WEBVTT

00:01.540 --> 00:05.500
<b>13 مرداد 1872 (سال پنجم میجی)</b>

00:14.460 --> 00:18.540
جشنواره هنوز شروع نشده،
ولی هیجانش تو هوا موج میزنه!

00:25.710 --> 00:28.500
قراره نوماری رو
ببرم همه غرفه‌ها رو تو روز اصلی ببینیم.

00:28.880 --> 00:30.420
تو هم با ما بیا.

00:30.540 --> 00:31.880
ها؟ مطمئنی؟

00:33.250 --> 00:35.290
یا هو! نمی‌تونم صبر کنم!

00:36.170 --> 00:38.960
آره. ولی قبلش...

00:42.880 --> 00:45.290
باید کارمون که اومدیم اینجا رو تموم کنیم.

00:49.460 --> 00:52.080
ببخشید که تو این وقت شلوغ مزاحم شدم.

00:52.670 --> 00:54.130
مشکلی نداره.

00:54.460 --> 00:58.960
حدس می‌زنم اومدی
در مورد آینه روباه بپرسی، درسته؟

00:59.250 --> 01:06.630
آره. از چیزی که در مورد افسانه شنیدم، وقتی
دوشیزه آسمانی مریض می‌شه، شوهرش دست به کار می‌شه

01:06.880 --> 01:13.750
با سوزوندن بقایای روباه سخنگو و استفاده از خاکسترش
برای ساخت چیزی که به عنوان "آینه روباه" شناخته می‌شه.

01:15.040 --> 01:20.960
درسته. ولی اگه فکر کنی،
این داستان یه کم عجیب نیست؟

01:22.080 --> 01:29.710
اتفاقات ماورایی مثل این فقط افسانه می‌شن
وقتی کسی ترکیبی درست از واقعیت و خیال پیدا کنه.

01:30.290 --> 01:33.460
صبر کن، داری می‌گی بخشی از افسانه ساختگیه؟

01:45.790 --> 02:10.790
دنیای انیمه تقدیم می کند{ol;h;sl;be10t;دنیای انیمه تقدیم می کند}

01:45.790 --> 02:10.790
مترجم: SorenA{ol;h;sl;be15sl;pos(964,104)sl;3c&H060BBD&t;مترجم: h;sl;fs60sl;fnBread Saucesl;3c&HD530F3&t;SorenA}

01:45.790 --> 02:10.790
زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه awsub@{ol;h;sl;be15sl;pos(960,196)sl;3c&H692D6F&t;زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه h;sl;fnA nicsl;3c&HE7C62E&t;awsub@}

03:14.000 --> 03:16.250
آساگائو-سان، درسته؟

03:16.460 --> 03:17.750
ام، آره!

03:17.920 --> 03:20.000
از جشنواره‌ها خوشت می‌آد؟

03:20.170 --> 03:23.630
ام، آره! قراره زود اینجا یکی برگزار کنید، نه؟

03:24.210 --> 03:28.830
غرفه‌ها کل این منطقه رو پر می‌کنن.
واقعاً دیدنیه!

03:29.290 --> 03:32.830
یه خوراکی جشنواره‌ای مورد علاقه داری، آساگائو-سان؟

03:33.420 --> 03:36.040
وای، خدایا، کلی‌شون هست.

03:36.330 --> 03:38.500
ولی فکر کنم سیب‌های شکره‌ای مورد علاقه‌مه!

03:41.420 --> 03:43.830
سیب‌های شکره‌ای. چقدر خوب.

03:44.000 --> 03:45.580
منم عاشقشم.

03:46.210 --> 03:47.920
واقعاً؟

03:48.040 --> 03:52.500
آره! هیچی مثل خوردن سیب‌های شکره‌ای
احساس بودن تو جشنواره نمی‌ده.

03:52.500 --> 03:53.960
می‌فهمم چی می‌گی!

03:54.250 --> 03:58.080
ولی فقط یکی‌شون کافیه که کاملاً سیر شی.

03:58.080 --> 03:59.920
دقیقاً!

04:00.630 --> 04:01.670
ببخشید.

04:01.920 --> 04:03.420
چای آوردم.

04:07.130 --> 04:08.830
ببین، ایسوبه موچی!

04:09.040 --> 04:10.790
شانس آوردی، ها، کادونو-کون؟

04:10.960 --> 04:14.790
دوست داری؟ پس لطفاً هر چقدر می‌خوای بخور.

04:15.710 --> 04:18.750
می‌دونم شوهرم حسابی حرف‌زن می‌شه.

04:18.920 --> 04:20.790
آخ، ببخشید!

04:21.290 --> 04:23.540
کادونو-سان. آساگائو-سان.

04:23.790 --> 04:27.880
شما دو تا دوست دارید خودتون آینه روباه رو ببینید؟

04:28.170 --> 04:29.630
واقعاً اشکالی نداره؟

04:37.630 --> 04:39.880
خب، این آینه روباهه...

04:40.250 --> 04:43.500
از بیرون مثل یه آینه فولادی ساده به نظر می‌رسه.

04:44.040 --> 04:48.250
ولی زمانی بوده که همون قدرتی رو داشته
که تو افسانه گفته شده.

04:48.580 --> 04:52.710
به عبارت دیگه، قبلاً
آسمان و زمین رو به هم وصل کرده.

04:53.460 --> 04:59.500
پس باید بتونه یه دوشیزه آسمانی رو به
جای درستش تو آسمون برگردونه، فراتر از زمان.

05:00.210 --> 05:00.630
ها؟

05:00.920 --> 05:05.290
تو هم یکی دیگه‌ای که از
یه جای دور دور اومدی اینجا.

05:05.830 --> 05:06.960
درسته؟

05:09.040 --> 05:10.380
از کجا فهمیدی..؟

05:11.000 --> 05:12.500
این دومین باره.

05:13.630 --> 05:15.920
خون ماشه فعال‌سازیشه.

05:16.420 --> 05:19.500
فقط چند قطره خون
رو آینه روباه بریز و لمسش کن.

05:19.960 --> 05:26.000
اون وقت می‌تونی سفر کنی
به زمان و جایی که می‌خوای.

05:30.250 --> 05:31.460
ببخشید!

05:31.630 --> 05:35.830
فقط نمی‌دونم قلبم آماده‌ست
برای این سفر یا نه، می‌دونی؟

05:37.580 --> 05:38.710
می‌فهمم.

05:40.380 --> 05:43.080
بال‌هایی که می‌تونن ببرنت خونه رو رد می‌کنی؟

05:46.580 --> 05:50.080
خب، اگه نظرت عوض شد، بهم بگو لطفاً.

05:53.960 --> 05:55.130
حدس بزن چی؟

05:55.330 --> 05:58.880
همه تو مدرسه از یوکاتام حسودیشون شد!

05:59.880 --> 06:02.540
خب، طرحش فوق‌العاده نازه!

06:02.540 --> 06:04.040
و رو تو عالی به نظر می‌رسه!

06:04.250 --> 06:06.540
بابا اونو برام انتخاب کرده.

06:07.040 --> 06:10.080
تعجب نمی‌کنم. سلیقه‌ت خوبه، کادونو-کون!

06:10.460 --> 06:12.540
تو هم با ما می‌آی، نه، آساگائو-سان؟

06:12.830 --> 06:15.170
ها؟ آ، آره.

06:15.580 --> 06:18.170
هورا! قراره خیلی هیجان‌انگیز باشه!

06:21.250 --> 06:22.330
قطعاً.

06:36.960 --> 06:38.170
کادونو-کون؟

06:39.290 --> 06:40.290
بیدارت کردم؟

06:40.880 --> 06:43.500
نه. فقط خوابم نمیبره

06:43.790 --> 06:47.080
می‌دونی، واقعاً وقت نکردیم حرف بزنیم.

06:47.830 --> 06:49.210
این فرصت خوبیه.

06:49.710 --> 06:53.710
درستی. مخصوصاً با توجه به اینکه چقدر
بهت مدیونم برای کمکت.

06:54.540 --> 06:57.580
حرفی نزن. با زندگی اینجا خو کردی؟

06:58.000 --> 06:58.710
ام-هم.

06:59.380 --> 07:02.960
اولش احساس غریبگی می‌کردم،
ولی حالا که عادت کردم، خوش می‌گذره.

07:05.750 --> 07:06.880
چیزی شده؟

07:07.630 --> 07:08.330
نه.

07:10.830 --> 07:11.420
هی.

07:12.630 --> 07:15.580
چرا گذاشتی پیشت بمونم؟

07:16.920 --> 07:21.790
اگه فکر کنی، هر چقدر هم که
به کمک نیاز داشتم،

07:22.380 --> 07:25.250
معمولی نیست یه غریبه کامل رو خونه‌ت نگه داری.

07:33.250 --> 07:38.460
یه مدت طولانی پیش، مردی بود که منو پیش خودش برد
بعد از اینکه از خونه فرار کردم و جایی نداشتم برم.

07:41.630 --> 07:43.880
اون لحظه همیشه باهام مونده.

07:44.330 --> 07:48.420
و فکر کنم به همین دلیله که مجبور شدم کمکت کنم،
هر چقدر هم که برام غیرعادی بود.

07:50.460 --> 07:52.580
منم چیزی دارم که می‌خوام ازت بپرسم.

07:52.710 --> 07:54.330
باشه. چیه؟

07:54.750 --> 07:57.460
دنیایی که ازش اومدی خسته‌کننده‌ست؟

08:03.580 --> 08:04.380
چرا می‌پرسی؟

08:07.580 --> 08:11.080
احساس کردم شاید اینطور باشه،
با توجه به رفتارت.

08:12.630 --> 08:15.790
خب، بهش نمی‌گم خسته‌کننده.

08:16.540 --> 08:18.130
کلی دوست دارم و این جور چیزا.

08:19.040 --> 08:22.080
ولی، مثل اینکه، گاهی خسته‌کننده می‌شه.

08:22.920 --> 08:27.670
هر روز می‌رم مدرسه درس بخونم،
بعد با دوستام پیاده برمی‌گردم خونه،

08:28.080 --> 08:30.750
و تو راه جاهای مختلف می‌گردیم.

08:31.630 --> 08:33.710
واقعاً خیلی باحاله!

08:36.290 --> 08:39.960
تنها مشکلش اینه... گاهی احساس خفگی می‌کنه.

08:41.000 --> 08:45.210
یکی از دوستام Miko یه معبد محلیه
و فوق‌العاده بالغه.

08:45.540 --> 08:50.000
زندگیش رو کاملاً مرتب کرده.
چه برسه به نمره‌هاش که از من بهتره.

08:51.040 --> 08:55.080
حتی پسری که کنارم تو کلاس می‌شینه.
اونم فوق‌العاده‌ست!

08:55.500 --> 08:57.750
اینقدر محکم، ولی مهربون.

08:58.130 --> 09:02.420
همیشه داره تلاش می‌کنه به هدفاش برسه،
هر چقدر هم که زندگی روش سنگینی کنه.

09:04.000 --> 09:07.960
دیدن اونا دو تا باعث می‌شه احساس کنم احمقم
که هر روز فقط دارم وقت تلف می‌کنم.

09:09.750 --> 09:11.580
فکر می‌کنی اشتباهه که خوش بگذرونیم؟

09:12.080 --> 09:13.630
اصلاً!

09:14.540 --> 09:19.000
ولی فکر می‌کنم آدمایی که تو سختی‌ها تلاش می‌کنن
قابل تحسین‌تر از منن.

09:20.130 --> 09:22.460
چون من چیزی ندارم که براش تلاش کنم...

09:25.130 --> 09:29.040
هی، بگو ببینم. از زندگیت راضی‌ای؟

09:37.750 --> 09:40.420
فکر می‌کنم زندگیم الان خیلی خوبه.

09:41.040 --> 09:43.920
ولی اینکه "خوشحال" باشم...

09:44.420 --> 09:48.290
دودلم جواب بدم. چون خودم مطمئن نیستم.

09:49.710 --> 09:51.250
هر چقدر هم که مسخره به نظر برسه.

09:52.500 --> 09:53.630
می‌فهمم.

09:54.130 --> 09:57.330
بعضی وقتا زندگی روزمره
تقریباً خفه‌م می‌کنه

09:58.130 --> 10:01.960
و برای یه لحظه کوتاه، خودمو می‌بینم
که آرزو می‌کنم یه نفس راحت بکشم از همه‌ش.

10:04.710 --> 10:07.580
ولی اگه اون آرزو اتفاقی برآورده بشه

10:08.210 --> 10:10.880
و شروع کنم راحت‌تر نفس بکشم...

10:11.880 --> 10:15.170
ایده برگشتن به روتین عادی رو
واقعاً ترسناک می‌کنه.

10:22.420 --> 10:23.710
زندگی هیچ‌وقت اونجوری که می‌خوایم پیش نمی‌ره.

10:24.920 --> 10:28.000
فقط کنار اومدن با این واقعیت سخته.

10:29.830 --> 10:30.710
ولی...

10:31.170 --> 10:34.000
"نمی‌تونیم همیشه بی‌کار بشینیم و هیچی نکنیم"؟

10:35.250 --> 10:38.460
یه چیزی شبیه این
از پسر تو کلاسم قبلاً شنیدم.

10:38.830 --> 10:43.960
به همین دلیله، ته دلم همیشه می‌دونستم...
هر چقدر هم که اینجا راحت باشم،

10:44.130 --> 10:45.710
نمی‌تونم برای همیشه بمونم.

10:47.290 --> 10:48.920
ولی یه کم دیگه زمان می‌خوام.

10:49.540 --> 10:53.670
آسیبی نمی‌زنه اگه یه کم دیگه
اینجا استراحت کنم، نه؟

10:55.130 --> 10:56.250
آره.

10:56.920 --> 10:58.750
همه‌مون باید گاهی استراحت کنیم.

10:59.330 --> 11:02.380
کاملاً. فقط یه کم.

11:04.630 --> 11:09.210
<b>14 مرداد 1872 (سال پنجم میجی)</b>

11:12.630 --> 11:15.880
خب، این تمومش بود، کادونو-کون. ممنون از همه‌چیز!

11:17.250 --> 11:19.380
سفر خوش، ای دوشیزه آسمانی.

11:19.750 --> 11:22.830
وای! باز شروع کردی!

11:23.500 --> 11:27.040
وقتی برم، حدس می‌زنم دیگه نتونم
برگردم.

11:27.460 --> 11:28.540
احتمالاً.

11:29.000 --> 11:30.540
این آخرین باریه که همو می‌بینیم.

11:33.630 --> 11:38.710
تو آخر افسانه، گفته شده دوشیزه آسمانی
گاهی برای تفریح به زمین برمی‌گرده.

11:39.040 --> 11:41.580
ولی تو واقعیت، چیزا هیچ‌وقت اینقدر راحت پیش نمی‌ره.

11:42.080 --> 11:46.130
هر چقدر هم که غم‌انگیز باشه،
باید با این زندگی برای همیشه خداحافظی کنی.

11:46.500 --> 11:47.670
حرف حسابی.

11:50.080 --> 11:51.710
کافیه استراحت کردی؟

11:52.250 --> 11:55.750
ام-هم. آماده‌م حالا
تو اون ور ادامه بدم زندگی رو.

11:56.250 --> 11:57.330
تو چی؟

11:57.880 --> 12:00.830
مثل همیشه. بدون تغییر ادامه می‌دم.

12:00.920 --> 12:03.130
تو خیلی لجبازی!

12:03.420 --> 12:04.670
اینو به عنوان تعریف قبول می‌کنم.

12:11.630 --> 12:14.210
خب، باید برم حالا.

12:25.920 --> 12:26.960
هی، گوش کن.

12:27.540 --> 12:30.000
اگه برای جشنواره فردا می‌موندم...

12:30.420 --> 12:34.670
وسوسه می‌شدم بمونم برای جشنواره ماه
پاییز، و تعطیلات سال نو زمستون،

12:34.670 --> 12:36.880
تا جایی که اینقدر عقبش بندازم که جا بیفتم.

12:37.380 --> 12:40.960
فقط می‌دونم بعدش هیچ‌وقت برنمی‌گشتم خونه.

12:42.880 --> 12:44.000
ولی، کادونو-کون؟

12:44.670 --> 12:48.880
اگه فرصتی پیش اومد،
با هم بریم یه جشنواره، باشه؟

12:49.540 --> 12:53.040
حتماً. حتی از غرفه برات چیزی می‌خرم.

12:53.040 --> 12:54.750
سیب شکره‌ای می‌خوام!

12:55.080 --> 12:57.880
باشه. یادم می‌مونه.

13:24.460 --> 13:26.290
وای، ببین چه همهمه‌ای!

13:26.670 --> 13:30.080
حیف که آساگائو-سان نتونست با ما بیاد.

13:30.080 --> 13:35.920
خب، آره. ولی فکر نمی‌کنی برای یه فرشته آسون باشه
در رفتن و آمدن از بهشت؟

13:36.540 --> 13:39.710
یعنی، چطور دیگه می‌تونی لبخند بزرگش رو
وقتی خداحافظی کردیم توضیح بدی؟

13:39.710 --> 13:43.000
آخ، لطفاً. سعی نکن همه‌چیز رو
تو یه پکیج مرتب ببندی، استاد.

13:43.000 --> 13:44.250
آه! اون چیه؟!

13:45.170 --> 13:46.960
نوماری-سان! لطفاً صبر کن!

13:46.330 --> 13:46.960
وای، خدایا.

13:47.250 --> 13:48.250
آروم باش!

13:48.250 --> 13:49.580
مواظب باش به چیزی نخوری!

13:52.750 --> 13:56.880
در نهایت، بیشتر چیزا
در مورد افسانه آینه روباه درست از آب دراومد.

13:57.750 --> 14:00.540
این سؤال رو پیش می‌آره، کونیه‌دا-دونو.
کدوم بخشش ساختگی بود؟

14:02.420 --> 14:06.670
آینه روباه تو قصه دوشیزه قو
که اینجا تو منطقه سانجو کیوتو منتقل شده، نقش داره.

14:06.880 --> 14:09.580
ولی اگه خوب فکر کنی، منطقی نیست.

14:10.040 --> 14:15.710
چون یه جوون از یه دهکده آهنگری
تو قصه‌ای که باید تو کیوتو اتفاق بیفته چیکار می‌کنه؟

14:17.540 --> 14:23.330
خب، حقیقت اینه که آینه روباه و
قصه دوشیزه قو اساساً دو افسانه متفاوتن.

14:23.710 --> 14:28.170
به عبارت دیگه، داری می‌گی
آینه روباه تو کیوتو ساخته نشده؟

14:28.790 --> 14:30.080
دقیقاً.

14:30.830 --> 14:33.670
پس افسانه دوشیزه آسمانی از کجا می‌آد؟

14:39.380 --> 14:41.000
برای تو، جینیا-ساما.

14:42.670 --> 14:45.790
ایسوبه موچی همیشه
خوراکی مورد علاقه‌ت بوده. درسته؟

14:49.170 --> 14:51.330
حالا می‌ذارم همسرم ادامه بده.

14:51.500 --> 14:55.380
اون واقعاً بیشتر
از من در مورد آینه روباه می‌دونه.

14:56.000 --> 14:59.880
چون آینه اساساً تو زادگاهش ساخته شده، اگه باور کنی!

15:02.880 --> 15:04.540
بذار کنارت بشینم.

15:07.420 --> 15:10.500
دوست داری بیشتر در مورد آینه روباه بدونی، آره؟

15:15.130 --> 15:18.500
زمان طولانی پیش، یه آهنگری بود
که آینه روباه رو ساخت

15:18.500 --> 15:21.830
با استفاده از فلز یه نیزه
که متعلق به یه دیو بود که آینده رو می‌دید

15:21.830 --> 15:25.040
و مخلوط کردنش با کمی از خونی که اون گذاشته بود.

15:25.960 --> 15:26.790
یه دیو؟

15:27.710 --> 15:32.920
آهنگری امیدوار بود این یه آینه بسازه
که بتونه آینده رو به مردم نشون بده.

15:33.330 --> 15:34.830
ولی سرنوشت جوری خواست،

15:34.830 --> 15:39.250
چیزی خیلی قدرتمندتر شد - یه دروازه
بین گذشته و آینده.

15:40.250 --> 15:46.540
و به همین خاطر، تصمیم گرفتن اونو به عنوان یه یادگار مقدس نگه دارن
تا از دسترس عموم در امان بمونه.

15:47.540 --> 15:50.170
در نهایت با قصه دوشیزه قو درهم تنیده شد،

15:50.170 --> 15:53.710
و به عنوان آینه‌ای شناخته شد
که آسمان و زمین رو به هم وصل می‌کنه.

15:54.170 --> 15:59.130
در واقع، بهتره بگیم
این جوری پنهانش کردن.

15:59.880 --> 16:01.790
چه شیء معجزه‌آسایی.

16:02.330 --> 16:03.750
پس، یعنی آساگائو ...؟

16:04.170 --> 16:06.500
کسی از آینده.

16:07.250 --> 16:08.790
عجب.

16:12.290 --> 16:14.630
خیلی ممنون، چیو-دونو.

16:15.250 --> 16:21.960
ام، اگه اشکالی نداره، می‌تونی با من
یه کم خودمونی‌تر حرف بزنی، جینیا-ساما؟

16:22.540 --> 16:23.380
ها؟

16:23.380 --> 16:27.790
فقط عجیبه که اینقدر رسمی صدام می‌کنی.

16:28.290 --> 16:32.380
ترجیح می‌دم با اسمم صدام کنی،
بدون هیچ لقب و اینا.

16:32.830 --> 16:34.880
ولی اون بی‌احترامیه...

16:35.000 --> 16:37.250
لطفاً. خوشحالم می‌کنه.

16:38.830 --> 16:42.080
باشه. پس تو هم همین کارو بکن، چیو.

16:42.790 --> 16:44.880
عالی. پس در اون صورت...

16:46.000 --> 16:49.380
منم می‌گم "جینتا-نی"، اگه اشکالی نداره.

16:53.920 --> 16:55.920
<b>امیدوارم قولمان</b>

16:53.920 --> 16:55.920
<b>برآورده شود</b>

16:53.920 --> 16:55.920
<b>- چی‌توسه</b>

16:56.250 --> 16:58.250
صبر کن، تو... چی‌توسه؟!

16:59.880 --> 17:03.290
بالاخره فهمیدی، جینتا-نی.

17:03.670 --> 17:05.500
اینجا چیکار می‌کنی؟

17:06.000 --> 17:08.920
خب، این معبد یه شاخه از اونی تو کادونوعه.

17:09.290 --> 17:13.540
بعد از اینکه پرنسس مرد،
من بودم که نقش ایتسوکی‌هیمه رو گرفتم.

17:14.130 --> 17:17.710
بعد، با گذشت زمان، با شوهرم ازدواج کردم
و مسئول این معبد شدیم.

17:18.380 --> 17:20.580
تو ایتسوکی‌هیمه شدی...؟

17:21.080 --> 17:24.130
آه، فهمیدم! اسمت از چی‌توسه به چیو تغییر کرد
به خاطر کانجی "شب".

17:26.330 --> 17:29.670
به کادونو چی شد؟
الان کی ایتسوکی‌هیمه‌ست؟

17:30.040 --> 17:32.000
نقش رو به دخترم سپردم.

17:32.330 --> 17:35.750
ایتسوکی‌هیمه دیگه مجبور نیست
همیشه تو معبد حبس بشه.

17:36.380 --> 17:39.330
اساساً حالا فقط یه معبد معمولیه.

17:39.630 --> 17:40.790
اسمش رو هم عوض کردن...

17:42.460 --> 17:44.500
من خیلی خوشم می‌آد.

17:54.710 --> 17:58.040
خوشحالم می‌بینم قولمون رو
بعد از این همه سال نگه داشتی.

17:59.790 --> 18:01.710
آه، راست می‌گی.

18:05.040 --> 18:07.080
تو این همه مدت منتظر بودی...

18:09.170 --> 18:10.330
لطفاً، بخور.

18:10.960 --> 18:12.330
اشکالی نداره.

18:16.580 --> 18:17.710
لذیذه.

18:17.710 --> 18:18.880
طبیعیه.

18:23.580 --> 18:24.750
بابا!

18:27.880 --> 18:29.080
لطفاً برو پیش دخترت.

18:29.500 --> 18:30.580
باشه.

18:32.540 --> 18:36.040
خداحافظ... یعنی، بعداً می‌بینمت، چی‌توسه.

18:36.750 --> 18:38.540
خداحافظ، جینتا-نی.

18:46.290 --> 18:48.540
بابا! کارت تموم شد؟

18:48.920 --> 18:49.630
آره.

18:51.040 --> 18:52.540
می‌خوام چیزی بخورم!

18:52.830 --> 18:53.830
بذار ببینم...

18:55.040 --> 18:56.710
سیب شکره‌ای چطوره؟

18:56.710 --> 18:58.540
سیب شکره‌ای چیه؟

18:58.960 --> 19:00.290
هیچ ایده‌ای ندارم.

19:03.130 --> 19:05.460
ولی ظاهراً خوراکی مورد علاقه آساگائوعه...

19:11.790 --> 19:13.670
ببخشید. ولش کن.

19:14.790 --> 19:16.670
بیا دور و بر رو بگردیم برای یه چیز خوب، باشه؟

19:16.920 --> 19:17.580
باشه!

19:20.170 --> 19:22.580
حدس بزن؟ زودتر یه روباه دیدم!

19:22.830 --> 19:24.500
آه، واقعاً؟

19:36.500 --> 19:39.500
<b>معبد جینتا</b>

19:43.830 --> 19:44.250
ها...؟

19:58.790 --> 20:00.130
<b> هات‌داگ‌ها</b>

20:00.130 --> 20:01.290
<b>صید ماهی قرمز</b>

20:01.290 --> 20:03.790
<b>سیب‌های شکره‌ای</b>

20:01.290 --> 20:03.790
<b>تیراندازی</b>

20:06.630 --> 20:07.920
توئی، کائورو؟

20:08.830 --> 20:10.170
پس، بالاخره به جشنواره رسیدی!

20:10.170 --> 20:12.250
آه، آره!

20:12.790 --> 20:16.170
هی، می‌یاکا-چان؟ می‌تونی یادم بیاری چه سالیه؟

20:16.250 --> 20:18.830
ها؟ ۲۰۰۹ه، خب.

20:20.210 --> 20:22.750
واقعاً به زمان درست برگشتم...

20:23.460 --> 20:28.250
راستی، جینیا رو دیدم. کیمونو پوشیده بود،
فکر کنم؟ برای یه قرار.

20:28.500 --> 20:29.500
قرار؟

20:29.920 --> 20:31.960
گفت یه قول قدیمی با یه دوست خوبه.

20:32.330 --> 20:34.580
و چیزی در مورد اینکه اون یه "دوشیزه آسمانی"ه.

20:36.080 --> 20:38.710
اونو نزدیک پایین پله‌ها زودتر دیدم، ولی...

20:38.710 --> 20:40.710
ها؟ صبر کن، کائورو!

20:43.210 --> 20:44.880
<b>موز شکلاتی</b>

20:58.630 --> 21:00.500
دیر کردی، آزوسایا.

21:01.920 --> 21:04.830
هی! ام، خ-خب، من...

21:05.460 --> 21:06.960
آروم باش و اول نفست رو جا بیار.

21:07.290 --> 21:10.290
ر-راست. ببخشید.

21:11.830 --> 21:16.170
خب، ام، هی... مدت‌ها ندیدمت، فکر کنم؟

21:17.750 --> 21:19.710
آره، کلی وقته.

21:20.420 --> 21:22.040
حالا دیگه احساس گناه نمی‌کنم که اسمت رو قاطی کردم...

21:22.920 --> 21:23.790
آساگائو.

21:26.630 --> 21:29.080
واقعاً یادت مونده...

21:29.830 --> 21:32.670
تو بودی که گفتی
باید با هم بریم جشنواره.

21:34.540 --> 21:36.000
خب، می‌دونم!

21:36.710 --> 21:39.210
ولی انتظار نداشتم اینقدر یادت بمونه.

21:39.750 --> 21:42.790
یعنی، داریم در مورد چیزی حرف می‌زنیم
که بیش از یه قرن پیش اتفاق افتاده، نه؟

21:44.880 --> 21:47.420
راستش... این یه کم عجیبه.

21:47.960 --> 21:49.630
خب، برای من نوستالژیکه.

21:50.210 --> 21:53.170
این روزا زیاد به گذشته برنمی‌گردم،

21:54.170 --> 21:56.540
ولی اون یه زمان واقعاً پربار تو زندگیم بود.

21:59.420 --> 22:03.170
هی، کادونو-کون؟ چیزی می‌خوام ازت بپرسم.

22:03.790 --> 22:04.710
اشکالی نداره؟

22:05.790 --> 22:06.460
حتماً.

22:07.500 --> 22:08.420
ممنون.

22:09.790 --> 22:10.750
خب، اه...

22:13.460 --> 22:17.080
بگو ببینم. حالا از زندگیت راضی‌ای؟

22:23.290 --> 22:24.420
واضحه.

22:25.670 --> 22:28.250
هر چقدر بیشتر زندگی کنیم، چیزای بیشتری از دست می‌دیم.

22:28.750 --> 22:32.960
این باعث می‌شه دل‌شکستگی اجتناب‌ناپذیر بشه، ولی همه‌ش بد نیست.

22:34.290 --> 22:37.540
چون سودهایی هم هست
که ضررها رو متعادل می‌کنه.

22:38.330 --> 22:39.290
و علاوه بر این...

22:40.880 --> 22:42.750
...وقتی به اندازه من زندگی کردی،

22:43.000 --> 22:47.000
هیچ غذایی برای روح بهتر از
دیدارهای غافلگیرکننده‌ای نیست که گاهی تو راه داری.

22:47.330 --> 22:52.420
آخ. سختمه باور کنم
داری در مورد من کوچولو حرف می‌زنی.

22:53.080 --> 22:55.170
خب، شک دارم بتونی بفهمی.

22:56.080 --> 23:00.460
فقط چقدر دیدنت دوباره...
قلبمو از شادی پر کرد.

23:01.130 --> 23:04.380
وای! همیشه با این حرفای عسلی!

23:05.750 --> 23:07.750
خب، بریم؟

23:08.210 --> 23:11.290
فکر کنم بهت بدهکارم یه سیب شکره‌ای.

23:14.000 --> 23:14.790
درسته!

23:24.580 --> 23:30.080
آه، چه منظره‌ای.
اون یوکاتای گل صبحگاهی روت عالیه.

23:30.750 --> 23:33.710
درست مثل یه فرشته خاص که از بهشت افتاد...
