WEBVTT

00:06.880 --> 00:08.080
‫هنوز خوابم میاد...

00:08.750 --> 00:13.000
‫بهتر نیست پاشی بری
‫پیش همسایه‌تون و حسابی حالیشون کنی؟

00:13.040 --> 00:16.250
‫با این همه داد و بیدادشون
‫کسی صبح به این زودی نمی‌تونه بخوابه.

00:16.880 --> 00:17.750
‫آره، فکر کنم.

00:19.210 --> 00:22.580
‫عوضی احمق! با ما مشکل داری یا چی؟!

00:22.580 --> 00:23.500
‫اصلاً.

00:23.830 --> 00:26.210
‫ه-هی، شما دوتا همین الان بس کنید!

00:26.210 --> 00:27.080
‫آ-آروم باشید.

00:27.080 --> 00:27.710
‫ها؟!

00:29.000 --> 00:31.000
‫امروز اینجا خیلی شلوغه.

00:31.330 --> 00:33.040
‫اوه، جینیا-کون!

00:33.040 --> 00:35.130
‫چه مرگته؟!

00:35.830 --> 00:38.540
‫فقط یه مشت مست بی‌عقل؟ یا چیزی بدتر؟

00:38.790 --> 00:42.670
‫اگه از من می‌پرسی، دومی خیلی محتمل‌تره.

00:42.790 --> 00:43.670
‫موافقم.

00:44.040 --> 00:47.630
‫این چه چرندیاتیه که داری بلغور می‌کنی، پسر؟!

00:47.630 --> 00:51.170
‫هه. در واقع، شرط می‌بندم این یارو
‫بیشتر از تو یه پیر پاتاله.

00:51.540 --> 00:52.960
‫شما دلقک‌های لعنتی...

00:56.710 --> 00:59.170
‫اوه، لعنتی. حالا دیگه کارت تمومه.

01:02.460 --> 01:03.830
‫دوست داری نفر بعدی باشی؟

01:05.580 --> 01:06.500
‫عوضی-!

01:12.630 --> 01:14.460
‫چه بی‌رحم!

01:14.630 --> 01:16.330
‫خودمو نگه داشتم.

01:16.460 --> 01:18.040
‫آره، خب، با این حال...

01:27.580 --> 01:30.040
‫وا! دارن دوباره بلند می‌شن.

01:31.040 --> 01:34.580
‫دیگه تمومه. کارت تمومه!

01:35.830 --> 01:37.330
‫فکر کنم چاره‌ای ندارم.

01:46.960 --> 01:47.540
‫هی!

01:58.920 --> 02:01.580
‫برگرد اینجا، عوضی!

02:04.670 --> 02:06.670
‫چی شد؟

02:07.670 --> 02:08.920
‫چیکار کردی؟

02:09.580 --> 02:10.500
‫هم؟

02:12.710 --> 02:16.380
‫این صدف‌های تزئینی، تسوکوموگامی هستن
‫که سراب ایجاد می‌کنن.

02:16.750 --> 02:21.040
‫و من می‌تونم کنترلش کنم تا فقط کسایی
‫که انتخاب می‌کنم اونا رو ببینن. خیلی مفیده، نه؟

02:21.170 --> 02:22.960
‫دقیقاً چی بهشون نشون دادی؟

02:23.460 --> 02:25.830
‫مگه نمی‌دونی نادانی نعمته؟

02:26.540 --> 02:30.170
‫ام، ممنون، جینیا-کون. خوشحالم که پیدات شد.

02:30.500 --> 02:31.500
‫خواهش می‌کنم.

02:31.630 --> 02:32.750
‫تو هم همینطور، آکیتسو-سان.

02:32.960 --> 02:35.920
‫اه، من که کاری نکردم.

02:36.170 --> 02:37.830
‫آره، عملاً فقط نگاه کرد.

02:37.830 --> 02:38.500
‫هم؟

02:39.960 --> 02:42.250
‫می‌بینم که هنوزم مثل همیشه زبون درازی، دختر کوچولو.

02:42.790 --> 02:45.380
‫اوفو-چان، می‌تونم یه تمپورا سوبا بگیرم؟

02:45.580 --> 02:46.330
‫باشه.

02:46.710 --> 02:48.830
‫فکر کنم کاکه-سوبا می‌خوای، جینیا-کون؟

02:49.170 --> 02:49.920
‫آره.

02:52.310 --> 03:00.310
دنیـــــــای انیـــــــمه تقدیـــــــم می کنــــــد.
مترجم : سورنا
زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه awsub@{ol;h;sl;c&H0A78B7&t;دنیـــــــای انیـــــــمه تقدیـــــــم می کنــــــد.sl;Nh;sl;c&HE0922D&sl;1a&H4D&t;مترجم : سورناsl;Nh;sl;c&H94D635&t;زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه h;sl;fs40sl;fnSports Worldt;awsub@}

04:23.250 --> 04:24.000
‫و این شد که...

04:24.250 --> 04:30.290
‫زینجی از وقتی بابام تهدید کرده از سِمت سرپرست اخراجش کنه،
‫مثل دیوونه‌ها کار می‌کنه.

04:30.420 --> 04:32.920
‫متوجه رفتار عجیبی ازش شدی؟

04:33.290 --> 04:34.040
‫راستش نه.

04:34.710 --> 04:38.420
‫همونطور که فکر می‌کردم، به نظر میاد دیروز زیادی مشروب خورده
‫که اینجوری رفتار کرده.

04:40.670 --> 04:43.750
‫متاسفم که نگرانت کردم، اما الان همه چی روبراهه.

04:44.210 --> 04:45.210
‫آها.

04:45.670 --> 04:47.830
‫خب، دیگه باید برم.

04:48.130 --> 04:50.830
‫شاید اگه تو راه خونه یه بطری ساکی براش می‌گرفتم،
‫بابامو خوشحال‌تر می‌کردم-

04:50.830 --> 04:51.830
‫بهتره این کارو نکنی.

04:53.670 --> 04:54.580
‫واسه چی؟

04:54.750 --> 04:58.040
‫اون هر شب یوکی-نو-ناگوری می‌خوره، مگه نه؟

04:58.540 --> 05:00.080
‫یه چیز عجیبی در موردش هست.

05:00.580 --> 05:03.790
‫لطفاً به جوزو-دونو بگو که به جاش
‫یه ساکی دیگه بخوره.

05:04.790 --> 05:06.540
‫ب-باشه.

05:07.170 --> 05:08.290
‫رو تو حساب می‌کنم.

05:09.170 --> 05:11.790
‫مراقب راه خونه باش. اوضاع اون بیرون خرابه.

05:12.330 --> 05:16.540
‫باحاله. نمی‌دونستم تو هم نصیحت پدرانه بلدی.

05:16.880 --> 05:19.880
‫اما من خوبم. ممنون.

05:22.580 --> 05:25.710
‫انگار گنجشک هنوزم همون گنجشکه، نه؟

05:26.580 --> 05:29.500
‫آره. هنوز خیلی مونده تا بشه صدف.

05:38.080 --> 05:41.460
‫به به، رونین. امروز یه رفیق هم آوردی؟

05:41.460 --> 05:43.500
‫بی‌خیالش. اون مهم نیست.

05:43.500 --> 05:46.580
‫آخ. همیشه باید انقدر باهام بد باشی؟

05:47.250 --> 05:49.290
‫خب، واقعاً برام مهم نیست.

05:49.880 --> 05:52.420
‫در مورد اون مشروبی که ازم پرسیدی تحقیق کردم.

05:52.790 --> 05:54.000
‫چیزی فهمیدی؟

05:55.040 --> 05:57.630
‫نتونستم جواب واضحی در مورد اینکه یوکی-نو-ناگوری کجا تولید می‌شه،

05:57.920 --> 06:01.420
‫یا حتی چطور به ادو آورده شده.

06:02.040 --> 06:04.920
‫اما فهمیدم که یه مغازه ساکی‌فروشی
‫تو کورامائه مسئول سفارش دادن

06:04.920 --> 06:07.290
‫یه محموله بزرگ و پخش عمده‌ش در سطح شهر بوده.

06:07.790 --> 06:09.830
‫میزوکییا رو یادت میاد؟

06:10.880 --> 06:15.540
‫صاحب اونجا یه مدت پیش استخدامت کرد
‫تا شیطانی رو که تو انبارش قایم شده بود، بکشی.

06:17.040 --> 06:20.460
‫بعضی از مشتریام بهم گفتن که سعی کردن بپرسن
‫ساکی کجا دَم شده،

06:20.710 --> 06:25.580
‫اما صاحبش با چرت و پرت‌هایی مثل
‫"این مشروب الهیه که از یه چشمه مقدس می‌جوشه" از جواب دادن طفره رفته.

06:26.130 --> 06:31.210
‫هاه! فقط داره از اسطوره اون هیزم‌شکن که
‫یه چشمه جوانی با طعم ساکی پیدا کرد کپی می‌کنه یا چی؟

06:31.210 --> 06:32.920
‫خیلی ضایع‌ست.

06:33.130 --> 06:34.420
‫گل گفتی.

06:35.250 --> 06:40.290
‫صاحبش امروز رفته بیرون تا موجودی بیشتری جور کنه،
‫اما میگن فردا شب برمی‌گرده.

06:40.290 --> 06:42.210
‫چرا یه سر بهش نمی‌زنی؟

06:42.460 --> 06:44.380
‫حتماً. ممنون.

06:47.000 --> 06:48.210
‫یه چیز دیگه.

06:48.790 --> 06:53.580
‫شایعاتی هست که یه زن زیبای موطلایی
‫گاهی اوقات به میزوکییا رفت و آمد می‌کنه.

06:54.420 --> 06:59.040
‫این فقط یه حدسه، اما ممکنه
‫یوکی-نو-ناگوری یه ساکی خارجی باشه.

06:59.040 --> 06:59.790
‫نه!

07:00.500 --> 07:02.960
‫مشکلت چیه؟ اینجوری به من نپر.

07:05.130 --> 07:05.880
‫ببخشید.

07:06.710 --> 07:10.670
‫این زن موطلایی
‫بهت سرنخی می‌ده یا چی؟

07:21.040 --> 07:23.750
‫لطفاً، بابا. ازت خواهش می‌کنم بس کن.

07:23.750 --> 07:25.500
‫و من هی بهت میگم خفه شو لعنتی!

07:25.500 --> 07:29.670
‫اه، دوباره نه! چه زوج پر سر و صدایی.

07:29.920 --> 07:30.920
‫آره.

07:33.250 --> 07:34.790
‫ب-بابا، نه!

07:35.750 --> 07:36.210
‫جینیا!

07:46.130 --> 07:48.040
‫اون تبدیل به یه دیو شده!

08:33.330 --> 08:35.170
‫واو! آفرین!

08:41.170 --> 08:44.420
‫به نظر میاد حالا سوالات بیشتری
‫از اون پیرپاتال ساکی‌فروش داریم.

08:51.630 --> 08:52.790
‫بابا؟

08:53.000 --> 08:53.880
‫بله؟

08:54.330 --> 08:55.830
‫ببخشید.

09:04.210 --> 09:06.790
‫اوم، می‌خواستم درباره‌ی زنجی صحبت کنم...

09:07.290 --> 09:08.080
‫راجع به اون چی؟

09:09.080 --> 09:10.080
‫ناراحتی؟

09:11.580 --> 09:15.880
‫بیشتر ناامیدم.
‫بعد از تمام کارهایی که هواش رو داشتم.

09:18.500 --> 09:21.040
‫با این حال، اون هنوز خیلی جوونه...

09:21.960 --> 09:28.580
‫تا وقتی که آستین بالا بزنه و سخت کار کنه و
‫درست زندگی کنه، هیچ چیزی نیست که نتونه از پسش بربیاد.

09:29.040 --> 09:31.500
‫پس، زنجی رو می‌بخشی؟ برای کاری که کرد؟

09:32.380 --> 09:34.040
‫بستگی به خودش داره.

09:34.210 --> 09:39.710
‫اشتباهات پیچیده‌ان.
‫ما نمی‌تونیم به راحتی تمام تاثیرشون رو اندازه بگیریم.

09:40.500 --> 09:46.290
‫گاهی اوقات تازه خیلی بعدتره که متوجه ابعادش می‌شی.
‫و می‌تونه تو رو از ترس خشک کنه.

09:47.040 --> 09:50.500
‫به نظر میاد که... ممکنه داری
‫از تجربه شخصی صحبت می‌کنی.

09:50.750 --> 09:51.500
‫شاید.

09:52.330 --> 09:56.630
‫در هر صورت، صرف نظر از اینکه چقدر عمیقاً
‫جوون‌ها ممکنه بعداً از انتخاب‌هاشون پشیمون بشن،

09:56.880 --> 10:02.460
‫من معتقدم مهمه که اون‌ها زندگی‌شون رو
‫اونطور که دوست دارن زندگی کنن. با تمام وجود.

10:03.540 --> 10:05.670
‫و وقتی که ناگزیر زمین می‌خورن،

10:05.670 --> 10:10.460
‫این بزرگترهای زندگی‌شون هستن که وظیفه دارن
‫براشون جایی برای برگشتن فراهم کنن.

10:11.460 --> 10:15.040
‫ناتسو. تو هم باید همین کار رو بکنی و آزادانه زندگی کنی.

10:15.420 --> 10:18.170
‫آزادانه؟ حتی من؟

10:20.670 --> 10:24.330
‫یادت باشه هیچی نیست
‫که نتونی از پسش بربیای.

10:25.380 --> 10:26.040
‫درسته.

10:27.500 --> 10:31.460
‫بابا، واقعاً باید ساکی رو کمتر کنی.

10:31.580 --> 10:36.250
‫الان حال و هوای مشروب دارم.
‫به لطف هم‌صحبتی خوب.

10:37.670 --> 10:41.170
‫آه، راستی. برات یه هدیه آوردم. کیک چای‌ان.

10:41.580 --> 10:43.580
‫عالیه. بعداً می‌خورم.

10:44.580 --> 10:46.880
‫ک-کی هستی تو؟!

10:47.250 --> 10:51.540
‫شاید دوست داشته باشید ساکی‌ای رو امتحان کنید که اینقدر عالیه
‫که می‌تونه آدمو نابود کنه؟

10:52.040 --> 10:54.750
‫نابود؟ منظورت چیه؟

10:55.330 --> 11:00.670
‫هر کس، صرف نظر از اینکه کی باشه،
‫روحی داره که با پلیدی کدر شده.

11:01.750 --> 11:06.500
‫هر چقدر هم تلاش کنن، راهی برای پنهان کردن یا اجتناب ازش نیست.

11:06.880 --> 11:08.580
‫نمی‌فهمم...

11:09.130 --> 11:11.830
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که اون رو به رو بیاری.

11:12.040 --> 11:15.880
‫حسادت، شهوت، غرور.

11:16.790 --> 11:20.250
‫نقاب‌های آرامشی که مردم می‌پوشن رو بشکن
‫با برانگیختن هر حس تاریکی که پنهان شده

11:20.250 --> 11:22.210
‫در اعماق قلب‌شون.

11:22.790 --> 11:24.210
‫و آلوده‌شون کن!

11:24.960 --> 11:26.670
‫تا اینکه بالاخره...

11:27.420 --> 11:33.380
‫...کینه مثل برف روی هم تلنبار میشه
‫و قلب واقعی‌شون رو سفید می‌کنه.

11:34.250 --> 11:38.080
‫از این رو من اون رو یوکی-نو-ناگوری یا

11:38.750 --> 11:41.130
‫وقتی تمام قلب‌های انسان‌ها غرق در خشم بشه

11:41.540 --> 11:43.540
‫شاید اون متوجه بشه.

11:45.250 --> 11:48.130
‫من همینجا هستم. منتظرتم.

12:14.040 --> 12:18.540
‫این برای من بیش از کافیه که
‫تبدیل بشم به ثروتمندترین تاجر کل ادو!

12:22.130 --> 12:24.580
‫به نظر میاد کسب و کارت حسابی گرفته، آقا تاجر.

12:25.920 --> 12:27.210
‫کی اونجاست؟

12:27.420 --> 12:31.000
‫حدود دو سال پیش یه بار همدیگرو دیدیم. یادتونه؟

12:31.210 --> 12:33.290
‫اوه، البته!

12:33.830 --> 12:37.130
‫شما همون آقایی هستید که شیطانی رو کشتین که
‫انبارهامون رو آزار میداد.

12:37.290 --> 12:42.750
‫با اینکه از کمکتون خیلی ممنونم،
‫اما نمیتونم ورودتون به ملکم رو تحمل کنم...

12:43.040 --> 12:46.750
‫با شما کار دارم.
‫وقتی کارم تموم شد با کمال میل میرم.

12:47.130 --> 12:49.460
‫چـه... چه جور کاری؟

12:49.750 --> 12:51.500
‫دنبال یه ساکی خاصم.

12:52.580 --> 12:55.000
‫یوکی-نو-ناگوری. دارید، نه؟

12:56.040 --> 12:57.210
‫خب، من...

12:57.210 --> 12:59.580
‫وای! عجب محموله‌ای!

12:59.790 --> 13:00.790
‫شما کی هستید؟!

13:00.790 --> 13:02.580
‫این همش یوکی-نو-ناگوریه.

13:02.580 --> 13:03.290
‫هی!

13:03.380 --> 13:05.130
‫واقعا هم حرف نداره.

13:06.750 --> 13:11.420
‫این ساکی حسابی معروفه و تو همه مغازه‌ها نایابه.
‫پیدا کردنش هم خیلی سخت بوده.

13:13.170 --> 13:17.420
‫آره، معلومه! چون من همین امروز رفتم
‫و این محموله جدید رو جور کردم.

13:17.420 --> 13:19.290
‫اوه؟ دقیقا کجا؟

13:19.670 --> 13:24.170
‫متاسفم، نمیتونم بهتون بگم.
‫بالاخره اینجوری نون درمیارم.

13:25.000 --> 13:26.580
‫چه حیف.

13:27.000 --> 13:30.880
‫در این صورت، اجازه بدین یه روش کمی خشونت‌آمیزتر رو امتحان کنم...

13:37.880 --> 13:40.290
‫ناتسو. یکم میخوای؟

13:40.290 --> 13:41.920
‫ها؟ ولی من که...

13:46.420 --> 13:48.040
‫باشه، فقط یه قلپ.

13:53.460 --> 13:55.170
‫یه لیوان برام میریزی؟

13:55.540 --> 13:56.540
‫حتما.

14:08.880 --> 14:12.420
‫طعمش محشره. مگه نه؟

14:18.460 --> 14:21.290
‫اخیراً اتفاقات عجیبی زیاد شده.

14:21.830 --> 14:24.420
‫اکثراً مست‌هایی بودن که به طرز خشونت‌آمیزی آشوب به پا کردن.

14:24.670 --> 14:27.960
‫نکته مهم اینه که، همه‌شون یوکی-نو-ناگوری خورده بودن.

14:28.500 --> 14:29.920
‫آخ، اِم، اه...

14:30.130 --> 14:34.170
‫اون ساکی مشخصاً خرابه. از کجا آوردی؟

14:34.670 --> 14:36.380
‫اَز... از کوه اویاما!

14:36.790 --> 14:41.880
‫یه چشمه هست وسطای کوه اویاما
‫تو استان ساگامی، و اَز... از همونجا میاد!

14:42.170 --> 14:44.420
‫من فقط پرش کردم تو بطری!

14:45.250 --> 14:47.630
‫جالبه. پس مرگ رو ترجیح میدی؟

14:48.250 --> 14:51.830
‫به این پافشاریت تبریک میگم. مطمئنم تو جهنم به دردت میخوره.

14:53.130 --> 14:58.080
‫دروغ نمیگم! واقعاً یه چشمه
‫ساکی خالص هست! لطفا باورم کن!

14:58.500 --> 15:00.830
‫باشه، پس راز پشتش چیه؟

15:01.040 --> 15:06.130
‫اَز... از من نپرس! تنها چیزی که میدونم
‫اینه که اون زنه گفت میتونه آدما رو بدبخت کنه!

15:06.130 --> 15:07.130
‫زن؟

15:07.630 --> 15:11.880
‫یه بلونده! گفت هر چی آدما بیشتر بنوشن،
‫بیشتر برده نفرت میشن!

15:12.210 --> 15:14.290
‫ولی این تمام چیزیه که بهم گفت!

15:14.920 --> 15:17.460
‫و تو فکر کردی فروش این اشکالی نداره؟!

15:17.670 --> 15:23.210
‫خب که چی اگه آدما بعد از اینکه زیاد خوردن یکم عجیب بشن؟
‫این که با مشروب طبیعیه!

15:23.380 --> 15:25.710
‫یه تاجر جنساشو بفروشه که مشکلی نداره!

15:26.080 --> 15:28.670
‫پس واسه پول این کارو کردی، نه؟

15:29.000 --> 15:32.420
‫من فکر میکردم دلیل خوبی داری،
‫ولی تو فقط یه آشغالی.

15:33.380 --> 15:37.210
‫جینیا. این احمق به هیچ دردی نمیخوره، فقط جنسارو میفروشه.

15:37.420 --> 15:39.040
‫ولی یه سرنخ از مغز متفکر داریم.

15:39.830 --> 15:43.380
‫و حالا مطمئنیم که تمام این خشونت‌هایی که اتفاق افتاده
‫کار یوکی-نو-ناگوری بوده.

15:43.630 --> 15:46.790
‫بیا این محموله رو نابود کنیم و بزنیم به سمت اویاما.

15:47.130 --> 15:50.460
‫نـابود کنیم؟! داری شوخی میکنی!

15:50.710 --> 15:54.330
‫دیگه چی انتظار داری؟
‫اون جنس زیادی خطرناکه که بخوایم ولش کنیم!

15:55.080 --> 15:56.580
‫لعنت بهتون!

15:58.710 --> 16:01.040
‫من هنوز ازت اطلاعات میخوام.

16:01.040 --> 16:02.250
‫وایسا!

16:03.080 --> 16:06.000
‫هر چی در مورد اون زن میدونی رو بهم بگو.

16:07.920 --> 16:10.710
‫بـذار...

16:11.380 --> 16:13.250
‫همین الان شروع کن به حرف زدن!

16:16.420 --> 16:17.460
‫بسه دیگه!

16:22.580 --> 16:25.170
‫آخ! تو مگه دیواری؟

16:25.460 --> 16:28.710
‫بهتره تمومش کنی وگرنه اون پیرمرده
‫جداً جونش در میاد!

16:29.880 --> 16:33.210
‫این خانوم بلونده... یعنی دردسرسازه؟

16:33.960 --> 16:34.790
‫نه.

16:35.750 --> 16:37.920
‫برای جزئیات بهت فشار نمیارم.

16:38.040 --> 16:42.920
‫ولی اگه شروع کنی به کشتن آدما بخاطر این،
‫اون وقت مجبور میشم خودم دخلتو بیارم.

16:43.500 --> 16:46.880
‫حق با توئه. ممنون که جلومو گرفتی.

16:47.210 --> 16:51.710
‫اوه، بیخیال! چی بگم آخه
‫وقتی بخاطر مشت زدن بهت ازم تشکر میکنی؟

16:52.040 --> 16:53.330
‫نمیتونی داشته باشیش!

16:53.630 --> 16:56.500
‫برو عقب! این ساکی خودمه!

16:59.380 --> 17:02.710
‫هی، چیکار میکنی؟! اون چیز سمه!

17:02.960 --> 17:06.500
‫خفه شو! این فقط یه بهونه‌ست که بدزدیش!

17:07.500 --> 17:09.380
‫وایسا! اگه زیاد بخوری دیگه راه برگشتی نداری

17:23.250 --> 17:25.330
‫هر کسی یه مقدار نفرت توی وجودش داره.

17:25.880 --> 17:30.290
‫ولی این مشروب، اون رو به کینه تبدیل میکنه و
‫ذهن آدما رو داغون میکنه...

17:31.080 --> 17:33.290
‫و تبدیلشون میکنه به دیو.

17:33.830 --> 17:37.960
‫یوکی-نو-ناگوری ساکی‌ایه که برای ساختن دیوها ساخته شده.

17:38.250 --> 17:39.880
‫اون پسر، کیکو رو یادمه...

17:40.500 --> 17:43.880
‫اون باید اینجا تو مغازه‌ت کار میکرده.

17:44.630 --> 17:46.040
‫ولی تو اون ساکی رو بهش دادی بخوره، نه؟

17:46.880 --> 17:50.500
‫چون میخواستی دقیقاً بدونی
‫چه اتفاقی واسه هر کی اونو میخوره میفته.

18:22.920 --> 18:25.250
‫اوه. عجب مبارز بی‌احتیاطی هستی تو.

18:25.540 --> 18:26.830
‫یه تسوکوموگامی؟

18:27.080 --> 18:31.880
‫یه گنجشک خوش‌شانسه که قدرت محافظت
‫رو میده. بامزه است، مگه نه؟

18:32.040 --> 18:33.920
‫مرسی. ممنون بابت کمکت.

18:34.080 --> 18:35.170
‫ایناهاش داره میاد.

18:49.500 --> 18:51.540
‫برو، پرستوی کاغذیم!

19:08.250 --> 19:13.540
این دیو برای یه دیو تازه‌کار خیلی عجیبه که اینقدر قویه!
‫یه چیزی اینجا مشکوک میزنه، میدونی؟

19:15.920 --> 19:17.670
‫این از همون اول برنامه ریزی شده بود...

19:18.250 --> 19:20.830
‫یا بهتر بگم، مثل یه تله بود.

19:21.170 --> 19:21.960
‫ها؟

19:22.460 --> 19:28.380
‫فقط تصور کن که ساکی اصلا از یه چشمه نیومده،
‫بلکه در واقع اون زنه خودش ساخته.

19:29.170 --> 19:35.330
‫پس منطقیه که این مرد رو اونجا گذاشتن
‫تا کسی نتونه حقیقت پشتش رو کشف کنه.

19:36.080 --> 19:40.040
‫این چطور ممکنه؟ این خانمه کیه؟

19:46.630 --> 19:50.920
‫لعنتی! چطور تونستی...؟!

19:53.580 --> 19:55.920
‫هی، چرا اینقدر عصبی هستی؟

19:56.170 --> 20:00.670
‫وقت نداریم. پدر ناتسو
‫هر شب داره این مشروب رو می‌نوشه.

20:00.960 --> 20:02.170
‫وایسا، واقعاً؟

20:02.540 --> 20:04.920
‫ای وای، چه خبر بدی.

20:05.330 --> 20:09.710
‫پس بهتره بجنبی، جینیا. بذار من این هیولا رو جمع کنم.

20:09.960 --> 20:11.420
‫سومه‌گورو آکیتسو.

20:11.750 --> 20:13.540
‫چرا اینطوری صدام میکنی

20:13.790 --> 20:17.750
‫بذار حدس بزنم، فکر می‌کنی
‫من توانایی شکست دادن این اهریمن رو ندارم؟

20:19.920 --> 20:21.630
‫دست کمم نگیر!

20:22.000 --> 20:27.500
‫آدما موجودات سرسختی هستن، می‌دونی؟
‫خیلی بیشتر از اونی که بتونی تصور کنی.

20:28.170 --> 20:30.670
‫فهمیدی؟ پس تو زود برو پیش اون دختر کوچولو.

20:30.920 --> 20:31.830
‫اما...

20:32.420 --> 20:38.420
‫گوش کن، سبک آکیتسو حسابی قدرتمنده.
‫لازم نیست نگران من باشی.

20:38.750 --> 20:39.790
‫ممنونم.

20:43.880 --> 20:48.040
‫این بهتره. احساس می‌کنم من و اون
‫ممکنه یه روزی مجبور شیم با هم درگیر بشیم.

20:48.290 --> 20:50.080
‫پس باید برگ آس خودم رو رو نکنم.

20:51.750 --> 20:52.960
‫خیلی خب پس.

20:55.710 --> 20:57.750
‫بیا بیرون، اهریمن‌کش!

21:04.210 --> 21:05.500
‫تعجب کردی؟

21:05.710 --> 21:09.460
‫وقتی امپراتور شوان‌زونگ چین
‫دچار بیماری سختی شد،

21:09.460 --> 21:14.210
‫استاد ژونگ کوی اینجا خدایی بود که شرورها رو
‫که روحش رو تسخیر کرده بودن، از بین برد.

21:15.000 --> 21:17.670
‫اون با شما اهریمن‌ها زمین تا آسمون فرق داره.

21:18.040 --> 21:22.170
‫اما اگه هنوزم می‌خوای
‫یه نبرد غول‌آسا داشته باشی... پس بزن بریم!

21:44.460 --> 21:45.290
‫خواهش می‌کنم!

21:49.080 --> 21:50.420
‫بذار به موقع برسم!

22:05.630 --> 22:08.920
‫من همینجام. منتظرتم.
