WEBVTT

00:15.540 --> 00:17.310
<i>‫دیگه صدایی نمیشنوم.</i>

00:40.240 --> 00:42.240
‫نمیتونیم از چوکرهامون این پایین استفاده کنیم.

00:42.240 --> 00:44.120
‫برید بالا و درخواست پشتیبانی کنید.

00:46.400 --> 00:48.170
‫منم میرم ببینم زانکا چطوره.

00:53.000 --> 00:54.190
‫خدا رو شکر.

00:54.190 --> 00:56.140
‫مثل اینکه کارش تموم شده.

00:56.590 --> 00:58.410
‫زانکا، زخمی که نشدی؟

00:58.730 --> 01:00.680
‫غارتگرها چی شدن؟

01:15.460 --> 01:18.660
‫موهای سفیدی که... تهش تیره‌تر میشه.

01:19.440 --> 01:23.710
‫صورت اخمو و... چشمایی که زیرشون گود افتاده.

01:21.990 --> 01:23.300
‫تو کی هستی؟

01:28.620 --> 01:30.770
‫پس خودتی، نه؟

01:30.770 --> 01:33.680
‫گیورِ بهشت‌نشین...

01:33.680 --> 01:34.780
‫اون...

01:34.780 --> 01:36.180
‫یه غارتگره؟!

01:42.940 --> 01:43.790
‫راه خروج رو بست!

01:48.910 --> 01:50.140
‫لعنتی.

01:50.140 --> 01:53.130
‫بازم از اون دزدا اینجا بوده پس...

01:53.490 --> 01:55.590
‫اون یکی از اعضای پاکسازهاست.

01:56.040 --> 01:59.250
‫دنبال اون رفتن به معنی دشمن شدنت با همه‌ی ماست!

01:59.250 --> 02:01.840
‫دیر کردم بابا، خب؟

02:02.350 --> 02:06.130
‫یکم اسیر‌ـــ چیز، مسیر یابیم بده.

02:06.530 --> 02:11.800
‫راه رو گم کردم و وقتی رسیدم
‫همه بچه ها نفله شده بودن.

02:11.800 --> 02:16.010
‫شرمنده. نمیخواستم معطلت کنم.

02:20.710 --> 02:22.770
‫هوی. زانکا کجاست؟

02:22.770 --> 02:25.690
‫توی مسیری که ازش اومدی یه پاکساز دیگه هم بود.

02:25.690 --> 02:26.870
‫اون چی‌ـــ

02:25.990 --> 02:30.610
‫یکی هست که خیلی دلش میخواد باهات حرف بزنه.

02:31.020 --> 02:34.880
‫نظرت چیه باهام بیای،
‫بهشت‌نشین-کون؟

02:38.730 --> 02:41.830
‫به اون نیازی نداری. هانجویی اینجا نیست.

02:43.420 --> 02:45.560
‫با اون پاکسازی که چوبدستی داشت چیکار کردی؟!

02:46.840 --> 02:50.460
‫آها همون یارو بداخلاقه؟

02:50.890 --> 02:52.630
‫نگران نباش.

02:52.630 --> 02:55.610
‫وقتی حریفم قویه سعی میکنم باهاش مهربون باشم.

02:56.010 --> 02:59.070
‫بیهوشش کردم. نمرده.

03:00.240 --> 03:01.810
‫هرچند...

03:03.020 --> 03:07.580
‫فکر نکنم از سمی که بهش زدم لذت ببره...

03:11.470 --> 03:16.240
‫بی سر و صدا باهام بیا.
‫قول میدم دردت نگیره.

03:17.330 --> 03:19.260
‫تصمیمت چیه؟

03:34.450 --> 03:36.110
‫پتانسیل خوبی داری.

03:38.160 --> 03:40.090
‫تو رو بهت نیازی ندارم.

03:44.270 --> 03:47.520
‫به هر قیمتی شده از گروهم محافظت میکنم!

03:47.520 --> 03:49.990
‫حریفم هرکسی هم که باشه،
‫از ارزششون...

03:50.600 --> 03:52.400
‫محافظت میکنم!

03:53.920 --> 03:56.030
‫آها آره.

03:56.550 --> 04:01.430
‫شنیده بودم پاکسازا یه سری ضعیف
‫به اسم "ساپورتر" رو دور خودشون نگه میدارن.

04:02.230 --> 04:06.060
‫یه ضعیف از چی میتونه محافظت کنه؟

04:08.920 --> 04:11.430
‫هوی... گریس...

04:11.930 --> 04:13.880
‫نمیتونی دست خالی باهاش بجنگی.

04:14.250 --> 04:15.690
‫عقب نشینی کن، خب؟

04:15.690 --> 04:18.010
‫نیازی نیست از من محافظت کنی!

04:19.010 --> 04:20.850
‫من از پس خودم بر میام.

04:21.220 --> 04:23.030
‫یالا برو کنار دیگه!

04:24.450 --> 04:26.390
‫بهشت‌نشین-کون...

04:27.270 --> 04:30.220
‫قول بده ناراحت نشی، ولی...

04:31.370 --> 04:33.540
‫فکر کنم اون دیگه مرده باشه.

04:39.300 --> 04:41.370
‫ولی نرو تو فکرش.

04:43.830 --> 04:46.720
‫ضعیف‌ها هیچ ارزشی ندارن!

04:56.500 --> 05:04.500
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

04:56.500 --> 05:17.500
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

04:56.500 --> 05:17.500
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

06:25.970 --> 06:29.950
<b>‫قسمت 6</b>

06:25.970 --> 06:29.950
<b>‫"یک حمله‌ی خوب!!"</b>

07:14.260 --> 07:15.270
‫رودو؟

07:16.080 --> 07:17.180
‫هوی.

07:17.880 --> 07:19.230
‫داری چیکار میکنی؟

07:19.230 --> 07:20.610
‫تمومش کن رودو!

07:25.530 --> 07:26.770
‫چه مرگت شده؟

07:26.770 --> 07:29.010
‫چرا داری سرتو میکوبی به دیوار؟

07:30.380 --> 07:36.010
‫تو بهم گفتی... به مردم آسیب نزنم.

07:38.180 --> 07:40.700
‫و تو اینجوری برداشت کردی که
‫باید به خودت آسیب بزنی؟

07:41.560 --> 07:43.780
‫آخه تو چرا...

07:45.950 --> 07:52.580
‫رودو، فکر میکردم حالا که درد دستت یکم
‫کمتر شده خودتم یخورده آروم بگیری.

07:52.900 --> 07:55.270
‫از مردم هم که فراری‌ای.

07:55.270 --> 08:00.030
‫پس دیگه چرا؟
‫چی باعث میشه اینکارو بکنی؟

08:03.810 --> 08:04.970
‫هیچی.

08:06.700 --> 08:09.740
‫من هیچ چیزی ندارم.

08:10.980 --> 08:13.480
‫هیچی ندارم... ولی...

08:14.220 --> 08:19.920
‫تنها چیزی که... تمام این مدت داشتم...

08:21.040 --> 08:22.870
‫همین احساس خشم بود.

08:24.250 --> 08:28.370
‫هرچند اگه ازم بپرسی از چی خشمگینم،

08:29.610 --> 08:31.330
‫نمیتونم توضیحی بدم.

08:33.700 --> 08:35.300
‫که اینطور.

08:35.300 --> 08:39.750
‫فکر میکنی چون پدر و مادرت نخواستنت و دورت انداختن،

08:40.200 --> 08:44.160
‫پس دیگه لابد بی ارزشی.

08:45.130 --> 08:49.780
‫حتما اون حس حقارتی که داره
‫تبدیل به این خشم شده.

08:50.520 --> 08:54.980
‫و هنوز نمیدونی چجوری باید باهاش کنار بیای.

08:56.290 --> 08:59.430
<i>‫بی ارزش بودن... یعنی چی؟</i>

09:01.310 --> 09:04.980
‫خیلی خب، بعد اینکه زخمتو پانسمان کردم میریم بیرون.

09:06.520 --> 09:09.340
‫یکی از دلایلی که احساس پوچی میکنی احتمالا اینه که

09:09.340 --> 09:13.280
‫هنوز چیزایی که دوست داری و 
‫کارایی که میخوای انجام بدی رو پیدا نکردی.

09:13.280 --> 09:17.700
‫امروز میریم بیرون میگردیم،
‫همه چیزی رو امتحان میکنیم،

09:17.700 --> 09:21.420
‫و کم کم، چیزایی که دوست داری رو پیدا میکنیم.

09:21.780 --> 09:25.660
‫و وقتی کم کم اینکارو کردیم،
‫این اتاق خالیت،

09:25.660 --> 09:28.670
‫پر میشه از چیزایی که دوست داری!

09:29.800 --> 09:33.360
‫فقط هر وقت خواستی دختر بیاری قبلش بهم خبر بده، باشه؟

09:33.360 --> 09:34.660
‫قول دادیا.

10:10.480 --> 10:15.600
‫خب، به یه سری چیزا یکم علاقه نشون دادی حداقل...

10:15.600 --> 10:17.820
‫ولی هیچی اونجوری چشمتو نگرفت، نه؟

10:18.570 --> 10:22.100
‫البته امروز تازه روز اول بود.
‫هنوز کلی چیز برای امتحان کردن مونده.

10:27.330 --> 10:29.690
‫رگتو. اون چیه؟

10:30.830 --> 10:35.070
‫بنظر میاد یکی از بالاشهری ها داره
‫آشغال‌هاشو دور میریزه.

10:40.250 --> 10:41.290
‫رودو؟

10:44.370 --> 10:46.480
‫رودو! چرا اینجوری شدی؟

11:13.030 --> 11:15.470
‫اون باعث میشه چه حسی پیدا کنی؟

11:17.000 --> 11:21.170
‫فقط یذره خراب شده...

11:21.680 --> 11:23.540
‫نباید دورش انداخت که!

11:24.250 --> 11:28.980
‫هنوز عمرش تموم نشده!
‫دلم براش میسوزه!

11:29.520 --> 11:30.840
‫میخوام درستش کنم...

11:31.860 --> 11:33.560
‫میخوام درستش کنم!

11:34.380 --> 11:37.670
‫این چیزی بیشتر از تجسم و تصور کردنه.

11:39.060 --> 11:45.180
‫متوجه شدم. تو میتونی ارزش چیزایی که
‫دیگران دور میندازن رو درک کنی.

12:01.680 --> 12:03.290
‫که اینطور.

12:03.720 --> 12:07.470
‫برای همین بود که اونموقع
‫نتونست از ابزار حیاتیش استفاده کنه.

12:10.430 --> 12:13.030
‫اشتباه فکر کرده بودیم، نه؟

12:13.940 --> 12:19.000
‫قدرت رودو تبدیل چیزایی که لمس میکنه
‫به ابزار حیاتی نیست...

12:31.530 --> 12:35.650
‫قدرتش بیرون کشیدن ارزش کامل و حقیقی اونهاست!

12:46.320 --> 12:47.410
‫پ...

12:47.720 --> 12:50.220
‫پشمام!

12:54.520 --> 12:58.140
‫ابزار حیاتیت اونه؟

12:58.140 --> 13:01.910
‫چیکار میتونه بکنه؟ چه قدرت هایی داره؟

13:01.910 --> 13:03.760
‫حتی حدس هم نمیتونم بزنم!

13:04.090 --> 13:06.910
‫گریس. طاقت بیار!

13:15.090 --> 13:18.830
‫گریس. به خاطر تو بود که یادم اومد.

13:19.240 --> 13:22.940
‫چیزی که همیشه از درون
‫دوست داشتم انجام بدم...

13:24.030 --> 13:29.480
‫اگه تو به خاطرم نمیاوردی،
‫احتمالا باز کورکورانه میزدم به سیم آخر.

13:29.480 --> 13:31.200
‫نمیتونستم در عمل کاری کنم.

13:32.300 --> 13:34.160
‫ولی حالا فرق میکنه.

13:35.700 --> 13:38.850
‫خلاف همه‌ی چیزایی که گفتی رو بهت ثابت میکنم،

13:38.850 --> 13:43.090
‫و ارزش همه‌ی چیزایی که بهشون ریدی رو نشونت میدم!

13:43.370 --> 13:46.100
‫و بعدش دهنتو سرویس میکنم!

13:46.390 --> 13:47.540
‫رودو...

13:48.100 --> 13:50.880
‫اوه اینگار عصبانی شدی!

13:50.880 --> 13:52.980
‫خوشم اومد!

13:52.980 --> 13:58.280
‫هیچ چیزی رو بیشتر از مبازرهای سرسخت و
‫گیور های قوی دوست ندارم!

14:00.490 --> 14:02.660
‫اسمم جَبِره.

14:02.660 --> 14:04.690
‫جبر وُنگر.

14:04.690 --> 14:09.100
‫دلم میخواد قبل اینکه با خودم ببرمت
‫یکم باهات خوش بگذرونم.

14:09.690 --> 14:11.300
‫تو اسمت چیه؟

14:11.300 --> 14:13.750
‫اسمم رودوئه، حرومزاده.

14:15.530 --> 14:17.750
‫خیلی خب...

14:18.170 --> 14:20.630
‫بیا همدیگه رو تیکه تیکه کنیم...

14:20.630 --> 14:22.340
‫رودو-کون!

14:26.430 --> 14:27.760
‫خونریزیش بند نمیاد!

14:28.050 --> 14:30.070
‫لعنت بهش. نیاز به کمک داریم!

14:30.490 --> 14:33.770
‫من چیزیم نمیشه.

14:34.050 --> 14:35.230
‫گریس!

14:36.990 --> 14:38.200
<i>‫رودو.</i>

14:38.710 --> 14:42.680
<i>‫دلیل اینکه توی ماموریت قبلی نمیتونستی
‫از ابزار حیاتیت درست استفاده کنی این بود که</i>

14:43.190 --> 14:49.180
<i>‫احساسات مختلفی مثل خشم و ناامیدی
‫نمیذاشت هدف اصلیت رو ببینی.</i>

14:50.310 --> 14:54.060
<i>‫ولی فکر نکنم دیگه نیازی به نگرانی باشه.</i>

14:56.180 --> 14:57.480
‫اوه؟

14:57.840 --> 15:02.600
‫فکر میکردم میخوای بجنگی،
‫ولی اصلا بهم حمله نمیکنی.

15:02.600 --> 15:04.010
‫میای بریم تو کارش یا نه؟

15:04.570 --> 15:08.180
‫حالا که دلت میخواد خودت بیا سمتم. حرومزاده.

15:09.680 --> 15:12.200
‫بیخیال. من که اسممو بهت گفتم!

15:12.200 --> 15:13.680
‫با همون اسم صدام کن!

15:13.680 --> 15:15.480
‫یک، دو...

15:15.480 --> 15:17.810
‫"جبر-کـــون"!

15:24.950 --> 15:27.540
‫چرا جاخالی دادی؟

15:27.540 --> 15:29.540
‫اینجوری که خوش نمیگذره.

15:29.540 --> 15:31.580
‫تو هم یکم حمله کن!

15:31.580 --> 15:32.740
‫باشه؟

15:44.090 --> 15:45.920
‫یعنی چی؟

15:46.240 --> 15:48.850
‫ضرباتم بهت نمیخورن؟

15:50.430 --> 15:52.970
‫گریس گفت دعا کرده تا این طلسم

15:52.970 --> 15:56.690
‫همه رو صحیح و سلامت برگردونه.

15:57.040 --> 16:01.690
‫"صحیح و سالم برگشتن" هم یعنی صدمه ندیدن دیگه.

16:01.690 --> 16:05.750
‫برای اینکه صدمه نبینی، باید 
‫بهترین دفاع ممکن رو داشته باشی، نه؟

16:06.690 --> 16:08.990
‫من اینجوری تصورش کردم:

16:08.990 --> 16:12.870
‫"مطمئن شو ضربات دشمن بهت نمیخورن."

16:13.890 --> 16:18.730
‫اوه، حالا فهمیدم. یه قدرته که
‫باعث میشه توانایی جاخالی دادنت بیشتر بشه.

16:18.730 --> 16:20.920
‫بنظر به درد بخور میاد.

16:20.920 --> 16:25.950
‫درسته که ضربات من بهت نمیخورن...

16:25.950 --> 16:29.260
‫ولی ضربات تو هم نمیتونن به من بخورن.

16:29.780 --> 16:32.760
‫هنوز نفهمیدی؟

16:33.190 --> 16:38.670
‫تمام این مدت بدون اینکه یه قدم بردارم
‫از همه‌ی حمله‌هات جاخالی دادم.

16:40.250 --> 16:42.840
‫اونی که حرکت میکنه من نیستم.

16:42.840 --> 16:44.240
‫تویی.

16:44.930 --> 16:47.090
‫چه زری داری میزنی...

16:47.090 --> 16:51.200
‫یعنی میدونم قراره کجا بری.

17:00.460 --> 17:04.420
‫از این طلسم برای حمله نمیتونم استفاده کنم،

17:04.420 --> 17:07.460
‫چون تجسم دعای گریسه.

17:07.870 --> 17:12.890
‫پس از سلاح مورد علاقه‌ش استفاده میکنم، از مشت،

17:12.890 --> 17:14.910
‫تا باهاش دهنتو سرویس کنم!

17:25.030 --> 17:27.480
‫مجبورم کردی حرکت کنم؟

17:27.480 --> 17:31.570
‫اون چیز گنده و ترسناک رو احظار کردی،
‫از قدرتش برای هدایت مسیر حرکتم استفاده کردی،

17:31.570 --> 17:33.530
‫تا بعدش با مشت منو بزنی؟

17:33.530 --> 17:36.580
‫چه حرکت باحالی!

17:36.580 --> 17:41.830
‫خودت گفتی میخوای قبل اینکه منو ببری یکم خوش بگذرونی.

17:42.220 --> 17:46.800
‫منم اینقدر باهات بازی میکنم
‫تا پخش زمین بشی، حرومزاده.

17:46.800 --> 17:51.090
‫هوی، میشه هرچی میگی
‫تهش یه حرومزاده نذاری؟

17:51.390 --> 17:53.120
‫که اینطور.

17:53.120 --> 17:56.250
‫پس این بازی رو بر علیه من ساختی، ها؟

17:56.710 --> 18:00.330
‫و هیج حس بدی هم درباره‌ی
‫کتک زدن یکی تا سرحد مرگ نداری؟

18:00.330 --> 18:02.050
‫اگه تو باشی نه ندارم.

18:02.050 --> 18:03.770
‫خوشحالم که اینو میشنوم!

18:31.750 --> 18:33.590
‫چشمای تیزی داری!

19:32.220 --> 19:33.910
‫بخورش...

19:35.030 --> 19:36.990
‫حرومزاده!

19:56.070 --> 19:57.660
‫کافی بود برات یا نه؟

19:57.660 --> 19:59.420
‫دیگه سر جات بمون.

20:04.720 --> 20:08.610
‫خیلی وقت بود همچین کتک خوبی نخورده بودم...

20:09.320 --> 20:14.630
‫و شک ندارم تو هم ازش لذت بردی!

20:15.340 --> 20:18.730
‫مهمه که جفتمون لذتش رو ببریم.

20:20.290 --> 20:24.060
‫ولی یه چیزی رو متوجه شدم...

20:24.060 --> 20:26.250
‫ابزار حیاتی تو...

20:26.250 --> 20:33.290
‫قصد و نیت شوم رو شناسایی میکنه،
‫و حمله رو از سر راهت برمیداره، درسته؟

20:34.170 --> 20:41.220
‫وقتی اون سنگ‌ها رو برای حواس پرتی
‫به سمتت پرت کردم، متوجه شدم...

20:41.780 --> 20:47.020
‫در برابر چیزایی که قصد شومی ندارن،
‫یا بهتره بگم اراده‌ای از خودشون ندارن کار نمیکنه.

20:48.790 --> 20:50.500
‫خب که چی؟

20:50.910 --> 20:54.160
‫ابزار حیاتی من، مانکیرا...

20:54.650 --> 20:58.280
‫چنگال دست راستم حاوی یه سمِ قوی عصبیه.

21:06.130 --> 21:07.400
‫داره چیکار میکنه؟

21:13.640 --> 21:16.880
‫پسر، هربار انجامش میدم عجیب حال میده!

21:16.880 --> 21:20.850
‫خیلی درد داره! نمیتونم درست فکر کنم!

21:24.140 --> 21:25.560
‫خب!

21:25.560 --> 21:27.540
‫خب، رودو-کون...

21:27.540 --> 21:33.710
‫اگه هوشیاریمو از دست بدم
‫و بدون فکر و ناخوداگاه حمله کنم،

21:33.710 --> 21:39.470
‫ابزار حیاتیت "نیت شومی" حس نمیکنه دیگه؟

21:40.070 --> 21:44.330
‫دوست دارم... زودتر بفهمم.

22:10.000 --> 22:18.000
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

22:10.000 --> 22:28.000
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

22:10.000 --> 22:28.000
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
