WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
<b>رسانه‌ی انیمکس با افتخار تقدیم می‌کند
Lich     :مترجم
Animex.my</b>

00:01.990 --> 00:04.130
.می‌خوام یکم باهات تنها صحبت کنم

00:04.130 --> 00:05.740
،میشه با من بیای

00:05.740 --> 00:06.620
دینا؟

00:08.580 --> 00:11.460
خب، از کجا شروع کنم؟

00:11.810 --> 00:13.700
.نه، بزار الکی کشش ندم

00:15.090 --> 00:17.430
تو کی هستی؟

00:17.430 --> 00:20.350
،ادعا می‌کنی که دویست سال پیش مشاورم بودی

00:20.350 --> 00:21.640
ولی این یه دروغه، نه؟

00:21.640 --> 00:23.540
.بله، دروغه

00:23.860 --> 00:25.620
<i>.البته که هست</i>

00:25.620 --> 00:27.050
<i>...بالاخره، وقتی که دیدمش</i>

00:27.330 --> 00:30.690
<b>!مدت زیادی گذشته</b>

00:30.690 --> 00:33.550
<b>!دویست سال منتظر برگشتن شما بودم</b>

00:33.870 --> 00:36.010
<i>.برج خاک گرفته بود</i>

00:36.010 --> 00:38.140
<i>،اگه جداً منتظر بازگشت اربابش بود</i>

00:38.140 --> 00:41.230
<i>.حداقل می‌بایست طبقه‌ی بالا رو تمیز نگه میداشت</i>

00:41.230 --> 00:44.510
<i>.که یعنی مدت زیادی اونجا نبوده</i>

00:45.150 --> 00:48.190
و تو یکی از زیردستای من هم نیستی، مگه نه؟

00:48.490 --> 00:51.300
.اگه بودی، لیبرا تو رو به یاد می‌آورد

00:51.300 --> 00:52.920
.دقیقاً

00:52.920 --> 00:56.930
.من نه مشاورتونم و نه زیردستتون

00:56.930 --> 01:01.140
فقط می‌دونستم یه ان‌پی‌سی 
،با اون مشخصات تو برج داشتین

01:01.140 --> 01:03.880
.پس ازش استفاده کردم

01:04.100 --> 01:06.380
ان‌پی‌سی، ها؟

01:06.820 --> 01:09.360
،اگه این اصطلاح رو می‌دونی

01:09.360 --> 01:10.420
...یعنی تو

01:10.880 --> 01:12.120
!هم یه بازیکنی ...

01:17.110 --> 01:21.990
<b>قسمت دهم</b>

01:17.110 --> 01:21.990
<b>تو کی هستی؟</b>

01:17.110 --> 01:17.140


01:17.110 --> 01:17.140


01:17.140 --> 01:17.180


01:17.140 --> 01:17.180


01:17.180 --> 01:17.220


01:17.180 --> 01:17.220


01:17.220 --> 01:18.960


01:17.220 --> 01:18.960


01:18.960 --> 01:19.000


01:18.960 --> 01:19.000


01:18.960 --> 01:19.000


01:18.960 --> 01:19.000


01:19.000 --> 01:19.040


01:19.000 --> 01:19.040


01:19.000 --> 01:19.040


01:19.000 --> 01:19.040


01:19.040 --> 01:19.120


01:19.040 --> 01:19.120


01:19.040 --> 01:19.120


01:19.040 --> 01:19.120


01:19.120 --> 01:19.170


01:19.120 --> 01:19.170


01:19.120 --> 01:19.170


01:19.120 --> 01:19.170


01:19.170 --> 01:19.210


01:19.170 --> 01:19.210


01:19.170 --> 01:19.210


01:19.170 --> 01:19.210


01:19.210 --> 01:19.960


01:19.210 --> 01:19.960


01:19.960 --> 01:20.000


01:19.960 --> 01:20.000


01:19.960 --> 01:20.000


01:19.960 --> 01:20.000


01:20.000 --> 01:20.040


01:20.000 --> 01:20.040


01:20.000 --> 01:20.040


01:20.000 --> 01:20.040


01:20.040 --> 01:20.120


01:20.040 --> 01:20.120


01:20.040 --> 01:20.120


01:20.040 --> 01:20.120


01:20.120 --> 01:20.170


01:20.120 --> 01:20.170


01:20.120 --> 01:20.170


01:20.120 --> 01:20.170


01:20.170 --> 01:20.210


01:20.170 --> 01:20.210


01:20.170 --> 01:20.210


01:20.170 --> 01:20.210


01:20.210 --> 01:21.990


01:20.210 --> 01:21.990


01:21.790 --> 01:24.960
<i>.پس دینا ان‌پی‌سی نبوده</i>

01:25.400 --> 01:30.470
<i>ولی هم آریس و هم آیگوکروس
...به عنوان مشاور می‌شناختنش</i>

01:31.590 --> 01:32.570
<i>!آها</i>

01:32.950 --> 01:37.540
<b>اگه بخوام، می‌تونم خاطرات و
.شخصیت‌های دروغین هم تو ذهن مردم بکارم</b>

01:37.540 --> 01:41.020
تو حافظه‌ی آریس و آیگوکروس رو
دستکاری کردی، نه؟

01:41.020 --> 01:42.160
!بله

01:42.540 --> 01:45.250
<b>!زود باش! یکمی بیشتر به اون موقع‌ها فکر کن</b>

01:45.250 --> 01:49.000
<b>من همیشه داخل برج، کنار
!لوفاس ساما بودم، نه؟</b>

01:49.380 --> 01:52.140
<b>!اوه! همونی که با پس‌زمینه یکی شده بود</b>

01:52.140 --> 01:55.260
وقتی اولین بار آریس رو دیدم و
.سین‌جینش می‌کردم، وِرد رو روش زدم

01:55.260 --> 01:58.260
،آیگوکروس با شیاطین همکاری می‌کرد

01:58.260 --> 02:00.240
...پس وقتی که تو قلعه‌ی اونا بود

02:00.240 --> 02:03.190
.چند تا خاطره‌ی تقلبی تو سرش کاشتم

02:03.540 --> 02:04.890
.فهمیدم

02:04.890 --> 02:07.870
...لیبرا تو رو به عنوان متحد نشناخت

02:07.870 --> 02:10.150
.چون تو نمی‌تونستی حافظه‌ی اونو دستکاری کنی

02:10.150 --> 02:12.020
.دقیقا همونطوره که میگید

02:12.020 --> 02:14.910
.گولِم‌ها خاطره ندارن، فقط اطلاعات ثبت شده دارن

02:15.300 --> 02:19.530
برای همین مهارتی مثل
.دستکاری حافظه روشون جواب نمیده

02:19.530 --> 02:22.370
<i>.پس حتی روی کسایی که از خودش قوی‌ترن هم کار می‌کنه</i>

02:22.770 --> 02:26.920
<i>.پس به احتمال زیاد مال منم دستکاری کرده</i>

02:27.550 --> 02:30.450
<i>و به قلعه‌ی شیاطین اشاره کرد؟</i>

02:30.450 --> 02:31.670
<i>...که اینطور</i>

02:33.130 --> 02:37.400
حالا که حرفش شد، چقدر از
حافظه‌ی منو دستکاری کردی؟

02:38.020 --> 02:39.380
.نمی‌تونستم

02:39.380 --> 02:40.350
دوباره بگو؟

02:40.590 --> 02:44.450
.اراده‌ی ذهنیت خیلی قوی‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی

02:44.450 --> 02:47.780
،حتی اگر می‌خواستم خاطره‌ی دروغینی برات بزارم

02:47.780 --> 02:52.280
می‌بایست حداقل یک سال تمام
.به طور مداوم از مهارتم استفاده می‌کردم

02:52.730 --> 02:57.050
...برای همین تنها راه گول زدنت این بود که

02:57.050 --> 03:00.820
.جای مشاورِ ان‌پی‌سیت رو توی برجت رو بگیرم

03:00.820 --> 03:04.260
...فقط می‌تونستم فکرت رو منحرف کنم تا

03:04.260 --> 03:08.170
.غیر مستقیم نزارم که بخوای از من سوالی بپرسی ...

03:08.460 --> 03:10.600
.حقیقتش، شوکه شدم

03:10.980 --> 03:13.780
.هرگز انتظار نداشتم که یه بازیکن باشی

03:14.410 --> 03:16.130
.این یه خطای محاسباتی بود

03:17.540 --> 03:19.630
.یه چیز دیگه هم باید بگم

03:20.130 --> 03:22.450
.من بازیکن نیستم

03:22.450 --> 03:23.470
پس چی هستی...؟

03:24.140 --> 03:27.190
.درست‌ترش اینه که، من یه تست‌کننده‌ی نسخه‌ی اولیه هستم

03:27.550 --> 03:31.440
،شرکت منو استخدام کرد تا نژاد جدید رو تست کنم

03:31.750 --> 03:36.120
نژاد نیمه‌الف، که قرار بود
.تو نسخه‌ی بعدی اضافه بشه

03:36.610 --> 03:37.980
.پس جریان اینه

03:38.280 --> 03:41.080
.برای همین راجع‌به برج می‌دونستی

03:41.080 --> 03:42.310
.درسته

03:42.310 --> 03:47.540
می‌تونستم از رایانه‌های شرکت استفاده کنم
.تا تمام اطلاعات نیرو های بازیکن‌ها رو بررسی کنم

03:47.540 --> 03:51.000
<i>بیخیال، نباید به تست‌کننده‌ها
!اجازه‌ی دیدن اونا رو بدین</i>

03:52.530 --> 03:57.020
گفتی حافظه‌ی آیگوکروس رو وقتی که
توی قلعه‌ی شیاطین بود دستکاری کردی؟

03:57.510 --> 04:00.220
.به نظرم اینطور میاد که تو هم توی اون قلعه بودی

04:00.220 --> 04:04.110
.درسته، لوفاس ساما

04:10.500 --> 04:15.260
.من می‌تونستم راحت به قلعه‌ی شیاطین رفت و آمد کنم

04:15.980 --> 04:19.230
حقیقتش، می‌خواستم به نقشم
...به عنوان مشاورتون ادامه بدم

04:19.230 --> 04:22.100
،و شما و شیاطین رو به جون هم بندازم

04:22.100 --> 04:24.990
.ولی فکر کنم یکمی دست کم گرفتمتون

04:25.260 --> 04:29.340
.پس... می‌بایست یه کار دیگه بکنم

04:29.340 --> 04:30.530
اوه؟

04:30.530 --> 04:34.460
.الان تو رو شکست میدم و زیردست خودم می‌کنمت

04:34.980 --> 04:38.270
.هنوز کلی کار باید برام انجام بدی

04:38.780 --> 04:40.020
از پسش برمیای؟

04:40.020 --> 04:42.140
اونم وقتی لِوِلِت سیصده؟

04:45.610 --> 04:48.940
!مشخصاً اون لِوِل هم یه دروغ بود

04:48.940 --> 04:52.100
پس قدرت واقعیت چقدره؟

04:52.100 --> 04:55.270
.لازم به گفتن نیست

04:59.990 --> 05:02.700
<b>نیمه‌الف</b>

04:59.990 --> 05:02.700
m 0 -60 l 90 -60 90 400 0 400

05:00.390 --> 05:02.700
!لِوِل هزار؟

05:02.910 --> 05:05.060
<i>!یعنی قدرتش با من یکیه؟</i>

05:05.060 --> 05:07.660
.بزار خودمو درست معرفی کنم

05:10.330 --> 05:12.530
.من ونوسم

05:12.530 --> 05:15.050
،یکی از هفت رهبر شیاطین

05:15.050 --> 05:16.550
.ونوس فلزی

05:17.860 --> 05:20.000
.از آشنایی باهات خوشبختم

05:22.230 --> 05:23.480
.ونوس

05:47.950 --> 05:51.500
.حالا هیچ‌کس نمی‌تونه مداخله کنه

05:51.500 --> 05:54.420
،بیا، بزار تا دم مرگ بجنگیم

05:54.420 --> 05:57.840
!لوفاس مافال عزیزم

06:11.680 --> 06:13.350
.به جلو بیایید

06:13.670 --> 06:15.380
.به دستور من احضار شوید

06:15.380 --> 06:20.070
!با قدرت خودتون همه چیز رو نابود کنید

06:20.070 --> 06:22.480
.اوه؟ جالبه

06:22.480 --> 06:24.530
یه جادوی فلزی؟

06:25.490 --> 06:26.320
!کلتا

06:31.830 --> 06:32.810
<i>...این</i>

06:32.810 --> 06:35.550
<i>می‌تونه بهم آسیب بزنه؟</i>

06:36.460 --> 06:37.130
.نه

06:40.010 --> 06:42.080
!نوبت منه

06:42.080 --> 06:43.140
!شکل بگیر

06:44.530 --> 06:45.510
!پرتاب ذهنی

06:47.750 --> 06:49.010
.اکس‌گیت

06:52.820 --> 06:55.100
.بزار بهت برشون گردونم

06:55.670 --> 06:57.560
.تک تکشون رو

06:59.530 --> 07:01.360
<i>!همچین چیزی هم ممکن بود؟</i>

07:06.750 --> 07:08.150
.اکس‌گیت

07:14.260 --> 07:15.790
!آئوکسو

07:20.860 --> 07:22.920
<i>!این جادوی آبه</i>

07:23.230 --> 07:27.390
<i>!این زنیکه به هر دو عنصر فلز و آب تسلط داره؟</i>

07:27.390 --> 07:29.260
.حال، برای من جوانه بزنید

07:29.890 --> 07:32.260
.شمایی که نسیم زندگی هستید

07:32.260 --> 07:34.980
!درختی تنومند شوید

07:39.480 --> 07:41.340
.چه گرفتاری شدیم

07:41.340 --> 07:42.690
.پس از این تکنیک استفاده می‌کنم

07:44.670 --> 07:45.990
!لگد شهابی

07:51.890 --> 07:53.090
.بی‌فایدست

07:53.090 --> 07:54.550
!اکس‌گیت

08:00.540 --> 08:01.430
<i>!چه سریع</i>

08:08.820 --> 08:09.780
.این رو من جواب نمیده

08:11.450 --> 08:15.960
،حتی اگه لِوِل هزار هم باشی
.هنوزم یه جادوگر پشتیبان محسوب میشی

08:16.590 --> 08:18.720
ضربات فیزیکی یکی که باید عقب تیم باشه

08:18.720 --> 08:21.060
،حتی یک درصد از خون منم کم نمی‌کنه

08:21.320 --> 08:23.770
!چه به برسه به یک دهمش ...

08:38.540 --> 08:40.040
.پس اینطوریه

08:40.960 --> 08:43.630
.چه شگفت‌انگیز، لوفاس مافال

08:43.630 --> 08:47.170
.اون ضربه حسابی حالمو جا آورد

08:48.930 --> 08:49.910
.دینا

08:50.780 --> 08:53.140
.تو حریف من نمیشی

08:54.850 --> 08:59.060
،مگرز هم مثل تو یه جادوگرِ پشتیبان بود

08:59.060 --> 09:03.340
ولی اون کلی حقه علیه اونایی ...
.که خط مقدم می‌جنگیدن آماده می‌کرد

09:03.340 --> 09:07.070
.ولی هیچ‌کدوم از اونا تو حمله‌ی آخرت نبود

09:07.470 --> 09:11.240
تو نتوسنتی هیچ تاکتیکی
.برای مقابله با یه جنگجوی خط مقدم به کار ببری

09:11.570 --> 09:13.950
.همین منو به یه نتیجه‌ای رسونده

09:14.550 --> 09:15.950
کی چی باشه؟

09:15.950 --> 09:18.320
.تو یه تست‌کننده‌ی نسخه‌ی اولیه بودی

09:18.320 --> 09:21.020
.ولی خودت بازی نکردی

09:21.020 --> 09:23.800
.تو فقط میزان توانایی‌هاش رو امتحان می‌کردی

09:24.410 --> 09:26.640
...تو هرگز دنبال راه‌های سواستفاده از قوانین بازی نبودی

09:26.640 --> 09:29.380
.یا تحقیق نکردی چطور میشه چند تا مهارت رو با هم ترکیب کرد

09:29.850 --> 09:32.840
دلیلی وجود نداره که یه تست‌کننده‌ی نسخه‌ی اولیه
...سطح خودش رو از حداکثر قانونی فراتر ببره

09:32.840 --> 09:36.350
.و بخواد خودشو واسه بازی جر بده

09:37.410 --> 09:40.280
،شاید تو هم مثل من لِوِل هزار باشی

09:40.750 --> 09:43.400
.ولی ما فرسنگ ها با هم فاصله داریم

09:44.090 --> 09:46.460
.دیگه بس کن، دینا

09:46.460 --> 09:48.690
.وای، چه مهربون

09:48.690 --> 09:52.180
داری میگی به خاطر اینکه گولت زدم منو می‌بخشی؟

09:52.180 --> 09:54.280
،درسته که منو گول زدی

09:54.590 --> 09:55.360
...ولی بازم

09:55.860 --> 09:58.740
.این یه حقیقته که کمکم هم کردی

09:58.740 --> 10:00.250
...در ضمن

10:00.250 --> 10:05.580
در ضمن این یعنی که خودم
.احمق بودم که گذاشتم گول بخورم

10:05.980 --> 10:08.230
...باید به جای اینکه کینه به دل بگیرم

10:08.230 --> 10:09.920
.مهارتت رو تحسین کنم ...

10:11.660 --> 10:13.430
میشه باهام صحبت کنی؟

10:13.740 --> 10:16.130
...میشه بهم بگی چرا می‌خواستی

10:16.130 --> 10:19.720
من و شاه شیطانی همدیگه رو جر بدیم؟

10:22.850 --> 10:25.400
فکر کردی دیگه پیروز شدی؟

10:26.860 --> 10:28.920
...باید این حرفا رو واسه وقتی نگه‌داری که

10:29.410 --> 10:32.780
!این حمله رو تونستی دفع کنی...

10:32.780 --> 10:34.240
!اکس‌گیت

10:35.780 --> 10:36.820
<i>احضار؟</i>

10:40.920 --> 10:42.000
این چیه؟

10:46.170 --> 10:47.920
...خب، حالا

10:48.410 --> 10:50.230
.این یکی ترسناکه

10:53.110 --> 10:57.340
<i>.پسر، آره، این غیر ممکنه</i>

11:03.270 --> 11:05.230
!ونوس صبحگاهی

11:06.410 --> 11:07.250
<i>!هی</i>

11:07.250 --> 11:10.750
<i>!جهتش یه جوریه که به گالارهورن هم می‌خوره</i>

11:10.750 --> 11:14.050
<i>.فقط این نیست
...این جادو به سختیِ استفادش معروفه چون</i>

11:14.050 --> 11:16.240
<i>،بعد فعال سازیش یه مدت طول می‌کشه تا سقوط کنه ...</i>

11:16.460 --> 11:20.640
<i>ولی اینکه با اکس‌گیت
!مدت زمان سقوطش رو کوتاه کنی نامردیه</i>

11:20.640 --> 11:23.480
.خب، من دیگه میرم

11:28.890 --> 11:31.070
حالا چیکار می‌کنی؟

11:31.070 --> 11:33.060
،دوازده ستاره‌ی بهشتی شاید زنده بمونن

11:33.060 --> 11:35.970
ولی چه بلایی سر کشور و مراک میاد؟

11:35.970 --> 11:37.220
.حالا فهمیدم

11:37.220 --> 11:38.790
.هدفت دستم اومد

11:39.650 --> 11:40.790
.هر چی تو بخوای

11:41.490 --> 11:43.360
!برات متوقفش می‌کنم، دینا

11:48.610 --> 11:51.170
<i>.عجیبه، ترسی ندارم</i>

11:51.170 --> 11:55.740
<i>مطمئنم لوفاس درونم داره
!بهم میگه که از پسش برمیام</i>

11:58.510 --> 11:59.430
<i>...مهارت</i>

12:00.070 --> 12:01.490
<i>!لگد آهنی</i>

12:04.700 --> 12:07.580
<i>حتی بهش ضربه به نقطه‌ضعف هم برای
...نفوذ به دفاعش اضافه کردم</i>

12:08.700 --> 12:11.020
<i>!دیگه همش به قدرتم بستگی داره</i>

12:12.860 --> 12:15.380
<i>...باید به خودم باور داشته باشم</i>

12:15.830 --> 12:17.550
<i>!و با لگد دورش کنم</i>

12:54.670 --> 12:56.300
...ممکن نیست

13:00.450 --> 13:02.890
می‌خوای بازم ادامه بدی، دینا؟

13:03.700 --> 13:06.390
.نه، من باختم

13:06.390 --> 13:09.350
پس میشه بهم بگی جریان چیه؟

13:09.970 --> 13:12.060
.بگو چرا این کار رو کردی

13:14.530 --> 13:18.580
...من یه تست‌‌کننده‌ی اولیم

13:18.580 --> 13:21.390
.که بعد شکست تو به این دنیا اومدم

13:22.310 --> 13:23.580
،قبل اینکه بفهمم

13:23.580 --> 13:27.700
.من اینجا بودم، توی بدن کسی که باهاش بازی می‌کردم

13:29.420 --> 13:32.290
.اون زمان، کلی قهرمان بزرگ دور و ور بود

13:32.820 --> 13:38.130
مثل دوران بازی
،یه عالمه آدم لِوِل هزار همه‌جا نریخته بود

13:38.130 --> 13:42.760
ولی بازم خیلی ها بودن که
.قدرت زیادی داشتن و بالای لِوِل پونصد بودن

13:42.760 --> 13:45.220
پس از همون اولش هم با بازی فرق داشت؟

13:45.220 --> 13:46.180
.آره

13:47.270 --> 13:50.670
...در ضمن، هیچ نشونه‌ای از بازیکن‌هایی که

13:50.670 --> 13:53.750
،تو رمان‌ها اسمی ازشون نبود، باقی نموند

13:53.750 --> 13:56.360
.مثل اینکه اصلا وجود نداشته باشن

13:56.710 --> 13:58.370
همشون محو شدن؟

13:58.370 --> 13:59.400
.آره

13:59.400 --> 14:00.950
...حدس زدم

14:00.950 --> 14:02.900
،این دنیای بازی نباشه

14:03.300 --> 14:06.120
.بلکه دنیاییه که تو رمان‌ها نوشته شده

14:07.590 --> 14:09.580
!چی... گفتی؟

14:10.110 --> 14:11.580
<i>...سیستم داستان بازی</i>

14:11.950 --> 14:15.300
<i>...سیستمی بود که با بازی ترکیب شده بود تا</i>

14:15.300 --> 14:19.800
<i>کار‌های بازیکن‌های توی بازی رو
.به صورت تاریخ رسمی دنیا ثبت کنه</i>

14:20.050 --> 14:22.210
<i>،یعنی دختره داره میگه که این دنیا، دنیای بازی نیست</i>

14:22.210 --> 14:24.190
<i>بلکه دنیای رمان‌های داستانیشه؟ ...</i>

14:25.370 --> 14:27.470
<i>.این بده</i>

14:27.740 --> 14:30.930
<i>.آدمای زیادی نبودن که بتونن وارد رمان‌ها بشن</i>

14:30.930 --> 14:35.820
<i>چون تعداد بازیکن‌ها خیلی بیشتر از
.نویسنده‌هایی بود که روی رمان‌ها کار می‌کردن</i>

14:36.260 --> 14:39.700
<i>،بازیکن هایی هم بودن که نمی‌خواستن تو رمان‌ها باشن</i>

14:39.700 --> 14:44.030
<i>پس اونایی که تو رمان‌ها بودن
.عده‌ای انگشت شمار از بین میلیون‌ها بازیکن بودن</i>

14:45.100 --> 14:47.410
<i>.همم؟ وایسا</i>

14:47.410 --> 14:49.590
<i>.دینا گفت یه تست‌کننده‌ی اولیه بوده</i>

14:49.980 --> 14:52.860
<i>پس اون چطور تو رمان‌ها اومده؟</i>

14:53.370 --> 14:56.510
.وضع هیچ کسی مثل من نبود

14:56.510 --> 14:59.710
،همشون از اولش ساکنین این دنیا بودن

14:59.710 --> 15:02.550
،پس من تنها موجود خاص اینجا بودم

15:02.550 --> 15:06.190
ممکن نیست که کس دیگه‌ای بوده باشه و
تو نفهمیده باشی؟

15:06.620 --> 15:08.640
.ممکن بود درست باشه

15:09.590 --> 15:13.030
...ولی الان دیگه، نه

15:15.910 --> 15:20.710
.یه چند تایی آشنا اینجا داشتم

15:20.710 --> 15:24.550
حداقل یه نشونه‌هایی از
.آدمایی که از دنیای واقعی می‌شناختم باقی‌مونده بود

15:25.030 --> 15:27.020
...ولی الان دیگه همشون

15:27.370 --> 15:28.900
مُردن؟

15:29.260 --> 15:29.980
.آره

15:31.020 --> 15:32.740
<i>.که اینطور</i>

15:32.740 --> 15:36.020
<i>پس، فکر کنم منطقیه که به
.شیاطین باخته باشن</i>

15:36.830 --> 15:41.210
<i>بالاخره، این اولین سوالی بود که
.به ذهن آدم می‌اومد</i>

15:41.470 --> 15:45.420
<i>،اگه این دنیای بازی بود
،و بیشتر از یک میلیون آدم لِوِل بالا توش بودن</i>

15:45.670 --> 15:48.720
<i>،ممکن نبود همشون شکست بخورن
.حتی اگر حریفشون پادشاه شیطانی می‌بود</i>

15:50.110 --> 15:56.850
<i>بیرون از جنگ‌ها، بیشترین تعداد آدمی که
.می‌تونستی تو یه تیم داشته باشی دوازده نفر بود</i>

15:57.070 --> 16:01.180
<i>.ولی، تو این دنیا این چیزا اهمیت نمی‌داشت</i>

16:01.180 --> 16:05.240
<i>یه میلیون آدمِ لِوِل ‌بالا خیلی راحت
.می‌تونستن اون عوضی رو جر بدن</i>

16:05.900 --> 16:06.650
<i>،تمام این مدت</i>

16:06.650 --> 16:10.570
<i>،فکر می‌کردم این دنیا بر پایه‌ی بازی باشه</i>

16:10.570 --> 16:12.620
<i>.ولی این احتمال رو در نظر نگرفته بودم</i>

16:12.620 --> 16:14.630
.کلافه شده بودم

16:14.630 --> 16:15.750
.ازش متنفر بودم

16:16.630 --> 16:20.210
آخرین نشونه‌های واقعیت
.که در من مونده بود، ازم گرفته شد

16:20.210 --> 16:24.440
.دیدن اینکه این دنیا به قهقرا میره هم خیلی دردناک بود

16:25.060 --> 16:25.960
...ولی بازم

16:25.960 --> 16:28.930
.خودم حریف پادشاه شیطانی نمی‌شدم

16:29.230 --> 16:33.300
،فقط می‌تونستم به رده‌های بالای شیاطین نفوذ کنم

16:33.300 --> 16:36.480
.و از درون فتوحاتشون رو کند کنم

16:36.480 --> 16:37.890
...این تمام زورم بود

16:37.890 --> 16:40.400
برای همین دنبال من و
.دوازده ستاره بودی

16:40.400 --> 16:41.270
.بله

16:41.700 --> 16:45.150
امیدوار بودم بتونم بین تو
،و پادشاه شیطانی جنگ بندازم

16:45.150 --> 16:47.570
.تا تو شکستش بدی

16:50.260 --> 16:52.290
.برای همین سر هفت رهبرشون رو کلاه گذاشتم

16:50.870 --> 16:51.780
<i>!بازم</i>

16:52.290 --> 16:53.710
<i>!بازم یه جای کار میلنگه</i>

16:52.290 --> 16:54.370
.ژوپیتر رو در نظر بگیر

16:54.370 --> 17:02.540
بهش قول دادم که لیبرا رو
،برای بیست دقیقه تو لحظه‌ی موعود مشغول نگه می‌دارم

17:00.030 --> 17:02.670
<i>...یعنی یه جای کار حرفای</i>

17:02.670 --> 17:05.000
<i>الان دینا می‌لنگه؟ ...</i>

17:03.390 --> 17:05.000
...ولی قولم رو شکوندم

17:05.000 --> 17:10.180
و همون زمان که ژوپیتر اینجا بود
.لیبرا رو به شهر برگردوندم

17:06.450 --> 17:09.590
<i>!هیچ نکته‌ی خاصی به ذهنم نمیاد</i>

17:11.530 --> 17:13.860
چیز دیگه‌ای هست که بخوای ازم بپرسی؟

17:15.420 --> 17:17.460
.سوال بعدیم آخریشه

17:17.990 --> 17:19.390
.حرفات رو نپیچون

17:19.390 --> 17:21.020
تو دشمن منی؟

17:21.020 --> 17:23.940
.نه، من نمی‌خوام دشمنت باشم

17:24.590 --> 17:25.650
،ولی

17:25.650 --> 17:32.080
ممکنه که تلاشم برای فریب دادنت ...
.رو به چشم دشمنی ببینی

17:34.850 --> 17:36.070
.پس حله

17:36.070 --> 17:38.040
.بازم بهم خدمت کن

17:38.040 --> 17:38.910
!ها؟

17:39.540 --> 17:42.440
.دارم بهت میگم از این قضیه می‌گذرم

17:43.310 --> 17:47.040
...امم، مطمئنی؟! من

17:45.950 --> 17:47.210
.اهمیتی نمیدم

17:47.210 --> 17:51.260
.هنوزم بابت کمکت به این دنیا خیلی بهت بدهکارم

17:52.550 --> 17:53.970
.در ضمن

17:53.970 --> 17:57.580
...داشتن یه مشاور که نقشه‌های مخفیانه می‌کشه

17:57.580 --> 17:59.440
.باحال به نظر میاد ...

18:00.380 --> 18:04.400
یه جورایی، برای من طبیعیه که
.زیردستای خطرناکی داشته باشم

18:09.110 --> 18:14.050
امم، تو واقعا یه بازیکنی، نه؟

18:14.050 --> 18:18.400
تو که مثلا، لوفاسی نیستی که
خاطرات یه بازیکن هم داشته باشه، نه؟

18:19.500 --> 18:21.080
خب، کی می‌دونه؟

18:21.080 --> 18:24.200
...می‌دونم که خاطراتمون داره با هم ترکیب میشه

18:24.200 --> 18:27.290
.و دارم تغییر می‌کنم ...

18:27.580 --> 18:30.610
.ولی بالاخره یه متحدی مثل تو گیرم اومده

18:30.610 --> 18:32.910
.پس حاضرم از بقیه‌ی مشکلات صرف نظر کنم

18:38.930 --> 18:41.800
<i>.مگرز و مراک هم که شبیه هم نبودن</i>

18:42.680 --> 18:43.910
<i>،همینجور پیش بره</i>

18:43.910 --> 18:49.830
<i>،به احتمال زیاد، آخرین عضو هفت قهرمان
.بنتناش، هم بازیکن نیست</i>

18:49.830 --> 18:51.400
<i>...که یعنی</i>

18:52.180 --> 18:56.610
<i>.فقط ما دو تا توی این دنیا، خاص هستیم</i>

18:57.110 --> 18:59.430
<i>.دینا فریبم داد تا ازم استفاده کنه</i>

18:59.820 --> 19:03.010
<i>ولی آیا بهم آسیبی زده یا سد راهم شده؟</i>

19:03.010 --> 19:04.940
<i>.نه، نشده</i>

19:05.330 --> 19:08.040
<i>.میشه گفت، فقط کمکم کرده</i>

19:08.790 --> 19:10.670
<i>...دوازده ستاره و</i>

19:10.670 --> 19:13.800
<i>هفت رهبر شیاطین تو مسیری که ...
.دینا هدایتم می‌کنه، بازم پیداشون میشه</i>

19:14.350 --> 19:18.860
<i>در ضمن، هدف دینا
...که نابود کردن شیاطینه</i>

19:18.860 --> 19:20.770
<i>...و مبارزم با پادشاه شیاطین</i>

19:20.770 --> 19:23.350
<i>.چیز‌هایی هستن که به عنوان لوفاس نمی‌تونم نادیده بگیرم ...</i>

19:30.110 --> 19:31.820
.با من بیا

19:31.820 --> 19:36.580
.از قدرت و دانشت برای کمک بهم استفاده کن

19:41.470 --> 19:42.870
.تحت تاثیر قرار گرفتم

19:43.180 --> 19:45.750
.تو همون زنی هستی که فکر می‌کردم باشی

19:45.750 --> 19:48.460
.نه، حتی بهتری

19:48.910 --> 19:54.670
واقعاً که تو کسی هستی که
.قراره شاه شیاطین رو شکست بده و دنیا رو یکپارچه کنه

19:58.850 --> 20:01.900
.تحت فرمان شما هستم، شاه من

20:02.850 --> 20:05.760
...به عنوان مشاورتون بهتون خدمت می‌کنم

20:06.170 --> 20:08.850
!تا روزی که شاه شیطانی رو شکست بدید ...

20:09.150 --> 20:10.120
.خوبه

20:10.120 --> 20:11.820
.روت حساب می‌کنم

20:14.140 --> 20:15.530
،امر بفرمایید

20:16.460 --> 20:17.950
.لوفاس ساما

20:17.880 --> 20:20.990
<b>دینا</b>

20:17.880 --> 20:20.990
m 0 -60 l 40 -60 40 60 0 60

20:18.090 --> 20:20.990
<b>لِوِل</b>

20:18.090 --> 20:20.990
<b>m 0 -60 l 40 -60 40 60 0 60</b>

20:18.090 --> 20:20.990
<b>نژاد</b>

20:18.090 --> 20:20.990
m 0 -60 l 40 -60 40 60 0 60

20:18.090 --> 20:20.990
<b>نیمه‌الف</b>

20:18.090 --> 20:20.990
m 0 -60 l 40 -60 40 110 0 110

20:18.090 --> 20:20.990
<b>سطح مهارت‌ها</b>

20:18.090 --> 20:20.990
m 0 -60 l 40 -60 40 120 0 120

20:18.130 --> 20:20.990
<b>دستیار</b>

20:18.130 --> 20:20.990
m 0 -60 l 120 -60 120 120 0 60

20:18.130 --> 20:20.990
<b>راهبه</b>

20:18.130 --> 20:20.990
<b>تکاور</b>

20:18.130 --> 20:20.990
<b>یکه‌تاز</b>

20:18.130 --> 20:20.990
<b>جادوگر</b>

20:18.130 --> 20:20.990
<b>جادو ساز</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>تجهیزات</b>

20:18.210 --> 20:20.990
m 0 -60 l 20 -60 20 60 0 60

20:18.210 --> 20:20.990
<b>سر</b>

20:18.210 --> 20:20.990
m 0 -60 l 140 -60 140 30 0 30

20:18.210 --> 20:20.990
<b>دست راست</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>دستبند دانای کل</b>

20:18.210 --> 20:20.990
m 0 -60 l 90 -60 90 210 0 30

20:18.210 --> 20:20.990
<b>دست چپ</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>دستبند سایه ها</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>بدن</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>لباس مسافرین</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>پاها</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>کفش مسافرین</b>

20:18.210 --> 20:20.990
<b>چیز های دیگر</b>

20:18.290 --> 20:20.990
<b>دینا، مشاور (خودخوانده) لوفاس، به تیم شما پیوست</b>

20:22.140 --> 20:24.450
!لوفاس ساما

20:24.450 --> 20:27.660
چند لحظه پیش یه شهاب رد شد؟

20:27.660 --> 20:29.880
.اوه، شما دو تا

20:30.550 --> 20:31.940
<i>...وای خدا</i>

20:31.940 --> 20:35.130
<i>چطور نبردم با دینا رو توضیح بدم؟</i>

20:37.350 --> 20:38.590
.متوجه هستم

20:38.900 --> 20:43.350
نیرو های مرموز سعی کردن به گالارهورن حمله کنن، نه؟

20:43.580 --> 20:46.940
.لطفا وقتی همچین چیزی پیش اومد درجا احضارم کنید

20:46.940 --> 20:48.180
.شرمنده

20:50.030 --> 20:52.890
.خب، به هدفمون تو این کشور رسیدیم

20:52.890 --> 20:55.330
.بیایید بریم سراغ پارتنوس

20:55.330 --> 20:57.010
.هر چی شما بگید

20:57.010 --> 21:01.530
،آیگوکروس، به غیر پارتنوس
از بقیه خبری داری؟

21:01.530 --> 21:03.290
...خب

21:03.290 --> 21:04.790
...برای شروع، یکی دیگه

21:04.790 --> 21:09.420
از دوازده ستار‌ی بهشتی هست که
.تصمیم گرفته با شیاطین همکاری کنه

21:09.420 --> 21:10.220
همم؟

21:10.750 --> 21:12.750
اسکورپیوس عقرب

21:12.750 --> 21:17.210
تبدیل به هیولای انتقام شده
.و به شیاطین قول همکاری کامل داده

21:17.520 --> 21:18.470
...در ضمن

21:18.470 --> 21:24.390
لئون شیر هم شب و روز درگیر جنگ با
.شاهزاده‌ی خون‌آشام، بنتناشه

21:24.620 --> 21:27.620
<i>.ترجیح میدم نزدیک اونا نشم</i>

21:27.950 --> 21:29.350
...در آخر

21:29.350 --> 21:32.560
.یه بار یه شایعه‌ای بین شیاطین شنیدم

21:33.690 --> 21:38.120
.لواتین تونسته یه قهرمان احضار کنه

21:39.460 --> 21:43.870
<b>همزمان با وقتی که لوفاس
.مقبره‌ی شاهِ سیه‌بال رو فتح کرد</b>

21:41.380 --> 21:43.870
<b>لواتین</b>

21:46.830 --> 21:47.690
!اوه

21:47.690 --> 21:48.840
تونستیم...؟

21:49.290 --> 21:51.380
!تونستیم

21:51.380 --> 21:53.500
!ما موفق شدیم، سرورم

21:53.500 --> 21:55.290
!جادوی احضار قهرمان

21:55.290 --> 21:57.210
!این بار کار کرد

22:06.310 --> 22:21.310
<b>ارائه‌ای از رسانه‌ی انیمکس
Lich     :مترجم
Animex.my</b>

22:10.990 --> 22:33.760
معاشقه و معاشقه)
(راستی خوبه یا چپی؟

22:33.770 --> 22:35.730
بدرد نخوره، این چیه؟

22:35.730 --> 22:37.190
...انگار یه ایکس بزرگ روش کشیدن

22:37.190 --> 22:39.560
تصویری که از ژست بی‌نظیر خودم کشیده بودم رو میگم

22:39.560 --> 22:41.520
داره یه اتفاقی می‌افته

22:41.520 --> 22:42.770
،نگران نیستم، ولی

22:42.770 --> 22:45.860
ولی یهویی، همه‌جا یه صدای بدی داره پخش میشه

22:45.860 --> 22:48.030
همینجور کلمات از دهنم میریزن بیرون

22:48.030 --> 22:50.910
فقط دارم یه یه جوری اوضاع رو جمع می‌کنم؟

22:50.910 --> 22:53.660
،نکنه حتی بدتر از این باشه
...که ته ته قلبم بخوام که

22:53.660 --> 22:57.080
یکی شخصیت واقعیم رو ببینه؟...

22:57.080 --> 23:00.040
پس کی، کی خوبه؟

23:00.040 --> 23:02.790
،اون خوب نیست
...اینم بدرد نمی‌خوره

23:02.790 --> 23:05.960
پس کی، کی خوبه؟

23:05.960 --> 23:08.630
.اونم مزخرفه
نمی‌دونم چیکار کنم

23:08.630 --> 23:11.720
پس کی، کی خوبه؟

23:11.720 --> 23:14.430
،چقدر سخته
...که یکی رو انتخاب کنی و انتخاب بشی

23:14.430 --> 23:17.520
پس کی، کی خوبه؟

23:17.520 --> 23:20.560
،حتی اگه نشه درست تصمیم گرفت
...بازم میشه یه چیزایی بدست آورد

23:20.560 --> 23:38.000
معاشقه و معاشقه)
(راستی خوبه یا چپی؟

23:38.000 --> 23:41.000

