WEBVTT

00:02.330 --> 00:04.820
‫کسی از افراد نفرین شده رو دیدی؟

00:04.820 --> 00:06.110
‫آره که دیدم!

00:06.110 --> 00:11.030
‫صورتشون دو برابر میشد و باد میکرد و
‫پوستشون هم اینگار ذوب میشد.

00:11.680 --> 00:14.880
‫س-باس-تین...

00:14.880 --> 00:18.140
‫صورت‌هاتون!
‫وارد جنگل شدین، مگه نه؟

00:18.140 --> 00:19.970
‫وولف، مراسم تطهیر!

00:19.970 --> 00:21.970
‫اتاقِ دیگ رو آماده کن!

00:31.190 --> 00:32.260
‫ارباب!

00:34.740 --> 00:35.980
‫نه!

00:35.980 --> 00:39.330
‫شییل... دیگه نمیخوام درد بکشم!

00:39.330 --> 00:41.860
‫تاریکه. کجاییم؟

00:41.860 --> 00:43.130
‫نکنه...

00:42.300 --> 00:43.130
‫میترسم.

00:43.130 --> 00:45.540
‫گمونم بیناییشون رو از دست دادن.

00:46.630 --> 00:50.670
‫سالیوان-ساما، لطفا اربابم رو نجات بدید.

00:50.670 --> 00:56.010
‫اگه اینکار رو بکنید،
‫از هر دستوری داشته باشید اطاعت میکنم.

00:57.290 --> 00:58.220
‫خیلی خب.

00:58.520 --> 01:03.030
‫در این صورت، سباستین،
‫تا زمانی که من شیـل رو درمان میکنم...

01:03.610 --> 01:06.260
‫تو خادم من خواهی بود.

01:07.280 --> 01:14.690
‫من سباستین هستم، و موقتا
‫به عنوان خادم سالیوان-ساما خدمت میکنم.

01:15.030 --> 01:16.150
‫منم هیلده‌ام.

01:16.150 --> 01:17.530
‫گِرِته.

01:17.780 --> 01:19.120
‫آنه هستم.

01:19.120 --> 01:23.120
‫فینی، تو از ارباب جوان مراقبت میکنی.

01:23.120 --> 01:24.120
‫چشم!

01:24.120 --> 01:26.400
‫وایسا، چــــی؟

01:25.330 --> 01:30.250
‫در حال حاضر، تو تنها کسی هستی که میتونه.

01:28.130 --> 01:30.250
‫امم، ولی...

01:31.710 --> 01:35.140
‫بانوی جوان، وقتشه بیدار بشید.

01:43.300 --> 01:44.830
‫صبحتون بخیر سرورم.

01:53.560 --> 01:58.000
‫چای امروز ترکیب سیلون و رومولدت هست.

01:58.780 --> 02:01.870
‫تا حالا اسمش نشنیده بودم.

02:01.870 --> 02:04.290
‫امیدورام به مذاقتون خوش بیاد سرورم.

02:08.150 --> 02:09.310
‫خیلی خوبه!

02:09.310 --> 02:13.170
‫و این اولین باریه که
‫توی تختم چای میخورم.

02:13.400 --> 02:18.880
‫وظیفه‌ی یه خادمه که
‫مطمئن بشه اربابش سرحال از خواب بیدار میشه.

02:20.820 --> 02:22.720
‫اینا رو یادداشت کن وولف.

02:24.280 --> 02:25.680
‫بله.

02:27.120 --> 02:29.960
‫خیلی خب سالیوان-ساما. وقت لباس پوشیدنه.

02:30.860 --> 02:33.450
‫دوست دارم امروز لباس‌های
‫دنیای بیرون رو بپوشم.

02:34.060 --> 02:37.030
‫چی فرمودین سالیوان-ساما؟

02:37.330 --> 02:43.220
‫هیچکدوم از لباس هایی که همراهمون آوردیم
‫اندازه‌ی سرورم نیستن.

02:43.220 --> 02:44.940
‫بجز لباس های ارباب جوان.

02:44.940 --> 02:47.040
‫همونا خوبن!

02:47.040 --> 02:52.250
‫نه سرورم، شما نباید لباس‌های مردونه بپوشید.
‫مخصوصا لباس‌های یه مرد دیگه رو.

02:52.250 --> 02:54.960
‫چه اشکالی داره مگه؟

02:56.270 --> 03:00.220
‫بانوی جوان، میتونم این روتختی رو بردارم؟

03:00.690 --> 03:02.380
‫آره ببر. ولی چرا؟

03:06.550 --> 03:09.000
‫م-میخوای باهاش چیکار بکنی؟

03:11.070 --> 03:13.210
‫زود برمیگردم.

03:19.690 --> 03:22.450
‫فوق العاده‌ست سباستین!

03:23.800 --> 03:26.810
‫خوشحالم که دوستش داشتین.

03:26.810 --> 03:29.580
‫چطور توی همچین زمان کمی
‫تونستی بدوزیش؟

03:31.590 --> 03:35.080
‫متاسفانه یه راز مخفی خدمتکارانه‌ست.

03:35.410 --> 03:38.550
‫البته که یه خیاط ماهر
‫میتونست لباس بهتری بدوزه.

03:38.850 --> 03:42.130
‫نه، خوشم ازش میاد. توی تنم راحته.

03:42.960 --> 03:44.590
‫حالا، بانوی جوان...

03:46.050 --> 03:47.940
‫...وقت میل کردن صبحانه‌ست.

03:52.500 --> 03:58.500
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

03:52.500 --> 04:12.500
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

03:52.500 --> 04:12.500
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

04:40.780 --> 04:44.620
<b>‫Black Butler</b>

04:42.310 --> 04:44.620
<b>‫Emerald Witch Arc</b>

05:56.530 --> 05:59.180
‫فکرشو نمیکردم اینقدر زود آماده بشه!

05:59.180 --> 06:00.940
‫برای وولف هیچوقت اینجوری نیست.

06:01.310 --> 06:02.760
‫حالا وقت خوردنشه.

06:02.760 --> 06:03.930
‫صبر کنید بانوی من.

06:04.750 --> 06:07.990
‫باید از ظروف نقره ای به ترتیب صحیحشون استفاده کنید.

06:08.210 --> 06:09.770
‫ت-ترتیب؟

06:09.770 --> 06:11.200
‫بله.

06:11.420 --> 06:15.380
‫ظروف نقره ای از خارج به سمت داخل
‫طبق ترتیب استفاده چیده میشن.

06:16.120 --> 06:21.210
‫وقتی میخواید سالاد میل کنید،
‫از بیرونی ترین چاقو و چنگال استفاده میکنید.

06:21.540 --> 06:24.750
‫با همه‌شون میتونم بخورم خب.
‫برای من فرقی ندارن.

06:24.750 --> 06:26.890
‫نباید همچین کاری کنیم، بانوی من.

06:26.890 --> 06:30.340
‫یک حاکم باید رفتار و اصول درستی داشته باشه.

06:30.560 --> 06:33.070
‫بی ادبی من رو ببخشید،

06:33.070 --> 06:37.680
‫ولی آداب غذا خوردنتون
‫مناسب یک بانوی اصیل نیست.

06:37.680 --> 06:39.890
‫حرف دهنتو بفهم!

06:40.310 --> 06:46.900
‫کار یه خدمتکار لوس کردن اربابش نیست.

06:48.900 --> 06:53.210
‫برای من هم سخت بود
‫این حرف ها رو به سالیوان-ساما بزنم

06:53.210 --> 06:56.020
‫تا نذارم ایشون رفتار ناشایستی از خودشون نشون بدن.

06:56.980 --> 06:58.000
‫و علاوه بر اینها...

06:58.450 --> 07:02.570
‫داشتنِ اطلاعات بیشتر، همیشه خوبه.

07:03.740 --> 07:05.090
‫اطلاعات؟

07:05.700 --> 07:08.090
‫نکته‌ی خوبی بود!

07:08.090 --> 07:11.900
‫چیزای بیشتری یادم بده، سباستین!

07:12.250 --> 07:14.520
‫اطاعت میشه، سرورم.

07:16.230 --> 07:18.710
‫پس این چنگال مخصوص سالاده. این یکی چی؟

07:18.710 --> 07:21.650
‫از این چاقو برای کَره استفاده میشه.

07:23.530 --> 07:27.180
‫عالی بود. خیلی دوست داشتم.

07:27.570 --> 07:31.070
‫بانوی جوان، اگه غذا خوردنتون تموم شده،

07:31.070 --> 07:34.780
‫باید با قرار دادن چاقو و چنگالتون روی بشقاب
‫به صورت اُوریب، این موضوع رو نشون بدید.

07:34.780 --> 07:36.650
‫چه جالب.

07:38.760 --> 07:40.000
‫اینجوری؟

07:40.540 --> 07:42.460
‫عالیه، سرورم.

07:44.920 --> 07:46.440
‫برنامه های امروزتون چیه؟

07:46.440 --> 07:49.320
‫میخوام سوال های بیشتری ازت بپرسم.

07:49.320 --> 07:50.880
‫خیلی هم عالیه، سرورم.

07:51.300 --> 07:52.460
‫بانوی جوان!

07:52.460 --> 07:55.340
‫وظایفم به عنوان جادوگر زمرد
‫رو هم انجام میدم.

07:56.710 --> 07:57.930
‫بله.

08:06.580 --> 08:08.570
‫خوشم نیومد.

08:09.010 --> 08:10.930
‫چی شده؟

08:10.930 --> 08:14.710
‫سباستین! اون حرومزاده
‫یه جوری رفتار میکنه اینگار براش مهم نیست.

08:14.710 --> 08:17.660
‫میتونه حداقل یخورده نگران باشه که.

08:18.760 --> 08:23.750
‫"منم موافقم. خیلی خونسرده." ... وایلد میگه.

08:23.750 --> 08:26.170
‫باید چیکار کنه خب؟

08:26.170 --> 08:30.960
‫بنظرم سباستین هم دلایل خودش رو داره.

08:31.230 --> 08:37.610
‫"ولی یه خدمتکار توی این موقعیت ها
‫نباید نگران اربابش باشه؟" ... اسکار میگه.

08:39.270 --> 08:41.060
‫سوال خوبیه.

08:41.330 --> 08:46.520
‫مشخصه که نگرانِ ارباب بودن
‫تنها وظیفه‌ی یه خدمتکار نیست.

08:53.100 --> 08:58.910
‫یه خدمتکار باید بتونه مقدمات بازگشت تر و تمیزی
‫برای اربابش هم فراهم کنه.

09:01.030 --> 09:04.140
‫اول زبان کشورتون رو بهم یاد بده.

09:04.500 --> 09:05.750
‫زبان انگلیسی؟

09:05.750 --> 09:09.280
‫اگه بتونم موقع درمان شییل
‫باهاش حرف بزنم، بهتره، نیست؟

09:09.280 --> 09:10.400
‫آها بله البته.

09:11.330 --> 09:14.330
‫تنها کتابی که اینجا داریم
‫و میشه ازش استفاده کرد اینه،

09:15.170 --> 09:18.550
‫ولی شاید برای شروع یکم سنگین باشه.

09:18.550 --> 09:20.190
‫در مورد چیه؟

09:20.190 --> 09:24.020
‫یکسری درمان های خانگیِ انگلیسیه.

09:24.020 --> 09:25.040
‫چی؟

09:27.650 --> 09:30.450
‫سباستین، این محلول چیه؟

09:30.450 --> 09:33.190
‫تنتور تریاکه.

09:33.190 --> 09:35.360
‫تن-تور؟

09:36.040 --> 09:39.990
‫کلمه‌ش یجوریه.
‫قلبم به تپش میندازه.

09:39.990 --> 09:43.700
‫یه داروست که بیشتر برای
‫درمان سرفه و اثرات ضد دردش استفاده میشه.

09:43.700 --> 09:45.970
‫از گیاه خشخاش به دست میاد.

09:46.350 --> 09:48.330
‫آها، اسمشون شنیدم!

09:48.750 --> 09:49.800
‫این چیه؟

09:49.800 --> 09:55.960
‫یک درمان برای گلودرد که شامل
‫پیچاندن مقداری گوشت بیکن دور گردن میشه.

09:55.960 --> 09:59.760
‫طبق گفته های کتاب،
‫بیکن خصوصیات درمانی زیادی داره.

09:59.760 --> 10:03.430
‫بیکن؟ واقعا؟ تا حالا نشنیده بودم!

10:03.430 --> 10:07.410
‫وولف! وولف! یکم بیکن بیار! میخوام امتحانش کنم!

10:08.020 --> 10:09.390
‫ب-بله.

10:12.780 --> 10:13.840
‫وولفرام.

10:15.320 --> 10:17.060
‫وقت داری صحبت کنیم؟

10:20.310 --> 10:23.240
‫چرا گذاشتی اون غریبه ها اینجا بمونن؟

10:23.240 --> 10:26.080
‫اونا تاثیر بدی روی سالیوان-ساما دارن!

10:26.080 --> 10:31.420
‫خودت که میدونی وقتی بانوی جوان اینجوری میشه
‫دیگه نمیشه جلوش رو گرفت.

10:33.280 --> 10:35.160
‫بعدا نگی بهت نگفتم.

10:43.010 --> 10:46.410
‫ارباب، میخواید یکم غذا بخورید؟

10:48.630 --> 10:51.440
‫نه، نمیخوام چیزی بخورم.

10:51.440 --> 10:54.630
‫ی-یکم شیر داغ چطور؟

10:58.500 --> 11:00.110
‫عسل هم هست؟

11:00.670 --> 11:03.110
‫یه عالمه میریزیم توش تا حسابی شیرین بشه!

11:06.540 --> 11:09.560
‫اجازه بدین فوتش کنم خنک شه.

11:11.390 --> 11:12.710
‫سوختم!

11:13.450 --> 11:16.170
‫معذرت میخوام! الان صورتتون تمیز میکنم!

11:17.650 --> 11:20.930
<i>‫اگه از تمام قدرتم استفاده کنم
‫به ارباب جوان آسیب میزنم.</i>

11:22.130 --> 11:24.590
<i>‫آروم. خیلی خیلی آروم.</i>

11:27.290 --> 11:28.600
‫درد میکنه؟

11:28.950 --> 11:30.020
‫نه.

11:33.360 --> 11:37.500
‫ارباب، وقتی تموم کردین بریم بیرون
‫یه هوایی بخوریم؟

11:40.960 --> 11:43.990
‫نه، از بیرون میترسم.

11:45.410 --> 11:46.480
‫میترسم.

11:47.240 --> 11:48.350
‫ارباب.

11:49.370 --> 11:55.080
‫چیزی نیست! اگه آدمای ترسناکی اومدن،
‫خودم براتون شر همه‌شون کم میکنم!

11:55.080 --> 11:58.040
‫به هر قیمتی شده ازتون محافظت میکنم!

12:01.580 --> 12:09.580
<i>‫همون روزی که بهم اسم دادین
‫تصمیم خودم رو گرفتم.</i>

12:15.840 --> 12:18.380
‫من ارزش محافظت شدن رو ندارم.

12:20.890 --> 12:22.080
‫من تنها کسیم که...

12:23.180 --> 12:25.700
‫آدمای بهتری هستن...

12:30.260 --> 12:31.390
‫ارباب.

12:40.000 --> 12:42.710
‫کار این آزمایشگاه تمومه!

12:43.840 --> 12:46.300
‫تمام مدارک نابود کنید!

12:46.300 --> 12:48.570
‫نمونه‌های آزمایشی رو هم نابود کنید!
‫عجله کنید!

13:09.400 --> 13:10.160
‫چی شده؟

13:10.690 --> 13:11.470
‫اون بالا.

13:14.630 --> 13:15.720
‫دکتر؟

13:21.590 --> 13:24.550
‫اینا ثمره های تحقیقاتمون بودن! لعنت بهش!

13:25.180 --> 13:27.660
‫دکتر؟ چرا؟

14:11.970 --> 14:13.270
‫عقب وایسین سرورم.

14:13.810 --> 14:14.740
‫صبر کن.

14:16.960 --> 14:19.680
‫اسمت چیه؟

14:22.650 --> 14:27.740
<i>‫اونموقع نمیدونستم ارباب جوان
‫داره از چی حرف میزنه.</i>

14:28.490 --> 14:35.090
<i>‫ولی حالا میدونم اون کلمات
‫سرنوشتم رو عوض کرد.</i>

14:38.000 --> 14:39.630
‫من تنها کسیم که...

14:40.090 --> 14:43.290
‫آدمای بهتری هستن...

14:46.060 --> 14:47.300
‫ارباب.

14:48.760 --> 14:54.220
‫همچین چیزی نگید!
‫اگه شما نبودین منم الان اینجا نبودم!

14:55.690 --> 15:00.090
‫فقط بلد بودم چجوری چیزها رو نابود کنم،
‫تا اینکه شما پرورش دادن رو یادم دادید.

15:03.490 --> 15:11.780
‫شما من رو از اسلحه‌ی S-012
‫به باغبانی به اسم فینیان تغییر دادید!

15:12.300 --> 15:15.380
‫الان مجروح شدین و ناراحتین، فقط همین.

15:15.690 --> 15:19.870
‫نگران نباشین. مطمئنم سباستین
‫یه جوری حلش میکنه!

15:21.030 --> 15:23.620
‫سباس-تین...

15:26.560 --> 15:28.390
‫نه! نه!

15:28.390 --> 15:29.820
‫ا-ارباب؟

15:28.710 --> 15:31.470
‫اون نه! اون کسیه که...

15:32.970 --> 15:33.980
‫کیه؟!

15:34.420 --> 15:36.010
‫میرم چک میکنم.

15:40.220 --> 15:41.550
‫سبا‌ـــ

15:43.370 --> 15:45.440
‫سالیوان-ساما اینجان.

15:47.680 --> 15:48.750
‫سالیوان؟

15:49.990 --> 15:52.280
‫آره. حالت چطوره؟

15:52.860 --> 15:56.600
‫سالیوان-ساما، انگلیسی یاد گرفتید!
‫فوق العاده‌ست!

15:57.910 --> 15:59.830
‫ناسلامتی جادوگرما.

15:59.830 --> 16:02.900
‫البته هنوز راه زیادی تا یادگیریش دارم.

16:05.180 --> 16:08.400
‫فینی، میشه لطفا ظرف ها رو ببری؟

16:08.400 --> 16:09.250
‫باشه.

16:15.900 --> 16:17.890
‫اومدم پانسمانت رو عوض کنم.

16:19.390 --> 16:20.850
‫درد داره؟

16:20.850 --> 16:23.230
‫اگه عوضشون نکنم بیشتر درد میگیره.

16:29.710 --> 16:30.820
‫میخوام بهت دست بزنم.

16:31.250 --> 16:32.190
‫باشه.

16:43.480 --> 16:44.580
‫خوبه.

16:44.580 --> 16:50.840
‫سرعت بهبودیت خوبه. گمونم مردهای جوان
‫به خاطر نیروشون زودتر خوب میشن.

16:57.470 --> 17:00.230
‫خیلی ممنونم سالیوان-ساما.

17:00.690 --> 17:04.730
‫خواهش میکنم. ولی یه سوال هم ازت داشتم.

17:05.440 --> 17:08.540
‫قبلا چون وولف پیشمون بود چیزی نگفتم، ولی...

17:09.190 --> 17:10.180
‫شما...

17:11.610 --> 17:13.650
‫شیطان پرستید، درسته؟

17:13.650 --> 17:14.490
‫جان؟

17:15.480 --> 17:17.120
‫نیازی نیست قایمش کنی.

17:17.120 --> 17:21.650
‫برخلاف مُفَتشین عقاید، ما جادوگرها
‫شیطان پرست‌ها رو محکوم نمیکنیم.

17:22.080 --> 17:26.070
‫روی دست تو و چشم اون
‫علامت های شیطانی هست.

17:26.070 --> 17:27.540
‫درست نمیگم؟

17:27.910 --> 17:30.770
‫تا حدی، سرورم.

17:30.770 --> 17:32.000
‫یعنی چی؟

17:32.000 --> 17:36.230
‫ارباب من در گذشته توسط 
‫یه گروه شیطان پرست دزدیده شدن.

17:36.230 --> 17:38.770
‫میخواستن قربانیش کنن.

17:39.370 --> 17:44.220
‫من و ایشون وسط مراسم 
‫احضار شیطانشون با همدیگه آشنا شدیم.

17:44.940 --> 17:48.920
‫غیر ممکنه! هیچ تازه کاری نمیتونه
‫یک شیطان رو احضار کنه!

17:48.920 --> 17:50.940
‫لزوما غیر ممکن نیست.

17:50.940 --> 17:53.690
‫رو حرف من حرف نزن تازه کار.

17:53.690 --> 17:57.260
‫شکست توی همچین مراسمی 
‫باعث میشه توسط اون شیطان نفرین بشی!

17:57.260 --> 17:58.350
‫عجب؟

17:58.700 --> 18:05.320
‫پس اون آدما به زور روی چشم شییل
‫اون نشان رو گذاشتن؟

18:05.970 --> 18:07.160
‫چه بی رحم.

18:07.980 --> 18:09.420
‫تو هم یه قربانی بودی؟

18:10.880 --> 18:12.010
‫نه، من‌ــــ

18:12.010 --> 18:14.090
‫وایسا، سوالم رو پس میگیرم.

18:14.920 --> 18:18.430
‫حتما خاطره‌ی دردناکیه برات.
‫نمیخوام باعث یادآوریش بشم.

18:20.030 --> 18:21.750
‫بقیه هم از این موضوع خبر دارن؟

18:21.750 --> 18:25.690
‫نه، یه راز بین من و ارباب جوانه.

18:27.270 --> 18:30.730
‫که اینطور. پس منم به کسی نمیگم.

18:32.210 --> 18:35.210
‫قدردان ملاحظه‌تون هستم، بانوی من.

18:39.670 --> 18:42.620
‫زخم های شییل دارن به خوبی ترمیم میشن.

18:43.090 --> 18:48.020
‫از لحاظ روحی شدیدا ناپایداره،
‫ولی نشونه‌ای از اختلال حافظه توش ندیدم.

18:48.580 --> 18:51.540
‫چشمش چطور؟ بیناییشون برمیگرده؟

18:51.760 --> 18:54.180
‫چشم‌هاش از نظر فیزیکی سالمن.

18:54.180 --> 18:58.010
‫بنظرم نابیناییش موقتی و
‫به خاطر شوک روحی‌ای که دچارش شده هست.

18:58.430 --> 19:02.280
‫اگه جسم و ذهنش خوب بشن،
‫بیناییش هم به دنبال اونا برمیگرده.

19:02.280 --> 19:04.100
‫خدا رو شکر.

19:02.320 --> 19:04.100
‫خدا رو شکر آره.

19:04.100 --> 19:07.790
‫الان مهم ترین چیز براش
‫تغذیه‌ی خوب و استراحته.

19:07.790 --> 19:11.310
‫اگه اینکارها رو انجام بده،
‫خیلی زود حالش خوب میشه.

19:11.310 --> 19:13.080
‫جدی میگین خانوم؟

19:13.080 --> 19:16.990
‫پس به محض بیرون اومدنش از تخت
‫برمیگردیم به عمارت.

19:16.990 --> 19:19.530
‫اونجا نسبت به اینجا احساس امنیت بیشتری میکنه.

19:19.530 --> 19:23.990
‫آ-آره، احتمالا اونجوری براش بهتره.

19:24.570 --> 19:29.870
‫عالی شد! پس باید غذای مخصوص 
‫استقامتی آشپز رو برای شامش درست کنیم!

19:30.130 --> 19:31.530
‫گوشت، آره؟

19:31.530 --> 19:32.840
‫منم تنقلات آماده میکنم!

19:32.840 --> 19:36.020
‫"براش کیک هم درست کنیم." ... امیلی گفت.

19:37.520 --> 19:39.380
‫یک ضیافتِ مجلل.

19:39.630 --> 19:43.740
‫آماده کردن گوش زمان زیادی میبره.
‫تو هم باید کمک کنی.

19:43.740 --> 19:44.980
‫ولی...

19:45.600 --> 19:48.920
‫نگران من نباش. من مطالعه میکنم.

19:48.920 --> 19:50.850
‫منتظر شام هستم.

19:50.850 --> 19:52.330
‫امر، امر شماست، بانوی من.

20:04.350 --> 20:08.230
‫شرمنده، ولی شراب سفید پخت و پزمون تموم شده.

20:08.620 --> 20:12.050
‫انبار شراب‌ها پایین پله ها 
‫سمت راست، انتهای راهروست.

20:13.830 --> 20:15.370
‫متوجه شدم.

20:18.730 --> 20:21.460
‫اسنیک، میتونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

20:32.770 --> 20:38.770
‫"گفت انبار شراب سمت راسته
‫داری میری سمت چپ." ... اسکار میگه.

20:39.670 --> 20:45.490
‫گفتم شرابمون تموم شده،
‫ولی نگفتم میرم شراب بیارم.

20:54.080 --> 20:56.960
‫"بن بسته." ... اسکار میگه.

20:59.470 --> 21:04.880
‫اکو داره. یعنی یه فضای بزرگ
‫پشت این دیوار هست.

21:08.220 --> 21:11.680
‫"داری چیکار میکنی؟" ...اسکار میگه.

21:20.920 --> 21:22.040
‫این چیه؟

21:35.040 --> 21:40.040
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

21:35.040 --> 21:55.040
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

21:35.040 --> 21:55.040
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
