WEBVTT

01:30.240 --> 01:40.240
<b>‫ارائه شده توسط تیم ترجمه‌ی اختصاصی شیوری
‫t.me/TheShiori</b>

01:40.250 --> 01:50.250
<b><b>‫Tenshi Hunter | @Tenshi_Tavern</b></b>

01:42.780 --> 01:48.380
‫بی‌نظیره... هنوزم نمی‌تونم نهایت حدت رو ببینم.

01:48.910 --> 01:50.550
‫همچنین.

01:51.050 --> 01:52.510
‫هرچی داری رو کن.

01:52.900 --> 01:57.010
‫یه‌چیز رو قاطعانه می‌تونم بگم.

01:58.020 --> 02:01.020
‫موقع روبه‌رویی با تو، تنها برتری‌ای که دارم...

02:02.350 --> 02:04.600
‫اینه که گزینه‌های بیشتری دم‌دستمه.

02:11.620 --> 02:14.060
<i>‫این خوک فلان‌فلان‌شده باز داره محکم‌تر می‌شه.</i>

02:17.740 --> 02:22.710
‫قسمت ۲۱

02:17.740 --> 02:22.710
<b>ماه و تونکاتسو</b>

02:19.360 --> 02:21.950
‫هوی! یعنی چی بیشتر از من جلب توجه می‌کنین!

02:21.950 --> 02:23.450
‫الان که وقت این حرفا نیست!

02:23.750 --> 02:26.220
‫حواست پرت نشه. دوباره می‌خواد ترمیم کنه.

02:26.220 --> 02:29.070
‫تف توش! این‌بار از کجا ترمیم می‌شه؟

02:36.830 --> 02:39.570
‫بیاین چیزایی که فهمیدیمو مرور کنیم...

02:39.570 --> 02:40.970
‫نه ممنون.

02:41.220 --> 02:43.800
‫اول، خوکه نامیرائه.

02:43.800 --> 02:45.980
‫سرشو بزنیم، قلبشو له کنیم،

02:45.980 --> 02:48.670
‫ولی بازم از یه‌جا تصادفی ترمیم می‌شه.

02:48.670 --> 02:50.790
‫و هردفعه قوی‌تر می‌شه.

02:50.790 --> 02:52.740
‫گفتم نمی‌خوام بشنومش!

02:53.170 --> 02:56.760
‫اولش، یه ضربه از طرف رُزالیس برای بریدن سرش کافی بود.

02:56.760 --> 02:59.550
‫ولی الان، هر سه‌تامون باید باهم همکاری کنیم...

02:59.890 --> 03:02.770
‫پس هرچقدر بیشتر بمیره قوی‌تر می‌شه؟

03:03.160 --> 03:09.210
‫به‌عنوان یه اورک خوردنی تناسخ پیدا کردم برای
‫ همین وقتم رو صرف نابودی بشریت می‌کنم.

03:18.130 --> 03:22.680
<b>برای همین وقتم رو صرف نابودی بشریت می‌کنم</b>

03:18.130 --> 03:22.680
<b>برای همین وقتم رو صرف نابودی بشریت می‌کنم</b>

03:18.130 --> 03:22.680
<b>به‌عنوان یه اورک خوردنی تناسخ پیدا کردم</b>

03:21.230 --> 03:23.550
‫نه نه نه!

03:23.600 --> 03:27.810
<b>‫ارتش پاپ، کیمرای سطح sss</b>

03:23.600 --> 03:27.810
<b>خوراک بی‌نقص</b>

03:25.010 --> 03:27.810
‫خودمم نمی‌دونم جریانم چیه.

03:27.810 --> 03:30.820
‫انگار حتی اربابم هم نمی‌دونه.

03:30.820 --> 03:34.060
<i>‫این کیمرا رو پاپ نساخته؟</i>

03:34.060 --> 03:37.320
‫بعدشم اصلاً به شما ربطی نداره.

03:38.680 --> 03:41.360
‫مشت خوکی!

03:49.550 --> 03:51.580
<i>‫دوباره اینطوری شد...</i>

04:00.150 --> 04:01.590
‫بمیر.

04:01.590 --> 04:03.090
‫بابیلون-کون!

04:05.720 --> 04:07.930
‫قبل از اینکه بکشیم، باید بدونم...

04:08.290 --> 04:11.480
‫چرا انقدر از آدما تنفر داری؟

04:11.480 --> 04:13.850
‫می‌خوام دلیلت رو بدونم.

04:15.180 --> 04:18.850
‫انقدر درمورد گذشته‌م کنجکاوی؟

04:18.850 --> 04:21.250
‫چرا که نه! بشین برامون تعریف کن!

04:21.250 --> 04:22.940
‫نه، واقعاً هم اینطور-

04:23.620 --> 04:29.860
‫ما اسقف‌های اعظمیم. بخشی از وظیفه‌مون
‫ راهنمایی بَره‌های گم‌شده به مسیر درسته.

04:30.130 --> 04:33.630
‫هرطور راحتین. ببینیم می‌تونین منو راهنمایی کنین یا نه...

04:34.490 --> 04:37.220
‫همه‌چی چندین سال پیش شروع شد.

04:38.370 --> 04:42.370
‫کیمیاگر به‌خصوصی من رو خلق کرد.

04:43.610 --> 04:45.380
‫بالأخره!

04:45.380 --> 04:48.530
‫بزرگ‌ترین شاهکار من، اوروبوروی نابغه تکمیل شد!

04:48.530 --> 04:51.400
‫منبع گوشت خوک نامحدود که هرچقدرم ازش بخوری تموم نمی‌شه!

04:51.400 --> 04:54.060
‫اوروبورو شماره‌ی ۶!

04:54.390 --> 04:56.520
‫وقتشه مزه‌شو بچشم!

05:00.900 --> 05:05.560
‫بی‌نظیره! هرچقدرم می‌برم باز دوباره در میاد! موفقیت‌آمیز بود!

05:05.560 --> 05:07.910
‫و نه تنها اون، بلکه انگار بدن اصلی هم رشد کرده!

05:08.900 --> 05:12.160
‫تو قراره مردم سراسر جهان رو از قحطی نجات بدی...

05:12.160 --> 05:15.670
‫به‌مناسبت شروع پروازت به‌سمت شهرت جهانی، 
‫اسمت رو می‌ذاریم خوراک بی‌نقص.

05:17.160 --> 05:19.300
‫خوشحال بودم.

05:19.750 --> 05:22.510
‫خوشحال بودم که با بدنم می‌تونم به بقیه کمک کنم.

05:22.990 --> 05:26.230
‫و خوشحال بودم که خالقم خوشحاله...

05:26.680 --> 05:30.580
‫ریدم! این اصلاً قابل خوردن نیست!

05:29.930 --> 05:32.430
‫تا اون لحظه!

05:35.090 --> 05:38.250
‫شماره ۶!

05:39.720 --> 05:44.130
‫بعد از اون، پرسه‌زنان گوشتم رو به انسان‌ها می‌دادم تا بخورن.

05:45.000 --> 05:48.280
‫اما همه‌شون بالا آوردن... و بعد از صدمین دفعه،

05:48.280 --> 05:52.220
‫اون‌موقع مردم داشتن شایعاتی راجع به
‫ یه مرد خوکی هیولامانند پخش می‌کردن...

05:53.210 --> 05:54.860
‫و اون‌موقع بود که چیزی فهمیدم.

05:56.020 --> 05:58.190
‫من بدمزه‌ام!

05:59.280 --> 06:01.380
‫شماها عمراً بفهمین...

06:01.960 --> 06:04.260
‫من خلق شدم تا خورده بشم،

06:04.260 --> 06:07.960
‫اما به‌حدی بدمزه بودم که حتی حشرات هم ازم دور می‌موندن...

06:08.760 --> 06:14.690
‫درحالی که داشتم به درون نومیدی سقوط می‌کردم، ارباب رو دیدم.

06:24.150 --> 06:25.730
<b>گاز زدن</b>

06:30.290 --> 06:32.160
‫بی‌نظیره.

06:33.210 --> 06:37.670
‫می‌تونم از گوشتت پتانسیل ترمیم بی‌نهایت رو حس کنم.

06:37.670 --> 06:41.910
‫با این‌حال، طعم عجیبی داره.

06:42.560 --> 06:45.670
‫قدرتت نباید به‌خاطر بشریت استفاده بشه.

06:45.670 --> 06:49.680
‫بلکه سلاحه، و باید علیه کسانی استفاده 
‫بشه که مثل دام باهات رفتار کردن...

06:49.940 --> 06:52.890
‫واقعاً می‌خوای بذاری اون خون باشکوه، غنی و هیولامانندت...

06:52.890 --> 06:55.790
‫توسط غرور بی‌جاشون آلوده بشه؟

06:55.790 --> 06:57.510
‫درست می‌گفت.

06:57.510 --> 07:01.200
‫و وقتی بهش اشاره کرد، عصبانی شدم.

07:04.380 --> 07:06.700
<i>‫به‌خدا زبونم بند اومده...</i>

07:06.700 --> 07:08.910
‫می‌خوام از تمام بشریت،

07:08.910 --> 07:12.440
‫بابت اینکه بهم گفتن بدمزه‌ام انتقام بگیرم!

07:14.950 --> 07:20.710
‫شغلمو که عوض کردم فهمیدم گیلدم جدی فقیر بود، 
‫برای همین الان تو وضعیت بدی‌ام!

07:22.300 --> 07:29.010
<b>برای همین الان تو وضعیت بدی‌ام</b>

07:22.300 --> 07:29.010
<b>برای همین الان تو وضعیت بدی‌ام</b>

07:22.300 --> 07:29.010
<b>شغلمو که عوض کردم فهمیدم گیلدم جدی فقیر بود</b>

07:25.590 --> 07:26.800
‫تمومش کن!

07:26.800 --> 07:28.990
‫این بحثو از چیزی که هست مسخره‌تر نکن!

07:29.300 --> 07:33.510
<b>شرمنده</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>شیطونای دوست‌داشتنی</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>شیطونای دوست‌داشتنی</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>شیطونای دوست‌داشتنی</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>شیطونای دوست‌داشتنی</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>شیطونای دوست‌داشتنی</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>لاله</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>سمَیه</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>هی از تو جوب
آدم جدید پیدا می‌کنه</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>معده‌ش دره‌ست</b>

07:29.300 --> 07:33.510
<b>مسته</b>

07:29.830 --> 07:33.500
‫اون‌موقع‌ها، حس می‌کردم هرروز دارم لب‌مرزی زندگی می‌کنم...

07:34.140 --> 07:36.800
‫برای غذا تو جنگل می‌گشتم،

07:35.300 --> 07:38.510
<b>اینو می‌شه خورد؟</b>

07:36.800 --> 07:39.210
‫تا جایی که ممکن بود از پول ناچیزی که داشتیم بهره می‌بردم...

07:39.210 --> 07:43.760
‫هرجایی که می‌شد رو دنبال شغل می‌گشتم
‫ تا بتونم پول خورد خوراکمون رو در بیارم.

07:39.930 --> 07:41.500
‫بهتره پوستم بخوریم...

07:40.060 --> 07:43.780
<b>بهتره پوستم بخوریم...</b>

07:40.060 --> 07:43.780
<b>بهتره پوستم بخوریم...</b>

07:44.010 --> 07:46.840
‫اگه اون‌موقع تو رو می‌دیدم،

07:47.610 --> 07:51.040
‫احتمالاً به آغوش می‌کشیدمت.

07:52.270 --> 07:54.190
‫حـ ـ حرف مفت نزن!

07:54.190 --> 07:57.170
‫فقط چون نمی‌دونی چقدر طعم چندشی دارم همچین چیزی می‌گی!

07:59.430 --> 08:05.280
‫ازت غذای خوکی‌ای درست می‌کنم که کل دنیا سرش دلشون ضعف بره!

08:08.930 --> 08:11.750
‫دقیقاً‌ داره چی‌ می‌شه؟

08:12.070 --> 08:26.190
‫مانگای ژاپنی اثر رنگیه، اما این چندصحنه‌ش کاملاً سیاه‌سفیده و تیکه‌هایی که
‫ جلوتر خودتون می‌بینید رو رنگی طراحی کردن.

08:12.070 --> 08:16.110
‫به‌خاطر اُمید ناچیزی که برام باقی‌مونده، دنیام سیاه‌سفید شده.

08:16.110 --> 08:18.270
‫رُزالیس، فکر کردن بی‌فایده‌ست.

08:18.820 --> 08:22.150
‫اگه نمی‌تونیم فیزیکی حریف رو شکست بدیم،

08:22.150 --> 08:26.180
‫تنها چاره‌مون اینه انقدر خوشمزه بپزیمش که مسیرشو عوض کنه!

08:26.530 --> 08:30.020
‫وایسا تور... همچین حرفی می‌زنی، ولی...

08:30.020 --> 08:34.530
‫چطور مي‌شه از اون گوشته که داره 
‫هاله‌ی بنفش ساطع می‌کنه چیز خوشمزه‌ای در بیاری؟!

08:34.530 --> 08:38.910
‫باید روحشو نجات بدیم، پس مجبوریم از ته دل بخوریمش!

08:38.910 --> 08:41.290
‫پس تستر مزه ماییم؟!

08:41.530 --> 08:43.900
<i>‫نمی‌دونم فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی،</i>

08:43.900 --> 08:47.290
<i>‫ولی به‌زودی می‌فهمی،</i>

08:47.290 --> 08:49.540
<i>‫چقدر گوشت من وحشتناک و غیرقابل پخته!</i>

08:49.540 --> 08:50.540
<b>تق</b>

08:50.540 --> 08:53.080
‫صدای تقش رو شنیدی؟! اون گوشته یخ نزده، نه؟!

08:53.080 --> 08:54.460
‫مگه تازه نبریدتش؟!

08:54.460 --> 08:57.290
‫انقدر هول نکن! داری منو هم می‌ترسونی!

08:57.290 --> 09:00.680
<i>‫درسته. اولاً که گوشت من سفته.</i>

09:00.680 --> 09:04.380
<i>‫آشپزی تو سطح تو چی ازش بر میاد؟</i>

09:05.050 --> 09:09.490
‫خیالت راحت. می‌دونم چطور حساب این تیکه سنگو برسم.

09:09.490 --> 09:10.560
<i>‫چی؟!</i>

09:10.810 --> 09:14.560
‫نمی‌تونی گوشت رو بکوبی تا ترد بشه. درواقع باید برعکسش عمل کن.

09:14.810 --> 09:16.640
‫به آرومی نازش می‌کنی...

09:15.650 --> 09:17.570
<b>مالش</b>

09:18.860 --> 09:23.040
‫داری چیکار می‌کنی؟! عمراً بتونی اونطوری گوشت رو نرم کنی!

09:23.040 --> 09:24.450
‫نه، ببین!

09:24.450 --> 09:27.960
<b>‫ویــژ...</b>

09:24.690 --> 09:26.810
‫گوشته شل و نرم شد!

09:26.810 --> 09:27.950
‫چطوری؟!

09:27.950 --> 09:32.280
‫طوری تکامل پیدا کردی که هرچقدر بیشتر 
‫کشته بشی، گوشتت سفت‌تر می‌شه.

09:32.280 --> 09:35.220
‫پس حدس زدم چاره اینه که کاری کنم گوشت پسرفت کنه.

09:35.740 --> 09:38.760
‫ببخشید انقدر بی‌دلیل بهت حمله کردم.

09:39.310 --> 09:42.990
‫ولی دیگه چیزی نیست. خیالت راحت.

09:44.780 --> 09:46.220
<i>‫غیرممکنه!</i>

09:46.490 --> 09:50.680
<i>‫اون تیکه سنگه جدی تسلیم شد؟ من انقدر ساده بودم؟!</i>

09:52.730 --> 09:58.600
<i>‫خیلی دلم می‌خواد بابت غلبه کردن به سفتی گوشتم تحسینت کنم...</i>

10:01.030 --> 10:03.730
‫بابیلون-کون، داری چیکار می‌کنی؟

10:04.040 --> 10:07.240
<i>‫تنها دلیل بدمزه‌ بودنم این نیست.</i>

10:07.560 --> 10:10.580
<i>‫به‌خصوص، به‌خاطر اینه که خیلی بوی بدی دارم.</i>

10:10.990 --> 10:14.000
<i>‫یه سرآشپز سعی کرد از شر بوی بد خلاص شه...</i>

10:14.770 --> 10:18.010
<i>‫نتیجه انقدر فاجعه بود که رستورانش رو پلمپ کرد.</i>

10:18.910 --> 10:21.760
<i>‫هیچ ادویه و یا آشپزی نمی‌تونه...</i>

10:24.520 --> 10:27.630
<i>‫بهش غلبه کنه!</i>

10:28.400 --> 10:28.860
<b>گوشت خوک</b>

10:29.300 --> 10:34.140
‫چطوره... اسمشو بذارم... تونکاتسو.

10:34.430 --> 10:36.150
‫بمون تا کاتسو بشی!

10:36.150 --> 10:38.830
‫با اینکه خوشم نمیاد اعتراف کنم...

10:38.830 --> 10:42.160
‫ولی خیلی ترد و خوشمزه می‌زنه...

10:42.500 --> 10:44.070
‫تازه رنگی هم هست.

10:44.410 --> 10:46.330
‫پس بخورین ببینم!

10:46.330 --> 10:48.670
‫و اگه بتونین بدون بالا آوردن قورتش بدین،

10:49.150 --> 10:51.880
‫درمورد انتقامم از بشریت تجدید نظر می‌کنم.

10:54.260 --> 10:57.240
‫گوش بده، بدون اینکه زیاد بجوی، مستقیم قورتش بده.

10:57.240 --> 11:01.790
<i>‫بی‌فایده‌ست. مطمئنم فکر کردی اون ترکیب
‫ ضخیم بوش رو می‌پوشونه.</i>

11:01.790 --> 11:04.210
<i>‫ولی قراره نتیجه‌ی عکس بده.</i>

11:04.210 --> 11:08.130
<i>‫همینکه لایه‌ی بالاییش باز بشه، طعمش پخش می‌شه،</i>

11:05.350 --> 11:07.370
‫بیا بشمریم.

11:07.370 --> 11:09.060
‫آماده...

11:08.130 --> 11:11.350
<i>‫باعث می‌شه عین چی بالا بیارین!</i>

11:11.870 --> 11:12.760
‫بجوینش.

11:18.410 --> 11:22.190
<i>‫نمی‌تونم دست از جویدنش بردارم! عجب بافت لذت‌بخشی داره!</i>

11:22.540 --> 11:27.190
<i>‫ما اسقف اعظمیم، اما نمی‌تونیم میل به نابودی‌مون رو سرکوب کنیم!</i>

11:27.190 --> 11:30.450
<i>‫و برای ما روحانیون موذی تنها یک چاره به‌جا می‌ذاره...</i>

11:27.540 --> 11:30.070
‫ببین! بیا بریم شنا!

11:30.450 --> 11:32.950
<i>‫اونم اینه که توش شیرجه بزنیم!</i>

11:33.290 --> 11:38.710
<i>‫تو این رود آب خوش‌طعم لب‌ریزشده شیرجه بزنیم!</i>

11:38.710 --> 11:41.800
‫خوشمزه‌ست!

11:42.590 --> 11:44.900
‫غیرممکنه! راه نداره!

11:44.900 --> 11:46.470
‫ولی واقعاً هست!

11:46.470 --> 11:50.020
‫یه‌طوریه انگار هر گاز مزه‌ی بیشتری از گوشت آزاد می‌کنه!

11:50.920 --> 11:54.750
‫چیکار کردی؟

11:55.600 --> 11:57.230
‫موقع آماده‌سازیش...

11:58.080 --> 11:59.790
‫یه‌عالمه تطهیر اضافه کردم.

12:01.990 --> 12:03.700
<b>تازه</b>

12:03.380 --> 12:05.980
‫عجب تیکه گوشت خوک خوشمزه‌ای!

12:05.980 --> 12:10.490
‫گفته می‌شه جادوی تطهیر پیشرفته می‌تونه آب لجن رو زلال کنه...

12:10.490 --> 12:13.990
‫بابیلون-کون! جادوی مقدست عالیه!

12:13.990 --> 12:16.500
‫عالی دیگه زیادشه.

12:16.500 --> 12:18.630
‫صرفاً نور محوی روش تابیدم.

12:19.140 --> 12:20.660
‫و باعث شد به وضوح بفهمم...

12:21.470 --> 12:25.010
‫خوراک بی‌نقص، تو خوک خوبی هستی.

12:26.580 --> 12:30.840
‫درحالی که وجودیتت رو وقف بقیه کرده بودی،
‫فروماندگی‌های بی‌شماری به سراغت اومدن...

12:30.840 --> 12:32.800
‫و اون مزه‌ی چندش هم از همین نشأت می‌گیره.

12:33.230 --> 12:36.400
‫ولی تطهیر من به راحتی تونست از بین ببرتش.

12:36.840 --> 12:38.800
‫و این نشون می‌ده چقدر دل‌رحمی...

12:39.720 --> 12:41.440
‫مامان، یه بوی خوبی میاد!

12:39.970 --> 12:42.700
‫خوراک بی‌نقص، باید هرطوری دلت می‌خواد زندگی کنی.

12:41.440 --> 12:44.900
‫کی تو همچین وضعیتی جای فرار داره غذا می‌پزه؟

12:43.170 --> 12:44.910
‫ولی هیچوقت فراموش نکن...

12:47.910 --> 12:50.150
‫خوشمزه‌ست!

12:50.150 --> 12:52.920
‫... انسان‌ها عاشقتن.

12:54.880 --> 12:57.090
‫مهم نیست چقدر عصبانی بشم...

12:57.870 --> 13:01.910
‫هروقت این منظره رو می‌بینم، ناچارم چشم‌پوشی کنم.

13:02.860 --> 13:04.800
‫بابت غذا ممنونم!

13:04.800 --> 13:08.000
‫حتماً یکمشو ببرین پناهگاه!‍

13:13.000 --> 13:15.680
<i>‫این گوشت واقعاً بی‌نظیره!</i>

13:15.950 --> 13:17.930
<i>‫وقتی خوراک بی‌نقص با برند رُزالیس بفروشم،</i>

13:17.930 --> 13:21.690
<i>‫به‌خاطر حل مشکل قحطی دنیا، تعداد پیروهام سر به فلک می‌کشن!</i>

13:21.690 --> 13:23.010
‫تصمیممو گرفتم!

13:23.010 --> 13:24.870
‫این خوکه رو بسپرین به مـ-

13:24.320 --> 13:26.700
‫اسمت بابیلون بود، درسته؟

13:29.770 --> 13:33.700
‫می‌خوام منو تطهیر کنی.

13:33.700 --> 13:35.760
‫خوراک بی‌نقص، وایسا ببینم!

13:35.760 --> 13:40.210
‫احتمالاً ترمیمت ریشه در خشم و نفرتت داره.

13:40.210 --> 13:43.170
‫اگه تطهیر شی ممکنه صرفاً یه خوک ساده از آب در بیای!

13:43.170 --> 13:44.370
‫حیفه...

13:44.370 --> 13:45.710
‫می‌دونم.

13:46.090 --> 13:50.690
‫دیگه بی‌نهات نیستم. و ممکنه تنها یه وعده بشم.

13:51.620 --> 13:55.330
‫ولی می‌خوام در خوشمزه‌ترین حالتم خورده بشم...

13:56.450 --> 13:58.720
‫اونم توسط تو، بابیلون.

14:01.700 --> 14:03.690
<i>‫ارباب، معذرت می‌خوام.</i>

14:04.350 --> 14:05.980
<i>‫پروفسور اوروبورو.</i>

14:06.590 --> 14:09.730
<i>‫ولی می‌خوای برای بقیه زندگی کنم!</i>

14:10.040 --> 14:12.810
<i>‫نمی‌تونم کل دنیا رو از گشنگی نجات بدم...</i>

14:13.380 --> 14:15.120
‫بوی بدش... داره از بین می‌ره...

14:15.120 --> 14:17.000
‫طعمش!

14:15.320 --> 14:20.250
<i>‫ولی قراره وارد معده‌ی تنها کسی بشم که واقعاً درکم کرده!</i>

14:21.400 --> 14:22.720
<i>‫من...</i>

14:32.240 --> 14:35.500
‫کاریش نمی‌شه کرد. به‌هرحال قول دادم...

14:40.090 --> 14:43.470
‫تف بهش! عمراً بتونم بخورمت!

14:44.320 --> 14:46.990
<b> (عوض گروه شد)</b>

14:44.320 --> 14:46.990
<b>‫خوراک بی‌نقص  بی‌نهایت شماره ۶</b>

15:12.890 --> 15:14.650
‫واقعاً بی‌نظیره.

15:15.000 --> 15:19.020
‫کوئبو باید عین آبِ خوردن اون جاشمعی رو ببره...

15:20.070 --> 15:23.250
‫ولی تو دست تو، انگار بحثش فرق داره.

15:24.190 --> 15:26.800
‫مثل سحر و جادوئه.

15:28.180 --> 15:30.820
‫محض اطمینان می‌پرسم...

15:31.090 --> 15:34.370
‫تو که روحانی مرموز نیستی، نه؟

15:34.870 --> 15:39.370
‫روحانی مرموز؟ نه اصلاً.

15:39.950 --> 15:43.960
‫من حتی قابل مقایسه با اربابم نیستم.

15:43.960 --> 15:50.840
‫آناستازیای مهتاب... با وجود اسقف بودنت، 
‫شایعات در حق مهارت شمشیرزنیت کم‌لطفی کردن.

15:51.240 --> 15:56.970
‫واقعاً درمورد این اربابی که انقدر برات عزیزه کنجکاو شدم.

15:57.490 --> 16:01.470
‫تو هم همینطور، تیغه‌نقره‌ای.

16:02.050 --> 16:07.350
‫مثل اینکه به محض رنک اِی شدن، بازنشسته شدی.

16:08.450 --> 16:11.990
‫چرا تصمیم گرفتی جاش خدمتکار شی؟

16:14.520 --> 16:16.330
‫اگه نمی‌خوای جواب بدی مجبور نیستـ-

16:16.330 --> 16:17.730
‫به‌خاطر اینکه...

16:18.860 --> 16:22.760
‫کسی رو دیدم که مقدر شده کنارش وایسم.

16:22.760 --> 16:25.000
<i>‫تو خوابمم انتظار همچین جوابی نداشتم.</i>

16:27.510 --> 16:31.000
‫انگار هیچ‌کدوم‌مون نمی‌تونه ببازه...

16:31.420 --> 16:32.880
‫به‌خاطر کسانی که بهشون خدمت می‌کنیم.

16:34.390 --> 16:36.760
‫کوئبو: مهتاب مه‌آلود.

16:37.570 --> 16:38.890
<i>‫دود رنگین‌کمونی؟!</i>

16:39.200 --> 16:40.710
‫خورشید بامداد.

16:41.550 --> 16:43.060
‫مه بی‌مهر!

16:43.740 --> 16:45.900
<i>‫و یه حلقه‌ی متشکل از غول‌های رنگین‌کمونی؟!</i>

16:46.270 --> 16:48.430
<i>‫نه. گولشو نخور.</i>

16:48.760 --> 16:53.400
<i>‫این پدیده‌ایه که بعضی وقتا تو ارتفاعات
‫ به‌خاطر ترکیب نور و سایه دیده می‌شه.</i>

16:53.750 --> 16:56.400
<i>‫که یعنی، چیزی جز سایه نیستن!</i>

17:00.030 --> 17:03.640
<i>‫سایه نبود. پس تمام این مه کوئبوشه؟!</i>

17:07.180 --> 17:09.170
<i>‫حملات زیادی داره سمتم میاد.</i>

17:09.170 --> 17:10.910
<i>‫بهم فرصت تمرکز رو دفاع رو نمی‌دن،</i>

17:10.910 --> 17:12.760
<i>‫و این جاشمعی هم بیشتر از این دووم نمیاره.</i>

17:13.000 --> 17:15.190
<i>‫آناستازیا گاردشو پایین نمیاره.</i>

17:15.190 --> 17:18.680
<i>‫مصممه منتظر بمونه تا هم سلاحم و هم خودم به حدمون برسیم.</i>

17:19.240 --> 17:22.560
<i>‫ولی همون موقع‌ست که بی‌دقتی می‌کنه.</i>

17:22.560 --> 17:24.350
<i>‫تو یه لحظه بهش فیصله می‌دم!</i>

17:27.610 --> 17:29.180
<i>‫تیغه‌نقره‌ای.</i>

17:30.340 --> 17:34.610
<i>‫با افتخار و به زیبایی به اربابش خدمت می‌کنه...</i>

17:34.610 --> 17:37.450
<i>‫عجب خدمتکار شگفت‌آوری.</i>

17:38.770 --> 17:43.330
<i>‫به‌عنوان یه خادم، برای من خیلی درخشانی.</i>

17:44.840 --> 17:48.220
<i>‫من... زشت و نجسم.</i>

17:50.090 --> 17:53.590
‫بریم یه‌چی بخوریم.

17:54.060 --> 17:56.780
<i>‫من اربابم رو به مرز جنون رسوندم.</i>

17:57.980 --> 17:59.460
‫آناستازیا...

18:00.300 --> 18:03.220
‫ازت متنفر نیستم.

18:03.740 --> 18:06.370
‫اگه می‌خوای برگردی، این آخرین فرصتته.

18:08.220 --> 18:10.990
<i>‫زمان همچین کاری مدت‌ها پیش گذشت.</i>

18:11.560 --> 18:15.470
<i>‫گیتان-ساما... کنارتون می‌مونم،</i>

18:16.670 --> 18:19.930
<i>‫حتی اگه شما خواستارش نباشید.</i>

18:21.490 --> 18:23.090
<i>‫دارم می‌شنوم...</i>

18:23.090 --> 18:29.540
<i>‫اون جاشمعی‌ای که دستته به‌زور جونی براش مونده که بخوای
‫ ازش به‌عنوان یه‌تیکه میله‌ی آهنی استفاده کنی.</i>

18:30.080 --> 18:32.370
<i>‫حدأقل بهت لطف می‌کنم...</i>

18:32.760 --> 18:34.880
<i>‫و خودم زندگیت رو می‌گیرم.</i>

18:55.520 --> 18:57.330
‫نیش اژدهای مهتاب!

19:11.760 --> 19:15.090
‫چرا نکشتیم؟

19:15.930 --> 19:20.830
‫اون کوئبو... دستکاریش کردی تا تیز نباشه.

19:21.340 --> 19:27.740
‫نمی‌دونستم... می‌تونی از جادوی مقدس استفاده کنی.

19:28.100 --> 19:32.740
‫هدیه‌ای از طرف اربابمه.

19:33.710 --> 19:35.730
‫این توپ شیشه‌ای چیه؟

19:35.990 --> 19:39.490
‫الگوی مانای کوئبو توش حک شده!

19:39.490 --> 19:42.060
‫لهش کن و جادوت رو بهش منتقل کن،

19:42.060 --> 19:44.750
‫و اونوقت شکل کوئبویی که خواستارشی رو می‌گیره.

19:44.750 --> 19:50.040
‫با اینکه خیلی خوشحالم، ا ـ اما در زمینه‌ی مانا کم‌وکاستی‌های زیادی دارم...

19:50.040 --> 19:52.740
‫قصد داشتم با خودم یه شمشیر ببرم...

19:52.740 --> 19:57.000
‫ممکنه کلیسا سلاح‌هات رو توقیف کنه.

19:57.000 --> 19:58.890
‫لوید-کون!

19:58.890 --> 20:01.500
‫بیا تمرین آواز خوندن کنیم!

20:01.880 --> 20:04.500
‫البته، اگه نیازت نشه که بهتره.

20:04.500 --> 20:05.900
‫لـ ـ لوید-ساما!

20:10.870 --> 20:12.700
‫ممنونم.

20:15.190 --> 20:21.100
‫اربابم خردمند، شگفت‌انگیز و بامزه‌ان...

20:21.560 --> 20:24.380
‫ولی هنوزم بعضی اوقات اشتباهاتی می‌کنن،

20:25.010 --> 20:28.100
‫و چهره‌ای که موقع سرزنش شدن می‌گیرن بی‌نظیره...

20:29.490 --> 20:31.860
‫و بی‌شمار راز دارن.

20:32.660 --> 20:38.930
‫با این‌حال، آمادگیش رو دارم تا وقتی که 
‫خودشون مایلن باهام به اشتراک بذارن‌شون، منتظر بمونم.

20:39.800 --> 20:44.130
<i>‫کمبود مانا؟ واقعاً میزان مانام داغونه، نه؟</i>

20:44.130 --> 20:46.250
<i>‫کی فکرشو می‌کرد به‌خاطر احضار یه شمشیر انقدر خسته بشم...</i>

20:46.690 --> 20:47.900
‫من...

20:48.950 --> 20:51.940
‫حتی تو خوابم هم نمی‌بینم... اربابم رو سرزنش کنم.

20:53.900 --> 20:58.220
<i>‫با این‌حال... شاید این چیزیه که خواستارشن.</i>

20:58.940 --> 21:01.400
<i>‫خواستار اینن کسی جلوشون رو بگیره...</i>

21:05.550 --> 21:06.600
‫اما...

21:07.590 --> 21:09.230
‫اون شخص نمی‌تونه من باشه.

21:12.730 --> 21:17.230
‫صدام بهشون نمی‌رسه.

21:19.030 --> 21:21.020
‫مثل آسمونِ شبی بارونی...

21:21.480 --> 21:27.650
‫ورطه‌ای سرد بدون پرتویی از نور...
‫ قلب‌شون تبدیل به همچین چیزی شده.

21:28.820 --> 21:31.850
‫از... همون روز.

21:33.340 --> 21:37.570
‫تنها چیزی که ازم بر میاد... اینه که 
‫به‌عنوان ماهی مه‌آلود بهشون خدمت کنم.

21:40.380 --> 21:45.220
‫به‌عنوان یه خدمتکار ساده، تو 
‫جایگاهی نیستم که بخوام قضاوتتون کنم.

21:47.830 --> 21:49.730
‫اما اُمیدوارم به گوشش برسه.

21:52.060 --> 21:55.570
<i>‫شاید در پایان این مبارزه...</i>

21:57.480 --> 21:59.340
<i>‫صدای کسی...</i>

22:00.160 --> 22:02.670
<i>‫به اربابت برسه.</i>

23:35.520 --> 23:42.230
<i>‫متأسفانه، حتی شکست دادن من هم جلوی 
‫بلعیده شدن کشور در تاریکی رو نمی‌گیره.</i>

23:42.660 --> 23:44.940
<i>‫دفعه‌ی بعدی، قسمت ۲۲:</i>

23:44.690 --> 23:49.990
‫قسمت ۲۲

23:44.690 --> 23:49.990
اژدهای سیاه

23:44.940 --> 23:46.060
‫«اژدهای سیاه.»

23:46.060 --> 23:49.450
<i>‫قراره عمق جادو رو مشاهده کنی.</i>
