WEBVTT

00:01.400 --> 00:03.980
‫من ارزش محافظت شدن رو ندارم.

00:04.650 --> 00:07.170
‫آدمای بهتری هستن...

00:10.920 --> 00:12.130
‫ارباب.

00:13.940 --> 00:17.550
‫چیزای بیشتری یادم بده، سباستین!

00:17.550 --> 00:20.430
‫چرا گذاشتی اون غریبه ها اینجا بمونن؟

00:20.430 --> 00:22.890
‫اونا تاثیر بدی روی سالیوان-ساما دارن!

00:22.890 --> 00:25.640
‫زخم های شییل دارن به خوبی ترمیم میشن.

00:25.640 --> 00:28.280
‫اگه اینکارها رو انجام بده،
‫خیلی زود حالش خوب میشه.

00:28.280 --> 00:29.610
‫جدی میگین خانوم؟

00:29.610 --> 00:33.530
‫پس به محض بیرون اومدنش از تخت
‫برمیگردیم به عمارت.

00:33.530 --> 00:35.860
‫اونجا نسبت به اینجا احساس امنیت بیشتری میکنه.

00:35.860 --> 00:38.570
‫شرمنده، ولی شراب سفید پخت و پزمون تموم شده.

00:38.570 --> 00:42.030
‫انبار شراب‌ها پایین پله ها 
‫سمت راست، انتهای راهروست.

00:43.710 --> 00:49.190
‫"گفت انبار شراب سمت راسته
‫داری میری سمت چپ." ... اسکار میگه.

00:49.530 --> 00:55.500
‫گفتم شرابمون تموم شده،
‫ولی نگفتم میرم شراب بیارم.

01:08.480 --> 01:10.570
‫راه طولانی ای بنظر میاد.

01:12.240 --> 01:16.060
‫"اونقدر تاریکه که نمیشه چیزی دید." ...اسکار میگه.

01:16.060 --> 01:16.940
‫اوی.

01:19.490 --> 01:22.450
‫اینجا چیکار میکنید؟

01:22.450 --> 01:26.410
‫بهتون گفته بودم انبار شراب سمت راسته، نگفتم؟

01:26.410 --> 01:30.740
‫عذر میخوام. اینجا ساختمان خیلی بزرگیه.

01:31.380 --> 01:34.340
‫پایینِ این پله ها چیه؟

01:34.340 --> 01:36.240
‫به تو ربطی نداره.

01:36.920 --> 01:38.320
‫متوجه شدم.

01:38.630 --> 01:40.640
‫بیا برگردیم بالا، اسنیک.

01:47.020 --> 01:50.270
‫یه بار دیگه بیاین اینجا سرتون از تنتون جدا میکنم.

01:50.550 --> 01:52.190
‫متوجه شدم.

01:55.790 --> 01:57.560
‫"درخواستای زیادی داره."

01:59.000 --> 02:01.160
‫...اسکار میگه.

02:10.630 --> 02:12.600
‫هنوز کلی دیگه هست!

02:12.600 --> 02:14.790
‫سیر شدم.

02:15.340 --> 02:19.010
‫ولی شما که کلا چند تا گاز زدید.

02:29.810 --> 02:31.270
‫ی-یه گرگینه؟

02:33.820 --> 02:34.740
‫ارباب جوان!

02:39.550 --> 02:41.160
‫دردم گرفت.

02:45.400 --> 02:46.480
‫چی شده؟

02:49.040 --> 02:50.500
‫اینجا چخبره؟

02:50.500 --> 02:52.310
‫یه گرگینه اومد داخل.

02:52.960 --> 02:55.420
‫چی؟ میرم دنبالش!

02:56.670 --> 03:01.510
‫وایسا! گرگینه-ساما بخار مخصوص خودش رو داره.
‫تو هم نفرین میشی.

03:02.300 --> 03:03.890
‫من از تو دستور نمیگیرم!

03:04.110 --> 03:07.350
‫حق با اونه. نباید بری دنبالش.

03:07.350 --> 03:09.260
‫اینجا چخبر شده؟

03:10.270 --> 03:11.360
‫ارباب جوان.

03:11.360 --> 03:12.720
‫توضیح بده.

03:13.230 --> 03:15.190
‫یه گرگینه حمله کرده.

03:15.190 --> 03:16.800
‫چطور ممکنه؟

03:17.420 --> 03:19.020
‫اونا هیچوقت به قلعه حمله نمیکنن.

03:21.430 --> 03:24.620
‫دیگه کافیه. میترسم.

03:26.230 --> 03:27.580
‫وولفرام.

03:27.580 --> 03:30.030
‫آماده‌ی کارِ جادوگر زمرد شو.

03:30.030 --> 03:30.810
‫بله.

03:31.760 --> 03:33.250
‫سالیوان-ساما؟

03:34.650 --> 03:37.750
‫چیزی نیست. من جادوگر زمردم.

03:38.350 --> 03:40.990
‫بدون اینکه شکست بخورم
‫از این روستا محافظت میکنم.

03:44.590 --> 03:50.590
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

03:44.590 --> 04:04.590
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

03:44.590 --> 04:04.590
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

04:32.770 --> 04:36.610
<b>‫Black Butler</b>

04:34.300 --> 04:36.610
<b>‫Emerald Witch Arc</b>

06:56.230 --> 06:57.460
‫شرمنده که منتظر موندید...

06:58.790 --> 07:00.800
‫هیولاهای محافظ جنگل...

07:02.570 --> 07:03.810
‫گرگینه ها!

07:31.700 --> 07:35.490
‫من، زیگلینده سالیوان، جادوگر زمردم.

07:35.860 --> 07:39.850
‫گرگینه ها، نظاره گر اعمال من باشید.

07:40.740 --> 07:48.530
‫طلسم نهایی، که جادوی لازم برای زندگی بخشیدن
‫به شما رو فراهم میکنه، به زودی آماده میشود.

07:49.240 --> 07:54.450
‫پس لطفا، از شما خواهش میکنم خشمتون رو کنترل کنید.

08:07.900 --> 08:12.240
‫ا-ارباب جوان، لطفا بیاید بیرون.

08:12.240 --> 08:15.520
‫هنوز نیاز به استراحت دارید.

08:20.330 --> 08:25.270
‫دیگه نمیخوام اینجا بمونم! میخوام برم خونه!

08:25.790 --> 08:29.750
‫"خونسرد باشید، لبخند بزنید!" ...گیته میگه.

08:29.750 --> 08:30.750
‫خفه شو!

08:31.320 --> 08:32.920
‫میترسم.

08:34.970 --> 08:38.510
‫دستورات من مطلق هستن ـــــ بدون هیچ استثنائی.

08:38.510 --> 08:40.290
‫متوجه شدی، سباستین؟

08:40.810 --> 08:44.520
‫میخوام برم خونه! همین حالا!

08:45.480 --> 08:46.480
‫خب.

08:47.930 --> 08:49.880
‫باید چیکار کنیم؟

08:52.900 --> 08:56.930
‫بالاخره برگشتن توی تخت.

08:56.930 --> 09:00.750
‫چجوری ارباب رو به حالت عادیش برگردونیم؟

09:01.600 --> 09:07.080
‫میتونیم یه شوک دیگه بهش بدیم.
‫یه چیزی مثل "چشم در برابر چشم" که میگن.

09:07.080 --> 09:08.660
‫نیازی به این کارها نیست.

09:09.290 --> 09:12.610
‫برای یک ذهن بهم ریخته، استراحت بهترین درمانه.

09:12.610 --> 09:16.840
‫ارباب جوانمون در حال حاضر
‫در یک بحران احساسی قرار داره.

09:17.200 --> 09:22.900
‫باید اجازه بدیم بدون هیچ فشاری
‫با گذر زمان خودشون بهبودی پیدا کنن.

09:27.920 --> 09:33.400
‫ولی چه جور "بخاری" میتونه
‫همچین بلایی سر ارباب جوان بیاره؟

09:33.400 --> 09:36.190
‫این توضیحات جادو جنبلی ای که دادن
‫تو کت من یکی که نمیره.

09:36.940 --> 09:39.810
‫از این چیزای فرقه ای متنفرم.

09:41.410 --> 09:42.290
‫اوی.

09:44.580 --> 09:48.340
‫ما میریم روستا برای 
‫یه گردهمایی در مورد گرگینه-ساما.

09:53.500 --> 09:55.310
‫مراقب رفتارتون باشید.

10:06.540 --> 10:10.450
‫این پرونده حتی از تخصص منم خارجه.

10:10.770 --> 10:12.610
‫اوی! سباستین؟

10:13.340 --> 10:15.880
‫گمونم یکم دیگه منتظر بشینم و نگاه کنم.

10:32.830 --> 10:33.930
‫علیاحضرت.

10:35.550 --> 10:41.510
‫گزارش تحلیلیِ جنگل گرگینه ها
‫که سگ نگهبانتون آماده کرده رو آوردم خدمتتون.

10:41.510 --> 10:44.720
‫ممنون. بذارش همونجا و برو.

10:45.120 --> 10:45.820
‫چشم.

10:49.940 --> 10:51.160
‫با اجازه.

10:58.940 --> 11:02.420
‫مگه اون بچه آلمان نیست الان؟

11:02.860 --> 11:05.200
‫چجوری تونست اینجوری اینو تحویل بده؟

11:05.990 --> 11:10.370
‫نمیدونم. ولی دنیای زیرزمینیِ تبهکاری 
‫رو روی انگشتش میچرخونه.

11:10.910 --> 11:13.460
‫تعجب نمیکنم اگه راه مخفی‌ای چیزی
‫به اینجا داشته باشه.

11:14.340 --> 11:17.580
‫همه چیز عجیب غریبه.

11:26.920 --> 11:28.260
‫اوه، نه.

11:28.720 --> 11:29.730
‫علیاحضرت؟

11:29.730 --> 11:33.060
‫جان، باید چیکار کنیم؟ من میترسم!

11:33.300 --> 11:38.110
‫"نترس ویکتوریا. من کنارتم."

11:38.110 --> 11:42.740
‫اوه آلبرت! تو اینجایی!

11:42.740 --> 11:48.450
‫"معلومه که هستم! من همیشه کنارتم.
‫قوی بمون ویکتوریا."

11:48.450 --> 11:52.160
‫درسته، قوی میمونم، آلبرت!

11:57.560 --> 11:59.990
‫برای ساخت جهانی شگفت انگیز...

12:01.120 --> 12:05.880
‫باید به شکارچی بگم
‫شر همه‌ی اون گرگ های ترسناک رو کم کنه.

12:45.170 --> 12:48.450
‫از تو بعید بود اینجوری از حرکت بایستی.

12:49.790 --> 12:51.020
‫میترسم.

12:52.140 --> 12:54.230
‫از چی اینقدر میترسی؟

12:54.950 --> 12:56.500
‫همه چیز تاریکه.

12:57.410 --> 12:58.930
‫نمیتونم چیزی ببینم.

13:01.110 --> 13:04.460
‫پس چرا اونجا موندی؟

13:06.040 --> 13:08.820
‫من همه چیز رو در موردت میدونم.

13:10.060 --> 13:11.610
‫بهت بگم چرا؟

13:12.110 --> 13:14.590
‫تو از مواجه شدن باهاش میترسی...

13:15.830 --> 13:18.890
‫از مدرک گناهت که درست همونجا کنارته.

13:24.090 --> 13:27.360
‫شرمنده. حرف خوبی نزدم.

13:28.550 --> 13:32.860
‫اگه باعث میشه اینقدر درد بکشی،
‫میتونی تا ابد همینجا بمونی.

13:33.480 --> 13:34.810
‫ولی اون...

13:35.860 --> 13:40.630
‫چرا مردد شدی؟ اگه اینجا بمونی،
‫هیچوقت چیزی نمیتونه بهت آسیب بزنه.

13:41.970 --> 13:44.570
‫ولی من...

13:48.960 --> 13:50.180
‫متوجه شدم.

13:52.000 --> 13:54.790
‫هرچقدر که دوست داری برای گرفتن تصمیمت صبر کن.

14:17.590 --> 14:18.770
‫ارباب جوان.

14:21.760 --> 14:22.980
‫"سیاه!"

14:25.110 --> 14:28.540
‫"اسکار برگشته!" ...گهته میگه.

14:28.540 --> 14:29.770
‫خبری بود؟

14:30.150 --> 14:34.940
‫"خبر قرن رو آوردم." ...اسکار میگه

14:42.510 --> 14:48.500
‫فکر میکنم گرگینه-ساما به خاطر ورود غریبه ها
‫به خصوص مَردها به اینجا عصبانیه.

14:51.230 --> 14:54.210
‫اگه همینجوری ادامه پیدا کنه 
‫آدمای بیشتری آسیب میبینن!

14:54.210 --> 14:57.850
‫لطفا سالیوان-ساما،
‫از روستا محافظت کنید!

14:58.470 --> 15:00.730
‫لطفا بیرونشون کنید!

15:01.020 --> 15:03.310
‫سالیوان-ساما!

15:03.310 --> 15:05.530
‫سالیوان-ساما!

15:06.150 --> 15:09.610
‫چرا تردید میکنی، جادوگر زمرد؟

15:09.610 --> 15:14.320
‫میخوای بازم یه روستایی دیگه
‫به خاطر اون غریبه ها قربانی بشه؟

15:14.320 --> 15:16.030
‫معلومه که نه!

15:16.030 --> 15:22.250
‫قبل اینکه اینقدر عاشق دنیای بیرون بشی
‫روی تکمیل طلسم نهایی تمرکز کن.

15:22.250 --> 15:25.760
‫اینجوری خشم گرگینه ها میخوابه.

15:29.870 --> 15:30.930
‫خیلی خب.

15:32.210 --> 15:36.520
‫میگم فردا از اینجا برن.

15:36.930 --> 15:39.790
‫خیلی ممنون جادوگر زمرد!

15:39.790 --> 15:41.260
‫خدا رو شکر.

15:41.260 --> 15:42.990
‫حالا میتونم با آرامش بخوابم.

15:44.600 --> 15:49.360
‫وولفرام، بهتره وظیفه‌ت رو فراموش نکرده باشی.

15:49.360 --> 15:52.320
‫معلومه که نه. من خدمتکار بانوی جوان...

15:52.320 --> 15:57.020
‫نه، خدمتکار جادوگر زمردم.
‫توافق همین بود.

15:59.200 --> 16:00.890
‫خوشحالم اینو میشنوم.

16:01.250 --> 16:03.640
‫پس فرستادنشون رو میسپارم به تو.

16:04.070 --> 16:04.740
‫بله.

16:10.380 --> 16:11.630
‫چی؟

16:11.630 --> 16:14.080
‫گرگینه ها زیر قلعه هستن؟

16:14.080 --> 16:17.100
‫پس اونم با گرگینه ها همدسته؟

16:17.100 --> 16:23.950
‫"در حالی که دورش پر از گرگینه بود
‫داشت یه کاری میکرد." ...اسکار میگه.

16:23.950 --> 16:25.880
‫"یه کاری" یعنی چی مثلا؟

16:25.880 --> 16:27.280
‫"یه کاری" مثل، امم...

16:29.360 --> 16:32.820
‫مثل خیلی از چیزا!" ...اسکار میگه.

16:32.820 --> 16:36.570
‫اون یه ماره به هر حال. تقصیر خودش نیست
‫که خیلی از چیزا رو نمیدونه.

16:37.290 --> 16:41.860
‫"چطور جرئت میکنی همچین حرفی بزنی!
‫ما تا روز گذشته رو میتونیم به خاطر بیاریم!"

16:41.860 --> 16:43.960
‫...وردوورث میگه.

16:45.440 --> 16:50.180
‫ولی اون وحشتی که سالیوان-ساما
‫سر حمله ای که به ارباب شد، کرد

16:50.180 --> 16:52.800
‫بنظر ساختگی نمیومد.

16:52.800 --> 16:56.890
‫وقتی به اون روستایی حمله شد هم 
‫بهم ریخت.

16:57.390 --> 17:01.230
‫شاید حمله به انسان‌ها
‫برخلاف میل اونه.

17:01.600 --> 17:08.010
‫چرا نریم پایین یه نگاهی بندازیم؟
‫اون دوتا که اینجا نیستن.

17:08.010 --> 17:10.440
‫دفعه قبلی که در مخفی رو باز کردیم،

17:10.790 --> 17:13.900
‫چیزی شبیه طلسم روی در ورودی بود.

17:13.900 --> 17:18.950
‫گمونم یه جور سیستم اعلان هشدار
‫برای وورد مزاحم ها به قلعه‌ست.

17:18.950 --> 17:23.710
‫"پس برای همین بود که اومد دنبالمون؟" ...اسکار میگه.

17:25.920 --> 17:29.830
‫حالا البته مکانیسمش هم مهم نیست.

17:29.830 --> 17:33.530
‫همگی، اگه وولفرام زودتر برگشت،

17:33.530 --> 17:36.150
‫میشه لطفا کمی معطلش کنید؟

17:36.150 --> 17:38.550
‫م-میخوای چیکار کنی؟

17:38.550 --> 17:45.020
‫یه خدمتکار فانتوم‌هایو اگه نتونه
‫بدون اینکه شناسایی بشه وارد جایی شه به چه دردی میخوره؟

17:57.150 --> 18:01.230
‫هرچند اعتراف میکنم، از نیروم استفاده کردم.

18:05.540 --> 18:08.490
‫اوه؟ تحت تاثیر قرار گرفتم.

18:34.650 --> 18:37.490
‫این باید همون عصای جادویی باشه.

18:37.790 --> 18:39.750
‫یه جور کلسیته شاید؟

18:45.630 --> 18:47.620
‫الفبای تِبان که معمولا جادوگرها استفاده میکنن.

18:48.630 --> 18:50.470
‫حس نوستالژی بهم دست داد.

18:52.080 --> 18:56.670
‫O, P, F, C, H.

19:00.570 --> 19:02.060
‫این باید...

19:10.070 --> 19:11.340
‫ما برگشتیم.

19:12.900 --> 19:15.110
‫مواد اولیه‌ی فردا...

19:17.070 --> 19:18.620
‫خادم کجاست؟

19:19.410 --> 19:20.670
‫اوه، امم...

19:21.780 --> 19:26.590
‫چجوری باید معطلش کنیم
‫وقتی حتی زبونش بلد نیستیم؟

19:27.320 --> 19:30.550
‫کاش فینی اینجا بود!

19:31.710 --> 19:34.400
‫دارم میگم خدمتکارتون کجا رفته؟

19:34.400 --> 19:36.680
‫ا-امم...

19:44.930 --> 19:46.560
‫نه وایسا!

19:52.540 --> 19:53.870
‫تکون نخور.

19:54.360 --> 19:56.200
‫نمیخوای نیشت بزنه که.

19:56.720 --> 19:57.650
‫چی؟

19:59.980 --> 20:01.070
‫خدای من.

20:03.490 --> 20:06.670
‫به خاطر بی ادبی یکی از خدمتکارهامون
‫معذرت میخوام.

20:11.540 --> 20:14.740
‫بهتره اسکار بره بیرون و یه هوایی بخوره.

20:15.790 --> 20:17.230
‫بیا اسنیک.

20:24.550 --> 20:27.760
‫فردا اینجا رو ترک میکنید.

20:28.540 --> 20:32.210
‫دیگه نمیتونیم ریسک عصبانی کردن
‫گرگینه-ساما رو به جون بخریم.

20:35.340 --> 20:36.720
‫متوجهم.

20:45.200 --> 20:49.520
‫"خیلی بی تربینی اسکار." ...امیلی میگه.

20:52.200 --> 20:58.300
‫"نپریدم تو بغل اون زن که از سینه هاش لذت ببرم که!
‫رفتم تا بتونم بوش کنم!"

20:58.300 --> 21:00.180
‫...اسکار میگه.

21:01.000 --> 21:02.990
‫"یه خبر دست‌اول دیگه دارم."

21:03.590 --> 21:07.090
‫"اون زن بوی گرگینه ها رو میداد!"

21:08.090 --> 21:10.810
‫...اسکار میگه.

21:10.810 --> 21:14.270
‫که اینطور. پس یعنی‌ـــ

21:14.270 --> 21:16.520
‫عذر میخوام مزاحم میشم.

21:20.860 --> 21:21.830
‫یه اسب؟

21:22.730 --> 21:24.320
‫شرمنده.

21:25.580 --> 21:28.570
‫برای رسوندن پیغام ملکه اومدم.

21:29.280 --> 21:31.290
<i>‫نگهبان اسب شخصی ملکه...</i>

21:31.750 --> 21:33.070
<i>‫جان براون.</i>

21:35.070 --> 21:40.070
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

21:35.070 --> 21:55.070
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

21:35.070 --> 21:55.070
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
