WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
<b>‫ارائه شده توسط تیم ترجمه‌ی اختصاصی شیوری
‫t.me/TheShiori</b>

00:10.000 --> 00:20.000
<b><b>‫Tenshi Hunter | @Tenshi_Tavern</b></b>

00:11.090 --> 00:12.490
‫درخشش.

00:20.540 --> 00:24.750
‫قسمت ۲۴

00:20.540 --> 00:24.750
<b>درون نور</b>

00:27.070 --> 00:30.250
<i>‫جالب شد. دفعش کردی؟</i>

00:30.640 --> 00:32.890
<i>‫نکنه زدم تو خال؟</i>

00:33.260 --> 00:37.800
<i>‫که یعنی به‌زور می‌تونم خیر بکنمت،</i>

00:37.800 --> 00:40.520
<i>‫ولی اون ضد نشانگرهات هنوز تو مخن.</i>

00:40.870 --> 00:45.930
<i>‫انقدری نگران هست که احتمالاً بیخیال نشانگر جادوی مقدس نشه.</i>

00:45.930 --> 00:47.990
<i>‫و به‌خاطر ظریف بودن جادوی مقدس،</i>

00:47.990 --> 00:50.770
<i>‫نمی‌تونم با جادوی تقویتی مخفیش کنم...</i>

00:51.010 --> 00:55.030
<i>‫فقط سه‌تا نشانگر می‌تونه هم‌زمان بسازه.</i>

00:55.030 --> 00:57.780
‫لوید-ساما، ما اومدیم!

00:57.780 --> 01:00.030
‫هنوز کارت تموم نشده؟!

01:00.320 --> 01:03.180
‫مطمئنم می‌خوای سعی کنی زنده بگیریش، ولی...!

01:03.180 --> 01:05.660
‫ارزش اینو نداره که بخواید بهش رحم کنید!

01:07.420 --> 01:09.670
‫شماها...!

01:10.980 --> 01:12.650
‫یهویی چی شد؟!

01:12.310 --> 01:13.390
<b>قاپیدن</b>

01:14.030 --> 01:16.130
‫خیلی آرومی.

01:18.880 --> 01:22.810
‫متوجه بهم ریختگی آواز شدی؟

01:23.070 --> 01:25.890
‫حیف حرف زدن با تو درمورد گذشته‌م،

01:25.890 --> 01:29.390
‫کیمراهام داشتن به سمت منبع این آواز می‌رفتن.

01:29.720 --> 01:32.940
‫نباید نگرانش باشـ-

01:32.090 --> 01:33.570
‫می‌دونم.

01:35.620 --> 01:37.830
‫جدی فکر کردی متوجهش نمی‌شم؟

01:55.980 --> 01:57.800
‫نیازی نیست بریزی تو خودت.

02:01.770 --> 02:04.090
‫می‌تونی غرش کنی، یا حتی داد بزنی.

02:04.510 --> 02:06.440
‫اصلاً قرار نیست مزاحممون بشه.

02:07.680 --> 02:09.960
‫صدات خیلی زیباست.

02:10.570 --> 02:14.360
‫شیرو، ما خودمونو باهات هماهنگ می‌کنیم!

02:40.050 --> 02:43.930
‫گیتان، به‌نظر تو این واقعاً بهم ریختگیه؟!

02:43.930 --> 02:47.140
‫چون اگه همچین فکری می‌کنی، اونی که نمی‌فهمه تویی!

02:47.140 --> 02:50.570
‫درسته. یه‌چیزی بود که می‌خواستم امتحانش کنم.

02:54.770 --> 02:56.470
‫من فقط یه شاهزاده‌ی هفتمم.

02:57.480 --> 02:59.430
<i>‫مسخره‌بازی در نیار...!</i>

03:00.090 --> 03:02.610
‫گیتان، بهتره هرچه سریع‌تر درست‌شون کنی.

03:02.610 --> 03:04.140
<i>‫چطور همچین باوری داره؟</i>

03:04.140 --> 03:07.840
‫نشانگرهای خاک، آب و باد رو!

03:08.250 --> 03:11.460
<i>‫اگه خدا نیستی، پس دقیقاً چه کوفتی‌ای؟!</i>

03:17.000 --> 03:19.080
‫وردخوانی سه‌تایی...

03:29.220 --> 03:34.010
<i>‫فقط سه‌تا نشانگر می‌تونم هم‌زمان بسازم... و برای همین،</i>

03:34.750 --> 03:39.780
<i>‫اگه همونطور که گفت برای خاک، آب و باد ازشون استفاده کنم،</i>

03:39.780 --> 03:41.810
<i>‫نمی‌تونم مقابل اثر تطهیر از خودم دفاع کنم.</i>

03:40.530 --> 03:45.280
m -9 -59 l -16 -63 -18 -42 -17 6 -4 15 19 4 24 -12 17 -64

03:40.530 --> 03:45.280
<b>تطهیر</b>

03:42.340 --> 03:45.280
<i>‫و دقیقاً برای همینه که...</i>

03:45.280 --> 03:47.290
<i>‫نمی‌تونم از تمام نشانگرهام استفاده کنم.</i>

03:47.790 --> 03:51.550
<i>‫وگرنه منجر به شکستم می‌شه.</i>

03:52.790 --> 03:55.550
<i>‫اگه چاره‌ی دیگه اینه که «خیر» بشم و زنده بگیرتم...</i>

03:55.550 --> 03:57.370
<i>‫ترجیح می‌دم بمیر-</i>

04:03.790 --> 04:05.780
‫خاک آب باد.

04:05.780 --> 04:07.470
‫اکسکالیبر!

04:12.930 --> 04:14.650
‫وردخوانی سه‌تایی:

04:17.340 --> 04:19.360
‫نیش فولادین یخ و برف!

04:32.460 --> 04:34.710
<b>چه قشنگه...!</b>

04:37.270 --> 04:39.820
‫گیتان، خوب تونستی دفعش کنی!

04:39.820 --> 04:41.750
‫لوید-ساما، این دیگه خیلیه!

04:41.750 --> 04:45.600
‫می‌فهمما، ولی داری زیادروی می‌کنی!

04:45.600 --> 04:49.230
‫شاهزاده هفتم، عقلتو از دست دادی؟!

04:49.800 --> 04:55.850
‫این جادو پتانسیل نابودی جهان و منقرض کردن بشریت رو داره!

04:55.860 --> 04:57.990
<b>‫ دید از روی زمین※</b>

04:55.860 --> 04:57.990
<b>‫ دید از روی زمین※</b>

04:57.980 --> 05:00.600
‫بارون یهویی تبدیل به طوفان شد؟!

05:00.600 --> 05:03.890
‫مامانی ببین! آسمون چه چندشه!

05:03.890 --> 05:05.830
‫خشم خداونده!

05:05.780 --> 05:07.990
‫تنها کسی که از پس همچین کاری بر میاد...

05:05.830 --> 05:07.980
‫تنها کسی که از پس همچین کاری بر میاد...

05:07.980 --> 05:11.380
‫بیخیال حالا! تازه الان داری شاهزاده صدام می‌کنی؟

05:11.380 --> 05:13.000
‫مگه خدا نبودم؟!

05:13.000 --> 05:15.840
‫هیچ خدایی مثل تو وجود نداره!

05:15.840 --> 05:17.320
‫خداوند...

05:18.180 --> 05:22.260
<i>‫من هنوز... از خداوند...</i>

05:22.730 --> 05:24.400
<i>‫انتظاری دارم؟</i>

05:35.020 --> 05:36.260
‫شیرو!

05:37.130 --> 05:39.620
‫ببخشید طولش دادم!

05:41.320 --> 05:43.320
‫داری چیکار می‌کنی؟

05:43.320 --> 05:45.970
‫مگه طرف گیتان نیستی.

05:45.970 --> 05:48.140
‫خودت اینجا چیکار می‌کنی.

05:48.660 --> 05:51.750
‫پس گیتان-ساما دارن با کی می‌جنگن؟

05:51.750 --> 05:54.400
‫با این وضع، جز خدا کی می‌تونه باشه؟

05:56.410 --> 06:00.120
‫به‌خاطر شورش یکی از دوستان‌مون، حتی خدا هم گرفتار کردیم...

06:00.120 --> 06:02.880
‫دنیا تموم هم بشه، حرفی ندارم بزنم.

06:02.880 --> 06:06.780
‫موافقم. خیلی... عذاب‌آوره.

06:09.420 --> 06:15.120
<i>‫خوشحالم حالتون خوبه</i>

06:15.120 --> 06:23.670
<i>‫بیاین همه باهم پنکیک بخوریم</i>

06:16.360 --> 06:18.680
‫متن آوازش چه داغون شد!

06:18.680 --> 06:21.240
‫داره هرچی به ذهنش می‌رسه رو می‌خونه!

06:21.240 --> 06:23.680
‫آره! ولی بازم به آدم انرژی می‌ده!

06:24.600 --> 06:28.250
<i>‫داشتن قلبی معصوم، هر کاری رو توجیه می‌کنه؟!</i>

06:28.250 --> 06:31.200
<i>‫اون‌وقت یعنی چی؟! تضاده؟ یا حقیقت الهی؟!</i>

06:31.900 --> 06:35.140
<i>‫پس خداوند، من رو ببین!</i>

06:35.140 --> 06:37.710
<i>‫این‌همه تابو شکستم، تبدیل به هیولا شدم...</i>

06:38.100 --> 06:40.020
<i>‫از حسرت بقیه سوءاستفاده کردم،</i>

06:40.020 --> 06:41.850
<i>‫به دوستانم خیانت کردم،</i>

06:41.850 --> 06:45.440
<i>‫و حتی آناستازیای بی‌گناه هم درگیر کردم!</i>

06:46.440 --> 06:48.580
<i>‫دقیقاً مثل پدر وحشیش!</i>

06:50.770 --> 06:54.710
<i>‫ببین خلوص خشمم من رو تا کجا پیش آورده!</i>

06:55.700 --> 06:58.610
<i>‫خب؟! نظرت چیه؟!</i>

07:03.430 --> 07:06.430
<i>‫ای خداوند... چرا؟</i>

07:07.100 --> 07:09.490
<i>‫چرا برای قضاوتم نمیای؟</i>

07:09.850 --> 07:13.600
<i>‫تا کی می‌خوای چشم‌پوشی کنی؟! کافیه دیگه!</i>

07:14.620 --> 07:22.250
سیخونک

07:16.350 --> 07:19.500
<i>‫پس این‌یکی چطور؟ واقعاً اشکالی نداره؟!</i>

07:17.120 --> 07:22.250
<b>جالبه</b>

07:19.500 --> 07:23.740
<i>‫الان یه «معصوم» داره دنیا رو به مرز نابودی می‌کشونه!</i>

07:23.740 --> 07:27.840
<i>‫اون معصومیت، چیزی جز شرارت ناآگاهانه نیست!</i>

07:27.840 --> 07:29.300
<i>‫این...</i>

07:30.380 --> 07:32.880
<i>‫چیزی نیست که اجازه داده بشه!</i>

07:32.880 --> 07:35.270
<i>‫ارزش محافظت نداره!</i>

07:35.270 --> 07:39.640
<i>‫حتی یک ذره‌ش هم... ارزشی نداره!</i>

07:45.410 --> 07:46.650
‫بابایی!

07:48.640 --> 07:51.020
‫مامان، بابا برگشته!

07:51.020 --> 07:54.320
‫عه‌وا، امروز تو راه گم نشدی؟

07:54.650 --> 07:57.500
‫مامان، می‌شه با بابایی آهنگ بخونم؟

07:57.500 --> 08:00.970
‫خب، چطوره سه‌تامون باهم بخونیم؟

08:02.440 --> 08:06.250
<i>‫خداوند...</i>

08:11.490 --> 08:14.270
<i>‫این عادلانه نیست.</i>

08:15.480 --> 08:19.810
‫نباید بخونم... بابات آواز خوندن بلد نیست.

08:21.020 --> 08:26.140
‫اونجایی که هستی، درد نداره؟ تنها نیستی؟

08:27.490 --> 08:31.220
<i>‫روزهایی که خالصانه صرف انکار «خلوص» می‌کردم...</i>

08:31.220 --> 08:35.970
<i>‫روزهایی بود که شادی خالصانه‌ی اون‌موقع‌ها رو انکار می‌کردم.</i>

08:37.290 --> 08:39.060
‫بابایی، خیلی عجیبی.

08:39.840 --> 08:42.070
‫حتی اگه نتونی بخونی هم اشکال نداره!

08:44.080 --> 08:46.840
‫انگار بابایی خسته‌ست!

08:46.840 --> 08:47.560
‫آره!

08:48.450 --> 08:50.650
‫حملــــــه!

08:58.000 --> 09:00.470
<i>‫از قصد داره باهام شاخ به شاخ می‌شه...</i>

09:01.160 --> 09:05.090
<i>‫واقعاً حتی تا آخرش هم می‌خوای همراهیم کنی، نه؟</i>

09:06.210 --> 09:09.610
‫شاهزاده‌ی هفتم!

09:10.170 --> 09:12.730
‫درخشش نهایی!

09:17.270 --> 09:20.220
<i>‫حتی با اینکه درخشش نهاییم بهش خورده...</i>

09:22.180 --> 09:25.680
<i>‫هیچ اثری روش نذاشته.</i>

09:27.720 --> 09:29.990
‫درخشش نهایی!

09:56.790 --> 09:58.360
‫چه گرمه.

09:58.360 --> 10:01.650
‫این برفه داره زخمامو خوب می‌کنه!

10:02.300 --> 10:05.010
<i>‫مصیبت الهی معکوس شد...</i>

10:05.010 --> 10:08.830
<i>‫ولی اصلا ممکنه؟ تطهیری تو این سطح...</i>

10:14.490 --> 10:17.180
‫باز داره بارون می‌باره.

10:17.650 --> 10:20.630
‫آخه هرجا می‌رم بارون دنبالم می‌کنه.

10:21.140 --> 10:23.770
‫شاید بهشت داره گریه می‌کنه.

10:23.770 --> 10:25.140
‫غیرممکنه.

10:25.140 --> 10:29.140
‫از نظر من، داره روم تُف میندازه.

10:29.400 --> 10:34.300
‫مطمئنم تا لحظه‌ی مرگم، بهشت بهم لبخند نمی‌زنه.

10:37.540 --> 10:41.150
‫ببخشید. ببخشید.

10:41.630 --> 10:45.980
‫تمام مدت چشم‌پوشی کردم... انداختمش گردن خدا...

10:45.980 --> 10:48.020
‫و از مهربونی‌تون سوءاستفاده کردم...

10:49.370 --> 10:54.300
‫اگه من نبودم... اگه می‌تونستم جلوی پدرم رو بگیرم...

10:55.190 --> 10:59.170
‫شاید تمام مدت، بارون دنبال من بوده...

11:01.420 --> 11:04.640
‫لعنتی. برای همین از تطهیر بدم میاد.

11:04.640 --> 11:07.230
‫مردم هرچی که دلشون نمی‌خواد بگن رو می‌ریزن بیرون...

11:08.810 --> 11:09.510
<b>آخ</b>

11:11.190 --> 11:15.430
‫ببخشید متوجه نشدم.

11:21.280 --> 11:24.600
<i>‫تموم شد، نه، لوید؟</i>

11:25.450 --> 11:37.330
وقت اعترافه که به‌لطف تطهیر محیا شده

11:25.450 --> 11:37.330
وقت اعترافه که به‌لطف تطهیر محیا شده

11:25.920 --> 11:28.970
‫مامان! ببخشید غذام رو تموم نکردم.

11:28.970 --> 11:31.660
‫منم ببخشید رو دیوار نقاشی کشیدم.

11:31.660 --> 11:34.640
‫منم باید معذرت بخوام که گلدون بابایی رو شکوندم.

11:35.810 --> 11:37.330
‫ولی خب، مهم نیست!

11:40.510 --> 11:42.600
‫هنوز نمی‌دونم...

11:43.030 --> 11:45.800
‫که تطهیر روت کار کرده،

11:43.690 --> 11:46.150
‫آروم، بشین، نازی نازی.

11:46.840 --> 11:50.230
‫یا اینکه از اول این چیزیه که بودی.

11:50.780 --> 11:56.270
‫اگه می‌خواستی می‌تونستی کاری کنی باقی اسقف‌ها 
‫طبق نقشه‌ت پیش برن.

11:56.970 --> 11:58.770
‫پس چرا همچین کاری نکردی؟

11:59.900 --> 12:02.480
‫اگه تو این جشنواره‌ی پیدایش...

12:02.860 --> 12:05.590
‫خداوند نزول نمی‌کرد،

12:05.590 --> 12:11.150
‫انتظار داشتم به‌جای خداوند، اونا بهم دندون نشون بدم.

12:11.490 --> 12:16.250
‫قاضی‌های نهایی عدالتی که خودم شخصاً گلچین کردم.

12:16.610 --> 12:21.490
‫اگه بهشون پیروز می‌شدم... یا شکست می‌خوردم....

12:21.490 --> 12:24.010
‫اونطوری این مبارزه معنی‌ای پیدا می‌کرد.

12:24.580 --> 12:27.010
‫اگه از ته دل نبود...

12:27.010 --> 12:29.750
‫هر دوطرف نمی‌تونستن تا آخر آرمان‌هاشون پیش برن.

12:29.750 --> 12:31.010
‫و با این‌حال...

12:31.380 --> 12:34.040
‫یه‌سریا هم من رو انکار نکردن.

12:34.650 --> 12:37.640
<b>چقدر جدیه...</b>

12:34.940 --> 12:37.200
‫چقدر جدیه...

12:34.990 --> 12:40.410
‫در آخر... کسایی که جلوم رو گرفتن، نه خدا بود نه اسقف‌ها،

12:40.410 --> 12:45.830
‫بلکه یه شاهزاده‌ی هفتم، و یه راهبه‌ی ساده بودن.

12:46.920 --> 12:51.900
‫مطمئنم خداوند درون صداش ساکنه.

12:52.560 --> 12:54.210
‫می‌گم، گیتان.

12:55.170 --> 12:58.800
‫می‌خوای بدونی چرا ایشا راهبه شد؟

12:59.690 --> 13:02.800
‫چون از خوندن خوشم میاد.

13:04.790 --> 13:08.530
‫ا ـ البته برای خداوند هم احترام قائلما!

13:08.530 --> 13:13.050
‫ولی چون فقط تو خوندن کارم خوبه...

13:13.050 --> 13:18.380
‫حس کردم کلیسا جای خوبیه که بتونم جلوی یه‌عالمه آدم بخونم.

13:18.380 --> 13:20.570
‫و برای همین روحانی شدی؟

13:20.570 --> 13:25.820
‫و ـ ولی این جشنواره‌ی پیدایش یکم با همیشه فرق داره!

13:25.820 --> 13:29.260
‫چون برای انتقام از اون روحانی بدجنسه‌ست!

13:26.190 --> 13:28.840
‫آواز تو خیلی ور ور ور.

13:28.840 --> 13:32.320
‫ور ور ور... ور ور ور...

13:29.260 --> 13:34.450
‫و اگه تو جشنواره‌ی پیدایش قراره حضور داشته باشه، عمراً در برم!

13:37.740 --> 13:42.080
‫خنده‌داره، نه؟ حتی یه‌ذره هم به خدا ربط نداره.

13:42.740 --> 13:45.930
‫شاید جای اینکه همه‌ش نگران باشی درست و غلط چیه،

13:45.930 --> 13:49.690
‫بهتره یه‌بارم شده، به این فکر کنی چی جالب‌تره.

13:51.100 --> 13:54.750
‫من که کل زندگی‌مو اینطوری گذروندم!

13:54.750 --> 13:58.850
‫شک دارم کسی جز تو بتونه اینطوری زندگی کنه.

14:00.660 --> 14:05.100
<i>‫البته، یه‌بار چون اینطوری زندگی کردم،
‫تو زندگی قبلیم کشته شدم.</i>

14:08.880 --> 14:10.310
‫رو زمین پیداش کردم.

14:13.810 --> 14:17.690
‫آخرش... بهت چی گفت؟

14:20.180 --> 14:21.460
‫یادم نیست.

14:23.540 --> 14:27.210
‫گیتان، تو لوردوست منتظرتم.

14:37.720 --> 14:40.100
<i>‫اخبار سرتاسر سالوم رو به لرزه در آورد.</i>

14:40.910 --> 14:44.270
<i>‫پاپ گیتان، در حمله‌ی تروریستی گسترده‌ای که...</i>

14:44.270 --> 14:46.940
<i>‫توسط گروهک ناشناخته‌ای انجام شد، به قتل رسید.</i>

14:47.820 --> 14:51.700
<i>‫جسدش تو یکی از آزمایشگاه‌های زیرزمینی تروریست‌ها پیدا شد.</i>

14:52.630 --> 14:57.280
<i>‫مردی که خودش رو جای پاپ زده بود، به 
‫جشنواره‌ی پیدایش نفوذ کرد،</i>

14:57.280 --> 14:59.330
<i>‫و مغزمتفکر این جریان بود.</i>

15:01.800 --> 15:04.480
<i>‫انگیزه‌ش نوعی شورش علیه خدایان بود؟</i>

15:04.480 --> 15:08.230
<i>‫موقعیت مجرم مرموز، هنوز هم مشخص نیست.</i>

15:09.630 --> 15:11.250
‫خیلی رو مخه!

15:11.660 --> 15:14.920
‫«موقعیتش مشخص نیست» دیگه چه کوفتیه؟!

15:14.920 --> 15:17.680
‫مجرم پاپ گیتان بود که!

15:17.680 --> 15:19.450
‫رزالیس، بیخیالش شو.

15:19.940 --> 15:22.990
‫یه‌سری از اسقف‌ها حقیقت رو نمی‌دونن.

15:23.570 --> 15:25.430
‫فقط باید دهن‌مون رو ببندیم.

15:25.750 --> 15:28.390
‫مخصوصاً به‌خاطر اینکه این قضیه رو 
‫اعتبار کلیسا اثر می‌ذاره.

15:28.840 --> 15:31.200
‫اگه مردم طریقت الهی رو زیر سوال ببرن...

15:31.570 --> 15:33.830
‫ممکنه صلح کشور نابود شه.

15:34.980 --> 15:37.300
‫ولی نمی‌تونیم اوضاع رو همینطوری ول کنیم!

15:37.300 --> 15:40.450
‫کلیسا به کسی نیاز داره که مردم رو راهنمایی کنه!

15:40.450 --> 15:44.730
‫نمی‌شه کاریش کرد، لطف می‌کنم فروتنانه پاپ بعدی می‌شم!

15:44.730 --> 15:46.450
‫بشین تا بذاریم.

15:47.270 --> 15:49.710
‫یه شخص بهتر تو ذهن دارم.

15:50.030 --> 15:54.070
‫یکی که مردم به‌شدت حمایتش می‌کنن و کاریزمای خوبی داره.

15:55.220 --> 15:56.600
‫جان؟

15:56.860 --> 16:02.090
‫خواهش آزمون پاپ شدن رو انجام بده!

16:03.560 --> 16:05.240
‫با کی هستید؟

16:05.240 --> 16:06.970
‫با شمام!

16:06.970 --> 16:08.600
‫چرا؟

16:08.600 --> 16:12.270
‫چون می‌خوایم شما پاپ بشین!

16:12.480 --> 16:18.370
‫هــا؟!

16:12.490 --> 16:12.540
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.540 --> 16:12.580
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.580 --> 16:12.620
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.620 --> 16:12.660
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.660 --> 16:12.700
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.700 --> 16:12.740
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.740 --> 16:12.790
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.790 --> 16:12.830
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.830 --> 16:12.870
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.870 --> 16:12.910
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.910 --> 16:12.950
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.950 --> 16:12.990
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:12.990 --> 16:13.040
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.040 --> 16:13.080
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.080 --> 16:13.120
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.120 --> 16:13.160
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.160 --> 16:13.200
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.200 --> 16:13.240
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.240 --> 16:13.290
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.290 --> 16:13.330
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.330 --> 16:13.370
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.370 --> 16:13.410
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.410 --> 16:13.450
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.450 --> 16:13.490
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.490 --> 16:13.540
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.540 --> 16:13.580
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.580 --> 16:13.620
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.620 --> 16:13.660
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.660 --> 16:13.700
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.700 --> 16:13.750
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.750 --> 16:13.790
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.790 --> 16:13.830
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.830 --> 16:13.870
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.870 --> 16:13.910
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.910 --> 16:13.950
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:13.950 --> 16:14.000
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.000 --> 16:14.040
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.040 --> 16:14.080
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.080 --> 16:14.120
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.120 --> 16:14.160
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.160 --> 16:14.200
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.200 --> 16:14.250
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.250 --> 16:14.290
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.290 --> 16:14.330
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.330 --> 16:14.370
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.370 --> 16:14.410
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.410 --> 16:14.450
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.450 --> 16:14.500
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.500 --> 16:14.540
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.540 --> 16:14.580
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.580 --> 16:14.620
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.620 --> 16:14.660
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.660 --> 16:14.700
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.700 --> 16:14.750
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.750 --> 16:14.790
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.790 --> 16:14.830
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.830 --> 16:14.870
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.870 --> 16:14.910
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.910 --> 16:14.950
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:14.950 --> 16:15.000
<b>‫هــــــــــــــا؟!</b>

16:42.410 --> 16:46.440
<i>‫برادر کوچیک‌ترم بعضی اوقات میاد تو اتاقم.</i>

16:46.920 --> 16:50.950
<i>‫احتمالاً اینکه به کسی نمی‌گم، به نفعشه.</i>

16:53.670 --> 16:59.630
‫ببخشید. در زدم، ولی موقع آهنگ زدن خیلی داشتی حال می‌کردی...

16:55.490 --> 16:57.820
<b>برمی‌گردم...</b>

16:59.630 --> 17:04.040
‫لوید. تو کلیسا یه حرفی زدی.

17:05.090 --> 17:10.330
‫احتمال زیاد حین جشنواره یه حمله‌ی بزرگ صورت بگیره.

17:10.530 --> 17:13.590
‫وقتی اون اتفاق بیفته، به‌نظرم اینکه...

17:13.590 --> 17:16.830
‫شما دوتا مراسم رو ادامه بدین، تأثیر بزرگی رو نتیجه‌ش داره.

17:18.030 --> 17:23.840
‫می‌خوام هروقت حس کردی شهر خیلی شلوغه، اجرا رو شروع کنی.

17:24.310 --> 17:26.230
‫خودم صحنه رو برات جور می‌کنم.

17:27.610 --> 17:29.080
‫چرا؟

17:31.130 --> 17:33.360
‫چرا فقط به من می‌گی؟

17:34.540 --> 17:35.720
‫به‌خاطر اینکه...

17:36.730 --> 17:40.860
‫اگه به بقیه بگم، چون خطرناکه جلوش رو می‌گیرن.

17:41.270 --> 17:42.400
‫درسته.

17:42.860 --> 17:44.160
<i>‫مرتدها.</i>

17:45.740 --> 17:47.010
‫چطور بود؟

17:47.370 --> 17:49.920
‫اجرامون درحد انتظارت بود؟

17:50.990 --> 17:55.630
<i>‫دوتامون می‌دونیم کی هستیم. 
‫و حاضریم بابت یه‌سری چیزها بمیریم.</i>

17:55.630 --> 17:59.070
‫بله! بهترین اجرا بود!

17:59.070 --> 18:02.130
<i>‫چیزی که تا حد کفر بهش وابسته شدیم و دنبال کردیم.</i>

18:03.240 --> 18:06.000
‫شیرو، تو هم حسابی تلاش کردی، نه؟

18:07.330 --> 18:10.410
‫عجب پسر خوبی! عجب پسر قوی‌ای!

18:09.310 --> 18:11.170
‫تو هم کارت خوب بود.

18:22.640 --> 18:24.370
<i>‫نُت طلسم؟!</i>

18:24.370 --> 18:25.920
<i>‫وردهای من رو...</i>

18:26.250 --> 18:29.500
<i>‫حتی با اینکه فقط داره از آهنگ‌شون استفاده می‌کنه، تونست
‫با شنیدن‌شون تقلید کنه؟!</i>

18:30.160 --> 18:34.870
‫نکنه... وقتی بالای ابرا بودم، شنیدیم...؟

18:36.060 --> 18:39.540
‫چیز، من که تمام مدت مخفی شده بودم!

18:39.540 --> 18:41.920
‫اصلاً نمی‌دونم این چیزای عجیب چی‌ان!

18:41.920 --> 18:42.790
‫لوید.

18:43.430 --> 18:46.940
‫جشنواره‌ی پیدایش خیلی خوش گذشت، نه؟

18:47.390 --> 18:49.920
<i>‫نیازی نیست سوالی پرسیده بشه.</i>

18:50.400 --> 18:53.250
<i>‫همونطور که این قرار نیست مزاحمم بشه،</i>

18:54.190 --> 18:56.610
<i>‫منم قصد ندارم مزاحمش بشم.</i>

18:57.700 --> 18:59.780
<i>‫هیچکس هم نمی‌تونه جلومون رو بگیره.</i>

18:59.780 --> 19:04.760
<i>‫و عاشق این لحظاتی‌ام که به‌عنوان مرتد 
‫می‌تونیم باهم وقت بگذرونیم.</i>

19:09.940 --> 19:12.950
‫حمام زنونه کو؟!

19:14.560 --> 19:16.750
‫جدیدترین جاذبه‌ی لوردوست،

19:16.030 --> 19:19.830
‫چرا؟! چرا؟!

19:16.750 --> 19:19.830
‫که برای شستن خستگی‌های ذهنی و بدنی بی‌نظیره!

19:19.830 --> 19:25.210
‫و تنها کسی که اجازه داره به‌صورت مختلط تو
‫این چشمه‌ی‌ آب‌گرم هفت گرگ بره حموم، لوید-ساماست!

19:20.960 --> 19:23.840
<b>‫دید زدن نداریم!!</b>

19:28.130 --> 19:30.220
‫پاپ بشم...

19:30.220 --> 19:32.980
‫تبدیل به رهبر معنوی مردم بشم...

19:32.980 --> 19:34.860
‫فکر نکنم واقعاً از پسش بر بیام.

19:35.500 --> 19:37.990
‫آره واقعاً، مسئولیت سنگینیه.

19:37.990 --> 19:41.020
‫ولی بی‌نظیره! آخه قرار پاپ بشین!

19:41.020 --> 19:42.740
‫به‌نظر من که احمقانه‌ست!

19:42.740 --> 19:46.740
‫اگه اونطوری بشه، نمی‌تونی عین آدم با مردی 
‫که دوست داری آشنا بشی.

19:47.100 --> 19:48.690
‫بابیلون چی گفت؟

19:48.690 --> 19:51.610
‫گفت «فهمیدم.»

19:51.610 --> 19:55.880
‫وایسا، چرا بحث بابیلون-سان رو پیش کشیدی؟!

19:55.880 --> 19:59.630
<i>‫منم اگه دیگه نتونم لوید رو ببینم ناراحت می‌شم.</i>

19:59.630 --> 20:02.450
‫چقدر غمناک!

20:02.450 --> 20:05.140
‫سیلفا و رن هم که جون‌شون برای لوید در می‌ره...

20:05.140 --> 20:06.730
‫مـ ـ مـ ـ من که همچین حرفی نزدم!

20:06.730 --> 20:10.850
‫و تائو-سان، خودتم تو مسابقه‌ی قرار با لوید شرکت کردی!

20:10.850 --> 20:13.890
‫من فقط می‌خواستم سربه‌سرتون بذارم!

20:13.890 --> 20:15.610
‫سیلفا.

20:16.400 --> 20:17.800
‫می‌شه برم؟

20:17.800 --> 20:19.360
‫نخیر.

20:20.150 --> 20:23.520
‫چـ ـ چـ ـ چرا لوید اینجاست؟!

20:22.570 --> 20:25.160
‫یه‌بار قبلاً هم اینطوری شد، نه؟

20:22.570 --> 20:25.160
‫اشاره به قسمت آخر فصل اول

20:25.160 --> 20:29.580
‫لوید-کون! با این‌ وضع، من پاپ می‌شم!

20:29.580 --> 20:31.570
‫باید چیکار کنم؟!

20:30.950 --> 20:33.160
m -46 -173 l 47 -167 48 30 -46 30

20:30.950 --> 20:33.160
<b>یه قیافه‌ای
گرفته انگار
حشره دیده</b>

20:31.570 --> 20:32.630
‫که اینطور.

20:33.370 --> 20:38.620
‫اگه انقدر سرد برخورد کنی، خودتو به‌عنوان پاپ نامزد می‌کنم!

20:38.620 --> 20:40.670
‫چـ ـ چطور به این ایده رسیدی؟!

20:42.220 --> 20:45.290
‫آلبرت-سان به دانته-سان داشت پز می‌داد...

20:45.290 --> 20:50.300
‫که با استنتاج بی‌نظیرت به حل این مسئله کمک کردی، لوید-کون!

20:46.920 --> 20:49.620
‫برادر کوچیکه‌م یه‌پا کارآگاهه!

20:49.470 --> 20:50.950
<b>دومین نماینده
برای پاپ شدنه</b>

20:50.920 --> 20:53.430
<i>‫اون برادر احمق...!</i>

20:53.800 --> 20:58.570
‫نمی‌شه! لوید-ساما قراره در آرامش با من تو قصر زندگی کنن!

20:58.570 --> 21:01.060
‫قرار نیست در معرض دید عموم قرار بگیرن!

21:01.060 --> 21:02.080
‫معرض دید؟!

21:02.080 --> 21:03.700
‫آخ، آخ، آخ!

21:05.330 --> 21:08.030
‫پس قراره تو معرض دید قرار گرفتنه...؟

21:09.020 --> 21:11.340
‫ایشا، راست کار خودته.

21:11.340 --> 21:12.690
‫در معرض دید بودن رو می‌گم.

21:12.690 --> 21:14.340
‫ساریا؟

21:14.950 --> 21:18.120
‫اون من نیستم. یه تیکه سنگه.

21:19.950 --> 21:21.370
‫یادته...

21:22.040 --> 21:25.740
‫اون‌سری که تو کلیسا نمایش اجرا کردم...؟

21:25.740 --> 21:29.290
‫لطفاً بذارین باهاتون بخونم!

21:28.390 --> 21:29.290
‫نه.

21:31.810 --> 21:34.010
‫بذارین باهاتون بخونم!

21:34.470 --> 21:39.310
‫یادته چطور هرروز میفتادی دنبالم و
‫درخواست می‌کردی باهم اجرا کنیم؟

21:39.310 --> 21:43.190
‫آخه... واقعاً می‌خواستم باهم بخونیم.

21:44.010 --> 21:48.730
‫ساریا-سان، برای اجراتون یه‌عالمه مهمون میاد.

21:48.730 --> 21:52.970
‫و اگه می‌تونستم با آوازم اون آدما رو خوشحال کنم...

21:53.700 --> 21:56.440
‫واقعاً خوشحال می‌شدم.

21:59.710 --> 22:03.630
‫داری می‌گی می‌خوای از کلیسا و من به‌عنوان یه جای پا استفاده کنی؟

22:03.630 --> 22:05.850
‫عه، نه! اصلاً!

22:08.790 --> 22:10.960
‫یه‌عالمه آدم که جای خود داره.

22:11.350 --> 22:13.720
‫کل دنیا صداتو می‌شنوه...

22:14.080 --> 22:15.680
‫صدای آوازت رو.

22:23.340 --> 22:25.930
‫اگه از جایگاه پاپ استفاده کنی.

22:27.580 --> 22:29.110
‫ساریا...

22:29.740 --> 22:33.270
‫اون من نیستم. یه اردکه.

22:34.520 --> 22:38.160
<i>‫درسته. راست می‌گه.</i>

22:38.710 --> 22:40.880
<i>‫همه به آهنگم...</i>

22:46.050 --> 22:47.870
<i>‫گوش می‌دن!</i>
