WEBVTT

00:03.140 --> 00:04.970
<i>‫هی، هی، هی!</i>

00:04.970 --> 00:06.960
<i>‫عصرتون بخیر!</i>

00:06.960 --> 00:10.330
<i>‫مردم عادی، گوینده‌ی اخبارتون، مایمو اینجاست!</i>

00:10.330 --> 00:11.630
<i>‫آره، آره، آره!</i>

00:11.630 --> 00:13.850
<i>‫بریم سراغ بخش هواشناسی!</i>

00:12.040 --> 00:15.080
‫برات سواله که چرا من همیشه رانندگی میکنم؟

00:15.670 --> 00:18.530
<i>‫با منطقه‌ی جنوب شروع میکنیم</i>

00:15.670 --> 00:19.170
‫اگه کس دیگه‌ای رانندگی کنه، همه‌مون خوابمون میبره.

00:18.530 --> 00:21.970
<i>‫اونجا از عصر تا شب بارندگی خواهیم داشت.</i>

00:19.170 --> 00:21.970
‫رانندگی گریس از همه خطرناک تره.

00:21.970 --> 00:25.340
<i>‫یادتون نره قبل رفتن به سر کار
‫با خودتون چتر ببرید.</i>

00:21.970 --> 00:25.340
‫اینقدر خوشاینده که ممکنه
‫از یه دره هم سقوط کنیم و متوجه نشیم.

00:25.920 --> 00:30.470
<i>‫توی منطقه‌ی کاموتاری بجز یذره ابر خبری نیست.</i>

00:30.470 --> 00:32.350
‫خودتم بد میرونی انجین!

00:30.470 --> 00:33.170
<i>‫حالا نوبت قسمت شرقه!</i>

00:32.350 --> 00:34.890
‫تقصیر من نیست که! به خاطر جاده‌ست!

00:33.170 --> 00:37.610
<i>‫از هفته‌ی پیش میدونستیم طوفان بزرگی در راهه.</i>

00:34.890 --> 00:36.670
‫آخ...

00:37.610 --> 00:39.130
<i>‫اگه "ابر" از بالای سرتون رد شد،</i>

00:37.610 --> 00:42.120
‫پس طلسم رملین تمام زخم و کبودی ها رو خوب نمیکنه؟

00:39.130 --> 00:42.120
<i>‫احتمالش زیاده که طوفان زباله به سمتتون بیاد!</i>

00:42.120 --> 00:45.260
<i>‫حواستون به خودتون باشه!</i>

00:42.120 --> 00:45.260
‫فقط زخم‌های خطرناک و کشنده رو درمان میکنه...

00:45.260 --> 00:47.900
‫رملین هم همینو گفت دیگه، نه؟

00:48.360 --> 00:51.170
‫هرچند تامزی بود که باعث این اتفاق شد

00:51.170 --> 00:52.940
‫ولی خب چاره‌ی دیگه‌ای هم نداشت.

00:52.940 --> 00:55.580
‫شرمنده که این اتفاق افتاد.

00:55.580 --> 00:58.960
‫وقتی وارد منطقه‌ی بی طرف میشی
‫باید این ریسک‌هاشو هم به جون بخری.

00:58.960 --> 01:01.880
‫باید بریم یه دکتر درست و حسابی
‫بهشون یه نگاهی بندازه...

01:01.880 --> 01:05.530
‫عه، یکی همین نزدیکی ها هست.

01:12.420 --> 01:14.060
‫این شهر...

01:14.060 --> 01:16.450
‫حس میکنم قبلا اینجا بودم.

01:22.430 --> 01:24.060
‫پس دکترش هم...

01:24.390 --> 01:25.640
‫نگو که...

01:28.650 --> 01:31.260
‫از این طرفا!

01:32.000 --> 01:41.000
<b>‫دنیای انیمه تقدیم میکند</b>

01:32.000 --> 01:58.000
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

01:32.000 --> 01:58.000
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>

03:03.070 --> 03:04.710
‫چی میخواید؟

03:04.710 --> 03:06.960
‫دستم بنده!

03:07.720 --> 03:08.760
‫پیر...

03:09.540 --> 03:10.710
‫زن.

03:10.710 --> 03:12.670
‫درسته بچه!

03:12.670 --> 03:14.790
‫خفه شو دیگه زن!

03:14.790 --> 03:16.730
‫سرم داره میترکه!

03:16.730 --> 03:18.360
‫نمیشه بدون داد زدن درمانم کنی؟

03:18.360 --> 03:20.370
‫خودت داری داد میزنی که!

03:20.370 --> 03:23.770
‫مگه نیومدی من خوبت کنم؟
‫پس خفه شو بذار کارمو انجام بدم!

03:23.770 --> 03:27.080
‫ای بابا! امروز نوه‌هامم اومدن پیشم!

03:27.080 --> 03:29.400
‫حقمه یه روز آروم داشته باشم!

03:29.820 --> 03:31.920
‫بفرما! تموم شد!

03:31.920 --> 03:34.780
‫حالا پولشو بده و بزن به چاک!

03:36.390 --> 03:38.740
‫دیگه هیچوقت پامو اینجا نمیذارم پیرزن عفریته!

03:38.740 --> 03:40.330
‫عوضی...

03:42.700 --> 03:45.850
‫برای همینه که مریض جدیدی نمیاد پیشت.

03:45.850 --> 03:51.260
‫چرا باید برای اون احمقای غرغرو عوض کنم؟

03:51.260 --> 03:52.880
‫یجورایی خفنه.

03:52.880 --> 03:57.350
‫انجین هرموقع از اینجا رد میشیم
‫اینجا هم یه سر وایمیسته، نه؟

03:57.350 --> 03:59.550
‫گمونم از اون پیرزن عجیب خوشش میاد.

03:59.910 --> 04:03.470
‫آره چون اون فوق‌العاده‌ست!

04:04.030 --> 04:07.690
‫اون پیشگام درمان آلودگی بدن بود!

04:08.030 --> 04:10.860
‫روی اشیای آلوده شده مطالعه میکرد
‫تا بتونه درمانی براش پیدا کنه،

04:10.860 --> 04:14.580
‫ولی اینقدر روی این مسئله مستقیما کار کرد
‫که درگیر یه عارضه‌ی جانبی، که همین داد زدنه شد.

04:14.580 --> 04:16.500
‫همه جوره پیرزن عجیبیه.

04:16.820 --> 04:19.450
‫منو با اسمم صدا بزن!

04:19.450 --> 04:21.810
‫اسم من آلیسه!

04:21.810 --> 04:23.700
‫آلیس استیلزا!

04:23.700 --> 04:25.290
‫یه وقت یادت نره!

04:25.760 --> 04:27.540
<i>‫چه اسم بامزه‌ای!</i>

04:27.920 --> 04:30.160
‫ها؟ استیلزا؟

04:30.160 --> 04:32.290
‫ننه! ننه!

04:33.060 --> 04:35.590
‫ریدی با این شیرینی درست کردنت!

04:37.040 --> 04:40.580
‫داداش... نباید اینجوری حرف بزنی...

04:41.050 --> 04:43.090
‫ه-ها؟ شما...

04:43.090 --> 04:45.560
‫عه! شما اینجا چیکار میکنید؟

04:46.000 --> 04:48.110
<i>‫با همدیگه فامیلن؟!</i>

04:50.480 --> 04:53.640
‫ه-هر از گاهی به اینجا سر میزنیم.

04:53.640 --> 04:56.130
‫پدر و مادرمون به رحمت‌ـــ

04:54.730 --> 04:56.130
‫مُردن رفتن زیر خاک!

04:56.130 --> 04:57.880
‫منم در مورد درمان بیماری‌‌ها‌ـــ

04:57.880 --> 04:59.360
‫اون یه دکتر نابغه‌ست!

04:59.360 --> 05:01.340
‫هوی آگوست!

05:01.340 --> 05:04.830
‫حالا که اینقدر از شیرینی‌هام بدت میاد،
‫دیگه نمیتونی ازشون بخوری!

05:04.830 --> 05:07.670
‫قبول کن ننه! ریدی دیگه!

05:07.670 --> 05:09.700
‫ولی باز تو همه‌شونو خوردی!

05:07.970 --> 05:10.730
‫روابط خانوادگی آنچنان سالمی ندارن.

05:09.700 --> 05:11.330
‫داداش...

05:16.070 --> 05:20.790
‫همه‌شون رو درمان کردیم.
‫دیگه بیا بریم خونه. خسته‌ام.

05:20.790 --> 05:24.050
‫شماها ماشین دارید؟ ما رو هم با خودتون ببرید!

05:24.050 --> 05:26.260
‫ما خودمون موتور داریم که!

05:26.260 --> 05:28.430
<i>‫قربانی این روابط خانوادگی شده.</i>

05:28.430 --> 05:30.760
‫منطقه‌ی بی طرف چطور بود؟

05:30.760 --> 05:33.750
‫ماسکی که برات درست کردم حال داد؟

05:33.750 --> 05:35.270
‫صداتو بیار پایین!

05:35.630 --> 05:38.640
‫داستانش طولانیه. بعدا گزارششو بخون.

05:38.640 --> 05:41.490
‫خوشم از این کار نمیاد!

05:46.650 --> 05:52.730
‫اوه راستی! ابر به زودی از اینجا رد میشه،
‫بهتره یه جا برای پناه گرفتن در برابر زباله‌ها پیدا کنین.

05:52.730 --> 05:54.170
‫سعیمون رو میکنیم.

05:54.170 --> 05:57.590
‫فعلا پس!

05:57.590 --> 06:00.610
‫احتمالا توی مسیر برگشت بهش بر بخوریم.

06:02.780 --> 06:03.910
‫"ابر"؟

06:05.260 --> 06:09.220
<b>‫قسمت 14</b>

06:05.260 --> 06:09.220
<b>‫طوفانِ قبل از طوفان</b>

06:24.810 --> 06:26.870
‫بهشت حرکت میکنه.

06:27.570 --> 06:30.560
‫همزمان با حرکتش، گاهی اوقات زباله‌ش رو هم تخلیه میکنه.

06:31.450 --> 06:34.030
‫معمولا از مسیر همیشگیش حرکت میکنه،

06:34.030 --> 06:37.460
‫برای همین مردم مناطقی ساختن
‫تا داخلش پناه بگیرن،

06:37.460 --> 06:40.130
‫ولی به خاطر چیزایی که از اون ارتفاع بالا میفته پایین،
‫سخته که دقیق پیش بینیش کرد.

06:40.130 --> 06:43.550
‫آدمای زیادی به خاطر برخورد اون اجسام میمیرن.

06:43.550 --> 06:47.850
‫در نتیجه آدمای بیشتر و بیشتری
‫از شهر بهشتی متنفر میشن.

06:49.460 --> 06:55.940
‫متاسفانه هرکسی که سعی کرده 
‫بره و انتقامش رو بگیره توسط مرز کشته شده.

06:55.940 --> 06:59.450
‫آره، معمای عجیبیه.

06:59.450 --> 07:03.070
‫رودو و "فرشته‌ها" چجوری تونستن از مرز رد بشن؟

07:05.160 --> 07:07.570
‫نمیدونم. ولی...

07:08.190 --> 07:10.580
‫حس میکنم یه چیزی دیدم.

07:10.580 --> 07:13.890
‫یه چیزی؟ چی مثلا؟

07:14.550 --> 07:16.100
‫نمیدونم.

07:16.490 --> 07:18.790
‫خاطراتم از اون زمان گنگ و مبهمه.

07:19.560 --> 07:20.430
‫ولی...

07:46.020 --> 07:48.560
‫ها؟ مال منه.

07:48.560 --> 07:49.440
‫بفرمایید؟

07:49.440 --> 07:50.870
<i>‫انجین. الان کجایید؟</i>

07:50.870 --> 07:52.190
‫سمیو تویی؟

07:52.190 --> 07:53.550
‫داریم برمیگردیم.

07:53.550 --> 07:55.720
‫رسیدیم در جریانت میذارم.

07:55.720 --> 07:57.350
‫باشه همینکارو کن.

07:57.350 --> 08:00.670
<i>‫ولی این سری باید از در پشتی بیاین</i>

08:01.970 --> 08:05.220
<i>‫حشره بهمون زده.</i>

08:09.920 --> 08:12.140
‫در پشتی؟ حشره؟

08:12.920 --> 08:14.660
‫قضیه چیه؟

08:23.020 --> 08:24.960
‫این در پشتیه.

08:28.340 --> 08:32.910
‫ولی فکرشو کن حشره‌ها وارد 
‫مقر پاکسازها بشن. تصورش خنده داره.

08:32.910 --> 08:35.570
‫ها؟ جونوری چیزی اومده؟

08:35.570 --> 08:36.660
‫درسته!

08:36.660 --> 08:39.730
‫گونه‌ای از حشراتن که بهشون میگیم "سارق‌ها".

08:44.410 --> 08:46.090
‫دقیق خورد به هدف!

08:46.420 --> 08:50.450
‫چون به یه بهشت‌نشین پناه دادن
‫فکر میکردم دفاع خیلی بهتری داشته باشن،

08:50.450 --> 08:52.780
‫ولی این پاکسازهای احمق هیچ دفاعی از خودشون نکردن!

08:52.780 --> 08:56.220
‫دزدیدن اون بهشت‌نشین 
‫قراره مثل آب خوردن باشه!

08:56.730 --> 08:58.270
‫سارق‌ها؟

08:59.580 --> 09:02.750
‫بد شد که! باید سریع برگردیم و ازشون پشتیبانی کنیم!

09:02.750 --> 09:06.160
‫تازه اونم ما که همین الان
‫از منطقه‌ی بی طرف برگشتیم.

09:06.160 --> 09:07.700
‫از این بدتر نمیشد.

09:07.700 --> 09:09.980
‫نمیشد یه استراحتی کنیم آخه؟

09:11.820 --> 09:14.960
‫چطورید پاکسازها؟

09:14.960 --> 09:18.830
‫اگه نمیخواید یه سوراخ دیگه توی مقرتون
‫درست کنیم کاری که میگیم رو انجام بدین...

09:18.830 --> 09:22.330
‫اون بهشت‌نشین رو بعنوان دستاورد رد کنین بیاد!

09:22.330 --> 09:25.910
‫وگرنه با خاک یکسانتون میکنیم!

09:28.870 --> 09:30.130
<i>‫باور نکردنیه.</i>

09:30.130 --> 09:33.590
<i>‫حشراتی مثل شما بلدن از کلمه‌ی دستاورد استفاده کنن؟</i>

09:34.020 --> 09:37.490
<i>‫نمیدونم کی فرستادتتون اینجا،</i>

09:37.490 --> 09:40.710
<i>‫ولی خوبه که میبینم اینجوری
‫تو فضای باز بهمون حمله میکنین.</i>

09:41.530 --> 09:44.100
‫البته نه که مهم باشه.

09:45.640 --> 09:49.110
‫ما دوست داریم منصفانه مبارزه کنیم!

09:49.900 --> 09:51.130
<i>‫آره، درسته.</i>

09:51.680 --> 09:53.380
<i>‫ما فقط برای حواس پرتی اینجاییم.</i>

09:53.380 --> 09:56.640
<i>‫چند تا دیگه از بچه ها دارن راهی به داخل پیدا میکنن!</i>

09:57.120 --> 09:59.950
‫گنده حرف زدنو تمومش کن آبجی.

10:00.320 --> 10:03.750
‫اگه نمیخوای یه سوراخ دیگه توی
‫پایگاهتون درست کنیم، بهشت‌نشینه رو رد کن بیاد.

10:03.750 --> 10:06.420
<i>‫اوه، من زن نیستم.</i>

10:07.940 --> 10:11.260
<i>‫شوخی کردم. دیدید چقدر راحت گول میخورید؟</i>

10:12.340 --> 10:14.890
‫ما رو دست ننداز فاحش‌ـــ

10:14.890 --> 10:17.600
<i>‫و البته، مطمئنین تونستین پایگاهمون رو سوراخ کنین؟</i>

10:19.100 --> 10:21.310
‫ولی اون موشک...

10:22.090 --> 10:23.520
‫ها؟

10:23.520 --> 10:25.140
‫ه-هی...

10:26.000 --> 10:28.960
‫ها؟ شما اینجا چیکار میکنید؟

10:28.960 --> 10:30.500
‫فکر میکردم رفتین داخل!

10:30.500 --> 10:35.320
‫هرکاری کردیم نتونستیم وارد ساختمون بشیم!

10:35.320 --> 10:38.910
<i>‫برای وارد شدن، نیاز به اجازه دارین...</i>

10:39.630 --> 10:43.330
<i>‫از منزویِ شکست ناپذیرمون.</i>

10:45.230 --> 10:47.980
‫باز بهمون حمله کردن؟

10:48.580 --> 10:50.760
‫وحشتناکه...

10:53.450 --> 10:55.090
‫متاسفانه باید بگم که...

10:55.090 --> 10:57.760
‫اجازه‌شو ندارین.

10:59.640 --> 11:01.600
‫برای همین باید یه پاکسازی انجام بدم.

11:02.830 --> 11:04.730
‫خب؟ میخواید چیکار کنید؟

11:05.570 --> 11:07.480
‫میخوام صد خودتونو بذارید.

11:09.000 --> 11:11.320
‫خودت خواستی آبجی!

11:11.320 --> 11:13.240
‫بگیر که اومد!

11:36.040 --> 11:39.680
‫گیور کثیف!

11:52.020 --> 11:54.380
‫عوضی...

12:02.770 --> 12:05.580
‫خ-خیلی قویه...

12:06.710 --> 12:12.110
‫برای مبارزه با من، باید کمتر قابل پیش‌بینی باشید.

12:13.980 --> 12:15.770
‫ای بابا!

12:15.770 --> 12:18.040
‫بازم خودت تنهایی به حسابشون رسیدی؟

12:18.040 --> 12:19.590
‫کارت خیلی درسته.

12:19.590 --> 12:21.250
‫یه مشت اراذل بودن فقط.

12:21.250 --> 12:23.730
‫اگه شکست میخوردم دیگه نمیتونستم سرمو بالا بگیرم.

12:24.230 --> 12:25.250
‫خب،

12:26.110 --> 12:31.500
‫یعنی کی پخش کرده که ما
‫یه بهشت‌نشین پیش خودمون داریم؟

12:32.630 --> 12:35.290
‫البته خودم میتونم حدس بزنم.

12:35.290 --> 12:36.940
‫دقیقا.

12:37.480 --> 12:39.030
‫شرط میبندم بزودی...

12:40.410 --> 12:42.190
‫حرکتشون رو شروع میکنن.

12:49.760 --> 12:51.510
<i>‫اسم من...</i>

12:51.900 --> 12:53.980
<i>‫خب، زیاد مهم نیست.</i>

12:53.980 --> 12:57.090
<i>‫من فقط یه پیرمردم با سلیقه‌ای عالی.</i>

12:57.690 --> 13:02.830
<i>‫و توی این مغازه‌ی عالی، دان دالس،
‫خستگیمو در میکنم.</i>

13:03.620 --> 13:07.070
<i>‫غذای عالی، کارکنان عالی،</i>

13:07.510 --> 13:09.740
<i>‫مشتری های همیشگی با موهای عالی.</i>

13:10.340 --> 13:12.150
<i>‫چند تا چهره‌ی جدید هم میبینم.</i>

13:13.070 --> 13:16.720
<i>‫بودن توی همچین مکانی خیلی آرامش بخشه.</i>

13:20.910 --> 13:23.780
<i>‫یا میتونست باشه، اگه اونا اینجا نبودن.</i>

13:26.520 --> 13:29.020
<i>‫اونا هم مشتری های همیشگی اینجا هستن.</i>

13:29.020 --> 13:33.460
<i>‫معتادهایی به اسم "گیور" که
‫کل زندگیشون رو با چسبیدن به یک شئ میگذرونن.</i>

13:34.120 --> 13:37.050
<i>‫حالمو بهم میزنن.</i>

13:37.410 --> 13:40.550
<i>‫اون یارو که تتو داره، نگاه منزجرکننده‌ای داره.</i>

13:40.550 --> 13:44.850
<i>‫اون جوان با ادب هم نگاه منزجرکننده‌ای داره.</i>

13:42.630 --> 13:44.850
‫عه رودو اومد.

13:45.100 --> 13:47.170
‫آره.

13:45.100 --> 13:47.850
<i>‫اون دختر خوشگله هم نگاه منزجرکننده‌ای داره.</i>

13:48.230 --> 13:52.520
‫شرمنده رودو. اشتباهی نوشیدنیت رو خوردم.

13:56.650 --> 13:59.400
<i>‫تا حالا همچین نگاه منزجرکننده‌ای ندیده بودم!</i>

13:59.400 --> 14:01.660
<i>‫این بچه چه مرگشه؟</i>

14:01.660 --> 14:03.950
<i>‫الانه که منفجر بشه!</i>

14:03.950 --> 14:07.950
<i>‫همه‌ی کسایی که با هانجوها میجنگن این بلا سرشون میاد؟</i>

14:08.310 --> 14:11.450
<i>‫خیلی ترسناکه!</i>

14:11.450 --> 14:12.770
‫من رفتم!

14:12.770 --> 14:13.900
‫بازم تشریف بیارین!

14:16.050 --> 14:18.200
<i>‫ریو نوشیدنیم رو...</i>

14:18.200 --> 14:21.030
‫خیلی طولش دادی پسر. عن داشتی؟

14:22.670 --> 14:26.580
‫جریان این دورهمی شام خوردن ها چیه؟

14:26.580 --> 14:28.760
‫همین الان به پایگاهمون حمله شده‌ها!

14:29.080 --> 14:30.880
‫متوجه نیستی.

14:30.880 --> 14:33.680
‫استراحت کردن خیلی مهمه.

14:33.680 --> 14:38.300
‫آره! همیشه وقتی یه ماموریتی تموم میشه،
‫دور هم غذا میخوریم.

14:38.300 --> 14:40.480
‫بتمرگ غذاتو بخور دیگه.

14:40.480 --> 14:44.610
‫ولی... نباید حواسمون رو بیشتر جمع کنیم؟

14:44.900 --> 14:47.870
‫متوجه منظورت هستم رودو.

14:48.320 --> 14:52.130
‫ولی هرچقدر هم که شرایط وخیم بوده باشه،

14:52.130 --> 14:55.370
‫با غذا خوردن و همین رفاقتامون میتونیم
‫برای مبارزه‌ی بعدی آماده بشیم.

14:55.730 --> 14:59.000
‫اینم که اولین باری نیست بهمون حمله شده.

14:59.710 --> 15:02.820
‫آدمای زیادی توی این دنیا هستن
‫که میخوان هرکسی

15:02.820 --> 15:05.280
‫که از خودشون بهتر و معروف تره رو زمین بزنن.

15:05.670 --> 15:07.890
‫یه مشت آدم حال بهم زن.

15:07.890 --> 15:08.950
‫همون بهتر که بمیرن.

15:08.950 --> 15:12.640
‫و-وایسا، هر سری سمیو خودش
‫سارق‌ها رو از اونجا دور میکنه؟

15:13.100 --> 15:14.600
‫آره!

15:15.110 --> 15:21.190
‫باید روش یا قدرت‌های خیلی خاصی داشته باشی
‫که بتونی از سمیو رد بشی.

15:21.190 --> 15:25.440
‫تازه اگه این کارم بکنی،
‫فقط تحت تاثیر قرار میگیره.

15:25.440 --> 15:27.700
‫آره دقیقا همینجوریه!

15:27.700 --> 15:31.030
‫اگه اینقدر قویه پس چرا مسئول پذیرشه؟

15:31.030 --> 15:34.720
‫عینک سمیو، "آیز" قدرت بینایی خاصی داره.

15:34.720 --> 15:37.790
‫با اونا نمیشه هانجوها رو شکست داد.

15:38.090 --> 15:40.790
‫و خودشم میگه دوست داره کار دفتری بکنه.

15:41.650 --> 15:43.600
<i>‫پس دلیلش اینه.</i>

15:44.210 --> 15:48.970
‫و لزوما هر گیوری نمیتونه هانجوها رو شکست بده؟

15:49.280 --> 15:53.890
‫بستگی به شخصیت گیور و 
‫نحوه‌ی رفتارش با ابزارش داره.

15:54.640 --> 15:58.900
‫اونایی که سعی میکنن تا بالاترین حد ممکن
‫از شئ باارزششون استفاده کنن میشن مهاجم‌ها.

15:59.320 --> 16:02.930
‫و اونایی که میخوان تا جای ممکن 
‫شئ باارزششون تمیز و دست نخورده باقی بمونه

16:02.930 --> 16:05.040
‫میشن مدافع‌ها.

16:05.810 --> 16:10.030
‫طرز برخوردت با شئ‌ت اینقدر میتونه تفاوت ایجاد کنه؟

16:10.030 --> 16:11.410
‫پشمام...

16:11.750 --> 16:13.690
‫دوست دارم انواع بیشتری از گیور ها رو ببینم.

16:13.690 --> 16:16.790
‫اوه؟ اوه؟ کنجکاو شدی؟

16:16.790 --> 16:21.970
‫نگران نباش. اونایی که الان میان
‫راه و روش خاصی توی استفاده از ابزارشون دارن.

16:22.380 --> 16:24.090
‫اونایی که الان میان؟

16:24.090 --> 16:25.440
‫سلام!

16:26.350 --> 16:28.680
‫شرمنده دیر شد!

16:29.430 --> 16:31.340
‫تیمِ چایلد...

16:31.340 --> 16:33.430
‫رسید!

16:33.430 --> 16:35.100
‫سلام به همگی.

16:35.100 --> 16:38.480
‫شرمنده که دیر کردیم.

16:38.480 --> 16:40.040
‫علیک سلام.

16:51.080 --> 16:54.190
‫بکش عقب عوضی! غذامو بهت نمیدم!

16:55.030 --> 16:56.580
‫عه رودوئه!

16:57.130 --> 16:58.530
‫خیلی وقته ندیدمت!

17:00.740 --> 17:01.730
‫تو کی ای دیگه؟

17:03.090 --> 17:05.550
‫منو یادت نیست؟

17:06.160 --> 17:09.960
‫اولین باری که اومدی به مقر مرکزی
‫منم اونجا بودم!

17:11.950 --> 17:14.050
‫مگه میشه...

17:14.410 --> 17:17.310
‫شرمنده خودمون رو معرفی نکردیم.

17:17.310 --> 17:20.430
‫ایشون گیتا هبی فانتازیاست.

17:21.770 --> 17:25.180
‫با دییِر سانتا هم که قبلا آشنا شدی.

17:26.690 --> 17:32.820
‫و منم رئیس گروه چایلد...
‫یا بهتره بگم سرپرستشون، برو سانتا هستم.

17:32.820 --> 17:37.770
‫چایلد اعضای دیگه‌ای هم داره،
‫امیدوارم بتونیم همکاری خوبی داشته باشیم.

17:37.770 --> 17:40.210
‫آره! بیاین با هم همکاری کنیم!

17:40.210 --> 17:41.950
‫میگما...

17:41.950 --> 17:44.370
‫در مورد اون بالا برام تعریف میکنی؟

17:44.370 --> 17:46.590
‫و-ولم کن بابا!

17:46.880 --> 17:50.840
‫گیتا، نباید بیرون پایگاه در موردش حرف بزنی.

17:50.840 --> 17:52.680
‫ها؟ چرا؟

17:52.680 --> 17:56.140
‫چون دیوار موش داره موشم گوش داره.

17:56.810 --> 17:59.080
‫اون حشره‌های دیروزی گفتن

17:59.080 --> 18:03.350
‫اطلاعاتشون در مورد رودو رو
‫از "یه سری غریبه توی کافه" گرفتن.

18:04.670 --> 18:08.820
‫گفتن همینجوری اومده و بهشون اطلاعات رو داده.

18:09.980 --> 18:11.110
‫کاملا رایگان.

18:13.330 --> 18:16.960
‫شرط میبندم میخواستن بدون اینکه 
‫خودشون هیچ ریسکی بکنن

18:16.960 --> 18:19.700
‫در مورد نیروی دفاعی مقر مرکزی  اطلاعات کسب کنن.

18:19.700 --> 18:22.780
‫خب پس بگو چه جور کایجویی دوست داری؟

18:22.780 --> 18:24.810
‫اصلا میدونی حریم شخصی چیه؟

18:24.810 --> 18:28.490
‫بیخیال رودو! بیا در مورد کایجوها حرف بزنیم!

18:26.560 --> 18:28.490
‫ولم کن بابا!

18:28.490 --> 18:30.920
‫خیلی آب‌زیر‌کاهن.

18:30.920 --> 18:34.090
‫شک ندارم بازم کار غارتگرهاست.

18:34.090 --> 18:36.520
‫ممکنه.

18:36.520 --> 18:39.970
‫شنیدم غارتگرهای فعلی خیلی سمج هستن.

18:44.850 --> 18:47.780
‫لعنتیا. خیلی مسخره‌ن.

18:47.780 --> 18:50.320
‫بهشون گفته بودم بیشتر مراقب باشن...

18:50.320 --> 18:54.310
‫چی شده؟ کسی دنبالتونه؟

18:54.310 --> 18:56.680
‫ها؟ نمیدونم.

18:56.680 --> 18:58.440
‫یه مشت راهزن یا یه همچین چیزی.

18:58.440 --> 18:59.650
‫راهزن؟

18:59.650 --> 19:01.710
‫در مورد غارتگرها صحبت میکنی؟

19:01.710 --> 19:05.040
‫گروه خیلی ترسناکی افتاده دنبالتون پس.

19:05.040 --> 19:11.070
‫شنیدم این روزا بدجوری دنبال یه چیزی میگردن.

19:11.070 --> 19:13.420
‫یادته اون چیزه چی بود؟

19:13.420 --> 19:14.550
‫نه نمیدونم.

19:14.550 --> 19:16.870
‫بهتره مراقب باشی داداش.

19:16.870 --> 19:18.780
‫از وقتی یه رئیس جدید اومده بالا سر غارتگرا،

19:18.780 --> 19:22.560
‫اونا چیزایی که میخوان رو 
‫به هر قیمتی شده به دست میارن.

19:22.560 --> 19:26.560
‫میگن خیلی گروه سمجی‌ان.

19:26.560 --> 19:30.570
‫اگه حواست جمع نباشه،
‫هرچی داری رو ازت میگیرن.

19:31.310 --> 19:33.840
‫آها درسته. یادم اومد.

19:33.840 --> 19:36.450
‫دنبال یه چیزی شبیه اینا میگردن.

19:48.930 --> 19:50.250
‫این اطلاعات رو مجانی بهت میدم...

19:51.050 --> 19:54.670
‫من رئیس غارتگرها هستم.

19:57.300 --> 20:02.010
<i>‫هی! هی! وقت گزارش هواشناسی شده!</i>

20:02.010 --> 20:07.940
<i>‫همونطور که تمام هفته داشتم میگفتم،
‫طوفان بزرگی توی راهه!</i>

20:07.940 --> 20:09.830
<i>‫طوفان زباله!</i>

20:08.830 --> 20:12.320
‫چک کردن گزارش هواشناسی همیشه مهمه.

20:09.830 --> 20:12.320
<i>‫داخل خونه‌هاتون بمونین تا رد بشه بره!</i>

20:12.320 --> 20:16.750
‫حتی اگه طوفان خیلی طولانی ‌ای هم باشه،
‫میتونی براش آماده بشی.

20:44.640 --> 20:46.980
‫پاکسازها رو گرفتم.

20:48.980 --> 20:51.140
‫لعنتی! گمشون کردیم!

20:51.140 --> 20:54.150
‫چی؟ پول غذاشونو ندادن در رفتن؟

21:02.780 --> 21:05.790
‫لعنتی! داشتیم غذا میخوردیما!

21:05.790 --> 21:08.020
‫دردم اومد!

21:05.790 --> 21:08.020
‫دسرمونم نخوردیم حتی!

21:08.020 --> 21:09.540
‫اعصابمو بهم ریختن!

21:09.540 --> 21:12.830
‫فکر نمیکردم غارتگرها اینجوری و توی ملأ عام
‫خودشونو نشون بدن...

21:12.830 --> 21:15.590
‫کجاییم؟ ما رو کجا فرستادن؟

21:15.590 --> 21:17.810
‫ساپورترها باهامون نیستن.

21:17.810 --> 21:21.080
‫این قدرت همون گیور دریچه‌اییه دیگه، نه؟

21:21.080 --> 21:22.970
‫چیز به درد بخوریه.

21:28.320 --> 21:29.320
‫رو‌ــــ

22:06.200 --> 22:09.030
‫با آمو چیکار کردی؟

22:10.000 --> 22:16.500
<b>‫کاری از تیم زیرنویس دنیای انیمه</b>

22:10.000 --> 22:27.000
<b>مترجم: <b>Ali_Sensei</b></b>

22:10.000 --> 22:27.000
<b>‫زیرنویس های بیشتر در awsub@</b>
