WEBVTT

00:01.540 --> 00:04.420
<b>سال ۳ بونکیو (۱۸۶۳)</b>

00:18.330 --> 00:19.750
اوه، خوش اومدی!

00:19.750 --> 00:20.750
هی، نائوتسوگو.

00:21.000 --> 00:21.750
سلام.

00:22.170 --> 00:25.130
جین-دونو! این روزا کلی سرت شلوغه ها.

00:25.580 --> 00:27.830
هی مدام کار جدید واسه‌مون میاد.

00:28.130 --> 00:29.750
امشبم داری میری بیرون؟

00:29.960 --> 00:33.790
آره. شنیدم شایعه‌هایی درباره یه دیو آدم‌خوار پیچیده.

00:34.710 --> 00:38.540
تو معبد میزوهو؛ همون جایی که قبلاً هم دردسر دیو داشت.

00:39.250 --> 00:40.830
مثل اینکه هیچ‌وقت تموم نمیشه، نه؟

00:41.580 --> 00:45.920
همین الانم اوضاع خیلی سخته با این گرونی زندگی تو ادو.

00:46.630 --> 00:50.170
هرچی مردم بیشتر استرس می‌گیرن، دیوها هم بیشتر پیدا می‌شن.

00:52.250 --> 00:57.380
بفرمایید، میورا-ساما. ممنون که صبر کردید. یه کاسه کاکه‌سوبا خدمت شما.

01:01.920 --> 01:04.000
ببخشید، می‌تونم یه سوال کنم؟

01:04.290 --> 01:05.250
چی شده؟

01:07.790 --> 01:10.920
چرا خودت اون پشت داری سوبا درست می‌کنی؟

01:17.790 --> 01:40.790
دنیای انیمه تقدیم می کند{ol;h;sl;be10t;دنیای انیمه تقدیم می کند}

01:17.790 --> 01:40.790
مترجم: SorenA{ol;h;sl;be15sl;pos(964,104)sl;3c&H060BBD&t;مترجم: h;sl;fs60sl;fnBread Saucesl;3c&HD530F3&t;SorenA}

01:17.790 --> 01:40.790
زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه awsub@{ol;h;sl;be15sl;pos(960,196)sl;3c&H692D6F&t;زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه h;sl;fnA nicsl;3c&HE7C62E&t;awsub@}

02:52.790 --> 02:56.540
راستش، آشپز پیشنهاد داد طرز تهیه‌شو یاد بگیرم.

02:56.540 --> 03:01.420
ای بابا! هممون می‌دونیم که نمی‌تونه تا ابد رونین بمونه، نه؟

03:02.000 --> 03:04.580
خوب یاد گرفتی، جینیا-کونن.

03:04.750 --> 03:05.750
واقعاً؟

03:06.040 --> 03:09.710
آره. حتی می‌تونی یه مغازه واسه خودت باز کنی.

03:11.170 --> 03:12.830
چه فکر باحالی!

03:13.500 --> 03:14.460
وقتشه برم.

03:18.460 --> 03:19.290
جینیا-کونن.

03:21.040 --> 03:22.080
سفر به خیر.

03:27.290 --> 03:28.420
مواظب خودت باش.

03:32.000 --> 03:35.500
<b>معبد میزوهو</b>

03:40.710 --> 03:42.500
خیلی وقته اینجا نیومده بودم.

03:47.130 --> 03:49.250
هیچ بوی خونی نمیاد.

04:07.880 --> 04:09.920
پس تو همون دیو آدم‌خوار هستی.

04:24.130 --> 04:25.920
نمی‌ذاری نزدیکت شم، آره؟

04:36.460 --> 04:37.380
لبه آسمان!

04:58.170 --> 04:59.670
اسمتو بهم بگو.

05:00.580 --> 05:03.000
یوناگی...

05:04.040 --> 05:07.080
فهمیدم. خداحافظ، یوناگی.

05:07.540 --> 05:10.170
الان تو و قدرتتو جذب می‌کنم.

05:11.170 --> 05:12.000
ادغام.

05:44.830 --> 05:46.960
هی رفیق! خوش اومدی.

05:49.290 --> 05:50.830
سلام، جین-دونو.

05:51.380 --> 05:54.330
خوش برگشتی. ایشالا که صدمه ندیدی؟

05:58.460 --> 06:01.880
حالا این گفتن نداره! جین-دونو هیچ وقت تو مبارزه خراب کاری نمی‌کنه!

06:02.290 --> 06:04.880
مهارت جینیا-کون رو خوب می‌دونم.

06:05.540 --> 06:08.830
ولی دلیل نمی‌شه خودش رو تو خطر بندازه، درسته؟

06:09.130 --> 06:13.170
درسته. مخصوصاً وقتی یه زن نگران خونه منتظرشه.

06:13.630 --> 06:17.250
آره. فقط کاش می‌دونست چقدر بی‌قرار می‌شه.

06:18.580 --> 06:20.380
آره، خوب گفتی!

06:20.880 --> 06:25.460
این کودن اصلاً نمی‌دونه چطور باید مواظب زن باشه. یه ذره احساس تو وجودش نیست.

06:26.330 --> 06:28.630
یوناگی-سان، باید خیلی سخت باشه برات.

06:29.330 --> 06:32.460
واقعاً. شوهر بی‌احساس از همه چیز بدتره.

06:33.170 --> 06:35.540
البته یه ذره هم حسودی‌م می‌شه.

06:36.170 --> 06:40.630
جینیا-کون مهربونی خاص خودش رو داره. تازه یه دختر بانمک هم داره.

06:41.290 --> 06:45.540
خیالت راحت، می‌تونی ببرش! من که هیچ‌وقت از بچه خوشم نمیومد.

06:46.040 --> 06:49.500
یوناگی-سان! پدر و مادر نباید اینجوری حرف بزنن!

06:50.080 --> 06:51.250
بله! بله!

06:52.630 --> 06:54.330
«یوناگی»...؟

06:55.750 --> 06:56.920
چی شده؟

06:57.500 --> 07:01.130
اوه، معذرت می‌خوام. فقط یکم جا خوردم.

07:01.670 --> 07:03.080
این بچه کیه؟

07:03.380 --> 07:06.710
مطمئنی حالت خوبه؟ خب معلومه که دختر خودته.

07:07.790 --> 07:10.380
دیگه وقتشه براش یه اسم بذاری.

07:10.920 --> 07:14.330
من تو این چیزا افتضاحم، خودت یه اسم انتخاب کن.

07:14.710 --> 07:16.380
اوه، باشه.

07:17.330 --> 07:18.750
مطمعنی حالت خوبه؟

07:19.290 --> 07:21.250
نه، خوبم.

07:21.790 --> 07:23.040
اوهوم.

07:23.670 --> 07:26.540
نگران نباش. واقعاً هیچی نیست.

07:27.250 --> 07:28.540
مشکوک میزنی.

07:28.750 --> 07:31.920
سخته به کسی که انقدر راز داره اعتماد کرد، می‌دونی.

07:34.750 --> 07:35.880
شوخی کردم!

07:36.250 --> 07:39.040
اصلاً از اولشم نگران نبودم.

07:41.380 --> 07:46.580
انگار حتی شکارچی بزرگ دیو هم حریف زنش نمی‌شه!

07:46.580 --> 07:47.750
کاملاً درسته.

07:50.880 --> 07:52.380
جینیا-کون؟

07:52.380 --> 07:55.960
چند شب پشت سر هم رفتی دنبال شکار دیو، رفیق.

07:55.960 --> 07:58.460
شاید خستگی داره بهت غلبه می‌کنه؟

07:58.830 --> 08:01.710
یه روز به خودت استراحت بده.

08:01.710 --> 08:03.250
نه، نمی‌تونم...

08:06.420 --> 08:13.460
ولی حیف شد. واقعاً دوست داشتم با اوفو ازدواج کنی و کار منو ادامه بدی.

08:13.460 --> 08:14.670
بابا!

08:14.920 --> 08:18.830
آخه به خاطر همین شروع کردم یادت بدم سوبا درست کنی.

08:18.830 --> 08:20.540
اوه، جدی؟

08:20.540 --> 08:21.830
نه!

08:22.040 --> 08:27.080
تعریف کن دیگه! چطور تونستی دل این رونین کله‌شق رو به دست بیاری؟

08:28.040 --> 08:31.040
خب، احتمالاً چون خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

08:31.670 --> 08:33.250
ما اهل یه دهکده‌ایم.

08:33.460 --> 08:39.130
یه تپه کنار رودخونه حاشیه شهر بود. همون‌جا بود که پا پیش گذاشتم.

08:39.580 --> 08:43.170
وای چقدر عاشقونه! کلی حسودیم شد.

08:43.290 --> 08:48.210
ای جان، از بچگی با هم دوست بودید؟ این خودش یه پوئن بزرگه.

08:48.920 --> 08:51.630
هر دوتاتون اهل کادونوین دیگه، نه؟

08:52.420 --> 08:54.960
یه مدت حتی زیر یه سقف با هم زندگی کردیم.

08:55.460 --> 08:58.540
تا اینکه مجبور شدیم جدا شیم و بعدش هر کدوم رفتیم یه جا.

08:58.920 --> 09:02.330
پس می‌دونی جین-دونو بچگی‌هاش چطور بوده؟

09:02.580 --> 09:03.630
معلومه.

09:03.960 --> 09:06.210
از همون اول آدم سخت‌گیری بود.

09:06.500 --> 09:09.710
«من نمی‌تونم عوض شم» شده شعارش.

09:09.880 --> 09:13.750
انگار جینیا-کون همیشه همینجوری خشک بوده.

09:13.750 --> 09:16.210
یوناگی-سان، اذیتت نکرد؟

09:16.630 --> 09:17.880
آره، شک نکن!

09:18.330 --> 09:20.170
ولی خب یه جورایی باحال بود برام.

09:20.500 --> 09:22.420
واسه همین کنارش موندم.

09:23.380 --> 09:28.130
تازه، بدون من کلاً گیجه و هیچ کاری نمی‌تونه بکنه.

09:31.170 --> 09:33.670
به هر حال، همه‌ش چرت و پرت بود.

09:34.170 --> 09:34.880
ها؟

09:36.080 --> 09:38.420
همه‌شو دروغ گفتم.

09:38.790 --> 09:42.250
بد نیست بدونی فضولی تو زندگی مردم کار بی‌ادبانه‌ایه.

09:42.750 --> 09:44.420
خب، بریم دیگه؟

09:45.330 --> 09:46.080
باشه.

10:24.000 --> 10:26.500
<b>چاپ روی چوب</b>

10:24.000 --> 10:26.500
<b>& کتاب‌ها</b>

10:26.880 --> 10:30.710
از بین کتابای جدیدمون، «افسانه‌های ارواح ژاپن باستان» خیلی پرطرفدار شده.

10:30.880 --> 10:32.330
درباره چیه؟

10:32.750 --> 10:36.380
همونطور که از اسمش معلومه، مجموعه‌ای از قصه‌های ماوراییه.

10:36.540 --> 10:43.000
مثلاً «اُریکوهیمه و آمانوجاکو» یا «دیو نامرئی تراماچی» و کلی داستانی که کمتر کسی شنیده.

10:39.500 --> 10:43.250
<b>افسانه‌های ارواح</b>

10:39.500 --> 10:43.250
<b>از ژاپن باستان</b>

10:43.250 --> 10:49.630
<b>چاپ روی چوب</b>

10:43.250 --> 10:49.630
<b>& کتاب‌ها</b>

10:43.420 --> 10:46.500
کتاب‌هایی مثل «خودکشی عاشقان تنموکو» هم داریم.

10:47.000 --> 10:51.330
داستانِ رنج شوهره که زنش قبلش فوت می‌کنه.

10:51.670 --> 10:56.540
اوهوم. واسه زوج‌ها انتخاب جالبی نیست راستش.

10:56.710 --> 10:59.630
آره دیگه. غیر از اون...

11:06.460 --> 11:07.710
ممنون بابت راهنماییات.

11:08.170 --> 11:11.290
فعلاً باید برم، ولی دوباره میام چندتا کتاب قرض بگیرم.

11:11.540 --> 11:14.210
باشه، پس تا دفعه بعد.

11:16.420 --> 11:17.540
ببخشید که معطلت کردم!

11:17.540 --> 11:18.210
عیبی نداره.

11:21.830 --> 11:25.630
کلاً از بچه خوشم نمیاد، مخصوصاً از این یکی.

11:26.420 --> 11:28.380
ولی خب کاری هم از دستم برنمیاد.

11:29.000 --> 11:32.330
نمی‌تونم که همیشه بذارمش پیش تو.

11:33.080 --> 11:35.790
چرا اینقدر بدت میاد؟ دختر خودته.

11:36.170 --> 11:37.290
نه، اشتباه می‌کنی.

11:37.670 --> 11:43.920
باور کنی یا نه، این بچه رو والدینش رها کردن. من که مادرش نیستم.

11:44.670 --> 11:46.500
واسه همین هیچ تعلق خاطری بهش ندارم.

11:47.080 --> 11:48.130
رهاش کردن؟

11:48.670 --> 11:50.080
پس چرا داری نگهش می‌داری؟

11:50.670 --> 11:54.880
اصلش اینه، یه کم استراحت کنیم؟ من دارم خسته می‌شم.

11:59.750 --> 12:02.210
دوتا چای و یه پرس دانگو لطفاً.

12:02.380 --> 12:05.500
اگه داری، یه کم ایسوبه‌موچی هم بیار.

12:06.790 --> 12:08.130
انگار یکی ناراحته.

12:08.960 --> 12:13.380
نه اینطوری نیست، فقط نمی‌فهمم تو کله‌ت چی می‌گذره.

12:14.130 --> 12:15.960
چون فقط بلدی دروغ بگی.

12:16.580 --> 12:18.580
زن‌ها ذاتاً دروغگوئن.

12:20.830 --> 12:22.080
ممنون که صبر کردید.

12:23.540 --> 12:24.710
بفرمایید، نوش جان.

12:29.960 --> 12:31.500
تعجب کردم که سلیقه‌مو می‌دونی.

12:31.500 --> 12:35.210
چی می‌گی؟ خودت گفتی، یادت نیست؟

12:35.630 --> 12:38.750
خودت گفتی ایسوبه‌موچی خوراکی مورد علاقه‌ته.

12:39.290 --> 12:40.750
خب، بخوریم.

12:53.130 --> 12:55.630
یوناگی، تو...؟

13:00.750 --> 13:05.290
آه، باز داره گریه می‌کنه. این بچه واقعاً اعصاب‌خورد کنه.

13:09.040 --> 13:10.250
چیزی گفتی؟

13:12.170 --> 13:13.540
خیلی خب، باشه.

13:13.750 --> 13:17.920
به من اهمیت نده. خب، بعدش کجا بریم؟

13:18.500 --> 13:21.130
خیلی هم مهم نیست کجا بریم، نه؟

13:21.830 --> 13:25.710
کم پیش میاد اینجوری با هم باشیم. بیا یه کم آرامش داشته باشیم.

13:26.080 --> 13:27.920
مثل یه خانواده.

13:28.500 --> 13:31.290
باشه. همونو انجام بدیم.

13:32.420 --> 13:35.630
به نظرت اسم این دختر رو چی بذاریم؟

13:35.750 --> 13:39.080
آه... نمی‌دونم.

13:39.790 --> 13:42.630
خب، انتخاب با خودته.

13:49.170 --> 13:51.880
راستی، یه داستان کوتاه تو اون کتاب‌فروشی خوندم.

13:55.380 --> 14:03.380
یکی بود یکی نبود، یه پیرمرد و پیرزن بودن که با عشق یه دختر خوشگل و مهربون بزرگ می‌کردن.

14:04.040 --> 14:08.830
تا اینکه یه روز، یه دیو سر و کله‌ش پیدا می‌شه و دختر رو گول می‌زنه تا بیاد داخل خونه.

14:09.420 --> 14:13.170
اون دیو، آمانوجاکو بود؛ یه جور دیو خاص که خیلی خوب دروغ می‌گه.

14:14.080 --> 14:16.920
دیو، دختر رو می‌کشه و پوستشو می‌پوشه،

14:16.920 --> 14:21.460
جاشو می‌گیره و آخر سر هم عروس یه مرد پولدار می‌شه.

14:22.880 --> 14:25.080
این بود افسانه اوریکوهیمه و آمانوجاکو.

14:25.380 --> 14:27.170
اه، تو اینو شنیدی؟

14:27.420 --> 14:29.500
آره، داستانش معروفه.

14:30.000 --> 14:32.460
واقعاً جالبه، نه؟

14:32.580 --> 14:35.460
جدی؟ به نظرم بیشتر یه داستان ترسناک معمولیه.

14:35.830 --> 14:40.210
اوه، خواهشاً! اصلاً نمی‌دونی چطور باید از یه داستان خوب لذت برد.

14:40.380 --> 14:44.790
فکر کردن درباره معنی پنهونش جذابش می‌کنه.

14:46.080 --> 14:47.210
مثلاً...

14:47.750 --> 14:51.210
فکر می‌کنی چرا آمانوجاکو اوریکوهیمه رو کشت؟

14:51.290 --> 14:52.420
چرا؟

14:52.630 --> 14:56.170
آره، جواب درست و غلط نداره، همین‌جوری فکر کن ببین چی درمیاد.

14:57.000 --> 14:57.830
هوم.

14:59.250 --> 15:02.500
شاید چون از اوریکوهیمه بدش می‌اومد؟

15:03.630 --> 15:05.420
به نظر منطقی میاد!

15:05.420 --> 15:09.710
خیلی جالب می‌شد اگه بینشون یه دشمنی شخصی بود.

15:10.040 --> 15:12.250
نظر تو چیه؟

15:12.960 --> 15:14.130
سوال خوبی‌ه.

15:14.420 --> 15:19.000
اوریکوهیمه داشت با یه شوهر پولدار خوشبخت می‌شد، واسه همین دیو از حسادت جاشو گرفت.

15:19.330 --> 15:22.040
به نظرم آمانوجاکو خودش یه زن بوده.

15:24.330 --> 15:26.580
چی؟ به نظرت جور درنمیاد؟

15:27.000 --> 15:29.710
اتفاقاً خیلی هم منطقیه...

15:30.040 --> 15:31.080
می‌دونم، مگه نه؟

15:38.420 --> 15:41.960
وای، واقعاً از بچه‌ها بدم میاد.

15:43.960 --> 15:45.460
دقیقاً مثل یه آمانوجاکو واقعی حرف می‌زنی.

15:52.420 --> 15:54.130
بامزه‌ست، نه؟

15:54.130 --> 15:55.540
گنجشک خوش‌شانس.

15:55.830 --> 16:00.250
می‌دونی درباره‌شون؟ گنجشک‌ها صدف می‌شن!

16:00.460 --> 16:01.830
یعنی چی آخه؟

16:01.830 --> 16:03.380
شوخی کردم، همین‌جوری گفتم.

16:05.790 --> 16:08.750
اوه، اینجوری نگاه نکن.

16:12.290 --> 16:13.880
آرامش غروب.

16:15.750 --> 16:21.830
کنار ساحل پیش میاد. روزها باد دریا می‌وزه، شب که می‌شه، باد خشکی.

16:22.710 --> 16:28.460
یه لحظه کوتاه، وقتی دو تا باد جاشون رو عوض می‌کنن، همه چی آروم می‌شه.

16:28.960 --> 16:31.880
اون موقع دریا عین آینه آروم می‌شه.

16:32.500 --> 16:34.000
اسم منم از همون اومده، «یوناگی».

16:34.000 --> 16:36.500
این دفعه واقعاً دارم راست می‌گم.

16:37.130 --> 16:39.460
این آسمون آروم یهو یادم انداخت.

16:40.040 --> 16:45.170
اون وقت غروب، دریا مثل آینه صاف می‌شه. واقعاً قشنگه.

16:46.000 --> 16:48.170
امیدوارم یه روز دیگه اون منظره رو ببینم.

16:49.040 --> 16:51.830
اگه بشه، با تو.

16:53.630 --> 16:55.080
گریه می‌کنی؟

16:55.880 --> 16:58.080
خورشید غروب فقط لحظه‌ای زد تو چشمم.

17:00.040 --> 17:01.960
آسمونِ آرامش غروب، آره؟

17:02.710 --> 17:05.630
یعنی غروب ساعت طلایی توئه؟

17:05.790 --> 17:07.290
جدی می‌گی؟

17:07.500 --> 17:09.880
فکر نمی‌کردم اهل حرفای عاشقونه باشی.

17:21.960 --> 17:23.750
وای، چقدر قشنگن.

17:24.290 --> 17:25.830
گل «پودرسفید».

17:26.210 --> 17:29.000
بهش «گل ساعت چهار» یا «زیبایی شب» هم می‌گن.

17:29.330 --> 17:33.000
پودرسفید؟ ولی صورتی و زرد هم می‌بینم.

17:33.380 --> 17:36.170
به خاطر اون پودر سفیدی که توی دونه‌هاشه.

17:36.750 --> 17:40.420
ظاهراً بچه‌هاش باهاش بازی می‌کردن و مثل لوازم آرایش استفاده می‌کردن.

17:41.500 --> 17:46.710
جالبه که این گل‌ها فقط از عصر تا غروب باز می‌شن.

17:47.000 --> 17:48.670
عجب همه‌چیزدونی هستی!

17:48.670 --> 17:50.040
فقط شنیده‌هام رو تکرار کردم.

17:50.420 --> 17:55.580
ولی واقعاً گل جالبیه. شب موقع عجیبی برای شکوفه دادنه.

17:56.250 --> 17:57.290
آره، واقعاً.

18:10.960 --> 18:11.790
یوناگی.

18:14.330 --> 18:15.880
امروز خیلی خوش گذشت.

18:16.290 --> 18:17.830
چرا اینقدر احساساتی شدی؟

18:18.420 --> 18:20.830
احساسی نیستم، واقعاً همین فکر رو دارم.

18:21.710 --> 18:24.420
با اون قیافه اخمو بعیده!

18:24.420 --> 18:28.630
بخاطر ظاهرمه، دروغ نمی‌گم.

18:29.750 --> 18:32.670
یه زمانی آرزوم همین زندگی بود.

18:33.540 --> 18:37.830
کنار دختری که عاشقشم، بدون دغدغه روزگار بگذرونم.

18:38.750 --> 18:41.830
فقط می‌تونم تصور کنم چقدر قشنگ می‌شد.

18:44.750 --> 18:48.460
هی، اسمو صدام می‌کنی؟

18:59.380 --> 19:00.420
جینتا.

19:01.460 --> 19:02.880
همین رو می‌خواستی؟

19:05.460 --> 19:06.790
مرسی.

19:11.210 --> 19:13.460
راستش، سراپا پشیمونم.

19:14.210 --> 19:18.790
اگه بهتر عمل می‌کردم شاید شیرایوکی هنوز زنده بود.

19:20.170 --> 19:22.500
ولی قسمت نبود.

19:23.790 --> 19:28.580
شیرایوکی، بابام، ناتسو... شاید یه جور دیگه تموم می‌شد.

19:30.040 --> 19:33.420
حقیقتش، همیشه سر این ماجرا غصه خوردم.

19:34.460 --> 19:37.080
این قدرت توئه؟

19:37.080 --> 19:38.630
یا شاید...

19:40.040 --> 19:42.380
فقط غم خودمه که داره می‌زنه بیرون.

19:43.830 --> 19:47.920
از اول می‌دونستم شیطانی که دروغ گفت تو نبودی.

19:48.920 --> 19:50.500
خود من آمانوجاکوی واقعی‌ام.

19:53.330 --> 19:55.750
تو اصلاً نباید اینجا باشی.

19:56.670 --> 19:59.380
یوناگی... من بودم که...

20:01.250 --> 20:03.960
چنین حرفی نزن، تو منو نکشتی.

20:04.130 --> 20:04.960
ولی...

20:07.040 --> 20:11.170
چون واقعیت اینه که من دیگه هیچ جا وجود ندارم.

20:11.880 --> 20:16.750
ازدواجمون، همه خاطراتمون... حتی بودن من اینجا...

20:16.960 --> 20:18.630
همه‌ش یه دروغ بود.

20:20.250 --> 20:23.170
پس نباید خودتو اذیت کنی.

20:26.710 --> 20:27.880
ولی خب، خیالم راحته.

20:28.630 --> 20:31.250
خوشحالم که یکی مثل تو پیداشد با قلب مهربون.

20:38.330 --> 20:43.790
همونطور که گفتم، از بچه خوشم نمیاد. پس دیگه تو باید مراقبش باشی.

20:46.830 --> 20:51.380
اشکالی نداره. می‌دونم خوب بزرگش می‌کنی.

21:07.130 --> 21:09.790
خدافظ. یه روز دیگه می‌بینمت.

21:34.710 --> 21:38.040
توانایی درست کردن توهم‌هایی که دیگران رو فریب بده.

21:38.750 --> 21:42.920
و این توهم‌ها با خاطرات صاحبش گره خوردن.

21:43.920 --> 21:45.210
«دروغ».

21:45.790 --> 21:49.750
حالا فهمیدم. این قدرت شیطانی یوناگی بود.

21:58.880 --> 22:02.500
روباه و آتیش‌ها همش تصویرسازی یوناگی بود.

22:03.670 --> 22:05.250
در واقع، فراتر از این‌ها بود...

22:16.420 --> 22:18.960
از همون اول هم هیچ دیو آدم‌خواری وجود نداشت.

22:23.750 --> 22:28.130
همه‌ش یه دروغ بود تا یه نفر بفهمه این بچه اینجا رها شده.

22:29.830 --> 22:31.790
خوب نقش یه آمانوجاکو رو بازی کرد.

22:32.880 --> 22:39.000
یوناگی، همون موقع واقعاً شدی مادری که این بچه بهش نیاز داشت.

22:43.080 --> 22:45.130
یه گلی که وقت آرامش غروب شکوفه می‌ده.

22:46.080 --> 22:48.040
اسم تو رو هم به افتخار همون می‌ذارم «نوماری».

22:55.630 --> 22:58.580
یه روز همه چی رو درباره‌ش برات تعریف می‌کنم.

23:00.170 --> 23:04.830
اون مادر مهربونی که خودش رو جای آمانوجاکو زد.

23:12.580 --> 23:15.080
اوه، هی رفیق! خوش اوم- ها؟

23:15.460 --> 23:16.210
چی؟!

23:16.420 --> 23:19.460
اِ، جینیا-کون؟ چرا یه بچه بغلته؟

23:20.920 --> 23:21.830
اوه...

23:23.920 --> 23:28.710
مطمئنی حالت خوبه؟ خب معلومه که دختر خودته.

23:37.080 --> 23:39.420
این دخترِ منه.
