WEBVTT

00:04.610 --> 00:06.480
‫چه حس خوبی داره...

00:07.490 --> 00:10.970
<i>‫قرار بود بی‌سروصدا و نامحسوس 
‫به عنوان یه شفادهنده زیرزمینی کار کنم،</i>

00:10.970 --> 00:14.990
<i>‫ولی اوضاع خیلی پرسروصداتر از چیزی که فکر می‌کردم شد.</i>

00:15.360 --> 00:18.740
<i>‫خیلی وقته که فرصت 
‫نکردم تنهایی استراحت کنم.</i>

00:19.190 --> 00:21.550
‫خوشحالم که اومدم اینجا.

00:38.010 --> 00:45.560
<b>‫زندگی جدید شفادهنده نابغه
‫در سایه‌ها</b>

00:42.460 --> 01:34.460
‫انجمن دنیای انیمه تقدیم میکند
‫AWSUB@

00:42.460 --> 01:34.460
‫مترجم : Malul

01:53.740 --> 01:59.290
‫تحقیقات درباره مغز متفکر پشت 
‫حمله گالم چیز زیادی رو نشون نداده.

01:59.290 --> 02:05.520
‫تنها چیزی که تونستم تایید کنم اینه که یه 
‫فرده که خودش رو "راهنما" صدا می‌کنه.

02:05.520 --> 02:06.790
‫که اینطور.

02:07.330 --> 02:08.930
‫"راهنما"...

02:08.930 --> 02:11.730
‫این اسم رو به خاطر می‌سپارم.

02:11.730 --> 02:14.110
‫و یه روزی، حسابم رو باهاش صاف می‌کنم.

02:14.550 --> 02:17.950
‫رد زیادی هم برای 
‫دنبال کردن وجود نداشت.

02:17.950 --> 02:21.840
‫مکانی که با اون 
‫مرد، آستون، ملاقات کردن، قبلاً متروکه شده بود،

02:21.840 --> 02:23.870
‫و هیچ ردی از خودشون باقی نذاشته بودن.

02:24.370 --> 02:26.750
‫خودم یه کم تحقیق کردم.

02:26.750 --> 02:29.450
‫این یارو تازه شروع کرده بود به 
‫دیدن انجمن زیرزمینی،

02:29.450 --> 02:32.500
‫و معمولاً تنها بود.

02:32.760 --> 02:36.170
‫لینگا هم همین داستان رو شنیده.

02:36.170 --> 02:40.390
‫تو دنیای خلافکارها، رسم اینه که تو
‫گذشته همدیگه سرک نکشن.

02:40.390 --> 02:43.760
‫فکر کنم از بازجویی کردن آدما
‫چیز زیادی دستگیرمون نشه.

02:43.760 --> 02:47.520
‫شوالیه‌های سلطنتی به‌عنوان یه فرد خطرناک
‫دنبالش می‌کنن،

02:47.520 --> 02:50.110
‫ولی با توجه به اینکه چقدر کامل
‫رد پاشو پاک کرده،

02:50.110 --> 02:52.860
‫احتمالاً تا یه مدتی دیگه پیداش نمیشه.

02:53.340 --> 02:54.730
‫که اینطور.

02:55.290 --> 02:57.840
‫ولی دیر یا زود برمی‌گرده.

02:57.840 --> 02:59.990
‫من که اینطور حس می‌کنم.

02:59.990 --> 03:04.370
‫آره. فکر کنم این 'راهنما'
‫هنوز یه نقشه‌هایی تو سرش داره.

03:04.370 --> 03:07.150
‫مطمئناً سروکله زدن باهاش
‫آسون نخواهد بود.

03:07.150 --> 03:10.370
‫ممکنه حتی ارتباطات عمیق‌تری 
‫تو دنیای زیرزمینی داشته باشه.

03:10.370 --> 03:14.610
‫ممنون میشم اگه شما نیمه‌انسان‌ها 
‫همینجوری الکی حدس نزنید.

03:14.610 --> 03:17.500
‫مگه خودت بیشترش حدس نزدی؟

03:17.500 --> 03:22.400
‫از کمکتون ممنونم برای 
‫اون روز، ولی نه.

03:22.400 --> 03:25.020
‫حدس‌های من فقط حدس نیستن،

03:25.020 --> 03:28.020
‫بلکه گمانه‌زنی‌هایی هستن که از 
‫تحقیقات و تجربه‌ام نشأت می‌گیرن.

03:28.020 --> 03:29.520
‫یه لحظه صبر کنید.

03:29.520 --> 03:33.270
‫میشه همتون از اون سر اتاق 
‫با همدیگه حرف نزنید؟

03:33.270 --> 03:34.980
‫یه جورایی ناجوره.

03:34.980 --> 03:37.280
‫کاریش نمیشه کرد.

03:37.280 --> 03:39.070
‫با توجه به موقعیتم به عنوان یه شوالیه سلطنتی،

03:39.070 --> 03:42.860
‫سخته که منو در حال چای خوردن سر یه میز
‫با یه گروه نیمه‌انسان ببینن.

03:42.860 --> 03:45.370
‫انگار ما خیلی دلمون می‌خواد تو سر میز ما باشی.

03:45.370 --> 03:46.740
‫خب، آروم باشید.

03:46.740 --> 03:49.120
‫تو درمانگاه دعوا ممنوع!

03:49.120 --> 03:51.500
‫تازه، من امروز رو مرخصی گرفتم
‫چون خسته‌ام!

03:51.500 --> 03:54.140
‫پس اگه مریض 
‫اورژانسی نیستی، برو بیرون!

03:58.290 --> 03:59.770
‫هی، زنوس...

04:03.260 --> 04:06.700
‫یه فکری به سرم زد.

04:06.700 --> 04:08.140
‫جدی؟

04:08.400 --> 04:12.270
‫آره. از بعد از حمله گولم‌ها خیلی
‫خسته به نظر می‌رسی،

04:12.270 --> 04:15.580
‫واسه همین فکر کردم چی می‌تونه
‫حالتو بهتر کنه.

04:15.580 --> 04:20.730
‫پس شاید... برای تنوع... 
‫ما دو تا بتونیم... بریم...

04:20.730 --> 04:22.740
‫بریم... کجا؟

04:24.240 --> 04:25.740
‫من و تو میتونیم بریم یه آب گ—

04:25.740 --> 04:26.990
‫دکتر!

04:28.070 --> 04:30.120
‫چی شده؟ چیزی یادت رفته؟

04:30.120 --> 04:32.170
‫راستش، یه پیشنهاد دارم.

04:32.170 --> 04:33.210
‫یه پیشنهاد؟

04:34.430 --> 04:37.380
‫اون قضیه گولم‌ها واقعاً
‫یه کابوس بود، مگه نه؟

04:37.730 --> 04:39.720
‫نظرت چیه بریم یه آب گرم؟

04:39.720 --> 04:41.010
‫چشمه آب گرم؟

04:41.010 --> 04:44.060
‫فکر کردم می‌تونه کمکت کنه
‫یه کم سرحال بیای!

04:44.060 --> 04:45.130
‫که اینطور...

04:45.130 --> 04:47.600
‫می‌تونه تنوع خوبی باشه.

04:47.600 --> 04:49.010
‫عالیه!

04:49.010 --> 04:50.580
‫قول دادیا، دکتر.

04:54.770 --> 04:58.110
‫چی؟ چیزی یادت رفت؟

04:58.470 --> 04:59.760
‫نه!

04:59.760 --> 05:02.350
‫لینگا یه فکر بکر داره!

05:02.350 --> 05:03.740
‫اوه، واقعا؟

05:05.570 --> 05:08.370
‫حمله‌ی گولم برای همه‌مون سخت بود...

05:08.370 --> 05:10.470
‫پس بیاین بریم چشمه آب گرم!

05:10.470 --> 05:11.870
‫چشمه آب گرم؟

05:11.870 --> 05:13.590
‫بد به نظر نمیاد، ولی...

05:12.520 --> 05:13.590
‫عالیه!

05:13.590 --> 05:15.620
‫قول دادینا، زنوس ساما!

05:19.000 --> 05:20.420
‫زنوس! فکر کنم...

05:20.420 --> 05:23.070
‫آبگرم، درسته؟! چیزی جا نذاشتی!
‫فقط می‌خوای بری آبگرم!

05:23.070 --> 05:24.380
‫همینه، مگه نه؟!

05:24.380 --> 05:26.510
‫چطور فهمیدی؟

05:26.510 --> 05:28.170
‫حتماً ما واقعاً تله‌پاتی داریم!

05:28.170 --> 05:30.540
‫شما و بقیه دخترا، شاید!

05:30.540 --> 05:32.390
‫پس بگو چرا اینقدر با هم می‌سازید!

05:35.820 --> 05:38.850
‫آقای زنوس، میخواستم ازتون بپرسم...

05:38.850 --> 05:42.050
‫چشمه آب گرم، درسته؟! تو هم میخوای بری چشمه آب گرم، مگه نه؟!

05:42.050 --> 05:43.480
‫جالب به نظر میرسه!

05:45.490 --> 05:48.380
‫چرا اینا همه‌شون اینقدر
‫گیر دادن به آبگرم؟

05:49.270 --> 05:51.740
‫به هر حال، لیلی، میخواستی در مورد چی صحبت کنی؟

05:52.880 --> 05:55.250
‫هیچی! بیخیال!

05:57.510 --> 06:04.180
‫چقدر جالبه که ببینی تلاشت برای پیشی گرفتن از رقیبات، با همون روش توسط همشون خنثی میشه.

06:04.180 --> 06:08.260
‫من هیچ وقت از تماشای کشمکش های زشت زن ها در عشق خسته نمیشم.

06:08.260 --> 06:10.400
‫به ذهنم رسیده

06:10.400 --> 06:14.140
‫که برای بالاترین رده از مردگان متحرک، سلیقه ات یه جورایی داغونه.

06:14.140 --> 06:17.670
‫و من هم خیلی وقته که به چشمه آب گرم نرفتم!

06:17.670 --> 06:19.520
‫صبر کن، تو هم میای؟

06:24.480 --> 06:26.490
‫این حمام مردونه است.

06:26.490 --> 06:27.990
‫میدونم.

06:27.990 --> 06:31.240
‫مشکلی پیش نمیاد. یه تابلو زدم که نوشته در حال تمیزکاریه.

06:31.240 --> 06:32.240
‫هوووووی!

06:34.320 --> 06:37.240
‫تمایلم اینه که یکم تهاجمی تر عمل کنم،

06:37.240 --> 06:39.380
‫ولی نمی‌خوام باعث بشم از من بدت بیاد.

06:39.880 --> 06:40.930
‫می‌فهمم...

06:41.800 --> 06:46.260
‫می‌دونی، برادرم و زیردستام می‌گن انگار تازگیاً فرق کردم.

06:46.260 --> 06:49.260
‫آره، آروم‌تر به نظر میای.

06:49.260 --> 06:53.980
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با گرگینه‌ها و اورک‌ها کنار بیام،

06:53.980 --> 06:56.790
‫چه برسه به اینکه با یه شوالیه سلطنتی گپ بزنم.

06:57.600 --> 07:01.020
‫دکتر، فکر کنم تو دنیا رو عوض می‌کنی.

07:02.020 --> 07:03.450
‫داری بزرگش می‌کنی.

07:03.450 --> 07:06.120
‫من فقط یه درمانگر زیرزمینی‌ام 
‫تو یه درمانگاه داغون.

07:07.050 --> 07:07.990
‫هی...

07:08.270 --> 07:09.230
‫چی شده؟

07:09.990 --> 07:12.380
‫چرا داری هی نزدیک‌تر و نزدیک‌تر میشی؟

07:12.380 --> 07:13.890
‫متوجه شدی، ها؟

07:13.890 --> 07:16.480
‫امیدوار بودم حرف زدن باعث بشه 
‫گاردت رو بیاری پایین.

07:16.480 --> 07:19.000
‫من احمق بودم که انتظار داشتم 
‫این قضیه عادی پیش بره!

07:20.110 --> 07:22.000
‫همونجا وایستا!

07:22.000 --> 07:24.250
‫زوفیا! نامردیه که زودتر شروع کردی!

07:25.370 --> 07:26.960
‫این حموم مردونه‌ست!

07:26.960 --> 07:28.570
‫چت شده؟

07:28.570 --> 07:29.760
‫تو چت شده؟

07:29.760 --> 07:33.010
‫لینگاً از گرما سرگیجه گرفته!

07:33.010 --> 07:34.140
‫این تابلوئه که دروغه.

07:35.510 --> 07:39.270
‫این سرگیجه باعث شده لینگا بیفته!

07:40.390 --> 07:46.610
‫ولش کن، زوفیا! لینگا داره تو بغل زنوس غش میکنه!

07:46.610 --> 07:49.740
‫اگه میخوای غش کنی، چرا انقدر قوی هستی؟!

07:49.740 --> 07:51.380
‫دست از این اداها بردارید، شما دوتا!

07:51.380 --> 07:53.360
‫آروم باشید، و مهمتر از اون، گورتونو گم کنید!

07:53.360 --> 07:54.680
‫وایسا!

07:54.680 --> 07:56.990
‫نمیذارم منو فراموش کنید!

07:56.990 --> 07:58.740
‫اصلا اون تو چیکار میکردی؟!

08:00.230 --> 08:03.000
‫من تو آب منتظر تو بودم، زنوس!

08:03.000 --> 08:04.080
‫نظرت چیه؟

08:04.080 --> 08:06.720
‫بدنم، به قول معروف، محشر نیست؟

08:06.720 --> 08:08.480
‫هوا یکم تاریکه، نمیشه درست تشخیص داد.

08:08.480 --> 08:10.510
‫این یه دعوت نبود که 
‫نزدیکتر بیای، باشه؟

08:11.590 --> 08:13.070
‫هیچ جا نمیری!

08:13.070 --> 08:15.390
‫لینگاً خیلی محشره!

08:18.260 --> 08:20.620
‫کافیه!

08:20.620 --> 08:23.390
‫شما نیمه انسان ها فکر کردید دارید چه غلطی میکنید؟!

08:23.390 --> 08:25.200
‫این حموم مردونه‌ست!

08:25.200 --> 08:27.480
‫اصلا خجالت نمیکشی؟

08:27.480 --> 08:29.980
‫پس تو اینجا چیکار می‌کنی؟

08:29.980 --> 08:32.990
‫تو هم اومدی زنوس رو ببینی، مگه نه؟

08:33.620 --> 08:39.870
‫ن-نه! فقط گم شدم و حموم مردونه رو با زنونه اشتباه گرفتم!

08:39.870 --> 08:41.380
‫عالیه، رقیبای بیشتر.

08:41.380 --> 08:43.040
‫لینگا نمیبازه!

08:43.040 --> 08:45.840
‫من برهنگی باشکوه خودم رو توی چشمات حک میکنم!

08:46.340 --> 08:48.500
‫همتون...

08:49.010 --> 08:51.670
‫برید حموم زنونه!

08:52.260 --> 08:53.360
‫چی بود؟

08:54.390 --> 08:58.890
‫حیف میشه اگه یه آدم عجیب غریبی سفر چشمه آب گرم من رو خراب کنه.

09:00.010 --> 09:02.770
‫اینکه برای یه ویزیت به فلامه، شهر چشمه های آب گرم فرستاده بشم...

09:03.430 --> 09:06.220
‫نمیدونم متوجه شد چقدر خسته ام.

09:07.120 --> 09:10.030
‫باورنکردنیه. شما سه تا خیلی بی حیا هستین!

09:10.730 --> 09:12.610
‫من این حرف رو از تو قبول نمیکنم.

09:13.120 --> 09:16.310
‫نه اینکه از قبل نمیدونستم، ولی دکتر اصلا اهل حال نیست.

09:16.310 --> 09:18.490
‫لینگا فکر میکنه اون فقط خجالت میکشه.

09:18.490 --> 09:22.370
‫امیدوار بودم بیشتر از اندام برهنه باشکوه خودم رو به نمایش بذارم!

09:22.370 --> 09:27.750
<i>‫یه جورایی عجیبه که یه گروه مختلط رو ببینی که اینجوری با هم اجتماعی حموم میکنن.</i>

09:28.940 --> 09:31.000
‫چیزی میخوای؟

09:31.000 --> 09:34.900
‫اوه، ببخشید! چیزی نیست، معذرت می‌خوام.

09:34.900 --> 09:35.800
‫اگه تو بگی.

09:36.380 --> 09:39.710
‫احتمالاً مجذوب اندام من شده بود!

09:39.710 --> 09:42.710
‫حتی زن‌های دیگه رو هم افسون می‌کنه... 
‫بدنم چقدر چقدر میتونه فریبنده باشه؟

09:42.710 --> 09:47.140
‫لینگا بعضی وقتا تعجب می‌کنه این اعتماد به نفس 
‫از کجا میاد.

09:47.950 --> 09:49.390
‫حسودیم شد.

09:50.650 --> 09:51.890
<i>‫چقدر نازه!</i>

09:53.850 --> 10:00.140
‫شاید اگه بدن بهتری داشتم، با اعتماد به نفس 
‫بیشتری می‌تونستم به حمام مردونه حمله کنم.

10:00.140 --> 10:01.180
‫"حمله"؟

10:01.620 --> 10:04.170
‫سینه همه اینقدر بزرگه.

10:04.170 --> 10:06.750
‫و مال من... نیست!

10:23.750 --> 10:25.770
‫نیازی نیست بدبین باشی.

10:25.770 --> 10:28.270
‫بالاخره هنوز داری رشد می‌کنی.

10:28.270 --> 10:31.920
‫و هیچ تضمینی نیست که 
‫سایز بزرگتر، سایز مورد علاقه باشه.

10:32.820 --> 10:36.860
‫واقعاً؟! حتی اگه کوچیک باشن، 
‫بازم ممکنه خوشش بیاد؟

10:38.590 --> 10:44.740
‫قطعاً! تو این دنیا عمق‌هایی وجود داره 
‫که بچه‌ها تصورش هم براشون سخته.

10:44.740 --> 10:47.420
‫دنیای عمق‌ها...

10:47.420 --> 10:50.070
‫دنیای سینه‌های کوچیک!

10:50.070 --> 10:54.830
‫ها؟ کارمیلا، انگار از همیشه 
‫شفاف‌تری.

10:54.830 --> 10:58.010
‫خیلی لذت‌بخشه، ممکنه در آستانه 
‫عروج باشم.

10:58.010 --> 11:02.400
‫اوه، دارم محو میشم! دارم محو میشم!

11:00.460 --> 11:02.400
‫اوه، نه! نرو!

11:02.400 --> 11:03.760
‫یه شوخی بود، البته.

11:04.150 --> 11:06.890
‫اینجوری منو نترسون!

11:06.890 --> 11:09.270
<i>‫این... یه شبحه؟!</i>

11:10.020 --> 11:12.600
‫ریشه ی تمام زندگی، به برکت تو...

11:12.600 --> 11:15.480
‫اوه، خدای من! به نظر میاد مهمونای دیگه ای هم اینجا هستن!

11:17.610 --> 11:19.170
‫وای، منو ترسوندی!

11:19.170 --> 11:21.240
‫تو هم تو این قضیه دست داری، کارمیلا؟!

11:21.240 --> 11:24.120
‫به نظر ناراحتی. می خوای بشورمت؟

11:24.120 --> 11:25.740
‫می خوای جن گیریت کنم؟!

11:26.240 --> 11:28.500
‫من... خیالاتی شدم؟

11:29.040 --> 11:32.460
‫حتما خیلی خسته ام.

11:34.660 --> 11:37.420
‫دکتر، به سلامتی موفقیت‌های پی در پی!

11:37.840 --> 11:38.950
‫به سلامتی!

11:38.950 --> 11:40.550
‫به سلامتی!

11:42.090 --> 11:43.800
‫خیلی خوب به نظر میاد!

11:46.190 --> 11:50.000
‫کریشنا، اگه می خوای 
‫اون قیافه رو بگیری، چرا فقط به ما ملحق نمیشی؟

11:51.310 --> 11:54.060
‫آره دیگه! بیا پیش ما!

11:54.400 --> 11:57.770
‫اینکه یه نگهبان نظم 
‫تو اینجور موقعیتی قرار بگیره...

11:57.770 --> 12:04.230
‫فقط یه روز مرخصی گرفتم و حالا اینجام پیش همه‌تون!

12:04.230 --> 12:07.020
‫ایده‌ی دور یه میز جمع شدن و نوشیدن...

12:07.020 --> 12:09.040
‫انگار کل ماجرای تو پیچیده‌ست.

12:09.040 --> 12:10.910
‫راستی، کارمیلا کو؟

12:11.260 --> 12:15.220
‫گفت: "من نوشیدنی‌مو تو اتاقم می‌خورم، 
‫جایی که بتونم استراحت کنم."

12:21.450 --> 12:22.800
‫من برگشتم.

12:23.390 --> 12:25.010
‫و خسته‌ام...

12:25.010 --> 12:27.560
‫غذات لذت‌بخش نبود؟

12:27.560 --> 12:29.810
‫اولش بود.

12:29.810 --> 12:34.560
‫ولی بعد یه بازی نوشیدنی شروع کردن که 
‫برنده‌ش باید رو پای من می‌نشست...

12:40.890 --> 12:44.160
‫مگه کل هدف این کار 
‫کمک به رفع خستگی من نبود؟

12:44.160 --> 12:46.780
‫اوه، اشکالی نداره.

12:46.780 --> 12:50.160
‫تا وقتی که هست از این لحظات شاد لذت ببر.

12:50.740 --> 12:54.660
‫مطمئنم که به زودی درگیر 
‫مسائل پیچیده‌تری خواهی شد.

12:54.660 --> 12:56.990
‫میشه لطفاً دیگه برام فال بد نزنی؟

12:57.960 --> 13:00.800
‫حس ششم یه شبح معمولاً درسته.

13:00.800 --> 13:03.930
‫تو اصلا چطوری اومدی اینجا؟

13:03.930 --> 13:06.680
‫فکر می‌کردم نتونی 
‫برای مدت طولانی زیر آفتاب باشی.

13:06.680 --> 13:07.900
‫با اون.

13:08.560 --> 13:13.180
‫چون بدنم غیرمادیه، می‌تونم چیزایی که بهشون وصلم رو تسخیر کنم.

13:13.180 --> 13:17.440
‫اون عصا رو تسخیر کردم، همونی که لیلی روزا دستش می‌گرفت.

13:17.440 --> 13:21.150
‫اگه بهش وصلی، یعنی وقتی زنده بودی مال تو بوده؟

13:21.550 --> 13:24.760
‫راستی، اون موقع‌ها چیکاره بودی؟

13:24.760 --> 13:28.280
‫خیلی وقت پیش بود، یادم رفته.

13:28.560 --> 13:33.950
‫حالا با این مشکلاتی که داری، بذار یه نوشیدنی برات بریزم.

13:33.950 --> 13:37.300
‫تو واقعاً دوست نداری درباره‌ی گذشته‌ات حرف بزنی، مگه نه؟

13:47.180 --> 13:48.680
‫چی شد؟!

13:48.680 --> 13:51.180
‫شوهرم گفت می‌خواد صبحانه درست کنه،

13:51.180 --> 13:54.430
‫بعد رفت آشپزخونه، و یه صدای بلند اومد...

13:54.430 --> 13:57.810
‫احتمالاً سنگ‌های جادویی آتش منفجر شدن.

13:57.810 --> 14:00.900
‫من یه شفادهنده‌ام. هر کاری از دستم بر بیاد انجام می‌دم.

14:01.710 --> 14:04.780
‫ای ریشه تمام زندگی، به برکت تو،

14:04.780 --> 14:06.400
‫بهبود خود را عطا کن.

14:06.400 --> 14:07.500
‫درمان!

14:09.160 --> 14:11.520
‫کمک‌های اولیه بهترین کاریه که اینجا می‌تونم انجام بدم.

14:11.520 --> 14:13.540
‫درمان کاملش یه مدتی طول می‌کشه.

14:13.540 --> 14:17.630
‫و با این وضعیتی که دستش داره، ممکنه دیگه هیچ وقت نتونه چاقو دستش بگیره.

14:17.630 --> 14:18.650
‫چی شد؟

14:19.170 --> 14:20.460
‫تو کی هستی؟

14:20.460 --> 14:21.790
‫یه مهمان.

14:22.240 --> 14:25.170
‫داشتم فکر می‌کردم اون انفجار چی بود.

14:25.740 --> 14:26.920
‫سوخته؟

14:26.920 --> 14:30.290
‫یه شعبه بیمارستان سلطنتی 
‫تو مرکز شهره.

14:30.290 --> 14:33.180
‫اونا احتمالا حلقه‌های جادویی 
‫پیشرفته‌تری برای درمان دارن.

14:33.180 --> 14:35.560
‫میشه کمکم کنی ببریمش؟

14:35.560 --> 14:38.560
‫تا حالا اسم این چیزا رو 
‫نشنیده بودم. جالب به نظر میاد.

14:38.560 --> 14:40.190
‫جالب؟

14:40.190 --> 14:42.770
‫ولی با این جراحت‌ها، بعید می‌دونم بهش نیاز داشته باشه.

14:44.640 --> 14:46.670
‫زنوس! چی شده؟

14:46.670 --> 14:48.950
‫یه کم آتیش‌سوزی تو آشپزخونه.

14:48.950 --> 14:50.680
‫وسیله نقلیه‌مون داره میره. بیا بریم.

14:50.680 --> 14:52.280
‫صبر کن!

14:52.280 --> 14:54.950
‫غذای اینجا خوب بود. بدم نمیاد دوباره بخورم.

14:55.240 --> 14:56.830
‫پس این یکی مهمون مایی.

14:58.330 --> 15:02.860
‫باورنکردنیه. یه آدم زخمی 
‫رو ول کردن و رفتن...

15:03.800 --> 15:05.710
‫ها؟ چی سرم اومد؟

15:05.710 --> 15:07.250
‫عزیزم!

15:07.250 --> 15:08.340
‫چطوری؟

15:07.250 --> 15:09.900
‫خدا رو شکر! خیلی خیالم راحت شد!

15:08.690 --> 15:12.470
<i>‫طلسم من این کارو کرد؟</i>

15:12.470 --> 15:15.720
<i>‫نه، آسیبش خیلی جدی بود 
‫که همچین چیزی ممکن باشه.</i>

15:15.720 --> 15:19.810
<i>‫درمان فوری اون نوع سوختگی بدون 
‫هیچ حلقه جادویی تقویتی،</i>

15:19.810 --> 15:20.850
<i>‫حتماً رتبه بالایی داره...</i>

15:20.850 --> 15:24.410
<i>‫نه، فقط یه قدیس یا یه 
‫شفادهنده نخبه می‌تونه این کارو بکنه!</i>

15:28.940 --> 15:31.200
‫و اینم از داستان.

15:31.200 --> 15:36.580
‫یه شفادهنده نخبه که بتونه 
‫سوختگی‌های شدید رو فوراً درمان کنه...

15:36.580 --> 15:40.720
‫اینا ارزشمندن. کمتر از 
‫ده نفر از اینا تو کشور هست.

15:40.720 --> 15:43.830
‫مطمئنم دولت اونو به عنوان یه سرمایه‌ی ملی می‌خوادش.

15:43.830 --> 15:47.440
‫وقتی هنوز تو شوک بودم رفت.

15:47.440 --> 15:50.140
‫یادت میاد چه شکلی بود؟

15:50.140 --> 15:53.840
‫موهای مشکی داشت، ولی غیر از اون...

15:54.560 --> 15:58.310
‫فکر کنم یادمه یکی صداش 
‫می‌زد "زنوس".

15:59.700 --> 16:03.110
‫شاید اسم مستعار باشه، 
‫پس اطلاعات زیادی نیست.

16:03.110 --> 16:07.030
‫ولی اگه کسی رو درمان کرده و 
‫رفته، آدم بدی نمی‌تونه باشه.

16:07.030 --> 16:09.940
‫مطمئنم اگه ولش کنیم بره، مشکلی پیش نمیاد.

16:09.940 --> 16:13.600
‫تازه، اگه دوباره بهش بربخوردیم، یعنی باید بیشتر تحقیق کنیم.

16:13.600 --> 16:16.390
‫آها.

16:16.390 --> 16:21.330
‫راستی، یه چیز دیگه هم یادمه 
‫که یه پالتوی مشکی داشت.

16:21.650 --> 16:25.780
‫یه شفادهنده نخبه 
‫با یه پالتوی مشکی...

16:26.590 --> 16:28.420
‫نظرم عوض شد.

16:28.420 --> 16:30.920
‫بیا هر طور شده دنبالش بگردیم.

16:30.920 --> 16:32.890
‫اوه... باشه.

16:32.890 --> 16:34.680
‫ولی چطوری؟

16:34.680 --> 16:37.020
‫اگه ثبت نام رسمی نداشته باشه،

16:37.020 --> 16:40.060
‫ممکنه شهروند قانونی نباشه.

16:40.060 --> 16:41.710
‫فکر می‌کنی از زاغه‌ها باشه؟

16:41.710 --> 16:44.190
‫البته این خیلی محدودش نمی‌کنه.

16:44.190 --> 16:46.700
‫اوه، مطمئنم از پسش برمیایم...

16:48.190 --> 16:50.750
‫نمی‌دونم چرا می‌خندی.

16:50.750 --> 16:53.070
‫یا چرا یهو نظرت عوض شد.

16:53.440 --> 16:55.700
‫فقط دلم می‌خواد ببینمش.

16:55.700 --> 16:58.030
‫به عنوان یه شفادهنده‌ی نخبه.

17:00.890 --> 17:03.080
‫ببخشید دکتر!

17:04.060 --> 17:05.080
‫مریضه؟

17:05.080 --> 17:09.920
‫نمی‌شناسمش، ولی یه عالمه خون بالا آورد و بعدش افتاد.

17:09.920 --> 17:13.140
‫ممکنه واگیردار باشه، 
‫پس کار درستی کردی.

17:13.140 --> 17:14.670
‫بذارش روی تخت.

17:21.870 --> 17:24.310
‫ریه‌هاش داغونه...

17:25.730 --> 17:27.190
‫این ذات‌الریه‌ی قرمزه!

17:27.190 --> 17:29.030
‫ذات‌الریه‌ی قرمز؟

17:29.030 --> 17:31.690
‫لیلی، زونده، برید عقب

17:32.020 --> 17:34.870
‫یه بیماری همه‌گیر بود که یه مدت پیش 
‫خیلی‌ها رو کشت.

17:34.870 --> 17:36.190
‫مورد اون هم مشابهه.

17:37.410 --> 17:41.140
‫ولی قرار بود ریه سرخ با یه درمان 
‫از بین رفته باشه...

17:41.140 --> 17:42.960
‫پس چرا باید یه عفونت جدید باشه؟

17:42.960 --> 17:46.040
‫شایدم فقط یه شباهت ساده‌ست...

17:46.040 --> 17:50.600
‫باید بگم، تشخیص خیلی خوبی بود.

17:52.870 --> 17:56.560
‫از ملاقاتت خوشبختم، درمانگر 
‫زیرزمینی از منطقه متروکه.

17:56.560 --> 18:00.800
‫من یه درمانگر نخبه از 
‫بیمارستان سلطنتی، ارناردو بکر هستم.

18:01.170 --> 18:04.040
‫شما یه درمانگر نخبه 
‫از بیمارستان سلطنتی هستید؟

18:04.040 --> 18:07.010
‫درسته، اگرچه مورد من 
‫یه کم منحصر به فرد هست از این نظر که

18:07.010 --> 18:10.310
‫من خیلی تو جادوی درمان خوب نیستم.

18:10.310 --> 18:13.220
‫صبر کن، یعنی تو واقعاً ریه سرخ داری؟

18:13.220 --> 18:14.940
‫یه کم متفاوت به نظر می‌رسید.

18:14.940 --> 18:16.240
‫آهان، اون...

18:16.240 --> 18:17.950
‫دکتر بکر!

18:20.070 --> 18:22.580
‫اوه، درمانگر قبلی!

18:20.070 --> 18:22.580
‫هی، این همون دختر مسافرخونه‌ست.

18:22.580 --> 18:24.170
‫سلام، اومین!

18:24.170 --> 18:26.450
‫با من "سلام، اومین" نکن!

18:26.450 --> 18:29.040
‫میدونی چقدر دیوونه بازیه که خودتو 
‫به مریضی جدی بزنی

18:29.040 --> 18:31.840
‫و بعد از من بخوای دنبالت بیام 
‫وقتی تو رو به این کلینیک میبرن؟!

18:31.840 --> 18:34.380
‫خب، دیگه چطوری میخواستیم پیداش کنیم؟

18:36.550 --> 18:39.430
‫میدونی، فکر میکردم به اندازه کافی 
‫ضعیفش کردم،

18:39.430 --> 18:42.140
‫ولی هنوز خیلی دردناکه.

18:42.800 --> 18:45.090
‫علائم شما به خاطر چیه؟

18:46.690 --> 18:50.940
‫یه دارویی خوردم که علائمی 
‫شبیه به ریه سرخ ایجاد میکنه.

18:51.210 --> 18:54.220
‫محلی ها خیلی محتاط هستن،

18:54.220 --> 18:58.320
‫ولی فکر کردم حاضر میشن 
‫به یه آدم به شدت بیمار کمک کنن.

18:58.320 --> 19:02.170
‫اثراتش زود از بین میره، پس نمیمیرم.

19:02.170 --> 19:05.700
‫یه دوز پادزهر هم خوردم 
‫که خیالم راحت باشه، پس خوب میشم.

19:05.700 --> 19:08.780
‫تو همچین دارویی رو 
‫کجا پیدا کردی؟

19:08.780 --> 19:11.300
‫خودم ساختمش.

19:11.300 --> 19:15.920
‫تو تلاشم برای پیدا کردن 
‫درمان ریه سرخ یه ضرورت شد.

19:15.920 --> 19:19.850
‫درمان ریه سرخ؟ پس تو...

19:19.850 --> 19:21.300
‫درسته!

19:21.300 --> 19:23.490
‫ریه سرخ، سرفه هزار روزه، 
‫سم سرخ!

19:23.490 --> 19:26.790
‫دکتر بکر درمان هایی برای 
‫تعدادی از بیماری ها پیدا کرده،

19:26.790 --> 19:30.940
‫و به خاطر تلاش هاش به رتبه ویژه 
‫درمانگر نخبه دست پیدا کرده! اون فوق العاده است!

19:33.420 --> 19:35.820
‫چیز خاصی نبود.

19:36.410 --> 19:40.080
‫وقتی شنیدم یه شفادهنده نخبه با یه پالتوی مشکی هست،

19:40.080 --> 19:43.030
‫فکر کردم شاید کسی باشه که قبلاً می‌شناختم...

19:43.030 --> 19:44.420
‫ولی انگار اشتباه می‌کردم.

19:45.450 --> 19:48.200
‫این پالتو مال شماست، درسته؟

19:48.200 --> 19:51.420
‫آره. ولی در اصل مال معلمم بوده.

19:51.420 --> 19:52.980
‫اسم معلمت چی بود؟

19:52.980 --> 19:56.420
‫نمی‌دونم. هیچ‌وقت بهم نگفت.

19:58.880 --> 20:02.930
‫اومین، نظرت چیه بالاخره اونم وارد این پرونده کنیم؟

20:03.690 --> 20:05.030
‫مطمئنی؟

20:05.030 --> 20:06.430
‫چه پرونده‌ای؟

20:07.920 --> 20:10.310
‫می‌دونم یهویی شد، زنوس،

20:10.310 --> 20:13.000
‫ولی دوست داری توی بیمارستان سلطنتی کار کنی؟

20:14.180 --> 20:17.070
‫راستش، یه مشکلی برامون پیش اومده.

20:17.070 --> 20:19.890
‫چرا باید از یه غریبه مثل من کمک بخواید؟

20:19.890 --> 20:21.700
‫موضوع یه کم حساسه،

20:21.700 --> 20:24.450
‫از اون نوع مسائلی که یه غریبه راحت‌تر می‌تونه اقدام کنه.

20:25.980 --> 20:26.950
‫بچه‌ها!

20:26.950 --> 20:29.230
‫شماها اینجا چیکار می‌کنید؟

20:29.230 --> 20:32.830
‫پرچم قرمز بالا بود، برای همین با عجله اومدیم اینجا.

20:32.830 --> 20:34.140
‫پرچم؟

20:34.140 --> 20:36.580
‫آهان، قرمز برای مواقع اضطراریه.

20:36.910 --> 20:39.300
‫حتما کارمیلا متوجه شده یه خبرایی هست.

20:39.300 --> 20:42.170
‫دوست دارم ببینم چطور میخوای دکتر رو ببری!

20:42.170 --> 20:45.590
‫آقا زنوس دعوا تو درمانگاه رو ممنوع کرده،

20:45.590 --> 20:47.940
‫پس ما اینجا بهت آسیب نمیزنیم.

20:47.940 --> 20:50.270
‫ولی یه قدم از ساختمون بیرون بذاری،

20:50.270 --> 20:53.560
‫ممکنه افراد ما از کارات خوششون نیاد.

20:55.160 --> 20:59.150
‫این نمایش اتحاد رو ببینید، همتون دارین ازش محافظت میکنید!

20:59.150 --> 21:02.820
‫نمیدونم تا حالا کدوم درمانگری تونسته همچین کاری بکنه!

21:02.820 --> 21:07.000
‫فکر کنم باید یه تجدید نظری توی روشمون بکنیم.

21:07.530 --> 21:11.950
‫بیا اینو یه قرارداد رسمی کنیم... یا بهتره بگم، یه مأموریت.

21:13.240 --> 21:15.270
‫باشه، قبوله.

21:15.270 --> 21:17.460
‫دکتر؟ مطمئنی؟

21:17.460 --> 21:21.670
‫حالا که اونا از فعالیت های زیرزمینی من خبر دارن، باید با من باشن.

21:21.970 --> 21:24.280
‫و هنوز یادمه بیمارستان مرکزی چطور

21:24.280 --> 21:27.650
‫درمان ریه سرخ رو رایگان توی زاغه ها پخش کرد

21:27.650 --> 21:30.680
‫وقتی داشت شیوع پیدا میکرد، و جون خیلی هارو نجات داد.

21:30.680 --> 21:31.990
‫درسته!

21:31.990 --> 21:35.520
‫مخالفت‌های زیادی وجود داشت، اما دکتر بکر اصرار داشت که برای ریشه‌کن کردن بیماری،

21:35.520 --> 21:37.760
‫درمان باید برای همه توزیع بشه،

21:37.760 --> 21:40.250
‫و حتی خودش هزینه اش رو پرداخت کرد!

21:40.250 --> 21:44.690
‫من فقط داشتم رویکرد علمی مناسب رو در پیش میگرفتم.

21:46.230 --> 21:48.820
‫آره، خیلی کمک بزرگی بود.

21:49.150 --> 21:52.990
‫مهمتر از اون، به نظر میاد معلم من رو میشناسی.

21:52.990 --> 21:58.500
‫اگه قبول کنی به بیمارستان سلطنتی بیای، جزئیات بیشتری رو به مرور زمان بهت میگم.

21:58.500 --> 22:02.160
‫اسمش رو گذاشتی ماموریت، ولی الان دوباره داری چونه میزنی.

22:02.160 --> 22:04.630
‫آدم زیرکی هستی، مگه نه؟

22:04.630 --> 22:06.290
‫این حرف رو خیلیا بهم گفتن.

22:06.290 --> 22:09.150
‫مطمئنم همین رو میشه در مورد تو هم گفت.

22:09.150 --> 22:12.590
‫من فقط سعی می‌کنم اونجوری که دوست دارم زندگی کنم، یعنی آروم و بی‌سروصدا.

22:13.680 --> 22:15.370
‫وقتی این موضوع حل و فصل بشه،

22:15.370 --> 22:17.480
‫در این مورد کمکت میکنم.

22:17.930 --> 22:18.990
‫برای اینکه رسمی بشه:

22:19.520 --> 22:23.830
‫به بیمارستان سلطنتی خوش اومدی، زنوس شفادهنده زیرزمینی.

23:55.540 --> 24:00.000
‫بیمارستان سلطنتی{}

23:57.170 --> 23:58.700
‫"بیمارستان سلطنتی."
