WEBVTT

00:00.690 --> 00:03.640
ریو، ممنون می‌شم اگه تو یه کاری کمکم کنی.

00:04.060 --> 00:06.980
یهو خیلی رسمی حرف می‌زنی.

00:06.980 --> 00:11.260
زادگاهم، دهکده‌ی آبَلی، یه درخواست شکار داده.

00:11.610 --> 00:15.110
می‌خواستم قبولش کنم، ولی رتبه‌اش برای Dـیه.

00:15.420 --> 00:19.800
من و نیلز به خاطر کمک به «جزر و مد بزرگ» به رده‌ی E ارتقا پیدا کردیم،

00:19.800 --> 00:21.790
ولی هنوز کافی نیست.

00:22.020 --> 00:24.360
آها. واسه همین اومدی سراغ من.

00:24.360 --> 00:27.750
خواهش می‌کنم! یه گروه موقت تشکیل بده تا بتونیم این کارو بکنیم!

00:27.750 --> 00:32.130
اگه درست یادم باشه، شکار گابلین و اسکلته.

00:32.420 --> 00:33.590
اسکلت؟

00:33.930 --> 00:36.000
یه جور گروه عجیب غریبه.

00:36.000 --> 00:39.470
اونا معمولاً تو یه محیط زندگی نمی‌کنن.

00:41.300 --> 00:43.560
ریو؟ مشکلی هست؟

00:43.780 --> 00:47.730
<i>بالاخره، دشمن فانتزی کلیشه‌ای که فقط گابلین‌ها رقیبشن...</i>

00:47.730 --> 00:50.020
<i>یه رویارویی با چند تا اسکلت!</i>

00:52.130 --> 00:53.290
بریم که انجامش بدیم.

00:56.790 --> 01:20.790
دنیای انیمه تقدیم می کند{ol;h;sl;be10t;دنیای انیمه تقدیم می کند}

00:56.790 --> 01:20.790
مترجم: SorenA{ol;h;sl;be15sl;pos(964,104)sl;3c&H060BBD&t;مترجم: h;sl;fs60sl;fnBread Saucesl;3c&HD530F3&t;SorenA}

00:56.790 --> 01:20.790
زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه awsub@{ol;h;sl;be15sl;pos(960,196)sl;3c&H692D6F&t;زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه h;sl;fnA nicsl;3c&HE7C62E&t;awsub@}

02:24.610 --> 02:29.870
می‌دونی این درخواست از کایْلَدی اومده؟

02:29.870 --> 02:34.840
بله. و به لونه فرستاده شده چون هیچ‌کس نتونست کاملش کنه.

02:35.120 --> 02:39.960
درسته. راستش، کایْلَدی دو بار ماجراجوها رو برای این کار فرستاد.

02:39.960 --> 02:43.430
گروه اول Eـرتبه بود و گروه دوم Dـرتبه.

02:43.700 --> 02:46.670
یعنی یه گروه Dـرتبه قبلاً شکست خورده؟

02:46.670 --> 02:51.020
تو شکار گابلین و اسکلت؟ تصورش یه کم سخته.

02:51.250 --> 02:52.850
قضیه اینه که...

02:52.850 --> 02:55.390
بر اساس گزارش گروه Dـرتبه،

02:55.390 --> 02:58.500
مشکل این بود که «نتونستن همکاری روستا رو به دست بیارن»،

02:58.500 --> 03:01.200
جوری که شهر بهشون پشت کرد.

03:02.150 --> 03:05.520
شاید با غریبه‌ها بدن؟

03:05.520 --> 03:08.380
نه، روستا هیچ‌وقت این‌جوری نبوده.

03:08.380 --> 03:10.790
یعنی، نمی‌گم خیلی صمیمی‌ان، ولی خب...

03:10.790 --> 03:14.350
خب، هر چیزی بیشتر از این حدس و گمان بر اساس گزارشه.

03:14.700 --> 03:18.760
پس یه جورایی خوشحالم که تو و دوستات کار رو قبول کردین، نیلز.

03:19.230 --> 03:21.700
خودم مال یه روستای کوچیکم، واسه همین می‌دونم چطوره.

03:22.370 --> 03:28.340
فقط مواظب باشین. اعضای اون گروه Eـرتبه‌ی اول با زخم‌های بدی برگشتن.

03:28.750 --> 03:32.600
ظاهراً با بیش از سی تا اسکلت روبرو شدن.

03:32.600 --> 03:36.500
البته، با کشیشی مثل اِتو، تا وقتی بی‌دقت نباشین مشکلی پیش نمیاد.

03:38.230 --> 03:41.020
تازه ریو هم باهاتونه.

03:41.020 --> 03:44.320
هنوز چند روزی تا کار اسکورتِت به وایتْ‌نَش مونده.

03:44.620 --> 03:47.910
مطمئن شو هیچ‌کس آسیب نمی‌بینه، باشه؟

03:47.910 --> 03:50.540
تمام تلاشمو می‌کنم.

04:17.530 --> 04:19.490
اصلاً سفر طولانی‌ای نبود.

04:20.480 --> 04:23.580
فکر کنم ما سریع‌تر از بقیه حرکت می‌کنیم.

04:23.580 --> 04:26.400
معمولاً از کایْلَدی یه روز تمام پیاده‌رویِ.

04:26.400 --> 04:31.040
این نشانه‌ی اینه که تمرین استقامت روزانه‌مون داره جواب میده؟

04:31.040 --> 04:34.310
شاید اون همه دویدن جهنمی بالاخره ارزشش رو داشت.

04:34.310 --> 04:35.410
نیلز، تویی؟

04:35.830 --> 04:38.050
هی، خیلی وقته ندیدمت!

04:38.050 --> 04:39.800
نیلز خوش اومدی خونه!

04:40.090 --> 04:41.770
هی! من برگشتم!

04:42.130 --> 04:46.580
فکر کنم به خاطر اینکه دشمن عمومی شدی یا چیزی، از اینجا بیرونت نکردن.

04:46.580 --> 04:47.590
خیالم راحت شد.

04:47.590 --> 04:49.760
چی باعث شد فکر کنی من تبعید شدم؟

04:50.070 --> 04:55.240
خب، با یه نگاه بهت می‌فهمم تو همون شیطون بلای بچه محل‌ها بودی.

04:55.240 --> 04:59.920
با تیپ تو، اینکه از زادگاهت بیرونت کنن یه روال عادیه

04:59.920 --> 05:01.860
و سر از ماجراجویی دربیاری.

05:01.860 --> 05:04.180
خیلی مطمئن به نظر می‌رسی.

05:04.180 --> 05:07.430
شاید می‌شناسه کسی که این اتفاق براش افتاده.

05:07.750 --> 05:11.830
خـ... خب، نمی‌تونم انکار کنم که یه جورایی وروجک بودم...

05:11.830 --> 05:15.620
به هر حال، بریم با شهردار و بزرگِ دهکده حرف بزنیم ببینیم چه خبره.

05:18.550 --> 05:20.160
بولان؟ اینجایی؟

05:20.160 --> 05:21.880
سلام. این کیه؟

05:21.880 --> 05:26.430
صبر کن، نیلز؟ واقعاً تویی؟!

05:30.310 --> 05:31.850
ببین چقدر بزرگ شدی!

05:31.850 --> 05:36.710
شوخی می‌کنی. فقط یه ساله که از شهر رفتم.

05:36.710 --> 05:40.490
هرچی باشه، یه چیز تأثیرگذاری تو وجودت هست.

05:40.490 --> 05:43.900
مخصوصاً در مقایسه با اون شیطون بلایی که وقتی از پیش ما رفتی بودی.

05:44.900 --> 05:47.870
نمی‌خوام اینو از تو بشنوم، بولان!

05:48.700 --> 05:50.540
و این سه نفر کی باشن؟

05:50.540 --> 05:52.530
اعضای گروهم.

05:52.830 --> 05:55.630
اِتو و آمون رو ملاقات کنین، و اون هم ریوئه.

05:55.630 --> 05:57.500
از آشناییتون خوشبختم.

05:57.500 --> 06:01.830
آره، باعث افتخاره! من شهردار روستا، بولان هستم.

06:03.660 --> 06:07.500
حالا می‌فهمم. شما اومدین تا اون درخواست رو قبول کنین.

06:08.050 --> 06:12.090
اعتراف می‌کنم که این ممکنه بهتر از کسایی باشه که با رسوم ما آشنا نیستن.

06:13.230 --> 06:18.810
بولان، گروه دوم ماجراجوها گفتن که شهر همکاری نمی‌کنه.

06:18.810 --> 06:19.900
اون قضیه چی بود؟

06:19.900 --> 06:24.530
خب، برای شروع...

06:25.050 --> 06:27.590
همه چیز از وقتی شروع شد که اسکلت‌ها رو دیدیم.

06:27.590 --> 06:31.530
اونا تو جنگل‌های شرقی پیدا می‌شدن، و خیلی زود، همیشه اونجا بودن.

06:32.020 --> 06:36.630
گابلین‌ها یه کم بعد اومدن. من اونا رو تو بخش جنوبی جنگل دیدم.

06:37.000 --> 06:42.510
پس ما یه درخواست برای شکار هر دوشون دادیم، اما اون گروه اول...

06:42.510 --> 06:45.960
اونا... مبارزه رو جایی بردن که نباید می‌بردن.

06:45.960 --> 06:49.820
خیلی تو جنگل‌های شرقی پیش رفتن؟

06:49.820 --> 06:53.490
دقیقاً. اونا اونجا، تو اعماق جنگل، خون ریختن.

06:53.860 --> 06:56.050
واسه همینه که وقتی گروه دوم اومدن،

06:56.050 --> 06:58.480
روستایی‌ها آماده بودن تا اونا رو بیرون کنن.

06:58.900 --> 07:01.330
واسه اونا یه نبرد مرگ و زندگی بود،

07:01.330 --> 07:05.410
پس احتمالاً اینکه ازشون بخوایم حواسشون به جای مبارزه باشه، خیلی زیاد بود.

07:05.780 --> 07:12.950
ولی به مردم این روستا برای نسل‌ها گفته شده که از اونجا دوری کنن.

07:13.310 --> 07:18.750
خب، می‌تونم برخورد سرد رو بعد از اینکه اونجا با خون آلوده شد، درک کنم...

07:19.310 --> 07:21.670
ببخشید. فکر کنم شما متوجه نمی‌شین.

07:22.150 --> 07:25.670
فرض می‌کنم یه رسم محلیه؟

07:25.670 --> 07:27.540
یه همچین چیزی.

07:27.540 --> 07:31.060
ولی به رازهای روستا هم مربوط میشه.

07:31.060 --> 07:34.430
بدون تأیید بزرگِ دهکده و شورا نمی‌تونم بهتون توضیح بدم.

07:35.010 --> 07:36.780
پس لطفاً صبور باشین.

07:38.620 --> 07:42.060
پس داری میگی، نیلوی، وقتی هجده ساله شدی،

07:42.060 --> 07:47.690
نیلز خونه رو به تو واگذار کرد تا بتونه بره و ماجراجو بشه؟

07:47.940 --> 07:52.030
درسته. داداشم هیچ‌وقت واقعاً به کشاورزی اهمیتی نمی‌داد،

07:52.030 --> 07:56.300
پس همیشه می‌خواست به محض اینکه به سن قانونی رسید، از اینجا بره.

07:56.660 --> 07:59.830
ولی پدر و مادرم قبل از اینکه فرصت پیدا کنه، فوت کردن...

08:00.130 --> 08:03.050
و اون موند تا تو رو بزرگ کنه.

08:03.050 --> 08:04.790
این کار شبیه خودشه.

08:04.790 --> 08:07.230
با اینکه اینجوری رفتار می‌کنه، واقعاً دلسوزه.

08:07.230 --> 08:10.260
همیشه حواسش بهم هست.

08:10.520 --> 08:13.900
خیلی خوشحالم که با آدمایی که بهشون اعتماد داره برگشته.

08:14.230 --> 08:19.170
شک دارم کسی به اینکه شما شکار رو انجام بدین، اعتراض کنه.

08:20.210 --> 08:24.600
گروه قبلی به سنت‌های ما بی‌احترامی کردن و به زور وارد جنگل شدن.

08:24.860 --> 08:26.520
آره، ما هم همین فکر رو می‌کردیم.

08:26.520 --> 08:29.570
این توضیح میده که چرا هیچ‌کس نمی‌خواست بهشون کمک کنه.

08:30.060 --> 08:31.830
هی، برگشتم.

08:31.830 --> 08:35.020
خوش برگشتی. شورا چی گفت؟

08:35.020 --> 08:38.580
خب، خلاصه بگم، برای شکار تأییدیه گرفتیم.

08:39.060 --> 08:42.910
فکر کنم فردا روزش بریم سراغ گابلین‌ها.

08:43.500 --> 08:46.700
بعدش نوبت اسکلت‌هاست.

08:47.110 --> 08:49.330
اجازه گرفتم اینو باهاتون در میون بذارم،

08:49.790 --> 08:53.330
ولی باید در موردش ساکت بمونید. فهمیدین؟

08:55.740 --> 08:58.730
این روستا دو تا چیز خاص داره.

08:59.220 --> 09:04.430
اولیش موجود نگهبان ماست که تو جنگل‌های شرقی زندگی می‌کنه.

09:04.850 --> 09:06.400
موجود نگهبانِ شما؟

09:06.400 --> 09:11.480
شنیده بودم بعضی روستاها دارن. نمی‌دونستم اینم یکیشونه.

09:11.740 --> 09:14.930
<i>یه موجود نگهبان؟ حالا </i>این<i> دیگه فانتزیه!</i>

09:15.250 --> 09:18.510
خب، فقط شهردار و بزرگِ دهکده باهاش ملاقات می‌کنن،

09:18.510 --> 09:20.660
پس اینجوری نیست که من خودم دیده باشمش.

09:21.020 --> 09:28.190
<i>شرط می‌بندم که توسط یه خدای شیطانی یا یه همچین چیزی تسخیر میشه و آخرش بهمون حمله می‌کنه!</i>

09:21.380 --> 09:26.160
اونا امروز رفتن تا وضعیت رو توضیح بدن.

09:28.190 --> 09:29.130
<i>و بعد—</i>

09:28.540 --> 09:29.130
ریو.

09:30.510 --> 09:33.470
میگم، دوباره داری به چیزای عجیب فکر می‌کنی؟

09:33.470 --> 09:36.440
مـ... من اصلاً همچین فکری نمی‌کنم!

09:36.440 --> 09:40.610
مـ... مهم‌تر اینکه، اون چیز خاص دیگه‌ای که می‌خواستی بگی چی بود؟

09:40.610 --> 09:42.160
آره، جونه خودت.

09:42.160 --> 09:43.930
خب، چیز دیگه زیارتگاهه.

09:43.930 --> 09:45.310
زیارتگاه؟

09:45.310 --> 09:49.400
آره. بزرگِ دهکده گفت خودش براتون در موردش میگه.

09:49.780 --> 09:52.070
خیلی متأسفم، ولی باید تا فردا صبر کنین.

09:55.290 --> 09:58.090
اینجا منطقه‌ایه که من گابلین‌ها رو دیدم.

09:58.460 --> 10:01.100
بچه‌ها معمولاً اینجا بازی می‌کنن.

10:01.100 --> 10:03.580
فعلاً بهشون هشدار داده شده که دور بشن.

10:03.580 --> 10:07.510
ولی همیشه بچه‌هایی هستن که قانون‌شکنی می‌کنن...

10:07.870 --> 10:10.040
من <i>می‌دونستم</i> تو همون بچه‌ای بودی، نیلز.

10:10.040 --> 10:12.550
بازم، چطور لعنتی می‌تونستی اینو «بدونی»؟!

10:12.550 --> 10:15.700
اینا همش ردپای گابلین‌هاست، نه؟

10:18.810 --> 10:23.250
ممکنه یه لانه‌ی گابلین... یا حتی یه سکونتگاه این اطراف باشه.

10:25.330 --> 10:26.510
چی شده، ریو؟

10:27.420 --> 10:31.860
بیش از ده تا گابلین دارن میان سمتمون. پنج دقیقه دیگه اینجا هستن.

10:31.860 --> 10:34.270
خیلی واضح می‌تونی این چیزا رو ببینی، آره؟

10:34.630 --> 10:37.820
به هر حال، همه‌شون رو جز یکی از بین ببریم.

10:37.820 --> 10:42.220
بعد دنبالش بریم به لانه و کار رو تموم کنیم، درسته؟

10:48.370 --> 10:50.080
بند یخ ۱۰.

10:58.380 --> 10:59.570
آمون، بریم!

10:59.570 --> 11:00.010
باشه!

11:09.140 --> 11:10.600
باشه، بریم دنبالش!

11:15.620 --> 11:17.530
فکر کنم رفت توی اون غار.

11:18.060 --> 11:20.140
اول اونایی که بیرون هستن رو سرویس کنیم.

11:25.910 --> 11:27.370
بند یخ ۶.

11:43.300 --> 11:47.260
یه چیز بزرگ داره میاد. آمون، حواست باشه!

11:49.500 --> 11:51.870
یه ژنرال گـ... گابلین؟!

11:52.690 --> 11:55.750
منظورت اوناییه که تو «جزر و مد بزرگ» بودن؟

11:58.230 --> 12:01.190
این خیلی بده. ما شانسی نداریم.

12:02.900 --> 12:04.280
بند یخ!

12:10.080 --> 12:13.290
نمی‌خوای کارشو تموم کنی، نیلز؟

12:13.290 --> 12:15.130
آ... اوه، آره.

12:19.550 --> 12:23.470
ژنـ... ژنـ... ژنرال، یه ژنرال گابلین!

12:23.470 --> 12:27.280
گابی گابی ژنرال، ژنرال گابلین!

12:24.770 --> 12:27.280
خوشحالم که بدون تلفات شکستش دادیم.

12:27.280 --> 12:29.890
سنگ جادوشم گرفتیم.

12:27.280 --> 12:31.170
ژنـ... ژنـ... ژنرال، یه ژنرال گابلین!

12:29.890 --> 12:31.890
آ... آره.

12:31.170 --> 12:34.850
گابی گابی ژنرال، ژنرال گابلین!

12:32.290 --> 12:34.850
نیلز، شما پسرا عالی هستین.

12:35.280 --> 12:39.420
همه‌مون ژنرال گابلین رو از پا درآوردیم!

12:44.380 --> 12:50.410
شنیدم گابلین‌ها رو شکست دادین. کارت عالی بود.

12:50.730 --> 12:53.820
اجازه بدین معرفیتون کنم. ایشون مشاور دهکده‌مون، ناسون ساما.

12:53.820 --> 12:55.350
ما بهش میگیم بزرگِ دهکده.

12:55.350 --> 13:00.630
واقعاً فکر می‌کنی بازدیدکننده‌هامون لازم دارن که بزرگِ دهکده رو براشون توضیح بدی، احمق؟

13:01.020 --> 13:03.100
باید ببخشیدش.

13:03.100 --> 13:08.680
بین بولان و نیلز، این روستا هیچ کمبودی از گستاخ نداره.

13:08.680 --> 13:10.180
به من چه اصلا!

13:10.180 --> 13:14.020
خب، می‌دونم که خسته هستین، ولی بیاین شروع کنیم.

13:15.230 --> 13:16.480
اون چی بود؟

13:16.480 --> 13:19.490
<i>اینم همون اتفاقیه که توش با موجود نگهبان روبرو میشیم!</i>

13:19.490 --> 13:23.330
<i>و ممکنه نفرین شده باشه، پس باید باهاش بجنگیم...</i>

13:23.330 --> 13:26.700
دوباره داری یه چیز ترسناک تصور می‌کنی؟

13:29.950 --> 13:32.140
بزرگِ دهکده... اِاِم، ناسون ساما.

13:32.140 --> 13:33.790
می‌تونی من رو بزرگِ دهکده خطاب کنی.

13:33.790 --> 13:37.890
تنها کسی که دیگه اسمم رو به کار میبره، موجود نگهبانه.

13:37.890 --> 13:39.170
در این صورت، بزرگِ دهکده...

13:39.170 --> 13:42.630
اون طلسم روی عصات نشان الهه‌ی مادر زمین نیست؟

13:42.630 --> 13:47.090
همینه. تو باید یه کشیش نور خوب و باسواد باشی.

13:47.090 --> 13:48.550
الهه‌ی مادر زمین؟

13:48.770 --> 13:53.270
الهه‌ی نور و الهه‌ی مادر زمین در اصل

13:53.270 --> 13:56.650
متعلق به پانتئون هفت‌گانه‌ بودن.

13:56.650 --> 14:00.540
اما با گذشت زمان، اوضاع عوض شد...

14:00.540 --> 14:06.170
حالا مردم فکر می‌کنن که معابد و کشیش‌ها همه الهه‌ی نور رو پرستش می‌کنن.

14:06.170 --> 14:08.990
شش خدای دیگه به فراموشی سپرده شدن.

14:09.300 --> 14:14.330
اما بزرگان این روستا برای نسل‌ها الهه‌ی مادر زمین رو پرستش کردن.

14:14.330 --> 14:17.130
اعتقاد مذهبی به چیزی غیر از نور...

14:17.130 --> 14:21.290
این یعنی شما نمی‌تونین از جادوی شفابخش عنصر نور استفاده کنین، بزرگِ دهکده؟

14:21.290 --> 14:23.970
من واقعاً می‌تونم از جادوی شفابخش استفاده کنم.

14:23.970 --> 14:28.120
با این حال، با چیزی که اونا تو معابد نور استفاده می‌کنن، فرق داره.

14:28.120 --> 14:30.940
شما ورد استفاده می‌کنین، نه؟

14:31.670 --> 14:33.240
بله، البته.

14:33.240 --> 14:36.810
اونایی که به الهه‌ی مادر زمین خدمت می‌کنن، نه.

14:36.810 --> 14:41.270
یا شاید بهتره بگم هیچ‌وقت واقعاً بهشون نیاز نداشتیم.

14:41.270 --> 14:42.520
ببخشید؟

14:42.740 --> 14:49.990
باعث میشه فکر کنم مردم از کِی شروع کردن به این فکر که همه جادوها به ورد نیاز دارن.

14:56.370 --> 14:59.160
اربابِ موجود نگهبان، منم، ناسُو.

14:59.480 --> 15:04.630
بولان و این چهار نفر رو آوردم اینجا تا درخواست شکار رو قبول کنن.

15:04.630 --> 15:07.880
<i>مبارزه‌ی بزرگ از راه رسید!</i>

15:09.820 --> 15:12.050
ممنون که اومدین.

15:12.620 --> 15:13.870
یه فنریر...

15:18.730 --> 15:22.940
<i>آلوده نشده! آخ، پس فکر کنم خبری از مبارزه نیست.</i>

15:23.370 --> 15:28.190
یه کشیش نور، دو تا شمشیرزن، و...

15:29.630 --> 15:32.510
اسم من اِنْکوسین (Nkuusin) هست.

15:32.510 --> 15:37.370
تو، جادوگر آب. چی صدات کنم؟

15:38.660 --> 15:39.830
اسمم ریوئه.

15:40.270 --> 15:43.540
موجود نگهبان اسمشو گفت؟

15:43.540 --> 15:47.300
این قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده بود!

15:47.810 --> 15:51.040
تلفظش برای آدما سخته.

15:51.040 --> 15:53.980
به همین خاطر هرگز بهش اشاره نکردم.

15:54.380 --> 15:58.140
اما این جادوگر... گفتی اسمت ریو بود؟

15:58.140 --> 16:00.770
بی‌ادبی بود اگه با تو در میون نمی‌ذاشتمش.

16:01.090 --> 16:02.230
اینجوری بود؟

16:02.230 --> 16:06.610
آره، واقعاً. من یه جورایی با جن و پری‌ها نسبت دارم.

16:06.610 --> 16:09.110
و برای یکی مثل من، تو...

16:09.110 --> 16:13.700
خب، همین که تو هستی خوشاینده.

16:13.700 --> 16:18.940
<i>سِرا یه همچین چیزی گفته بود. اینکه پادشاه پری‌ها باید ازم خوشش بیاد.</i>

16:18.940 --> 16:22.460
<i>یه ویژگی فیزیکیه که پری‌ها دوست دارن؟</i>

16:22.700 --> 16:27.500
بودنم خوشاینده... خب، ممنون که اینو میگی.

16:29.340 --> 16:31.940
من باید از تو تشکر کنم.

16:31.940 --> 16:35.660
بودن پیش تو باعث میشه حس کنم ممکنه هزار سال بیشتر زندگی کنم.

16:35.660 --> 16:39.700
فکر می‌کردم فقط چند دهه دیگه عمر کنم...

16:39.700 --> 16:42.890
مهمان فوق‌العاده‌ای آوردی، ناسُو.

16:42.890 --> 16:44.030
باورنکردنیه...

16:44.030 --> 16:46.600
تو واقعاً یه چیزی هستی، ریو.

16:46.600 --> 16:50.140
خب، در مورد شکارتون برای این مأموریت.

16:50.140 --> 16:52.490
حدود سی تا جلوی زیارتگاه هستن.

16:52.490 --> 16:55.370
یه دونه قوی هم داخل هست.

16:55.370 --> 16:58.580
من خودم اونو داخل زیارتگاه نگه داشته بودم.

16:58.580 --> 17:00.290
واقعاً؟

17:00.510 --> 17:01.560
همینطوره.

17:01.560 --> 17:05.160
قدرت زیارتگاه به تنهایی نمی‌تونه اونو مهار کنه.

17:05.160 --> 17:09.430
بعد از اینکه اون سی تا دیگه رو از بین بردین، آزادش می‌کنم.

17:10.190 --> 17:13.810
من بدین وسیله این ارواح ناپاک رو به آغوش الهی برمی‌گردونم.

17:13.810 --> 17:17.140
و دعا می‌کنم گناهانشون بخشیده بشه!

17:17.140 --> 17:18.630
بازگشت مردگان!

17:28.100 --> 17:29.970
باشه، بازش کنیم!

17:35.770 --> 17:37.990
یـ... یه اسکلت اعظم؟

17:40.770 --> 17:42.200
خلق یخ: چکش.

17:45.160 --> 17:49.710
وقتی از زیارتگاه اومد بیرون، نگهش می‌دارم. از اونا استفاده کنین تا ضعیفش کنین!

17:49.710 --> 17:50.960
فهمیدم!

17:50.960 --> 17:54.060
حالا نوبت اشاره دادن به موجود نگهبانه.

17:54.570 --> 17:55.590
گل یخی!

17:59.210 --> 18:01.260
چه زیبا.

18:04.430 --> 18:06.870
حالا، اعظم داره میاد!

18:09.520 --> 18:10.650
مسیر یخی!

18:13.190 --> 18:14.830
نیلز، آمون!

18:27.710 --> 18:29.170
لعنتی، خیلی جون‌سخته!

18:29.170 --> 18:31.670
ولی داریم بهش آسیب می‌زنیم، فقط کم‌کم!

18:32.390 --> 18:36.780
داری روی یه ورق یخ مخصوص وایستادی

18:36.780 --> 18:39.130
با یه دوز اضافه از مولکول‌های هیدروژن با پیوند دوگانه.

18:41.580 --> 18:42.990
خیلی لیزه.

18:43.470 --> 18:45.830
فکر کنم کارمون اینجا تمومه!

18:56.340 --> 18:57.850
بالاخره...

18:57.850 --> 18:59.820
خسته‌ام.

19:00.750 --> 19:03.780
من قبلاً هیچ‌وقت داخل زیارتگاه نبودم.

19:04.060 --> 19:07.750
پس این راز دیگه روستاست...

19:09.790 --> 19:11.490
یه قسمتش نیست.

19:12.100 --> 19:14.460
بزرگِ دهکده، اینجا چه خبره؟

19:14.830 --> 19:17.930
آخرین کشیش دهکده‌مون یه بار چیزی گفته بود...

19:17.930 --> 19:21.850
که یه جواهر درخشانی تو زیارتگاه بوده.

19:21.850 --> 19:27.490
اما یه روز، تاریک و ابری شد، و در نهایت کلاً شکست.

19:27.970 --> 19:31.500
بعدش هم چیزی که موجود نگهبان گفت...

19:31.500 --> 19:36.590
که غارش از جای دیگه یه جریان نیرو دریافت می‌کرده.

19:36.590 --> 19:40.690
که زیارتگاه احتمالاً منبعش بوده.

19:41.020 --> 19:46.180
بعدش هم این واقعیت ساده که ما چند بار تا حالا زیر حمله‌ی گابلین‌ها بودیم.

19:47.190 --> 19:50.330
<i>ممکنه پدر و مادر نیلز اینجوری مرده باشن؟</i>

19:51.310 --> 19:58.090
ما هرگز مخفی‌گاهشون رو پیدا نکردیم، با این حال شما چهار نفر تونستین اون غار رو پیدا کنین.

19:58.090 --> 20:03.510
دارم فکر می‌کنم که اونم از زیارتگاه نیرو دریافت می‌کرده.

20:03.510 --> 20:07.250
و غار رو قادر می‌کرده تا گابلین‌ها رو تولید کنه.

20:08.180 --> 20:12.420
من از جادو استفاده می‌کنم تا یه تپه‌ی مهر و موم‌کننده بسازم و غار رو ببندم.

20:12.420 --> 20:16.460
این باید جلوی اینو بگیره که نیرو اثر بیشتری داشته باشه.

20:25.820 --> 20:27.950
می‌دونی، تقریباً وقتشه.

20:27.950 --> 20:32.460
درست می‌گی. تقریباً سیصد روزه که ما به عنوان ماجراجو ثبت‌نام کردیم.

20:32.460 --> 20:37.500
آه، درسته. بعد از اون، دیگه نمی‌تونیم تو خوابگاه‌ها زندگی کنیم.

20:37.780 --> 20:39.590
هی، ریو، آمون.

20:39.590 --> 20:44.000
وقتی من و اِتو از اینجا بریم، باید یه جایی برای زندگی بخریم یا اجاره کنیم.

20:44.000 --> 20:47.230
داشتم فکر می‌کردم شما دو نفر دوست دارین به ما ملحق بشین؟

20:47.230 --> 20:49.430
چی؟ خیلی دوست دارم!

20:49.430 --> 20:51.080
واقعاً؟

20:51.080 --> 20:52.310
تو چی، ریو؟

20:52.560 --> 20:55.330
می‌تونم قبل از اینکه جواب بدم، کمی وقت داشته باشم؟

20:55.330 --> 20:57.730
چند تا چیز هست که باید در موردشون فکر کنم.

20:59.010 --> 21:00.110
تو از من می‌خوای...

21:00.550 --> 21:02.700
که جای تو رو پر کنم، رئیس انجمن؟

21:02.700 --> 21:05.360
آره. تو جشنواره‌ی بندر آزاد وایت‌نَش.

21:05.760 --> 21:11.090
معمولاً فِلْپس رو به عنوان نماینده‌ام می‌فرستادم، ولی اون سرش با وظایف دیگه گرمه.

21:11.090 --> 21:13.330
این یه بار لازم دارم که جای منو پر کنی.

21:14.090 --> 21:16.190
وایت‌نَش، آره؟

21:37.020 --> 21:38.190
احمق‌ها!

21:38.190 --> 21:41.100
فقط به خاطر اینکه فکر می‌کنین دعوا تموم شده، گاردتون رو ول نکنین!

21:41.100 --> 21:44.950
فرمانده حرف داره.
جمع شین، همه‌تون!

21:46.970 --> 21:49.860
تمریناتتون خوب بود، بچه‌ها.

21:49.860 --> 21:53.910
کاملاً معلومه که پیشرفت کردین،
حتی اگه هنوز اونقدری که باید باشین، نیستین.

21:54.290 --> 21:56.180
طبق دستورات اعلی‌حضرت امپراتوری،

21:56.180 --> 22:00.550
من و ستوان فردا به وایت‌نَش 
در پادشاهی نایتلی می‌ریم.

22:00.550 --> 22:02.380
ما دو ماه نیستیم.

22:02.680 --> 22:08.200
انتظار دارم وقتی برگشتم،
تو تمریناتتون پیشرفت بیشتری رو ببینم.

22:08.200 --> 22:09.220
همین.

22:15.750 --> 22:17.940
امروز زیادی ملایم بودی.

22:18.190 --> 22:22.650
وقتی گروه سوم کار مشابهی کرد،
تو به پاشون شلیک کردی.

22:22.870 --> 22:27.610
اینقدر مجبور شدن پیش درمانگرها بمونن
که از تمرین عقب افتادن.

22:27.860 --> 22:29.500
آره، حتماً.

22:29.500 --> 22:34.830
تازه، دیدن اون تیرهای آتشین از نزدیک،
برای اینکه هر کسی رو گوش به زنگ نگه داره، کافیه.

22:35.190 --> 22:39.850
لقبت به عنوان جادوگر آتشین،
کاملاً معلومه که الکی نیست.

22:35.810 --> 22:45.810
<b>ترجمه ای از گروه  انیمه ورلد
مترجم: SorenA
کانال تلگرام: SorenaSubs@</b>
