WEBVTT

00:07.190 --> 00:09.190
‫قلب، هان؟

00:09.190 --> 00:13.240
‫باید بگم فایده‌ای نداره
‫اگه دل منو هدف بگیری.

00:15.740 --> 00:17.610
‫همون اولم گفتم...

00:17.900 --> 00:21.140
‫هیچی برای نشون دادن نداری.

00:23.880 --> 00:28.580
‫خودت هم خیلی دقیق نبودی،
‫آخوند کثیف!

02:00.510 --> 02:04.770
<b>قسمت ۱۷: راز کلیسا</b>

02:03.230 --> 02:04.760
<i>‫قدرت من...</i>

02:05.180 --> 02:06.950
<i>‫بدنمو خیلی نرم می‌کنه،</i>

02:06.950 --> 02:09.520
<i>‫می‌تونم مفصلامو بیشتر از
‫حد معمول بچرخونم.</i>

02:07.310 --> 02:08.890
<b>‫قِر</b>

02:09.520 --> 02:14.610
<b>‫درد داره ولی بهتره
‫از این که بمیرم!</b>

02:09.730 --> 02:13.570
<i>‫بهترین قسمتش اینه که
‫دشمن متوجه نمی‌شه.</i>

02:13.570 --> 02:16.010
<i>‫بدون اینکه شکل بیرونیم تغییری کنه،</i>

02:16.010 --> 02:20.150
<i>‫می‌تونم از ضربه‌های مرگبار
‫در برم بدون اینکه بفهمن چی شد.</i>

02:20.550 --> 02:21.640
<i>‫بعدش...</i>

02:22.320 --> 02:25.460
<i>‫می‌تونم استخونا و عضلاتمو
‫تا ته بچرخونم،</i>

02:25.460 --> 02:29.540
<i>‫تا انرژی‌ای آزاد کنم که
‫حتی سنگو خورد کنه!</i>

02:30.140 --> 02:32.670
<i>‫موش گوشه‌گیر—
‫چشم گربه رو می‌زنه!</i>

02:36.170 --> 02:38.520
<i>‫محکمه! خیلی سخته!</i>

02:38.520 --> 02:41.420
<i>‫از خود ضربه بیشتر از خودش آسیب دیدم!</i>

02:41.420 --> 02:43.440
<i>‫ولی هنوز کم دارم.</i>

02:43.440 --> 02:48.650
<i>‫باید نزدیک‌تر، عمیق‌تر، با تموم
‫قدرتم و تموم مانام بزنم</i>

02:48.650 --> 02:52.180
<i>‫و پاکی رو بریزم توی روحش!</i>

02:52.180 --> 02:54.940
<i>‫موش گوشه‌گیر—
‫فرم اژدها!</i>

02:55.470 --> 02:58.000
<i>‫احساس می‌کنم می‌خوام ریه‌امو بالا بیارم.</i>

02:58.000 --> 03:01.190
<i>‫داره مانام تموم می‌شه،
‫دستام بی‌حس شدن.</i>

03:01.500 --> 03:03.950
<i>‫بسه! دیگه تمومش کن!</i>

03:04.300 --> 03:06.090
‫بابلون!

03:06.090 --> 03:09.450
<i>‫لطفاً، بذار فرار کنه!</i>

03:14.980 --> 03:16.500
‫عالی بود.

03:21.680 --> 03:24.720
‫اوه، کاملاً می‌فهمم چه حسی داری.

03:27.830 --> 03:32.360
‫"به درک، جادوی مقدس چه فایده‌ای داره؟"
‫همون‌طور که می‌گی، نه؟

03:33.690 --> 03:38.990
‫ولی یه دعا هست که خیلی دوست دارم...

03:39.590 --> 03:40.870
‫لوکسا.

03:47.160 --> 03:50.190
‫اکسکالیبر ناپاک.

03:52.350 --> 03:57.990
‫راستش، بدنت خیلی جالبه.

03:58.630 --> 04:02.540
‫کجا باید زد که بمیری؟

04:11.780 --> 04:12.880
‫باور نمی‌کنم!

04:13.180 --> 04:16.050
‫گیلد قرار نیست پناهگاه
‫بارونی باشه برات.

04:16.050 --> 04:20.920
‫اینو میگه ولی خودش
‫دستمال می‌چرخونه!

04:22.280 --> 04:25.500
‫بازم مهمان بی‌خودی؟

04:26.200 --> 04:27.560
‫اشر؟!

04:37.490 --> 04:39.710
‫چی شده؟!

04:39.710 --> 04:41.170
‫خب...

04:42.380 --> 04:44.900
‫دوباره دردسر درست کردی، اشر؟

04:44.900 --> 04:48.660
‫اگه برای تو باشه،
‫رایگان کمک می‌کنیم.

04:49.200 --> 04:50.450
‫ممنون همه...

04:52.630 --> 04:54.800
‫کمک نخواه!

04:58.220 --> 05:02.340
‫مشکلی نیست، پدر تو بارون لیز خورد و افتاد.

05:02.340 --> 05:04.770
‫می‌خواستم یه کم اینجا بمونه استراحت کنه.

05:05.260 --> 05:09.170
‫راستی من باید زود بزنم، پس...

05:09.950 --> 05:12.700
‫لطفاً ازش مراقبت کنین.

05:23.090 --> 05:27.840
<i>‫چقدر احمقم، چرا کمک نخواستم؟</i>

05:28.550 --> 05:31.740
<i>‫همه‌شون قوی به نظر می‌رسیدن.</i>

05:35.020 --> 05:36.460
<i>‫آره، حالا فهمیدم.</i>

05:36.460 --> 05:41.490
<i>‫چون می‌دونم، ته دلم می‌فهمم...</i>

05:42.980 --> 05:44.880
<i>‫همه می‌مردن.</i>

05:45.750 --> 05:47.460
<i>‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه.</i>

05:48.310 --> 05:51.740
<i>‫باید... یه راهی پیدا کنم
‫که نجاتش بدم...</i>

05:52.280 --> 05:53.840
<i>‫وگرنه بابلون می‌میره!</i>

05:54.690 --> 05:58.860
‫از صداش خسته شده بودم، بهتر شد.

06:00.270 --> 06:07.010
<i>‫خدایا... تنها چیزی که بلدم خوندنه،
‫اونم رد می‌کنه؟</i>

06:07.010 --> 06:08.750
<i>‫چطور می‌تونم جلوشو بگیرم؟</i>

06:09.240 --> 06:13.020
‫لطفاً! جون منو می‌دم!

06:13.020 --> 06:16.810
‫خدایا خواهش می‌کنم!

06:17.920 --> 06:23.030
‫مسخرست! به خاطر همین
‫رفتی کلیسا؟

06:25.000 --> 06:28.120
‫تعجب می‌کنم زن مقدسی خطابت می‌کنی!

06:33.810 --> 06:37.050
‫ولی راستش... اصلاً بد نیست.

06:37.950 --> 06:43.760
‫به هر حال، حس می‌کنم
‫صدات می‌رسه به آسمونا،

06:45.150 --> 06:46.340
‫اشر...

06:50.670 --> 06:54.180
‫مطمئن بودم خودتی!
‫خیلی زمین خوردی، نه؟

06:54.750 --> 06:58.170
‫وقتی داشتیم می‌رفتیم
‫گیلد، بارون شروع شد.

06:58.490 --> 06:59.840
‫یه لحظه صبر کن.

06:59.840 --> 07:03.960
‫سیلفا و بقیه دارن بارونی می‌خرن،
‫بعد می‌بریمت کلیسا.

07:07.430 --> 07:10.940
‫لطفاً! بابلونو نجات بدین!

07:14.710 --> 07:16.700
‫متأسفم، من...

07:18.630 --> 07:20.940
‫چرا ازتون خواستم اینو؟

07:22.600 --> 07:23.820
‫ببخشید.

07:24.260 --> 07:27.450
‫هیچی نشده، بی‌خیالش شین...

07:27.670 --> 07:34.630
‫تیم ترجمه دنیای انیمه تقدیم میکند.
‫ ترجمه شده توسط "AmirrezaBrawel"

07:45.660 --> 07:47.480
‫خب، حالا کارو خراب کردی.

07:51.200 --> 07:53.990
<b>‫من به‌عنوان شاهزاده‌ی هفتم تناسخ کردم</b>

07:51.200 --> 07:53.990
<b>‫تا بتونم با حوصله
‫قدرت جادوییم رو کامل کنم فصل دوم</b>

07:54.970 --> 07:56.880
‫راستش نمی‌تونم گله کنم.

07:56.880 --> 08:00.880
‫زندگیم قبل از آشنایی با تو افتضاح بود.

08:01.420 --> 08:04.420
‫و من هر کاری از دستم برمی‌ومد
‫برای رئیس انجام دادم.

08:05.360 --> 08:07.450
‫آره، قبول دارم.

08:08.640 --> 08:11.430
‫صدای اشرو دوست داشتم.

08:11.890 --> 08:13.810
‫شرط می‌بندم رئیس هم دوست داره.

08:14.780 --> 08:17.490
‫به نظرم کارمون درست شد.

08:18.760 --> 08:21.980
‫اینجا چیزی برای نوشیدن دارین؟

08:26.760 --> 08:30.030
‫آی، درد درد درد! چته؟!

08:30.030 --> 08:31.770
‫بالاخره دوباره همو دیدیم
‫و این کاریه که می‌کنی؟

08:47.030 --> 08:50.800
‫حرفت درسته،
‫نوشیدنیو می‌ذاریم برای دفعه بعد.

09:07.060 --> 09:10.530
‫سعی می‌کنم دفعه بعد
‫داستانای خوبی برات بیارم.

09:30.740 --> 09:34.460
‫بابلون بیدار شد!

09:32.630 --> 09:34.460
‫چی چی شد؟!

09:34.680 --> 09:36.460
‫اوه، خیلی خیالم راحت شد!

09:36.460 --> 09:40.130
‫خیلی خوشحالم که... سالم هستی...

09:40.130 --> 09:40.980
‫غش کرد!

09:41.280 --> 09:45.280
‫آره ببخشید، یه نفر می‌تونه خلاصه بگه چی شد؟

09:45.730 --> 09:47.910
‫همه چی که تو این سه روزی که
‫بابلون بیهوش بود اتفاق افتاد...

09:47.910 --> 09:48.890
‫...بیهوش بود!

09:48.890 --> 09:52.160
‫لوید بابلون زخمیو گرفت
‫بردش پیش لورداست درمان شد!

09:48.980 --> 09:51.230
<b>‫کلیسا</b>

09:51.270 --> 09:55.400
<b>‫خانه لورداست</b>

09:52.160 --> 09:54.250
‫سه روز بعد بابلون بیدار شد.

09:54.250 --> 09:55.410
‫خلاصه همینه که الان اینجاییم.

09:55.410 --> 09:58.480
‫و چون شاید کلیسا دوباره نفوذی شده،

09:55.450 --> 10:00.080
<b>‫کلیسا</b>

09:58.480 --> 10:00.010
‫یه نفر موند تا نگهبانی بده.

10:00.010 --> 10:01.800
‫یه نفر هم رفت سمت
‫گیلد ماجراجوها

10:00.120 --> 10:04.240
<b>‫گیلد
‫ماجراجوها</b>

10:01.800 --> 10:03.410
‫برای گزارش دادن
‫درباره اتفاق کلیسا...

10:03.410 --> 10:04.890
‫و شکار غول‌ها.

10:04.290 --> 10:09.830
<b>‫قصر سالوم</b>

10:04.890 --> 10:08.030
‫همچنین شاهزاده آلبرت
‫باخبر شد از ماجرا.

10:08.030 --> 10:09.400
‫در قصر سالوم.

10:09.400 --> 10:13.060
‫اشر و کشیشو هم
‫برد پیش لورداست.

10:09.960 --> 10:13.840
<b>‫گیلد
‫ماجراجوها</b>

10:13.060 --> 10:14.330
‫برای امنیتشون.

10:13.920 --> 10:18.260
<b>‫قصر سالوم</b>

10:14.330 --> 10:16.950
‫علاوه بر این، خواهرای کلیسا
‫رو به قصر منتقل کرد.

10:16.950 --> 10:17.890
‫بازم برای امنیت.

10:17.890 --> 10:22.150
‫در آخر، بچه‌های خوب گیلد رفتن
‫کلیسا رو تعمیر کنن و حالا...

10:17.970 --> 10:21.930
<b>‫کلیسا</b>

10:21.930 --> 10:23.560
<b>‫و حالا رسیدیم به لحظه حال!</b>

10:22.150 --> 10:23.110
‫به لحظه حال.

10:24.000 --> 10:25.260
‫فهمیدم.

10:26.160 --> 10:28.910
‫همه‌چی رو گرفتم،
‫جز «بچه‌های خوب گیلد»!

10:28.910 --> 10:30.310
‫رئیس...

10:30.670 --> 10:31.890
‫کجاست شاهزاده لوید؟

10:31.890 --> 10:35.820
‫خوش شانسی آوردی، بابلون.
‫اگه امروز بیدار نمی‌شدی...

10:35.820 --> 10:40.430
‫بسیار! وقت آزمایش‌های
‫بیدار‌کردن اجباری با بابلونه!

10:36.610 --> 10:42.200
<b>‫ساعت جی‌اس‌اچ!!</b>

10:40.430 --> 10:42.190
‫بیدار‌کردن اجباری؟!

10:42.190 --> 10:45.490
‫اوه، بابلون... بیداری؟

10:45.490 --> 10:46.960
‫چه خیال راحتی.

10:46.080 --> 10:48.460
<b>‫چه خیال راحتی...</b>

10:46.960 --> 10:48.450
‫چرا ناامید به نظر می‌ری؟!

10:49.350 --> 10:52.190
‫فکر کنم به خاطر این که
‫اعضامو فشرده کرده بودم،

10:52.190 --> 10:54.720
‫از قدرت انعطافم، جان سالم
‫به در بردم.

10:54.720 --> 10:56.790
‫شاید واقعاً نجاتم داد.

10:56.790 --> 11:00.980
‫احمق! هنوزم
‫تا مرز مرگ رفته بودی!

11:01.360 --> 11:05.730
‫لوید و جیهریل ده ساعتی
‫متوالی روی تو جادو کردن،

11:05.730 --> 11:08.190
‫و هنوز بیدار نشدی!

11:08.190 --> 11:09.370
‫ده ساعت؟!

11:10.200 --> 11:12.750
‫خیلی نگرانتون کردم.

11:12.750 --> 11:15.700
‫اگه می‌خوای تشکر کنی،
‫برو پیش اشرو و جید.

11:16.480 --> 11:21.770
‫اشرو مدام داشت پاکت می‌کرد
‫وقتی که هوشیار نمی‌شدی.

11:22.250 --> 11:29.000
‫و بیشتر از اون، اگه اشرو کمک نمی‌خواست
‫و من نمی‌تونستم تله‌پورت کنم...

11:29.550 --> 11:31.840
‫قطعاً مرده بودی.

11:33.770 --> 11:34.820
‫درسته.

11:35.500 --> 11:41.080
‫پس یه چند تا سوال
‫درباره کلیسا دارم.

11:42.050 --> 11:48.010
‫یعنی دشمن می‌تونه مثل هیولا
‫شکل عوض کنه و لوکسا بزنه؟!

11:48.010 --> 11:49.260
‫مسخره‌ست!

11:49.260 --> 11:54.730
‫انگار می‌گی یه هیولا
‫جادوی مقدس داره!

11:54.730 --> 12:00.060
‫قضیه اینه که غول زیرزمینی
‫با جادوی مقدس خودشو منفجر کرد.

12:00.350 --> 12:03.320
‫خودمم نمی‌تونم توضیح بدم.

12:03.840 --> 12:08.810
‫به اون کشیش حداقل
‫سی تا شلیک Glow زدم.

12:08.810 --> 12:13.460
‫ولی هیچ نشونه‌ای از
‫خوب شدنش ندیدم.

12:13.460 --> 12:14.660
‫پس یعنی...

12:14.980 --> 12:18.990
‫احتمالاً فکر نمی‌کرد
‫داره کار بدی انجام می‌ده.

12:20.680 --> 12:24.800
‫تطهیر معمولاً روی
‫وجدان گناه‌کار اثر می‌ذاره.

12:25.070 --> 12:27.840
‫نمی‌تونه احساسی بسازه
‫که وجود نداشته...

12:28.890 --> 12:34.310
‫یا شاید ایمان محکمی داره که
‫تطهیر بابلون نمی‌تونه بشکنه.

12:35.580 --> 12:39.410
<i>‫به هر حال، خطرناکه.</i>

12:41.820 --> 12:47.640
‫گلومو گرفت و گفت
‫امنیت رو بالا می‌بریم...

12:48.500 --> 12:51.350
‫پس می‌خواست ارواح
‫پدر و اشروو تسخیر کنن

12:51.350 --> 12:54.340
‫تا چشم بیشتری توی کلیسا داشته باشه...

12:54.340 --> 12:56.150
‫هدفش چی بوده؟

12:56.150 --> 12:58.020
<i>‫مثل کارآگاه شده!</i>

12:58.640 --> 13:02.990
‫چه زمانی با کشیش مرموز
‫مواجه شدی، بابلون؟

13:02.990 --> 13:06.100
‫باغ داخلی رو چک می‌کردم،

13:06.100 --> 13:08.600
‫اولین بار اونجا بود که دیدمش.

13:09.040 --> 13:13.350
‫روز ماجرا که رفتم چک کنم، دوباره بود.

13:13.740 --> 13:16.480
‫بازم باغ داخلی...

13:17.070 --> 13:18.980
<i>‫یادم اومد اشرو گفت...</i>

13:19.250 --> 13:24.600
‫می‌گفت صدای من همیشه
‫حالشو بد می‌کنه.

13:24.600 --> 13:27.360
<i>‫"همیشه"، هان؟</i>

13:27.620 --> 13:28.370
<b>‫چَق</b>

13:27.660 --> 13:29.860
‫اون باغ مشکوکه!

13:29.860 --> 13:31.490
‫آره، مشکوکه!

13:31.490 --> 13:32.630
‫خیلی بامزه!

13:32.630 --> 13:34.120
‫رئیس اسباب بازی شما نیست.

13:34.450 --> 13:35.890
‫هی!

13:37.270 --> 13:39.460
‫خوب کار کردین تو تعمیر کلیسا.

13:39.460 --> 13:40.740
‫راحته!

13:40.740 --> 13:41.640
‫رئیس!

13:41.640 --> 13:43.290
‫شاهزاده لوید!

13:43.290 --> 13:45.800
‫باغ داخلی مثل روز اول شده.

13:45.800 --> 13:46.550
‫آره!

13:46.550 --> 13:49.050
‫فقط دیوار سوراخه رو بستنیم.

13:49.050 --> 13:50.770
‫آره!

13:49.490 --> 13:51.730
‫همیشه این‌طورین؟

13:51.730 --> 13:54.150
‫حتماً تمومش می‌کنیم

13:54.150 --> 13:59.060
‫قبل از رسیدن پاپ به جشن
‫بزرگ در سه روز دیگه!

14:01.160 --> 14:03.960
‫خوبه که بابلون سالمه، لوید!

14:03.960 --> 14:05.800
‫هی، تو کارآگاه درجه یکی.

14:05.800 --> 14:08.830
‫آره! ممنون که چشم نگه داشتی، تائو.

14:10.960 --> 14:13.580
‫چیزی پیش اومد؟

14:13.580 --> 14:15.640
‫هیچی!

14:15.640 --> 14:20.410
‫کاتارینا اومد،
‫ماجرا رو براش تعریف کردم.

14:20.410 --> 14:22.670
‫اون چی گفت؟

14:22.670 --> 14:24.360
‫گفت خجالت‌زده‌ست!

14:24.360 --> 14:26.170
‫برگشتی؟!

14:26.170 --> 14:29.670
‫آره، دارم شغلم رو توی
‫گیلد ماجراجوها دوباره فکر می‌کنم!

14:29.670 --> 14:32.210
‫چی شد؟

14:32.210 --> 14:33.560
‫بعد از حرفایی که زدی...

14:34.210 --> 14:39.020
‫با مرکز کلیسا تماس گرفتم
‫و عکس کشیشو براشون فرستادم.

14:39.910 --> 14:44.440
‫اینا از گیلد ماجراجوها
‫و شاهزاده دوم، آلبرت هستن.

14:44.570 --> 14:48.360
<b>‫پاپ گیتن</b>

14:44.730 --> 14:46.920
‫هر دو درباره یه موضوعن.

14:48.370 --> 14:51.400
‫این مرد به کلیسای منطقه دِن حمله کرده،

14:51.400 --> 14:55.110
‫و می‌پرسن می‌شناسیمش یا نه.

14:55.110 --> 14:57.720
‫کسی زخمی شده؟

14:57.720 --> 14:59.590
‫متهم فرار کرده،
‫و یکی از شاگردهای روحانی

14:59.590 --> 15:02.050
‫که دفاع کرده،
‫خیلی زخمی شده.

15:02.050 --> 15:05.190
‫بقیه پرسنل کلیسا
‫در محل امن هستن.

15:07.750 --> 15:10.500
‫و می‌پرسن می‌شناسیمش؟

15:11.000 --> 15:16.890
‫در حمله، این مرد
‫دعای لوکسا رو خوند.

15:18.310 --> 15:19.570
‫مسخرست!

15:19.570 --> 15:24.270
‫می‌گن این دیوونه
‫از ما هست، خدمت‌گزاران خدا؟!

15:24.270 --> 15:28.200
‫چه کسی این شایعات کثیفو پخش کرده؟!

15:28.850 --> 15:31.660
‫احتمالاً همون شاگردی که دفاع کرد.

15:32.070 --> 15:34.240
‫البته، قبلاً مجرم تحت تعقیب بوده.

15:34.790 --> 15:37.670
‫الان زیر فرماندار
‫جزیره لورداست کار می‌کنه.

15:37.670 --> 15:40.230
‫و به یه ولگرد اعتماد می‌کنن؟!

15:40.230 --> 15:43.320
‫جزیره لورداست لونه اراذله‌ست!

15:43.320 --> 15:46.040
‫چند روز پیش شورش هم اونجا بود!

15:46.300 --> 15:47.680
‫ساکت.

15:48.110 --> 15:52.180
‫بدون اطمینان به دیگران توهین نکنید.

15:52.180 --> 15:54.630
‫ولی اعلیحضرت...

15:54.630 --> 15:58.430
‫اونا هستن که به ما بی‌پایه توهین می‌کنن.

15:58.740 --> 16:02.580
‫درسته. پس این پاسخ ماست...

16:02.930 --> 16:06.440
‫"اگه کلیسا رو متهم می‌کنین،
‫باید سند بیارین!" گفتن!

16:06.440 --> 16:10.330
‫رئیسم عصبانی‌ست!

16:11.920 --> 16:14.320
‫همین الان پنجره رو درست کردیم!

16:14.320 --> 16:16.360
‫ولی اشکالی نداره!

16:16.360 --> 16:18.070
‫واقعاً بچه‌های خوبی‌ان.

16:18.430 --> 16:22.340
‫گیلد ماجراجوها دیگه
‫نمی‌تونه کاری بکنه.

16:22.340 --> 16:25.840
‫حتی نمی‌تونیم
‫عکسشو پخش کنیم...

16:25.840 --> 16:27.800
‫متأسفم.

16:28.340 --> 16:30.760
‫پس باید سند بیاریم!

16:31.090 --> 16:33.470
‫هیچ سنگی رو نچرخونیم!

16:31.090 --> 16:38.100
<b>‫ترک!      ضرب!</b>

16:33.470 --> 16:34.730
‫چشم رئیس!

16:35.620 --> 16:38.100
‫ولی باغ رو همین الان درست کردیم!

16:38.100 --> 16:39.780
‫ولی اشکالی نداره!

16:39.780 --> 16:41.290
‫شاید خیلی خوبن؟

16:41.290 --> 16:43.090
‫هیچ خوبی توش نیست!

16:43.090 --> 16:47.270
‫گفتم، اینجا مکان مقدسیه
‫که حیونا اینجا خاک شدن!

16:46.550 --> 16:48.170
‫ووو، ووو.

16:46.730 --> 16:47.610
<b>‫ووو</b>

16:48.170 --> 16:51.200
‫بدون خرابی جستجو کنیم
‫بهتره

16:51.200 --> 16:55.730
‫بینی شیرو معمولاً دقیقه
‫ولی یه دلیلی نمی‌یاد.

16:56.070 --> 17:00.240
‫انگار چیزی فهمیده
‫ولی وانمود می‌کنه نه.

17:00.750 --> 17:02.010
‫کاک!

17:01.040 --> 17:02.000
<b>‫کاک</b>

17:07.990 --> 17:09.530
‫کاک! کاک!

17:08.250 --> 17:09.630
{move(208.666,141.333,210.4,189.6,0,1361)\fad(250,0)\b1\shad0\c&H0737CF&\3c&H55F6FF&\frz5.878\pos(278.439,188.444)\fs24}‫کاک

17:10.030 --> 17:11.760
‫کاک! کاک!

17:10.250 --> 17:11.630
<b>‫کاک</b>

17:12.160 --> 17:14.360
‫ازشون می‌خوام کمک کنن.

17:14.360 --> 17:18.520
‫دید خوبی دارن،
‫می‌تونن هر چیز مشکوکی رو چک کنن.

17:18.870 --> 17:20.870
‫آفرین، کرا!

17:20.870 --> 17:24.830
‫با نفرین زبانت کرگدنا رو کنترل می‌کنی! پیشرفت کردی.

17:25.470 --> 17:27.800
‫شیرو واقعاً دو دل شده.

17:27.800 --> 17:30.780
‫ولی هنوز کمک نمی‌کنه.

17:31.060 --> 17:35.800
‫یادم اومد، شیرو اولین بار اومد
‫اینجا خیلی ترسیده بود.

17:35.800 --> 17:38.280
‫فکر کنم چیزی اینجا هست.

17:41.070 --> 17:42.260
‫ساریا!

17:43.400 --> 17:44.950
‫چی کار می‌کنی اینجا؟

17:44.130 --> 17:48.250
‫بابلون! خدا رو شکر بیداری!

17:47.020 --> 17:49.080
‫شاهزاده لوید!

17:49.520 --> 17:52.460
‫گوش کن... من...

17:54.920 --> 17:57.720
‫خیلی خوشحالم سالم هستی.

17:59.720 --> 18:00.710
‫ساریا...!

18:01.260 --> 18:02.220
<b>‫چِنگ</b>

18:02.220 --> 18:08.230
<b>‫بالِ پَر بالِ پَر</b>

18:02.430 --> 18:02.720
‫آه

18:02.530 --> 18:05.710
‫اینم مجازاتت به خاطر قایم شدن از تمرین!

18:05.710 --> 18:08.240
‫عالیه! واقعاً داره
‫با این حرکات آهنگ می‌سازه!

18:08.600 --> 18:11.490
‫پس برای اجرا آماده‌ای؟

18:14.690 --> 18:16.830
‫اوه، شاهدخت ساریا...

18:17.740 --> 18:21.060
‫ممنون که اشروو نجات دادی، پاولوف.

18:21.060 --> 18:22.170
‫در واقع اسمم بابلونه.

18:23.130 --> 18:26.570
‫مثل شنیدین، اشرو توسط چند نفر
‫مورد حمله قرار گرفت.

18:26.570 --> 18:29.710
‫ممکنه دوباره هدف قرار بگیره.

18:29.710 --> 18:33.270
‫پس بهتره
‫اجرا رو لغو کنیم.

18:36.570 --> 18:37.620
‫فهمیدم.

18:38.620 --> 18:42.230
‫پس خودم تنها اجرا می‌کنم.

18:50.550 --> 18:51.600
‫بچه‌ها!

19:27.770 --> 19:31.350
‫زیرزمین؟! من چیزی نمی‌دونستم!

19:31.970 --> 19:34.770
‫منم متوجه نشده بودم...

19:40.280 --> 19:46.560
<i>‫در... از چوب خاصیه که
‫مانا و چی رو کاملاً مسدود می‌کنه.</i>

19:47.810 --> 19:49.410
<i>‫به همین دلیل پیداش نشده.</i>

19:49.850 --> 19:52.490
‫زیر کلیسا چه خبره؟

19:52.490 --> 19:55.370
‫این بو چیه؟

19:58.430 --> 19:59.840
‫بهتره اینو نبینید.

20:03.870 --> 20:09.170
‫قطعاً نه. اشرو بمونه
‫با کشیش، بمون.

20:12.600 --> 20:15.750
‫لطفاً! بذارید بیام!

20:17.530 --> 20:19.710
‫مزاحم نمی‌شم.

20:19.710 --> 20:21.420
‫هیچ‌کس!

20:21.810 --> 20:24.660
‫تو هدف هستی—

20:24.660 --> 20:29.360
‫و زخمی هستی،
‫پس اینجا بمون با کشیش.

20:25.450 --> 20:27.950
<b>‫کِش کش</b>

20:29.360 --> 20:32.230
‫احمق! می‌فهمید چی می‌گید؟!

20:29.870 --> 20:31.310
‫این ردایت برات.

20:30.080 --> 20:30.950
<b>‫این ردایت برات.</b>

20:31.160 --> 20:32.670
<b>‫هه؟ می‌تونم؟</b>

20:31.310 --> 20:32.990
‫هه؟ می‌تونم؟

20:32.230 --> 20:33.810
‫اون پایین خطرناک‌تره!

20:32.670 --> 20:34.790
<b>‫یه حس سردی دارم اونجا.</b>

20:32.990 --> 20:34.950
‫یه حس سردی دارم اونجا.

20:33.810 --> 20:34.950
‫بریم!

20:36.250 --> 20:38.210
‫نمی‌خوام ناراحتش کنم.

20:39.940 --> 20:43.650
‫چون منم طرفدارشم.

20:44.480 --> 20:46.830
‫از کی نزدیک شدین؟

20:46.830 --> 20:48.600
‫وقتی خواب بودی، اتفاقی.

20:52.260 --> 20:55.200
<i>‫بابلون... متأسفم.</i>

20:55.940 --> 20:59.750
<i>‫و اگه الان برگردم...</i>

21:00.610 --> 21:04.260
<i>‫فکر نمی‌کنم دیگه بتونم
‫با خیال راحت بخونم.</i>

21:05.240 --> 21:09.760
<i>‫باید از این ترس عبور کنم
‫و برگردم.</i>

21:15.290 --> 21:16.570
‫چی می‌گی؟

21:16.570 --> 21:19.080
‫می‌ریم یا نه؟

21:19.080 --> 21:22.340
<i>‫ترسیدم، ووف. ولی...</i>

21:22.740 --> 21:25.890
‫لطفاً! بذار بیام!

21:31.860 --> 21:34.400
‫اوه آره! به همین می‌گن
‫پسر خوب، شیرو!

21:43.640 --> 21:46.270
‫این چه کفر بزرگیه؟!

21:47.870 --> 21:50.500
‫الان فهمیدم چرا شیرو ترسیده بود.

23:35.460 --> 23:38.790
<i>‫تقریباً رفته بودم با جید
‫تو اون دنیا نوشیدنی بخورم.</i>

23:39.170 --> 23:42.290
<i>‫ولی با صداش برگشتم.</i>

23:42.830 --> 23:44.690
<i>‫دفعه بعد، قسمت ۱۸:</i>

23:44.690 --> 23:45.950
<i>‫"اراده اشرو."</i>

23:44.690 --> 23:50.030
<b>‫قسمت ۱۸</b>

23:44.690 --> 23:50.030
‫m 0 0 l 581.75 0 l 608.5 32 l 581.75 64 l 26.75 64 l 0 32 l 26.75 0

23:44.690 --> 23:50.030
<b>‫اراده اشرو</b>

23:46.320 --> 23:48.990
<i>‫تعمق جادو رو خواهی دید.</i>
