WEBVTT

00:15.860 --> 00:18.600
‫لعنتی! رفت توی جنگل.

00:18.600 --> 00:21.850
‫یکم تعقیب و گریز داشته باشیم
‫بیشتر خوش میگذره.

00:22.230 --> 00:23.080
‫بزن بریم.

00:23.080 --> 00:25.850
‫جدی میگی؟ مگه این...

00:27.120 --> 00:30.130
‫...جنگلِ تسخیر شده نیست؟

00:31.360 --> 00:34.360
‫تو که به این مزخرفات باور نداری؟

00:34.360 --> 00:36.110
‫معلومه که نه!

00:44.840 --> 00:46.330
‫برید بیرون!

00:46.330 --> 00:49.710
‫از این جنگل توسط گرگینه ها محافظت میشه!

00:49.710 --> 00:52.560
‫اگه پیداتون کنن نفرین خواهید شد!

00:54.280 --> 00:56.580
‫یا خدا! اون عجوزه کی بود دیگه؟

00:56.580 --> 00:59.350
‫چه میدونم. بیا عجله کنیم.

00:59.350 --> 01:00.520
‫ب-باشه...

01:00.520 --> 01:03.850
‫احمق ها!

01:07.420 --> 01:08.810
‫عه اینجاست پس!

01:09.560 --> 01:10.930
‫روباهه کجا رفت؟

01:11.640 --> 01:13.130
‫چرا دارن پارس میکنن؟

01:36.750 --> 01:37.760
‫این دیگه چه کوفتیه؟

01:37.760 --> 01:39.100
‫من از کجا بدونم؟!

01:44.190 --> 01:46.570
‫ا-اون...

01:46.930 --> 01:49.440
‫...یه گرگینه بود؟

01:51.710 --> 01:53.400
‫راینالد-ساما.

01:54.060 --> 01:55.860
‫رسیدن بخیر.

01:56.770 --> 01:58.320
‫تویی که.

01:58.320 --> 02:01.150
‫شکارتون چطور بود؟

02:01.150 --> 02:03.780
‫راینالد-ساما، چرا...

02:04.040 --> 02:05.430
‫داره از دماغتون خون میاد.

02:11.270 --> 02:12.460
‫راینالد-ساما؟

02:12.460 --> 02:15.130
‫چی شده؟ باهام حرف بزن راینالد!

02:16.130 --> 02:18.050
‫چه اتفاقی داره میفته؟

02:18.320 --> 02:20.320
‫طاقت بیار راینالد!

02:20.830 --> 02:22.010
‫بریگل-ساما!

02:27.430 --> 02:29.870
‫نه!

02:44.580 --> 02:46.540
‫"از ملاقاتتون خوشوقتم."

02:46.540 --> 02:49.540
‫"Ich freue mich Sie kennenzulernen."

02:49.540 --> 02:53.270
‫خوب بود ولی لحن و بیانتون
‫کاملا اشتباه بود.

02:53.270 --> 02:54.500
‫دوباره.

02:54.760 --> 02:58.210
‫"Ich freue mich Sie kennenzulernen."

02:58.210 --> 02:59.630
‫دوباره.

03:01.800 --> 03:05.820
‫"Ich freue mich Sie kennenzulernen!"

03:07.820 --> 03:13.820
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

03:07.820 --> 03:27.820
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

03:07.820 --> 03:27.820
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

03:55.750 --> 03:59.590
<b>‫Black Butler</b>

03:57.280 --> 03:59.590
<b>‫Emerald Witch Arc</b>

05:09.510 --> 05:12.890
‫"Ich freue mich Sie kennenzulernen."

05:14.740 --> 05:17.200
‫دیگه نمیتونم. دارم حالت تهوع میگیرم.

05:17.200 --> 05:19.100
‫چقدر بی وقار.

05:19.100 --> 05:21.900
‫توی تلفظ و آلمانی حرف زدن خوب نیستم خب.

05:21.900 --> 05:24.000
‫ولی میتونم بخونم. همین کافی نیست؟

05:28.970 --> 05:31.280
‫آلمان، سرورم؟

05:34.450 --> 05:38.420
‫آره. علیاحضرت دستور داده
‫تا در مورد چند تا مرگ مشکوک

05:38.850 --> 05:42.800
‫که توی آلمان اتفاق افتاده تحقیق کنم.

05:42.800 --> 05:45.010
‫دستور دادن که شخصا برید؟

05:45.010 --> 05:48.970
‫وظیفه‌ی فانتوم‌هایو ها
‫رسیدگی به مسائل زیرزمینی انگلستانه.

05:48.970 --> 05:53.390
‫نمیدونم چرا باید برم به آلمان.

05:53.990 --> 05:55.940
<i>‫"پسر عزیزم‌ـــ</i>

05:56.780 --> 06:00.660
<i>‫چند فقره مرگ مشکوک در جنوب آلمان
‫به وقوع پیوسته است."</i>

06:01.470 --> 06:04.720
<i>‫"طبق گزارشات، تمامی قربانی ها
‫پیش از اینکه به طور ناگهانی</i>

06:04.720 --> 06:09.120
<i>‫تغییر شکل بدن و بمیرند
‫در سلامت کامل بودند."</i>

06:09.900 --> 06:14.690
<i>‫"نوه‌ی پسریم، ویلیام، امپراتور آلمانه،</i>

06:14.690 --> 06:17.550
<i>‫و آلمان سرزمین خانوادگی من محسوب میشه."</i>

06:18.450 --> 06:22.500
<i>‫"میخوام در صورت وقوع یک بیماری همه گیر‌
‫سریعا امکانات پزشکی لازم رو براشون فراهم کنم،</i>

06:22.500 --> 06:27.070
<i>‫ولی موفق به دریافت پاسخ واضحی 
‫ویلی یا دولت امپراتوری نشدم."</i>

06:27.710 --> 06:29.480
<i>‫"به شدت نگرانم."</i>

06:29.960 --> 06:35.310
‫تا وقتی آلمان پاسخی به سوالاتشون نداده،
‫نمیتونن به صورت رسمی سفیری به اونجا بفرستن.

06:35.690 --> 06:38.650
‫برای همین این وظیفه به شما محول شده؟

06:40.490 --> 06:45.630
‫قبلا یه بار در طول تحقیقات
‫مجبور شدیم از کشور خارج بشیم،

06:45.630 --> 06:49.000
‫ولی دلیلش برای این سری
‫فرستادنم رو نمیفهمم.

06:49.000 --> 06:52.120
‫چرا ازشون نمیپرسین شفاف تر توضیح بدن؟

06:52.120 --> 06:53.950
‫بحث منحرف میکنه فقط.

06:54.290 --> 06:59.160
‫وظیفه‌ی یه سگ اینه که با خوشحالی
‫دنبال استخونی که اربابش پرت کرده بره دیگه، نه؟

06:59.160 --> 07:05.910
‫فانتوم‌هایو ها شبکه‌ی اطلاعاتی زیرزمینیِ گسترده ای
‫در سرتاسر اروپا و آسیا دارن.

07:05.910 --> 07:09.630
‫شاید هدفشون استفاده از همین شبکه بوده.

07:10.240 --> 07:14.360
‫همونی که میدونی توی آلمانه.
‫اونو از پدرم به ارث بردم.

07:16.620 --> 07:20.430
‫هماهنگ کن کلاوس یه سری بهش بزنه.

07:21.820 --> 07:22.730
‫اطاعت میشه.

07:26.510 --> 07:28.690
‫خیلی وقت میشد که ندیدمت کلاوس.

07:28.690 --> 07:31.280
‫شرمنده که سرزده مزاحمت شدم.

07:31.280 --> 07:33.500
‫نفرمایید. هیچ مشکلی نیست.

07:33.500 --> 07:37.240
‫هرچند خدمتکارت همیشه
‫جاهای غیرمنتظره پیداش میشه.

07:39.700 --> 07:41.380
‫ملاقاتتون باعث افتخاره.

07:42.380 --> 07:47.390
‫فنلاند بودم و داشتم از سونا لذت میبردم
‫که یهو پیداش شد. شوکه شدم.

07:47.390 --> 07:50.130
‫لطفا عذرخواهی من رو بپذیرید.

07:50.130 --> 07:54.220
‫خوشحالم این سری برای تعطیلات
‫جای دوری نرفتی.

07:54.470 --> 07:57.930
‫دفعه قبلی اون سر دنیا بودی.

07:59.710 --> 08:03.390
‫تعطیلات تنها وقتیه که ما پیرمردا
‫میتونیم برای خودمون باشیم.

08:04.700 --> 08:10.320
‫خب، وقتشه در مورد سوغاتی ای 
‫که از آلمان میخوای صحبت کنیم.

08:10.320 --> 08:13.860
‫همینکه رسیدم آلمان باهاش تماس گرفتم،

08:13.860 --> 08:16.530
‫ولی گفت سرم شلوغه و جواب رد داد.

08:16.530 --> 08:17.620
‫عه؟

08:17.620 --> 08:21.080
‫مجبور شدم شخصا برای بازرسی صحنه برم.

08:21.080 --> 08:24.060
‫خیلی دورافتاده بود.

08:24.410 --> 08:28.380
‫به چند تا از روستاها و املاکی که
‫مرگ‌ها درشون اتفاق افتاده بود سر زدم،

08:28.380 --> 08:31.540
‫ولی نشونه‌ای از یه بیماری همه گیر ندیدم.

08:31.850 --> 08:35.340
‫و تازه، قربانی ها هیچ صدمه ای ندیده بودن
‫و وضعیت سلامتیشون هم عالی بوده.

08:35.340 --> 08:39.930
‫وقتی میپرسیدم علت مرگ‌ها چی بوده،
‫جواب همیشه یه چیز بود...

08:41.120 --> 08:43.010
‫"نفرین جادوگر."

08:44.190 --> 08:45.230
‫جادوگر؟

08:45.230 --> 08:48.770
‫مردها و زن‌های مختلف
‫با رده سنی های مختلفی قربانی شده بودن،

08:48.770 --> 08:51.190
‫ولی همه‌شون در یک چیز مشترک بودن.

08:52.230 --> 08:55.510
‫همه‌شون قبل از مرگشون
‫به یه جنگل رفته بودن:

08:56.200 --> 08:58.050
‫جنگل گرگینه ها.

08:58.570 --> 09:03.160
‫محلی ها بهش میگن سرزمین ممنوعه،
‫یه مکان نفرین شده، و اینجور چیزا. خیلی مرموزه.

09:03.160 --> 09:07.780
‫جنگل گرگینه ها؟

09:08.750 --> 09:16.020
‫بله. در آلمان جنوبی در حدفاصل قرن 14 تا 17
‫به طرز بی رحمانه ای جادوگر ها رو شکار میکردن.

09:16.330 --> 09:20.420
‫طبق افسانه ها، جادوگرهای بازمانده به جنگلی فرار کردن
‫و در اونجا ساکن شدن.

09:20.840 --> 09:26.210
‫و بعد برای محافظت از خودشون
‫گرگینه ها رو آزاد کردن.

09:26.820 --> 09:30.700
‫از اونموقع به اونجا میگن "جنگل گرگینه ها"

09:30.700 --> 09:34.610
‫و میگن هرکس که واردش بشه نفرین خواهد شد.

09:34.610 --> 09:38.440
‫مردم بخاطر نفرین میمیرن؟ مسخره‌ست.

09:40.580 --> 09:42.740
‫شک نداشتم همچین حرفی میزنی.

09:42.740 --> 09:45.870
‫شرمنده ولی تمام اطلاعاتی که دستگیرم شد همین بود.

09:46.490 --> 09:50.310
‫نه، ببخشید که یهو توی زحمت انداختمت.

09:50.720 --> 09:53.390
‫گمونم راهی جز رفتن خودم به اونجا نیست.

09:53.390 --> 09:57.070
‫حالا این موضوع به کنار،
‫یه مسئله دیگه هست که میخواستم مطرح کنم.

09:58.490 --> 10:00.760
‫آندرتیکر ناپدید شده.

10:02.130 --> 10:03.350
‫آندرتیکر؟

10:03.720 --> 10:08.710
‫از زمانی که پدرم اِرل بود اونو میشناسی،
‫پس باید بیشتر از من در موردش بدونی.

10:09.090 --> 10:12.260
‫ازش اطلاعات میخوام. هر اطلاعاتی که باشه خوبه.

10:14.670 --> 10:18.110
‫متاسفانه ما دوتا کاری به کار همدیگه نداریم.

10:18.830 --> 10:23.950
‫و آندرتیکر هم با وینسنت، پدرت،
‫قبل از من آشنا شد.

10:24.280 --> 10:30.070
‫فکر کنم تنها کسی که پدرت رو بیشتر از
‫آندرتیکر میشناسه، همونیه که میدونی.

10:30.530 --> 10:33.320
‫هرچی باشه، توی مدرسه با هم آشنا شدن.

10:34.590 --> 10:38.930
‫میخواید وقتی رفتیم آلمان با همونی که میدونی
‫تماس بگیرم پس؟

10:39.520 --> 10:41.800
‫توی یه کشور خواهیم بود.

10:41.800 --> 10:48.390
‫ایده‌ی خوبیه، ولی خوشگل‌های آلمانی، خب،
‫خوشگل‌های سابق، به این راحتی نظرشون جلب نمیشه.

10:48.390 --> 10:50.730
‫باید دلشو بدست بیاری، جونیور.

10:51.990 --> 10:56.810
‫باید دعا کنم وقتی میرسم
‫خوشگله توی حال خوبی باشه.

10:57.350 --> 11:00.030
‫سباستین، ترتیب بلیط ها رو بده.

11:01.170 --> 11:03.560
‫بله، سرورم.

11:07.690 --> 11:13.580
‫پدر و پسر شبیه همدیگه‌ان.
‫چرا اینقدر درخواست های پر دردسر میکنن؟

11:14.970 --> 11:19.080
‫ولی باورم نمیشه 13 سالش شده.

11:19.740 --> 11:22.460
‫شرط میبندم روز به روز بیشتر
‫شبیه پدرش میشه.

11:25.480 --> 11:28.810
‫Ich will nicht unter dem Fluch
‫ der Hexe sterben.

11:28.810 --> 11:33.320
‫Ich werde nicht gehen, 
‫egal wie viel Geld man mir bietet.

11:33.320 --> 11:37.610
‫اوی، سباستین. این داره به چه زبونی حرف میزنه؟

11:37.610 --> 11:39.690
‫فرانکونیان شرقی

11:39.690 --> 11:42.040
‫یه لهجه‌ست مخصوص جنوب آلمان.

11:42.040 --> 11:46.120
‫این که هیچیش شبیه آلمانیِ نرمال نیست!
‫فایده‌ی درس خوندن من چی بود پس؟!

11:46.450 --> 11:49.950
‫از پایه یاد گرفتن همیشه مهمه سرورم.

11:50.280 --> 11:53.420
‫خب؟ چی داره میگه؟

11:53.420 --> 11:56.630
‫"عمرا برم با نفرین یه جادوگر بمیرم."

11:56.630 --> 11:59.560
‫"هرچقدر هم پول بدین 
‫من پام اونجا نمیذارم."

11:59.560 --> 12:01.340
‫و اینجور حرفا.

12:01.340 --> 12:03.690
‫هیچکدوم از "نفرین شده ها" رو دیده؟

12:03.820 --> 12:07.070
‫کسی از افراد نفرین شده رو دیدی؟

12:07.530 --> 12:10.770
‫آره که دیدم! خیلی وحشتناک بود.

12:11.370 --> 12:17.500
‫صورتشون دو برابر میشد و باد میکرد و پوستشون هم اینگار ذوب میشد.

12:17.920 --> 12:24.630
‫یکیشون همونجا افتاد مرد 
‫و اون یکی هم از شوک ماجرا خل و چل شده.

12:25.760 --> 12:26.720
‫یکیشون زنده مونده؟

12:27.340 --> 12:27.930
‫آره.

12:28.850 --> 12:34.330
‫از ترس میلرزید و با گریه میگفت:
‫گرگینه ها دارن میان!

12:34.480 --> 12:35.850
‫این شخصی که میگی کجاست؟

12:36.440 --> 12:46.450
‫یه بچه پولدار از خانواده‌ی بریگل هاست،
‫حاشیه روستا زندگی میکنن، ولی دیگه اونجا نیستن.

12:47.280 --> 12:56.500
‫آدمای دولت اومدن و همراه اون یکی که
‫مرده بود بردنش به بیمارستان بزرگ.

12:56.500 --> 12:58.880
‫نمیشد بذارن بقیه رو هم آلوده کنن.

13:00.310 --> 13:04.460
‫یه بازمانده هست، ولی ذهنش به شدت بهم ریخته،

13:04.460 --> 13:06.920
‫و مدام میگه گرگینه ها دارن میان سراغش.

13:07.940 --> 13:09.740
‫پس واقعا یه گرگینه رو دیده؟

13:09.740 --> 13:13.920
‫مامور ها اومدن و همراه اون یکی قربانی
‫به یه بیمارستان بزرگ منتقلشون کردن.

13:14.240 --> 13:17.040
‫میخواید تمام بیمارستان های کشور رو بگردم؟

13:17.040 --> 13:21.910
‫نه لازم نیست. حرف زدن با کسی که
‫عقلش سرجاش نیست فایده ای نداره.

13:21.910 --> 13:25.760
‫اگه خودمون بریم جنگل گرگینه ها
‫سریع تر پیش میره.

13:25.760 --> 13:30.850
‫میگه هر چقدر هم بهم پول بدین
‫اونجا نمیبرمتون، سرورم.

13:30.850 --> 13:33.270
‫خب پس، اینو ازش بپرس:

13:34.180 --> 13:35.850
‫درشکه‌ش چند؟

13:39.480 --> 13:41.290
‫کونم درد میکنه.

13:41.290 --> 13:43.970
‫بالدو! حرفت بی ادبی بود! آره.

13:43.970 --> 13:48.290
‫ولی بیشتر از یک روزه که اینجا نشستیم.

13:49.700 --> 13:53.600
‫عجیبه که ارباب خواسته ما هم باهاش بیایم، نه؟

13:53.600 --> 13:55.330
‫آره، آره.

13:58.730 --> 14:01.980
‫شرمنده، میشه توپ ما رو پس بدی!

14:02.310 --> 14:03.270
‫باشه!

14:03.770 --> 14:05.010
‫بگیرینش!

14:07.740 --> 14:08.490
‫شرمنده!

14:08.970 --> 14:11.320
‫تو آلمانی حرف میزنی؟

14:11.320 --> 14:13.180
‫...دون گفت.

14:14.550 --> 14:16.680
‫آره یخورده.

14:16.680 --> 14:17.840
‫بچه ها.

14:18.770 --> 14:23.230
‫دوتا درشکه تهیه کردیم.
‫لطفا وسایلمون رو بذارید داخلشون.

14:28.160 --> 14:30.110
‫پس جنگل گرگینه ها اینه، آره...

14:30.340 --> 14:32.070
‫خیلی ترسناکه!

14:32.070 --> 14:34.810
‫بهش میاد نفرین شده باشه.

14:40.460 --> 14:42.900
‫قطب نما هم دیگه کار نمیکنه.

14:43.880 --> 14:46.800
‫احتمالا زیرِ زمین منابع معدنی وجود داره.

14:47.830 --> 14:50.960
‫یا شاید هم کار نفرینه.

14:52.120 --> 14:53.970
‫تو هم همین حرفُ میزنی؟

14:53.970 --> 14:57.730
‫یه شیطان ازتون مراقبت میکنه،
‫و شینیگامی ها رو هم ملاقات کردین.

14:57.730 --> 15:00.510
‫عجیبه که به نفرین ها اعتقاد ندارین.

15:00.940 --> 15:02.230
‫در حقیقت...

15:02.650 --> 15:07.890
‫چیزی که ما دوتا رو بهم وصل میکنه
‫خودش یه نفرینه.

15:08.570 --> 15:14.530
‫ولی بازم اون "جادوگرها" فقط چندتا انسان بودن
‫که توی محاکمه های مسخره محکوم شدن.

15:14.850 --> 15:18.710
‫اینجوری نبود که واقعا توی آسمون پرواز کنن
‫و باعث بوجود اومدن طوفان بشن.

15:18.710 --> 15:23.210
‫باور داشتن به قدرت‌های فراطبیعی
‫مثل نفرین ها عجیب تره.

15:23.210 --> 15:26.520
‫یا خب... فکر کنم اینجوری باشه.

15:26.520 --> 15:28.500
‫کی میدونه؟!

15:29.180 --> 15:32.920
‫اصلا تا حالا یه جادوگر واقعی دیدی؟

15:32.920 --> 15:37.180
‫بله. مدت ها پیش، چندین نفر رو
‫با این عنوان دیدم.

15:37.590 --> 15:41.140
‫نکنه احضارت کردن به یه مراسم سبت تا بپرستنت؟

15:37.590 --> 15:41.140
‫سبت: روز خاص برای عبادت و استراحت پیروان یهود و مسیح

15:41.690 --> 15:49.130
‫بعید میدونم هدف از مراسم های سبت قدیمی
‫پرستش شیطان بوده باشه.

15:49.740 --> 15:54.370
‫شاید بهتره بگیم گردهمایی انسان های شروری بوده
‫که میخواستن با افراط در عیاشی و هرزگی

15:54.370 --> 15:56.010
‫از واقعیت فرار کنن.

15:56.370 --> 15:59.740
‫هیچ انسانی نمیتونه یکی از ما رو احضار کنه

16:00.110 --> 16:03.830
‫مگه اینکه آمادگی دادن روحشون
‫در ازای خواسته‌شون رو داشته باشن.

16:04.330 --> 16:07.100
‫هرچند بعضی هامون هم
‫از روی هوی و هوس ظاهر شدن.

16:07.480 --> 16:08.800
‫تو هم...

16:09.190 --> 16:10.240
‫من چی؟

16:11.430 --> 16:12.720
‫هیچی.

16:13.560 --> 16:14.680
‫خدای من.

16:14.680 --> 16:18.340
‫اونجا رو نگاه کنید ارباب. یه ساختمون جلومون هست.

16:23.420 --> 16:26.240
‫پس واقعا یه روستا توی جنگل هست.

16:29.020 --> 16:32.340
‫هیشکی اینجا نیست. رهاش کردن؟

16:32.340 --> 16:35.590
‫نه. خونه ها بهشون رسیدگی شده.

16:35.590 --> 16:37.950
‫بدون شک کسانی اینجا زندگی میکنن.

16:37.950 --> 16:41.440
‫اوی! کسی اینجا هست؟

16:43.810 --> 16:44.410
‫توجه، توجه!

16:45.640 --> 16:47.210
‫مزاحم داریم!

16:47.510 --> 16:49.290
‫چه استقبال گرمی.

16:53.340 --> 16:56.280
‫اینجا چیکار دارید؟ چجوری وارد شدید؟

16:56.930 --> 16:59.390
<i>‫هیچ مردی توی روستا نیست؟</i>

16:59.390 --> 17:02.850
<i>‫و لباس های زن‌ها هم مدل چند قرن پیشه!</i>

17:02.850 --> 17:05.130
‫بهشون بگو میخوایم با
‫ارباب اینجا صحبت کنیم.

17:05.450 --> 17:06.310
‫چشم.

17:06.540 --> 17:08.030
‫ما دنبال دردسر نیستیم.

17:08.280 --> 17:11.420
‫میخوایم اربابتون رو ببینیم.

17:11.630 --> 17:12.170
‫چی؟

17:12.750 --> 17:13.760
‫اربابمون؟

17:14.130 --> 17:16.760
‫منظورشون سالیوانه؟

17:16.990 --> 17:18.400
‫سالیوان؟

17:18.400 --> 17:20.080
‫دارن چی میگن؟

17:20.180 --> 17:20.930
‫ساکت!

17:21.200 --> 17:22.760
‫حتما جاسوسین.

17:23.470 --> 17:25.960
‫جاسوس؟ نه اینطور نیست...

17:26.180 --> 17:28.310
‫نمیذاریم جاسوس ها در برن!

17:28.310 --> 17:30.310
‫نذارید زنده اینجا رو ترک کنن!

17:30.690 --> 17:34.840
‫مرگ بر جاسوس ها!

17:35.570 --> 17:37.070
‫این سر و صداها برای چیه؟

17:39.030 --> 17:40.870
‫س-سالیوان!

17:41.700 --> 17:45.950
‫شرمنده که گذاشتیم این مزاحم ها وارد روستا بشن.

17:46.410 --> 17:48.800
‫شما سالیوان هستید؟ رهبر این روستا؟

17:50.000 --> 17:50.630
‫بله.

17:51.330 --> 17:53.840
‫من زیگلینده سالیوان هستم.

17:55.170 --> 17:57.920
‫فرمانروای این جنگل.

18:02.540 --> 18:06.960
‫من زیگلینده سالیوان هستم،
‫فرمانروای این جنگل.

18:07.290 --> 18:10.240
<i>‫این بچه رهبرشونه؟</i>

18:15.510 --> 18:19.120
‫شما از کدوم گوری پیداتون شده؟

18:19.240 --> 18:19.880
‫جان؟

18:19.880 --> 18:21.710
‫کافیه وولفرام.

18:21.710 --> 18:23.680
‫آخ، آخ، آخ!

18:22.890 --> 18:25.810
‫عذر میخوام. خیلی وقته که غریبه ای ندیدیم.

18:26.160 --> 18:27.180
‫و...

18:32.190 --> 18:34.650
<i>‫چ-چیه؟</i>

18:36.090 --> 18:38.380
‫نمیدونم چجوری اومدین اینجا،

18:38.730 --> 18:42.950
‫ولی اینجا وولفشلخته، "دره‌ی گرگ ها."

18:42.950 --> 18:45.430
‫هیچ غریبه ای اجازه نداره اینجا بمونه.

18:46.560 --> 18:48.760
‫حالا دیگه برید بیرون!

18:49.290 --> 18:52.870
‫بهتره فعلا بیخیال شیم
‫و بریم یه نقشه بریزیم.

18:52.870 --> 18:53.540
‫باشه.

18:54.210 --> 18:57.340
‫متوجهیم. پس ما دیگه اینجا روـــ

18:57.340 --> 18:58.550
‫وایسید!

19:01.010 --> 19:07.340
‫مثل اینکه نمیدونین چقدر خوش شانس بودین
‫که تونستین بدون صدمه دیدن از جنگل رد بشید.

19:08.470 --> 19:10.260
‫منظورت چیه؟

19:11.580 --> 19:13.690
‫جوری رفتار نکن که اینگار نمیدونی.

19:14.050 --> 19:17.500
‫این جنگل تحت حفاظت گرگینه هاست.

19:17.900 --> 19:24.120
‫پس میشه از حرفتون اینطور برداشت کرد که
‫اینجا همون جنگل "جادوگر"هایی هست که توی داستان ها اومده؟

19:26.830 --> 19:30.570
‫وولفرام-ساما، این آدما خطرناکن.
‫باید از شرشون‌ـــ

19:30.570 --> 19:31.370
‫کافیه.

19:35.350 --> 19:37.590
‫ارباب جوان، این...

19:38.250 --> 19:40.670
‫میخوای کاری که میگم رو انجام ندی؟

19:41.760 --> 19:42.680
‫نه انجام میدم.

19:43.890 --> 19:49.070
‫خوب گوش کنید. اگه الان برگردین،
‫قبل از اینکه از جنگل خارج بشید شب میشه.

19:49.900 --> 19:52.350
‫اون جنگل توی شب فوق العاده خطرناکه.

19:52.610 --> 19:58.230
‫بعید میدونم بتونید این دفعه سالم از جنگل
‫رد بشید. راستش اصلا شانسی ندارید.

19:59.110 --> 20:00.280
‫برای همین...

20:00.740 --> 20:04.140
‫براتون استثنا قائل میشیم و
‫اجازه میدیم شب رو اینجا بمونید.

20:04.990 --> 20:08.290
‫بهتون اتاق میدیم.
‫فردا به محض طلوع آفتاب اینجا رو ترک میک‌ـــ

20:08.290 --> 20:12.250
‫وولفرام-ساما! نمیشه غریبه ها رو
‫به قصر زمردی دعوت کنید!

20:12.250 --> 20:14.620
‫هیلده، این درخواست ارباب جوانه.

20:15.410 --> 20:16.670
‫هیلده-ساما...

20:16.670 --> 20:17.980
‫چه اتفاقی داره میفته؟

20:18.820 --> 20:22.290
‫رهبرشون اجازه میده شب
‫توی خونه‌ی خودش بمونیم.

20:23.130 --> 20:26.780
‫اینجا خونه‌ی ارباب منه:
‫قصر زمردی.

20:27.900 --> 20:28.880
‫دنبالم بیاید.

20:32.080 --> 20:36.630
‫اول میگه برید بعد میگه بمونید.
‫چرا اینجورین؟

20:36.630 --> 20:37.940
‫نمیدونم.

20:38.170 --> 20:43.000
‫هرچند، این روستا بدون شک
‫ارزش تحقیق کردن رو داره.

20:44.930 --> 20:46.460
‫اینجا دیگه کجاست؟

20:46.460 --> 20:48.140
‫پر از وسایل شکنجه‌ست!

20:48.140 --> 20:50.080
‫...وایلد گفت.

20:50.080 --> 20:52.640
‫از اون وسایل موقع محاکمه‌ی
‫جادوگر ها استفاده میشد.

20:53.220 --> 20:56.750
‫همینجوری داره مرموزتر میشه.

20:56.750 --> 20:58.790
‫اوی کوتوله.

20:58.790 --> 21:00.940
‫اسمت چیه؟

21:01.420 --> 21:05.150
‫خدای من. بی ادبی از ما بود
‫که خودمون رو معرفی نکردیم.

21:05.600 --> 21:07.730
‫داره اسمتون رو میپرسه سرورم.

21:07.730 --> 21:09.890
‫شیل فانتوم‌هایو هستم.

21:10.430 --> 21:13.850
<i>‫حس میکنم حرف ناجوری بهم زد.</i>

21:14.120 --> 21:15.340
‫سن؟

21:15.340 --> 21:18.060
‫ارباب من 13 سالشه.

21:18.060 --> 21:19.520
‫همم.

21:27.110 --> 21:30.580
‫چقدر بالاییم! از اینجا بیفتی قطعا میمیری.

21:33.040 --> 21:34.250
‫رسیدیم.

21:37.000 --> 21:38.390
‫اینجا قصر زمردیه.

21:40.390 --> 21:45.390
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

21:40.390 --> 22:00.390
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

21:40.390 --> 22:00.390
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
