WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.000


00:01.070 --> 00:03.390
<i>‫فرض کنیم
‫اعلامیۀ اسکینر درست باشه،</i>

00:03.390 --> 00:07.140
<i>‫فقط شش روز دیگه مونده تا هاپنا باعث
‫اولین مرگ‌ها بین مردم بشه.</i>

00:07.140 --> 00:09.910
<i><i>‫در حال حاضر شاهد افزایش سریع تعداد
‫بیماران تب‌دار در سراسر جهان هستیم،</i></i>

00:10.000 --> 00:12.080
<i><i>‫که به نظر می‌رسه‫ اثر هاپنا باشه. </i></i>

00:12.730 --> 00:15.000
<i><i>‫بیمارستان مملو از افرادی‌ست
.که تب بالایی دارند</i></i>

00:15.130 --> 00:18.010
<i><i>‫و فشار زیادی
‫روی کادر درمان وارد شده. </i></i>

00:18.340 --> 00:21.510
<i>‫ما اکیداً از کسانی که تب دارند می‌خواهیم
...‫از رفتن به بیمارستان خودداری کنند</i>

00:21.680 --> 00:24.010
<i>‫و در عوض در منزل استراحت کنن.</i>

00:24.350 --> 00:27.470
<i>‫سقوط فجیع قیمت سهام هنوز تموم نشده،</i>

00:27.750 --> 00:31.890
<i>‫و بیشتر بورس‌های بزرگ مثل نیویورک و شانگهای تعطیل هستن.</i>

00:32.020 --> 00:34.360
<i>‫کنگره، بانک‌ها، اداره‌های پست،</i>

00:34.440 --> 00:36.270
<i>...و بقیه خدمات ‫همه تعطیل شدند</i>

00:36.300 --> 00:37.940
<i>‫و معلوم نیست کِی دوباره باز میشن.</i>

00:38.440 --> 00:41.320
<i>...احتمالش وجود داره که</i>

00:41.300 --> 00:43.780
<i>‫این آخرین یکشنبه‌ای باشه که
‫تو زندگیمون می‌بینیم.</i>

00:45.020 --> 00:53.110
<b>‫مترجم: ساکا</b>

00:45.020 --> 00:53.110
<b>@Sokka_Cave</b>

02:17.000 --> 02:19.210
...خب، اینم نتایج تحلیلی که روی اون دارویی که

02:19.200 --> 02:21.240
.کریس توی اتاق اسکینر پیدا کرد انجام دادیم

02:21.460 --> 02:24.380
یعمی ممکنه خوش‌شانس بوده باشیم و پادزهر هاپنا بوده باشه؟

02:24.550 --> 02:25.970
‫امکان نداره.

02:26.030 --> 02:28.220
‫معلوم شد یه جور داروی ضد پلاکت بوده.

02:28.530 --> 02:31.000
‫ دارویی که واسه جلوگیری از لخته شدن خونه.

02:31.000 --> 02:31.970
.ای بابا

02:32.410 --> 02:35.350
‫این دارو رو بیشتر بیمارایی استفاده می‌کنن که قلب مصنوعی دارن.

02:35.690 --> 02:36.770
‫صبر کن.

02:37.170 --> 02:39.150
‫یعنی اسکینر قلب مصنوعی داره؟

02:39.380 --> 02:41.820
،می‌دونم یه زمانی با یه مشکل قلبی دست‌وپنجه نرم می‌کرد

02:42.260 --> 02:44.990
‫ولی تا حالا نشنیده بودم
‫که اون قلب مصنوعی داشته باشه.

02:45.070 --> 02:48.240
‫شاید تو این سه سال اخیر
‫قلبش رو عمل کرده باشه؟

02:48.570 --> 02:50.660
...که در این صورت، سخته بخوای یه جراحی به

02:50.740 --> 02:52.950
.بزرگی مثل اون رو بدون این که کسی متوجه بشه انجام بدی

02:53.040 --> 02:54.450
‫همۀ سوابق پزشکی رو...

02:54.540 --> 02:57.650
‫از بیمارستان‌هایی ‫که تو سه سال گذشته 
.عمل قلب مصنوعی انجام دادن، درآوردم

02:59.750 --> 03:01.380
‫هیچی پیدا نشد.

03:02.610 --> 03:05.800
‫لعنت به اون ناقلا.
‫این دفعه دیگه چه کلکی سوار کرده؟

03:06.130 --> 03:08.760
.شاید این سری هم یه نابغۀ زیرزمینی پیدا کرده

03:08.870 --> 03:11.100
‫بابا بیخیال، آدمای اینجوری که وجود ندارن.

03:11.300 --> 03:12.680
‫پس شاید...

03:12.950 --> 03:16.680
عملشو توی بیمارستان خصوصی‌ای انجام داده که
.فقط به نخبه‌های با نفوذ خدمات میدن

03:16.890 --> 03:18.480
‫منظورت چیه؟

03:18.560 --> 03:19.850
‫تا حالا اسمشو نشنیدین؟

03:20.040 --> 03:23.020
میگن انگار یه بیمارستانی هست که
...‫صددرصد حریم خصوصی رو حفظ می‌کنه

03:23.110 --> 03:26.190
‫به شرطی که پول خیلی زیادی بابت خدمات پزشکی بدی.

03:26.280 --> 03:28.150
‫خب، به نظر میاد ارزش داره یه نگاهی بهش بندازیم.

03:28.400 --> 03:29.450
‫خب، قضیه اینه که...

03:29.740 --> 03:31.700
،‫این موضوع برای عموم مردم کاملاً ناشناخته‌‌ست

03:32.070 --> 03:34.990
‫میگن فقط با معرفی مستقیم میشه رفت توش.

03:35.040 --> 03:36.120
.درسته

03:36.200 --> 03:37.790
‫هیچ ردی از یه همچین جایی توی شبکۀ پزشکی...

03:37.870 --> 03:38.920
.پیدا نمی‌کنم

03:39.000 --> 03:41.790
‫مطمئنیم واقعاً وجود داره؟
‫یه جور افسانۀ شهری نیست؟

04:01.600 --> 04:03.150
‫اکسل، داگ...

04:04.020 --> 04:05.320
‫ممکنه با من بیاین؟

04:05.520 --> 04:06.570
‫ها؟

04:07.780 --> 04:09.610
‫اووه، این لباسا برای چیه؟

04:09.900 --> 04:11.030
‫خب...

04:11.010 --> 04:12.740
.‫شاید یه راهی داشته باشم که بریم داخل

04:20.650 --> 04:25.150
قسمت ۱۰: نمی‌تونم دلیلش رو بگم#

04:22.330 --> 04:23.380
‫اکسل...

04:23.920 --> 04:25.090
‫اکسل جیلبرتو...

04:26.340 --> 04:27.420
‫الان کجاست؟

04:45.610 --> 04:46.730
.لیلاند هستم

05:08.800 --> 05:11.630
اینجا قصری چیزیه؟

05:12.010 --> 05:14.430
.می‌خوره جایی باشه که بتمن زندگی می‌کنه

05:14.510 --> 05:16.260
‫ما رو ببر جلوی عمارت.

05:27.400 --> 05:28.610
‫ارباب جوان!

05:29.570 --> 05:32.720
‫خیلی خوشحالم که بالاخره برگشتید.

05:33.070 --> 05:35.360
‫شوخی می‌کنی؟ این خونۀ توئه؟

05:35.910 --> 05:37.700
‫اوه، از خدماتتون ممنونم.

05:37.870 --> 05:39.120
‫خروجی از اون طرفه.

05:39.540 --> 05:42.960
.عموجان، اینا راننده نیستن

05:43.040 --> 05:45.040
‫یه سری دوستن که من پیششون مونده بودم.

05:45.290 --> 05:46.500
‫خدای من!

05:47.750 --> 05:48.840
.صمیمانه عذر می‌خوام

05:49.420 --> 05:51.800
‫اجازه بدید ورودتون رو به 
.عمارت خانوادۀ آستار خوش‌آمد بگم

06:00.770 --> 06:02.890
‫خب، این «خانوادۀ آستار» دیگه کین؟

06:02.980 --> 06:04.190
‫نمی‌دونی؟

06:05.100 --> 06:07.860
‫این یه خونوادۀ اشرافیه که ‫قرن‌ها قدمت داره.

06:17.870 --> 06:21.120
‫هی، فقط من اینجوری فکر می‌کنم یا جای ما اینجا نیست؟

06:21.450 --> 06:22.650
از کجا بدونم؟

06:22.860 --> 06:23.870
.خدای من

06:24.410 --> 06:26.210
‫چه مهمونای غیر عادی‌ای امروز داریم.

06:28.460 --> 06:29.960
شما کی باشین؟

06:31.630 --> 06:34.470
‫خیلی وقته گذشته، حتی دیگه ‫اسمت هم یادم نیست.

06:35.300 --> 06:38.510
‫ چی باید بگم،
‫«پسر ولگرد برگشته»؟

06:38.590 --> 06:39.850
‫روز بخیر، خواهر.

06:40.640 --> 06:42.560
‫خیلی وقته گذشته.

06:43.220 --> 06:46.060
.هیچ «خیری» توی امروز نیست، مردک فراری

06:46.810 --> 06:49.810
‫من امروز اومدم اینجا
‫که فروتنانه یه لطفی ازت بخوام.

06:50.060 --> 06:51.190
‫جدی؟

06:51.270 --> 06:54.070
‫بعد از چهار سال یهویی پیدات شده
‫و ازم لطف می‌خوای؟

06:54.440 --> 06:55.900
‫این دفعه چیه؟

06:55.990 --> 06:57.320
‫کلاهبرداری؟ دزدی؟

06:57.780 --> 06:59.700
‫چیو می‌خوای لاپوشونی کنم؟

07:01.410 --> 07:04.450
‫بابا خیلی زحمت کشید تا تو رو تو یه مدرسۀ خوب ثبت‌نام کنه،

07:04.660 --> 07:06.750
‫ولی تو فقط گند زدی بهش!

07:08.080 --> 07:09.540
من ‫متاسفم.

07:10.040 --> 07:11.540
‫می‌دونم دردسر زیادی درست کردم.

07:11.960 --> 07:13.300
.داری کم لطفی می‌کنی

07:14.380 --> 07:15.380
.‫خواهش می‌کنم

07:16.070 --> 07:17.840
‫ممکنه منو به ‫جامعۀ پزشکی انحصاری...

07:18.380 --> 07:20.720
‫که خانوادۀ آستار ازش استفاده می‌کنه،
‫معرفی کنی؟

07:21.600 --> 07:22.810
‫به دکترای خودمون؟

07:24.560 --> 07:26.600
‫این دفعه چه نقشه‌ای داری؟

07:30.020 --> 07:31.560
.واقعاً که

07:31.810 --> 07:34.690
‫چطور تنها مرد باقی مونده توی خاندانمون
یه آدم رقت‌انگیزی مثل توئه؟

07:35.440 --> 07:38.320
‫رسم ارث مردانه دیگه قدیمی شده.

07:38.610 --> 07:42.410
‫بابا باید وقتی زنده بود
‫این رسم رو از بین می‌برد!

07:42.580 --> 07:44.790
میگم، بهتر نیست اینجا نباشیم؟

07:45.200 --> 07:46.410
‫از من نپرس.

07:46.750 --> 07:48.500
.خواهش می‌کنم منو ببخش، خواهر

07:49.100 --> 07:51.000
‫ولی اگه صلاح بدونی که شوهر کنی، اون‌وقت...

07:51.380 --> 07:53.040
‫هان؟ معلوم هست چی میگی؟

07:53.130 --> 07:55.030
‫ام... ایزابلا-ساما...

07:55.070 --> 07:58.130
‫مجبور بودم با یه لیست بلندبالا
‫از خواستگارای احتمالی ملاقات کنم!

07:58.240 --> 08:00.370
‫و از همه‌شون متنفر بودم!

08:02.090 --> 08:05.560
‫تک‌تکشون یه مشت آدمِ پول‌پرستِ 
!کثیف بودن که دنبال پولم بودن

08:07.390 --> 08:08.730
‫پس واسه من زبون درازی نکن!

08:11.190 --> 08:12.980
!نمی‌دونی چقدر سختی کشیدم

08:23.780 --> 08:26.080
.همین الان رئیس خاندان شو و کنترل رو به‌دست بگیر

08:26.160 --> 08:27.200
‫ها؟

08:28.500 --> 08:29.620
‫فقط انجامش بده.

08:29.910 --> 08:32.370
‫اون‌وقت دیگه لازم نیست از من خواهش کنی.

08:32.920 --> 08:35.670
‫هر اطلاعاتی که بخوای بدونی
‫مال خودت میشه.

08:38.550 --> 08:41.630
‫پس، بعد از اینکه سال‌ها باهام مثل یه انگل رفتار کردین،

08:42.300 --> 08:44.390
‫حالا که برادر و پدرمون مردن،

08:44.930 --> 08:46.510
‫یهو ازم می‌خوای همه چیو ‫به عهده بگیرم؟

08:47.770 --> 08:51.190
‫اصلاً یادم نمیاد پدرم وقتی بچه بودم
‫برام وقت گذاشته باشه.

08:52.980 --> 08:55.360
‫خب که چی، داری از اینکه یه بچه
‫نامشروع بودی شکایت می‌کنی؟

08:57.110 --> 08:58.110
‫کی اهمیت میده؟

08:58.900 --> 09:00.530
...‫تو هیچی نبودی جز یه بچه لوسِ یاغی

09:00.690 --> 09:02.280
‫که دائم وقتشو سر چیزای چرت‌وپرت تلف می‌کنه.

09:04.030 --> 09:05.530
...‫پدر حتی وقتی مادرم فوت کرد

09:06.410 --> 09:07.660
.نیومد سر قبرش

09:08.240 --> 09:09.370
‫دیگه چه کار باید می‌کرد؟

09:09.830 --> 09:12.210
‫علناً تو مراسم تدفین معشوقه‌ش شرکت کنه؟

09:12.190 --> 09:14.290
‫واسه همین زحمت ندادم
‫تو مراسم خاک‌سپاریش شرکت کنم.

09:15.420 --> 09:17.250
‫به‌عنوان یه انتقام کوچیک بهش نگاه کردم.

09:19.260 --> 09:20.510
‫دیگه بسه.

09:20.970 --> 09:22.510
‫اگه نیومدی که مسئولیت خونواده رو به عهده بگیری،

09:23.010 --> 09:24.550
‫پس برو و دیگه هیچ‌وقت برنگرد.

09:32.520 --> 09:34.600
‫ما اصلاً واسه چی اومدیم؟

09:35.060 --> 09:36.480
.‫احتمالاً می‌خواسته ما ببینیم

09:36.610 --> 09:37.610
‫هان؟

09:37.690 --> 09:40.150
.که اون چه زندگی‌ای داره

09:42.610 --> 09:44.240
،‫با وجود همۀ حرفایی که زدن

09:44.700 --> 09:46.370
...‫حقیقت اینه که ایزابلا-ساما بیشتر از همه

09:46.740 --> 09:49.240
منتظر ‫برگشتن شما بودن،
‫ لیلاند-ساما.

09:50.490 --> 09:53.460
‫وقتی شنیدن که رسیدین،

09:54.080 --> 09:56.630
.جوری خوشحال شد که مدت‌ها بود نشده بود

10:07.550 --> 10:09.760
‫چرا همیشه اینجوری میشه؟

10:11.350 --> 10:14.480
‫به خودم قول داده بودم که امروز ‫بحث نمی‌کنم.

10:16.150 --> 10:17.650
‫سالگرد فوت پدر،

10:17.860 --> 10:20.020
‫گل میخک سفید ‫سر قبرش گذاشته بودن.

10:20.860 --> 10:22.740
‫اونا از طرف تو بودن، مگه نه؟

10:23.820 --> 10:25.070
‫خب، راستش...

10:26.240 --> 10:27.530
‫کار تو بود دیگه، نه؟

10:28.160 --> 10:29.160
‫آره.

10:29.780 --> 10:31.990
‫باشه، چیزی که می‌خوای رو بهت میدم.

10:32.080 --> 10:33.450
‫ولی در عوض...

10:34.040 --> 10:35.860
.باید این آخره هفته رو با من بگذرونی

10:35.860 --> 10:36.460
ها؟

10:37.330 --> 10:39.340
.آخه اینه که دنیا داره تموم میشه

10:40.130 --> 10:42.880
‫و اگه قرار باشه همه چی
‫فقط چند روز دیگه تموم بشه، پس چرا که نه؟

10:43.380 --> 10:45.420
‫تو می‌تونی یه آخره هفته رو با من بگذرونی.

10:47.130 --> 10:48.140
‫باشه؟

10:48.640 --> 10:51.010
‫این شرط منه برای اینکه
‫تو رو به دکترای خودمون معرفی کنم.

10:52.260 --> 10:53.390
‫باشه.

10:54.980 --> 10:56.060
‫خب...

10:56.270 --> 10:58.770
‫قول میدم یکشنبۀ دیگه برگردم همین‌جا.

10:59.560 --> 11:00.770
‫یکشنبۀ دیگه؟

11:01.320 --> 11:02.520
‫مگه اخبار رو ندیدی؟

11:03.230 --> 11:04.280
‫گوش کن...

11:04.300 --> 11:06.700
‫دلیل اینکه این اطلاعات رو ازت می‌خوام اینه که...

11:06.720 --> 11:08.570
‫مطمئن شم که همه‌مون یه یکشنبۀ آروم دیگه داشته باشیم.

11:09.780 --> 11:10.990
‫پس خواهش می‌کنم!

11:32.350 --> 11:33.560
‫بفرمایید آقا.

11:34.140 --> 11:35.720
.ممنون که همیشه به اینجا میاین

11:41.470 --> 11:43.320
‫امیدوارم شانس باهاتون یار باشه.

11:43.340 --> 11:46.820
.‫اوه، بیخیال
‫ چیزی به اسم شانس وجود نداره.

11:48.220 --> 11:50.280
<i><i>‫وقت قبلی داشتین؟</i></i>

11:48.430 --> 11:53.440
<b>مجمع پزشکی انحصاری</b>

11:50.570 --> 11:53.740
<i><i>‫ام... من برای معاینه نیومدم...</i></i>

11:54.330 --> 11:57.710
‫میشه بهش بگین لیلاند آستار اومده؟

11:58.750 --> 12:00.210
‫خب، خب!

12:00.460 --> 12:02.840
.چه عجب از این طرفا

12:03.670 --> 12:07.210
‫تو این مدتی که ندیدمت خیلی بزرگ شدی،

12:07.550 --> 12:08.550
‫لیلاند.

12:08.570 --> 12:10.180
.خیلی وقته که ندیده بودمتون

12:10.680 --> 12:13.390
‫همۀ قرارای امروزم رو کنسل کن.

12:13.600 --> 12:15.310
...‫به هرحال که یه مشت مریضن که التماس می‌کنن

12:15.430 --> 12:17.100
‫یه کاری واسه هاپنا بکنم.

12:18.370 --> 12:21.600
‫باید اینو ببینی و یه چیزی رو برام تایید کنی.

12:21.690 --> 12:24.020
‫این ویدیو همونیه که فکر می‌کنم؟

12:24.130 --> 12:29.650
‫آره، این بخشی از فیلم دوربین‌های امنیتی مربوط به حادثۀ فرودگاه اسخیپوله.

12:29.820 --> 12:31.240
...‫ولی فکر کردم همۀ اونا رو

12:31.260 --> 12:33.370
.‫قبلاً ارتش آمریکا که تو اروپا مستقر شده بود جمع‌آوری کرده

12:33.660 --> 12:36.580
.‫خب، ما یه تیکه از اطلاعات بک‌آپ رو گیر آوردیم

12:36.600 --> 12:37.660
‫چطوری؟

12:37.790 --> 12:39.200
‫افشاگر داخلی.

12:39.710 --> 12:42.500
،‫معمولاً وقتی دنیا می‌خواد تموم بشه

12:42.580 --> 12:44.420
.آدمای این مدلی سروکله‌شون پیدا میشه

12:45.710 --> 12:46.710
‫اسکینر!

12:47.130 --> 12:49.380
‫این مال دوازده دقیقه قبل از حادثه‌ست.

12:53.430 --> 12:56.220
‫هیچ شکی توش نیست. خودشه.

12:56.370 --> 12:59.140
...‫ما فکر می‌کنیم هدف اسکینر این بوده که

12:59.220 --> 13:02.270
‫نمونۀ اولیه هاپنا رو ‫قاچاقی ببره بیرون.

13:02.830 --> 13:06.650
‫پس اسکینر حتماً می‌خواسته وجودشو به مردم لو بده.

13:06.840 --> 13:08.940
.مشکلات از اینجا شروع میشن

13:10.610 --> 13:12.490
‫من یه مدتی بود سیگارو ترک کرده بودم.

13:13.860 --> 13:17.600
‫ولی بعدش با خودم گفتم وقتی دنیا داره به آخر می‌رسه، 
دیگه چرا جلوی خودمو بگیرم؟

13:17.690 --> 13:18.650
...خب

13:19.310 --> 13:21.400
‫ما الان داریم دنبال دکتر اسکینر می‌گردیم.

13:22.290 --> 13:24.830
آیا اون اینجا عمل قلبی انجام داده؟

13:27.170 --> 13:29.670
،‫می‌دونم که نباید این اطلاعات بیمارا فاش بشه

13:29.690 --> 13:34.050
‫ولی این تنها سرنخیه که می‌تونه ما رو به اسکینر برسونه!

13:34.160 --> 13:35.640
‫پس لطفاً کمکمون کن!

13:41.250 --> 13:43.290
‫تو روز مراسم خاکسپاری پدرت...

13:43.420 --> 13:46.230
‫اومدی یواشکی تماشا کردی، مگه نه؟

13:46.260 --> 13:48.980
‫یه گوشۀ کلیسا که کسی حواسش بهت نباشه.

13:50.610 --> 13:52.190
.فهمیده بودم

13:52.780 --> 13:55.110
‫حتی بعد از اون یه کوچولو خلاف و درگیری با قانون...

13:55.660 --> 13:57.660
‫و جدا شدنت از خانوادۀ آستار،

13:58.330 --> 14:00.950
.‫می‌دونستم که ته دلت بچهٔ خوبی هستی

14:02.330 --> 14:05.210
‫فکر کنم دیگه رازداری بین دکتر و مریض کشکه، درسته؟

14:05.750 --> 14:09.590
‫راستش رو بخوای، یه جورایی منتظر بودم یکی بیاد ازم بپرسه.

14:10.630 --> 14:14.090
‫بالاخره نمی‌تونم یه همچین رازی رو
‫با خودم به گور ببرم.

14:15.470 --> 14:18.970
‫اون نیروهایی که یورش بردن
 ...نیروهای دلتا بودن، که مستقیماً از

14:19.050 --> 14:20.560
.دستور می‌گیرن US INSCOM

14:19.050 --> 14:20.560
فرماندهی اطلاعات و امنیت نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا

14:21.000 --> 14:24.020
‫ظاهراً مأموریتشون این بوده یه تروریست رو دستگیر کنن.

14:24.170 --> 14:25.300
اون طرف کیان؟

14:25.300 --> 14:27.050
.پلیس فرودگاه

14:27.800 --> 14:30.320
‫حتماً یه جور سوءتفاهمی بینشون پیش اومده.

14:44.120 --> 14:45.790
‫اینجا دیگه فیلم تموم میشه.

14:46.690 --> 14:50.590
‫خب، آخرش INSCOM اسکینر رو بازداشت کرد؟

14:50.960 --> 14:52.170
‫فکر کنم آره.

14:52.240 --> 14:55.590
‫پس همه گزارش‌ها درباره اینکه این یه حمله تروریستی...

14:55.620 --> 14:57.720
‫با سلاح‌های بیوشیمیایی بوده، دروغ بود؟

14:58.000 --> 15:01.310
‫از اونجایی که می‌دونیم اسکینر می‌خواست 
،یه مدل اولیه از هاپنا رو قاچاقی ببره بیرون

15:01.660 --> 15:04.100
...‫شکی نیست ‫که اون ماده گازی‌شکل

15:04.120 --> 15:06.140
‫همونی بوده که موقع تیراندازی از چمدونش درز کرده.

15:06.670 --> 15:08.350
‫خدای من...

15:08.810 --> 15:11.150
...‫یعنی اون مدل اولیه اونقدر قوی بوده

15:11.220 --> 15:13.780
که با اولین تماس آدما رو می‌کشته؟

15:13.890 --> 15:15.360
‫آره.

15:16.010 --> 15:19.200
‫وقتی اسکینر سه ماه بعد از این ماجرا برگشت به آزمایشگاه،

15:19.810 --> 15:21.530
‫انگار یه آدم دیگه شده بود.

15:21.770 --> 15:25.620
‫از لحاظ احساسی خودشو بسته بود،
‫و نمیذاشت کسی بهش نزدیک شه.

15:25.770 --> 15:27.500
‫و بعد، شش ماه بعدش،

15:27.530 --> 15:30.080
‫هاپنا دوباره سر و کلش پیدا شد، اونم تو یه
‫جای خیلی غیرمنتظره.

15:30.320 --> 15:33.880
‫- کجا؟
‫- زندان آیمان توی آریزونا.

15:34.120 --> 15:37.380
‫دقیقاً همون جایی که اکسل
.اون موقع توش نگهداری میشد

15:37.700 --> 15:40.580
m -370 -72 l 208 -72 208 56 -370 56

15:37.700 --> 15:40.580
<b>اطلاعات شخصی دکتر اسکینر</b>

15:39.050 --> 15:40.890
‫حدست درست از آب دراومد،

15:41.550 --> 15:44.720
‫اسکینر اینجا یه عمل جراحی قلب مصنوعی ‫داشته.

15:45.270 --> 15:47.020
‫و وضعیت بعد از عملش هم خوب بوده.

15:47.770 --> 15:52.020
‫ولی خب، هیچوقت نمیشه با اطمینان گفت که ممکنه
‫چه اتفاقی برای قلب مصنوعی بیفته.

15:52.560 --> 15:53.610
منظورتون چیه؟

15:53.760 --> 15:56.110
...قلب‌های مصنوعی جدید طوری طراحی شدن که

15:56.780 --> 16:00.360
داده‌های ضربان قلب رو
‫میشه دائماً تحت نظر داشت.

16:00.860 --> 16:04.080
،‫خب، پس ما می‌تونیم با ردیابی اون داده‌ها
‫محل اسکینر رو پیدا کنیم؟

16:04.530 --> 16:05.580
‫ایول بابا.

16:06.080 --> 16:10.080
‫طبیعتاً قرار بود ما مسئول بررسی اطلاعات اسکینر باشیم.

16:10.500 --> 16:11.540
‫ولی...

16:12.380 --> 16:15.590
‫اون بعد از اینکه مرخص شد، بلافاصله
،‫دسترسی رو رمزگذاری کرد

16:16.000 --> 16:17.710
‫و دیگه قابل ردیابی نبود.

16:18.880 --> 16:23.050
‫ما دیگه نمی‌دونیم کجاست،
.حتی نمی‌دونیم زنده‌ست یا مرده

16:27.560 --> 16:28.600
‫چیه؟

16:28.680 --> 16:31.060
.این ثابت‌افزار سیستم انتقال اطلاعاتشه

16:31.850 --> 16:35.020
‫شاید تحلیلش بتونه
.چیز بدرد بخوری رو نشون بده

16:35.770 --> 16:36.780
‫مثلاً...

16:37.110 --> 16:40.110
.اینکه یه شخص ثالثی اطلاعاتش رو زیرنظر داره یا نه

16:45.890 --> 16:48.540
.‫میلی، ممنون بابت همه چیز

16:48.600 --> 16:51.750
‫لیلاند... یه دقیقه به حرفم گوش بده.

16:52.250 --> 16:54.750
‫می‌دونم پدرت تو اون فاجعه جونشو از دست داد،

16:55.090 --> 16:58.550
‫ولی من فکر می‌کنم این که تو جون سالم به در بردی یه معنی خاصی داره.

17:00.130 --> 17:03.930
‫راستی، باید بدونی،
.پدرت خیلی راجع‌بهت حرف میزد

17:05.510 --> 17:07.510
«.اون کسیه که از همه بیشتر به من رفته»

17:08.020 --> 17:10.020
...من بیشتر از تصوراتش درکش می‌کنم»

17:10.390 --> 17:13.440
«.چون منم همیشه والدینمو خیلی اذیت می‌کردم...

17:15.020 --> 17:16.310
.این حرفارو خودش زد

17:19.400 --> 17:21.490
‫هی، وقتشه بریم.

17:22.030 --> 17:23.160
.باشه

17:23.640 --> 17:26.870
‫یه لحظه صبر کنین، بچه‌ها!
‫میشه یه خواهش کوچولو ازتون بکنم؟

17:27.620 --> 17:31.410
‫اگه تونستین اسکینر رو بگیرین،
‫می‌خوام اول بیارینش اینجا.

17:32.160 --> 17:33.500
‫به عنوان دکتر معالجش،

17:33.790 --> 17:36.630
‫اصلاً دلم نمی‌خواد این‌جوری
‫یهو بمیره رو دستم.

18:00.280 --> 18:03.650
.‫خب، خیلی ممنون که امروز باهام اومدین

18:03.800 --> 18:06.450
.خواهش. چیزای زیادی دستگیرمون شد

18:06.640 --> 18:08.120
‫و اینکه...

18:08.870 --> 18:11.290
‫راستش یه چیزی هست که باید بهتون بگم.

18:11.520 --> 18:13.410
‫در مورد جاسوس بودنت، درسته؟

18:14.330 --> 18:15.540
می‌دونستین؟

18:15.920 --> 18:17.960
.‫همه‌مون رازهای خودمونو داریم

18:18.530 --> 18:21.840
‫پس جای تعجبی نداره که تو هم یه سری رازها رو پنهون کرده باشی.

18:26.620 --> 18:30.720
.هوی، هوی، چی شده؟ نبینم گریه کنیا

18:33.460 --> 18:34.830
!گریه نمی‌کنم

18:35.630 --> 18:36.880
...دروغگو

18:36.880 --> 18:38.360
!باور کن

18:42.840 --> 18:46.150
‫عالیه!
!هنوز مانیتور ضربان قلبش فعاله

18:46.220 --> 18:48.600
‫حتی اگه این مستقیم ما رو به اسکینر نرسونه،

18:48.600 --> 18:51.740
می‌تونیم باهاش جایی که
!اون داره زیرنظر گرفته میشه رو پیدا کنیم

18:53.230 --> 18:55.520
،اون موقع، زندان آیمان

18:55.520 --> 18:59.040
همهٔ کسایی که حکم اعدام یا حبس ابد داشتن
...رو مجبور می‌کرد تا

18:59.110 --> 19:01.880
‫به‌عنوان بخشی از آزمایش‌های بالینی،
‫داروهای جدید رو مصرف کنن.

19:02.030 --> 19:05.170
‫بعدش اکسل هم واجد شرایط شد که یکی
‫از افراد مورد آزمایش باشه.

19:05.320 --> 19:08.680
‫درسته، ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ها ثبت نشدن.

19:09.180 --> 19:12.720
‫و هیچ مدرکی هم وجود نداره که بعدش چه بلایی سر زندانی‌ها اومد.

19:12.750 --> 19:16.640
‫یعنی اکسل یه جورایی مدرک زنده‌ست از آزمایش‌هاشون.

19:16.670 --> 19:20.440
‫ما ارتباطمونو با تنها شاهدی که اطلاعات داشت از دست دادیم،

19:20.460 --> 19:22.270
.‫یه دکتر از زندان آیمان

19:22.550 --> 19:25.780
‫ممکنه اکسل اون دکتر رو بشناسه.

19:32.470 --> 19:33.350
هارش؟

19:33.810 --> 19:34.980
.جزئیات باشه برای بعد

19:35.140 --> 19:38.000
‫الان، باید بری از یه شاهد محافظت کنی.

19:38.270 --> 19:41.460
‫خب، شما سه تا کجا رفتین و چه کردین؟

19:41.630 --> 19:42.900
.چیز خاصی نبود

19:42.900 --> 19:44.380
.شرم‌آوره

19:44.900 --> 19:46.840
‫چشات قرمزه.

19:46.920 --> 19:48.510
گریه کردی، نه؟

19:48.530 --> 19:50.700
!نـ ـ نخیرم

19:50.700 --> 19:52.180
!عجب

19:52.410 --> 19:53.930
.‫یه تماس از هارش داشتم

19:54.010 --> 19:55.890
.میگه باید از یه شاهد محافظت کنم

19:56.620 --> 19:57.370
!پیداش کردم

19:57.370 --> 19:58.770
کجاست؟

19:58.790 --> 19:59.880
‫بذار ببینم...

20:00.250 --> 20:04.900
‫عرض جغرافیایی ۷۳ درجه و ۹ دقیقه شمالی و 
.طول جغرافیایی ۳۳ درجه و ۷۲ دقیقه شرقی

20:05.010 --> 20:07.690
‫که میشه اسلام‌آباد، پاکستان!

20:08.340 --> 20:09.780
‫پاکستان؟

20:10.260 --> 20:12.990
.همون‌جایی که حمله‌های سایبری به شرکت دارویی رخ داد

20:13.010 --> 20:16.290
!آره، جادوگر پاپ‌کورن، همونی که دنبالش بودیم

20:16.310 --> 20:19.790
!‫خیله خب، سریع با پلیس محلی تماس می‌گیرم

20:19.870 --> 20:21.080
!‫لطفاً صبر کنین

20:21.270 --> 20:23.650
.جادوگر پاپ‌کورن دائم درحال حرکته

20:23.650 --> 20:25.570
‫اگه همین‌جوری دنبالشون کنیم،
‫دوباره فرار می‌کنن.

20:26.710 --> 20:29.170
...‫تنها راهی که می‌تونیم مکان لحظه‌ایشونو گیر بیاریم

20:29.200 --> 20:31.070
!اینه که من برم اونجا

20:31.070 --> 20:32.300
...ولی

20:32.370 --> 20:34.470
‫این آخرین شانسمونه!

20:35.180 --> 20:37.100
‫پس خواهش می‌کنم بذارید برم پاکستان!

20:38.790 --> 20:40.770
از خطراتش آگاهی دیگه، نه؟

20:40.880 --> 20:41.880
!بله

20:43.920 --> 20:45.980
:‫خیلی خب، ولی یه شرط دارم

20:47.980 --> 20:50.110
‫منم باهات میام. فهمیدی؟

20:51.340 --> 20:52.990
‫باشه!

20:55.410 --> 20:58.120
،‫اون دارویی که تو زندان آریزونا زورت کردن بخوری

20:58.450 --> 21:00.040
.‫یه نمونهٔ اولیه از هاپنا بوده

21:00.810 --> 21:04.790
.احتمالاً باقی زندانیایی که خوردن تا الان مردن

21:05.020 --> 21:06.460
‫جدی میگی؟

21:06.480 --> 21:09.170
‫تو درست بعد از تموم شدن آزمایش بالینی فرار کردی،

21:09.200 --> 21:11.220
.پس تو خبر نداری

21:11.240 --> 21:13.220
،‫ولی تنها کسی که تو این قضیه زنده مونده

21:13.470 --> 21:15.430
‫دکتر زندانه که اونجا کار می‌کرد.

21:15.450 --> 21:16.160
به یاد داریش؟

21:16.160 --> 21:18.310
.آره، باهم خوب بودیم

21:24.040 --> 21:27.320
<i><i>‫باید بری و مطمئن شی که بلایی سرش نمیاد. </i></i>

21:27.400 --> 21:30.110
‫فهمیدم. ولی، لعنتی...

21:30.320 --> 21:32.280
‫چطوری فقط من زنده موندم؟

21:48.190 --> 21:50.760
اِلنا، چیزی شده؟

21:50.840 --> 21:53.010
!نه، من خوبم

22:04.750 --> 22:06.040
‫ماجرا چیه؟

22:15.480 --> 22:18.730
<b>‫6 روز مانده...</b>

22:18.730 --> 22:26.780
<i>برای دانلود سریع زیرنویس قسمت‌های بعد با همین ترجمه به کانال زیر بپیوندید
@Sokka_Cave :آیدی کانال تلگرام</i>

23:50.030 --> 23:54.790
<b>قسمت بعدی</b>

23:50.030 --> 23:54.790
<b>دویدن با شیطان</b>
