WEBVTT

00:00.870 --> 00:03.870
‫دنیای انیمه تقدیم میکند.

00:00.870 --> 00:03.870
‫ترجمه ای از تیم زیرنویس دنیای انیمه.

00:06.870 --> 00:08.220
‫کارن! استلا!

00:08.220 --> 00:09.780
‫همگی خواب—

00:12.720 --> 00:13.920
‫درسته.

00:13.920 --> 00:16.610
‫من از خوابگاه فرار کردم
‫و بعدش...

00:26.480 --> 00:27.880
‫شلی؟

00:27.880 --> 00:30.920
‫بزار تو حال خودم باشم، لطفا.

00:31.240 --> 00:32.480
‫بابت مزاحمت شرمنده‌ام.

00:34.580 --> 00:37.970
‫انتظار نداشتم هاوارد ها یه ویلا
‫اینجاها داشته باشن.

00:41.920 --> 00:43.340
‫صبح بخیر.

02:15.460 --> 02:17.150
‫صبح بخیر.

02:17.150 --> 02:19.800
‫صـ-صبح بخیر.

02:18.990 --> 02:23.950
‫قسمت یازدهم

02:18.990 --> 02:23.950
‫شبی که ماه و ستاره‌ها، گویی
‫هزار شمع روشن کرده بودند.

02:19.800 --> 02:22.320
‫آخه-آخه چطوری تونستی بیای اینجا؟

02:22.320 --> 02:24.700
‫من جسارت به خرج دادم و مانع را از سر راه برداشتم.

02:24.800 --> 02:28.810
‫خانم واکر هم گفت که اینجا میتونم
‫پیدات کنم.

02:33.140 --> 02:35.420
‫کاری باهام داری؟

02:35.420 --> 02:38.840
‫من مدرسه نمیرم و 
‫چیزی هم برای گفتن ندارم که بهت بگم.

02:39.520 --> 02:40.700
‫داری دروغ میگی.

02:41.230 --> 02:42.140
‫دروغ میگم؟

02:42.140 --> 02:44.010
‫درسته، دروغ میگی.

02:44.660 --> 02:47.430
<i></i>‫هیچی ازش رد نمیشه. هیچی.

02:48.080 --> 02:51.850
<i></i>‫میدونستم که بهترین دوستام
‫وقتی ناپدید بشم نگرانم میشن.

02:52.820 --> 02:54.770
<i></i>‫و بعدش رو میاوردن به آقای آلن.

02:56.000 --> 02:58.290
<i></i>‫چقدر دست و پا چلفتی‌ام.

02:58.290 --> 03:02.620
<i></i>‫از مهربانی خودشون استفاده کردن تا
‫اونو بیارن سمت من.

03:08.960 --> 03:12.440
‫ما اینجا تنهاییم، کسی صدامونو نمیشنوه.

03:12.440 --> 03:14.700
‫فکر کنم میخواستی چیزی بهم بگی؟

03:15.380 --> 03:16.800
‫آقای آلن...

03:16.800 --> 03:17.380
‫بله؟

03:17.670 --> 03:22.300
‫بودن با اعجوبه‌ای مثل بانو لیدیا
‫اذیتتون نمی‌کنه؟

03:23.270 --> 03:25.730
‫میدونم شما هم معرکه‌ هستین.

03:25.730 --> 03:28.320
‫اما شما گفتین که نمیتونین
‫از جادوی پیشرفته استفاده کنین.

03:28.320 --> 03:29.890
‫درسته. نمیتونم.

03:29.890 --> 03:31.730
‫اصلا حسود نشدین بهش؟

03:32.220 --> 03:36.650
‫هیچ‌وقت دلت نمی‌خواست از
‫ کسی که اینقدر بااستعداده، دور بشی؟

03:38.060 --> 03:42.570
‫ .بودن با لیدیا باعث شده کلی حرف‌های بی‌ربط بشنوم

03:43.090 --> 03:46.240
‫اما هیچوقت این فکر رو نداشتم
‫که بخاطر اون حرفا رهاش کنم.

03:48.120 --> 03:54.580
‫ولی منم کنجکاوم که اصلا بودن باهاش
‫امتیاز و هدفی هم داره یا نه.

03:55.350 --> 04:00.880
‫لیدیا واقعا فراتر از یک اعجوبه هستش و
‫اشرافی‌تر و حتی زیبا تر از بقیه.

04:01.550 --> 04:05.980
‫من، با اینحال، وضعیت مشخصی ندارم
‫جذبه‌ای هم ندارم حتی مانای درست حسابی هم ندارم.

04:06.510 --> 04:08.310
‫متـ-متاسفم.

04:08.310 --> 04:09.680
‫نزار اذیتت کنه.

04:09.980 --> 04:13.600
‫اون بیرون بی‌نهایت آدم هستش که 
‫معرکه و فوق‌العاده تر از منن.

04:14.120 --> 04:18.020
‫ اما این دلیل نمیشه که من تلاشی نکنم.

04:18.620 --> 04:21.640
‫چیزی منو مجبور نمی‌کنه که
‫خودمو با دیگران مقایسه کنم.

04:21.640 --> 04:23.980
‫شما واقعا قوی هستین.

04:23.980 --> 04:26.230
‫اصلا نمیتونم مثل شما باشم.

04:26.230 --> 04:26.780
‫یعنی...

04:27.890 --> 04:30.240
‫کارن واقعا خیلی خوبه!

04:31.000 --> 04:33.370
‫من نسبت بهش خیلی ناچیزم.

04:33.370 --> 04:37.420
‫ولی چون انسان‌نما هستش و از 
‫اشراف نیست، نمیتونه رئیس شورای دانش‌آموزی بشه

04:38.220 --> 04:43.720
‫برای همین فقط من بودم که میتونست
‫انتخاب بشه، چون دختر بزرگ دوک هاوارد بودم.

04:44.680 --> 04:47.610
‫فلیشیا هم از لحاظ روانی خیلی قویه.

04:47.610 --> 04:49.660
‫اصلا فکرشو نمیکردم که یه روزی راه
‫خودشو انتخاب کنه.

04:49.660 --> 04:53.390
‫و به واسطه راهش از آکادمی سلطنتی
‫خارج بشه و بره دنبالش.

04:53.760 --> 04:55.310
‫من هیچوقت نمیتونم.

04:56.030 --> 05:00.230
‫من میدونم که الی و لیین هم
‫بیشتر از من استعداد دارم.

05:00.230 --> 05:01.530
‫و خواهرم...

05:02.170 --> 05:05.050
‫تینا تونست جادوی عالی‌رتبه یاد بگیره.

05:05.050 --> 05:08.070
‫اون حتی نمیتونست از جادو استفاده کنه.

05:08.860 --> 05:12.750
‫مطمئنم که پدرم اونو وارث بعدی میدونه.

05:13.220 --> 05:17.290
‫تمام تلاش هام و کارهام بی‌نتیجه بودن!

05:17.890 --> 05:23.090
‫من دیگه... نمیدونم باید با خودم
‫چیکار کنم!

05:28.300 --> 05:29.440
‫بانو استلا.

05:32.400 --> 05:36.060
‫میتونین امروز کلاس نرین و با من
‫برین به یه قرار توی شهر؟

05:37.670 --> 05:38.790
‫ها؟

05:38.790 --> 05:40.730
‫من به کارن و فلیشیا خبر میدم که
‫نگران نباشن.

05:46.570 --> 05:47.640
‫من روت حساب باز کردم.

05:51.680 --> 05:53.540
‫خیلی‌خب، راه بیفتیم بریم؟

05:53.540 --> 05:55.080
‫آ-آقای آلن!

05:55.360 --> 05:58.720
‫نگران نباش، لباست آماده‌ست.

05:58.720 --> 06:00.750
‫خانم واکر، لطفا بیاین داخل.

06:04.940 --> 06:06.510
‫بانو استلا.

06:06.880 --> 06:08.180
‫شلی...

06:08.580 --> 06:11.090
‫لطفا، این لباس هارو بپوشین.

06:11.090 --> 06:12.850
‫من بهتون کمک میکنم.

06:12.850 --> 06:15.890
‫صبرکن شلی، من...

06:15.890 --> 06:18.380
‫من بیرون منتظر میمونم.

06:24.820 --> 06:27.440
‫مـ-میگم... آقای آلن...

06:27.440 --> 06:32.370
‫چـ-چه چیزی شده که تصمیم گرفتین
‫با من قرار بزارین؟

06:32.640 --> 06:33.990
‫باعث نا رضایتی شما شده؟

06:35.080 --> 06:39.290
‫آ-آخه چرا باید امروز کلاس نرم
‫و با این وضع بیام بیرون؟

06:39.670 --> 06:41.460
‫تو که خیلی زیبا شدی.

06:42.230 --> 06:45.380
‫خیـ-خیلی ممنونم.

06:48.430 --> 06:50.300
‫بیا با صبحانه شروع کنیم.

06:50.750 --> 06:53.180
‫من یه رستوران معروف میشناسم.

07:00.660 --> 07:02.540
‫این خیلی خوشمزه‌ست.

07:02.540 --> 07:04.610
‫نه اینکه غذای رستوران قبلی بد باشه ها.

07:05.080 --> 07:07.920
‫پروفسور بهم معرفی‌شون کرد.

07:07.920 --> 07:09.030
‫واقعا؟

07:09.440 --> 07:11.760
‫همونطور که میدونی، یه شکم‌پرست واقعیه.

07:11.760 --> 07:14.950
‫اون حتی به مکان های بیشتری از شهر
‫مهر تایید خودشو زده.

07:15.370 --> 07:19.880
‫من چیزی راجب پایتخت سلطنتی 
‫نمیدونم.

07:19.880 --> 07:23.330
‫همه زمانم رو یا داشتم درس میخوندم
‫یا داشتم تمرین میکردم.

07:23.940 --> 07:27.300
‫پس بیا امروز به جاهای 
‫ معروفش یه سری بزنیم.

07:27.300 --> 07:29.380
‫شیرینی و چیزای دیگه هم میگیریم.

07:29.380 --> 07:31.360
‫از اونجایی که خیلی دوستشون داری.

07:50.200 --> 07:52.810
‫ایـ-این خوشمزه‌ تر از اونیه
‫که بخوام با کلمات توصیفش کنم.

07:52.810 --> 07:55.120
‫باید سعی کنم یادم بمونه تا 
‫به پروفسور بگم کجاست.

07:55.680 --> 08:00.790
‫ما یه قانون داریم که تمام دانش‌آموزاش
‫باید درباره غذا های خوب گزارش بدیم.

08:02.750 --> 08:06.880
‫عـ-عه، چیزی، هیچی.

08:11.670 --> 08:13.970
‫چقدر خوشحالن.

08:14.350 --> 08:18.920
‫کاش مثل اونا، مثل باد، آزادانه
‫هرجا که بخوام میرفتم.

08:20.520 --> 08:22.270
‫کم‌کم وقتشه.

08:22.270 --> 08:23.960
‫بیا یه سر هم بریم کلیسای جامع.

08:23.960 --> 08:24.830
‫چرا که نه.

08:25.790 --> 08:29.190
‫واااو، خیلی زیباست.

08:29.470 --> 08:31.620
‫اونا وِرد های افسانه‌ای نیستن؟

08:31.620 --> 08:33.200
‫درسته.

08:33.200 --> 08:37.370
‫هرچند که این روزا دیگه کسی
‫چیزی درباره‌شون نمیدونه.

08:37.710 --> 08:39.030
‫بزار ببینم...

08:39.030 --> 08:44.720
‫از راست به چپ میشه:
‫آذرخش، شهاب، رستاخیز، سپر درخشان

08:44.720 --> 08:49.750
‫آتش ویرانی، آرامگاه‌آبی، آرایه‌ی لرزه
‫و اگه اشتباه نکنم آخریش هم باد بُرنده هستش؟

08:50.670 --> 08:53.840
‫آ-آممم... چیزیو اشتباه گفتم؟

08:53.840 --> 08:56.050
‫اسم این وِرد هارو کی بهت یاد داده؟

08:56.480 --> 08:58.570
‫مادرم.

08:58.570 --> 09:03.230
‫اون گفتش که" مردم باستانی از جادو هایی 
‫استفاده میکردن که اصلا باورت نمیشه."

09:03.230 --> 09:05.550
<i></i>‫ من بعضی از اون اسما رو اصلا نشنیده بودم.

09:05.550 --> 09:07.360
<i></i>‫و هیچ کتیبه‌ای هم ازشون نیست.

09:07.360 --> 09:09.650
<i></i>‫حتی پروفسور و مدیر مدرسه 
‫هم چیزی درباره‌شون نمیدونن.

09:10.180 --> 09:11.870
<i></i>‫پس دوشِس رُزا از کجا میدونست؟

09:13.070 --> 09:15.190
‫آمم... آقای آلن؟

09:15.680 --> 09:18.300
‫ممنون که بهم گفتیشون.

09:18.300 --> 09:21.540
‫به عنوان تشکر، میخوام چیزی بهت 
‫نشون بدم که به هیچکس دیگه‌ای نشون ندادم.

09:21.540 --> 09:22.700
‫یعنی یه مکان مخفی؟

09:23.250 --> 09:24.870
‫توی راه بهت نشون میدم.

09:25.270 --> 09:28.960
‫ببخشید، آقای آلن، ما داریم کجا میریم؟

09:28.960 --> 09:32.190
‫میشه کلاهتو برداری و چشماتم
‫ببندی؟

09:32.190 --> 09:33.420
‫چـ-چی؟

09:33.420 --> 09:36.260
‫یعـ-یعنی، میگم، آممم...

09:36.790 --> 09:37.930
‫لطفا.

09:37.930 --> 09:40.600
‫عه، اممم، باشه.

09:47.100 --> 09:49.390
‫خب، بزن بریم.

09:49.670 --> 09:50.400
‫چی؟

09:51.230 --> 09:53.240
‫چـ-چیـ-چی...

09:53.240 --> 09:58.930
‫وایــــــــــــــی!

10:01.120 --> 10:02.750
‫آ-آقای آلن!

10:02.750 --> 10:04.340
‫الان میتونی باز کنی.

10:04.340 --> 10:06.040
‫با-باشه.

10:14.960 --> 10:17.530
‫خیلی... خیلی زیباست.

10:17.530 --> 10:18.880
‫عجب منظره قشنگی.

10:19.280 --> 10:20.790
‫"شب هایی که نمیتونی بخوابی

10:20.790 --> 10:24.750
‫اینگونه به ماه و ستاره ها خیره شو
‫بدون هیچ صدایی.

10:24.750 --> 10:27.810
‫اگه اینکارو کنی عناصر راه رو بهت
‫نشون خواهند داد."

10:27.810 --> 10:30.290
‫" چیزی برای ترس وجود نداره "

10:36.740 --> 10:39.420
‫ چیزی برای ترسیدن وجود نداره، استلا.

10:41.400 --> 10:45.840
‫اینو از کتاب تصویری که مادرم برام
‫خوندش یادمه.

10:45.840 --> 10:51.280
‫فکر کنم راجب این بودش که یه
‫راهبه راه خودشو گم کرد و یه جادوگر کمکش کرد دوباره پیداش کنه.

10:51.280 --> 10:53.120
‫همیشه این جمله رو به یاد میارم.

10:53.120 --> 10:57.300
‫و وقتی هم که احساس خوبی ندارم، همیشه میام
‫اینجا و به ماه و ستاره ها نگاه میکنم.

10:57.300 --> 10:59.500
‫نا گفته نماند که هنوز هیچ عنصری ندیدم.

10:59.500 --> 11:01.430
‫همیشه تنهایی میای؟

11:01.950 --> 11:05.120
‫حتی با بانو لیدیا یا کارن...
‫یا تینا و دوستاش؟

11:05.120 --> 11:06.510
‫هیچکدومشون نمیدونن.

11:06.510 --> 11:08.300
‫تو اولین نفر هستی که نشونش دادم.

11:08.830 --> 11:11.020
‫واقعا جدی میگی؟

11:11.380 --> 11:15.700
‫من یه شهرت متورم به عنوان
‫" مغز متفکر بانوی شمشیر" دارم.

11:15.700 --> 11:18.190
‫ولی من آدم مخصوصی نیستم.

11:18.190 --> 11:20.860
‫ولی دلم میخواد ببینم.

11:21.520 --> 11:23.640
‫ببینی؟ چیو ببینی؟

11:25.280 --> 11:30.460
‫من باور دارم که لیدیا و بقیه دخترا
‫میتونن یه توی آینده نه چندان دوری نشونی از خودشون برای دنیا بزارن.

11:31.070 --> 11:32.970
‫میخوام ببینم که انجامش میدن.

11:33.630 --> 11:38.550
‫برای این کار هم باید، حداقل قدرتی داشته
‫باشم تا بتونم کنارشون باشم و زنده بمونم.

11:38.550 --> 11:41.800
‫پس آهسته و پیوسته راهی میسازم.

11:44.540 --> 11:45.330
‫بفرما.

11:46.240 --> 11:48.580
‫پرنده هامو فرستادم تا بگیرنش.

11:48.580 --> 11:50.870
‫مگه نگفتی یاد بودی از مادرته؟

11:56.600 --> 11:57.790
‫آقای آلن.

11:57.790 --> 11:58.430
‫بله؟

11:58.430 --> 12:00.530
‫من فکرامو کردم.

12:01.030 --> 12:01.700
‫پس...

12:02.250 --> 12:03.110
‫پس...

12:03.110 --> 12:05.500
‫میشه بهم کمک کنین؟

12:06.920 --> 12:10.750
<i></i>‫اون خواهر تینائه و همینطور
‫بهترین دوست کارن.

12:11.470 --> 12:13.910
<i></i>‫اراده و شجاعت‌شو داره تا دوباره
‫بلند بشه و ادامه بده.

12:13.910 --> 12:16.020
<i></i>‫فقط یکمی به کمک نیاز داره.

12:16.710 --> 12:20.340
‫حتما. بانو استلا هاوارد.

12:25.740 --> 12:28.430
‫میخوای با ما مبارزه کنی!؟

12:31.580 --> 12:32.560
‫بلی.

12:32.940 --> 12:35.200
‫از اینکه نگرانتون کردم متاسفم.

12:35.200 --> 12:36.860
‫ولی من تصمیمم رو گرفتم.

12:37.350 --> 12:39.450
‫با شرایط فعلی نمیتونم ادامه بدم.

12:39.450 --> 12:42.790
‫لطفا با طلسم و فولاد به چالش من پاسخ دهید.

12:43.280 --> 12:48.130
‫ا-اما خیلی یهوییه. منظورم اینه که یه
‫مبارزه برای تعیین دوشس آینده خاندان هاوارد؟

12:48.130 --> 12:49.850
‫من نمیخوام مبارزه کنم.

12:49.850 --> 12:53.210
‫و تو هم قراره کنار بکشی و منو رئیس
‫شورا کنی؟ مسخره‌ست.

12:53.520 --> 12:57.380
‫اینطوری هیچ شانسی برای برنده شدن نداری.

12:57.380 --> 13:01.000
‫برای همینه که منو بانو استلا قراره هم تیمی 
‫هم دیگه باشیم.

13:01.000 --> 13:01.660
‫ها؟

13:02.180 --> 13:03.220
‫داداش!

13:03.700 --> 13:06.380
‫اینطوری عادلانه تره
‫دو در مقابل سه.

13:06.830 --> 13:08.660
‫ولی نه الان.

13:08.660 --> 13:12.080
‫من قصد دارم که برای دو هفته
‫بهش تمرین بدم.

13:12.080 --> 13:15.060
‫همزمان معلم ما هم میمونی؟

13:15.060 --> 13:18.200
‫خیر، اما براتون به اندازه دو هفته
‫تمرین و مشق آماده کردم.

13:18.200 --> 13:21.480
‫بهتون جزوه هم میدم تا بتونید خودتون 
‫بخونید. برای همین تمریناتون با کارن‌ئه.

13:21.480 --> 13:24.130
‫د-داداشی پس من چی؟

13:24.130 --> 13:26.540
‫وقتی همه این قضایا تموم شد میتونی
‫فقط یه چیزو ازم بخوای تا من انجام بدم.

13:27.140 --> 13:28.780
‫خـ-خب اگه اینطوری باشه...

13:28.780 --> 13:29.700
‫استلا.

13:29.700 --> 13:31.930
‫فکر کردی میتونی منو شکست بدی؟

13:31.930 --> 13:34.200
‫عـ-عه، کارن!

13:35.460 --> 13:37.660
‫پس هدفت از این مسخره‌ بازیا چیه؟

13:37.660 --> 13:39.970
‫ما نمیدونیم کی قراره ببره، نه تا وقتی که
‫مبارزه نکردیم.

13:41.190 --> 13:44.550
‫حتی منم غروری دارم، کارن.

13:46.040 --> 13:49.180
‫من حتی خواب وارث شدن رو نمیدیدم.

13:49.180 --> 13:49.940
‫تینا.

13:50.860 --> 13:53.580
‫چهار خاندان دوک، پایه و ستون این
‫قلمرو هستن.

13:53.580 --> 13:56.400
‫کسایی که توی اون خانواده ها 
‫متولد میشن وظیفه‌ای خواهند داشت.

13:56.400 --> 13:58.690
‫بهترین ما، لیاقت رهبر بودن رو داره.

13:59.250 --> 14:01.710
‫اما... من قرار نیست ببازم.

14:04.390 --> 14:06.530
‫بانو استلا...

14:07.100 --> 14:08.120
‫الی.

14:08.120 --> 14:10.950
‫میدونستی من بهت حسودی میکردم؟

14:11.520 --> 14:14.800
‫تو قبلا گریه ای و آدم حواس پرتی بودی.

14:14.800 --> 14:17.930
‫اما الان یه جادوگر و مبارز خیلی خوبی
‫هستی حتی بهتر از من.

14:17.930 --> 14:19.950
‫با اینحال، قرار نیست کم بیارم.

14:21.330 --> 14:24.380
‫دادن دو هفته از وقت آلن به استلا
‫چیز آسونی نیست برای هضم کردن...

14:26.090 --> 14:29.040
‫ولی اگه خوشحالش میکنه، چرا که نه.

14:30.390 --> 14:31.370
‫لیدیا!

14:31.370 --> 14:32.510
‫صداتونو بیارید پایین.

14:32.990 --> 14:34.810
‫نکنه ترسیدین که میبازین؟

14:36.560 --> 14:37.920
‫من میبرم.

14:37.920 --> 14:38.980
‫تینا، اِلی.

14:39.650 --> 14:42.400
‫خواهر بزرگ شما تصمیم خودشو گرفته.

14:42.710 --> 14:45.820
‫میشه شما هم بلند بشید و با شجاعت
‫مبارزه کنید؟

14:47.440 --> 14:48.740
‫بسیارخب.

14:49.540 --> 14:51.410
‫ازتون ممنونم.

14:51.800 --> 14:53.690
‫ما دو هفته دیگه مبارزه میکنیم.

14:53.690 --> 14:55.830
‫مکان مبارزه هم بعدا بهتون میگم.

14:58.230 --> 15:00.270
‫اینم از زمین تمرین.

15:00.270 --> 15:02.090
‫هرجور که دوست دارید ازش استفاده کنید.

15:02.090 --> 15:03.920
‫یکی طلبت، گیل.

15:03.920 --> 15:07.660
‫عجیبه، یه مبارزه برای تعیین وارث؟

15:08.320 --> 15:10.550
‫عــه، اشتباه برداشت نکن! منو تحت تاثیر
‫قرار دادی.

15:11.050 --> 15:13.830
‫من به شخصه عمرا همچین کاری کنم.

15:13.830 --> 15:16.470
‫من چیزای لازم و شرایطش رو برای
‫رهبری خاندان خودمو ندارم.

15:16.940 --> 15:19.750
‫موفق باشین، من ازتون حمایت میکنم.

15:19.750 --> 15:22.350
‫ازتون خیلی ممنونم، ارباب گیل.

15:25.340 --> 15:27.320
‫من از این دایره خارج نمیشم.

15:28.270 --> 15:31.400
‫اگه بتونی چیزی هم داخل این دایره بندازی
‫تو میبری.

15:31.400 --> 15:32.740
‫من قرار نیست تسلیم بشم.

15:33.200 --> 15:34.520
‫منم ازت نمیخوام که بشی.

15:34.520 --> 15:36.740
‫خب، حالا بهترین کاراتو نشونم بده!

15:54.000 --> 15:56.050
‫تـ-تو خنثی‌شون کردی؟

15:56.400 --> 15:59.060
‫هیچوقت به حریفت فضای آزاد نده.

16:11.780 --> 16:12.900
<i></i>‫نور؟

16:25.580 --> 16:28.510
‫حتی وِرد های ابتدایی هم یه خاصیت هایی دارن.

16:28.510 --> 16:30.170
‫شکست رو میپذیری؟

16:30.170 --> 16:31.300
‫معلومه که نه!

16:31.820 --> 16:33.430
‫تازه شروع کردم!

16:37.060 --> 16:38.510
‫چای گیاهی، بانوی من.

16:39.040 --> 16:40.940
‫ممنونم، الی.

16:42.360 --> 16:45.190
‫من چیزی متوجه نشدم.

16:45.890 --> 16:49.360
‫فکرشو نمیکردم استلا انقدر ناامید باشه.

16:49.760 --> 16:51.200
‫منم همینطور.

16:51.780 --> 16:56.530
‫ولی من شاید بدونم که بانو استلا چه حسی داره.

16:56.830 --> 17:01.040
‫قبل از اینکه با استاد آلن آشنا بشم
‫هیچ اعتماد به نفسی نداشتم.

17:01.500 --> 17:06.800
‫بعضی وقتا هم کنار میکشیدم چون خودمو با شما یا 
‫پدربزرگ و مامان‌بزرگم مقایسه میکردم.

17:07.300 --> 17:08.290
‫الی...

17:08.910 --> 17:15.970
‫وقتی که از استاد آلن خواستم تا تو کلاس ها شرکت
‫کنم، فکر میکردم قراره از شدت استرس بمیرم.

17:16.670 --> 17:18.890
‫مطمئنم بانو استلا هم همینطوره.

17:19.210 --> 17:22.810
‫من میخوام این مبارزه رو جوری جدی بگیرم که
‫ایشون گرفته.

17:25.570 --> 17:26.170
‫درسته.

17:27.020 --> 17:28.810
‫حق با توئه، الی.

17:28.810 --> 17:31.670
‫بیا تمام تلاشمونو بکنیم.

17:31.670 --> 17:32.460
‫اطاعت!

17:51.040 --> 17:54.630
<i></i>‫وِرد های بانو استلا رده هایی از
‫مانای نور داره.

17:55.130 --> 17:57.430
<i></i>‫انگار که خودش متوجه این نیست.

17:57.430 --> 18:00.560
<i></i>‫اما وجود نور، استقامت رو تقویت میکنه،

18:00.560 --> 18:02.810
<i></i>‫و سرعت مصرف مانا هم کاهش میده.

18:03.330 --> 18:06.230
<i></i>‫اگه بتونه به خوبی ازش استفاده که
‫ممکنه یه شانسی داشته باشه، ولی...

18:07.320 --> 18:08.730
‫میرم سر اصل مطلب.

18:09.120 --> 18:12.380
‫با وضعی که الان پیش میریم
‫هفته دیگه میبازی.

18:12.380 --> 18:13.920
‫خودتم میدونی، مگه نه؟

18:14.380 --> 18:15.110
‫میدونم.

18:15.570 --> 18:18.280
‫فکر نکنم بتونیم فرمول وِرد هاتو به موقع
‫تقویت کنیم.

18:18.590 --> 18:20.940
‫سعی کن از فرمول های استانداردت 
‫توی مبارزه استفاده کنی.

18:20.940 --> 18:28.240
‫و-ولی بهتر نیستش که از فرمولی که شما ساختین
‫استفاده کنم؟ مثل تینا و الی که استفاده میکنن.

18:28.240 --> 18:31.610
‫اونا هنوز جادو یاد نگرفته بودن،

18:31.610 --> 18:34.130
‫برای همینه که تونستن سریع تغییر کنن.

18:34.580 --> 18:36.050
‫از راه و روش های دیگه جبران میکنیم.

18:36.500 --> 18:37.720
‫راه و روش های دیگه؟

18:37.720 --> 18:38.720
‫درسته.

18:41.980 --> 18:43.760
‫تینا معمولا توی مسافت های طولانی خوبه،

18:43.760 --> 18:46.380
‫الی هم حد متوسطه ولی به خوب میتونه
‫از نزدیک هم مبارزه کنه.

18:46.380 --> 18:48.560
‫و کارن هم میتونه توی هر مسافتی
‫مبارزه کنه.

18:50.980 --> 18:53.940
‫باید بی عیب و نقص کارو در بیاریم.

18:53.940 --> 18:56.900
‫و تو هم توی استفاده از چندین وِرد
‫همزمان خیلی ماهری.

18:57.290 --> 19:00.370
‫من فقط اشتباه نمیکنم، همین.

19:00.370 --> 19:02.940
‫نه، اول بهتره بری سراغ تینا.

19:03.710 --> 19:06.490
‫یادت رفته مه خواهرم میتونه از جادوی عالی‌رتبه استفاده کنه؟

19:06.490 --> 19:11.110
‫مشکلی نیست، قبل از اینکه ازش استفاده 
‫کنه سریع میری سراغش.

19:11.110 --> 19:14.420
‫و تازه میتونی بمباران وِرد های دیگه‌اش هم
‫بشکونی، اگه بری تو حالت دفاعی.

19:14.920 --> 19:16.450
‫میتونی الی هم شکست بدی.

19:16.450 --> 19:19.970
‫فقط فاصله تو باهاش حفظ کن و بزار اون
‫با جادو باهات مبارزه کنه.

19:20.820 --> 19:22.590
‫میمونه کارن.

19:24.760 --> 19:27.170
‫با یه کار هم تیمی میتونیم شکستش بدیم.

19:27.170 --> 19:30.260
‫تو دو به سه مبارزه میکنی
‫نه یک به سه.

19:30.260 --> 19:32.690
‫و-ولی من باید مبارزه های خودمو انجام بدم.

19:30.260 --> 19:32.690
‫( منظورش اینه که به کمک نیاز نداره. )

19:32.690 --> 19:36.610
‫نباید همه کاراتو خودت تنهایی انجام بدی
‫بعضی اوقات کمک گرفتن جواب مشکله.

19:36.610 --> 19:39.760
‫من خودم به شخصه نمیدونم اگه کمک
‫دیگران نبود الان کجا بودم و چیکار میکردم.

19:43.100 --> 19:46.080
‫میتونم روی شما حساب کنم؟

19:46.080 --> 19:47.450
‫چرا که نه.

19:48.120 --> 19:50.900
‫ولی همچی رو نسپر به من.

19:50.900 --> 19:53.440
‫اگه از بقیه دختران دوک‌ها تقلید میکردی،

19:53.440 --> 19:57.270
‫و همچی رو ول میکردی بجز جنگیدن که اونم 
‫به من بسپاری،

19:57.270 --> 19:59.050
‫میترسم که به گریه‌ بیفتم.

20:00.850 --> 20:03.620
‫ فکر نمی‌کنم بد باشه که تو رو به گریه بندازم.

20:08.880 --> 20:10.860
‫من تمام تلاشمو میکنم.

20:11.260 --> 20:15.200
‫وقتی همه این قضایا تموم شد
‫میشه یه کاری برام انجام بدین؟

20:15.200 --> 20:16.570
‫یه کار؟

20:16.570 --> 20:21.860
‫بله، اگه قبول کنین میتونم
‫خیلی بهتر مبارزه کنم.

20:22.980 --> 20:24.410
‫میشه؟

20:25.900 --> 20:27.600
‫اگه برنده شدیم، هرچی خواستی بپرس.

20:27.600 --> 20:29.830
‫ولی لطفا، منطقی باشه.

20:33.100 --> 20:35.290
‫دو هفته واقعا زمان زیادیه.

20:35.290 --> 20:38.340
‫فقط یک روز دیگه بانوان.

20:41.710 --> 20:43.380
‫حالا، اِلی.

20:50.040 --> 20:51.520
‫عالی بود.

20:51.840 --> 20:55.680
‫نمیدونم داداشم قراره از چه ترفند هایی
‫استفاده کنه.

20:55.680 --> 20:57.360
‫ولی ما به هر قیمتی که شده میبریم!

20:57.810 --> 20:58.760
‫صد در صد!

21:05.850 --> 21:07.560
‫بیا همینجا تمومش کنیم.

21:07.560 --> 21:09.780
‫من... من میتونم ادامه بدم.

21:10.570 --> 21:14.960
‫نه. برو خونه و یه خواب درست و حسابی برای
‫فردا داشته باش.

21:15.240 --> 21:16.570
‫و-ولی من که نمیتونم....!

21:16.570 --> 21:17.880
‫نگران نباش.

21:20.810 --> 21:22.140
‫تو تونستی.

21:30.630 --> 21:31.850
‫بانو استلا؟

21:32.420 --> 21:34.180
‫بدون هیچ عنوانی.

21:35.620 --> 21:37.020
‫دو هفته‌ی کامل.

21:38.540 --> 21:42.980
‫من بالاخره. من بالاخره تونستم
‫به اون دایره نفوذ کنم.

21:47.690 --> 21:50.060
‫بیا برنده بشیم، استلا.

21:52.800 --> 21:53.660
‫آره، بیا ببریم!

22:10.720 --> 22:13.680
‫:Translator
 Final Quality Control:

22:10.720 --> 22:13.680
‫TenchiYami 
‫TenchiYami 
‫
