WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<b>┏━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┓</b>

00:00.000 --> 00:12.000
<b>┃   CutScene Presents     ┃</b>

00:00.000 --> 00:12.000
<b>┃────────────────────┃</b>

00:00.000 --> 00:12.000
<b> Translator: Maple</b>

00:00.000 --> 00:12.000
<b>🔗 Join us: @CutSceneMovie</b>

00:00.000 --> 00:12.000
<b>┗━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┛</b>

00:04.000 --> 00:05.880
.رسیدیم. بفرما داخل

00:15.000 --> 00:15.300
<b></b>

00:21.290 --> 00:22.380
.نائوتسوگو

00:22.380 --> 00:23.210
!مادر؟

00:24.210 --> 00:25.750
مهمون داریم؟

00:25.880 --> 00:28.460
...اه! خب

00:31.330 --> 00:34.540
.لطفا به خاطر اینکه ناگهانی مزاحمتون شدم منو ببخشید

00:35.130 --> 00:36.540
.جینیا هستم

00:40.380 --> 00:41.920
.باعث افتخاره که اومدید اینجا

00:42.960 --> 00:46.380
نائوتسوگو توضیح میدی ایشون کی هستن؟

00:46.710 --> 00:48.130
...خب، اون

00:48.130 --> 00:49.540
.من از روستای کادونو میام

00:49.880 --> 00:52.670
کادونو؟ روستایی که به آهنگرانش معروفه؟

00:52.670 --> 00:56.330
درسته، جینیا دونو یه ساموراییه که
.مثل من به شمشیرها علاقه داره

00:56.330 --> 00:58.580
.ازش دعوت کردم امشب برای نوشیدنی بیاد اینجا

00:59.130 --> 01:00.540
.که اینطور

01:00.710 --> 01:02.790
.خب جینیا دونو دیگه بریم

01:03.210 --> 01:04.250
.با اجازه

01:10.670 --> 01:11.830
.جینیا ساما

01:16.210 --> 01:17.790
.ازتون ممنونم

01:18.170 --> 01:21.830
.چطور؟ کاری نکردم که نیازی به تشکر باشه

01:22.290 --> 01:28.170
پسرم چند وقته خیلی ناراحته
.ولی امروز خیلی سرحال‌تر به نظر میاد

01:28.630 --> 01:32.170
.و به عنوان مادرش هیچی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه

03:08.830 --> 03:10.380
.مادرت به نظر مهربون میاد

03:10.380 --> 03:12.630
.بیشتر از همه خجالت آوره

03:18.000 --> 03:18.790
.اینجان

03:21.290 --> 03:23.000
.بدون شک گل نرگسه

03:23.790 --> 03:26.500
گل خاصیه؟

03:26.830 --> 03:30.000
.نه، ولی از چیزی که انتظار داشتم کوچیک‌ترن

03:31.710 --> 03:36.000
میورا دونو کاملا مطمئنی که
این گل‌ها رو نزدیک بهار پیدا کردی؟

03:36.290 --> 03:37.540
.ب-بله

03:37.960 --> 03:41.540
دختری که ساداناگا دونو قبل از ناپدید شدنش
...گفته می‌خواد ملاقات کنه

03:41.670 --> 03:45.460
.به احتمال زیاد شیطانه

03:45.580 --> 03:46.330
چی؟

03:46.670 --> 03:51.080
اون احتمالا جذب دنیایی متفاوت از دنیای ما شده

03:51.380 --> 03:53.170
.مدرکش هم این نرگس‌ها هستن

03:53.420 --> 03:56.880
داری میگی این گل‌ها از آشیونه اون شیطان اومدن؟

03:58.130 --> 04:00.460
.می‌خوام اتاقشو نشونم بدی

04:02.330 --> 04:04.630
.بله، لطفا دنبالم بیا

04:10.750 --> 04:12.040
چی شده؟

04:12.330 --> 04:15.130
هیچی. متاسفم ولی میشه بدون من بری؟

04:15.130 --> 04:18.290
.چی؟ ولی بدون من نمیدونی کجا بری

04:18.710 --> 04:19.540
.مشکلی نیست

04:20.830 --> 04:21.960
.خیلی خب

04:30.540 --> 04:34.710
.ممکنه اگه حضورم مشخص باشه هیچ اتفاقی نیفته

04:41.830 --> 04:42.960
...این عطر

04:43.790 --> 04:45.250
نرگس؟

04:46.130 --> 04:47.250
هان؟

04:54.080 --> 04:58.920
.یک، چشم‌هات مجذوب دنیای دیگه میشن

05:05.580 --> 05:09.130
!پدر! مادر

05:56.580 --> 05:58.380
!ببینید! اون دختره

05:58.380 --> 05:59.210
...خدای من

05:59.500 --> 06:00.960
.یه چیزی اشتباهه

06:20.580 --> 06:22.750
.حالا یادم اومد

06:23.790 --> 06:27.460
.من پدرمو از دست دادم. مادرمو از دست دادم

06:28.210 --> 06:29.580
.خونه‌مو از دست دادم

06:30.790 --> 06:33.920
.اون ریشه‌ها تمام خاطراتم رو ازم گرفتن

06:35.460 --> 06:38.460
...ولی بدتر هم میشه، چون

06:41.580 --> 06:45.130
.چون خودمو از دست دادم

06:46.170 --> 06:50.290
.حالا دیگه هیچ‌وقت نمیتونم به اون باغ برگردم

06:50.960 --> 06:53.380
.مسیر خونه دیگه برای همیشه ناپدید شده

07:33.790 --> 07:35.080
.می‌خوام برگردم

07:35.380 --> 07:38.210
.می‌خوام برگردم. می‌خوام برگردم

07:38.580 --> 07:41.380
.می‌خوام برگردم. می‌خوام برگردم

07:45.790 --> 07:49.080
!می‌خوام برگردم... به گذشته

08:00.330 --> 08:02.920
.خدای من، چقدر انرژی داری

08:03.880 --> 08:05.790
.آره عزیزم، داریم نگاهت می‌کنیم

08:06.540 --> 08:09.670
...مادر... و پدر

08:17.290 --> 08:21.670
،با گذر زمان دورتر و دورتر میشن
.دلت برای گذشته تنگ میشه

08:36.830 --> 08:38.670
چ-چه اتفاقی افتاده...؟

08:38.960 --> 08:39.750
.میورا دونو

08:41.290 --> 08:42.630
!جینیا دونو؟

08:42.630 --> 08:46.920
مثل اینکه وارد جایی شدیم که به
.اتاق برادرت وصل شده بوده

08:46.920 --> 08:48.420
...د-درسته

08:48.920 --> 08:50.080
ولی اینجا کجاست؟

08:50.420 --> 08:54.380
.اون آتیش بزرگ. دختر کوچولویی که شیطان شد

08:54.920 --> 08:57.960
و خونه قدیمی که توش زندگی می‌کرد
.دیگه نباید وجود داشته باشن

08:58.670 --> 08:59.460
تو هم دیدی؟

08:59.670 --> 09:00.960
!آ-آره دیدم

09:01.500 --> 09:04.130
.پس یه رویای ساده نبود

09:08.710 --> 09:13.420
.دو، یه دفعه خونه خیلی دور میشه

09:17.210 --> 09:18.380
!برادرم

09:28.000 --> 09:31.170
خب، امروز ناهار چی درست کنم؟

09:31.670 --> 09:34.380
.فکر کنم یکم توی آشپزی راه افتادم

09:34.710 --> 09:38.040
.دیگه بیخیال شو و برو خونه

09:38.380 --> 09:40.960
!خیلی خب، گمونم باید سوبای مخصوصم رو درست کنم

09:40.960 --> 09:42.040
!گوش کن

09:42.750 --> 09:46.630
تو خونه و خانواده‌ای داری که بهش برگردی، درسته؟

09:47.710 --> 09:50.580
.نباید بذاری این دلسوزی مسخره‌ات همه چیزو ازت بگیره

09:50.920 --> 09:52.380
...ولی اینطوری

09:52.580 --> 09:54.290
.این باغ خوشبختیه

09:54.710 --> 09:58.080
.اگه اینجا بمونم میتونم پدر و مادرمو ببینم

09:58.960 --> 09:59.790
.خواهش می‌کنم

10:00.750 --> 10:02.380
.تو مجبور نیستی بمونی

10:04.210 --> 10:06.330
.اشتباه فهمیدی

10:07.380 --> 10:10.420
.گوش کن، خونه‌ها نیستن که آدما رو می‌سازن

10:10.500 --> 10:12.670
.آدما هستن که خونه‌ها رو می‌سازن

10:13.420 --> 10:16.960
.پس جایی که خوشحالت نمی‌کنه خونه نیست

10:17.250 --> 10:18.130
منظورت چیه؟

10:18.330 --> 10:21.670
بیشتر از صد ساله که تنهایی اینجایی، نه؟

10:22.080 --> 10:24.630
.حتما توی اعماق قلب خودت فهمیدی

10:25.210 --> 10:26.420
...خب

10:27.330 --> 10:30.830
با خوشحالی قبول می‌کنم از اینجا برم
.ولی به شرطی که تو هم باهام بیای

10:31.380 --> 10:32.500
.امکان نداره

10:32.880 --> 10:36.380
.این باغ دیگه تنها جاییه که بهش تعلق دارم

10:36.960 --> 10:38.920
پس چطوره با هم زندگی کنیم؟

10:39.420 --> 10:40.580
!آره، همین خوبه

10:40.880 --> 10:43.290
می‌خوای دختر من باشی؟

10:43.580 --> 10:46.790
سامورایی بودن رو می‌ذارم کنار
.و یه زندگی آروم شروع می‌کنیم

10:48.330 --> 10:50.380
.نمیتونم از اینجا فرار کنم

10:50.830 --> 10:53.710
.و راستش نمیتونم تو رو پدر خودم بدونم

10:54.040 --> 10:56.080
ای بابا پس قبول نمی‌کنی؟

10:56.460 --> 10:57.460
.خیلی خب

10:57.710 --> 11:00.250
.پس منتظر میمونم تا نظرتو عوض کنی

11:04.250 --> 11:06.750
.ولی بدون من کاملا جدیم

11:07.170 --> 11:10.290
اگه روزی رسید که تونستی منو پدر خودت بدونی

11:10.580 --> 11:13.880
می‌خوام قول بدی که با هم از اینجا بریم، باشه؟

11:14.920 --> 11:16.670
!اون روز هیچ‌وقت نمی‌رسه

11:19.130 --> 11:22.750
حیف نیست؟
.پس گمونم تا ابد همین جا می‌مونم

11:26.170 --> 11:29.210
!هان؟ برادرم کجا رفت؟

11:31.420 --> 11:34.290
.دیگه هیچ‌کس اینجا نیست

11:36.790 --> 11:39.500
.دیگه هیچی اینجا نیست

11:44.830 --> 11:47.290
.برادرمو بهم پس بده

11:47.580 --> 11:48.830
!خواهش می‌کنم

11:53.880 --> 11:54.710
.نمیشه

11:55.420 --> 11:56.880
!چرا نمیشه؟

11:57.080 --> 11:59.420
!تو هم دیدیش! برادرم اینجا بود

11:59.920 --> 12:01.790
.قطعا یه زمانی اینجا بوده

12:02.040 --> 12:03.880
چی می‌خوای بگی؟

12:04.210 --> 12:06.580
.گل‌ها توی فصل‌های مختلف شکوفا میشن

12:06.750 --> 12:07.580
چه اهمیتی داره؟

12:08.130 --> 12:13.670
اون نرگس‌های کوچیکی که نشونم دادی
.زود باز میشن، موقع زمستون

12:14.380 --> 12:16.670
.ولی ساداناگا دونو اوایل بهار ناپدید شده

12:17.380 --> 12:19.080
.الان پاییزه

12:19.710 --> 12:24.170
پس ساداناگا دونو از کجا این نرگس‌ها رو آورده؟

12:25.130 --> 12:26.580
...خب، نمیدونم

12:27.380 --> 12:30.380
.آشیونه این شیطان بیرون از دنیای ماست

12:30.830 --> 12:33.920
.برای همین شک کردم که اینجا نرگس‌ها همیشه گل دادن

12:34.330 --> 12:35.750
.ولی اشتباه می‌کردم

12:36.500 --> 12:42.250
.این دافنه زمستونی پیام آور بهاره
.توی دنیای ما پاییزه ولی اینجا گل‌های بهاری شکوفا شدن

12:43.080 --> 12:44.580
...که یعنی توی این دنیا

12:44.790 --> 12:47.830
.زمان سریع‌تر از دنیای واقعی می‌گذره

12:48.170 --> 12:50.170
زمان سریع‌تر می‌گذره؟‎

12:51.420 --> 12:53.460
.من قدرت «رویا پرداز» رو دارم

12:54.080 --> 12:56.790
با این قدرت تونستم باغ خوشبختی از گذشته‌م رو بسازم

12:57.250 --> 13:00.170
.که یه دنیای کوچیکه که خاطرات رو تکرار می‌کنه

13:01.330 --> 13:02.000
...ولی

13:02.290 --> 13:04.920
.خدای من، چقدر انرژی داری

13:04.920 --> 13:06.880
.آره عزیزم، داریم نگاهت می‌کنیم

13:06.880 --> 13:09.920
حالا خوب یاد گرفته چطور با توپش بازی کنه، نه؟

13:11.670 --> 13:13.500
.فقط همین کارو می‌کنه

13:13.920 --> 13:16.710
.نمیتونم هیچ‌کسو توی این دنیا گیر بندازم

13:17.380 --> 13:21.250
.قدرتم هیچی نیست به جز سفری به گذشته

13:22.500 --> 13:25.500
پس برادرم کجاست؟ اون...؟

13:26.080 --> 13:28.630
.دیگه هیچ‌کس اینجا نیست

13:29.330 --> 13:32.330
...نه، امکان نداره

13:33.420 --> 13:36.420
.خداحافظ، متاسفم

13:37.290 --> 13:40.250
.میدونم که برادرت رو ازت دزدیدم

13:41.040 --> 13:43.080
.ولی باید ازت تشکر کنم

13:43.750 --> 13:45.960
.چون هیوما منو نجات داد

13:46.630 --> 13:49.000
.وقتی بیدار بشین برمی‌گردین جایی که ازش اومدین

13:49.500 --> 13:51.000
.پس نگران نباشین

13:51.880 --> 13:54.630
دختر کوچولو الان می‌خوای چیکار کنی؟

13:55.080 --> 13:59.170
من تمام این مدت به چیزی که
.از دست داده بودم خیره شده بودم

13:59.960 --> 14:06.290
.ولی اون مرد عمرش رو صرف کرد تا یه جای خاص برام بسازه

14:07.880 --> 14:09.920
...حالا من

14:14.080 --> 14:15.210
.که اینطور

14:16.830 --> 14:20.830
می‌خوای سر قولی که به ساداناگا دونو دادی بمونی، آره؟

14:36.960 --> 14:38.630
.دیگه برگشتیم

14:39.830 --> 14:44.790
کاش می‌فهمیدم چرا برادرم تصمیم گرفت
.توی اون دنیای شیطانی بمونه

14:52.920 --> 14:56.580
باغ خوشبختی که دیگه از یاد رفته، آره؟

15:02.420 --> 15:05.880
امروز صبح زود اسناد تاریخی که
.توی قصر نگهداری میشن رو بررسی کردم

15:06.830 --> 15:09.710
.آتش بزرگِ مِی رِکی دویست سال پیش رخ داده

15:10.290 --> 15:15.040
به نظرم این همون آتیش وحشتناکیه که
.همه چیز اون دختر بیچاره رو گرفت

15:16.500 --> 15:21.750
این فقط فرضیه منه ولی زمینی که
...خونه میورا توش ساخته شده

15:22.460 --> 15:25.380
.جاییه که خانواده اون دختر زندگی می‌کردن

15:25.710 --> 15:27.170
تو هم اینطور فکر می‌کنی؟

15:27.630 --> 15:33.290
اینطوری معلوم میشه چرا دنیای کوچیکی که
.ساخته بود و خونه ما به هم متصل بودن

15:35.040 --> 15:39.210
.پیوندی که فراتر از زمانه
...شاید این راه شاعرانه‌تری برای فکر کردن به این ماجراست

15:42.790 --> 15:44.830
.لطفا منو ببخش میورا دونو

15:45.500 --> 15:48.460
.آخرش هم هیچ کمکی نتونستم بهت بکنم

15:49.080 --> 15:50.580
!نیازی به عذرخواهی نیست

15:50.960 --> 15:52.710
.درواقع من خیلی ازت ممنونم

15:55.210 --> 15:59.460
چه خوب چه بد، برادرم آدمی بود که
.سفت و سخت پای باورهاش می‌ایستاد

16:00.130 --> 16:03.500
با اینکه نمی‌دونم چی باعث شد خانواده خودشو بذاره کنار

16:04.290 --> 16:07.670
.میدونم که تا آخرش با خودش صادق بوده

16:08.380 --> 16:09.790
.همینو می‌خواستم بگم

16:10.250 --> 16:12.380
.اوه! داره دیر میشه

16:12.880 --> 16:15.290
.متاسفم ولی باید برم به کارام برسم

16:17.580 --> 16:19.170
.ببخشید میورا ساما

16:19.830 --> 16:22.790
.برادرت آدم بی نظیریه

16:22.830 --> 16:23.420
چی؟

16:24.330 --> 16:30.500
حتی اگه هیچ‌کس به خاطرش نیاره اون زندگیشو
.گذاشت تا دختری که به کمک نیاز داشتو نجات بده

16:38.210 --> 16:40.960
!بله. خیلی بهش افتخار می‌کنم

16:48.750 --> 16:52.170
.جینیا کون خیلی ممنون که کمک کردی

16:52.500 --> 16:54.710
.منم ازت تشکر می‌کنم

16:56.670 --> 16:58.290
پس چرا ناراحتی؟

16:58.710 --> 17:01.960
.هنوز یه چیزایی درمورد این ماجرا اذیتم می‌کنه

17:02.170 --> 17:03.130
واقعا؟

17:03.420 --> 17:07.130
.اون دختر، برادر میورا دونو رو «هیوما» صدا کرد

17:07.920 --> 17:11.960
.ولی من فقط شنیدم به اسم «میورا ساداناگا» صداش می‌کنن

17:12.420 --> 17:13.750
.عجیبه که این اسم‌ها فرق دارن

17:14.000 --> 17:17.540
.خب رفیق اون اسم واقعیشه

17:17.540 --> 17:19.830
.مطمئنم همین بود

17:20.330 --> 17:24.580
تا جایی که من میدونم فقط اربابِ
.یه سامورایی اسم واقعیش رو می‌دونه

17:26.920 --> 17:31.460
.راستش معمولا خانواده‌شون هم اسمشون رو می‌دونن

17:31.710 --> 17:38.000
اینکه اون دختر اونو «هیوما» صدا زده
.ثابث می‌کنه دیگه عضوی از خانواده‌ش شده

17:38.540 --> 17:40.960
.یاد حرفی افتادم که زدی

17:41.420 --> 17:45.750
گفتی مادرِ میورا دونو معمولا به خاطر علاقه زیادش
.به شمشیرها سرزنشش می‌کنه

17:46.250 --> 17:48.460
.هان؟ آره درسته

17:48.460 --> 17:52.380
.یه جمله دقیق رو بازگو کردی
میشه دوباره تکرارش کنی؟

17:52.630 --> 17:54.830
...خب

17:55.380 --> 17:59.460
‫حتی شنیدم مادرش سرزنشش می‌کنه
‫و میگه «دیگه کافیه آریموری!»

17:59.750 --> 18:05.210
.فقط یه بار اتفاقی شنیدم مادرش این حرفو زده

18:05.420 --> 18:08.790
.منم دیدمش. زن مهربون و محترمی بود

18:09.420 --> 18:14.830
حتی به یه دوره‌گرد حقیر هم احترام گذاشت
،و مراقب حرف زدنش جلوی یه غریبه بود

18:15.000 --> 18:17.790
.و هر بار پسرش رو نائوتسوگو صدا کرد

18:19.420 --> 18:23.040
پس... دقیقا کجا «آریموری» رو شنیدی؟

18:23.790 --> 18:27.670
.اسم واقعیش که فقط اربابش و خانواده‌ش می‌دونن

18:28.080 --> 18:30.000
...خب می‌دونی

18:30.830 --> 18:34.710
‫اون دختر شیطانی گفت ساداناگا دونو «دیگه اینجا نیست.»

18:35.250 --> 18:37.960
.شیاطین دروغ نمیگن ولی حقیقت رو می‌پوشونن

18:38.830 --> 18:41.040
،به نظرم این اتفاق افتاده

18:42.460 --> 18:48.420
بعد از اینکه ساداناگا دونو وارد اون دنیا شد
.بیست سال با اون دختر اونجا زندگی کرد

18:49.040 --> 18:51.460
.تا اینکه بالاخره تصمیم گرفت از اونجا بره

18:52.540 --> 18:59.580
نتیجه‌ش این شد که با اینکه فقط یه ماه توی دنیای واقعی
.گذشته بود، اون چندین سال پیر شده بود

19:00.330 --> 19:05.210
پس ساداناگا دونو نمی‌تونست به شکل
.یه مرد پیر برگرده پیش خانواده‌ش

19:05.880 --> 19:09.460
.رفت شهر و یه خونه قدیمی رو به قیمت خوبی خرید

19:10.080 --> 19:12.380
.و توی اِدو، سوبا پزی خودشو باز کرد

19:13.210 --> 19:15.960
.اگه جاییش رو اشتباه گفتم بگو

19:16.540 --> 19:20.080
خب، زمان توی دنیای
اون دختر شیطانی سریع‌تر می‌گذشت، نه؟

19:20.210 --> 19:24.080
منطقی‌تر نیست بگیم ساداناگا ساما
به خاطر کهولت سن از دنیا رفت؟

19:24.210 --> 19:25.380
.اون نمرده

19:25.380 --> 19:27.710
از کجا میدونی؟

19:27.830 --> 19:29.750
.چون اون دختر لبخند زد

19:32.130 --> 19:34.460
.امکان نداره ساداناگا دونو مرده باشه

19:35.130 --> 19:38.000
.اون دختر لبخند می‌زد چون یه پدر جدید داشت

19:39.080 --> 19:41.750
درست نمیگم، میورا ساداناگا دونو؟

19:43.880 --> 19:45.710
.عادلانه نیست

19:46.040 --> 19:47.540
چند وقته فهمیدی؟

19:47.790 --> 19:49.710
.از وقتی ماجرا تموم شد

19:49.710 --> 19:52.210
.هرچند چندتا سرنخ توی مسیر بود

19:52.710 --> 19:55.210
.فقط اسم‌ها نبودن، اینم بود

19:56.330 --> 19:59.540
،فکر کردم عجیبه که صاحب یه سوبا پزی
.تجهیزات سامورایی‌ها رو داشته باشه

19:59.880 --> 20:04.080
ولی اینو قبلا، وقتی که هنوز
میورا ساداناگا بودی گرفتی، درسته؟

20:04.580 --> 20:05.960
.درسته

20:06.460 --> 20:12.540
آریموری از اینکه بین مردم سرمو می‌خاروندم
.و مثل احمقا به نظر میومدم بدش میومد

20:12.960 --> 20:14.580
.برای همین این کوگای رو برای آراستگی بهم داد

20:15.330 --> 20:16.580
نمی‌خوای بهش بگی؟

20:17.080 --> 20:18.750
.اگه بدونه زنده‌ای خوشحال میشه

20:21.380 --> 20:23.000
.خانواده‌م یا اون دختر

20:23.500 --> 20:26.250
.پیش اونی که بیشتر می‌خواستم ازش محافظت کنم موندم

20:26.710 --> 20:32.880
از اون موقع هویتم به عنوان میورا رو از دست دادم
.و دیگه حق ندارم خودمو برادرش بدونم

20:33.380 --> 20:34.210
...ولی

20:34.710 --> 20:36.540
.اون دیگه بچه نیست

20:36.960 --> 20:39.540
.میدونم بدون من مشکلی براش پیش نمیاد

20:40.540 --> 20:43.580
.اون کوگای هم یه هدیه از طرف من در نظر بگیر

20:40.540 --> 20:43.580
کوگای یه میله فلزیه که سامورایی‌ها برای)
(آراستن مو استفاده می‌کردن و داخل غلاف شمشیر نگهش می‌داشتن

20:43.880 --> 20:46.130
.دیگه بهش نیاز ندارم

20:48.790 --> 20:50.000
لجبازی، مگه نه؟

20:50.580 --> 20:51.920
.دیگه شرمنده

20:52.580 --> 20:55.830
.ولی آخرش دلیل این کارمو نفهمید

20:56.000 --> 20:58.080
نظر تو چیه؟

20:58.460 --> 21:01.880
میدونی چرا تصمیم گرفتم پدر اون دختر باشم؟

21:04.710 --> 21:07.130
از اول هم دلیلی نداشتی، نه؟

21:09.330 --> 21:12.420
.پس فهمیدی! کاملا معلوم بود

21:13.250 --> 21:17.580
.فقط از اینکه ببینم اون دختر تنهایی زجر می‌کشه متنفر بودم

21:18.000 --> 21:19.880
.پس تصمیم گرفتم پیشش بمونم

21:20.540 --> 21:25.880
،وقتی یه مرد یه تصمیمی میگیره تا آخر پاش میمونه
چه بقیه دلیلش رو درک کنن، چه نکنن، مگه نه؟

21:26.830 --> 21:32.250
به علاوه هر کدوم طرز فکر خاص خودمونو داریم
.پس حتی اگه توضیح بدیم هم مهم نیست

21:32.630 --> 21:34.420
.آره درسته

21:35.000 --> 21:39.210
،دلایل شخصی‌مون برای خودمون هستن
.نه برای اینک بقیه بفهمن

21:39.670 --> 21:45.330
.می‌دونستم درک می‌کنی
.تو دانشی که با پیر شدن میادو داری... رفیق شیطانی من

21:47.670 --> 21:50.710
میدونی که بیشتر از بیست سال با یکیشون زندگی کردم، نه؟

21:50.710 --> 21:53.380
.دیگه وقتی ببینم می‌فهمم

22:01.750 --> 22:05.000
خب بهم بگو الان اوضاع اون دختر چطوره؟

22:05.210 --> 22:08.080
هان؟ همینجا وایساده، مگه نه؟

22:13.000 --> 22:16.580
.خب پس برای همین بدون هیچ مشکلی وارد دنیاش شدیم

22:17.000 --> 22:20.580
.آره، یادته چی گفتم؟ هنوز بچه‌ای

22:21.170 --> 22:26.420
.گمونم به چشم تو یه بچه‌ام
.تو بیشتر از دویست سال زندگی کردی

22:26.920 --> 22:32.380
...خب حالا چی؟ تو همیشه میگی شیطان کشی کارته

22:38.710 --> 22:40.790
.یه کاکه سوبا لطفا

22:41.710 --> 22:44.750
!چشم! پدر یه کاکه سوبا

22:44.830 --> 22:45.750
!الان آماده میشه

22:54.210 --> 22:55.790
به چی می‌خندی؟

22:56.460 --> 22:59.790
!می‌خندم چون انقدر خوشحالم که نمیتونم جلوی خودمو بگیرم

23:00.080 --> 23:04.040
دیدی؟ می‌دونستم. توی زندگی
.به جز هدفت چیزای دیگه‌ای هم هستن

23:05.380 --> 23:07.210
!کاکه سوبا آماده‌ست

23:07.330 --> 23:08.670
!بله

23:12.710 --> 23:16.250
.زمان با بی‌رحمی از کنارمون رد میشه

23:16.960 --> 23:21.250
تا وقتی که حتی عزیزترین چیزهایی
.که داشتیم از دستمون می‌لغزن

23:21.960 --> 23:25.040
.و چیزایی که از دست دادیم دیگه برنمی‌گردن

23:25.830 --> 23:29.380
...امکان نداره بتونیم برشون گردونیم ولی

23:30.380 --> 23:33.080
.ممنون که منتظر موندید، اینم کاکه سوبا

23:32.390 --> 23:44.390
<b>┏━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┓</b>

23:32.390 --> 23:44.390
<b>┃   CutScene Presents     ┃</b>

23:32.390 --> 23:44.390
<b>┃──────────────────┃</b>

23:32.390 --> 23:44.390
<b> Translator: Maple</b>

23:32.390 --> 23:44.390
<b>🔗 Join us: @CutSceneMovie</b>

23:32.390 --> 23:44.390
<b>┗━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┛</b>

23:33.420 --> 23:35.580
!این دفعه شاهکار پختم

23:35.580 --> 23:38.580

