WEBVTT

00:00.270 --> 00:05.100
‫تشکیلات ارتش شین

00:01.100 --> 00:02.230
‫شین

00:06.860 --> 00:16.820
‫فی

00:07.230 --> 00:11.410
‫این بار یه لشکر حسابی گنده جمع کردیم‏،‏ نه؟

00:07.230 --> 00:11.410
‫مترجم 𝕏𝕏𝕏𝔼ℕ𝕋𝔸ℂ𝕀𝕆ℕ 
‫دنیای انیمه با افتخار تقدیم می‌کند
‫𝔸𝕟𝕚𝕞𝕖 𝕎𝕠𝕣𝕝𝕕

00:11.410 --> 00:14.470
‫آره‏،‏ گنده‌ترین لشکر از زمان ائتلاف‏!‏

00:14.470 --> 00:16.820
‫ستاد کل انگار حسابی جدیه‏.‏

00:17.220 --> 00:20.580
‫واسه همین دارم فکر می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏

00:20.920 --> 00:24.290
‫این وسط کی قراره سکان‌دار این لشکر عظیم بشه؟

00:24.290 --> 00:25.290
‫دقیقاً‏!‏ خودمم تو کفشم‏.‏

00:25.850 --> 00:28.310
‫یوان‏،‏ چیزی درباره فرمانده کل شنیدی؟

00:29.090 --> 00:32.260
‫نه‏،‏ خودمم دارم از کنجکاوی می‌ترکم‏!‏

00:32.260 --> 00:34.350
‫از شین پرسیدم‏،‏ ولی لام‌تاکام حرف نزد‏.‏

00:34.670 --> 00:38.760
‫گفتن باید تا امروز اسمشو تو سینه‌شون نگه دارن‏.‏

00:39.940 --> 00:44.980
‫اگه این‌قدر رو اسم فرمانده حساسن که حتی یه زمزمه هم درنیاد‏.‏‏.‏‏.‏

00:45.430 --> 00:49.110
‫یعنی قراره یه جنگ درست‌ودرمان راه بندازیم‏!‏

00:47.730 --> 00:49.110
‫له

00:49.110 --> 00:50.480
‫یو

00:53.450 --> 00:56.990
‫تموم لشکر ما قراره به غرب چائو یورش ببره‏!‏

00:57.680 --> 01:00.080
‫پس این همون فرمانده کل ارتشه‏.‏‏.‏‏.‏

01:00.080 --> 01:02.950
‫غرب چائو؟ همون که فکرشو می‌کردیم‏.‏

01:05.150 --> 01:11.020
‫این نبرد ما رو می‌بره تو یه جنگ تمام‌عیار با دشمن قدیمی‌مون‏،‏ چائو‏.‏

01:11.020 --> 01:12.480
‫دشمن هم به همون اندازه قویه‏.‏

01:12.480 --> 01:15.050
‫اونا احتمالاً با همه وجودشون می‌جنگن‏.‏

01:15.430 --> 01:17.340
‫ولی شما اصلاً جا نزنید‏!‏

01:17.340 --> 01:21.500
‫پیروز بشید و پرچم شین رو تو خاک چائو بکوبید‏!‏

01:21.500 --> 01:22.600
‫گرفتید؟

01:25.430 --> 01:29.230
‫حالا وقتشه سکان‌دار کل رو معرفی کنیم‏!‏

01:29.540 --> 01:31.860
‫باریکلا‏!‏ فرمانده کل کیه؟

01:32.130 --> 01:33.820
‫دیگه کی می‌تونه باشه‏.‏‏.‏‏.‏؟

01:34.280 --> 01:35.400
‫بیا بالا‏،‏ روی صحنه‏!‏

01:38.660 --> 01:40.660
‫ژنرال‏.‏‏.‏‏.‏ کانکی؟‏!‏

01:42.100 --> 01:45.370
‫وای نه‏!‏ باز باید زیر دست این یارو کار کنیم؟

01:45.370 --> 01:50.880
‫هوان

01:45.620 --> 01:50.880
‫یه لشکر گنده‏،‏ یه سردار گنده می‌خواد‏!‏ نوبت رئیسه‏!‏

01:47.680 --> 01:48.990
‫رئیس‏!‏

01:51.260 --> 01:55.380
‫خب‏،‏ کانکی همونه که کویوکو رو فتح کرد‏.‏

01:55.650 --> 02:01.510
‫معلومه قراره حمله بعدی به غرب چائو رو اون بترکونه‏.‏

02:02.050 --> 02:06.180
‫و فرمانده بعدی‏.‏‏.‏‏.‏

02:06.180 --> 02:07.200
‫ها؟ چی؟

02:07.200 --> 02:08.500
‫یکی دیگه؟

02:09.310 --> 02:10.650
‫بیا روی صحنه‏!‏

02:12.360 --> 02:14.090
‫ژنرال یوتانوا‏!‏

02:14.530 --> 02:17.400
‫بی

02:14.800 --> 02:17.400
‫چـ‏.‏‏.‏‏.‏ چی؟‏!‏

02:17.760 --> 02:18.560
‫هِکی‏-‏ساما‏!‏

02:18.560 --> 02:20.310
‫هکی‏-‏ساما از اسبشون افتادن‏!‏

02:21.820 --> 02:25.580
‫این از قوم کوهستانه‏.‏‏.‏‏.‏ اوه‏،‏ ملکه‌ست‏!‏

02:25.580 --> 02:26.290
‫یعنی چی‏.‏‏.‏‏.‏؟

02:26.710 --> 02:29.710
‫آره‏،‏ قوم کوهستان پیداشون شد‏!‏

02:31.170 --> 02:33.040
‫اینا دیگه کی‌ان؟

02:33.410 --> 02:35.710
‫انگار دشمنن‏!‏

02:35.710 --> 02:37.760
‫باجیو‏!‏ تاجیفو‏!‏

02:40.450 --> 02:43.180
‫دمتون گرم که باز شونه‌به‌شونه هم می‌جنگیم‏!‏

02:43.180 --> 02:45.930
‫شین‏،‏ حسابی مرد شدی‏!‏

02:47.580 --> 02:48.520
‫آره‏،‏ خودمم باورم نمی‌شه‏!‏

02:48.520 --> 02:50.490
‫شـ‏.‏‏.‏‏.‏ شین‏!‏

02:51.420 --> 02:53.000
‫سـ‏.‏‏.‏‏.‏ سلام‏!‏

02:53.690 --> 02:56.820
‫تاجیفو‏!‏ حالا دیگه زبونت باز شده‏!‏

02:56.820 --> 02:58.440
‫عصر‏.‏‏.‏‏.‏ بخیر‏!‏

02:59.860 --> 03:01.860
‫خب‏،‏ هنوز جای کار داره‏،‏ ولی بد نیست‏!‏

03:01.860 --> 03:04.160
‫فرمانده‌مون‏.‏‏.‏‏.‏ این دیگه خیلی خفنه‏!‏

03:04.160 --> 03:08.160
‫صبر کن ببینم‏!‏ این چرت‌وپرتا درباره فرمانده دوم چیه؟

03:08.160 --> 03:10.870
‫مگه رئیس‏،‏ فرمانده کل نیست؟

03:11.240 --> 03:15.520
‫کانکی و یوتانوا فقط سرکرده‌های لشکرهای خودشونن‏.‏

03:15.520 --> 03:17.760
‫اونا فرمانده کل قوا نیستن‏.‏

03:18.290 --> 03:20.510
‫فرمانده کل یکی دیگه‌ست‏.‏

03:20.910 --> 03:25.140
‫این جنگ تو مقیاس گنده‌ست‏،‏ با سه تا لشکر‏!‏

03:25.140 --> 03:27.670
‫پس‏.‏‏.‏‏.‏ یه فرمانده سوم هم داریم؟

03:27.670 --> 03:29.640
‫یعنی مسئول لشکر سوم؟

03:29.640 --> 03:31.270
‫اون فرمانده کل قواست؟

03:31.800 --> 03:33.310
‫دقیقاً همونه‏!‏

03:33.920 --> 03:35.110
‫بیا بالا‏،‏ روی صحنه‏!‏

03:35.970 --> 03:39.030
‫فرمانده کل قوا‏،‏ ژنرال اوسِن‏!‏

03:39.030 --> 03:40.990
‫وانگ

03:41.490 --> 03:43.740
‫ژنرال‏.‏‏.‏‏.‏ اوسِن؟‏!‏

03:43.740 --> 03:45.740
‫فرمانده کل قواست؟

03:48.520 --> 03:52.250
‫شین‏.‏‏.‏‏.‏ این یعنی چی؟

03:52.560 --> 03:56.250
‫آره‏،‏ قراره یه لشکر متحد درست کنیم‏.‏

03:56.550 --> 03:59.510
‫که اوسِن‏،‏ کانکی و یوتانوا سکانشو بگیرن‏.‏

04:00.300 --> 04:02.080
‫برای این جنگ بزرگ با چائو‏!‏

05:37.390 --> 05:39.760
‫زنده باد شین‏!‏

05:41.190 --> 05:46.450
‫وای داداش‏،‏ یعنی قبل جنگ باید از این خراب‌شده رد بشیم؟

05:46.450 --> 05:48.110
‫آروم‏،‏ دان‏!‏ یه کم صبر کن‏!‏

05:49.080 --> 05:51.360
‫هی‏!‏ درست راه برید‏،‏ یه کم نظم‏!‏

05:51.360 --> 05:53.950
‫گان‌تو‏،‏ دست و پاتو با هم هماهنگ کن‏!‏

05:54.490 --> 05:57.040
‫حالا دیگه حسابی اسم‌ورسم‌دار شدیم‏!‏

05:57.040 --> 06:01.920
‫آره‏،‏ قبلاً از یه زمین نزدیک اینجا راهی جنگ می‌شدیم‏.‏

06:02.300 --> 06:04.090
‫دیاو‏!‏ چقدر وقته ندیدمت‏!‏

06:04.410 --> 06:05.550
‫بی‏!‏

06:05.550 --> 06:06.920
‫سرحال به نظر میای‏!‏

06:07.250 --> 06:11.140
‫تو هم بد نیستی‏!‏ از جنوب احضارت کردن؟

06:11.420 --> 06:15.100
‫آره‏،‏ این لشکر از اون غول‌پیکرهاست‏.‏

06:15.430 --> 06:17.560
‫شنیدم نزدیک 200 هزار سرباز داره‏.‏

06:17.830 --> 06:21.480
‫فکرشم نمی‌کردم یه همچین لشکر متحد ببینیم‏.‏

06:21.480 --> 06:24.860
‫می‌دونی‏،‏ تو دوره شش ژنرال بزرگ چندتا از این لشکرا بودن‏.‏

06:24.860 --> 06:26.650
‫ولی این روزا این اولینشه‏.‏

06:27.610 --> 06:29.410
‫فقط این نیست‏،‏ رفیق‏.‏

06:30.320 --> 06:35.190
‫یه جور استرس عجیب بین بالاسری‌ها‏،‏ حتی لرد چانگ‌وِن‏،‏ موج می‌زنه‏.‏

06:35.680 --> 06:42.170
‫این لشکرکشی به غرب چائو خیلی گنده‌تر از اونه که فکرشو می‌کردیم‏،‏ دیاو‏.‏

06:44.290 --> 06:49.740
<i>‫جدی می‌گی؟ پس فقط به ما چهار تا و سه ژنرال درباره حمله به یه گفتن‏.‏</i>

06:49.740 --> 06:54.690
<i>‫تا نقشه‌مون لو نره‏!‏</i>

06:58.480 --> 07:00.050
‫ژنرال اوسِن‏!‏

07:00.050 --> 07:02.230
‫فرمانده کل قوا اوسِنه‏!‏

07:02.910 --> 07:04.860
‫نظر تو چیه‏،‏ دیاو؟

07:04.860 --> 07:09.650
‫فکر می‌کنی زیر دست اوسِن قراره چه خاکی به سرمون بریزیم؟

07:10.560 --> 07:15.360
‫راستشو بخوای‏،‏ هنوز ته دلم بهش اعتماد ندارم‏.‏

07:15.360 --> 07:17.620
‫اون کارایی که تو سانیو کرد‏.‏‏.‏‏.‏

07:17.960 --> 07:23.000
‫یه چیزی تو نگاهش هست که حتی رفیقاشو هم می‌ترسونه‏.‏

07:23.280 --> 07:24.390
‫حتی لرد چانگ‌پینگ رو؟

07:25.200 --> 07:30.190
‫یعنی حتی فرمانده کل ارتش هم به مرام اوسِن شک داره؟

07:30.190 --> 07:33.340
‫چی؟ پس چرا یکی مثل اونو کردن فرمانده کل؟

07:33.770 --> 07:38.310
‫اوسِن یه جور قدرت پنهان داره که این ترس و لرزا رو جبران می‌کنه‏.‏

07:39.310 --> 07:41.560
‫مگه نه اینکه ژنرال کوشو روش مهر تأیید زده؟

07:42.050 --> 07:44.680
‫ژنرال کوشو کیه؟

07:44.680 --> 07:47.320
‫تنها استراتژیستی که تونست جزو شش بزرگ بشه‏.‏

07:47.680 --> 07:51.950
‫شش ژنرال بزرگ تو میدان جنگ دستشون حسابی باز بود‏.‏

07:52.630 --> 07:56.010
‫ولی کوشو بود که نقشه‌هاشونو عملی می‌کرد‏.‏

07:56.010 --> 07:59.330
‫بعضیا می‌گن عملاً پنج‌تای دیگه رو زیر پر و بالش داشت‏.‏

07:59.330 --> 08:01.920
‫چی؟ عجب یارویی‏!‏

08:01.920 --> 08:05.460
‫ژنرال کوشو استاد استراتژی من بود‏.‏

08:06.520 --> 08:10.550
‫یه بار بهم گفت‏.‏‏.‏‏.‏

08:11.240 --> 08:18.260
‫اوسِن نابغه‌ایه که با تیزهوشی استراتژیکش می‌تونه بین شش بزرگ جا باز کنه‏.‏

08:18.680 --> 08:22.650
‫اگه مهارت‌هاش از اون موقع شناخته شده بود‏.‏‏.‏‏.‏

08:22.650 --> 08:24.780
‫پس الان باید‏.‏‏.‏‏.‏

08:25.920 --> 08:28.560
‫بستگی داره جنگ چطور پیش بره‏.‏

08:28.560 --> 08:31.280
‫شاید مجبور بشید نقشه یه رو که بهتون دادن کنار بذارید‏.‏

08:32.750 --> 08:35.910
‫چی؟ نقشه‌ای که این‌قدر روش زحمت کشیدیم رو بندازیم دور؟

08:36.670 --> 08:39.440
<i>‫نه اینکه به نقشه اعتماد نداشته باشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

08:39.440 --> 08:43.150
<i>‫فقط گفته انعطاف‌پذیری رو تو اولویت بذاریم‏.‏</i>

08:43.150 --> 08:47.150
<i>‫حمله به یه این‌قدر غیرقابل پیش‌بینیه‏.‏</i>

08:48.000 --> 08:51.150
‫تصمیم‌گیری رو به شما می‌سپارم‏.‏

08:51.150 --> 08:52.630
‫گرفتم‏.‏

08:53.530 --> 08:56.340
‫روش حساب می‌کنم‏،‏ ژنرال اوسِن‏.‏

08:58.000 --> 08:59.350
‫فرمانده کل‏.‏‏.‏‏.‏

08:59.840 --> 09:03.510
‫قبل از حرکت‏،‏ یه چیزی می‌خوام ازت بپرسم‏.‏

09:06.210 --> 09:07.990
‫عجب شهرتی پیدا کردیم‏!‏

09:08.880 --> 09:12.400
‫اون شینه؟ اونجا چه غلطی می‌کنه؟

09:12.670 --> 09:16.360
‫هی‏،‏ ببخشید این‌جوری صدات کردم که بیای اینجا‏.‏

09:16.360 --> 09:17.280
‫سِی‏!‏

09:18.690 --> 09:19.910
‫چه خبره؟

09:20.990 --> 09:21.370
‫عالی‌جناب‏!‏

09:21.790 --> 09:23.620
‫اعلی‌حضرت‏!‏

09:23.620 --> 09:27.040
‫چرا وایستادید؟ راه رو بند آوردید‏!‏

09:27.040 --> 09:29.040
‫تشریفات رو ول کنید‏،‏ راه بیفتید‏!‏

09:30.760 --> 09:32.170
‫کی تو رو پادشاه کرد‏،‏ آخه؟

09:33.800 --> 09:37.350
‫عجب‏!‏ از چیزی که فکر می‌کردم آروم‌تری‏.‏

09:37.800 --> 09:47.520
‫خب‏،‏ گفتم حالا که قراره تو جنگ‌های «بکن یا بمیر» خودمونو نشون بدیم‏.‏‏.‏‏.‏

09:48.120 --> 09:51.810
‫مثل همیشه یه کم قاتی‌پاتی می‌شه‏!‏

09:54.420 --> 09:56.820
‫ولی گوش کن‏،‏ سِی‏.‏‏.‏‏.‏ اونو آوردی؟

09:57.320 --> 09:58.200
‫آره‏.‏

09:58.200 --> 10:00.780
‫نگران نباش‏،‏ داره میاد‏.‏

10:16.290 --> 10:18.430
‫ها‏.‏‏.‏‏.‏ شین؟

10:18.770 --> 10:22.930
‫اون‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً‏.‏‏.‏‏.‏؟

10:24.060 --> 10:26.060
‫من بازش می‌کنم‏.‏ محکم بگیرش‏!‏

10:26.960 --> 10:28.250
‫گرفتی؟

10:28.250 --> 10:29.110
‫آره‏!‏

10:36.340 --> 10:37.280
‫شین‏!‏

10:37.520 --> 10:38.430
‫آره‏!‏

10:40.370 --> 10:42.780
‫تبرزین ژنرال اوهوکی‏!‏

10:51.800 --> 10:53.000
‫بچه‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

10:53.520 --> 10:57.090
‫بالاخره شین تبرزین اوهوکی رو برداشت‏!‏

10:57.480 --> 11:02.430
‫طبیعیه‏!‏ آدمای معمولی زیر وزن این غول دووم نمیارن‏.‏

11:03.030 --> 11:07.100
‫شین‏،‏ حس تبرزین اوهوکی تو دستت چطوره؟

11:07.740 --> 11:08.850
‫خب‏.‏‏.‏‏.‏

11:09.690 --> 11:14.550
‫راستش‏،‏ اون موقع کلی چیز بهم گفتن که این تبرزین مال من نیست‏.‏

11:14.550 --> 11:17.480
‫ولی حالا‏.‏‏.‏‏.‏ که دوباره گرفتمش‏.‏‏.‏‏.‏

11:18.270 --> 11:21.490
‫حسابی سنگین و داغه‏!‏

11:22.660 --> 11:26.830
‫مثل اینه که بخوای یه کوه رو تکون بدی‏!‏

11:27.750 --> 11:31.830
‫شین‏،‏ با رفیق‌هات تا پای جون بجنگ‏.‏‏.‏‏.‏

11:32.970 --> 11:36.400
‫آره‏،‏ حالا حالیمه‏،‏ ژنرال‏!‏

11:37.190 --> 11:38.760
‫فکر می‌کنی بتونی از پسش بربیای‏،‏ شین؟

11:40.120 --> 11:43.260
‫اگه زیادی تند برم‏،‏ خودم باهاش می‌چرخم‏!‏

11:43.550 --> 11:45.820
‫باید کم‌کم بهش عادت کنم‏.‏

11:45.820 --> 11:48.350
‫خب‏،‏ دیگه باید بزنم به چاک‏،‏ سِی‏!‏

11:48.890 --> 11:49.680
‫شین‏!‏

11:51.270 --> 11:54.400
‫مثل همیشه منتظر خبر پیروزی‌تم‏.‏

11:54.720 --> 11:55.650
‫ خیالت تخت‏!‏

11:55.650 --> 11:59.650
‫این غول قراره سر لی مو رو بفرسته هوا‏،‏ سِی‏!‏

12:00.160 --> 12:02.950
‫بچه‌های فی‌شین‏،‏ بزنید بریم‏!‏

12:11.710 --> 12:13.650
<i>‫سال یازدهم سلطنت آینده شی‌هوانگ‌دی‏.‏‏.‏‏.‏</i>

12:13.650 --> 12:16.840
<i>‫لشکرهای متحد اوسِن‏،‏ کانکی و یوتانوا‏.‏‏.‏‏.‏</i>

12:17.200 --> 12:19.410
<i>‫به سمت چائو حرکت کردن‏.‏</i>

12:20.460 --> 12:23.430
‫ووبای‏،‏ جبهه غربی چائو

12:21.700 --> 12:23.430
‫گزارش فوری‏!‏

12:24.010 --> 12:27.200
‫یه لشکر گنده از کانیو تو شین راه افتاده‏!‏

12:27.200 --> 12:28.640
‫ژنرال‌هاش کانکی‏.‏‏.‏‏.‏

12:28.640 --> 12:33.240
‫اوسِن و یوتانوا‏،‏ پادشاه قوم کوهستان غرب شین‏!‏

12:33.240 --> 12:35.770
‫فکر می‌کنن دارن سمت کویوکو می‌رن‏!‏

12:36.270 --> 12:38.350
‫قوم کوهستان غربی‏.‏‏.‏‏.‏

12:38.350 --> 12:40.230
‫همونا که زوی رو نجات دادن‏!‏

12:40.670 --> 12:41.740
‫چند نفرن؟

12:42.270 --> 12:44.740
‫بین 100 تا 200 هزار نفر‏!‏

12:46.000 --> 12:49.490
‫دویست هزار؟‏!‏ سه برابر اونی که به کویوکو زدن‏!‏

12:49.760 --> 12:52.600
‫فرمانده کل ارتش شین‏،‏ لرد چانگ‌پینگ‏.‏‏.‏‏.‏

12:52.600 --> 12:56.410
‫حتماً فهمیده جنگ فرسایشی تو غرب چائو کارشونو تموم می‌کنه‏.‏

12:56.410 --> 12:58.850
‫می‌خواد همه‌چیزو تو همون راند اول تموم کنه‏.‏

12:58.850 --> 13:00.090
‫یارو عجب زرنگیه‏!‏

13:00.090 --> 13:02.420
‫حالا وقت تعریف از دشمن نیست‏!‏

13:02.990 --> 13:05.490
‫کانکی‏،‏ اوسِن‏،‏ پادشاه کوهستان‏.‏‏.‏‏.‏

13:05.490 --> 13:07.680
‫این لشکر متحد رو یه مشت یاغی دارن می‌چرخونن‏!‏

13:08.030 --> 13:12.270
‫ولی اگه تارومارشون کنیم‏،‏ شین حسابی ضربه می‌خوره‏.‏

13:12.750 --> 13:14.270
‫یه مسابقه سرنوشت‌ساز‏!‏

13:14.830 --> 13:19.500
‫کاینه‏،‏ یه قاصد به هاندان بفرست و ژنرال کوچو رو بخواه‏.‏   نرال کوچو؟‏!‏ نگهبان پایتخت‏،‏ اینجا؟‏!‏

13:23.370 --> 13:26.990
‫دشمن داره با همه قواش وارد گود می‌شه‏.‏

13:27.340 --> 13:31.120
‫شاید بد نباشه جیهوی از لی‌یِن رو هم صدا کنیم‏.‏

13:31.370 --> 13:36.310
‫آره‏.‏ کاینه‏،‏ یه قاصد دیگه بفرست و جیهوی رو فوری اینجا بخواه‏.‏

13:36.310 --> 13:38.230
‫چـ‏.‏‏.‏‏.‏ چشم‏،‏ قربان‏!‏

13:38.230 --> 13:43.190
‫فودی‏،‏ 10 هزار سرباز از گوو بیار‏.‏

13:43.190 --> 13:44.340
‫حله‏!‏

13:46.010 --> 13:47.680
‫حالا دیگه حسابی داره باحال می‌شه‏!‏

13:48.200 --> 13:52.570
‫تا همه جمع بشن‏،‏ من می‌رم خط مقدم اطلاعات جمع کنم‏.‏

13:55.100 --> 13:56.110
‫شون شوی‌شو‏!‏

13:57.280 --> 14:01.010
‫حواست به حرکت و حجم تدارکات دشمن حسابی باشه‏.‏

14:01.010 --> 14:03.280
‫این‌جوری می‌فهمیم دشمن چه خوابی دیده‏.‏

14:04.850 --> 14:06.280
‫گرفتم‏.‏

14:10.780 --> 14:13.430
‫شین؟ شین‏!‏

14:14.300 --> 14:19.200
‫یوان‏،‏ آروم‌تر‏!‏ دارم با تبرزین این ژنرال بزرگ حال می‌کنم‏!‏

14:19.200 --> 14:22.250
‫دنبال هه‌لیاو دیاوام‏.‏ می‌دونی کجاست؟

14:22.250 --> 14:24.380
‫دیاو عقب لشکره‏،‏ رفیق‏.‏

14:25.030 --> 14:26.050
‫عقب لشکر؟

14:26.590 --> 14:29.520
‫حالا ما زیر پرچم توایم‏،‏ یوتانوا‏.‏

14:29.520 --> 14:33.680
‫ولی نیروی فی‌شین وقتی دستش باز باشه‏،‏ حسابی می‌ترکونه‏!‏

14:33.680 --> 14:41.150
‫شین

14:34.160 --> 14:38.010
‫اگه قراره نقشه‌های دقیق و حساسی اجرا کنیم‏،‏

14:38.010 --> 14:41.150
‫دلم نمی‌خواد وسط کارای اصلی باشیم‏.‏

14:41.420 --> 14:45.320
‫نگران نباش‏.‏ بهم گفتن چطور باهاتون تا کنم‏.‏

14:45.320 --> 14:47.530
‫جدی؟ بهت گفتن؟

14:47.920 --> 14:52.130
‫باورم نمی‌شه چقدر بزرگ شدید‏!‏

14:53.120 --> 14:54.450
‫اولش‏.‏‏.‏‏.‏

14:55.180 --> 14:58.540
‫فقط سه نفرتون اومده بودید پیشم‏.‏

14:59.290 --> 15:02.570
‫اوه‏،‏ نه‏!‏ چهارتا بودیم‏.‏ بی هم بود‏.‏

15:02.570 --> 15:04.000
‫آه‏،‏ جدی؟

15:04.000 --> 15:05.500
‫بی

15:05.920 --> 15:13.930
‫اون موقع‏،‏ من و شین و سِی فکرشم نمی‌کردیم کارمون به اینجا بکشه‏.‏

15:14.710 --> 15:15.760
‫نه؟

15:17.090 --> 15:18.560
‫یادمه اون موقع‏.‏‏.‏‏.‏

15:18.560 --> 15:22.810
‫تو چشمای سِی نگاه کردم و فهمیدم این بشر یه روزی به اینجا می‌رسه‏.‏

15:23.210 --> 15:26.340
‫هوم‏.‏ پس فکر کنم این‏.‏‏.‏‏.‏

15:28.580 --> 15:31.360
‫این آخرای لشکر کانکی اینجا چی‌کار می‌کنه؟‏!‏

15:32.310 --> 15:37.450
‫اینا مثل لاک‌پشت حرکت می‌کنن‏!‏ حالا که سرعت حرف اولو می‌زنه‏!‏

15:37.740 --> 15:43.670
‫راستش‏،‏ نیروی فی‌شین که داره ما کوهستانی‌ها رو هدایت می‌کنه‏،‏ زیادی تند می‌ره‏.‏

15:44.990 --> 15:46.040
‫هه‌لیاو دیاو‏!‏

15:46.390 --> 15:50.260
‫یه کم آروم‌تر‏.‏ از بین کسایی که از حمله به یه خبر دارن‏،‏

15:50.260 --> 15:53.630
‫تو و لرد چانگ‌پینگ زیادی توی فاز استرسید‏.‏

15:54.960 --> 15:59.430
‫این استرس غیرطبیعی به سربازا هم سرایت می‌کنه‏.‏‏.‏‏.‏

15:59.810 --> 16:03.520
‫و دشمن هم حسش می‌کنه‏.‏

16:05.200 --> 16:08.270
‫حتماً خودت می‌دونی‏،‏ ولی حمله به یه‏.‏‏.‏‏.‏

16:08.270 --> 16:11.250
‫طوری نشون می‌ده که انگار داریم از کویوکو به غرب چائو حمله می‌کنیم‏.‏

16:08.270 --> 16:18.790
‫ارتش شین

16:08.270 --> 16:18.790
‫کویوکو

16:08.270 --> 16:18.790
‫ارتش چائو

16:08.270 --> 16:18.790
‫هاندان

16:08.270 --> 16:18.790
‫یه

16:08.270 --> 16:18.790
‫کوه‌های تای‌هانگ

16:11.250 --> 16:13.930
‫تا چائو نیروهای اصلیشو تو غرب جمع کنه‏.‏

16:13.930 --> 16:18.320
‫بعدش وسط راه مسیرمونو عوض کنیم و یه‌راست بریم سمت پایتخت‏.‏

16:18.790 --> 16:28.550
‫هاندان

16:18.790 --> 16:28.550
‫یه

16:19.170 --> 16:22.450
‫اگه نقشه حمله به غرب زود لو بره‏،‏

16:22.450 --> 16:24.850
‫پایتخت دفاعشو قوی‌تر می‌کنه‏.‏

16:24.850 --> 16:28.550
‫اون موقع دیگه هیچ شانسی برای نزدیک شدن بهش نداریم‏.‏

16:28.900 --> 16:33.220
‫به عبارت دیگه‏،‏ مراحل اول بستگی داره به اینکه چقدر بتونیم لی مو رو گول بزنیم‏.‏

16:33.220 --> 16:36.220
‫و نذاریم نقشه‌مون برای یه لو بره‏.‏

16:36.580 --> 16:39.610
‫باید طوری رفتار کنی که انگار این یه جنگ معمولیه‏.‏

16:39.610 --> 16:44.230
‫تو لشکری به این گندگی‏،‏ حتماً چندتا جاسوس دشمن قاتی سربازا هست‏.‏

16:44.230 --> 16:46.320
‫ما این‌جا با لی مو طرفیم‏.‏

16:47.150 --> 16:50.430
‫جنگ از همین حالا شروع شده‏،‏ هه‌لیاو دیاو‏.‏

16:52.950 --> 16:55.740
‫آهان‏،‏ مرسی یوتانوا‏!‏

16:56.570 --> 17:00.990
‫انبار تدارکات‏،‏ جین‌آن

16:57.200 --> 17:00.990
<i>‫جین‌آن‏:‏ انبار تدارکات ارتش شین‏،‏</i>

17:00.990 --> 17:04.710
‫ارتش متحد شین

17:00.990 --> 17:04.710
‫تدارکات

17:00.990 --> 17:04.710
‫جین‌آن

17:00.990 --> 17:04.710
‫کویوکو

17:01.380 --> 17:04.710
<i>‫تقریباً پنج روز راه تا کویوکو‏.‏</i>

17:05.040 --> 17:09.960
‫خط تدارکات به کویوکو

17:05.280 --> 17:10.680
<i>‫همون‌طور که یوتانوا حدس زده بود‏،‏ سربازای چائو قبلاً تو ارتش شین نفوذ کرده بودن‏.‏</i>

17:11.210 --> 17:17.110
<i>‫حتی تو گروه پیشرو که تدارکات شین رو جابه‌جا می‌کردن‏،‏ جاسوس داشتن‏.‏</i>

17:18.680 --> 17:20.430
‫چائو

17:19.420 --> 17:20.430
‫گزارش‏!‏

17:20.820 --> 17:25.270
‫تدارکات هنوز از شین به جین‌آن فرستاده می‌شن‏!‏

17:25.560 --> 17:30.520
‫شِن‌هوا‏،‏ جبهه غربی چائو

17:25.690 --> 17:29.080
‫یه خط طولانی از ارابه‌ها از اونجا تا کویوکو کشیده شده‏!‏

17:29.080 --> 17:30.570
‫مطمئنی؟

17:30.570 --> 17:33.740
‫بله قربان‏!‏ با گزارشای جاسوسامون جور درمیاد‏.‏

17:34.320 --> 17:38.110
‫جاسوسامون می‌گن بیشتر از 500 هزار دَن تدارکات به کویوکو فرستاده شده‏!‏

17:39.080 --> 17:42.340
‫پانصد هزار دَن به کویوکو؟

17:42.340 --> 17:45.100
‫یعنی هر سه لشکر قراره اونجا توقف کنن‏.‏

17:45.100 --> 17:47.620
‫بعد یهو با هم حمله می‌کنن‏.‏

17:48.480 --> 17:52.080
‫ارتش شین همه‌چیزو رو حمله از کویوکو گذاشته‏.‏

17:52.080 --> 17:55.170
‫اینو با گزارش به لی مو برسون‏.‏

17:55.170 --> 17:55.850
‫چشم‏!‏

17:56.380 --> 18:00.390
‫انبار تدارکات‏،‏ جین‌آن

17:57.140 --> 18:01.810
<i>‫اما تو یه تأسیسات زیرزمینی که سه ماه پیش تو جین‌آن ساخته شده بود‏،‏</i>

18:00.720 --> 18:04.310
‫تأسیسات زیرزمینی فوق‌محرمانه

18:01.810 --> 18:06.550
<i>‫تدارکاتی که اونجا انبار شده بودن‏،‏ موقتاً تخلیه شدن‏.‏</i>

18:06.550 --> 18:09.580
<i>‫و به جاش بسته‌های تقلبی با خاک و چوب درست کردن که همون وزنو داشته باشه‏.‏</i>

18:10.840 --> 18:15.230
<i>‫خط تدارکاتی که چائو این‌قدر زیر نظر داشت‏،‏ از جین‌آن به کویوکو‏.‏‏.‏‏.‏</i>

18:15.230 --> 18:17.200
<i>‫یه خط تقلبی بود‏.‏</i>

18:17.200 --> 18:22.500
<i>‫تدارکات واقعی آروم‌آروم تو جین‌آن جمع می‌شد‏.‏</i>

18:23.620 --> 18:29.580
‫وانگ

18:24.130 --> 18:28.300
<i>‫بازی ارتش شین همین حالا شروع شده بود‏.‏</i>

18:32.850 --> 18:35.270
‫همه نیروها‏،‏ استراحت‏!‏

18:35.270 --> 18:36.090
‫چشم‏!‏

18:36.090 --> 18:37.850
‫توقف برای استراحت‏!‏

18:37.850 --> 18:39.430
‫یه کم استراحت کنید‏!‏

18:41.620 --> 18:44.460
‫چیزی جلو راهمون گیر کرده؟

18:44.460 --> 18:45.770
‫خودمم نمی‌دونم‏!‏

18:45.770 --> 18:48.230
‫فی

18:49.030 --> 18:50.070
‫بارون‏!‏

18:53.230 --> 18:55.440
‫این بارون از اون عجیب‌غریباست‏.‏

18:55.440 --> 18:57.760
‫فکر نکنم حالا حالاها بند بیاد‏.‏

18:57.760 --> 19:01.720
‫راه رفتن زیر بارون حسابی آدمو خسته می‌کنه‏.‏

19:01.720 --> 19:04.410
‫اوسِن گفته باید قوامونو نگه داریم‏.‏

19:04.860 --> 19:10.330
‫یعنی وقتی وقت دویدن برسه‏،‏ قراره حسابی ازمون کار بکشه‏!‏

19:12.860 --> 19:15.000
‫پس قضیه اینه‏!‏

19:16.160 --> 19:18.060
‫مدیریت انرژی لشکر‏.‏‏.‏‏.‏

19:18.940 --> 19:21.510
‫ژنرال اوسِن داره برای نمایش اصلی آماده‌مون می‌کنه‏.‏

19:21.890 --> 19:23.700
‫کارش از همین حالا شروع شده‏.‏

19:24.970 --> 19:26.720
‫چائو

19:25.460 --> 19:26.720
‫گزارش‏!‏

19:27.360 --> 19:30.270
‫ارتش شین دو روز دیگه به جین‌آن می‌رسه‏.‏

19:30.270 --> 19:32.600
‫از اونجا تا کویوکو پنج روز راهه‏.‏

19:33.050 --> 19:36.630
‫تحرک خاصی تو منطقه کویوکو دیده نشده‏!‏

19:36.630 --> 19:39.440
‫فکر می‌کنیم منتظر رسیدن لشکر متحدن‏!‏

19:39.970 --> 19:45.500
‫شون شوی‌شو‏،‏ لی مو گفته برگردی ووبای و به اردوش ملحق شی‏.‏

19:45.500 --> 19:48.410
‫گرفتم‏.‏ بی‌یو‏،‏ این‌جا رو تو می‌گردونی‏.‏

19:49.180 --> 19:51.660
‫اگه چیزی شد‏،‏ فوری به ووبای خبر بده‏.‏

19:51.920 --> 19:52.640
‫چشم‏!‏

19:53.370 --> 19:55.920
‫چیز دیگه‌ای برای گزارش داری؟

19:56.460 --> 19:58.640
‫ام‏.‏‏.‏‏.‏ یه چیز دیگه‏.‏

19:58.640 --> 19:59.550
‫چیه؟

20:00.300 --> 20:04.880
‫جاسوسامون تو انبار تدارکات دشمن تو جین‌آن‏.‏‏.‏‏.‏

20:05.480 --> 20:07.930
‫پنج‌تاشون تا حالا غیبشون زده‏.‏

20:08.320 --> 20:09.600
‫پنج‌تا؟‏!‏

20:11.290 --> 20:14.020
‫جایی دیگه کسی کشته شده؟

20:14.330 --> 20:15.170
‫نه‏.‏

20:15.650 --> 20:17.770
‫تو خط تدارکات هیچ‌کس‏.‏

20:18.260 --> 20:19.580
‫جین‌آن؟

20:20.400 --> 20:24.780
‫چرا جین‌آن از همه‌جا بیشتر مراقبت می‌شه؟

20:25.790 --> 20:29.830
‫چرا یه انبار ساده این‌قدر امنیت داره؟

20:30.630 --> 20:31.970
‫چون‏.‏‏.‏‏.‏

20:33.060 --> 20:36.540
‫جین‌آن یه انبار ساده نیست‏.‏

20:37.200 --> 20:38.670
‫شون شوی‌شو‏،‏ قربان؟

20:37.200 --> 20:40.170
‫جین‌آن یه راز داره‏.‏

20:38.670 --> 20:40.170
‫آروم‏!‏

20:40.660 --> 20:44.780
‫یه راز‏.‏‏.‏‏.‏ شین داره چیزی رو تو جین‌آن قایم می‌کنه‏.‏

20:45.510 --> 20:48.850
‫تو یه انبار تدارکات چی قایم می‌کنن؟

20:49.950 --> 20:51.140
‫جواب معلومه‏:‏

20:52.760 --> 20:56.690
‫تدارکات چند هفته برای 200 هزار سرباز‏.‏

20:57.900 --> 21:00.230
‫همه تدارکاتشون تو جین‌آنه؟‏!‏

21:00.230 --> 21:03.400
‫ولی اونا دارن همه‌چیزو به کویوکو می‌فرستن‏.‏‏.‏‏.‏

21:04.810 --> 21:07.440
‫بی‌یو‏،‏ یه گزارش فوری برای لی مو بفرست‏.‏

21:07.440 --> 21:10.570
‫شاید ارتش شین مسیرشو از جین‌آن عوض کنه‏!‏

21:10.570 --> 21:11.410
‫چشم‏!‏

21:11.760 --> 21:14.080
‫ولی هنوز مدرکی نداریم‏!‏

21:14.680 --> 21:17.300
‫اگه نگرانیم بی‌جا باشه‏،‏ یه کم چرخامونو الکی می‌چرخونیم‏.‏

21:17.300 --> 21:20.840
‫ولی اگه شین داره مارو گول می‌زنه‏،‏ ضربه بزرگی می‌خوریم‏.‏

21:21.110 --> 21:25.610
‫جاسوسامونو بفرستید ببینن تو محموله‌های بین جین‌آن و کویوکو چی هست‏.‏

21:25.610 --> 21:27.220
‫چشم‏،‏ قربان‏!‏

21:27.220 --> 21:31.680
‫چائو

21:27.790 --> 21:31.120
‫من این‌جا می‌مونم و اطلاعات جمع می‌کنم‏.‏

21:32.120 --> 21:33.680
<i>‫تقریباً هم‌زمان‏.‏‏.‏‏.‏</i>

21:33.680 --> 21:36.160
‫فوری‏!‏ گزارش فوری‏!‏

21:34.140 --> 21:38.560
‫وانگ

21:36.160 --> 21:38.560
‫ژنرال اوسِن کجاست؟

21:38.950 --> 21:42.270
<i>‫این گزارش از طرف چائو نبود‏.‏</i>

21:42.270 --> 21:43.780
‫کی اومد؟

21:44.210 --> 21:46.280
‫امروز صبح‏،‏ با پرنده‏.‏

21:46.280 --> 21:50.780
‫مُهر قرمز فوریت داشت‏،‏ واسه همین با تعویض اسب خودمو رسوندم‏.‏

21:59.300 --> 22:00.380
‫ژنرال‏.‏‏.‏‏.‏

22:00.830 --> 22:02.710
‫بعد از خوندن‏،‏ بسوزونش‏.‏

22:02.710 --> 22:04.730
‫چشم‏،‏ قربان‏!‏ ببخشید‏.‏

22:04.730 --> 22:08.850
‫کارت خوب بود که خبرم کردی‏.‏ ادامه بده‏.‏

22:08.850 --> 22:09.730
‫چشم‏.‏

22:09.730 --> 22:10.600
‫چـ‏.‏‏.‏‏.‏

22:10.600 --> 22:11.940
‫این دیگه چیه؟‏!‏

22:12.480 --> 22:14.060
‫به همه نیروها اعلام کن‏:‏

22:14.060 --> 22:16.770
‫وانگ

22:14.380 --> 22:16.040
‫قدمامونو تندتر می‌کنیم‏.‏

22:16.040 --> 22:16.770
‫چشم‏!‏

22:17.510 --> 22:18.890
‫تندتر راه برید‏!‏

22:18.890 --> 22:21.450
‫باشه‏!‏ تندتر‏!‏

22:21.450 --> 22:23.360
‫ایالات متخاصم‏،‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏

22:23.780 --> 22:29.200
<i>‫همزمان که پیام فوری شون شوی‌شو داشت به لی مو می‌رسید‏.‏‏.‏‏.‏</i>

22:26.820 --> 22:30.320
‫ووبای‏،‏ جبهه غربی چائو

22:27.990 --> 22:30.320
‫گزارش فوری‏!‏ راه بدید‏!‏

22:30.740 --> 22:34.330
<i>‫یه پیام فوری دیگه به ووبای رسیده بود‏.‏</i>

22:35.270 --> 22:36.330
‫چی؟‏!‏

22:36.700 --> 22:42.340
<i>‫پیامی که دقیقاً همون چیزی بود که اوسِن گرفته بود‏.‏</i>

22:43.990 --> 22:45.150
‫لی مو‏-‏ساما‏.‏‏.‏‏.‏

22:46.050 --> 22:48.720
‫چرا حالا؟ چرا درست تو این موقعیت؟

22:48.720 --> 22:50.300
‫یَن

22:48.720 --> 22:51.350
‫پس داره تو شرق دست به کار می‌شه‏.‏‏.‏‏.‏

22:54.140 --> 22:55.300
‫ارتش یِنه‏!‏

22:54.140 --> 22:57.350
‫چائو

22:55.300 --> 22:57.350
‫ارتش یِن داره یورش میاره‏!‏

22:59.420 --> 23:04.730
‫تا وقتی شین‏،‏ چائو رو تو غرب مشغول کرده‏،‏ شرق کاملاً بی‌دفاعه‏.‏

23:04.730 --> 23:08.700
‫من از اون دل‌رحما نیستم که بشینم فقط تماشا کنم‏!‏

23:09.990 --> 23:14.130
‫لی مو‏،‏ من اومدم که این بازی رو به هم بزنم‏!‏

24:45.000 --> 24:55.010
‫دروازه ملی چائو

24:49.290 --> 24:52.720
<i>‫قسمت بعدی پادشاهی‏:‏ «دروازه ملی چائو»</i>
