WEBVTT

00:07.610 --> 00:10.320
‫خب، میخواین چی رو کجا بکشم؟

00:10.320 --> 00:11.320
‫هوی!

00:11.570 --> 00:12.700
‫هوی!

00:12.700 --> 00:14.540
‫این چیه رو صورتم کشیدی؟!

00:18.090 --> 00:19.830
‫کجاش خنده داره؟!

00:21.320 --> 00:23.930
‫هوی! گوشت با منه؟!

00:21.850 --> 00:26.640
‫کم کم دارم میفهمم چجور آدمایی 
‫به عنوان طلسم گذار انتخاب میشن.

00:24.340 --> 00:25.500
‫شرمنده، شرمنده...

00:25.500 --> 00:28.650
‫چرا هنوز میخندی پس! تمومش کن لعنتی!

00:26.640 --> 00:28.970
‫این جدیده هم خیلی شبیه اون قدیمیه‌ست.

00:28.970 --> 00:32.600
‫این کاراشون تمومی نداره.

00:34.210 --> 00:36.750
‫بیا از اول شروع کنیم. من رملینم.

00:36.750 --> 00:39.050
‫به عنوان طلسم گذار جدید با تموم وجود بازی‌ـــ

00:39.650 --> 00:40.770
‫چیز یعنی تلاشم رو میکنم

00:41.120 --> 00:42.130
‫داشتی میگفتی "بازی میکنم"، نه؟

00:42.130 --> 00:44.490
‫راستی تا حالا چندتا طلسم گذار داشتیم کلا؟

00:44.490 --> 00:47.370
‫فکر میکنم رملین ششمین نفر باشه.

00:47.370 --> 00:48.610
<i></i>‫مطمئن نیستی؟

00:49.010 --> 00:54.460
‫اونا تاریخچه‌شون رو از طریق هنر روایت میکنن،
‫نه با نوشته و کتاب.

00:56.100 --> 00:59.700
‫راستی میگما، به یه چیزی توجه کردم.

00:59.700 --> 01:04.540
‫وقتی روی یکی چیزی میکشم،
‫تا وقتی خودش راضی نباشه قدرتم روش کار نمیکنه.

01:05.070 --> 01:08.650
‫بیرون از شهر که هستم، همیشه برای
‫نقاشی روی دیوار اجازه میگیرم،

01:08.650 --> 01:10.290
‫احتمالا اینم همون مدلیه.

01:10.290 --> 01:13.810
‫لابد حالا که برای نقاشی کشیدن روی
‫دیوار و اشیا نیاز به اجازه داری،

01:13.810 --> 01:17.090
‫برا آدما هم باید همینطوری باشه دیگه، نه؟

01:17.090 --> 01:19.640
‫گوب هم همینجوری بود.

01:19.640 --> 01:22.830
‫طلسم گذارها هم توانایی های
‫افراد قبلی خودشون رو میگیرن؟

01:22.830 --> 01:26.200
‫شنیدم قدرتشون در طول تاریخ به همین شکل بوده.

01:26.200 --> 01:29.150
‫ولی گاهی اوقات تفاوت‌های جزئی‌ای وجود داره.

01:29.580 --> 01:33.950
‫هر شخصی تجارب و ایده ها و
‫راه و روش های خودش برای استفاده از اشیا رو داره.

01:34.340 --> 01:38.690
‫پس منطقیه که توانایی هرکس
‫شکل متفاوتی به خودش بگیره،

01:39.010 --> 01:42.280
‫ولی اگه از یه نسل باشن،
‫گمونم ابزار حیاتیشون‌ـــ

01:42.280 --> 01:43.790
‫نه اینجوری نیست.

01:44.070 --> 01:48.550
‫چون همه حس و حال واقعیِ بازی کردن رو
‫وارد نقاشی هامون میکنیم نتیجه کار یکی میشه.

01:48.550 --> 01:52.840
‫توی صحنه‌های استرس زا بادکنک میکشیم
‫یا توی صحنه های مبارزه‌ای گل میکشیم...

01:52.840 --> 01:57.670
‫همه جور معنی‌ای رو وارد نقاشی هامون میکنیم
‫و باهاشون بازی میکنیم.

02:00.320 --> 02:01.770
‫"آزادی و بازی"...

02:01.770 --> 02:05.880
‫گمونم به خاطر اون دوتا فاکتوره که
‫گوب و نفرات قبلیش انتخاب شدن.

02:05.880 --> 02:08.370
‫منم احتمالا همچین آدمی رو انتخاب کنم.

02:08.370 --> 02:09.530
‫عاشقشم!

02:10.210 --> 02:12.050
<i>‫آره، نمیفهمم چی شد.</i>

02:12.930 --> 02:14.470
‫پس یجورایی یعنی،

02:14.470 --> 02:17.990
‫چون تو هم طرز تفکرت مثل اوناست
‫قدرت‌هات همونجوری شدن؟

02:18.500 --> 02:20.410
‫ما مثل همدیگه فکر نمیکنیم!

02:20.410 --> 02:23.160
‫هرچی که دلمون بخواد رو در لحظه میکشیم!

02:23.160 --> 02:25.370
‫چیزایی که میکشیم هم تهش فرق میکنن!

02:29.680 --> 02:31.130
‫بیخیال شو انجین.

02:31.130 --> 02:33.530
‫اگه بخوای با یه هنرمند
‫وارد بحث عمیق بشی،

02:33.530 --> 02:34.880
‫تهش گیج تر از قبل میشی.

02:34.880 --> 02:37.140
<i>‫رفته رو مخ انجین.</i>

02:39.700 --> 02:44.270
‫میخوای روی بدنش "آسیب‌ِ وارده از یک
‫ضربه‌ی مهلک رو کاهش بده" رو بکشم؟

02:44.740 --> 02:46.320
‫برو بریم!

02:51.840 --> 02:53.280
‫هی و-و-و-وایسا!

02:54.450 --> 02:55.850
‫میخوای تتوش کنی؟!

02:55.850 --> 02:59.040
‫رملین، شوخی رو بذار کنا‌ـــ

02:59.040 --> 03:00.450
‫ها، چی؟

03:00.870 --> 03:04.440
‫دفعه قبلی ابزارت شده بود برس نقاشی.

03:04.440 --> 03:06.120
‫الان چرا این شکلی شده؟

03:06.490 --> 03:09.790
‫داشتم فکر میکردم تتوی خفنی ازش در بیارم
‫که اینجوری شد.

03:09.790 --> 03:12.130
‫خوبه که گزینه‌های بیشتری داشته باشی، نه؟

03:12.130 --> 03:14.530
‫پشمام، واقعا؟

03:14.530 --> 03:19.350
‫نه تنها میتونی طلسم بذاری،
‫میتونی هر ابزاری هم که خواستی درست کنی؟!

03:19.350 --> 03:21.820
‫عجب آدم ترسناکی هستی!

03:23.020 --> 03:26.030
‫خیلی خب باشه تتو کنسله پس.

03:26.030 --> 03:29.200
‫ولی اگه همینجوری بکشمش،
‫با آب شسته میشه میره ها.

03:29.630 --> 03:31.570
‫خب دیگه بریم تو کارش.

03:35.530 --> 03:39.950
‫میتونم روی بدنت خط خطی‌ـــ
‫چیزه یعنی طلسم بکشم، درسته؟

03:41.090 --> 03:43.080
<i>‫این بچه آدم بشو نیست.</i>

03:43.660 --> 03:46.720
‫کم کم داره از این بچه خوشم میاد.

03:53.330 --> 03:56.380
‫خیلی ممنون از کمک‌هاتون.
‫جناب شهردار، رملین.

03:56.380 --> 04:00.340
‫خواهش میکنم. شرمنده که معطل شدین.

04:00.940 --> 04:05.470
‫گمونم نقاشی روی 9 نفر
‫حسابی رُس اون بچه رو کشیده.

04:05.470 --> 04:08.130
‫برای کسی که دفعه اولشه کارت خیلی خوب بود.

04:08.130 --> 04:09.390
‫خیلی ممنون.

04:20.340 --> 04:22.110
‫اینجا چه خبره شهردار؟

04:22.110 --> 04:24.950
‫نمیتونی قلم رو به یه بچه‌ی بی اسم و رسم بدی!

04:24.950 --> 04:27.770
‫باید به شخص با ارزش تری برسه!

04:27.770 --> 04:29.960
<i>‫همونایین که نمیتونستن بیان داخل.</i>

04:29.960 --> 04:34.010
‫من مسابقات هنرهای برتر رو برنده شدم.

04:34.010 --> 04:38.580
‫خیلیا منتظر بودن که من به عنوان
‫طلسم گذار بعدی انتخاب بشم.

04:38.580 --> 04:42.390
‫برای همین اینهمه راه رو اومدم،
‫بعد اینجوری باهام رفتار میکنید؟

04:42.390 --> 04:44.640
‫کنواس تاون به فاک رفته واقعا!

04:44.640 --> 04:47.220
‫من هنرمند خیلی بهتری‌ـــ

04:47.220 --> 04:48.230
‫خفه شید دیگه!

04:49.380 --> 04:53.230
‫به خاطر همین اخلاقای گوهتونه که
‫حتی نمیتونید وارد شهر بشید!

04:53.230 --> 04:58.320
‫به آدمای خودخواهی که اسم خودشون رو گذاشتن هنرمند
‫ولی تنها چیزی که بهش فکر میکنن شهرته نیازی نداریم.

04:58.570 --> 05:01.500
‫اینو توی اون کله‌ی پوکتون فرو کنید!

05:01.500 --> 05:03.870
‫هیشکی دلش نمیخواد قیافه‌ی بی ریخت شما رو ببینه!

05:07.230 --> 05:11.370
‫شهردار وقتی عصبی میشه خیلی ترسناک میشه.

05:17.750 --> 05:19.840
‫به امید دیدار.

05:19.840 --> 05:22.510
‫اینقدر هم عصبی نشو یهو سکته میکنی، باشه؟

05:22.930 --> 05:24.230
‫شرمنده.

05:24.230 --> 05:27.390
‫شما کلا نزدیک دروازه نیا شهردار.

05:28.160 --> 05:31.390
‫خیلی ممنون. خوشحالم که تونستم این چیزا رو ببینم.

05:31.390 --> 05:32.390
‫دوباره برمیگردم.

05:34.330 --> 05:37.240
‫منم یه روزی میام به مقر مرکزی تا نقاشی بکشم!

05:39.070 --> 05:40.570
‫خدافظ!

05:50.850 --> 05:53.200
‫برمیگردیم به مقر؟

05:53.200 --> 05:56.670
‫آره. تا فول‌فیست رو بگیریم.

05:58.390 --> 06:00.170
‫ولی رودو، اول...

06:00.690 --> 06:03.680
‫میخوام بهت جایزه بدم.

06:04.470 --> 06:05.770
‫جایزه؟

06:11.530 --> 06:13.630
‫ه-هی...

06:13.630 --> 06:14.690
‫واقعا؟

06:15.250 --> 06:20.690
‫هرچی آماده تر باشیم بهتره.
‫برو و چند تا چیز که خوشت میاد رو بردار.

06:20.950 --> 06:24.910
‫از مناطق آلوده خیلی فاصله داریم،
‫پس هانجویی این طرفا نیست.

06:24.910 --> 06:27.510
‫خوب بررسیشون کن و چیزایی که خوشت‌ـــ

06:33.980 --> 06:35.540
‫ایول! ایول! ایول!

06:35.540 --> 06:36.950
‫عالیه!

06:36.010 --> 06:39.040
‫حسابی عاشق این چیزاست ها.

06:59.000 --> 07:07.000
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

06:59.000 --> 07:20.000
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

06:59.000 --> 07:20.000
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

08:30.570 --> 08:31.950
‫تموم شد!

08:31.950 --> 08:33.620
‫آره خودشه. تموم شد!

08:33.620 --> 08:36.200
‫تموم شد! انجامش دادم!

08:36.200 --> 08:38.580
‫بالاخره انجامش دادم!

08:38.850 --> 08:39.830
‫اون کیه؟

08:39.830 --> 08:43.290
‫عه اومدید. خوش برگشتید.

08:43.860 --> 08:47.060
‫شنیدیم توی کنواس تاون چه اتفاقی افتاده.

08:47.060 --> 08:48.590
‫واقعا ناراحت کننده‌ـــ

08:48.590 --> 08:49.630
‫هوی تو!

08:50.650 --> 08:52.070
‫ماسکت آماده‌ست!

08:53.950 --> 08:56.010
‫اوه، اون یارو.

08:56.310 --> 09:00.940
‫اون آگوسته. ابزار و وسایل پاکسازها رو میسازه.

09:01.390 --> 09:04.940
‫مثل اینکه فول‌فیست رو تموم کرده رودو.

09:04.940 --> 09:07.030
‫آره که تموم شده!

09:07.030 --> 09:09.720
‫عالی شده پسر!

09:09.720 --> 09:13.660
‫وقت نشد حضوری همو ببینیم،
‫برای همین وقتی خواب بودی اندازه‌هات رو گرفتم،

09:13.660 --> 09:15.930
‫پس باید سایزت باشه.

09:15.930 --> 09:19.610
‫انجین و سمیو هم در مورد شخصیتت بهم گفتن،

09:19.610 --> 09:21.750
‫منم یه سری شخصی سازی هایی کردم
‫که خفن ترش کنه!

09:22.060 --> 09:23.200
‫وایسا ببینم.

09:23.570 --> 09:26.750
‫اندازه هام رو... وقتی خواب بودم گرفته؟

09:26.750 --> 09:30.140
‫خوش شانس بودم که در اتاقت رو قفل نکرده بودی!

09:30.510 --> 09:32.130
‫عوضی!

09:32.130 --> 09:34.620
‫بهشت‌نشینا دراشون رو قفل نمیکنن؟

09:34.620 --> 09:37.990
‫تازه رودو هم زیاد نمیخوابه.

09:37.990 --> 09:40.730
‫خیلی باید ماهر باشی
‫وقتی خوابه بتونی گیرش بیاری!

09:40.730 --> 09:42.740
‫تو اینو از کجا میدونی ریو؟

09:42.740 --> 09:44.150
‫داداش!

09:44.150 --> 09:46.860
‫سلام آبجی!

09:46.860 --> 09:48.980
‫تمومش کن لطفا!

09:48.980 --> 09:52.030
‫اینقدر برای همه دردسر درست نکن!

09:52.030 --> 09:54.050
‫ها؟ چیزی گفتی؟

09:54.050 --> 09:55.810
‫لطفا آروم تر صحبت کن.

09:55.810 --> 09:56.780
‫چی گفتی؟

09:56.780 --> 09:57.720
‫لطفا!

09:57.720 --> 10:00.130
‫ایشیا عزیزم، تویی؟

09:58.740 --> 10:00.800
‫خواهر برادرن؟

10:00.130 --> 10:00.800
‫آره خودمم!

10:00.800 --> 10:01.600
‫کجایی پس؟

10:01.600 --> 10:02.790
‫من همینجام!

10:11.950 --> 10:15.800
‫مردم زمین چرا همیشه اینقدر داد میزنن آخه؟

10:16.060 --> 10:17.680
<i>‫تو یکی این حرفو نزن.</i>

10:18.860 --> 10:20.170
‫راستی رودو.

10:20.170 --> 10:22.050
‫چوکرت رو در بیار یه لحظه.

10:31.820 --> 10:32.900
‫چ-چیکار میکنید‌ـــ

10:35.210 --> 10:37.910
‫بیارش دیگه.

10:44.040 --> 10:48.240
‫"چوکر" یه جور وسیله‌ی ارتباطیه...

10:48.240 --> 10:49.950
‫یه چیزی مثل تلفن.

10:49.950 --> 10:53.420
‫از طریق اون میتونی با آدمایی که
‫خونتو باهاشون رد و بدل کردی صحبت کنی.

10:53.420 --> 10:57.470
‫برای همینه که زمینیا همه‌شون اینو دور گردنشون دارن؟

10:58.050 --> 11:01.950
‫و با تبادل خون هم یجورایی صمیمی و رفیق میشید، نه؟

11:01.950 --> 11:04.610
‫هر موقع خواستی بهمون زنگ بزن رودو.

11:04.610 --> 11:05.550
‫باشه...

11:07.440 --> 11:09.580
<i>‫این چه جور تکنولوژی‌اییه؟</i>

11:09.580 --> 11:12.740
<i>‫یا نکنه اینم توانایی یه گیوره؟</i>

11:13.320 --> 11:15.110
‫البته که...

11:16.690 --> 11:19.620
‫خون تو رو هم لازم داریم!

11:25.090 --> 11:29.150
‫بالاخره داریم میریم به منطقه بی طرف
‫تا اون خانومه رو پیدا کنیم!

11:29.150 --> 11:30.880
‫ولی...

11:31.260 --> 11:34.030
‫حس نمیکنی یکم زیادی با خودت آشغال آوردی؟

11:34.030 --> 11:35.880
‫از یه جایی به بعد باید راه بریما.

11:36.280 --> 11:38.740
‫هرچیزی که میتونی با خودت حمل کنی رو بردار فقط.

11:39.160 --> 11:40.950
‫محض اطمینانه.

11:41.890 --> 11:45.460
‫دفعه‌ی دومیه که میری منطقه‌ی بی طرف.

11:45.460 --> 11:47.900
‫همین که پامون برسه به اونجا دردسرا شروع میشن.

11:48.450 --> 11:49.800
‫حواست جمع باشه.

12:02.390 --> 12:05.580
‫صحرای منطقه‌ی بی طرف، پِنتا.

12:07.800 --> 12:09.330
‫هیجان انگیزه.

12:09.370 --> 12:13.340
<b>‫قسمت 10</b>

12:09.370 --> 12:13.340
<b>‫"صحرای منطقه‌ی بی طرف، پنتا"</b>

12:20.620 --> 12:23.050
‫شن؟نه...

12:23.050 --> 12:25.230
‫ضایعاتیه که پوسیده و پودر شده؟

12:34.800 --> 12:37.490
‫اومدن سراغمون.

12:37.890 --> 12:42.480
‫طبق گزارشات محل زندگی اون زن جلوتر از اینجاست.

12:42.480 --> 12:44.760
‫حواست باشه جا نمونی رودو.

12:46.120 --> 12:47.780
‫قرار نیست بمونم.

12:50.930 --> 12:55.000
‫از اون دستکش‌هات "3 آر" برای شکست دادنشون استفاده کن.

12:58.010 --> 12:59.900
‫بعدش میریم سراغ پیدا کردن اون زن.

13:03.210 --> 13:05.680
‫اول باید گرم کنیم!

13:05.940 --> 13:08.180
‫فکر کنم خوش بگذره.

13:13.700 --> 13:15.160
‫فهمیدی؟

13:15.160 --> 13:19.030
‫توی منطقه‌ی بی طرف،
‫اول نیمه‌ماسکت رو میپوشی!

13:19.490 --> 13:22.490
‫به مخزن اکسیژنت وصلش میکنی!

13:23.870 --> 13:26.190
‫بعد ماسک رو میذاری روش...

13:26.190 --> 13:27.990
‫و فول‌فیست درست میشه!

13:40.550 --> 13:43.680
<b>‫آغاز پاکسازی</b>

13:47.330 --> 13:50.310
‫پنتا، صحرای منطقه‌ی بی طرف؟

13:50.600 --> 13:53.310
‫همونجاست رئیس؟

13:53.690 --> 13:55.670
‫اون یکی...

13:59.820 --> 14:01.450
‫وقتی بری خودت میفهمی.

14:06.410 --> 14:09.950
‫خب بریم تو کارش.

14:10.230 --> 14:13.730
‫اولین هانجویی که موقع ورود
‫به منطقه‌ی بی طرف باهاش مواجه شدیم.

14:13.730 --> 14:15.910
‫شکلی شبیه به عقرب.

14:15.910 --> 14:20.670
‫ظاهر و ضخامت اسکلت خارجیش
‫نشون میده که حملاتی شبیه عقرب داره.

14:20.670 --> 14:24.010
‫احتمالا حمله توسط چنگک و دم...

14:24.010 --> 14:25.020
‫اونجاست.

15:01.450 --> 15:03.510
‫هوی، کار من نبود.

15:07.270 --> 15:09.430
‫آروم بگیر بابا.

16:16.010 --> 16:18.790
‫هشت پیکان!

16:41.330 --> 16:43.230
‫یکی رو جا انداختیم؟

16:44.360 --> 16:46.070
‫مال خودته.

17:42.790 --> 17:44.960
‫عوضی

17:52.870 --> 17:56.040
‫چقدر هانجوی عقربی اینجا بود.

17:56.340 --> 17:58.060
‫اینکه اومدن به سطح به این معنیه که

17:58.060 --> 18:03.700
‫کلی زباله زیر این چیز شن مانند وجود داره.

18:06.050 --> 18:07.100
‫توم!

18:07.540 --> 18:11.050
‫درسته که ثبت وقایع خیلی مهمه،
‫ولی هر وقت مبارزه تموم شد انجامشون بده!

18:11.050 --> 18:12.380
‫کارت خیلی خطرناک بود!

18:13.200 --> 18:14.780
‫درسته، میدونم

18:14.780 --> 18:17.780
‫ولی اگه صبر میکردم احتمالا یادم میرفت.

18:19.290 --> 18:24.110
‫تازه، وظیفه‌ی شما توی منطقه‌ی بی طرف
‫محافظت از ثبت کننده هاست دیگه؟

18:24.110 --> 18:25.760
‫من بهتون ایمان دارم.

18:25.760 --> 18:28.800
‫باشه ولی خودتم یکم غریزه‌ی بقا داشته باش!

18:46.810 --> 18:49.020
<i>‫چیزی اونجاست؟</i>

18:49.560 --> 18:51.570
‫اینجایی که!

18:55.090 --> 18:57.160
‫دلمون! تامزی!

18:57.160 --> 18:59.300
‫کلی گرد و خاک به پا کردیا.

18:59.300 --> 19:00.990
‫داشتیم گمت میکردیما.

19:00.990 --> 19:04.710
‫کارت خوب بود رودو.

19:04.710 --> 19:08.520
‫فقط کاش میتونستم مبارزه‌ت رو هم ببینم!

19:08.520 --> 19:10.750
‫مطمئنم بزودی خواهیم دید.

19:10.750 --> 19:12.990
‫آره خب ولی بازم...

19:12.360 --> 19:16.640
‫خوشحالم که تونستم ایندفعه یکم به درد بخورم.

19:12.990 --> 19:16.640
‫سری بعدی سعی کن بهش نزدیک تر باشی...

19:28.100 --> 19:32.250
‫بله... البته که اینطوره...

19:35.870 --> 19:40.370
‫شما برای دیدن آمو اومدین، درسته؟

19:44.850 --> 19:46.130
‫از کی...

19:47.370 --> 19:50.930
‫از کی اون زن اونجا بوده؟

19:50.930 --> 19:55.170
‫درسته که کلا اینجا دیدن سخته،
‫ولی حتی حضورش رو هم حس نکردم!

19:56.140 --> 19:59.140
‫نکنه که اون...

19:59.430 --> 20:02.860
‫بنظرت همونیه که دنبالش بودیم؟

20:03.510 --> 20:06.450
‫نه، امکان نداره به این راحتی باشه.

20:06.450 --> 20:09.520
‫به نظر من که دشمن بنظر نمیاد.

20:09.520 --> 20:12.180
‫میخواید ازش آدرس بپرسیم؟

20:12.520 --> 20:13.810
‫هی!

20:14.200 --> 20:18.780
‫تو همونی هستی که رفت و آمد آدما
‫بین بهشت و زمین رو دیده؟

20:18.780 --> 20:20.740
‫یکم ادب داشته باش!

20:22.220 --> 20:24.080
‫بله خودمم!

20:24.470 --> 20:28.180
‫دیدی؟ همون زنیه که دنبالش بودیم!

20:29.890 --> 20:33.030
‫خب... گمونم خوش شانسی آوردیم.

20:33.030 --> 20:34.760
‫بریم باهاش صحبت کنیم و زودتر‌ـــ

20:35.460 --> 20:36.690
‫ببخشید.

20:37.720 --> 20:41.390
‫اینجا بوی بدی میاد.
‫هواش هم برای ریه‌ها خوب نیست.

20:41.790 --> 20:45.150
‫بهتر نیست صحبت ها رو
‫داخل خونه‌ی آمو انجام داد؟

20:45.150 --> 20:47.990
‫اونجا به ماسک هم نیازی نیست.

20:49.180 --> 20:51.890
‫خودش چرا ماسک نزده اصلا؟

20:51.890 --> 20:54.050
‫فاصله‌ش تا اینجا زیاد نیست!

20:54.050 --> 20:55.830
‫باشه؟ باشه؟

20:56.240 --> 20:57.240
‫انجین.

20:57.820 --> 21:01.240
‫میخوای من برم و قضیه رو ازش بپرسم؟

21:02.520 --> 21:04.710
‫نه، همه با هم باید بریم.

21:04.710 --> 21:10.500
‫حتی اگه نقشه‌ای هم تو سرش باشه،
‫دوست دارم بفهمم چیه.

21:10.500 --> 21:14.330
‫اگه کارمون به مبارزه کشید خودم حسابشو میرسم.

21:14.330 --> 21:16.550
‫ها؟ مطمئنی؟

21:16.550 --> 21:19.360
‫من بهتر از بقیه میتونم جلوش وایسم.

21:57.450 --> 21:59.020
‫غیر ممکنه...

22:02.160 --> 22:03.210
‫چطوری...

22:10.210 --> 22:18.210
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

22:10.210 --> 22:28.210
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

22:10.210 --> 22:28.210
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
