WEBVTT

00:02.200 --> 00:04.420
‫دیگه نمیخوام اینجا بمونم!

00:04.420 --> 00:08.460
‫میخوام برم خونه! همین حالا!

00:09.560 --> 00:11.590
‫حالا باید چیکار کرد؟

00:13.200 --> 00:16.430
‫همگی، اگه وولفرام زودتر برگشت خونه،

00:16.430 --> 00:18.850
‫میشه لطفا کمی زمان برام بخرین؟

00:21.180 --> 00:24.100
‫این باید همون عصای جادویی باشه.

00:24.690 --> 00:27.170
‫الفبای تبان که معمولا
‫توسط جادوگرها استفاده میشه.

00:27.170 --> 00:29.020
‫حس نوستالژی بهم دست داد.

00:31.410 --> 00:32.820
‫ممکنه این...

00:37.450 --> 00:39.000
‫نه، وایسا!

00:39.410 --> 00:43.830
‫"خیلی بی تربینی اسکار." ...امیلی میگه.

00:43.830 --> 00:48.210
‫"نپریدم تو بغل اون زن که از سینه هاش لذت ببرم که!
‫رفتم تا بتونم بوش کنم!"

00:48.210 --> 00:50.290
‫"یه خبر دست‌اول دیگه دارم."

00:50.520 --> 00:53.790
‫"اون زن بوی گرگینه ها رو میداد!"

01:00.980 --> 01:04.050
‫برای رسوندن پیغام ملکه اومدم.

01:05.230 --> 01:06.970
<i>‫نگهبان اسب شخصی ملکه...</i>

01:07.390 --> 01:08.780
<i>‫جان براون.</i>

01:10.460 --> 01:14.150
‫سفر طولانی ای داشتید براون-سان.

01:14.630 --> 01:16.610
‫این مسیر رو با اسب اومدید؟

01:16.610 --> 01:17.950
‫معلومه که نه.

01:17.950 --> 01:21.290
‫هیچوقت اسب عزیزمو مجبور نمیکنم
‫توی همچین جاده هایی راه بره.

01:21.610 --> 01:23.620
‫اسب خوب.

01:24.580 --> 01:30.790
‫که اینطور. خوشحالم در معرض بخار گرگینه
‫قرار نگرفتید.

01:30.790 --> 01:34.320
‫ممنون برای نگرانیت.
‫خب، جناب ارل کجاست؟

01:34.810 --> 01:39.940
‫عذر میخوام، ولی اربابم در حال حاضر
‫بیمار هستن.

01:40.300 --> 01:44.130
‫میتونید نامه رو به من تحویل بدید.

01:44.770 --> 01:51.230
‫نمیشه. از من خواسته شده که نامه رو
‫با پیغام "فورا بخونش، عزیزم!" تحویل بدم.

01:51.230 --> 01:56.260
‫خب، حالا که نمیشه کاریش کرد
‫میشه لطفا نامه رو بخونی و محتواش رو تایید کنی؟

01:56.950 --> 01:58.310
‫من؟

01:58.700 --> 02:00.310
‫اضطراریه.

02:02.660 --> 02:05.120
‫پس باید جسارت خوندنش رو به جون بخرم.

02:08.530 --> 02:09.550
‫این...

02:10.500 --> 02:14.960
‫خب دیگه، من وظیفه‌م رو انجام دادم.
‫دیگه برمیگردم.

02:14.960 --> 02:15.960
‫چی؟

02:16.480 --> 02:20.180
‫توی مسیر برگشت مراقب گرگینه ها باشید.

02:20.670 --> 02:23.490
‫ممنون برای نگرانیت.
‫مراقب اربابت باش.

02:27.890 --> 02:28.900
‫خیلی خب.

02:29.570 --> 02:33.620
‫مثل اینکه دیگه وقتی برای تلف کردن نداریم.

02:39.620 --> 02:45.620
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

02:39.620 --> 02:59.620
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

02:39.620 --> 02:59.620
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

03:27.790 --> 03:31.630
<b>‫Black Butler</b>

03:29.320 --> 03:31.630
<b>‫Emerald Witch Arc</b>

04:54.010 --> 04:55.000
‫بانوی من.

04:57.840 --> 05:00.040
‫وقت شامه.

05:01.430 --> 05:03.230
‫باشه.

05:06.010 --> 05:12.990
‫وولف، مطمئنی نمیشه فردا منم همراهت
‫برای بدرقه کردنشون بیام؟

05:14.070 --> 05:17.370
‫نمیشه. جنگل گرگینه ها خطرناکه.

05:17.370 --> 05:17.940
‫ولی‌ـــ

05:17.940 --> 05:20.470
‫لطفا منطقی باشید.

05:22.090 --> 05:24.530
‫اگه اتفاقی برای شما بیفته،
‫اهالی روستا‌ــــ

05:24.860 --> 05:26.240
‫میدونم!

05:28.290 --> 05:31.850
‫میدونم. ولی...

05:34.990 --> 05:40.670
‫منم دوست دارم دنیای بیرون رو ببینم.
‫حتی شده برای یه لحظه.

05:42.560 --> 05:46.980
‫میخوام در مورد دنیایی که اونا توش 
‫زندگی میکنن بیشتر بدونم وولفرام.

05:49.720 --> 05:54.080
‫متاسفانه این درخواستتون رو نمیتونم
‫اجابت کنم، بانوی جوان.

05:57.780 --> 06:01.160
‫دعوت کردنشون به اینجا اشتباه بود.

06:01.730 --> 06:03.620
‫شامتون رو به اتاقتون میارم.

06:04.090 --> 06:04.940
‫وولف!

06:06.650 --> 06:07.570
‫بانوی من!

06:07.570 --> 06:08.660
‫صدمه دیدین؟

06:10.210 --> 06:11.030
‫نه خوبم.

06:22.690 --> 06:25.310
‫و-وولف؟

06:27.320 --> 06:31.830
‫معذرت میخوام. معذرت میخوام، بانوی جوان.

06:32.530 --> 06:35.450
‫من... من...

06:38.020 --> 06:42.430
‫وولف، گریه نکن. ببخشید.

06:43.560 --> 06:52.680
‫جایی نمیرم. طلسم نهایی رو تکمیل میکنم
‫و از همه‌تون محافظت میکنم.

06:55.940 --> 06:56.810
‫بله.

07:13.510 --> 07:15.100
‫بیدارتون کرد، نه؟

07:15.100 --> 07:17.370
‫من میرم ببینم کیه. شما توی تخت بمونید.

07:21.100 --> 07:23.330
‫سبا‌ــــ

07:26.320 --> 07:27.940
‫ا-امم...

07:29.320 --> 07:32.570
‫فینی، میشه لطفا چند دقیقه تنهامون بذاری؟

07:33.530 --> 07:34.950
‫و-ولی‌ــــ

07:34.950 --> 07:37.580
‫باید در مورد موضوع مهمی باهاشون صحبت کنم.

07:37.580 --> 07:39.290
‫ن-نه!

07:39.560 --> 07:41.020
‫نزدیکم نیا!

07:43.470 --> 07:47.710
‫مگه گوش ندادی چی گفتم؟ لطفا برو.

07:48.710 --> 07:51.800
‫وایسا لطفا! اون هنوز کامل خوب‌ـــ

07:52.830 --> 07:54.370
‫و-وایسا!

07:54.370 --> 07:56.480
‫وایسا سباستین-سان!

07:56.480 --> 07:59.470
‫بهت گفتم وایسا! داره دردم میگیره!

08:03.140 --> 08:08.320
‫به خوبی مراقب اربابمون بودی،
‫ولی دیگه بهت نیاز نیست.

08:12.710 --> 08:17.340
‫از تمام قدرتم استفاده کردم
‫ولی اون حتی تکونم نخورد.

08:18.170 --> 08:19.090
‫چطور ممکنه؟

08:41.380 --> 08:43.590
‫نامه‌ای از ملکه براتون رسیده.

08:45.360 --> 08:50.370
‫و همچنین، گفتن باید فردا صبح
‫این روستا رو ترک کنیم.

08:52.150 --> 08:56.410
‫گمونم وظایف مهمتری از پیچوندن خودتون بین ملحفه ها

08:57.320 --> 09:00.560
‫و غرق شدن توی حسرت ها و ترس هاتون
‫برای انجام دارید.

09:02.070 --> 09:05.220
‫حالا دیگه از تخت بیاید بیرون.

09:08.060 --> 09:10.880
‫ن-نه.

09:14.770 --> 09:19.300
‫اوه، یعنی میخواید از وظایفتون بعنوان
‫سگ نگهبان شونه خالی کنید؟

09:20.430 --> 09:21.550
‫خیلی خب.

09:23.080 --> 09:27.730
‫سگ نگهبان ملکه نبودن تا حدی 
‫وظایف سختتون رو کمتر میکنه.

09:28.730 --> 09:33.290
‫اگه تا ابد هم توی تخت بمونین هیچکس
‫سرزنشتون نمیکنه،

09:33.980 --> 09:36.990
‫و فکر میکنم خدمتکارانتون هم به خوبی
‫ازتون مراقبت بکنن.

09:42.880 --> 09:48.670
‫ولی، رها کردن انتقامتون
‫باعث نقض قراردادمون میشه.

09:56.040 --> 09:57.550
‫آه.

09:58.310 --> 10:01.770
‫چه پایان خسته کننده‌ای برای داستانمون شد.

10:02.890 --> 10:09.260
‫دلم به حال کسایی که جونشون رو
‫برای همچین فرد خسته کننده‌ای دادن میسوزه.

10:13.660 --> 10:14.650
‫خب...

10:16.210 --> 10:19.120
‫گمونم دیگه براتون مهم نباشه.

10:21.630 --> 10:24.040
‫آخه قراره ناپدید بشید.

10:28.140 --> 10:30.690
‫این غذایی نیست که انتظارش میکشیدم.

10:33.440 --> 10:36.250
‫ولی احتمالا تا مدتی
‫گرسنگیم رو بخوابونه.

10:42.330 --> 10:43.190
<i>‫آه.</i>

10:44.920 --> 10:46.930
<i>‫دارم میمیرم پس؟</i>

10:50.810 --> 10:53.130
<i>‫بدون اینکه انتقامم رو گرفته باشم...</i>

10:54.850 --> 10:57.460
<i>‫حتی شیطان‌ها هم ترکم کردن...</i>

11:33.780 --> 11:35.100
‫تصمیمت رو گرفتی؟

11:38.790 --> 11:40.940
‫که برای همیشه اینجا بمونی؟

11:47.360 --> 11:49.400
‫واقعا که چه احمقی هستی.

11:51.470 --> 11:56.070
‫میدونی که هیشکی ازت نمیخواد انتقام بگیری.

11:59.890 --> 12:01.200
‫میدونم.

12:03.150 --> 12:08.970
‫میدونی؟ پس چرا دنبال گرفتن انتقامی؟

12:14.630 --> 12:17.810
‫و تازه با قدرتی که از قربانی کردن من به دست آوردی.

12:23.280 --> 12:30.270
‫انتخاب تو باعث شد خیلی‌ها
‫جونشون رو از دست بدن.

12:32.060 --> 12:32.910
‫من...

12:33.880 --> 12:35.170
‫من...

12:35.170 --> 12:37.710
‫میخواستی من ببخشمت؟

12:38.810 --> 12:39.860
‫نه این نبود.

12:40.320 --> 12:43.130
‫میخواستی با پسر ضعیفی که بودی خداحافظی کنی؟

12:43.970 --> 12:45.180
‫نه این نبود.

12:45.880 --> 12:48.720
‫میخواستی صاحب همه چیز بشی؟

12:48.720 --> 12:50.180
‫نه این نبود.

12:50.180 --> 12:51.860
‫میدونیم.

12:53.830 --> 12:56.600
‫میخواستی انتقام مرگ ما رو بگیری، درسته؟

12:56.600 --> 12:58.150
‫نه این نبود.

12:59.280 --> 13:05.160
‫پس چرا اینهمه چیز رو فدا کردی...

13:06.150 --> 13:08.500
‫و روحت رو گرو گذاشتی...

13:10.750 --> 13:13.290
‫تا با من قرارداد ببندی؟

13:14.830 --> 13:20.090
<i>‫یادم میاد چرا با یه شیطان قرارداد بستم</i>

13:21.040 --> 13:24.430
<i>‫دلیل واقعیِ اینکه یه قدرت فوق العاده میخواستم
‫تا بتونم جلوی هرکسی وایسم...</i>

13:28.300 --> 13:34.020
‫من اونقدر آدم خوبی نیستم که
‫جونم رو برای کسی فدا کنم،

13:34.240 --> 13:38.030
‫یا اونقدر صبور نیستم که بذارم
‫کسی بدون هیچ عواقبی لگدمالم کنه.

13:39.740 --> 13:44.350
‫من یه آدم خودخواه و از خود راضیم.

13:44.730 --> 13:45.930
‫برای همین...

13:46.460 --> 13:51.660
‫به تو دست دادم تا جواب بی حرمتیشون رو بدم.

13:53.580 --> 13:55.380
‫به خاطر هیچکس دیگه‌ای نبود.

14:00.520 --> 14:01.960
‫فقط به خاطر خودم بود!

14:33.070 --> 14:34.800
‫سباستین!

14:37.200 --> 14:42.200
‫موجود پست. زودباش ولم کن!
‫این یه دستوره!

14:48.590 --> 14:54.050
‫لعنت بهش. تا حالا توی همچین کثافتی
‫بیدار نشده بودم.

14:55.480 --> 14:59.750
‫این رفتار با اربابت درست نبود سباستین.

15:01.890 --> 15:03.060
‫خدای من.

15:04.660 --> 15:07.000
‫عذر میخوام.

15:08.280 --> 15:11.140
‫آخه بیدار کردنتون خیلی سخت بود.

15:16.190 --> 15:19.930
‫صبحتون بخیر، سرورم.

15:32.630 --> 15:37.550
‫تازه واقعا میخواستی منو بخوری، نه؟

15:39.020 --> 15:42.560
‫نه به هیچ وجه. بهتون قول میدم
‫فقط 90 درصد جدی بودم.

15:43.610 --> 15:46.180
‫پس خودت براش آماده کرده بودی.

15:46.180 --> 15:51.520
‫تاناکا-سان گفت اقدام عجولانه‌ای نکنم،
‫منم یه مدت صبر کردم و فقط تماشا کردم.

15:53.020 --> 15:57.490
‫ولی عصبانیت‌های بچگانه‌تون تحریکم کردن.

15:57.490 --> 16:02.460
‫فکر میکنی این دلیل میشه یه خدمتکار
‫اربابش رو بکشه؟ اهریمن بدذات.

16:04.660 --> 16:09.880
‫بله. هرچی نباشه من یک خدمتکار اهریمنی هستم.

16:15.510 --> 16:19.490
‫و حالا، میشه بپرسم چرا اون رفتارها رو میکردین؟

16:20.510 --> 16:21.980
‫خب...

16:25.900 --> 16:30.210
‫به بقیه هم بگو بیان.
‫به همه‌تون با هم میگم.

16:30.210 --> 16:30.980
‫چشم.

16:40.950 --> 16:42.300
‫خدای من.

16:42.670 --> 16:45.500
‫دقیقا چرا شما خدمتکارها فالگوش ایستاده بودین؟

16:45.500 --> 16:52.230
‫نتونستیم چیزی بشنو‌ـــ یعنی چیزه،
‫فینی گفته بود رفتارت عجیب شده و ما هم نگران شدیم.

16:52.230 --> 16:56.050
‫آخخخ، زخم های پشتم درد گرفتن!

16:56.050 --> 16:58.970
‫لطفا از دستمون عصبانی نشو سباستین-سان!

16:58.970 --> 17:02.230
‫"چه بد اخلاق." ...برونته میگه.

17:05.160 --> 17:07.980
‫چقدر سر و صدا میکنین. واقعا که.

17:09.440 --> 17:10.650
‫ارباب!

17:12.040 --> 17:15.780
‫برگشتین به حالت طبیعیتون ارباب!

17:12.680 --> 17:13.860
‫ایست.

17:15.780 --> 17:20.490
‫میخوای حالا که خوب شده
‫باز زخمیش کنی؟

17:20.490 --> 17:22.910
‫ش-شرمنده!

17:24.370 --> 17:28.580
‫خیلی دردسر برات درست کردم، فینی؟
‫الان دیگه خوبم.

17:32.250 --> 17:33.010
‫بله...

17:35.010 --> 17:35.970
‫بله.

17:38.220 --> 17:40.140
‫بقیه‌تون هم بیاید اینجا.

17:48.300 --> 17:51.220
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم.

17:54.820 --> 17:56.350
‫معذرت میخوام.

17:59.760 --> 18:04.470
‫رفتارهای بی احتیاطانه‌م باعث 
‫نگرانی و زیادتر شدن کارهای شما شد.

18:04.810 --> 18:05.900
‫لطفا منُ ببخشید.

18:06.450 --> 18:08.960
‫چ-چی میگید ارباب!

18:08.960 --> 18:10.540
‫نیاز نیست سرتو جلوی ما خم کنی!

18:10.540 --> 18:14.280
‫"شما که مسئول اون نفرین نیستی." ...امیلی میگه.

18:14.280 --> 18:15.860
‫درسته!

18:17.140 --> 18:20.970
‫نه، هرجوری هم که این چند روز گذشته
‫بنظر اومده باشم، ولی باز خودم بودم.

18:21.620 --> 18:26.920
‫بعنوان اربابتون، سوگند میخورم دیگه
‫همچین رفتار ترحم آمیزی جلوتون نداشته باشم.

18:28.050 --> 18:29.340
‫برای همین ازتون میخوام...

18:30.640 --> 18:34.210
‫لطفا دوباره خدمتکارهای من بشید.

18:34.880 --> 18:37.030
‫بله، سرورم!

18:37.570 --> 18:40.030
‫...برونته میگه.

18:41.030 --> 18:43.580
‫ریدی تو جَو.

18:43.580 --> 18:45.200
‫حالا مثل احمق‌ها بنظر میایم.

18:45.200 --> 18:46.790
‫راستی...

18:47.220 --> 18:50.970
‫اولین دستورم بعنوان
‫ارباب جدیدتون اینه.

18:52.580 --> 18:57.550
‫ر-رفتارهای چند روز گذشته‌م رو ببخشید! فورا!

19:04.990 --> 19:09.050
‫دستور سختی دادی ارباب.

19:10.210 --> 19:14.730
‫ا-اون رفتارها برای پسری به سن شما
‫طبیعیه سرورم.

19:16.990 --> 19:20.400
‫تمام اون خاطرات برای من عزیزن!

19:21.040 --> 19:24.320
‫بازم براتون شیر داغ با کلی عسل درست میکنم!

19:24.320 --> 19:25.680
‫عسل؟

19:25.680 --> 19:29.500
‫ت-تمومش کن! دیگه صحبت نکن!

19:30.380 --> 19:34.890
‫تمام اتفاقاتی که موقع مریضیتون
‫افتاد رو یادتونه پس؟

19:34.890 --> 19:38.740
‫آره. هرچند کاش یادم نبود.

19:40.990 --> 19:46.430
‫ولی اون کارها رو به اراده‌ی خودم نمیکردم.

19:47.520 --> 19:48.890
‫منظورتون چیه؟

19:48.890 --> 19:51.840
‫حتی ساده‌ترین چیزها هم
‫برام ترسناک بنظر میومدن.

19:52.390 --> 19:54.270
‫و نمیتونستم خودم رو کنترل کنم.

19:55.150 --> 19:57.850
‫توی قالب کلمات گنجوندنش سخته، ولی...

19:59.810 --> 20:03.100
‫شبیه چیزی بوده که
‫همیشه توی میدون جنگ اتفاق میفته.

20:03.610 --> 20:06.470
‫حتی بهترین سربازها هم
‫اگه توی میدون جنگ جوری زخمی بشن

20:06.470 --> 20:10.410
‫که تصورش رو نمیکردن، ممکنه وحشت کنن.

20:10.410 --> 20:12.330
‫خیلی رایجه.

20:12.330 --> 20:16.920
‫پس چیزی که میگی زیاد چیز عجیب غریبی نیست.

20:16.920 --> 20:23.280
‫درسته، اونجوری که شما بعد نفرین شدن
‫دیده میشدین، واقعا شوکه کننده بود.

20:24.300 --> 20:27.730
‫هرچند فکر میکنم تأثیرات روانی هم
‫بخشی از هدفشون بوده.

20:28.760 --> 20:31.220
‫"هدف"؟ منظورت چیه؟

20:31.220 --> 20:32.450
‫بفرمایید.

20:36.050 --> 20:37.790
‫این چیه؟

20:38.610 --> 20:42.070
‫C4... یه کده؟

20:42.070 --> 20:46.840
‫از اونجایی که وقت خیلی حیاتی بود،
‫به خودم اجازه‌ی فرستادن چندتا نمونه رو دادم.

20:47.560 --> 20:52.580
‫برگ هایی از جنگل
‫و محلولی که باهاش درمان شدین.

20:53.070 --> 20:56.670
‫از قصر درخواست کردم محتویاتشون رو
‫تجزیه و تحلیل کنن.

20:59.280 --> 21:04.130
‫که اینطور. پس حقیقتِ پشت "نفرین" اینه.

21:04.800 --> 21:05.740
‫بله.

21:06.260 --> 21:10.400
‫و به درخواست گرگینه ها،

21:10.400 --> 21:13.440
‫سالیوان-ساما روی تکمیل "طلسم نهایی" کار میکنن.

21:15.080 --> 21:17.320
‫همم؟ بازم هست.

21:20.750 --> 21:24.690
‫همیشه درخواست های غیر منطقی‌ای داره.

21:26.410 --> 21:31.730
<i>‫"باعث خرسندیم میشه اگه جادوگر کوچولو
‫برای صرف چای نزد من بیاد."</i>

21:34.730 --> 21:39.730
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

21:34.730 --> 21:54.730
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

21:34.730 --> 21:54.730
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
