WEBVTT

00:00.740 --> 00:02.830
‫آلمان، سرورم؟

00:03.170 --> 00:06.580
‫آره. علیاحضرت دستور داده
‫تا در مورد چند تا مرگ مشکوک

00:06.950 --> 00:10.590
‫که توی آلمان اتفاق افتاده تحقیق کنم.

00:10.590 --> 00:15.180
‫مردها و زن‌های مختلف
‫با رده سنی های مختلفی قربانی شده بودن،

00:15.180 --> 00:17.490
‫ولی همه‌شون در یک چیز مشترک بودن.

00:17.840 --> 00:19.460
‫جنگل گرگینه ها.

00:20.050 --> 00:24.060
‫جنگل گرگینه ها؟

00:24.060 --> 00:29.260
‫و میگن هرکس که واردش بشه نفرین خواهد شد.

00:30.940 --> 00:33.920
‫اینجا چیکار دارید؟ چجوری وارد شدید؟

00:31.450 --> 00:33.920
<i>‫هیچ مردی توی روستا نیست؟</i>

00:33.920 --> 00:36.660
<i>‫و لباس های زن‌ها هم مدل چند قرن پیشه!</i>

00:36.660 --> 00:41.410
‫من زیگلینده سالیوان هستم،
‫فرمانروای این جنگل.

00:41.740 --> 00:44.830
‫شما از کدوم گوری پیداتون شده؟

00:44.830 --> 00:46.810
‫خب پس با اجازه من چند دقیقه میرم.

00:46.810 --> 00:49.960
<i>‫چی؟ انتظار داری من تنهایی 
‫چجوری باهاش ارتباط برقرار کنم؟</i>

00:49.960 --> 00:50.810
‫هی تو.

00:51.050 --> 00:53.420
‫*** موی مشکی*** مرد*** اسم؟

00:53.420 --> 00:55.080
‫امم...

00:55.080 --> 00:59.640
<i>‫وایسا ببینم. اگه هول نکنم میتونم
‫کلمات کلیدی رو متوجه بشم.</i>

00:59.990 --> 01:01.450
‫کجا ***** والدین؟

01:02.120 --> 01:05.660
‫فوت کردن.

01:07.490 --> 01:08.230
‫همم.

01:08.230 --> 01:11.190
‫منظورشون از گرگینه-ساما کیه؟

01:11.190 --> 01:13.420
‫در مورد شکار جادوگران چیزی شنیدی؟

01:13.420 --> 01:17.310
‫ولی با گذشت زمان، بهشون برچسب مرتد بودن زدن
‫و بیشتر و بیشتر مورد ظلم و ستم قرار گرفتن.

01:17.310 --> 01:21.200
‫افسانه ها میگن برای محافظت از بقیه،

01:21.200 --> 01:26.070
‫یکی از جادوگرها با یه گرگینه پیمانی بست،
‫و پاهای خودش رو تقدیم گرگینه کرد.

01:26.070 --> 01:30.550
‫برای همینه که پای تمامی وارثان رهبر رو
‫اینقدر میبندن که نتونه راه بره.

01:30.550 --> 01:31.590
‫یه...

01:31.590 --> 01:33.200
‫یه گرگینه پیداش شده.

01:38.840 --> 01:39.970
‫طلسمت کجاست؟

01:39.970 --> 01:42.830
‫این خشم گرگینه-ساما بوده!

01:42.830 --> 01:48.100
‫اگه نمیخواین تکه تکه‌تون کنه
‫همین حالا اینجا رو ترک کنید!

01:48.490 --> 01:52.730
‫شایسته‌ی یک بانو نیست که
‫پشت اتاق یک آقا فالگوش بایسته.

01:52.730 --> 01:54.940
‫میتونم بپرسم اینجا چه کاری دارید؟

01:54.940 --> 01:59.530
‫دوست دارم از دنیای بیرون برام تعریف کنین.
‫از دنیایی که در موردش چیزی نمیدونم.

01:59.530 --> 02:01.870
‫خیلی خب، باشه.

02:03.550 --> 02:08.400
‫قبلا... معذرت. بیا دوست باشیم.

02:08.400 --> 02:11.790
‫راستی یادم اومد. اینا برای شماست.

02:11.790 --> 02:13.470
‫طلسم برای دور کردن گرگینه هاست.

02:13.470 --> 02:15.240
‫توی مسیر برگشت همراهتون باشه.

02:16.670 --> 02:17.670
‫ارباب؟!

02:20.510 --> 02:22.230
‫ی-یه گرگینه؟

02:22.790 --> 02:24.610
‫تنهایی میرم دنبال گرگینه.

02:24.610 --> 02:27.000
‫شما توی اتاقتون منتظر بمونید، ارباب جوان.

02:29.880 --> 02:30.590
<i>‫چی؟</i>

02:39.320 --> 02:42.280
‫من دارم، گریه میکنم؟

02:42.990 --> 02:46.870
‫به شیطان ها، احساساتی که
‫منجر به گریه میشه داده نشده.

02:55.860 --> 02:58.510
‫تا حالا یه فرد نفرین شده رو دیدی؟

02:58.730 --> 03:02.090
‫آره که دیدم! خیلی وحشتناک بود.

03:04.600 --> 03:09.660
‫صورتشون دو برابر میشد و باد میکرد و
‫پوستشون هم اینگار ذوب میشد.

03:10.020 --> 03:16.790
‫یکیشون همونجا افتاد مرد 
‫و اون یکی هم از شوک ماجرا خل و چل شده.

03:19.510 --> 03:21.900
‫نگو که این...

03:24.090 --> 03:28.440
<i>‫اگه واقعا کسایی که گرگینه رو ببینن
‫نفرین میشن...</i>

03:29.960 --> 03:30.700
‫ارباب!

03:49.150 --> 03:52.990
‫س-باس-تین...

03:54.250 --> 04:00.250
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

03:54.250 --> 04:14.250
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

03:54.250 --> 04:14.250
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

04:42.780 --> 04:46.620
<b>‫Black Butler</b>

04:44.310 --> 04:46.620
<b>‫Emerald Witch Arc</b>

06:00.750 --> 06:01.760
‫ارباب!

06:02.580 --> 06:05.630
‫تنم داره آتیش میگیره!

06:06.890 --> 06:09.130
<i>‫نفرین همینه؟</i>

06:17.080 --> 06:18.790
‫سالیوان-ساما!

06:18.790 --> 06:21.630
‫سالیوان-ساما، لطفا کمک کنید!

06:22.210 --> 06:23.470
‫سالیوان-ساما!

06:24.330 --> 06:25.880
‫سالیوان-ساما، لطفا!

06:25.880 --> 06:28.770
‫چی شده؟ اومدین برای یه ملاقات شهوانی؟

06:30.810 --> 06:32.510
‫صورت‌هاتون!

06:33.690 --> 06:35.200
‫وارد جنگل شدین، مگه نه؟

06:35.200 --> 06:37.020
‫شرمنده‌ام.

06:37.390 --> 06:39.690
‫بعدا هر مجازاتی که مناسب دونستید رو میپذیرم.

06:40.450 --> 06:42.380
‫فقط لطفا اربابم رو نجات بدید.

06:42.940 --> 06:45.400
‫سرورم، چه اتفاقی افتاده؟

06:46.390 --> 06:47.360
‫شما عوضیا...

06:47.360 --> 06:49.570
‫وولف، مراسم تطهیر!

06:50.250 --> 06:51.960
‫اتاقِ دیگ رو آماده کن!

06:57.450 --> 06:59.460
‫زودباش! زیاد وقت نداریم!

06:59.960 --> 07:02.170
‫لباس‌هاش در بیار و بذارش توی دیگ!

07:02.170 --> 07:04.240
‫سریع! جفتتون برید داخل!

07:06.930 --> 07:08.510
‫کی وارد جنگل شدید؟

07:08.510 --> 07:10.240
‫تقریبا 15 دقیقه قبل.

07:10.240 --> 07:12.630
‫لعنتی. زمان زیادی گذشته.

07:12.630 --> 07:16.690
‫وولف، آب رو بجوشون و گیاهای دارویی بیشتری بیار!

07:16.690 --> 07:17.350
‫چشم!

07:19.070 --> 07:22.780
‫وقتی دارم طلسم رو میخونم،
‫کل بدنتون رو ببرید زیر آب.

07:22.780 --> 07:24.690
‫تا وقتی نگفتم نیاید بالا.

07:24.690 --> 07:25.310
‫فهمیدم.

07:34.700 --> 07:37.660
‫ای سه الهه‌ی سرنوشت،

07:37.980 --> 07:40.830
‫این آب را به سرچشمه‌ی مقدس اورور تبدیل کن.

07:59.390 --> 08:00.480
‫تموم شد.

08:02.350 --> 08:03.940
‫حالا چی؟

08:03.940 --> 08:05.650
‫تطهیرسازی داخلی.

08:05.650 --> 08:08.110
‫مجبورش کن این محلول رو بخوره
‫و بعد با سرفه بیرونش بده.

08:08.110 --> 08:08.920
‫بگیرش.

08:08.920 --> 08:09.700
‫ممنون.

08:11.280 --> 08:13.450
‫منو ببخشید ارباب جوان.

08:16.250 --> 08:17.530
‫حالا کاری کن بده بیرون.

08:17.530 --> 08:18.360
‫چشم.

08:21.370 --> 08:23.020
‫حالت تهوع داری؟

08:23.020 --> 08:26.330
‫منو فراموش کنید.
‫به ارباب رسیدگی کنید!

08:26.590 --> 08:28.290
‫خیلی خب، پس دوباره انجامش بده.

08:29.250 --> 08:30.680
‫کافیه...

08:32.520 --> 08:34.110
<i>‫چه اتفاقی داره میفته؟</i>

08:35.110 --> 08:36.200
<i>‫نمیتونم نفس بکشم.</i>

08:37.040 --> 08:38.080
<i>‫درد میکنه.</i>

08:38.680 --> 08:39.860
<i>‫سردمه.</i>

08:40.640 --> 08:41.600
<i>‫لطفا...</i>

08:43.400 --> 08:46.380
<i>‫لطفا تمومش کن.</i>

09:06.540 --> 09:10.380
‫هوی توله سگا! جمع شید!

09:12.100 --> 09:17.150
‫از بشقاب خبری نیست. دهنتون باز کنید!

09:22.840 --> 09:25.330
‫هوی! نریزش بیرون!

09:25.770 --> 09:29.250
‫نمیتونیم بذاریم رو دستمون بمیرید.

09:29.250 --> 09:31.190
‫پس بخور ببینم.

09:34.400 --> 09:35.370
<i>‫نه.</i>

09:36.570 --> 09:39.630
<i>‫نمیتونم نفس بکشم. میترسم.</i>

09:42.450 --> 09:47.410
<i>‫نجاتم بدین، بابا... مامان...</i>

09:50.420 --> 09:51.560
‫بعدی!

09:52.090 --> 09:53.030
‫همم؟

09:53.030 --> 09:55.010
‫این نکبت مرده که.

09:55.010 --> 10:00.530
‫لعنت بهش. اون اشراف زاده ها
‫زیادی خشن باهاشون بازی میکنن!

10:01.080 --> 10:04.900
<i>‫منم سرنوشتم همینه؟</i>

10:06.390 --> 10:11.310
‫چیزی نیست. من ازت محافظت میکنم.

10:13.050 --> 10:18.210
<i>‫آره، درسته. من تو رو دارم.</i>

10:20.410 --> 10:21.710
<i>‫خیلی گرمی.</i>

10:26.700 --> 10:29.290
‫نه! نبریدش!

10:40.650 --> 10:41.340
‫ارباب!

10:44.150 --> 10:47.290
‫نگرانم کرده بودید سرورم.

10:47.860 --> 10:51.520
‫خوشحالم که حالتون خوبه ارباب جوان!

10:52.980 --> 10:55.270
‫پیر شدم بخدا.

10:55.270 --> 10:57.100
‫منم همینطور.

10:57.100 --> 11:00.700
‫حالتون چطوره، ارباب شییِل؟

11:01.490 --> 11:03.250
‫شییِل؟

11:06.660 --> 11:09.830
‫ارباب، چی شده؟

11:14.990 --> 11:16.930
‫ن-نه!

11:16.930 --> 11:20.020
‫شییل... دیگه نمیخوام درد بکشم!

11:20.670 --> 11:23.230
‫تاریکه. کجاییم؟

11:23.230 --> 11:24.530
‫میترسم.

11:25.120 --> 11:28.990
‫منظورتون چیه؟ اینجا که تاریک نیست.

11:33.810 --> 11:38.280
‫کی اونجاست؟ نمیتونم چیزی ببینم!

11:39.470 --> 11:40.370
‫نکنه...

11:41.220 --> 11:43.670
‫گمونم بیناییشون رو از دست دادن.

11:47.300 --> 11:51.140
‫یکی چراغ بیاره.

12:00.500 --> 12:04.350
‫چشم‌های ارباب جوان بیچاره!

12:04.350 --> 12:08.850
‫بسه دیگه. گریه نکن. بدشگونی میاره.

12:08.850 --> 12:11.220
‫ممکنه موقتی باشه.

12:11.450 --> 12:18.440
‫"وقتی توی اون حالته حتی نمیتونیم
‫ازش مراقبت کنیم." ... کیت گفت.

12:18.440 --> 12:23.360
‫آره. حالا ما رو رد کرد هیچی،
‫ولی سباستین هم رد کرد؟

12:23.360 --> 12:26.110
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

12:26.570 --> 12:29.970
‫و نمیدونم چرا با تنها کسی که
‫مشکلی نداره فینیه.

12:30.570 --> 12:33.160
‫حالا چیکار کنیم سباستین؟

12:34.040 --> 12:39.710
‫بهم دستور دادن که لمسشون نکنم
‫پس فعلا اینکارو نمیکنم.

12:41.380 --> 12:46.650
‫الان صبر میکنیم تا سالیوان-ساما بیدار بشن
‫و ازشون مشورت بگیریم.

12:47.570 --> 12:49.670
‫بقیه‌تون هم برید یکم بخوابید.

12:52.260 --> 12:54.130
‫تو چیکار میکنی؟

12:54.730 --> 12:58.060
‫یه کارهایی دارم که باید بهشون برسم.

13:07.360 --> 13:13.610
<i>‫اون بخار عجیب رفته، ولی هنوزم
‫اثری از هیچ موجود زنده ای نیست.</i>

13:19.250 --> 13:22.780
<i>‫هیچ بخار شیطانی ای
‫نباید بتونه روی من اثر بذاره.</i>

13:23.930 --> 13:28.570
<i>‫پس اون دقیقا چی بود؟
‫و این گرگینه کیه؟</i>

13:35.820 --> 13:37.020
‫با این وضع،

13:37.610 --> 13:43.570
‫باید اجازه بگیرم تا وقتی ارباب جوان
‫خوب بشه بذارن توی وولفشلخت بمونیم.

13:44.940 --> 13:46.070
‫خدای من.

13:47.350 --> 13:50.070
‫با حریف سرسختی روبروییم.

13:57.930 --> 14:00.900
‫شرمنده که دیشب اینقدر
‫توی زحمت انداختیمتون.

14:01.380 --> 14:03.380
‫و جهت ادا کردن سهم خودم،

14:03.760 --> 14:06.880
‫وظیفه‌ی آماده کردن چای صبحگاهی رو
‫من بر عهده گرفتم.

14:07.340 --> 14:09.710
‫نوش جان.

14:11.800 --> 14:13.200
‫خیلی خوبه!

14:13.200 --> 14:16.020
‫از اینم بخورید سالیوان-ساما.

14:16.020 --> 14:18.590
‫این چیه؟ خیلی خوشمزه‌ست!

14:18.590 --> 14:20.730
‫بهترین...

14:23.120 --> 14:24.480
‫که اینطور.

14:25.710 --> 14:27.960
‫پس بخار کورش کرده.

14:28.450 --> 14:30.910
‫بیناییشون برمیگرده؟

14:31.290 --> 14:33.730
‫باید معاینه‌ش کنم تا مطمئن بشم،

14:35.120 --> 14:37.480
‫ولی خب میگی نمیذاره کسی نزدیکش بشه.

14:37.480 --> 14:42.620
‫راستش، بنا به دلایلی،
‫اجازه میده باغبانمون لمسش کنه.

14:43.610 --> 14:48.340
‫همم. پس یچیزی بین ماهیچه ای و ظریف دوست داره؟

14:48.680 --> 14:51.010
‫واقعا علایق خاصی داره.

14:51.010 --> 14:52.350
‫سالیوان-ساما؟

14:52.350 --> 14:54.810
‫هیچی هیچی مهم نیست.

14:57.210 --> 15:02.650
‫بخار جنگل روح آدمی رو تضعیف،
‫و ترسش رو تشدید میکنه.

15:03.090 --> 15:06.780
‫احتمالا دلیلی داره که به باغبان اجازه میده
‫نزدیکش بشه ولی به بقیه نه.

15:07.150 --> 15:12.380
‫در این صورت، پس شاید افراد بالغ رو پس میزنه.

15:13.830 --> 15:14.790
‫چرا؟

15:14.790 --> 15:18.150
‫اربابِ من هم گذشته‌ی خودشون رو دارن.

15:20.480 --> 15:21.470
‫که اینطور.

15:22.540 --> 15:27.000
‫حالا، میشه بگین بخار جنگل چیه؟

15:27.000 --> 15:31.440
‫یه جادوی شیطانیه که توسط گرگینه ها اجرا میشه.

15:32.260 --> 15:38.740
‫کسایی که در معرضش قرار میگیرن طلسم میشن
‫و ظاهر زشت و وحشتناکی میگیرن.

15:39.520 --> 15:41.560
‫تنها راه برداشتن نفرین

15:41.560 --> 15:45.480
‫استفاده از دارویِ مخفیانه‌ای هست
‫که توسط جادوگر زمرد آماده شده.

15:46.070 --> 15:47.000
‫عجب.

15:48.650 --> 15:51.250
‫برای همین بود که گفتم وارد اونجا نشید!

15:51.610 --> 15:55.030
‫چندین بار بهتون گفتم. چرا رفتید؟

15:55.380 --> 15:59.300
‫اینجوری نیست که گرگینه‌ها بخوان
‫به هر آدمی که میبینن صدمه بزنن!

15:59.300 --> 16:00.750
‫چرا اینو متوجه نمیشید؟

16:00.750 --> 16:02.710
‫تمومش کن وولفرام!

16:11.090 --> 16:13.830
‫براتون سواله که چرا رفتیم؟

16:14.300 --> 16:18.370
‫ما بیشتر از چیزی که باید
‫با شیطان ها و شینیگامی ها برخورد کردیم،

16:18.370 --> 16:21.710
‫ولی تا حالا افتخار ملاقات
‫یه گرگینه رو نداشتیم.

16:22.270 --> 16:25.680
‫کنجکاو بودیم که بفهمیم چه شکلی هستن.

16:27.790 --> 16:28.780
‫جان؟

16:29.460 --> 16:35.070
‫به هر حال، شما تنها کسی هستید
‫که میتونه ایشون رو درمان کنه، درسته؟

16:35.070 --> 16:36.200
‫بله.

16:38.800 --> 16:42.860
‫سالیوان-ساما، لطفا اربابم رو نجات بدید.

16:43.620 --> 16:49.090
‫اگه اینکار رو بکنید،
‫از هر دستوری داشته باشید اطاعت میکنم.

16:51.850 --> 16:53.010
‫خیلی خب.

16:53.340 --> 16:58.090
‫در این صورت، سباستین،
‫تا زمانی که من شیـل رو درمان میکنم...

16:58.640 --> 17:01.580
‫تو خادم من خواهی بود.

17:09.230 --> 17:12.690
‫تمومش کن! به من دست نزن!

17:12.690 --> 17:16.650
‫سرورم، اگه آروم نگیرین
‫به خودتون صدمه میزنید.

17:17.060 --> 17:19.930
‫خفه شو! برو گمشو!

17:21.970 --> 17:23.490
‫اطاعت میشه.

17:31.930 --> 17:33.960
‫امروز هم نشد.

17:36.630 --> 17:40.070
‫نمیدونم توی انسان‌ها دقیق
‫چقدر طول میکشه تا خوب بشن، ولی...

17:41.780 --> 17:43.480
‫احتمالا به اندازه‌ی کافی گذشته.

17:44.330 --> 17:48.830
‫خوب نیست با ظاهری زشت
‫به یک بانو خدمت کنی.

17:51.170 --> 17:52.800
‫حالا خوب شد.

17:53.680 --> 17:54.660
‫خب، حالا...

17:59.500 --> 18:02.580
‫تا وقتی درمان شییل رو تموم میکنم...

18:02.580 --> 18:05.330
‫خادم من خواهی بود.

18:05.330 --> 18:07.250
‫اینکار رو نکنید بانوی جوان!

18:07.250 --> 18:10.020
‫ما هیچی در مورد این مرد نمیدونیم!

18:10.020 --> 18:13.110
‫تا حالا کسی از دنیای بیرون
‫پیش ما نیومده بود.

18:13.110 --> 18:15.510
‫خیلی چیزا هست که میخوام بپرسم.

18:15.510 --> 18:17.470
‫من تصمیمم رو گرفتم.

18:17.730 --> 18:18.920
‫بانوی جوـــ

18:17.730 --> 18:22.100
‫باید دستم رو بگیره و
‫خیلی چیزا یادم بده.

18:22.610 --> 18:25.240
‫دستم رو بگیره...

18:26.760 --> 18:31.100
‫از همه مهم‌تر، وولف،
‫سباستین خیلی از تو کاربلد تره.

18:31.100 --> 18:33.230
‫تو هم مثل من باید ازش یاد بگیری.

18:34.650 --> 18:35.660
‫چشم.

18:39.530 --> 18:44.220
‫خدای من. زمان آماده کردن چای صبحگاهی شده.

18:48.350 --> 18:50.830
‫صبح همگی بخیر.

18:50.830 --> 18:52.780
‫صبح بخیر!

18:50.830 --> 18:52.780
‫صبح بخیر، آره!

18:53.540 --> 18:54.750
‫مهمان هستن؟

18:54.980 --> 19:00.330
‫زن‌های روستا برامون مواد اولیه میارن
‫و به بانوی جوان توی لباس پوشیدن کمک میکنن.

19:00.730 --> 19:02.470
‫که اینطور.

19:02.470 --> 19:04.740
‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

19:05.520 --> 19:13.440
‫من سباستین هستم، و موقتا
‫به عنوان خادم سالیوان-ساما خدمت میکنم.

19:14.870 --> 19:15.960
‫منم هیلده‌ام.

19:17.350 --> 19:18.470
‫گِرِته.

19:19.750 --> 19:20.990
‫آنه هستم.

19:22.320 --> 19:24.990
‫ما برای مدتی اینجا خواهیم بود.

19:25.570 --> 19:29.240
‫اگه کار فیزیکی‌ای بود که
‫نیاز به کمک داشته باشید، ما در خدمتیم.

19:31.210 --> 19:34.920
‫خب، حالا. وقت جلسه‌ی کارکنان امروزه.

19:35.240 --> 19:37.650
‫بالدو، تو شروع به آماده سازی صبحانه کن.

19:37.650 --> 19:39.130
‫ردیفه.

19:39.130 --> 19:41.370
‫اسنیک، تو ظروف نقره ای رو تمیز کن.

19:42.100 --> 19:45.870
‫"فهمیدم." ... امیلی گفت.

19:46.730 --> 19:49.120
‫می-رین، تو پارچه ها رو عوض کن.

19:49.120 --> 19:50.520
‫باشه، آره!

19:50.750 --> 19:53.920
‫فینی، تو از ارباب جوان مراقبت میکنی.

19:53.920 --> 19:55.510
‫چشم!

19:55.510 --> 19:57.520
‫وایسا، چــــی؟

19:57.520 --> 19:59.540
‫من؟!

20:00.940 --> 20:05.740
‫در حال حاضر، تو تنها کسی هستی که میتونه.

20:05.980 --> 20:09.060
‫امم، ولی...

20:06.300 --> 20:08.690
‫اگه میتونست غذا بخوره،
‫یه صبحانه‌ی سبک براش ببر.

20:09.370 --> 20:10.650
‫ولی...

20:10.650 --> 20:13.170
‫اگه دیدی نمیخوره هم...

20:14.420 --> 20:16.920
‫...براش شیر گرم و عسل ببر.

20:17.900 --> 20:20.290
‫شیر؟

20:20.920 --> 20:22.130
‫وقتی سنشون کمتر بود...

20:44.490 --> 20:48.510
‫...مؤثرترین راه برای گول زدنشون بود.

20:48.950 --> 20:51.570
‫منم به سالیوان-ساما رسیدگی میکنم.

20:52.200 --> 20:54.430
‫تاناکا-سان، شما هم به کارهای همیشگیت برس.

20:55.160 --> 20:58.060
‫همه برید سراغ وظایفتون.

21:11.850 --> 21:13.200
<i>‫خدای من.</i>

21:13.860 --> 21:16.170
<i>‫اینگار آماده‌ست که سرم رو از تنم جدا کنه.</i>

21:30.160 --> 21:33.690
‫بانوی جوان، وقتشه بیدار بشید.

21:35.690 --> 21:40.690
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

21:35.690 --> 21:55.690
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

21:35.690 --> 21:55.690
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
