
.تا اونموقع مُردن

20:49.680 --> 20:53.730
،جاه‌طلبیت رو تحسین میکنم
.ولی واقع بینانه نیست

20:54.170 --> 20:57.280
.من نمیتونم به اندازه تو عمر کنم

20:57.940 --> 21:00.700
!ه-ه-هرچی میخوای بگو

21:00.700 --> 21:03.010
من به دلایل نوکر ها اهمیت نمیدم

21:03.010 --> 21:06.110
تلاش کردن واسه زندگی کردن جای یه نفر دیگه
!خیلی خودخواهانه است

21:06.110 --> 21:08.210
!من اجازه نمیدم! حالم رو بد میکنه

21:09.180 --> 21:11.170
این انتخابش با توئه؟

21:11.170 --> 21:12.940
!ن-نه

21:12.940 --> 21:14.880
!من مثل نوکر ها نیستم

21:14.880 --> 21:16.700
تو با اونا چه فرقی داری ؟

21:16.700 --> 21:18.750
!من بدنشون رو نمیگیرم

21:18.750 --> 21:22.360
،استفاده کردن بدن مردم بدون اجازشون
!بدون حتی یه مکالمه

21:22.360 --> 21:24.200
!با دزدیدن هیچ فرقی نداره

21:24.200 --> 21:26.090
اوه؟ پس خودت چی ؟

21:26.460 --> 21:29.100
.تو خودت داری با بدن این پسر حرف میزنی

21:34.900 --> 21:39.780
...واسه همین بود که ازم خواست که یادم بمونه

21:40.230 --> 21:42.150
...من نمیخواستم فراموش کنم، پس

21:43.360 --> 21:46.840
نمیخواد به خودت زحمت بدی و
!سعی کنی که منو متقاعد کنی تسلیم شم

21:46.840 --> 21:48.780
!من باید این کارو انجام بدم

21:48.780 --> 21:52.130
!من باید بخاطر همه صلح رو بیارم

21:52.360 --> 21:53.510
.انجامش بده

21:54.380 --> 21:56.090
.من دیگه جلوت رو نمیگیرم

22:03.800 --> 22:05.000
!گندش بزنن

22:05.960 --> 22:07.730
!مشکلش چیه؟

22:08.330 --> 22:09.940
<i>.من انجامش میدم</i>

22:09.940 --> 22:11.680
<i>!ببین که انجامش میدم</i>

22:12.250 --> 22:13.180
.بون

22:13.180 --> 22:14.800
.هی، فوشی

22:14.800 --> 22:17.060
همه نوکر ها رو نابود کردی؟

22:17.710 --> 22:18.820
.هنوز نه

22:19.630 --> 22:22.290
.من میدونم. دوباره داری زحمت میکشی

22:22.650 --> 22:24.740
کاری هست که من بتونم انجام بدم؟

22:25.040 --> 22:27.720
.من هنوز جرئتشو ندارم که یه شمشیر رو تاب بدم

22:27.720 --> 22:30.710
.ولی یه کار دیگه رو امتحان میکنم

22:31.030 --> 22:33.020
.یه کسی هست که میخوام کمکم کنه

22:36.700 --> 22:38.850
فونا، صبحانه چی ؟

22:38.850 --> 22:40.820
.من مشکلی ندارم

22:41.870 --> 22:45.320
آبجی، میتونی ایندفعه واقعا
برام انرژی زا بخری؟

22:45.320 --> 22:47.310
انرژی زا ؟ چی ؟

22:48.930 --> 22:51.360
.صبح بخیر

22:51.680 --> 22:53.160
.صبح بخیر، همگی

22:53.160 --> 22:54.180
.صبح بخیر

24:29.990 --> 24:55.020
پیش نمایش

24:32.010 --> 24:37.260
<i>فوشی تلاش میکند تا مطمئن شود میزوها
.احساس تعلق میکند</i>

24:38.280 --> 24:43.920
<i>در همین حال، شکافی بین میزوها و هانا
.اتفاق می‌افتد</i>

24:45.260 --> 24:47.760
<i>چه نقشی از یک دوست نزدیک انتظار می‌رود؟</i>

24:48.710 --> 24:50.940
<i>و آن چه بهایی دارد؟</i>

24:52.020 --> 24:55.020
<b>ﮏﯾ ﻩﺭﺎﻤﺷ</b>
