WEBVTT

00:02.500 --> 00:03.480
‫رسیدیم.

00:04.790 --> 00:06.470
‫اینجا قصر زمردیه.

00:07.100 --> 00:13.100
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

00:07.100 --> 00:27.100
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

00:07.100 --> 00:27.100
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

00:55.760 --> 00:59.600
<b>‫Black Butler</b>

00:57.290 --> 00:59.600
<b>‫Emerald Witch Arc</b>

02:13.530 --> 02:17.370
‫ایول گل‌های ناشناخته!
‫تا حالا از اینا ندیده بودم!

02:17.370 --> 02:18.220
‫مراقب باش.

02:18.220 --> 02:21.930
‫اونا سمی‌ان. اگه بهشون دست بزنی
‫انگشتات باد میکنن.

02:22.630 --> 02:24.260
‫چشم!

02:39.930 --> 02:40.860
‫از اینور.

02:45.220 --> 02:47.370
‫همینجا وایسین.

02:47.370 --> 02:49.040
‫باشه!

02:55.610 --> 02:59.550
‫خیلی وقته که مهمون نداشتیم.
‫شام مهمون من هستین.

02:59.550 --> 03:00.900
‫لطف شما رو میرسونه.

03:03.630 --> 03:07.450
‫وولفرام، شام رو آماده کن و
‫اتاق خدمتکارها رو نشونشون بده.

03:07.890 --> 03:08.740
‫بله.

03:17.960 --> 03:20.320
<i>‫فرضیه‌م درست بود.</i>

03:20.870 --> 03:24.190
<i>‫چون پاهاش رو بسته بودن اینقدر کوچکن.</i>

03:24.670 --> 03:26.280
<i>‫لا جریان بستن پا رو بهم گفته بود.</i>

03:26.990 --> 03:32.000
<i>‫میگفت بستن سفت و سخت پاهای دخترها
‫از بچگی برای کاهش سایزشون</i>

03:32.000 --> 03:34.630
<i>‫یکی از رسوم مختص چینه.</i>

03:35.070 --> 03:37.090
<i>‫چرا توی آلمان انجامش میدن پس؟</i>

03:37.370 --> 03:40.600
<i>‫و چرا روی یه رهبر محلی انجام دادن؟</i>

03:41.940 --> 03:43.300
‫اوی، تو.

03:44.320 --> 03:45.610
‫من؟

03:45.610 --> 03:50.880
‫شرمنده. اربابم هنوز زیاد 
‫آلمانی رو خوب یاد نگرفته.

03:52.590 --> 03:53.620
‫که اینطور.

04:12.280 --> 04:16.280
‫یچیزی بگو خب! حرف زدن با زن‌ها تخصص توئه.

04:16.280 --> 04:18.420
‫میخواید چی بگم بهشون؟

04:23.210 --> 04:26.400
‫این سیگنالیه که بدن میفرسته
‫تا بدونی وقت غذا خوردنه.

04:27.350 --> 04:30.270
<i>‫از سر و صدای بلندش خجالت نکشید؟</i>

04:30.270 --> 04:34.770
‫وولفرام-سان خیلی طولش داده.
‫ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟

04:34.770 --> 04:37.230
‫آره بیش از حد معمول طول کشیده.

04:37.560 --> 04:39.870
‫اجازه هست برم آشپزخونه و بهش سری بزنم؟

04:40.200 --> 04:41.190
‫بله میتونی بری.

04:41.400 --> 04:43.990
‫خب پس با اجازه من چند دقیقه میرم.

04:43.990 --> 04:44.860
‫چی؟ وایساـــ

04:45.160 --> 04:49.330
<i>‫چی؟ انتظار داری من تنهایی 
‫چجوری باهاش ارتباط برقرار کنم؟</i>

04:52.590 --> 04:53.860
<i>‫خیلی زشت شد.</i>

04:54.270 --> 04:54.890
‫هی تو.

04:56.100 --> 04:58.230
‫*** موی مشکی*** مرد*** اسم؟

04:59.460 --> 05:00.940
‫امم...

05:01.710 --> 05:06.350
<i>‫وایسا ببینم. اگه هول نکنم میتونم
‫کلمات کلیدی رو متوجه بشم.</i>

05:06.350 --> 05:10.230
<i>‫"مو مشکی" و "مرد"
‫منظورش سباستینه؟</i>

05:10.620 --> 05:15.080
‫سباستین، من، خدمتکار. متوجه میشی؟

05:17.360 --> 05:18.900
<i>‫ارتباط برقرار کردم!</i>

05:19.170 --> 05:20.630
‫کجا ***** والدین؟

05:20.630 --> 05:22.610
<i>‫والدینم؟</i>

05:23.050 --> 05:26.720
‫فوت کردن.

05:30.050 --> 05:30.680
‫همم.

05:32.070 --> 05:35.750
<i>‫برگرد دیگه سباستین!</i>

05:43.160 --> 05:44.670
‫شرمنده مزاحم میشم.

05:46.000 --> 05:47.380
‫چی میخوای؟

05:47.880 --> 05:53.060
‫بنظر میرسید آماده کردن شام داره طول میکشه،
‫برای همین اومدم که کمک‌ــــ

05:53.060 --> 05:54.600
‫نیازی نیست.

05:54.600 --> 05:57.770
‫اندازه گیری مقدار مواد اولیه رو
‫طبق کتاب تازه تموم کردم.

05:57.770 --> 05:59.310
‫ک-که اینطور.

05:59.710 --> 06:05.780
‫ولی سالیوان-ساما میگفتن خیلی گرسنه هستن.
‫شاید بهتر باشه عجله کنیم.

06:07.210 --> 06:08.530
‫ارباب جوان؟

06:09.510 --> 06:12.660
‫خب پس بحثی نمیکنم. لطفا کمک کن.

06:12.660 --> 06:13.970
‫حتما.

06:14.820 --> 06:19.030
‫میخوام مالتاشن درست کنم.
‫میتونی خمیر رو ورز بدی؟

06:19.030 --> 06:19.700
‫ها؟

06:20.870 --> 06:21.940
‫چیه؟

06:21.940 --> 06:24.340
‫هیچی. بسپارینش به من.

06:26.060 --> 06:29.960
<i>‫نباید اول خمیر رو ورز داد،</i>

06:29.960 --> 06:33.360
<i>‫بعد همزمان با پختن نان،
‫بقیه مواد رو آماده کرد؟</i>

06:34.140 --> 06:37.060
‫ببخشید، ولی سوپ آماده شده؟

06:37.060 --> 06:41.830
‫نه میخوام وقتی کار این غذا تموم شد برم سراغش.
‫همه رو که با هم انجام بدم قاطی پاطی میشن.

06:43.300 --> 06:47.710
‫ببخشید اگه بی ادبی میکنم،
‫ولی میشه توی درست کردن اونم کمک کنم؟

06:47.710 --> 06:49.110
‫همم؟ باشه.

06:49.400 --> 06:53.440
<i>‫فکر میکردم اون سه نفر
‫به نقاط ضعف انسان ها عادتم داده باشن،</i>

06:53.910 --> 06:56.830
<i>‫ولی این یکی کلا یه نمونه‌ی دیگه‌ست.</i>

06:56.830 --> 07:02.290
<i>‫تا حد ممکن تلاشش رو میکنه،
‫ولی کارایی خاصی براش نداره.</i>

07:02.290 --> 07:07.360
<i>‫فکر نمیکردم کسی وجود داشته باشه که
‫تا قبل از تموم کردن آماده سازی یه غذا، سراغ بعدی نره.</i>

07:07.360 --> 07:10.080
<i>‫با این روند شام تا نصف شب آماده نمیشه.</i>

07:10.510 --> 07:12.850
‫چطوری سباستین؟ میخوای ما هم کمکت‌ــــ

07:12.850 --> 07:13.970
‫نه مرسی.

07:14.570 --> 07:16.500
‫حتما خسته‌ی راهید هنوز.

07:16.880 --> 07:21.190
‫لطفا برید استراحت کنید
‫و هیچ کار غیر ضروروی ای نکنید.

07:21.190 --> 07:24.650
‫سباستین-سان، خیلی مهربونی آره!

07:25.650 --> 07:26.570
‫و حالا...

07:27.390 --> 07:28.740
‫وقت کاره.

07:30.540 --> 07:35.240
‫مالتاشن، سوپ براتورست، و آیسبین.

07:35.240 --> 07:38.200
‫برای دسر هم روت گروتز داریم.

07:39.120 --> 07:41.870
‫خب، این خیلی...

07:42.660 --> 07:46.250
‫...غذای خوبی بنظر میاد. خسته نباشی وولف.

07:46.250 --> 07:50.380
‫خب، امم... خدمتکار اونم کمک کرد.

07:51.110 --> 07:54.230
‫شما لطف کردید و میزبان ما بودید.
‫درستش هم همین بود.

07:55.020 --> 08:00.720
‫در شأن خدمتکار خاندان فانتوم‌هایو نیست
‫نتونه همچین خدماتی رو ارائه بده.

08:01.350 --> 08:02.310
‫امتحانش کنیم پس.

08:05.370 --> 08:06.380
‫خوشمزه‌ست!

08:07.640 --> 08:10.630
‫تا حالا نون به این نرمی نخوردم.

08:12.530 --> 08:14.700
‫ا-این چه طرز آداب غذا خوردنه!

08:14.700 --> 08:17.570
‫مثل اینکه اعتقادی به ژست و ادا هم نداره.

08:19.790 --> 08:21.330
‫وولفرام-ساما، مورد اضطراری!

08:21.910 --> 08:23.370
‫چی شده هیلده؟

08:26.910 --> 08:27.810
‫یه...

08:28.290 --> 08:30.030
‫یه گرگینه پیداش شده.

08:36.110 --> 08:37.430
‫گرگینه؟

08:37.700 --> 08:41.660
‫یکی از زن‌ها به شدت مجروح شده.
‫لطفا کمکش کنید سالیوان-ساما.

08:41.660 --> 08:42.730
‫الان میام.

08:42.730 --> 08:43.310
‫وولف!

08:43.310 --> 08:43.850
‫بله.

08:46.950 --> 08:48.410
‫شما همینجا بمونید.

08:48.410 --> 08:50.520
‫نه، لطفا اجازه بدید ما هم بیایم.

08:50.910 --> 08:55.470
‫میخوایم قبل از برگشت 
‫از خطراتی که توی جنگل هست آگاه بشیم.

09:03.870 --> 09:04.790
‫راه رو باز کنید!

09:05.580 --> 09:07.070
‫سالیوان-ساما!

09:07.070 --> 09:09.040
‫سالیوان-ساما، لطفا کمک کنید!

09:13.940 --> 09:16.430
‫ا-این زخم ها...

09:17.330 --> 09:22.000
‫تا حالا سابقه نداشته گرگینه ها
‫به یکی از اهالی این روستا حمله کنن.

09:22.620 --> 09:24.350
‫ارباب، خونریزی رو بند بیارید!

09:25.560 --> 09:27.270
‫یکم دردت میگیره.

09:37.090 --> 09:38.360
‫طلسمت کجاست؟

09:38.940 --> 09:42.730
‫چون فقط میخواست بره همین اطراف
‫چندتا گیاه جمع کنه جا گذاشتش.

09:42.730 --> 09:43.830
‫احمق!

09:43.830 --> 09:47.040
‫چند بار باید بهتون بگم
‫همیشه طلسم‌هاتون همراهتون باشه؟

09:47.440 --> 09:50.490
‫شاید هنوز همین نزدیکی باشه.
‫مشعل های بیشتری روشن کنید!

09:50.490 --> 09:51.580
‫چشم!

09:51.580 --> 09:52.710
‫عجله کنید!

09:57.380 --> 09:59.990
<i>‫اینجا چخبره؟</i>

09:59.990 --> 10:02.760
<i>‫نگو که واقعا توی جنگل گرگینه وجود داره؟</i>

10:02.760 --> 10:04.350
<i>‫معلومه که نه، خل شدی؟</i>

10:05.250 --> 10:06.430
‫نظرت چیه؟

10:06.800 --> 10:09.310
‫فقط با دیدن زخم ها نمیتونم به نتیجه ای برسم.

10:09.710 --> 10:12.120
‫میخواید جنگل رو هم همین الان بگردم؟

10:12.560 --> 10:16.230
‫نه همینجا بمون. هیچ حرکت مشکوکی نکن فعلا.

10:16.940 --> 10:19.820
‫این خشم گرگینه-ساما بوده!

10:19.820 --> 10:24.450
‫از وارد شدن غریبه ها به جنگل
‫خونشون به جوش اومده!

10:24.450 --> 10:26.910
‫اینجا رو ترک کنید غریبه ها!

10:26.910 --> 10:31.380
‫برای این بود که طلسمش همراهش نبود!
‫وگرنه اصلا بهش حمله نمیشد!

10:31.850 --> 10:37.140
‫هیچ گرگینه ای تا حالا 
‫به یکی از ما صدمه نزده بود.

10:37.140 --> 10:40.050
‫از غریبه ها دفاع میکنی جادوگر زمرد؟

10:42.260 --> 10:44.520
‫وحشی گری و بی رحمی‌های فراوان غریبه ها

10:44.520 --> 10:48.480
‫نسبت به اجدادمون رو از یاد نبر، جادوگرِ زمرد.

10:48.480 --> 10:51.810
‫هیچوقت به یه غریبه اعتماد نکن.

10:51.810 --> 10:54.480
‫هرگز نباید کینه‌ی اجدادمون رو فراموش کنی.

10:54.480 --> 10:57.820
‫هرگز نباید قدردانی و وحشتت
‫از گرگینه-ساما رو فراموش کنی!

10:57.820 --> 10:59.250
‫ولی من‌ـــ

10:59.250 --> 11:04.660
‫غریبه های ابله.
‫خشم گرگینه-ساما تقصیر شماست.

11:04.660 --> 11:07.320
‫همه‌ش تقصیر شماست.

11:07.320 --> 11:10.890
‫شما! تقصیر شماست!

11:12.360 --> 11:17.840
‫اگه نمیخواین تکه تکه‌تون کنه
‫همین حالا اینجا رو ترک کنید!

11:26.240 --> 11:28.150
‫تا آفتاب طلوع کنه توی خونه هاتون بمونین!

11:29.600 --> 11:31.350
‫گمونم حالا دیگه متوجه شده باشین، نه؟

11:32.120 --> 11:34.730
‫اگه برای جون خودتون ارزش قائلید،
‫بدون دعوت وارد جنگل نشید.

11:35.400 --> 11:36.600
‫هیچوقت.

11:47.240 --> 11:50.540
‫غلیظ درستش کن.
‫ممکنه تمام شب بیدار باشیم.

11:50.540 --> 11:52.210
‫حتما سرورم.

12:04.200 --> 12:07.080
‫در این صورت، پس لطفا بدون مزه میل بفرمایید.

12:12.180 --> 12:15.660
‫انتظار نداشتم واقعا
‫قربانیِ گرگینه ای وجود داشته باشه.

12:16.660 --> 12:19.570
‫ولی با چیزی که کلاوس میگفت متفاوت ــــ

12:31.120 --> 12:32.160
‫تویی؟

12:35.220 --> 12:40.670
‫خدای من، سالیوان-ساما،
‫تنهایی، بدون خدمتکارتون تشریف آوردین؟

12:41.480 --> 12:46.520
‫خ-خودم با این بادکنک‌ها میتونم
‫راه برم. حداقل توی قصر میتونم.

12:47.290 --> 12:48.850
‫که اینطور.

12:51.630 --> 12:52.770
‫ولی بازم...

12:53.980 --> 12:58.250
‫شایسته‌ی یک بانو نیست که
‫پشت اتاق یک آقا فالگوش بایسته.

12:59.250 --> 13:01.380
‫میتونم بپرسم اینجا چه کاری دارید؟

13:02.950 --> 13:08.660
‫کار من چیه؟ شمایید که با من کار دارید.

13:08.660 --> 13:09.620
‫چی؟

13:10.040 --> 13:15.080
‫خوب میدونم دنبال چی هستید.
‫هرچی نباشه من یه جادوگرم خب.

13:15.940 --> 13:20.280
‫اوه؟ پس گمونم میدونید الان باید چیکار کنید.

13:21.620 --> 13:23.840
‫ترجیحمون اینه که خشن باهاتون رفتار نکنیم.

13:27.560 --> 13:30.830
‫از همون لحظه ای که پاتون رو گذاشتید توی روستا،

13:31.620 --> 13:37.940
‫میدونستم امشب به اتاق مخفی‌ای که 11 سال
‫قفل نگهش داشته بودم تجاوز میکنید.

13:41.430 --> 13:45.210
‫از نظر ذهنی خودم رو آماده کردم،
‫ولی قلبم بازم تند تند میزنه.

13:45.840 --> 13:46.570
‫بیاید!

13:49.420 --> 13:54.490
‫فکر نمیکردم دفعه‌ی اولم با دو نفر باشه،
‫ولی هر تجربه‌ای ارزش خودشو داره.

13:54.490 --> 13:56.760
‫لطفا تا حد ممکن آروم و ملایم
‫باهام رفتار کنید.

13:56.760 --> 13:58.680
‫چ-چـــــــی؟!

13:59.850 --> 14:03.280
‫آها، احتمالا نگرانی که لباسام
‫تو دست و پا باشن.

14:03.460 --> 14:04.550
‫بذار دکمه ها روــــ

14:04.560 --> 14:07.750
‫نه، نه، وایسا. داری چیکار میکنی؟

14:08.260 --> 14:11.550
‫که اینطور. میخوای خودت همه کارا رو بکنی؟

14:12.400 --> 14:14.000
‫از چیزی که فکر میکردم مَرد تری.

14:14.000 --> 14:15.100
‫چی داری میگی؟

14:15.900 --> 14:19.180
‫دارن میپرسن ترجیح میدید
‫خودتون لباسشون رو در بیارید یا نه.

14:19.190 --> 14:20.990
‫تو چی میگی این وسط؟

14:20.990 --> 14:23.390
‫آها، دوست داری با لباس انجامش بدی؟

14:23.390 --> 14:26.890
‫عجب. ارباب جوان،
‫نسبت به سنتون علایق جالبی دارید.

14:26.890 --> 14:30.780
‫درسته زیاد آلمانی بلد نیستم،
‫ولی مشخصه یه سوتفاهمی پیش اومده!

14:31.950 --> 14:32.980
‫نگو که تو...

14:38.120 --> 14:40.300
‫خب، حداقل فهمیدم یه مَردی.

14:41.460 --> 14:44.260
‫دست از سرم بردار!

14:49.800 --> 14:52.680
‫ش-شما خوبید، سالیوان-ساما؟

14:56.560 --> 14:59.710
‫خیلی گستاخانه‌ست که یه دوشیزه‌ی جوان رو
‫اینجوری خجالت زده کنی!

14:59.710 --> 15:02.800
‫ها؟ من که گفتم آلمانیم خوب نیست هرزه!

15:03.860 --> 15:05.560
‫از دست شما دوتا.

15:07.980 --> 15:11.180
‫لذت بردن از همدیگه توی تخت،
‫یه راه خوب برای گذران وقته،

15:11.870 --> 15:15.220
‫ولی نظرتون چیه فعلا
‫از اینها لذت ببرید؟

15:20.220 --> 15:26.660
‫من خونده بودم گونه های مذکر
‫اشتهایِ شهوانی‌ای دارن که هیچوقت سیر نمیشه.

15:27.720 --> 15:31.400
<i></i>‫خب، این قضیه در مورد
‫بعضی از مردها صدق میکنه.

15:31.400 --> 15:34.180
‫ساکنین وولفشلخت فقط زن هستن.

15:34.180 --> 15:36.480
‫برای همین تا حالا هیچ مَردی ندیده بودم.

15:36.940 --> 15:38.880
‫مگه وولفرام-سان مرد نیست؟

15:40.540 --> 15:42.940
‫اون بیشتر شبیه سگ نگهبانمه.

15:42.940 --> 15:43.700
‫متوجهم.

15:44.900 --> 15:51.340
‫صحبت از سگ شد، ظاهرا روستایی ها
‫از شخصی به اسم "گرگینه-ساما" وحشت دارن.

15:51.880 --> 15:54.740
‫منظورشون از این شخص کیه؟

15:57.660 --> 15:59.710
‫در مورد شکار جادوگران چیزی شنیدی؟

15:59.710 --> 16:00.670
‫بله.

16:01.640 --> 16:05.780
‫مدت ها پیش، جادوگران به ایجاد
‫فاجعه‌ و مصیبت‌های مختلف متهم میشدند.

16:05.780 --> 16:09.810
‫اونا تحت یسری شکنجه به اسم
‫"محاکمه‌ی جادوگر" قرار میگرفتن و بعد کشته میشدن.

16:09.810 --> 16:13.310
‫وسایل شکنجه‌ای که توی میدون شهر دیدید
‫برای همون دورانه.

16:14.660 --> 16:19.060
‫کارِ اصلی یه جادوگر
‫پیشگیری از فجایع با استفاده از جادو،

16:19.060 --> 16:21.230
‫و درمان مردم با گیاهان داروییه.

16:21.800 --> 16:27.320
‫ولی با گذشت زمان، بهشون برچسب مرتد بودن زدن
‫و بیشتر و بیشتر مورد ظلم و ستم قرار گرفتن.

16:27.320 --> 16:30.520
‫تا جایی که برای نجات جونشون
‫به جنگل فرار کردن.

16:31.960 --> 16:36.380
‫افسانه ها میگن برای محافظت از بقیه،

16:36.380 --> 16:41.920
‫یکی از جادوگرها با یه گرگینه پیمانی بست،
‫و پاهای خودش رو تقدیم گرگینه کرد.

16:44.400 --> 16:48.780
‫اون شخص جد من بود،
‫که به اسم جادوگر زمرد شناخته میشه.

16:52.160 --> 16:56.510
‫برای همینه که پای تمامی وارثان رهبر رو
‫اینقدر میبندن که نتونه راه بره.

16:57.570 --> 17:02.380
‫چرا یه گرگینه به روستا حمله کرد پس؟
‫خلاف پیمانی که بستن نبوده؟

17:03.320 --> 17:07.610
‫از زمانی که اون پیمان بسته شده
‫صدها سال میگذره.

17:08.700 --> 17:11.600
‫جادوگر زمرد اصلی خیلی وقت پیش فوت کرد.

17:12.040 --> 17:15.200
‫به نظرم به خاطر ضعیف شدن خونمون
‫طی سال‌ها این اتفاق افتاده.

17:16.860 --> 17:18.080
‫به عبارت دیگه،

17:18.500 --> 17:24.200
‫از این روستا دیگه توسط گرگینه ها محافظت نمیشه،
‫بلکه توسطشون زندانی شده.

17:26.620 --> 17:28.520
‫میشه اینطور گفت.

17:29.620 --> 17:34.240
‫به همین خاطر، تا حالا نتونستم
‫از این روستا بیرون برم،

17:34.240 --> 17:36.690
‫و احتمالا هیچوقت هم نتونم اینکار رو کنم.

17:37.720 --> 17:40.680
‫شما فردا برمیگردید خونه، درسته؟

17:41.180 --> 17:46.900
‫دوست دارم از دنیای بیرون برام تعریف کنین.
‫از دنیایی که در موردش چیزی نمیدونم.

17:47.820 --> 17:53.040
‫بنظر میاد کارهایی که کرد
‫به خاطر اشتیاقش برای دوست شدن با ما بود.

17:54.740 --> 17:57.380
‫اون مهم ترین فردِ این روستاست.

17:57.700 --> 18:01.070
‫دوست شدن باهاش به نفع تحقیقاتمون نیست؟

18:02.920 --> 18:05.120
‫خیلی خب، باشه.

18:07.660 --> 18:11.920
‫قبلا... معذرت. بیا دوست باشیم.

18:16.700 --> 18:21.100
‫توی کشور اربابِ من،
‫مردم دست میدن تا با هم صمیمی تر بشن.

18:21.100 --> 18:22.200
‫اینجوری.

18:25.460 --> 18:28.740
‫راستی یادم اومد. اینا برای شماست.

18:30.140 --> 18:31.880
‫طلسم برای دور کردن گرگینه هاست.

18:31.880 --> 18:34.960
‫توی مسیر برگشت همراهتون باشه.
‫بهتون اجازه‌ی مخصوص میدم.

18:34.960 --> 18:35.910
‫ممنون.

18:36.560 --> 18:37.740
‫خ-خب حالا!

18:38.180 --> 18:42.820
‫باید یادم بدی "لذت بردن از همدیگه توی تخت"
‫که گفتی یعنی چی.

18:44.220 --> 18:46.790
‫آها، بله. یادمه که بهش اشاره کردم.

18:47.220 --> 18:49.460
‫چیکار باید بکنم ارباب جوان؟

18:50.030 --> 18:52.760
‫اون یه بچه‌ست. همچین چیزایی یادش نده.

18:53.050 --> 18:55.000
‫با اسباب بازی‌ای چیزی سرگرمش کن.

18:55.380 --> 18:57.720
‫ارباب جوان پیشنهادشون
‫استفاده از اسباب بازیه.

18:57.720 --> 19:00.590
‫چی؟ پیشنهاد جسورانه‌اییه برای دفعه اول.

19:00.620 --> 19:04.690
‫اون واکنش چی بود دیگه؟
‫معلومه یه سوتفاهمی پیش اومده!

19:14.150 --> 19:16.680
‫ب-بالاخره خوابش برد.

19:16.680 --> 19:18.180
‫حسابی خسته نباشین.

19:18.670 --> 19:22.340
‫کلمات ساده بیشتر از چیزی که انتظار داشتم
‫باعث برقراری ارتباط میشه.

19:22.340 --> 19:25.960
‫و فهمیدن لهجه‌ش هم یه جورایی
‫راحت تر از فهمیدن لهجه‌ی درشکه‌چیه.

19:26.700 --> 19:28.000
‫آره همینطوره.

19:32.560 --> 19:34.600
‫به خاطر مزاحمت ارباب جوان عذر میخوام.

19:35.700 --> 19:37.880
‫تازه خوابشون برده.

19:49.760 --> 19:51.860
‫هر چیزی که بهتون گفتن رو فراموش کنید.

19:52.720 --> 19:54.420
‫بعد طلوع آفتاب اینجا رو ترک میکنید.

19:55.820 --> 19:56.580
‫متوجه شدید؟

20:12.120 --> 20:13.680
‫چه مِه سنگینی.

20:13.680 --> 20:15.460
‫مراقب جلوتون باشید.

20:18.610 --> 20:22.140
<i>‫خیلی ساکته. حضور هیچ حیوانی رو حس نمیکنم.</i>

20:22.680 --> 20:26.100
<i>‫تا حالا همچین هوای سنگینی رو
‫تجربه نکرده بودم.</i>

20:26.920 --> 20:28.620
‫ارباب، کنار من بمو‌ــــ

20:30.090 --> 20:31.020
‫ارباب؟!

20:33.900 --> 20:35.090
‫چرا دارم گریه میکنم؟

20:35.090 --> 20:36.860
‫چه اتفاقی افتاده؟

20:36.860 --> 20:38.860
‫نباید زیاد چشماتون رو بمالید.

20:39.740 --> 20:42.540
‫نمیدونم چرا دارم اشک میریزم.

20:42.540 --> 20:43.360
‫لعنتی.

20:47.160 --> 20:48.500
‫ی-یه گرگینه؟

20:50.390 --> 20:51.620
‫بریم دنبالش سباستین!

20:51.620 --> 20:52.750
‫وایسید سرورم!

20:53.290 --> 20:55.340
‫یه چیزی در مورد این جنگل عجیبه.

20:55.340 --> 20:57.400
‫حس ناخوشایندی نسبت بهش دارم.

20:57.740 --> 20:59.500
‫تنهایی میرم دنبال گرگینه.

20:59.500 --> 21:01.760
‫شما توی اتاقتون منتظر بمونید، ارباب جوان.

21:05.410 --> 21:06.260
‫خیلی خب.

21:14.520 --> 21:17.440
<i>‫مدت زیادیه که در دنیای انسان ها
‫زندگی میکنم،</i>

21:17.440 --> 21:19.800
<i>‫ولی تا حالا همچین بخار بدبویی رو
‫تجربه نکرده بودم.</i>

21:21.280 --> 21:22.360
<i>‫چی میتونه باشه؟</i>

21:28.770 --> 21:29.540
<i>‫چی؟</i>

21:35.240 --> 21:40.240
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

21:35.240 --> 21:55.240
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

21:35.240 --> 21:55.240
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
