WEBVTT

01:40.210 --> 01:43.960
<b>‫سوگایا</b>

02:00.920 --> 02:02.710
‫ناتسو! حالت خوبه؟

02:10.540 --> 02:13.290
‫جینتا...

02:22.290 --> 02:24.540
‫ل-لطفاً نکن، جینیا.

02:26.420 --> 02:29.380
‫اون اهریمن... پدرمه!

02:45.380 --> 02:47.830
‫اینجوری که برنده نمیشی.

02:48.040 --> 02:50.540
‫متاسفم، ولی وقتشه که اینو تموم کنم.

03:00.790 --> 03:05.460
‫چه وضعیت بدی.
‫کشتن کسی که جلوی چشمم تبدیل به اهریمن شد، حس افتضاحی داره.

03:09.040 --> 03:13.080
‫مطمئنم که اون اوضاع رو کنترل کرده،
‫ولی بهتره عجله کنم و برم کمک.

03:15.920 --> 03:20.460
‫آخه اگه این کارو نکنم... ممکنه بعداً
‫احساس پشیمونی کنم.

03:29.790 --> 03:31.290
‫لعنتی.

03:57.170 --> 03:59.580
‫جینتا...

04:05.670 --> 04:07.420
‫چقدر بدبختم.

04:08.380 --> 04:13.500
‫بعد از اون همه آدمی که کشتم و بلعیدم
‫تا اهریمن بشم،

04:14.170 --> 04:18.880
‫فکر کردم سرسخت‌تر شدم. حداقل کمی.

04:20.790 --> 04:24.380
‫ولی حالا، به خاطر اون بخش انسانی قلبم که نتونستم رهاش کنم،
‫دارم تقلا می‌کنم.

04:25.880 --> 04:30.170
‫چرا همیشه انقدر... بی‌عرضه‌ام؟

04:32.250 --> 04:35.920
‫من فقط... خسته‌ام...

04:38.380 --> 04:42.500
‫شاید اگه فقط دست از مقاومت بردارم،
‫آرامش پیدا کنم.

04:50.880 --> 04:54.540
‫من و تو واقعاً سر و ته یک کرباسیم.

04:55.420 --> 04:57.080
‫در نهایت،

04:57.460 --> 05:02.540
‫نمیتونیم کاری کنیم جز اینکه نحوه زندگیمون رو
‫بر کسایی که باهاشون زندگی میکنیم، ترجیح بدیم.

05:11.710 --> 05:12.540
<b>‫یوکی-نو-ناگوری</b>

05:15.040 --> 05:17.540
<b>‫یوکی-نو-ناگوری</b>

05:21.290 --> 05:24.290
‫پدر، نه! دور شو!

05:39.960 --> 05:42.540
‫ج-جینیا...؟

05:58.210 --> 06:00.290
‫این یه انرژی خوبی بهم داد.

06:00.830 --> 06:02.880
‫ولی واقعاً زیادی ضعیفه.

06:04.080 --> 06:07.790
‫خب، این برای ساکی که قراره خشم ایجاد کنه، طبیعیه.

06:09.920 --> 06:13.250
‫خدایا، متنفرم.

06:14.250 --> 06:21.790
‫این قلب بزدل لعنتی. پدرم اهریمن میشه
‫و یهو میخواد که من دست از مبارزه بردارم.

06:23.540 --> 06:26.500
‫خیلی ازش متنفرم!

06:47.500 --> 06:53.500
‫همسرت توسط یه اهریمن مورد تجاوز قرار گرفت و جونشو
‫به بچه‌ی اهریمنی که بعدش به دنیا آورد، باخت.

06:54.500 --> 06:57.630
‫بعد پسرت با اون زن اهریمنی ناپدید شد.

06:58.250 --> 07:01.460
‫و در نهایت، خودتم اهریمن شدی.

07:02.960 --> 07:04.630
عجب طنز تلخی!

07:04.830 --> 07:06.290
‫نیازی نیست اسمت رو بپرسم.

07:06.540 --> 07:09.170
‫وظیفه منو به کشتن اهریمن‌ها محدود کرده...

07:09.920 --> 07:11.920
‫و بنابراین، این کار رو خواهم کرد!

07:28.830 --> 07:29.880
‫قدرت.

07:35.830 --> 07:40.210
‫بهترین هدیه خداحافظی که میتونم بهت بدم... یه پایان سریعه.

07:40.830 --> 07:43.460
‫جینتا...

07:44.040 --> 07:48.750
‫جایی برای رنج کشیدنت نیست.
‫فقط مرگ آنی.

07:52.830 --> 07:54.540
‫میخواستم قوی‌تر باشم.

07:56.380 --> 08:01.380
‫چون فکر میکردم این بهم کمک میکنه
‫که همه چیز رو محافظت کنم.

08:05.580 --> 08:08.750
‫اما اگه سرنوشت چیز دیگه‌ای بخواد...

08:11.210 --> 08:12.420
‫پس...

08:13.580 --> 08:16.000
‫خودم تمومش میکنم. همه‌شو!

08:16.170 --> 08:18.250
‫جینتا!

08:31.960 --> 08:34.670
‫خداحافظ، پدر.

09:04.330 --> 09:05.080
‫ناتسو؟

09:06.670 --> 09:09.130
‫این دیگه چه کوفتیه؟

09:09.580 --> 09:12.630
‫حالا همه چی تموم شد. خوشحالم که حالت خوبه.

09:14.210 --> 09:15.500
‫ازم دور شو.

09:17.540 --> 09:18.790
‫پدرم...

09:20.500 --> 09:22.880
‫تو پدرم رو کشتی!

09:24.210 --> 09:26.290
نزدیکم نیا!
هیولای لعنتی

09:34.080 --> 09:35.630
‫هی، جینیا!

09:36.790 --> 09:38.830
‫مثل اینکه یه موجود شیطانی حسابی رو از پا درآوردی.

09:41.920 --> 09:46.540
‫راستش... کاش به جای این، تو مبارزه میمردم.

09:47.580 --> 09:50.420
‫حداقل اون وقت، هیچی از دست نمیدم.

09:51.380 --> 09:56.580
‫هوم. باید وضعیت خیلی بدی بوده باشه
‫که اینجوری حرف میزنی.

09:57.130 --> 10:00.750
‫ولی هی، اگه هنوز سر پایی،
‫پس تموم شده و رفته، درسته؟

10:01.290 --> 10:03.500
‫آره. تموم شد.

10:06.080 --> 10:08.460
‫حالا فقط باید ریشه مشکل رو از بین ببریم.

10:32.380 --> 10:37.170
یـــکم، یواش‌تر برو!
‫نمیتونی یه ذره آروم‌تر راه بری؟

10:38.130 --> 10:40.830
‫خودت بودی که گفتی باید عجله کنیم، یادت رفته؟

10:41.040 --> 10:46.500
‫باشه، حرفت درسته. ولی ما داریم
‫چند روزه پشت سر هم راه میریم.

10:46.880 --> 10:49.170
‫و من فقط یه آدم معمولیم، میدونی؟

10:49.460 --> 10:51.670
‫نمیتونی انتظار داشته باشی که پا به پای تو بیام.

11:00.330 --> 11:01.920
‫قبل از اینکه برسیم اونجا، شب میشه.

11:01.920 --> 11:04.630
‫بیخیال، اینجوری نق نزن.

11:05.250 --> 11:07.880
‫گذشته از این، داریم میریم به پایتخت ترسناک‌ها.

11:08.130 --> 11:10.330
حس می‌کنم تاریکی با این فضا بیشتر جوره، نه؟

11:10.880 --> 11:13.080
‫صحبت از این شد، خیلی وقته دلم میخواست بپرسم...

11:13.380 --> 11:14.170
‫چی؟

11:14.420 --> 11:18.790
‫خب، تو خودت ایده خوبی داری
‫که یوکی-نو-ناگوری واقعاً چیه، مگه نه؟

11:21.420 --> 11:25.960
‫ببین، میدونستم! دلم همینو میگفت.

11:26.580 --> 11:28.580
‫حالا قراره بهم بگی یا نه؟

11:29.210 --> 11:32.000
‫بیا از اصول شروع کنیم: ساکی چطور دم میشه؟

11:32.000 --> 11:37.460
‫هوم؟ خب، فقط باید از برنج بخارپز شده، قارچ کوجی درست کنی
‫و بعد بندازیش تو آب. درسته؟

11:38.040 --> 11:40.920
‫این یه خلاصه فوق‌العاده سر و ته دارِ، ولی بله.

11:41.830 --> 11:45.420
‫حالا بیایید یه قدم جلوتر بریم و فرض کنیم
‫که یوکی-نو-ناگوری هم همینطور ساخته شده.

11:45.830 --> 11:49.080
‫اوه، لطفاً! شروع نکن مسخره بازی درآوردن.

11:49.250 --> 11:52.630
‫چطور ممکنه کسی بتونه
‫یه چشمه از ساکی از اون دربیاره؟

11:52.830 --> 11:56.670
‫بندازین یه کم قارچ کوجی تو یه چشمه،
‫هیچی ازش در نمیاد!

11:57.040 --> 11:59.330
‫پس به جای قارچ کوجی، چیز دیگه‌ای بنداز توش.

12:00.000 --> 12:02.040
‫چیزی به اسم مشروبات "طعم‌دار" وجود داره.

12:02.380 --> 12:07.750
‫این شامل این میشه که میوه‌ها، ادویه‌ها، یا گیاهان رو تو نوشیدنی خیس کنن
‫تا طعمشون داخلش نفوذ کنه.

12:08.500 --> 12:10.830
‫آها، حالا فهمیدم.

12:11.630 --> 12:16.920
‫پس، اساساً داری میگی این ماده
‫با چیزی آمیخته شده که میتونه انسان‌ها رو به اهریمن تبدیل کنه.

12:17.500 --> 12:21.210
‫و مسئول این کار هم
‫اون خانم موطلاییه.

12:21.790 --> 12:22.580
‫بله.

12:23.000 --> 12:28.170
‫شرط میبندم بقایای کسی که به طرز فجیعی
‫کشته شده، ته چشمه است.

12:35.880 --> 12:39.790
‫اوه، بسه دیگه! یخ زدم، گرسنمه، و تاریکی مطلقه!

12:40.040 --> 12:43.080
‫دارم کم کم به این فکر میکنم که چرا اصلاً باهات اومدم.

12:43.380 --> 12:47.790
‫تو خودت صراحتاً از کیوتو راه افتادی تا
‫به دنبال حقیقت پشت یوکی-نو-ناگوری بگردی، اینطور نیست؟

12:48.290 --> 12:51.830
‫خب، آره، ولی فکر نمیکردم
‫انقدر سخت باشه!

12:58.000 --> 13:00.580
‫گل؟ وسط زمستون؟

13:03.040 --> 13:04.250
‫چی شده؟

13:04.710 --> 13:06.170
‫خشخاش‌های شیرایوکی...

13:06.500 --> 13:08.790
‫هان؟ شیرا چی؟

13:09.630 --> 13:13.960
‫سومه‌گورو. اولین باری که یوکی-نو-ناگوری رو امتحان کردم،

13:14.580 --> 13:16.420
‫مزش برام ضعیف بود.

13:18.000 --> 13:19.290
‫اما همزمان...

13:19.790 --> 13:21.380
‫حس نوستالژی بهم دست داد.

13:21.750 --> 13:23.040
‫نوستالژی؟

13:23.710 --> 13:27.040
‫فقط فرض کردم که این برای ساکی که از نفرت متولد شده، طبیعیه.

13:28.000 --> 13:31.380
‫با این حال، واقعیت ممکنه خیلی متفاوت باشه...

13:32.790 --> 13:35.630
‫یوکی-نو-ناگوری، پشیمانی از آن دنیاست.

13:36.380 --> 13:38.710
‫از احساساتی که رفتگان از خود بر جای گذاشته‌اند، متولد شده.

13:41.250 --> 13:45.710
‫احساساتی به قدر کافی قوی که انسان‌ها رو
‫به اهریمن تبدیل کنه؟ این واقعاً نگران‌کننده‌ست.

13:46.420 --> 13:49.040
‫با چه میزان کینه‌ای مردن
‫که این اتفاق بیفته؟

13:50.420 --> 13:51.880
‫اینطوری بهش نگاه نکن.

13:52.830 --> 13:55.290
‫هرچند در نهایت
‫به ساکی تبدیل شد که اهریمن‌ها را به وجود آورد،

13:55.750 --> 13:57.750
‫قصد اصلی اون جسد این نبوده.

14:01.750 --> 14:03.040
‫اون بو چیه؟

14:04.750 --> 14:05.790
‫سومه‌گورو...

14:06.170 --> 14:10.250
‫من دیگه نیستم! همینجا میمونم و استراحت میکنم.

14:10.250 --> 14:12.210
‫پاهام دارن از درد میمیرن.

14:12.420 --> 14:13.290
‫اما...

14:13.290 --> 14:16.420
‫بقیه مسیر برای انسان‌های ضعیفی مثل من
‫مناسب نیست.

14:18.880 --> 14:19.670
‫ممنون.

15:13.630 --> 15:15.500
‫میخواستی اینجا پیدات کنم، ها؟

15:17.210 --> 15:18.880
‫تو فقط داشتی اینجا انتظار میکشیدی

15:19.920 --> 15:25.380
‫تحریک نفرت در درون مردم و اجازه دادن به آن تا جایی که
‫به اهریمن تبدیل شوند...

15:34.000 --> 15:40.040
‫چون معتقد بودی که یک اهریمن‌کش
‫بالاخره میاد و به این کار پایان میده.

15:43.670 --> 15:45.250
‫اصلاً نمیدونستم.

15:46.670 --> 15:48.830
‫پس حتی بدنت هم ازت دزدیده شد؟

15:49.500 --> 15:53.290
‫با این حال، علیرغم چیزی که بهش تبدیل شدی...

15:59.040 --> 16:01.210
‫...هنوز میخوای که من کنارت باشم.

16:21.130 --> 16:23.670
‫ناگفته پیداست، جینتا.

16:25.670 --> 16:29.500
‫متاسفم. در نهایت باعث درد زیادی برای تو شدم.

16:30.540 --> 16:36.710
‫من یک نگهبانم. رسمه که شمشیرم رو
‫در خدمت ایتسوکی‌هیمه به کار بگیرم، درسته؟

16:38.000 --> 16:38.960
‫اوم-هوم.

16:40.500 --> 16:41.630
‫متشکرم.

16:58.290 --> 17:01.670
‫خب، خداحافظ... جینتا.

17:03.250 --> 17:04.210
‫ها.

17:18.040 --> 17:21.080
‫شب بخیر، شیرایوکی.

17:48.290 --> 17:52.580
‫از وقتی برگشتیم، سروصدای اهریمن‌ها
‫و مست‌های دیوونه کمتر شده.

17:52.960 --> 17:55.500
‫فکر کنم این یعنی پرونده بسته شده.

17:58.000 --> 18:04.960
‫ولی بعد از اینکه منبع رو از بین بردی، همه یوکی-نو-ناگوری
‫باقی‌مانده در ادو به آب معمولی تبدیل شد و حسابی سر و صدا به پا کرد.

18:05.380 --> 18:09.290
‫واسه همینه که خیلی‌ها تو ادو آشفته به نظر میان؟

18:09.750 --> 18:13.000
‫نه. اون به خاطر اوضاع سیاسیه.

18:13.130 --> 18:17.500
‫خیلی از کله‌گنده‌های دولتمون اخیراً دارن
‫با کشورهای خارجی چاپلوسی میکنن

18:17.500 --> 18:19.500
‫و این باعث شده همه کلافه باشن.

18:19.880 --> 18:24.460
‫ولی انزواگرایی سیاستی نیست که تا ابد دوام بیاره.

18:28.380 --> 18:31.630
‫بیشترین کاری که من و تو میتونیم بکنیم، کشتن اهریمن‌هاست.

18:32.080 --> 18:35.790
‫نمیشه جلوی گذر زمان رو گرفت، میدونی؟

18:37.790 --> 18:39.380
‫حق با توئه.

18:41.630 --> 18:43.710
‫چی شده؟ غمگین به نظر میای.

18:44.580 --> 18:45.670
‫چیزی نیست.

18:47.040 --> 18:49.750
‫فقط داشتم به اون زن مو بلوند فکر میکردم.

18:49.750 --> 18:53.000
‫آه، اون مغز متفکر شرور.

18:53.330 --> 18:56.000
‫نگرانی که داره نقشه دیگه ای میکشه؟

18:56.830 --> 18:57.540
‫بله.

18:58.290 --> 19:01.250
‫خب، غصه خوردن براش فایده‌ای نداره.

19:04.290 --> 19:07.540
‫ممنون بابت غذا! پرداختیمو اینجا میذارم.

19:08.290 --> 19:10.670
‫بسیار خب، وقت رفتنه.

19:10.960 --> 19:13.330
‫باید برگردم قبل از اینکه شاگردم نگران بشه.

19:14.250 --> 19:15.580
‫بعداً می‌بینمت، جینیا.

19:16.040 --> 19:18.830
‫اگه گذرت به کیوتو افتاد، یه سر بهم بزن.

19:19.290 --> 19:22.830
‫فقط به مردم بگو دنبال سومه‌گورو آکیتسو میگردی
‫و اونها راهنماییت میکنن.

19:23.290 --> 19:25.880
‫حتماً. اگه موقعیتش پیش بیاد.

19:27.920 --> 19:29.670
‫خب، خداحافظ!

19:42.750 --> 19:46.250
به! جینیا جان! خیلی وقته ندیده بودمت!

19:46.250 --> 19:48.580
‫هی! خوشحالم میبینمت، رفیق!

19:48.580 --> 19:51.790
‫یه استراحت طولانی‌تر از حد معمول کردی
‫که اینجا سر سوپا نیومدی، ها؟

19:52.080 --> 19:54.380
‫آره. اوضاع شلوغ شد.

19:55.130 --> 19:58.330
‫ما اخیراً واقعاً
‫با کمبود مشتری مواجه بودیم.

19:59.250 --> 20:01.130
‫پس از دیدنت دوباره خوشحالم.

20:02.330 --> 20:05.830
‫میورا-ساما طبق معمول برای ناهار
‫اینجا میومد،

20:06.250 --> 20:08.880
‫ولی ناتسو-سان یا زن‌جی-سان رو ندیدیم.

20:09.630 --> 20:14.540
‫و با توجه به اینکه تو هم نبودی،
‫ما همینجا نشسته بودیم و بیکار بودیم.

20:15.460 --> 20:17.250
‫سفارش حاضر، یک کاکه-سوبا!

20:17.250 --> 20:17.960
‫باشه!

20:21.670 --> 20:23.130
‫ممنون که منتظر موندید.

20:34.170 --> 20:34.960
‫سرآشپز.

20:35.540 --> 20:36.580
چیشده؟

20:37.250 --> 20:39.040
‫دستور پختت رو عوض کردی؟

20:39.420 --> 20:40.170
‫ها؟

20:40.710 --> 20:42.750
‫آبگوشت کمتر مزه‌دار به نظر میاد.

20:43.210 --> 20:47.290
‫او، خب، من اونو همون‌جوری که همیشه درست میکردم...

20:48.460 --> 20:49.250
‫که اینطور.

20:50.080 --> 20:52.170
‫پس حتماً فقط خیال منه.

20:57.380 --> 20:58.290
‫بفرمایید، پولم.

20:58.500 --> 20:59.250
‫باشه.

21:01.170 --> 21:03.830
‫آه. میتونی یه دقیقه صبر کنی، جینیا-کون؟

21:04.000 --> 21:04.790
‫برای چی؟

21:05.080 --> 21:08.080
‫اجازه بده تو بخشی از مسیر برگشت به خانه همراهیت کنم.

21:10.580 --> 21:11.580
‫بریم؟

21:19.790 --> 21:21.460
‫هوا سرد شده.

21:21.790 --> 21:22.540
‫آره.

21:27.580 --> 21:29.170
‫حالت خوبه؟

21:29.580 --> 21:30.670
‫چرا میپرسی؟

21:31.380 --> 21:33.210
‫گفتی اوضاع شلوغ بود.

21:33.920 --> 21:36.500
‫ببخشید. این باعث نگرانیت شد؟

21:36.790 --> 21:40.380
‫یه کم. تو یکی از معدود مشتری‌های دائمی ما هستی، بالاخره.

21:49.580 --> 21:50.630
‫اینجا جاییه که از هم جدا میشیم.

21:52.210 --> 21:52.920
‫باشه.

22:02.710 --> 22:03.830
‫جینیا-کون؟

22:04.920 --> 22:07.710
‫دَفنه‌های زمستانی رو یادت میاد؟

22:23.210 --> 22:24.330
‫یادمه.

22:25.040 --> 22:27.670
‫گل‌هایی که بعد از پشت سر گذاشتن سرمای زمستان شکوفا میشن.

22:28.460 --> 22:30.290
‫نویدبخش بهار.

22:33.670 --> 22:38.170
‫راستش... من بدون تو کجا بودم؟

23:01.420 --> 23:04.290
‫برف همه چیز رو سفید محض می‌کنه.

23:04.880 --> 23:06.330
‫بدون استثنا.

23:07.540 --> 23:11.330
‫حتی بعد از اینکه ذوب میشه و از نظر پنهان میشه،

23:12.130 --> 23:15.000
‫سرمای یخی که از خودش به جا میذاره، حک شده.

23:15.790 --> 23:18.750
‫قوی و عمیق!

23:23.920 --> 23:26.000
‫بسیار شبیه به نفرت.

23:27.040 --> 23:30.960
‫بدنت در واقع بالاخره به درد خورد.

23:32.790 --> 23:34.080
‫شب خوش...

23:35.670 --> 23:36.830
‫...پرنسس.
