WEBVTT

00:02.590 --> 00:06.010
<i>‫دوستان مکانیکی، ربات‌های آمیکوس.</i>

00:06.760 --> 00:08.760
<i>‫یک نام کلی برای اندرویدها.</i>

00:09.720 --> 00:13.140
<i>‫آمیکوس‌ها با قوانین احترام برنامه‌ریزی شده‌اند.</i>

00:13.800 --> 00:15.640
<i>‫احترام گذاشتن به انسان‌ها.</i>

00:15.720 --> 00:18.480
<i>‫اطاعت کردن از دستورات انسان‌ها.</i>

00:18.560 --> 00:20.940
<i>‫هرگز به یک انسان حمله نکن.</i>

00:24.550 --> 00:27.550


00:24.550 --> 00:34.550
دنیای انیمه تقدیم می‌کند

00:24.550 --> 00:34.550
مترجم: سورنا

00:24.550 --> 00:34.550
زیرنویس های بیشتر درکانال تلگرامی

00:24.550 --> 00:34.550
@awsub       @SorenaSubs

02:02.790 --> 02:03.920
‫یه نگاه به این بنداز، آیدن.

02:04.710 --> 02:06.630
‫تقریباً تمومه.

02:07.380 --> 02:09.380
‫میدونی، اون پروپوزال پروژه.

02:10.340 --> 02:13.380
‫تو واقعاً یه نابغه ای، لکسی.

02:13.880 --> 02:16.140
‫وقتی فارغ التحصیل شم و به نووی رباتیکس ملحق شم،

02:16.220 --> 02:19.390
‫قطعاً از این سیستم برای ساخت ربات های آمیکوس استفاده می کنم.

02:19.970 --> 02:22.310
‫- با من بسازشون، باشه؟
‫- البته.

02:23.270 --> 02:24.270
‫و...

02:27.060 --> 02:29.480
‫اگه بتونم با استفاده از این مشخصات
‫یه آمیکوس بسازم،

02:29.980 --> 02:32.360
‫می خوام فقط از اطلاعات ظاهری تو استفاده کنم.

02:32.440 --> 02:34.320
‫داری میگی می خوای منو تبدیل به یه ربات آمیکوس کنی

02:34.400 --> 02:35.700
‫و مثل یه برده بهم دستور بدی؟

02:37.070 --> 02:40.370
‫به نظر من، چهره تو درجه یکه.

02:41.200 --> 02:42.580
‫میتونم مخالفت کنم؟

02:42.660 --> 02:44.830
‫یه مدل تولید انبوه نخواهد بود.

02:44.910 --> 02:46.420
‫یه مدل سفارشی خواهد بود.

02:46.920 --> 02:50.550
‫این تحقیق همیشه
‫برام خاص بوده.

02:51.250 --> 02:55.050
‫به همین دلیله که فقط می خوام از بهترین و خاص ترین اطلاعات استفاده کنم.

02:55.630 --> 02:56.760
‫متوجه شدی؟

02:57.260 --> 03:01.930
‫این یعنی تو برام از همه خاص‌تری.

03:05.350 --> 03:09.190
‫من می‌خوام کد سیستم اصلی هارولد رو
‫برای دیدن همه دنیا آپلود کنم.

03:10.480 --> 03:16.150
‫اونوقت، لکسی، تو میری زندان
‫و مدل‌های آر اف تعطیل میشن.

03:16.740 --> 03:19.240
‫پس انگیزه اصلیت از اول همین بود،
‫از سوءاستفاده از ظاهرت

03:19.320 --> 03:20.950
‫برای حمله به آدم‌های مرتبط با مدل‌های آر اف،

03:21.030 --> 03:26.370
‫و دزدیدن و استفاده از من
‫برای افشای کد سیستم هارولد؟

03:26.960 --> 03:29.040
‫البته هیچ کدومش جواب نداد.

03:29.130 --> 03:32.210
‫ولی به لطف دزدیده شدن
‫و زندانی شدن توسط ماروین،

03:32.300 --> 03:36.090
‫من می‌تونم مستقیماً
‫خودم هارولد رو اینجوری تحلیل کنم.

03:36.840 --> 03:39.430
‫کاری کردی که به نظر برسه
‫ماروین کنار رودخونه مرده

03:39.510 --> 03:42.010
‫تا ما دیگه دنبالش نگردیم؟

03:42.810 --> 03:46.100
‫خب، معلومه که می‌فهمیدی
‫کار من بوده.

03:46.810 --> 03:49.850
<i>‫من ماروین آسیب‌دیده رو خیلی وقت پیش پیدا کردم.</i>

03:50.350 --> 03:54.110
<i>‫جعبه سیاه اون خیلی مشکل داشت،
‫حتی منم نتونستم درستش کنم.</i>

03:54.900 --> 03:58.990
‫من از اون موقع تا حالا
‫اونو تو اون ویلا پنهون کردم.

04:01.030 --> 04:04.660
<i>‫نمی‌خواستم با پسر دوست‌داشتنیم خداحافظی کنم.</i>

04:06.250 --> 04:08.210
‫پسر دوست‌داشتنی؟

04:08.290 --> 04:10.370
‫چه حرفیه وقتی سرشو قطع کردی.

04:12.210 --> 04:14.710
‫چون این مهم‌ترین قسمت یه آمیکوسه.

04:15.340 --> 04:17.630
‫من اونو سالم نگه داشتم.

04:17.720 --> 04:21.840
‫تو سر ماروین رو گذاشتی روی بدن ریب.

04:24.600 --> 04:25.890
‫عالیه، مگه نه؟

04:26.470 --> 04:29.230
‫یا همه چی یا هیچ چی،
‫برای همین یه تغییراتی تو کد سیستم دادم،

04:29.310 --> 04:32.480
‫و اون واقعاً شروع کرد به حرکت کردن.

04:32.560 --> 04:39.450
‫پس از همون اول می‌دونستی که فورمن
‫مرد پشت حملات مدل‌های آر اف بوده.

04:40.740 --> 04:45.490
‫تو ماژول رانندگی ربات نگهبان آمیکوس رو دستکاری کردی
‫تا فورمن بتونه فرار کنه،

04:45.580 --> 04:50.620
‫کاری کردی ماروین اون رو بدزده و زندانی کنه،
‫همه اینا بخاطر این بود که بتونی خاطراتش رو بازنویسی کنی.

04:51.870 --> 04:53.710
‫چه خاطراتی رو
‫می‌خواستی بازنویسی کنی؟

04:53.790 --> 04:55.170
‫این.

04:55.920 --> 04:57.590
‫کد سیستم هارولد؟

04:57.670 --> 05:01.180
‫بازرس سایبری هیدا، لکسی جرمی مرتکب شده
‫که تو ازش خبر نداری.

05:01.680 --> 05:04.600
‫این کد حاوی راز
‫مدل‌های RF هست.

05:05.510 --> 05:08.180
‫راز مدل‌های RF؟

05:08.270 --> 05:11.640
‫لکسی، همه چیز رو
‫به بازرس سایبری اعتراف کن.

05:12.520 --> 05:16.110
‫وگرنه همینجا
‫مغزتو متلاشی می‌کنم.

05:16.190 --> 05:17.440
‫فورمن!

05:18.320 --> 05:19.900
‫باشه، فهمیدم.

05:20.820 --> 05:23.530
‫ولی این تویی که قراره
‫از این کار پشیمون بشی.

05:24.700 --> 05:27.030
‫اسمش سیستم شبیه‌سازی عصبیه.

05:27.700 --> 05:30.330
‫مگه ما پیشرفت‌های بزرگی
‫در درک شبکه عصبی انسان نداشتیم

05:30.410 --> 05:33.710
‫از وقتی که همه شروع کردن
‫به استفاده از سیستم Your Forma؟

05:34.460 --> 05:37.550
‫حتی متخصصان الفینستون هم سعی کردن
‫روی کاربردهای عملی تحقیق کنن

05:37.630 --> 05:40.880
‫ولی همه‌ش به شکست
‫منتهی شد.

05:41.380 --> 05:44.090
‫و اون نظریه فراموش شد.
‫تا اینکه من وقتی دانشجو بودم دوباره پیداش کردم.

05:44.680 --> 05:49.100
‫تحقیقات من تا زمانی که
‫به نوا روباتیکس ملحق شدم، کامل شده بود.

05:49.810 --> 05:52.940
‫تنها کاری که باید می‌کردم این بود که منتظر زمانی
‫باشم که بهش نیاز باشه.

05:53.020 --> 05:57.480
‫و اون زمان جشن الماس ملکه بود،

05:58.020 --> 06:00.190
‫جایی که نوا روباتیکس ربات‌های
‫آمیکوس رو بهش هدیه داد.

06:00.860 --> 06:03.360
‫ربات‌های آمیکوسی که به ملکه هدیه داده شدن

06:03.450 --> 06:05.700
‫باید پیشرفته‌ترین
‫فناوری رو می‌داشتن.

06:06.370 --> 06:09.240
‫خب، من مدل‌های آر اِف رو اسم گذاشتم

06:09.330 --> 06:13.290
‫"هوش مصنوعی چندمنظوره نسل بعد."

06:13.370 --> 06:16.830
<i>‫موجودیتی که فرایند فکری کاملاً متفاوتی</i>

06:16.920 --> 06:18.170
<i>‫نسبت به اندرویدهای تولید انبوه داره.</i>

06:18.920 --> 06:22.010
<i>‫ماشین‌های جدیدی با سیستمی مشابه
‫شبکه عصبی مغز انسان،</i>

06:22.090 --> 06:25.970
<i>‫ماشین‌هایی که سیستم شبیه‌سازی عصبی
‫در اون‌ها تعبیه شده.</i>

06:26.640 --> 06:27.640
‫اون‌ها...

06:28.180 --> 06:29.600
‫مدل‌های آر اِف بودن.

06:29.680 --> 06:33.730
‫من چیزی رو ساختم که
‫هیچ‌کس تا حالا موفق به ساختنش نشده بود.

06:34.310 --> 06:35.350
‫من مخالفش بودم.

06:35.850 --> 06:38.480
‫جعبه سیاه اون‌ها خیلی بزرگ می‌شد.

06:39.570 --> 06:42.400
‫اما لکسی به حرف من گوش نکرد.

06:43.030 --> 06:46.530
‫به همین خاطر تیم توسعه رو ترک کردم.

06:47.240 --> 06:49.740
‫تا یه حفره بزرگ توی تیم ایجاد بشه.

06:50.490 --> 06:54.000
‫و شاید این باعث بشه که اون مجبور بشه
‫پروژه رو تغییر بده.

06:55.120 --> 06:56.120
‫اما بعد از اینکه من رفتم،

06:56.210 --> 06:58.380
‫مدل‌های آر اِف تاییدیه

06:58.460 --> 07:01.380
‫از کمیته بین‌المللی اخلاق هوش مصنوعی رو گرفتن
‫و تولید شدن.

07:02.090 --> 07:04.470
‫داری میگی اون به آی اِی ای سی دروغ گفته؟

07:04.550 --> 07:08.510
‫آی اِی ای سی از نظر من فقط یه باشگاه
‫از آدم‌های نادونه.

07:09.300 --> 07:11.470
‫اون‌ها به راحتی با یه
‫پیشنهاد جعلی گول خوردن.

07:12.100 --> 07:15.810
تیم توسعه و معاون مدیر آنگوس هم در جریان بودن؟

07:16.480 --> 07:18.270
‫نه. هیچ‌کس نمی‌دونست.

07:18.770 --> 07:22.610
‫فریب دادن اون‌ها هم به همون آسونی بود، با استفاده از
‫یه سیستم ساختگی برای پوشوندن سیستم واقعی.

07:23.110 --> 07:28.360
‫اما برخلاف اون‌ها، آیدن فهمید که
‫سیستم شبیه‌سازی عصبی چیه.

07:28.990 --> 07:32.540
‫به خاطر همینه که تونست کد اصلی رو اینجوری بکشه بیرون.

07:32.620 --> 07:37.620
‫تو در مورد اینکه جعبه سیاه ها چقدر بزرگ میشن ساکت موندی

07:37.710 --> 07:39.290
‫تا وقتی که تحقیقات شروع شد، مگه نه؟

07:39.830 --> 07:41.750
‫تو نمیتونستی مسئولیتش رو به عهده بگیری.

07:42.500 --> 07:44.090
‫من همیشه از این بابت پشیمون بودم.

07:44.760 --> 07:49.090
‫از اینکه کمک کردم ربات های آمیکوس رو توسعه بدیم
‫که یه روزی بتونن انسان ها رو تهدید کنن.

07:50.430 --> 07:53.100
‫اما بیشتر از همه،
‫از این پشیمون بودم که نتونستم جلوشو بگیرم.

07:54.020 --> 07:56.680
‫از اینکه وایستادم و دیدم
‫که اون استانداردهای اخلاقی رو زیر پا گذاشت.

07:56.770 --> 07:58.020
‫اخلاق؟

07:58.770 --> 08:01.650
‫تو خیلی به قوانین پایبندی، هان؟

08:02.820 --> 08:04.860
‫برخلاف من.

08:06.070 --> 08:07.610
‫ولی من تعجب کردم.

08:07.700 --> 08:10.070
‫وقتی رفتم ویلا تا اوضاع رو بررسی کنم،

08:10.160 --> 08:13.410
<i>‫ماروین مرده بود و تو بیهوش بودی.</i>

08:13.990 --> 08:18.160
<i>‫علاوه بر اون، آیدن و هارولد هم هر دو رفته بودن.</i>

08:18.750 --> 08:21.630
‫و بعد تو اومدی اینجا.

08:21.710 --> 08:25.170
‫تو هم درست مثل من فهمیدی، درسته؟

08:25.800 --> 08:30.180
‫که اون به تجهیزات بزرگ نیاز داره
‫تا کد سیستم هارولد رو بکشه بیرون.

08:31.590 --> 08:36.600
‫آیدن، من فکر میکردم من و تو
‫مثل هم هستیم.

08:36.680 --> 08:39.640
‫ولی انگار فقط من بودم
‫که خاص به دنیا اومدم.

08:39.730 --> 08:45.570
‫من یه موجودیت کاملاً جدید ساختم
‫که میتونه برای خودش فکر کنه.

08:47.490 --> 08:51.450
‫به نظر میاد دیگه هیچوقت نمیتونیم با هم کنار بیایم.

08:52.110 --> 08:54.030
‫تو میخواستی ما با هم کنار بیایم؟

08:54.830 --> 08:56.540
‫به خاطر اینه که تو آدم خوبی هستی.

08:57.620 --> 08:59.160
‫تو همیشه همینطور بودی.

08:59.960 --> 09:02.080
‫یه زمانی از این قسمتت خوشم میومد.

09:02.630 --> 09:05.630
‫ولی دلت واسش نمیسوزه؟

09:06.130 --> 09:08.260
‫حتی با اینکه هارولد هیچ کار اشتباهی نکرده،

09:08.340 --> 09:12.180
‫به خاطر کاری که تو کردی، خاموش میشه.

09:13.760 --> 09:16.260
‫ایدن. مدل آر اف...

09:16.970 --> 09:20.020
‫هارولد یه بچه خیلی مهم برای منه.

09:20.600 --> 09:23.810
‫پس فقط کد سیستمش رو بهم پس بده!

09:28.690 --> 09:29.780
‫دکتر لکسی!

09:32.860 --> 09:34.820
‫بازرس سایبری! آپلودش کن!

09:34.910 --> 09:36.160
‫پاکش کن.

09:36.240 --> 09:39.040
‫تو هم نمیخوای هارولد خاموش بشه، مگه نه؟

09:40.160 --> 09:41.160
‫خاموش...

09:45.840 --> 09:48.590
‫چرا به حرفم گوش نمیدی؟

09:49.760 --> 09:51.340
‫تو طرف اونی،

09:51.920 --> 09:53.090
‫بازرس سایبری؟

09:54.090 --> 09:55.510
‫ایدن.

09:56.220 --> 09:58.010
‫تو نمیفهمی.

09:58.720 --> 10:00.600
‫اون چیز قطعا برای خودش فکر میکنه.

10:01.230 --> 10:02.850
‫ولی افکارش،

10:03.350 --> 10:04.600
‫محاسباتش

10:05.310 --> 10:06.770
‫یه سیاهچاله بی انتهاست.

10:07.400 --> 10:10.440
‫این چیزی نیست که ما بتونیم هیچوقت بفهمیمش.

10:12.400 --> 10:16.280
‫فکر کنم باید یاد بگیرم که بیشتر درکت کنم.

10:17.490 --> 10:20.490
‫واقعا آرزو میکنم میتونستم یه نگاهی به ذهنت بندازم.

10:21.120 --> 10:22.870
‫مثل وقتی که غوص مغزی میکنم.

10:24.370 --> 10:27.750
‫منم آرزو می‌کنم می‌تونستم تو وجودت غرق بشم.

10:29.880 --> 10:31.880
‫من کد سیستم رو تحویل می‌گیرم.

10:32.470 --> 10:33.470
‫ایدن فورمن،

10:34.180 --> 10:37.550
‫شما به جرم حمله و ربودن هارولد

10:37.640 --> 10:42.480
‫و حملات متعدد مدل‌های آر اف، بازداشت هستید.

10:43.520 --> 10:45.900
‫دروغ‌هات باید باورپذیرتر باشن.

10:47.860 --> 10:49.320
‫منو ببخش.

10:59.620 --> 11:00.830
‫نگفتم؟

11:01.870 --> 11:03.870
‫تو قراره از این کار پشیمون بشی؟

11:25.690 --> 11:26.690
‫دکتر لکسی...

11:28.400 --> 11:30.020
‫من منموسین‌ها رو پاک کردم.

11:30.610 --> 11:34.280
‫منموسین‌های اون از راز مدل‌های آر اف و مکالمه‌ای که الان داشتیم.

11:35.070 --> 11:36.360
‫بازرس سایبری.

11:36.900 --> 11:38.410
‫ماروین بی‌گناه بود.

11:39.120 --> 11:43.120
‫اون فقط بعد از اینکه من تغییرش دادم به تو
‫و هارولد حمله کرد.

11:43.740 --> 11:48.250
‫چون بهش یاد دادم هر کسی رو که سعی کنه
‫ایدن رو آزاد کنه، از بین ببره.

11:49.380 --> 11:50.460
‫پس فرق داره

11:51.290 --> 11:52.800
‫با اتفاقی که برای استیو افتاد.

11:54.210 --> 11:55.210
‫دکتر لکسی.

11:56.010 --> 11:58.760
‫من باید شما رو دستگیر کنم.

12:00.050 --> 12:01.260
‫می‌دونم.

12:02.560 --> 12:03.640
‫آخ...

12:04.470 --> 12:06.680
‫- دکتر لکسی.
‫- چیه؟

12:07.310 --> 12:09.690
‫ربات‌های آمیکوس با
‫سیستم شبیه‌سازی عصبی...

12:09.770 --> 12:12.570
‫مدل‌های آر اف با یک شبکه عصبی
‫دقیقاً چطور شبیه انسان هستن؟

12:12.650 --> 12:13.820
‫با ما انسان‌ها فرق دارن؟

12:13.900 --> 12:16.440
‫اونا شخصیت‌های خودشون رو دارن،

12:17.360 --> 12:19.450
‫و تو گفتی یاد می‌گیرن و رشد می‌کنن.

12:19.530 --> 12:21.410
‫این اونا رو انسان نمی‌کنه؟

12:21.490 --> 12:23.910
‫اینقدر خودتو دست کم نگیر.

12:24.660 --> 12:26.910
‫انسان رو نمیشه به این آسونی ساخت.

12:27.660 --> 12:30.540
‫پس دقیقا دستیار بازرسی سایبری لوکرافت چیه؟

12:31.250 --> 12:32.540
‫اون خانوادشو دوست داره،

12:32.630 --> 12:35.760
‫وقتی یه آدم مهم رو از دست میده ناراحت میشه...

12:36.460 --> 12:39.800
‫ولی یه جنبه‌ی بی‌رحم و رباتیک هم داره...

12:39.880 --> 12:41.300
‫نمی‌دونم.

12:41.890 --> 12:46.850
‫چیزهایی که برای شبیه شدن به انسان ساخته میشن، لزوماً شبیه انسان نمیشن.

12:47.770 --> 12:52.810
‫حتی ویکتور فرانکنشتاین هم قصد نداشت یه هیولا خلق کنه، می‌دونی.

12:54.070 --> 12:55.900
‫از اونجایی که نمی‌تونیم به مغز یه ربات آمیکوس نفوذ کنیم،

12:55.980 --> 12:57.740
‫نمی‌تونیم فرایندهای فکریشون رو کشف کنیم.

12:58.440 --> 13:01.490
‫"شما تصمیم می‌گیرید که ما چی هستیم."

13:02.030 --> 13:05.330
‫این چیزیه که احتمالاً ماروین میگه.

13:09.250 --> 13:10.330
‫دکتر لکسی.

13:11.330 --> 13:12.710
‫من یه کارآگاهم.

13:13.460 --> 13:15.630
‫باید از قانون پیروی و ازش حمایت کنم.

13:16.250 --> 13:19.130
‫اما نمی‌تونم کد سیستم رو بخونم یا بفهمم.

13:19.220 --> 13:24.180
‫پس نمی‌تونم بگم که آیا سیستم شبیه‌سازی عصبی واقعاً وجود داره یا نه.

13:25.760 --> 13:26.760
‫ممنون.

13:26.850 --> 13:29.930
‫می‌دونستم از هارولد محافظت می‌کنی.

13:32.850 --> 13:34.060
‫هی، بازرس سایبری.

13:34.730 --> 13:38.360
‫اگه هنوزم هارولد رو به عنوان
‫دستیار بازرسی سایبری‌تون می‌خواید،

13:38.860 --> 13:41.320
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم.

13:41.400 --> 13:43.990
‫قوانین احترام چیا هستن؟

13:44.820 --> 13:46.740
‫احترام گذاشتن به انسان‌ها.

13:46.830 --> 13:49.160
‫اطاعت کردن از دستورات انسان‌ها.

13:49.660 --> 13:51.830
‫هرگز به یک انسان حمله نکردن.

13:52.620 --> 13:55.710
‫ولی عجیبه.

13:56.380 --> 14:00.590
‫ربات‌های آمیکوس تولید انبوه
‫فقط طوری رفتار می‌کنن که انگار دارن فکر می‌کنن.

14:01.220 --> 14:04.930
‫چطور انتظار دارید چیزهایی که حتی
‫مفهوم حمله به انسان رو ندارن،

14:05.010 --> 14:07.600
‫از قوانین احترام اطاعت کنن؟

14:08.140 --> 14:12.060
‫ربات‌های آمیکوس طوری ساخته شدن
‫که شبیه انسان‌ها باشن.

14:12.890 --> 14:17.270
‫ولی هر کاری که ما انسان‌ها می‌کنیم خوب نیست.

14:17.360 --> 14:20.030
‫برای همین مردم از یک آمیکوس می‌ترسن
‫و بهش مشکوک میشن

14:20.110 --> 14:22.070
‫که ممکنه از کنترل خارج بشه و به یه انسان حمله کنه.

14:22.150 --> 14:24.700
‫یا یه شورش به راه بندازه.

14:24.780 --> 14:29.370
‫حتی با اینکه
‫ربات‌های آمیکوس تولید انبوه

14:29.450 --> 14:32.500
‫اونقدرها هم باهوش نیستن که به انسان‌ها آسیب بزنن.

14:33.290 --> 14:37.290
‫ربات‌های آمیکوس با قوانین احترام محدود شدن.

14:37.380 --> 14:40.460
‫همین برای اینکه یه کاربر احساس امنیت کنه کافیه.

14:40.960 --> 14:46.720
‫چون به همه آمیکوس‌ها یاد دادن که با قوانین احترام برنامه‌ریزی شدن.

14:46.800 --> 14:49.760
‫طبیعتاً، همین موضوع برای مدل‌های RF هم صدق می‌کنه.

14:50.930 --> 14:54.480
‫اما سیستم شبیه‌سازی عصبی
‫در مدل‌های RF

14:54.560 --> 15:01.320
‫علاوه بر یک جعبه سیاه بسیار عمیق و گسترده،
‫یک فرایند فکری منحصر به فرد داره.

15:02.320 --> 15:05.400
تو هم باید تا الان متوجه شده باشی،  مگه نه؟

15:06.570 --> 15:09.490
‫مقررات کمیته بین‌المللی اخلاق هوش مصنوعی بیان می‌کنه

15:09.580 --> 15:13.580
‫هر سیستمی که از قوانین احترام پیروی نکنه، باید حذف بشه.

15:14.250 --> 15:19.000
‫هیچوقت نگفته سیستم‌هایی که "نمیتونن" قوانین احترام رو نصب کنن باید حذف بشن.

15:19.670 --> 15:24.050
‫در واقعیت، قوانین احترام اصلا وجود خارجی نداشتن.

15:42.480 --> 15:44.440
‫دستیار بازرسی سایبری، صدای منو میشنوی؟

15:47.280 --> 15:49.410
‫به عبارت دیگه،

15:49.910 --> 15:51.240
‫پرونده تقریبا بسته شده.

15:52.540 --> 15:54.330
‫خوشبختم که ما در انگلستان هستیم.

15:55.000 --> 15:57.120
‫میتونم بدون سفارش قطعات تعمیر بشم.

15:57.210 --> 15:58.250
‫تو...

15:58.330 --> 15:59.330
‫شوخی بود.

15:59.830 --> 16:02.710
‫ممنون که نجاتم دادی، بازرس سایبری.

16:04.010 --> 16:05.590
‫میدونستی، مگه نه؟

16:06.300 --> 16:08.130
‫که دکتر لکسی مشکوک بود.

16:08.720 --> 16:09.720
‫بله.

16:09.800 --> 16:10.930
‫متوجه شدم که مشکوک بوده

16:12.140 --> 16:14.520
<i>‫من در مورد ویلا از ریب شنیدم،</i>

16:14.600 --> 16:17.230
<i>‫و لباس‌های شسته شده‌ای که تو حیاطش خشک میشدن یه لکه سیاه داشتن.</i>

16:17.890 --> 16:19.650
<i>‫به احتمال زیاد از مایع خنک کننده بود</i>

16:19.730 --> 16:22.110
<i>‫که وقتی سر ماروین رو برید، ملحفه‌ها رو لکه‌دار کرد.</i>

16:22.860 --> 16:27.030
<i>‫بزرگترین سرنخ دیدن دکتر لکسی در رستوران بود</i>

16:27.110 --> 16:29.450
<i>‫اون طرف خیابون میخانه، شبی که فورمن تو رو دزدید.</i>

16:29.950 --> 16:32.160
<i>‫نمیدونم به چه منظوری،</i>

16:32.240 --> 16:35.330
<i>‫اما به نظر میرسه که اون در اصل قصد داشته فورمن رو بدزده.</i>

16:35.410 --> 16:39.750
‫چرا اون اینقدر تلاش کرد برای دزدیدن فورمن؟

16:40.420 --> 16:44.000
‫استفاده از ماروین برای زندانی کردنش هم عجیب بود.

16:44.880 --> 16:47.260
‫هیچی بهت نگفت؟

16:47.800 --> 16:49.840
‫من خیلی تمرکز کرده بودم روت که نجاتت بدم.

16:49.930 --> 16:51.640
‫و فورمن.

16:52.260 --> 16:54.560
‫چرا منو گذاشت توی این محفظه؟

16:54.640 --> 16:58.060
‫فکر کنم میخواست تغییرت بده.

16:59.100 --> 17:02.860
‫اون میخواست اعتبار دکتر لکسی رو از بین ببره.

17:03.560 --> 17:07.900
‫شاید میخواست با به آشوب کشوندن تو، شهرتش رو نابود کنه.

17:07.990 --> 17:11.660
‫از بین بردن اعتبارش نباید تنها هدفش بوده باشه.

17:12.160 --> 17:14.740
‫مگه تو شیرجه مغزی به من نگفته بودی که

17:15.490 --> 17:18.540
‫که اون از روی حس مسئولیت این کار رو کرده.

17:19.410 --> 17:20.790
‫یه سری جزئیات رو نگفتم.

17:21.540 --> 17:24.290
‫اون حس میکرد مسئولیتشه که،

17:25.460 --> 17:27.710
‫"دکتر لکسی رو سرنگون کنه."

17:28.380 --> 17:29.880
اون ‫مشکلات روانی داشت.

17:29.970 --> 17:32.390
‫واسه همین گفتی باید روانکاوی بشه؟

17:33.470 --> 17:35.810
‫ببخشید، رئیس توتوکی داره زنگ میزنه.

17:36.430 --> 17:38.640
‫الان برمیگردم، همینجا استراحت کن.

17:39.140 --> 17:41.020
‫بازرس سایبری، تو واقعا تلفن داری...

17:58.450 --> 17:59.750
‫کمیته اخلاق هوش مصنوعی
‫مرکز اصلی لندن

17:59.830 --> 18:00.830
‫یک هفته بعد

18:00.910 --> 18:02.920
<i>‫به عبارت دیگه، حملاتی که توسط هر دو مدل RF انجام شد</i>

18:03.000 --> 18:05.500
<i>‫به خاطر تغییر کدشون توسط دکتر کارتر بوده.</i>

18:06.090 --> 18:09.840
‫اون مخفیانه داشت تحقیق میکرد که چطوری ربات های آمیکوس رو وادار به حمله به انسان ها کنه.

18:10.510 --> 18:13.970
‫به نظر میرسه اون استیون و ماروین رو هم به عنوان بخشی از تحقیقاتش تغییر داده.

18:14.590 --> 18:15.970
‫هارولد چی؟

18:16.550 --> 18:19.350
‫ما معاینه‌اش کردیم و هیچ مشکلی پیدا نکردیم.

18:21.140 --> 18:27.020
‫آیا نوا روباتیکس همچنان میتونه
‫ایمنی مدل آر اف رو تضمین کنه؟

18:27.110 --> 18:28.110
‫بله.

18:29.030 --> 18:31.530
‫همونطور که توی پیشنهادی که چند روز پیش ارائه دادم نوشتم،

18:31.610 --> 18:34.450
‫مدل آر اف یک ربات امیکوس فوق العاده امنه.

18:34.530 --> 18:37.160
‫این نوع مشکل دیگه تکرار نخواهد شد.

18:38.030 --> 18:40.910
‫پس من به حرفتون اعتماد می کنم، آقای مدیر انگس.

18:41.410 --> 18:42.410
‫بله.

18:43.080 --> 18:44.710
‫خسته نباشید، بازرس سایبری هیدا.

18:44.790 --> 18:49.670
‫شما فردا به سن پترزبورگ
‫برمی گردید؟

18:49.750 --> 18:51.800
‫از وقتتون توی لندن لذت بردید؟

18:52.510 --> 18:53.510
‫بله.

18:53.590 --> 18:55.300
‫خیلی زیاد.

18:56.970 --> 18:57.970
‫بازرس سایبری.

18:58.850 --> 19:04.140
‫آیا چیزی که به رئیس گفتید تنها انگیزه دکتر لکسی بود؟

19:04.980 --> 19:07.560
‫شما یه غوص مغزی تو ذهنش زدید، درسته؟

19:08.190 --> 19:09.770
‫نتونستم.

19:10.940 --> 19:15.400
‫همونطور که خودتون میدونید، دکتر لکسی
‫خاطرات فورمن رو به طور کامل پاک کرد.

19:15.910 --> 19:18.490
‫اما خاطرات خودش رو هم پاک کرده.

19:22.120 --> 19:25.670
‫من شخصاً از این به بعد از
‫هارولد نگهداری می کنم،

19:26.250 --> 19:27.580
‫پس خیالتون راحت باشه.

19:37.260 --> 19:39.510
‫- من اینجا منتظر میمونم.
‫- اما...

19:39.600 --> 19:40.810
‫نگران نباش.

19:41.640 --> 19:43.220
‫من اینو میخونم.

19:43.310 --> 19:45.810
‫داریا و نیکولای رو منتظر نزارید

19:53.070 --> 19:54.070
‫بازرس سایبری،

19:54.940 --> 19:57.740
‫مکالمه‌مون توی بایبری رو یادتونه؟

19:58.490 --> 19:59.490
‫آره...

19:59.570 --> 20:03.580
‫اون موقع نتونستم
‫کلمات مناسب رو پیدا کنم،

20:04.870 --> 20:08.500
‫و الان هم مطمئن نیستم بتونم پیداشون کنم،

20:09.290 --> 20:10.750
‫ولی یه چیزی هست که باید بگم.

20:12.130 --> 20:13.130
‫اینکه...

20:14.130 --> 20:17.130
‫می‌خوام به همکاری با شما ادامه بدم.

20:17.760 --> 20:18.760
‫البته،

20:19.470 --> 20:21.470
‫به عنوان یه ربات آمیکوس، طرز فکر من

20:21.970 --> 20:24.020
‫ممکنه مانعی برای همکاری‌مون باشه.

20:24.680 --> 20:27.560
‫به خاطر همینه که می‌خوام از شما بپرسم.

20:28.810 --> 20:30.150
‫چطوری می‌تونم

20:30.690 --> 20:32.900
‫اون "شریک برابری" بشم که می‌خواید؟

20:43.740 --> 20:47.620
‫همین که اینطوری فکر می‌کنی منو خوشحال می‌کنه.

20:47.710 --> 20:48.750
‫ولی راستش رو بخوای،

20:49.330 --> 20:51.710
‫منم نمی‌دونم.

20:53.040 --> 20:55.710
‫چون من همیشه
‫از بقیه فاصله گرفتم.

20:57.260 --> 21:02.640
‫و معنی واقعی طرز فکرت به عنوان یه ربات آمیکوس رو فهمیدم.

21:02.720 --> 21:03.800
‫ولی با این حال،

21:04.390 --> 21:07.770
‫تو اولین کسی هستی

21:09.350 --> 21:10.730
‫که دلم خواست درکش کنم.

21:12.190 --> 21:16.320
‫احتمالا بازم تو آینده منو آزار میدی.

21:17.070 --> 21:19.530
‫ولی بازم می‌خوام به هم نزدیک‌تر بشیم.

21:20.700 --> 21:24.530
‫پس اگه مشکلی نداری، می‌تونیم؟

21:26.330 --> 21:29.870
‫فکر کنم این برای الان کافی باشه.

21:41.680 --> 21:46.310
<i>‫عجیب است که روح ما اینگونه ساخته شده،</i>

21:47.060 --> 21:49.230
<i>‫و با چنین بندهای باریکی</i>

21:49.730 --> 21:52.600
<i>‫به سعادت یا نابودی گره خورده‌ایم.</i>

21:58.650 --> 21:59.780
‫انگار بارون میخواد بیاد میاد.

22:02.410 --> 22:04.660
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که به شما نزدیک‌تر بشم،

22:05.450 --> 22:06.450
‫بازرس سایبری.
