WEBVTT

00:03.290 --> 00:07.000
<b>سال تِنپو ۱۰ (۱۸۳۹)</b>

00:15.580 --> 00:17.630
داره سرد می‌شه.

00:18.210 --> 00:22.290
فعلاً که می‌شه تحمل کرد، ولی به زودی یخبندون شروع میشه.

00:23.380 --> 00:27.710
حداقل یه منقل اینجا می‌ذاشتن،
آخه اینجا معبد الهه آتشه...

00:30.380 --> 00:34.630
نمی‌خوایم آتیش‌سوزی بشه. ضمن اینکه
تهویه اتاقای تاتامی اینجوری سخته.

00:34.830 --> 00:35.920
تحمل کن دیگه.

00:36.330 --> 00:39.630
حرفت درست، ولی باز از سرما متنفرم!

00:39.960 --> 00:41.960
خب، قابل فهمه، ولی...

00:42.250 --> 00:45.960
پس نمی‌خوای داوطلب شی
منو گرم کنی؟

00:46.790 --> 00:48.500
چی میگی واسه خودت.

00:50.420 --> 00:51.830
هنوز بزرگ نشدی، نه؟

00:58.630 --> 01:01.000
جینتای کوچولوی بیچاره!

01:01.580 --> 01:04.380
بدون خواهر بزرگترت خیلی بی‌دست و پایی.

01:04.920 --> 01:07.040
تو اینجا کوچیکتری.

01:17.080 --> 01:40.080
دنیای انیمه تقدیم می کند{ol;h;sl;be10t;دنیای انیمه تقدیم می کند}

01:17.080 --> 01:40.080
مترجم: SorenA{ol;h;sl;be15sl;pos(964,104)sl;3c&H060BBD&t;مترجم: h;sl;fs60sl;fnBread Saucesl;3c&HD530F3&t;SorenA}

01:17.080 --> 01:40.080
زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه awsub@{ol;h;sl;be15sl;pos(960,196)sl;3c&H692D6F&t;زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه h;sl;fnA nicsl;3c&HE7C62E&t;awsub@}

02:46.000 --> 02:47.670
نزدیک رودخانه مودوری؟

02:48.080 --> 02:50.670
بله. جزئیات دقیق‌تر هنوز مشخص نیست،

02:51.000 --> 02:55.790
ولی می‌دونیم یه موجود عجیب
اخیراً رودخونه رو خونه خودش کرده.

02:58.170 --> 03:00.420
برو، جینتا. وظیفه‌ات رو انجام بده.

03:01.130 --> 03:05.750
حقیقت پشت این ناهنجاری رو کشف کن،
و اگه برای کادونو تهدیدی بود، از بین ببرش.

03:06.880 --> 03:10.460
متوجه شدم. وظیفه‌ام رو طبق دستور انجام می‌دم.

03:11.380 --> 03:13.880
حالا. اگه اجازه بدید، شاهدخت؟

03:16.880 --> 03:17.460
بفرمایید.

03:18.630 --> 03:20.250
توجه کنید، همه.

03:20.580 --> 03:25.670
یه اعلامیه مهم دارم
در رابطه با این لشکرکشی شکار شیاطین.

03:26.460 --> 03:32.540
به طور سنتی، نگهبان توسط ایتسوکی‌هیم انتخاب می‌شه
تا بادیگارد و مدافع روستا باشه.

03:33.000 --> 03:35.170
همونطور که می‌دونید، جینتا نگهبان فعلیه.

03:35.830 --> 03:40.250
و استعدادش در شمشیربازی حتی
از موتوهارو، نگهبان قبلی، هم بالاتره.

03:40.670 --> 03:45.540
اما بعد از قحطی اخیر،
افزایش قابل توجهی در شیاطین داشتیم،

03:45.540 --> 03:48.790
و حالا به نظر می‌رسه حتی رودخانه مودوری هم
درگیر هیولاها شده.

03:49.540 --> 03:52.960
همچنین تعداد زیادی نفوذی رو دیدیم
که سعی داشتن وارد کادونو بشن.

03:53.920 --> 03:58.330
عرف دیرینه در روستای ما این بوده
که یک نگهبان به ایتسوکی‌هیم خدمت کنه.

03:59.170 --> 04:03.250
اما، با توجه به وضعیت فعلی‌مون،
این کافی به نظر نمی‌رسه، مگه نه؟

04:04.130 --> 04:05.630
بنابراین، اعلام می‌کنم...

04:06.750 --> 04:11.500
من بدین وسیله یک نگهبان اضافی منصوب خواهم کرد
که وظیفه محافظت از ایتسوکی‌هیم را خواهد داشت،

04:11.500 --> 04:15.000
هر زمان که جینتا برای کشتن شیاطین باید برود.

04:15.580 --> 04:16.790
این بی‌سابقه‌ست.

04:15.580 --> 04:16.790
عجب.

04:17.380 --> 04:19.710
البته، نیازی به معرفی نداره.

04:20.080 --> 04:22.920
کسی نیست جز پسرم: کیوماسا.

04:23.330 --> 04:29.210
اسم من کیوماساست و به عنوان نگهبان خدمت خواهم کرد.
از کار با همگی شما خوشحالم.

04:29.500 --> 04:34.380
اگرچه کیوماسا به پای جینتا نمی‌رسه،
اما شمشیربازی‌اش خیلی خوبه.

04:34.830 --> 04:37.790
اون کاملاً از پس وظیفه محافظت برمیاد.

04:38.460 --> 04:41.290
البته، من این تصمیم رو یک‌طرفه نگرفتم.

04:41.670 --> 04:45.920
ایتسوکی‌هیم هم تایید کرده.
درسته، شاهدخت؟

04:47.000 --> 04:50.330
بله. نمی‌شه انکار کرد
که شیاطین زیاد شدن.

04:50.830 --> 04:52.290
باید آماده باشیم.

04:54.540 --> 04:57.420
و تو، جینتا؟ مطمئنم تو هم با این موافقی؟

04:57.880 --> 05:01.920
بله. هر چی برای محافظت از شاهدخت باشه.

05:03.830 --> 05:09.250
پس از این به بعد دو نگهبان خواهیم داشت.
لطفاً تمام تلاشتان را برای محافظت از کادونو و شاهدخت بکنید.

05:11.290 --> 05:14.420
فکر کنم حالا دو تا از یه نوع شدیم. نه، جینتا؟

05:27.080 --> 05:29.170
هی، شیرایوکی. اون کیه؟

05:30.830 --> 05:33.630
آه، اون؟ اون پسر رئیسه، کیوماسا.

05:41.920 --> 05:42.920
کیوماسا.

05:44.540 --> 05:46.880
آماده شو، بعد بیا و نگهبانی بده.

05:47.750 --> 05:48.830
حتماً، حتماً.

05:48.920 --> 05:52.790
در مورد جینتا، چیزی هست که باید
قبل از رفتن به مأموریتت باهات صحبت کنم.

05:52.960 --> 05:54.330
فعلاً منتظر بمون.

05:54.790 --> 05:55.420
باشه.

05:56.880 --> 05:59.290
خب، جلسه ما به پایان رسید.

06:05.710 --> 06:07.750
یه نگهبان دوم؟

06:11.290 --> 06:14.130
می‌دونم ضروریه، ولی حس خوبی نداره...

06:14.460 --> 06:19.040
فارغ از شرایط،
من هنوز نگهبان تو هستم. و هرگز این عنوان رو رها نمی‌کنم.

06:20.250 --> 06:24.830
پس، به عنوان ایتسوکی‌هیم، من ترتیب خواهم داد
که فداکاری‌ات پاداش داده شود.

06:29.580 --> 06:33.210
خب پس، وقتی کیوماسا
برگرده اینجا، من می‌رم.

06:33.830 --> 06:35.460
باشه. لطفاً.

06:35.920 --> 06:38.130
فقط حواست به خودت باشه اونجا.

06:38.210 --> 06:41.500
خواهر بزرگترت رو نگران نکن. سالم برگرد.

06:42.540 --> 06:44.500
تو چرا همیشه اینجوری هستی؟

06:45.500 --> 06:49.080
حداقل شعور داشته باش و با
"امیدوارم شکارت موفقیت‌آمیز باشه" یا همچین چیزی بدرقه‌ام کن.

06:55.040 --> 06:56.670
خوش برگشتی، داداش!

06:57.080 --> 06:59.000
ممنون. امروز همه چی خوب بود؟

06:59.290 --> 07:01.250
آره. مشکلی نبود!

07:01.670 --> 07:04.500
ببخشید، ولی من برای کشتن شیاطین اعزام شدم.

07:05.170 --> 07:07.170
آه، دوباره؟

07:15.750 --> 07:16.630
فعلاً خداحافظ.

07:19.290 --> 07:22.750
نگران نباش. هرگز نمی‌ذارم یه شیطان بهم غلبه کنه.

07:22.750 --> 07:26.000
باشه. ولی لطفاً مراقب باش،

07:26.130 --> 07:29.080
باشه. زود برمی‌گردم. منتظرم باش.

07:29.500 --> 07:30.580
باشه!

07:31.330 --> 07:34.880
حیف شد نمی‌تونی همینجا بمونی
و تمام روز محافظ شاهدخت باشی؟

07:36.920 --> 07:37.960
چی شده؟

07:38.460 --> 07:39.130
هیچی.

07:39.540 --> 07:42.830
راستی کیوماسا رو یادت میاد؟

07:43.630 --> 07:46.210
کیوماسا؟ اون کیه؟

07:46.670 --> 07:47.960
پسر رئیسه.

07:48.290 --> 07:50.540
آه، اینطوره؟

07:51.130 --> 07:53.170
ببخشید. سوال عجیبی بود.

07:53.670 --> 07:55.040
باشه، من دارم می‌رم.

07:55.040 --> 07:56.880
باشه! مواظب خودت باش!

08:22.540 --> 08:23.920
یو، جینتا!

08:24.790 --> 08:28.540
با اون قیافه کج و کوله‌ات، حدس می‌زنم
می‌خوای خبر بدی به بیاکویا بدی.

08:29.040 --> 08:29.710
درسته.

08:30.130 --> 08:33.040
باید خودتو جمع و جور کنی، مرد قوی.

08:33.630 --> 08:34.420
می‌دونم.

08:35.000 --> 08:35.750
واقعاً؟

08:36.540 --> 08:38.630
کارت به عنوان بادیگارد چطوره؟

08:39.040 --> 08:41.580
من که دارم گشت‌هامو می‌زنم، مگه نه؟

08:42.080 --> 08:45.670
گرچه ترجیح می‌دادم
در اتاق خواب بیاکویا مواظبش باشم،

08:45.670 --> 08:47.630
تا ببینم موقع خواب چه شکلیه.

08:48.040 --> 08:48.960
کیوماسا.

08:49.500 --> 08:52.130
حداقل وقتی بیرون معبد هستی
آداب رو رعایت کن.

08:52.960 --> 08:55.380
و شاهدخت رو محترمانه خطاب کن.

08:55.960 --> 08:57.040
اشکالی نداره.

08:57.670 --> 09:00.380
خودش گفت اینجوری صداش کنم.

09:00.710 --> 09:01.920
منظورت چیه؟

09:03.170 --> 09:04.380
چشم‌غره نرو.

09:16.250 --> 09:18.630
شاهدخت، برای گزارش دادن اومدم.

09:19.290 --> 09:23.750
نتونستم سرنخی از شیطان
احتمالی پیدا کنم. خیلی متأسفم.

09:24.580 --> 09:28.290
اشکالی نداره. این چیزی نیست که توقع داشته باشم
تو یکی دو روز حلش کنی.

09:28.960 --> 09:32.630
یک شکار آروم و حساب‌شده
خیلی بهتر از یه شکار عجولانه‌ست.

09:33.170 --> 09:37.000
صلح و امنیت کادونو
بالاخره به شمشیر تو بستگی داره.

09:38.830 --> 09:39.920
خیلی سپاسگزارم.

09:40.540 --> 09:42.580
خیلی مهربونی، بیاکویا.

09:42.580 --> 09:45.380
شکست باید با یه کم انضباط
همراه باشه، نمی‌دونستی؟

09:46.080 --> 09:47.130
کیوماسا.

09:47.960 --> 09:51.580
باید آداب رو رعایت کنی
وقتی به عنوان نگهبان خدمت می‌کنی.

09:52.080 --> 09:53.830
آه، مگه چیه؟

09:54.830 --> 09:58.630
حالا، جینتا. قبل از اینکه شکارتو ادامه بدی،
خودتو مرتب کن.

09:59.130 --> 10:01.420
باید بفهمی که این موجود واقعاً چیه.

10:01.710 --> 10:02.380
متوجه شدم.

10:03.130 --> 10:06.420
کیوماسا، تو فعلاً
به نگهبانی ادامه می‌دی.

10:06.630 --> 10:08.290
نمی‌خواد دو بار بگی.

10:08.750 --> 10:11.540
تا جایی که بتونم، وظیفه‌ام رو انجام می‌دم.

10:12.960 --> 10:17.880
اصلاً نگران نباش، جینتا.
بیاکویا رو سالم و سلامت نگه می‌دارم.

10:26.080 --> 10:26.920
هوی!!

10:29.330 --> 10:30.250
این دیگه چیه؟

10:30.790 --> 10:34.380
اونا مانجو هستن. از یه فروشنده خریدمشون
که اینجا بود.

10:36.170 --> 10:37.540
اینا برای تو نیستن!

10:38.330 --> 10:42.880
می‌دونم خواهر کوچیکت تقریباً هیچ‌وقت بیرون نمیره.
گفتم شاید از یه شیرینی خوشش بیاد.

10:43.540 --> 10:47.630
چرا به سوزونه اهمیت می‌دی؟
مگه اتفاقی بینتون افتاده؟

10:48.130 --> 10:49.250
اصلاً.

10:49.630 --> 10:54.130
ولی من که خنگ نیستم. من و اون
کلی شباهت داریم، می‌دونی؟

10:54.670 --> 10:56.250
دردی که داره می‌کشه رو درک می‌کنم.

10:58.830 --> 11:01.500
هرچند هیچ‌وقت به سرسختی اون نمی‌رسم...

11:03.210 --> 11:04.130
ممنونم.

11:04.500 --> 11:08.750
فقط به جای این حرفا،
از سوزونه‌چان معذرت‌خواهی کن، باشه؟

11:09.080 --> 11:10.790
زیادی تنهاش می‌ذاری.

11:43.500 --> 11:47.540
یکم بیشتر برم بالا دست رودخونه؟
یا برم عمق جنگل؟

11:48.460 --> 11:49.250
انتخاب سختیه.

12:22.130 --> 12:24.500
یه جور هیولای میمونی؟

12:43.830 --> 12:47.380
لعنتی! سرعت و چابکی یه میمون رو هم داره!

12:48.750 --> 12:49.670
برگرد اینجا!

13:31.880 --> 13:33.500
بفرمایید دانگوهای شما، آقا.

13:33.540 --> 13:44.920
<b>دانگو</b>

13:33.830 --> 13:35.290
اوه، ممنونم.

13:35.290 --> 13:36.790
به نظر خوشمزه میاد!

13:36.790 --> 13:38.790
زود دوباره سر می‌زنم، چیتوسه-چان.

13:39.210 --> 13:40.540
خیلی ممنونم!

13:41.500 --> 13:44.040
وای! چی شدی؟!

13:46.080 --> 13:47.330
جینتا-نی!

13:51.880 --> 13:53.420
خوبی، جینتا-نی؟!

13:53.880 --> 13:55.380
هی! یکی بره رئیس رو خبر کنه!

13:55.580 --> 13:56.080
عجله کنین!

13:56.080 --> 13:58.080
جینتا-نی! جینتا-نی!

14:09.960 --> 14:10.880
متأسفم.

14:11.500 --> 14:12.880
چرا معذرت‌خواهی می‌کنی؟

14:13.420 --> 14:16.830
نه تنها زخمی برگشتم،
بلکه نتونستم هیولا رو هم بکشم.

14:17.790 --> 14:18.750
اشکالی نداره.

14:19.330 --> 14:24.000
الان، مردهای روستا دور هم جمع شدن
تا یه خط دفاعی دور معبد تشکیل بدن.

14:24.670 --> 14:27.040
یه کلمه از ایتسوکی‌هیم کافیه و همه کمک می‌کنن.

14:27.040 --> 14:27.880
ولی...

14:28.630 --> 14:29.880
ولش کن دیگه.

14:30.380 --> 14:34.580
فقط خوشحالم... که نمردی.

14:36.330 --> 14:37.250
متأسفم.

14:39.170 --> 14:40.080
ای بابا.

14:48.960 --> 14:53.460
مثل همیشه، اینطوری کنارم بودنت
واقعاً بهم آرامش می‌ده.

14:57.380 --> 14:58.830
حتی وقتی که داغونی!

14:59.540 --> 15:01.380
واقعاً لازم بود اینو بگی؟

15:08.540 --> 15:11.250
آه، در مورد اونا فکر می‌کردی؟ اونا کتابای کیوماسا هستن.

15:11.790 --> 15:12.750
اون آوردشون؟

15:13.580 --> 15:23.960
<b>قلب‌ها</b>

15:13.580 --> 15:23.960
<b>و شیاطین</b>

15:14.170 --> 15:16.330
خب، با وجود این همه خطر بیرون...

15:16.710 --> 15:20.040
در واقع، اصلاً اجازه ندارم
که از معبد برم بیرون، درسته؟

15:20.630 --> 15:23.330
پس اون برام چند تا کتاب آورد که بخونم
و باهاش وقت بگذرونم.

15:24.670 --> 15:26.040
آها، فهمیدم.

15:28.330 --> 15:31.500
در واقع، کیوماسا می‌گه داره یه کتاب برای خودش می‌نویسه.

15:31.830 --> 15:35.420
ولی وقتی بهش گفتم
اونم می‌خوام بخونم، خیلی دستپاچه شد.

15:35.750 --> 15:37.630
صورتش از لبو هم قرمزتر شده بود!

15:38.460 --> 15:39.210
جینتا؟

15:40.290 --> 15:42.000
اوه، هیچی.

15:42.670 --> 15:43.880
مطمئنی؟

15:53.290 --> 15:57.460
با... باورم نمیشه! این یه هیولای واقعیه! درست جلوی چشمم!

16:28.080 --> 16:29.210
جینتا!

16:29.210 --> 16:30.790
کیوماسا! مواظب شیرایوکی باش-

16:31.920 --> 16:33.460
منظورم اینه، از شاهدخت محافظت کن!

16:33.830 --> 16:34.830
ولی...!

16:34.830 --> 16:38.290
دخالت نکن. این طعمه منه!

16:48.920 --> 16:50.330
نمی‌فهمم.

16:52.460 --> 16:53.830
چی اینقدر منو بهم ریخته؟

17:06.710 --> 17:09.380
اصلاً نگران هیچی نباش...

17:11.000 --> 17:13.080
داره قوی‌تر می‌شه؟!

17:26.460 --> 17:31.460
بیاکویا رو سالم و سلامت نگه می‌دارم!

17:54.330 --> 17:57.420
این شیطان می‌تونه از نقطه ضعف قلبم استفاده کنه، ها؟

17:59.670 --> 18:02.170
اون مزخرفات مزخرف روی من کار نمی‌کنه!

18:05.170 --> 18:06.920
شیرایوکی سوگند یاد کرد

18:07.830 --> 18:12.380
که خوشبختی خودش رو کنار بذاره و
برای صلاح بقیه دعا کنه.

18:14.080 --> 18:19.420
اون از خودگذشتگی رو تحسین کردم و
شمشیر رو برای محافظت ازش برداشتم.

18:21.580 --> 18:22.920
پس محاله...

18:25.750 --> 18:27.000
...اگه الان بخوام شک کنم!

19:05.130 --> 19:06.250
شیرایوکی.

19:07.920 --> 19:11.330
حالا بخواب... برای همیشه.

19:28.540 --> 19:33.380
از وقتی که شیطان شدم، زمان
خیلی کندتر از حد معمول پیش می‌ره.

19:34.540 --> 19:39.670
با این حال، این باعث نشده
لحظات زودگذر زندگی از حرکت بایستن.

19:40.250 --> 19:42.710
از ادامه یافتن و بی‌پایان جمع شدن باز نداره.

19:45.830 --> 19:50.000
زندگی‌های بلند و کوتاه آدم‌ها
بین اونا گره می‌خوره.

19:59.290 --> 20:02.500
همینطور که در رود زمان با خود برده می‌شیم و از هم جدا میشیم.

20:15.170 --> 20:16.460
صبر کنین!

20:16.580 --> 20:18.420
بیاین! باهات مسابقه می‌دم تا اون درخت!

20:18.420 --> 20:20.040
آهسته‌تر، داداش!

20:21.670 --> 20:22.750
شیرایوکی.

20:24.710 --> 20:28.830
لحظه‌ای رو یادمه که
تیغم اون هیولا رو دو نیم کرد.

20:30.420 --> 20:34.630
با این حال نمی‌تونم تعجب نکنم،
اون روز قلبم چی رو برید؟

20:46.880 --> 20:49.540
بعد از اینکه فصل‌های بی‌شماری اومدن و رفتن،

20:50.250 --> 20:51.790
دوران جدیدی از راه می‌رسه.

20:54.580 --> 20:57.580
<b>سال بونکیو ۲ (۱۸۶۲)</b>

20:57.580 --> 20:59.580
<b>شمشیرفروشی تاماگاوا</b>

21:01.630 --> 21:04.330
اون کاتانا به استاندارد شما نمی‌خوره، میورا-دونو؟

21:05.250 --> 21:06.830
می‌بینم که خوب تیز شده.

21:07.290 --> 21:09.330
اما یه چیزی سر جاش نیست...

21:10.630 --> 21:14.290
البته، من هیچ‌وقت نبرد واقعی رو تجربه نکردم.

21:14.830 --> 21:18.460
فقط تعجب می‌کنم که آیا تیغ یه سامورایی
باید اینقدر تمیز باشه.

21:19.670 --> 21:22.330
شما همیشه اینقدر جدی هستید، میورا-دونو.

21:22.790 --> 21:27.420
خب، اگه اون کاتانا به دلتون ننشست،
شاید بتونم یه چیز خاص نشونتون بدم.

21:27.500 --> 21:29.210
شاید نظرتون عوض بشه.

21:31.040 --> 21:32.040
ممنونم.

21:40.500 --> 21:42.750
این کار آهنگر کانهئومی‌ئه.

21:45.920 --> 21:46.790
اجازه دارم از غلاف بیرون بیارمش؟

21:47.080 --> 21:48.040
بله حتماً.

21:51.040 --> 21:52.960
ا-خدای من...

21:55.170 --> 21:56.540
این فوق‌العاده‌ست.

21:56.830 --> 22:03.080
بین همه آهنگران دهکده معروف کادونو،
کانهئومی به عنوان استاد استادان شناخته می‌شد.

22:03.500 --> 22:07.330
او تیغه‌های ضخیم با انحنای عمیق
و خطوط تمپر ساده می‌ساخت.

22:07.500 --> 22:10.630
اونا از هر جهت برای نبرد عملی ساخته شده بودن.

22:11.080 --> 22:15.630
این واقعاً یه کاتانا برای میدون نبرده.
با این حال، چه زیبایی‌ای داره!

22:15.830 --> 22:17.630
واقعاً محشره! کلمه‌ی دیگه‌ای نمیشه براش پیدا کرد.

22:18.130 --> 22:20.880
ولی تا حالا اسم این یارو "کانهئومی" رو نشنیدم.

22:21.080 --> 22:26.960
فقط تعداد کمی کاتانا با نام اون حکاکی شده،
پس فقط طرفدارهای واقعی باهاش آشنا هستن.

22:27.790 --> 22:32.380
البته، فکر کنم
به یه معنایی معروف بود.

22:32.580 --> 22:33.380
یعنی چی؟

22:33.540 --> 22:39.330
خب، چهار شمشیر خیلی خاص
بین کارهای کانهئومی هست.

22:39.670 --> 22:43.420
من حتی می‌تونستم یکی از اونا رو
حدود سه روز پیش بهت نشون بدم.

22:43.540 --> 22:46.630
فقط چهار تا؟ اونا حتماً شاهکارن.

22:47.000 --> 22:49.080
نه. دقیقاً برعکس...

22:49.880 --> 22:52.540
اونا شمشیرهای نفرین‌شده هستن.

22:52.880 --> 22:53.710
نفرین‌شده؟

22:54.170 --> 22:56.750
کانهئومی با یه شیطان همدست بود.

22:57.080 --> 23:00.830
اون شمشیرها رو با استفاده از قدرت اون
ساخته، یا حداقل داستان اینطوری می‌گه.

23:01.420 --> 23:03.790
اصلاً نمی‌دونستم همچین چیزی ممکنه.

23:04.040 --> 23:08.880
شیطانی بود که به کارگاهش سر می‌زد
و اون در نهایت اون رو به همسری گرفت.

23:09.250 --> 23:15.580
داستان‌های زیادی هست که می‌گن اون بود که فولادی رو ذوب می‌کرد
که کانهئومی برای ساخت کاتاناش استفاده می‌کرد، یا از این قبیل.

23:16.380 --> 23:18.630
یکی از اونا رو اینجا داشتید؟

23:19.170 --> 23:21.580
و اونو با اطلاع از اینکه نفرین‌شده بود، فروختید؟

23:22.330 --> 23:25.420
یکی از ملازمان شوگان که مسئول آیزو بود، اونو خرید.

23:25.630 --> 23:28.540
من اینجا کسب و کار دارم. من هیچ‌وقت
مشتریانم رو از خرید باز نمی‌دارم،

23:28.540 --> 23:31.170
صرف نظر از پیامدهای اخلاقی.

23:31.920 --> 23:35.460
می‌فهمم. ممکنه اسم اون تیغه رو بپرسم؟

23:36.580 --> 23:39.170
یاتونوموری کانهئومی.
