WEBVTT

00:11.600 --> 00:12.580
‫گریم.

00:18.600 --> 00:40.600
‫تیم ترجمه دنیای انیمه تقدیم میکند.
‫ ترجمه شده توسط "AmirrezaBrawel"

01:12.760 --> 01:13.960
‫فایده‌ای نداره.

01:24.560 --> 01:28.230
‫دیگه حتی توبه کردن هم برات رحم نمیاره.

01:29.730 --> 01:31.530
‫بچه شیطان.

01:32.810 --> 01:34.230
‫این به کارم میاد.

01:35.990 --> 01:41.000
<b>‫من به عنوان شاهزاده هفتم دوباره متولد شدم</b>

01:35.990 --> 01:41.000
<b>‫تا بتونم با حوصله توانایی جادوییم رو کامل کنم 
‫فصل دوم </b>

01:41.530 --> 01:47.500
<b>‫من به کلیسا می‌پیوندم!   :قسمت سیزدهم</b>

01:52.310 --> 01:56.340
‫لوید... اِه، ارباب، وقت صبحونه‌ست.

01:58.430 --> 02:00.000
‫گریم! شیرو!

02:00.720 --> 02:02.130
‫صبح بخیر.

02:03.990 --> 02:04.720
‫ها؟

02:05.760 --> 02:06.980
‫لوید کجاست؟

02:08.660 --> 02:10.150
‫صبح بخیر.

02:15.360 --> 02:16.910
‫این صدا...

02:21.070 --> 02:22.480
‫لوید!

02:22.480 --> 02:26.450
‫حالا دیگه با اون بلاک مانایی که بهم یاد دادی، 
‫حضورم رو خیلی خوب می‌تونم مخفی کنم.

02:26.450 --> 02:29.230
‫«خیلی خوب» گفتن کمه! 
‫عالی بود!

02:29.230 --> 02:32.460
‫یکسال طول کشید تا من اصلاً بتونم 
‫ازش یه کم استفاده کنم...

02:32.810 --> 02:35.030
‫لوید، تو واقعاً...

02:35.710 --> 02:36.460
<b>‫نفس‌نفس...</b>

02:37.180 --> 02:39.640
‫منظورم اینه، تو فوق‌العاده‌ای، ارباب! قربان!

02:39.640 --> 02:42.720
‫چی؟ هنوز به کار کردن اینجا عادت نکردی؟

02:42.720 --> 02:45.300
‫چند روزی گذشته، نه؟

02:45.300 --> 02:47.970
‫چند روز برای عادت کردن به همچین چیزی کافی نیست! قربان!

02:48.300 --> 02:53.580
‫خانم سیلفا کلی بهم یاد داده، 
‫ولی خیلی سخت‌گیره! و باحال!

02:53.580 --> 02:59.510
‫یاد گرفتن آداب معاشرت خیلی سخته! 
‫ولی غذاها خوشمزه‌ست! تخت‌ها هم نرم!

02:59.510 --> 03:01.740
‫چه خبره!

03:02.160 --> 03:08.120
‫ولی من تمام تلاشمو می‌کنم که خدمتکاری باشم که 
‫بهش افتخار کنی، لوید... اِه، ارباب!

03:08.120 --> 03:09.060
‫قربان!

03:09.060 --> 03:11.360
‫وقتی فقط ما دوتاییم، می‌تونی راحت‌تر باشی، می‌دونی که.

03:12.670 --> 03:13.880
‫لوید...!

03:13.880 --> 03:15.800
‫نه، قطعاً نمی‌تونه.

03:15.960 --> 03:18.050
<b>‫صبح بخیر،
‫سیلفا.</b>

03:16.220 --> 03:18.040
‫صبح بخیر، سیلفا.

03:18.270 --> 03:21.810
‫باورم نمیشه... چند بار باید بگم؟

03:22.170 --> 03:26.090
‫چه جور خدمتکاری این‌قدر راحت 
‫با اربابش حرف می‌زنه؟

03:22.180 --> 03:28.060
<b>‫غرش...</b>

03:26.090 --> 03:28.050
‫خیلی متاسفم!

03:28.050 --> 03:30.000
‫مهم نیست شاهزاده لوید چی می‌گه!

03:28.250 --> 03:30.000
‫بله! متاسفم!

03:29.290 --> 03:32.050
‫رن حسابی سرش شلوغه.

03:30.000 --> 03:32.050
‫بعضی چیزا اصلاً جای بحث نداره!

03:32.350 --> 03:36.320
‫راستی... شرط می‌بندم بقیه هم 
‫همین‌قدر سرشون شلوغه.

03:32.450 --> 03:36.320
‫اگه نتونی این چیزا رو درست کنی,

03:36.320 --> 03:38.100
‫هیچ‌وقت خدمتکار درست‌حسابی نمی‌شی!

03:38.100 --> 03:39.310
‫اگه بازم این کارو کنی—

03:47.980 --> 03:52.740
‫به نظر میاد تارهای عنکبوتت حسابی برای بازسازی 
‫به کار اومده، گالیلا!

03:54.650 --> 03:56.870
‫به زندگی به عنوان فرماندار عادت کردی؟

03:57.210 --> 03:58.910
‫یه جورایی، آره.

03:58.910 --> 04:02.810
‫فکرشم نمی‌کردم تو فرماندار 
‫جزیره لردوست بشی.

04:04.040 --> 04:08.330
‫راستش فکر می‌کردم شاهزاده لوید 
‫قراره خودش این کارو بکنه.

04:09.890 --> 04:14.890
‫پدرم فقط بهم اجازه داد که 
‫فرماندار رو انتخاب کنم، همین.

04:16.670 --> 04:18.400
‫بقیه‌ش رو به تو می‌سپارم.

04:18.990 --> 04:22.590
‫اگه این‌جا پناهگاهی برای آدمایی مثل شما بشه، 
‫جای خوبی برای تحقیق می‌شه.

04:22.590 --> 04:24.690
‫برای کسایی مثل شماها.

04:24.690 --> 04:27.290
‫قراره حسابی از این‌جا استفاده کنه، نه؟

04:27.910 --> 04:32.420
‫باید بگم، احتمالاً یه مدتی طول می‌کشه 
‫تا تعمیرات تموم بشه.

04:34.510 --> 04:37.290
‫آخه دیوها حسابی این‌جا رو به هم ریختن.

04:37.290 --> 04:40.100
‫هی، بابلون! مدت زیادیه ندیدمت!

04:41.950 --> 04:47.360
‫اگه قراره من اینجا رو اداره کنم، 
‫نمی‌ذارم دوباره همچین فاجعه‌ای پیش بیاد.

04:47.680 --> 04:50.640
‫اگه چیزی برای دفاع از خودمون داشتیم 
‫عالی می‌شد...

04:50.640 --> 04:54.520
‫خب، اگه نظر یه دیو رو بخوای، 
‫من جادوی الهی رو پیشنهاد می‌کنم!

04:56.190 --> 04:58.440
<b>‫هااااا؟!</b>

04:58.430 --> 04:59.880
‫گریم، تو...

04:59.880 --> 05:01.360
‫یه دیو؟!

05:01.360 --> 05:03.960
‫فکر کردید من چی‌ام؟!

05:02.990 --> 05:07.950
<b>‫چیزی نگفت</b>

05:03.960 --> 05:05.720
‫یه کم احترام بذارید!

05:05.720 --> 05:07.950
‫فکر کردم تو یه بز پرنده سخنگویی...

05:07.950 --> 05:13.230
‫جادوی الهی... یه نوع جادو که فقط 
‫مؤمنای کلیسا می‌تونن بهش دست پیدا کنن.

05:13.230 --> 05:17.590
‫قدرت خدا رو تو بدنت می‌برن و 
‫با تقدسش شر رو نابود می‌کنن!

05:17.590 --> 05:21.880
‫که به نظر مسخره میاد، 
‫ولی واقعاً موثره.

05:21.880 --> 05:24.160
‫خدا، آره...؟

05:24.800 --> 05:26.740
‫اینجا یه کم شکاک به نظر می‌رسید.

05:26.740 --> 05:29.460
‫ما کل عمرمون رو بدون خدا 
‫یا نجات‌دهنده زندگی کردیم.

05:29.740 --> 05:33.720
‫ولی خب، شاید حالا وقتشه که 
‫به کلیسا بپیوندید.

05:33.940 --> 05:35.970
‫حتی اگه فقط تو باشی، 
‫شاهزاده لوید...

05:35.970 --> 05:38.390
‫کلیسا... درسته...

05:38.390 --> 05:39.980
‫شاید. یه روزی.

05:41.720 --> 05:43.680
‫چی کار کردی، رئیس؟

05:43.680 --> 05:46.690
‫آخه! چرا فکر می‌کنی من یه کاری کردم؟!

05:43.740 --> 05:46.700
<b>‫اوم...</b>

05:47.100 --> 05:48.670
‫هورا!

05:47.100 --> 05:49.780
‫یعنی، آره، یه کاری کردم و 
‫اخراج شدم، ولی...

05:50.690 --> 05:52.920
‫چون دو سال پیش بود،

05:50.690 --> 05:52.920
‫اون قبلاً گندشو درآورده!

05:52.920 --> 05:54.280
‫این کارش همیشگیه!

05:52.920 --> 05:55.460
‫شاید دیگه یادشون رفته باشه؟

05:54.280 --> 05:55.450
‫آفرین!

05:55.450 --> 05:59.430
‫فقط حرف زدن درباره‌ش باعث شده 
‫دلم بخواد جادوی الهی یاد بگیرم!

05:57.410 --> 05:59.030
‫باهاش برو، بابلون.

06:00.210 --> 06:03.200
‫خب، اگه بتونم جادوی الهی یاد بگیرم...

06:03.500 --> 06:04.910
‫وقتشه به کلیسا بپیوندم!

06:11.230 --> 06:13.650
‫دو ساله اینجا نیومدم!

06:13.650 --> 06:16.480
‫من هیچ‌وقت کلیساها رو دوست نداشتم.

06:16.720 --> 06:18.500
‫مجبور نبودی بیای، می‌دونی که.

06:18.500 --> 06:23.080
‫خب... چون خانم سیلفا سرش شلوغه، 
‫من به جاش اومدم!

06:23.080 --> 06:27.480
‫و دلم می‌خواست یه کم وقت بگذرونم، 
‫با... تو... لوید.

06:29.670 --> 06:35.670
‫پس، نقشه اینه که به کلیسا خدمت کنیم 
‫تا جادوی الهی یاد بگیریم؟

06:35.670 --> 06:36.500
‫آره.

06:36.770 --> 06:42.290
‫جمع کردن پول، تمیزکاری، خوندن کتاب مقدس، 
‫سرود خوندن، دعا کردن...

06:42.290 --> 06:44.220
‫اگه این کارا رو به اندازه کافی ادامه بدی،

06:44.220 --> 06:47.940
‫فرشته‌های آسمانی بهت جادوی الهی می‌دن.

06:45.350 --> 06:46.920
‫هی، چه خبر؟

06:45.510 --> 06:48.510
<b>‫هی،
‫چه خبر؟</b>

06:47.940 --> 06:50.560
‫می‌فهمم. حسابی دردسر داره.

06:50.560 --> 06:51.850
‫دقیقاً.

07:00.240 --> 07:02.600
‫پدر! عصر بخیر.

07:03.190 --> 07:05.940
‫عصر بخیر، فرزندم.

07:05.940 --> 07:09.710
‫اومدی کلیسا برای دعا؟ 
‫چه پسر باهوشی!

07:11.450 --> 07:14.200
<b>‫آخ!</b>

07:11.460 --> 07:14.200
‫این ل-ل-لوید دو سالومه!

07:14.520 --> 07:16.600
‫اینجا چی کار می‌کنی، بدبخت؟!

07:16.600 --> 07:18.210
‫هیچ‌وقت کاری که دو سال پیش کردی رو فراموش نمی‌کنم!

07:18.210 --> 07:21.820
‫جهانی که تو این کلیسا به پا کردی!

07:21.820 --> 07:26.010
‫برو گمشو! فرزند شیطان، تو رو بیرون می‌کنم!

07:26.390 --> 07:28.970
<i>‫آخه اون چی کار کرده؟</i>

07:29.340 --> 07:32.470
‫آه، پدر، دیگه بس نیست؟

07:32.920 --> 07:34.150
‫اشر؟

07:34.150 --> 07:36.970
‫خیلی وقته ندیدمت، لوید!

07:36.970 --> 07:39.420
‫تو همیشه تو این مسائل زیادی نرم رفتار می‌کنی!

07:39.420 --> 07:42.730
‫ولی مگه خودت همیشه نمی‌گفتی، پدر...

07:43.020 --> 07:47.600
‫که آدما ممکنه اشتباه کنن، 
‫ولی تا وقتی توبه کنن و عذرخواهی کنن،

07:47.600 --> 07:50.550
‫خدا اونا رو می‌بخشه؟

07:47.940 --> 07:50.150
<b>‫همه‌چیز رواله!</b>

07:49.430 --> 07:50.550
<i>‫همه‌چیز رواله!</i>

07:50.550 --> 07:52.740
‫دیگه کسی عصبانی نیست.

07:53.230 --> 07:56.090
‫من هنوزم عصبانیم!

07:55.530 --> 07:56.280
<b>‫فوف</b>

07:59.220 --> 08:01.460
<i>‫خیلی متاسفه، ووف.</i>

08:04.200 --> 08:08.460
‫فقط که بدونی، من هنوز کاملاً 
‫برگشتت رو قبول نکردم...

08:08.460 --> 08:14.010
‫ولی مخالف این نیستم که 
‫یه فرصت برای توبه بهت بدم.

08:14.010 --> 08:15.520
‫حالا، اسم این پسر خوب چیه؟

08:15.520 --> 08:16.630
‫شیرو.

08:19.220 --> 08:22.070
‫انتظار دارم همتون حسابی تلاش کنید.

08:22.070 --> 08:22.930
‫حتماً!

08:23.770 --> 08:26.480
‫هفت دقیقه بعد

08:34.490 --> 08:37.990
‫لوید؟! کجا داری می‌ری؟!

08:38.270 --> 08:40.570
‫ببخشید، اشر. گند زدم.

08:40.570 --> 08:44.240
‫خب، اگه اشتباه سهوی بود، 
‫کاریش نمی‌شه کرد.

08:44.240 --> 08:46.920
‫ولی آسیب ندیدی، نه؟

08:46.920 --> 08:49.000
‫اوه، نه.

08:49.280 --> 08:52.100
‫وای، چه خیالم راحت شد! خوشحالم.

08:52.100 --> 08:56.750
‫صبر کن، این گلدون شیشه رنگیه که 
‫پدر عاشقشه!

08:56.990 --> 09:00.510
‫ایرادی نداره. من به جات عذرخواهی می‌کنم.

09:00.750 --> 09:04.030
‫نه. خودم این کارو می‌کنم.

09:04.030 --> 09:07.060
‫وای، تو خیلی پسر خوبی هستی، لوید!

09:07.060 --> 09:09.280
‫این داره شاهزاده لوید رو از بازی می‌ندازه...

09:07.060 --> 09:09.280
‫این داره لوید رو از بازی می‌ندازه...

09:12.540 --> 09:15.780
‫لوید چش شده؟ عجیب رفتار می‌کنه.

09:15.780 --> 09:19.790
‫فکر نمی‌کنم! 
‫لوید همیشه پسر خوبی بوده.

09:19.790 --> 09:24.480
‫همیشه؟ لوید... اِه، 
‫شاهزاده وقتی کوچیک‌تر بود چه جوری بود؟

09:24.480 --> 09:26.030
‫واقعاً عوض نشده.

09:26.030 --> 09:30.030
‫اونقدر جادو رو دوست داره که 
‫به چیزای دیگه بی‌توجه می‌شه...

09:30.340 --> 09:34.880
‫این بارم که به کلیسا اومده 
‫برای یادگیری جادوی الهی‌ست، نه؟

09:34.880 --> 09:36.310
‫خب، نمی‌دونم...

09:37.310 --> 09:39.480
‫واقعاً عوض نشده.

09:40.050 --> 09:42.920
‫قبلاً هم گلدون می‌شکوند.

09:44.250 --> 09:47.310
‫لوید! بازم این کارو کردی؟!

09:47.310 --> 09:49.230
‫آسیب ندیدی، نه؟!

09:49.690 --> 09:51.060
‫نه.

09:51.060 --> 09:54.060
‫خب، خیالم راحت شد.

09:55.330 --> 09:58.450
‫می‌دونی، می‌تونی یه کم بام سخت‌گیرتر باشی...

09:58.450 --> 10:00.070
‫حرف خوبیه!

10:00.070 --> 10:00.800
‫پسر بد!

10:00.800 --> 10:04.340
‫نه دقیقاً این‌جوری...

10:05.320 --> 10:08.300
‫چطوره با یه جادوی الهی منو بزنی؟!

10:08.300 --> 10:10.090
‫هرگز این کارو نمی‌کنم!

10:10.090 --> 10:15.090
‫جادوی الهی فقط باید علیه آدمای 
‫واقعاً بد استفاده بشه.

10:15.330 --> 10:19.600
‫ولی بهت افتخار می‌کنم، لوید. 
‫اینکه می‌خوای تنبیه بشی.

10:19.600 --> 10:23.330
‫می‌دونی چیه؟ بیا با هم آواز بخونیم!

10:31.050 --> 10:33.990
‫یه موجود شیطانی داره اینجا ول می‌چرخه!

10:33.990 --> 10:36.260
‫همه، کلیسا رو تخلیه کنید!

10:36.720 --> 10:39.490
‫صبر کن، لوید کجاست؟!

10:39.760 --> 10:40.100
<b>‫متهم</b>

10:40.360 --> 10:42.990
<b>‫متهم</b>

10:51.620 --> 10:54.120
‫اشر! خوبی؟!

10:54.480 --> 10:58.390
‫لوید... خوبی؟! آسیب ندیدی؟!

10:58.390 --> 11:01.280
‫ن-نه، من خوبم.

11:02.630 --> 11:05.620
‫می‌فهمم... خیلی خوشحالم!

11:07.630 --> 11:10.140
‫او، چه غافلگیری. حالا مُردم.

11:13.730 --> 11:19.340
‫بعدش، لوید اعتراف کرد چی کار کرده و 
‫از کلیسا اخراجش کردن.

11:19.340 --> 11:21.160
<i>‫آره، این همه‌چیزو توضیح می‌ده!</i>

11:21.410 --> 11:25.780
‫اون حسابی کلکسیون پدر رو به هم ریخت...

11:25.780 --> 11:29.040
‫و آدما شروع کردن به اینکه 
‫بهش بگن فرزند شیطان.

11:31.590 --> 11:36.170
<i>‫ولی این نمی‌تونه درست باشه. من بهتر می‌دونم.</i>

11:36.170 --> 11:39.170
<i>‫مطمئنم، اگه چیزی باشه، 
‫برعکسه.</i>

11:47.220 --> 11:50.280
<i>‫صدات... نوع صداش...</i>

11:53.510 --> 11:56.160
<i>‫امیدوارم بتونیم دوباره باهم آواز بخونیم.</i>

11:56.810 --> 12:00.350
‫راستی، باید لوید رو دعوت کنم که بهمون ملحق شه!

12:00.820 --> 12:04.310
‫امروز قراره یه اجرا تو مراسم عشای ربانی داشته باشیم!

12:04.310 --> 12:05.660
‫ساریا هم میاد!

12:05.910 --> 12:07.340
‫عشای ربانی؟

12:07.910 --> 12:09.260
‫ساریا؟

12:13.130 --> 12:15.960
<b>‫من به عنوان شاهزاده هفتم دوباره متولد شدم</b>

12:13.130 --> 12:15.960
<b>‫تا بتونم با حوصله توانایی جادوییم رو کامل کنم 
‫فصل دوم </b>

12:20.270 --> 12:22.280
‫این درد داشت!

12:22.710 --> 12:25.970
‫حواست به مسیرت باشه، احمق!

12:26.270 --> 12:27.700
‫این سر و صدا چیه؟

12:27.700 --> 12:30.450
‫لوید، این بار چی کار کردی—

12:32.680 --> 12:35.590
‫خواهرم... ساریا؟

12:36.980 --> 12:40.300
‫با یکی برخورد می‌کنی و 
‫این جوابت بهشونه؟

12:40.300 --> 12:42.240
‫قراره خرج بیمارستان رفیقم رو بدی؟

12:42.240 --> 12:44.740
‫ساز خاصی هست که توش خوب باشی؟

12:45.110 --> 12:47.490
‫نه، نه واقعاً.

12:51.310 --> 12:52.750
‫صبر کن!

12:51.870 --> 12:52.120
<b>‫گرفتن</b>

12:52.750 --> 12:54.980
‫خواهرت، ساریا؟

12:54.980 --> 13:01.020
‫آره. اون چهارمین شاهزاده پادشاهی سالومه، 
‫و یه نابغه موسیقی.

13:01.450 --> 13:03.880
‫استاد همه جور ساز.

13:05.640 --> 13:09.130
‫ولی به هر چیزی که موسیقی نباشه 
‫کاملاً بی‌توجهه.

13:09.130 --> 13:11.540
‫یه کم دردسر سازه.

13:11.540 --> 13:12.890
<i>‫ارثیه...!</i>

13:12.890 --> 13:15.640
‫وای، فکر کردی کجا داری می‌ری؟!

13:15.640 --> 13:18.650
‫حالا که فکرشو می‌کنم، 
‫یه ساز هست که توش عالی‌ام!

13:18.650 --> 13:20.650
‫چیه؟ بگو!

13:20.650 --> 13:24.940
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تو ساختن صدای جیغ 
‫خانوما از من بهتر باشه!

13:26.280 --> 13:27.760
‫لطفاً، بس کن!

13:28.540 --> 13:32.030
‫ساریا دوستمونه! نه یه ساز!

13:32.030 --> 13:35.780
‫خب، این ساز خوش‌ساخت رو اینجا ببین!

13:37.160 --> 13:39.470
‫می‌بینی؟! چه موسیقی شیرینی!

13:40.670 --> 13:42.570
‫ن-نباید این کارو کنی!

13:42.570 --> 13:45.260
‫اینجور چیزا فقط باید بین دو نفر 
‫که عاشق همن اتفاق بیفته!

13:45.260 --> 13:47.530
‫اینا قطعاً نت‌های بالایی خوبی دارن.

13:47.530 --> 13:49.540
‫پس باید اونجا بگیریش تا این صدا دربیاد، آره...

13:49.540 --> 13:51.180
‫داری چی می‌گی، ساریا؟!

13:51.530 --> 13:55.940
‫وای نه، اجرای امروز قراره خراب بشه!

13:55.940 --> 13:57.560
‫چه اجرایی؟

13:57.560 --> 14:01.060
‫قراره امروز بعدازظهر باشه، ظاهراً. 
‫یه اجرا با اشر و ساریا.

14:01.410 --> 14:03.750
‫می‌گن کسایی که گوش می‌دن رو شفا می‌ده...

14:04.060 --> 14:06.330
‫و خیلی هم محبوبه.

14:06.330 --> 14:09.130
‫خب این توضیح می‌ده چرا اینجاست.

14:09.400 --> 14:13.600
‫شاهزاده لوید، درباره جادوی الهی...

14:13.600 --> 14:17.200
‫اگه با یه آیین انجام بشه، 
‫نه با امضای مانا، چی؟

14:17.510 --> 14:20.230
<i>‫شفا دادن کسایی که می‌شنون...</i>

14:20.590 --> 14:24.970
‫جالب شد. پس نمی‌تونم بذارم این اجرا کنسل بشه.

14:24.970 --> 14:25.910
‫این خیلی شیطونه...!

14:25.910 --> 14:26.830
‫رن.

14:27.910 --> 14:32.220
‫هرچند این نت‌ها خوبن، ولی اینکه 
‫اشر داره گریه می‌کنه یه نکته منفی بزرگه.

14:32.640 --> 14:34.160
‫تو تو این کار افتضاحی.

14:35.000 --> 14:38.320
‫مطمئنم من می‌تونم اشر رو 
‫خوشایندتر به گریه بندازم.

14:38.320 --> 14:40.970
‫شاید یه جور دیگه بگی، لطفاً؟!

14:41.550 --> 14:46.280
‫بهترین راه برای درآوردن موسیقی خوب 
‫از اشر، با پیانوی منه.

14:46.280 --> 14:47.610
‫ساریا!

14:47.610 --> 14:50.360
‫وقتشه تو هم جیغ بکشی!

14:51.770 --> 14:53.230
<i>‫تمرکز مانا...</i>

14:56.420 --> 14:58.160
‫ترازوی ساکوبوس!

15:12.090 --> 15:14.380
‫آره. خوب به نظر می‌رسه، رن.

15:15.470 --> 15:17.270
‫خیلی تاثیرگذار!

15:17.270 --> 15:21.170
‫اون تونست فقط کشیش و اراذل رو بخوابونه 
‫بدون اینکه ما رو تحت تاثیر قرار بده.

15:21.170 --> 15:26.140
‫این یه کاربرد از بلاک ماناست که 
‫گیلد استفاده می‌کنه—تمرکز مانا.

15:27.300 --> 15:29.120
‫تمرکز مانا...

15:29.120 --> 15:33.300
‫باز کردن یه روزنه برای آزاد کردن مانا 
‫تو حالت بلاک مانا...

15:33.080 --> 15:33.500
<b>‫هوووش</b>

15:33.300 --> 15:39.000
‫نه تنها فشارش قوی‌تره، 
‫بلکه هدف‌گیری رو هم راحت‌تر می‌کنه.

15:39.570 --> 15:42.790
<i>‫به علاوه، دقیقاً همون‌طور که بهش گفتم عمل کرد،</i>

15:42.790 --> 15:46.480
<i>‫و تونست سم خودش رو به یه گاز بیهوش‌کننده تبدیل کنه...</i>

15:48.380 --> 15:50.550
<i>‫داری حسابی تلاش می‌کنی، رن.</i>

15:51.710 --> 15:54.010
‫سرسختی اراذل رو دست‌کم نگیر!

15:54.240 --> 15:58.310
‫ببخشید، لوید! هنوز نمی‌تونم سم رو 
‫دقیقاً همون‌طور که می‌خوام درست کنم!

16:01.820 --> 16:04.020
‫با این آدمای احمق، 
‫بعضی وقتا باید دوز سنگین‌تری بزنی.

16:04.020 --> 16:05.590
‫کیو داری احمق خطاب می‌کنی؟!

16:05.590 --> 16:08.290
‫تو دلیلی که ما این‌قدر خواب‌آلودیم، دختر؟!

16:08.290 --> 16:11.840
‫با توجه به موقعیت، فکر کنم باید 
‫اونا رو به روش سخت بخوابونم.

16:11.840 --> 16:14.770
‫نه. حتی اگه اونا رو بیهوش کنیم،

16:14.770 --> 16:17.780
‫این احتمال وجود داره که 
‫بیدار بشن و دردسر بیشتری درست کنن.

16:17.780 --> 16:19.950
‫تو دیگه کی هستی؟!

16:19.950 --> 16:21.230
‫جلو، بچه!

16:21.230 --> 16:22.800
‫اگه کنار نری، مثل یه... لهت می‌کنیم!

16:41.320 --> 16:43.570
‫هنوز خیلی چیزا باید یاد بگیرم.

16:44.440 --> 16:49.570
‫هنوز مطمئن نیستم اونا رو 
‫کجا فرستادم.

16:50.820 --> 16:54.920
‫باورم نمی‌شه همچین دردسری 
‫وقتی خواب بودیم پیش اومده...

16:54.920 --> 16:55.570
‫آره!

16:55.860 --> 16:59.840
‫رفیقم، بابلون، 
‫اون اراذل رو فراری داد!

16:59.840 --> 17:01.840
‫به دستور شاهزاده لوید.

17:03.770 --> 17:06.090
<i>‫نمی‌تونم جلوی لرزشمو بگیرم...</i>

17:06.430 --> 17:08.580
<i>‫این تکنیک جید بود!</i>

17:09.420 --> 17:13.580
<i>‫این بچه تا کجا قراره 
‫روحیه‌مون رو تقویت کنه؟</i>

17:15.670 --> 17:17.850
<i>‫کاش بقیه هم می‌تونستن اینو ببینن...</i>

17:18.570 --> 17:21.320
<i>‫اگه بتونیم بفهمیم چطور 
‫یه امضای مانا برای تکنیک‌هامون بسازیم،</i>

17:21.320 --> 17:23.850
<i>‫اون‌وقت شاید یه روز لوید بتونه...!</i>

17:23.850 --> 17:26.080
‫پدر، تقریباً وقته.

17:26.080 --> 17:27.970
‫اوه، درسته.

17:29.860 --> 17:32.110
<b>‫تکیه...</b>

17:32.410 --> 17:36.510
‫خ-خوشحال می‌شم که دوباره می‌بینمت، ساریا.

17:37.860 --> 17:41.090
‫ل... لو... لوید؟

17:42.110 --> 17:45.350
‫نزدیک بود اسم برادرش رو فراموش کنه.

17:45.350 --> 17:48.620
‫واقعاً خیلی خوبه که 
‫یادش مونده.

17:48.840 --> 17:50.620
‫حتی وقتی بحث خانوادست،

17:48.960 --> 17:51.470
‫درسته! من لویدم.

17:50.620 --> 17:54.370
‫ساریا فقط اسم کسایی رو یادش می‌مونه که 
‫با موسیقی سر و کار دارن.

17:55.000 --> 17:57.930
‫پس شاهزاده لوید می‌تونه یه ساز بزنه؟

17:57.930 --> 18:01.420
‫اوه، نه، ولی وقتی بحث 
‫خوندن باشه، اون خیلی...

18:02.470 --> 18:03.520
‫یادم اومد!

18:03.520 --> 18:08.050
‫لوید، دوست داری تو اجرا 
‫با ما آواز بخونی؟

18:09.120 --> 18:10.510
‫نه، اشر.

18:11.040 --> 18:13.530
‫اون به اندازه کافی تمرین نکرده.

18:13.790 --> 18:17.510
‫نمی‌خوام با یه همراهی بدون برنامه 
‫اجرامون رو خراب کنه.

18:18.780 --> 18:24.290
<b>‫خش‌خش 
‫ خش‌خش</b>

18:18.790 --> 18:23.240
‫بعد از اینکه حسابی روش کار کردم، 
‫می‌تونیم به صورت سه‌نفره اجرا کنیم.

18:23.240 --> 18:24.290
‫چی؟

18:23.330 --> 18:24.280
<b>‫چی؟</b>

18:25.300 --> 18:29.990
‫لوید، با دقت به اجرامون گوش کن.

18:33.280 --> 18:36.600
‫الان یه جور فشار عجیب 
‫احساس می‌کنم.

18:36.600 --> 18:39.890
‫حالا چی؟ بی‌خیالشون بشیم 
‫و کلیسا رو بگردیم؟

18:39.890 --> 18:41.840
‫نه. باید تو اون اجرا شرکت کنم!

18:41.840 --> 18:47.810
‫این احتمال وجود داره که جادوی الهی 
‫با یه آیین اجرا بشه، نه با امضای مانا.

18:47.810 --> 18:53.780
<b>‫امضای مانا</b>

18:48.200 --> 18:53.480
‫می‌تونی با اجرای یه امضای مانا 
‫انواع پدیده‌ها رو ایجاد کنی...

18:53.110 --> 18:59.820
<b>آیین</b>

18:53.930 --> 18:56.520
‫ولی آیین‌ها به کسایی که مانای کافی دارن اجازه می‌دن

18:56.520 --> 18:59.320
‫با آواز یا رقص، 
‫پدیده‌های مشابهی ایجاد کنن.

19:00.020 --> 19:02.540
‫یه مثال خوب می‌تونه رقص بارون باشه.

19:05.610 --> 19:06.880
‫شاهزاده لوید؟

19:07.190 --> 19:08.360
‫بابلون؟

19:09.440 --> 19:10.830
‫توهم زدم؟

19:13.100 --> 19:17.420
‫شراب این اجرا 
‫یه لیست انتظار سه‌ساله داره!

19:17.420 --> 19:19.490
‫حتماً قدرشو بدونید.

19:19.490 --> 19:20.690
‫حتماً!

19:21.930 --> 19:26.050
‫کی پسر خوبیه؟! 
‫کی پسر خیلی خیلی خوبیه؟!

20:02.990 --> 20:06.360
<i>‫پس این موسیقی اشر و ساریاست،</i>

20:06.360 --> 20:10.640
<i>‫که می‌تونه آدما رو شفا بده و خدایان رو مسحور کنه...</i>

20:11.380 --> 20:12.940
<i>‫شگفت‌انگیز!</i>

20:13.640 --> 20:15.820
<i>‫گریم، اینو می‌بینی؟</i>

20:17.150 --> 20:21.280
<i>‫آ-آره، قطعاً 
‫اجرا شده! جادوی الهی!</i>

20:21.280 --> 20:22.530
<i>‫بنگو، پس.</i>

20:34.130 --> 20:36.370
<i>‫این چه جور امضای ماناییه؟!</i>

20:36.370 --> 20:40.120
<i>‫شبیه یه نوع نشانه‌گذاری جادوییه 
‫که از اشکال هندسی تشکیل شده؟</i>

20:40.120 --> 20:42.320
<i>‫تا حالا همچین چیزی 
‫نه دیدم و نه شنیدم!</i>

20:43.030 --> 20:48.070
<i>‫در مورد اثرش... یه شباهتی 
‫به طلسم‌های رده درمانی داره.</i>

20:48.650 --> 20:54.380
<i>‫شبیه بارونی از ذرات شفابخشه 
‫که شعاعی حدود 10 متر یا بیشتر داره.</i>

20:55.250 --> 20:58.140
‫خب، حالت خوب می‌شه؟

20:56.360 --> 20:59.860
‫مورمور

20:58.140 --> 20:59.960
‫دروغ نمی‌گم، مورمور می‌کنه.

20:59.960 --> 21:01.900
‫این چیزیه که باهاش درگیری؟

21:01.900 --> 21:06.960
‫شانس آوردم که اجراکننده، اشر، 
‫مانای زیادی نداره.

21:06.960 --> 21:09.170
‫این‌جوری آسیب زیادی نمی‌زنه.

21:09.170 --> 21:13.300
‫پس درست حدس زدم که اشر 
‫می‌تونه از جادوی الهی استفاده کنه!

21:13.300 --> 21:15.920
‫اون احترام پیام‌رسان‌های خدا رو 
‫به دست آورده!

21:16.440 --> 21:20.490
‫یه نوع امضای مانای ناشناخته، 
‫تو زبونی که نمی‌شه خوند...

21:20.950 --> 21:23.170
‫این داره واقعاً جالب می‌شه!

21:23.170 --> 21:27.090
‫جالب؟ یعنی هیچ سرنخی 
‫برای ادامه نداری؟

21:27.090 --> 21:28.690
‫حالا چی کار می‌کنی؟

21:28.690 --> 21:32.970
‫خب، برای شروع، کل این مدت 
‫یه نگاه عجیب حس می‌کردم.

21:32.970 --> 21:34.180
‫یه نگاه؟

21:34.180 --> 21:37.360
‫آره. یه نگاه پر از مانا.

21:37.360 --> 21:40.190
‫و از وقتی اجرا شروع شده 
‫قوی‌تر هم شده.

21:40.190 --> 21:42.700
‫یه نگاه... یه نگاه...

21:42.700 --> 21:46.440
‫وای، راست می‌گی! این دیگه چیه؟! 
‫حس بدی داره!

21:43.030 --> 21:46.450
<b>‫لرز</b>

21:46.730 --> 21:48.590
‫و از کجا میاد؟

21:49.520 --> 21:51.460
‫فکر کنم از بالا.

21:51.460 --> 21:53.820
‫یکی از سقف داره نگاه می‌کنه؟

21:53.820 --> 21:56.900
‫نه! شاید خیلی بالاتر.

21:57.820 --> 22:02.190
‫جالب نمی‌شد اگه 
‫یکی از خدمتکارای خدا باشه؟!

22:02.190 --> 22:04.850
‫آره، خیلی باحال می‌شد!

22:04.850 --> 22:07.770
‫و حالا همینه. رن، بابلون.

22:08.900 --> 22:10.290
‫الان برمی‌گردم.

22:14.780 --> 22:16.800
<i>‫خیلی دور! و خیلی طول کشید!</i>

22:16.800 --> 22:19.320
<i>‫تا حالا همچین مسافتی 
‫تله‌پورت نکردم!</i>

22:19.320 --> 22:24.210
<i>‫فقط روی اون نگاه پر از مانا قفل کردم 
‫و گرگ سایه رو فعال کردم...</i>

22:24.210 --> 22:26.990
<i>‫ولی قطعاً انتظار 
‫این فاصله رو نداشتم!</i>

22:36.210 --> 22:36.960
<b>‫لوید</b>

22:43.960 --> 22:46.300
‫آخ، آخ، آخ... اون چی بود؟

22:46.300 --> 22:48.980
‫انگار به چیزی برخورد کردم.

22:49.980 --> 22:53.690
‫وای، حالت خوبه، گریم؟! رسیدیم.

22:53.690 --> 22:56.320
‫ولی اینجا کجاست؟

23:00.180 --> 23:01.310
‫سؤال خوبیه.

23:05.770 --> 23:10.890
‫وای، خیلی سرده. 
‫فکر می‌کنی مُردیم، رئیس؟

23:10.890 --> 23:15.930
‫نه، وقتی قبلاً مُردم، 
‫اصلاً این‌جوری نبود.

23:22.200 --> 23:23.960
‫پیداشون کردم...

23:26.910 --> 23:29.120
‫کسی که داشت نگاه می‌کرد.

23:35.360 --> 23:40.120
‫فصل جدید با معرفی 
‫یه شخصیت جدید مرموز و زیبا شروع می‌شه.

23:40.120 --> 23:42.250
‫اونا کی می‌تونن باشن؟

23:42.250 --> 23:44.320
‫دفعه بعد، در قسمت چهاردهم:

23:44.320 --> 23:46.110
‫«معجزات جیهریل»

23:44.320 --> 23:49.970
<b>‫قسمت چهاردهم</b>

23:44.320 --> 23:49.970
‫m 0 0 l 436 0 l 456 24 l 436 48 l 20 48 l 0 24 l 20 0

23:44.320 --> 23:49.970
<b>‫معجزات جیهریل</b>

23:46.110 --> 23:49.060
‫عمق جادو رو خواهید دید.
