WEBVTT

00:15.580 --> 00:18.440
<b><i>اگه بعد این کار برگردم 
جنگل راندو،</i></b>

00:18.440 --> 00:21.170
<b><i>درست می‌رسم به برداشت برنج.</i></b>

00:30.790 --> 00:50.790
دنیای انیمه تقدیم می کند{ol;h;sl;be10t;دنیای انیمه تقدیم می کند}

00:30.790 --> 00:50.790
مترجم: SorenA{ol;h;sl;be15sl;pos(964,104)sl;3c&H060BBD&t;مترجم: h;sl;fs60sl;fnBread Saucesl;3c&HD530F3&t;SorenA}

00:30.790 --> 00:50.790
زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه awsub@{ol;h;sl;be15sl;pos(960,196)sl;3c&H692D6F&t;زیرنویس های بیشتر کانال تلگرامی دنیای انیمه h;sl;fnA nicsl;3c&HE7C62E&t;awsub@}

01:59.700 --> 02:04.480
شنیدم می‌ری ویتنش، 
ولی فکر نمی‌کردم همین مأموریت باشه.

02:04.480 --> 02:09.190
مطمئنی واقعاً می‌خوای 
اسم گروهتون «اتاق ۱۰» باشه؟

02:09.190 --> 02:13.570
آره! چه اسمی بهتر از این می‌تونه معرف ما باشه؟

02:16.810 --> 02:19.790
و این اولین مأموریت گروه اتاق ۱۰ خواهد بود.

02:20.200 --> 02:22.620
قبلاً کار اسکورت انجام ندادیم،

02:22.620 --> 02:25.370
ولی با ریو، 
مطمئنم از پس هر کاری برمیایم.

02:25.600 --> 02:29.340
خوشحالم که تو دوره‌ی مبتدی این جور چیزا رو 
پوشش دادن.

02:29.720 --> 02:35.140
حالا که فکر می‌کنم، از زمان رسیدن تا رفتن 
۹ روز وقت داریم، درسته؟

02:35.140 --> 02:37.050
این خیلی زیاده.

02:37.320 --> 02:39.740
چیه، نمی‌دونستی؟

02:39.740 --> 02:42.410
همه‌ش به خاطر هم‌زمان شدن با 
جشنواره‌ی بندر آزاد ویتنش بود،

02:42.410 --> 02:44.520
که هر پنج سال یه بار برگزار می‌شه.

02:44.520 --> 02:47.610
جشنواره؟! چه باحال!

02:47.850 --> 02:50.270
آره! بیاید همه‌مون نهایت استفاده رو ازش ببریم!

02:50.270 --> 02:52.320
کم کم باید راه بیافتیم.

03:11.090 --> 03:13.710
از همه‌ی شما به خاطر همراهی‌مون در این سفر طولانی 
تشکر می‌کنم.

03:13.710 --> 03:16.050
اینجا جاییه که 
در این مدت اقامت خواهیم داشت.

03:16.050 --> 03:19.530
ده روز دیگه صبح 
دوباره به سمت لونه حرکت می‌کنیم.

03:19.530 --> 03:21.760
تا اون موقع آزادید.

03:22.150 --> 03:24.810
هی، ریو، کلی غرفه‌ی غذا 
همین الانش برپا شده!

03:24.810 --> 03:25.730
بریم یه نگاهی بندازیم!

03:25.730 --> 03:28.230
فکر خوبیه. من الانم گرسنه‌ام.

03:28.230 --> 03:30.350
خب، پس مسابقه بدیم تا اونجا!

03:30.350 --> 03:31.280
تو نمی‌بری!

03:31.280 --> 03:32.980
هی! شما دو تا!

03:33.220 --> 03:34.700
یره یره!

03:40.470 --> 03:41.490
خوشمزه است!

03:41.750 --> 03:44.500
یه بشقاب کامل فیش اند چیپس!

03:44.890 --> 03:48.580
باورم نمی‌شه این ماهی شیطانی این‌قدر خوشمزه باشه!

03:48.890 --> 03:53.410
این کراکت‌ها توشون خرچنگ له شده دارن، 
خیلی هم خوبن!

03:53.410 --> 03:57.170
این مینی کراکن کبابی هم با این سس شیرینش 
واقعاً اعتیادآوره!

03:57.520 --> 04:00.870
هیچی به جشنواره‌ها نمی‌رسه!

04:10.550 --> 04:13.230
یه کالسکه از پادشاهی 
کوفاریس جلوتر از ما

04:13.230 --> 04:15.110
مثل اینکه با مدارکشون مشکل دارن.

04:15.110 --> 04:18.900
و در نتیجه ما هم تو صف گیر کردیم. 
البته کاری هم از دستمون برنمیاد.

04:19.630 --> 04:22.910
نظرت در مورد این 
گردش چیه، ستوان؟

04:22.910 --> 04:27.070
سخته بگم. من قصد ندارم در مورد نیت 
عالی‌جناب امپراتور گمانه‌زنی کنم.

04:27.410 --> 04:31.420
با این حال، بعید می‌دونم فقط بخواد بریم دریا رو 
ببینیم چون امپراتوری محصور در خشکیه.

04:33.790 --> 04:35.160
احتمالش هست که...

04:36.110 --> 04:38.590
چیزی به ذهنتون میاد، قربان؟

04:39.010 --> 04:45.810
ممکنه عالی‌جناب قصد داشته باشن وقتی شاهزاده فیونا نیست، 
کارهای خونین رو سر و سامون بدن.

04:47.260 --> 04:50.770
می‌دونی چقدر دوستش داره، نه؟

04:51.080 --> 04:54.900
خب، با توجه به استعداد خارق‌العاده‌اش در 
جادو و فداکاری‌اش،

04:54.900 --> 04:59.220
در سن فقط هفده سالگی به فرماندهی 
واحد جادوی دربار رسید.

04:59.220 --> 05:01.660
و علاوه بر اون، زیبایی‌اش.

05:01.960 --> 05:07.100
او هم به عنوان جوان‌ترین دخترش 
و هم به عنوان یک سرمایه‌ی جادویی باارزش دوستش دارد.

05:07.530 --> 05:11.560
اما این علاقه ممکنه باعث بشه بخواد او را از 
مناظر وحشتناک‌تر حکومتش در امان نگه دارد.

05:12.050 --> 05:13.880
تو اینطوری قکر نمیکنی؟

05:14.290 --> 05:16.590
ولی دقیقاً چی می‌تونه باشه؟

05:17.020 --> 05:21.050
مثلاً شاید پاکسازی نجیب‌زاده‌هایی که 
با خانواده‌ی امپراتوری مخالفند.

05:21.330 --> 05:23.800
چشم‌انداز وحشتناکیه.

05:24.130 --> 05:27.260
این فقط حدس و گمانه. 
هیچ راهی برای فهمیدن واقعی وجود نداره.

05:27.740 --> 05:30.080
این رو می‌فهمم، ولی...

05:30.080 --> 05:33.010
محافظت از فرمانده بخشی از وظایف منه.

05:33.010 --> 05:37.020
و این چیزیه که من اینجا هستم تا انجامش بدم.

05:47.090 --> 05:50.500
اون شاهزاده کنراد اشتاین بورنه‌میسا هست.

05:50.710 --> 05:52.600
چه ژست شیک و متینی داره.

05:52.600 --> 05:55.440
دقیقاً چیزی که از سومین شاهزاده‌ی 
امپراتوری دِبوئی انتظار دارم.

05:57.550 --> 05:59.130
متاسفم، فیونا.

05:59.470 --> 06:01.900
می‌دونم به این جور چیزا 
عادت نداری.

06:01.900 --> 06:03.090
باید خیلی خسته‌کننده باشه.

06:03.090 --> 06:06.180
لطفاً، به من توجه نکن، برادر بزرگ‌تر.

06:06.450 --> 06:08.280
من کارها رو از طرف خودم رسیدگی می‌کنم.

06:08.280 --> 06:10.890
اگه دوست داری، می‌تونی یکم استراحت کنی.

06:10.890 --> 06:12.390
شاهزاده کنراد!

06:12.390 --> 06:14.520
اوه، از دیدنتون خوشحال شدم

06:15.610 --> 06:17.230
یکم استراحت کن، باشه؟

06:17.230 --> 06:20.570
می‌خواستم به خاطر تاخیر در ورودتون 
به قلعه‌مون در اون روز عذرخواهی کنم...

06:20.570 --> 06:22.240
اوه نه، چیز مهمی نبود.

06:24.110 --> 06:26.700
عالی‌جناب، لطفا کمی نزاکت به خرج دهید.

06:26.700 --> 06:28.950
من خسته‌ام، ماری.

06:29.230 --> 06:33.970
مطمئنم همین‌طوره. تمام وجودت 
این حس رو بیان می‌کنه.

06:33.970 --> 06:35.880
لازم نیست کلمه‌ای بگی.

06:36.260 --> 06:41.030
خیلی خیالم راحت شد که کنراد گفت می‌تونم برم.

06:41.030 --> 06:44.590
واقعاً برای این کارها ساخته نشدم.

06:44.990 --> 06:49.180
من تو دفتر فرمانده 
یا زمین تمرین خیلی راحت‌ترم.

06:49.450 --> 06:51.930
اصلاً نمی‌دونم برادرم چطور این کار رو می‌کنه.

06:51.930 --> 06:56.540
سر و کله زدن با جریان بی‌پایان مهمان‌ها 
و هم‌زمان مراقب من بودن...

06:56.900 --> 06:59.480
تازه فقط سه سال از من بزرگ‌تره.

06:59.480 --> 07:04.240
شاهزاده فیونا، شما در 
شمشیرزنی و جادو استعدادی بی‌همتا دارید.

07:05.850 --> 07:10.190
تصور کن، دختری که جذابیتش 
تو هدایاش برای شمشیر و جادو باشه.

07:35.710 --> 07:39.770
اون...کاملاً شبیه ابل هست مگه نه؟

07:40.030 --> 07:42.930
درست می‌گی! اون تو جایگاه 
مهمونای ویژه‌ست.

07:42.930 --> 07:45.660
فکر کنم لباس واقعاً آدم رو می‌سازه.

07:43.510 --> 07:45.660
هی، اَبِلِ! عالیه!

07:46.570 --> 07:49.490
اووه، اون موقرمزی واقعاً خوشگله!

07:49.860 --> 07:55.080
اون یه شاهزاده‌ی امپراتوریه، پس حتی 
از نینا هم برای تو دست‌نیافتنی‌تره، نیلز.

07:55.080 --> 07:57.330
بی‌خیال، منظورم این نبود!

07:57.330 --> 08:00.040
هی، ریو و دوستاش.

08:00.650 --> 08:03.090
تصور کن تو این جمعیت عظیم به شما برخوردیم.

08:03.090 --> 08:04.870
ر-ریهیا...

08:05.210 --> 08:11.050
اگه شما سه تا اینجایید، 
پس اون باید اَبِل واقعی باشه، ها؟

08:11.050 --> 08:15.390
بله، ازش خواسته شده بود 
که جانشین رئیس انجمن لونه باشه.

08:15.640 --> 08:20.080
البته اون بعد از فردا، وقتی رئیس انجمن 
واقعاً برسه، آزاد می‌شه.

08:22.070 --> 08:26.690
واقعاً یه سپر عنصری باد 
از صندلی‌های VIP محافظت می‌کنه...

08:26.690 --> 08:28.700
و فوق‌العاده ضخیمه.

08:28.700 --> 08:32.410
بادیه؟ نه یه سپر جادویی معمولی؟

08:32.810 --> 08:37.230
من در مورد گنجی شنیده‌ام که از طریق 
خانواده‌ی ارباب ویتنش به ارث رسیده

08:37.230 --> 08:39.640
که می‌تونه یه سپر باد بندازه.

08:39.640 --> 08:41.120
احتمالاً منشأش اونه.

08:41.120 --> 08:45.060
یه گنج که می‌تونه جادو کنه؟! 
چه باحال!

08:45.060 --> 08:48.800
ولی ظاهراً زیاد ازش استفاده نمی‌کنن چون 
خیلی کارآمد نیست.

08:48.800 --> 08:55.110
هرگونه تروریسم در حضور خانواده‌ی 
امپراتوری می‌تونه منجر به جنگ بشه،

08:55.110 --> 08:57.520
پس فکر می‌کنم این هرگونه هزینه‌ی سوخت اضافی 
رو توجیه می‌کنه.

08:57.520 --> 09:00.210
ا-این فکر ترسناکیه.

09:00.210 --> 09:03.110
باید دعا کنیم هیچ اتفاقی نیفته.

09:03.330 --> 09:08.000
اون شاهزاده فرمانده‌ی 
واحد جادوی امپراتوریه، درسته؟

09:08.000 --> 09:11.220
پس یعنی ستوانش 
هم باید اینجا باشه، نه؟

09:11.220 --> 09:14.070
درسته، منطقی به نظر می‌رسه که اون هم باشه.

09:14.500 --> 09:15.780
ستوانش؟

09:15.780 --> 09:20.750
اون افتخار امپراتوریه، 
جادوگر جهنمی.

09:20.750 --> 09:22.620
وای چقدر باحال! این عالی به نظر می‌رسه!

09:23.130 --> 09:27.340
می‌گن هزار سرباز سلطنتی رو با یه حمله 
به خاکستر تبدیل کرده.

09:27.340 --> 09:31.160
یکی دیگه هم هست که یه وایوِرن رو 
با یه ضربه نابود کرده.

09:31.630 --> 09:36.310
و یکی دیگه هم هست که یه شهر شورشی 
مستحکم رو یکجا از بین برده.

09:36.620 --> 09:38.810
من اونا رو شنیدم.

09:38.810 --> 09:40.720
فکر می‌کنی واقعی باشن؟

09:40.720 --> 09:44.620
مطمئن نیستم، ولی شایعات اینو میگن.

09:44.620 --> 09:48.030
و اگه اینطور باشه، 
من ترجیح می‌دم باهاش سروکار نداشته باشم.

09:48.250 --> 09:52.280
می‌گم بهتره به شیطون خفته دست نزنیم.

09:52.280 --> 09:55.310
بله. شک دارم لازم باشه نگرانش باشی،

09:55.310 --> 09:56.950
اما محض احتیاط مراقب باش.

09:56.950 --> 09:58.220
ما باید بریم.

09:58.220 --> 09:59.160
درسته.

09:59.160 --> 10:02.220
ما داریم میریم تو جشنواره گشت بزنیم.

10:02.220 --> 10:03.540
فعلاً بچه‌ها!

10:05.130 --> 10:06.960
ما هم باید راه بیفتیم.

10:06.960 --> 10:08.050
باشه.

10:12.100 --> 10:13.430
اوه!

10:15.810 --> 10:16.760
متاسفم.

10:17.060 --> 10:18.790
نه، اشتباه من بود.

10:21.550 --> 10:24.480
مراقب باش، رفیق. اینجا شلوغه.

10:24.800 --> 10:26.190
معذرت می‌خوام.

10:28.410 --> 10:32.800
ستوان؟ واسه چی وایستادی 
اینجا؟ باید بریم.

10:34.820 --> 10:36.700
مطمئن شو که چیزی رو ننداخته باشی.

10:37.040 --> 10:41.160
خودت بودی که گفتی از هم جدا بشیم 
دنبالش بگردیم ولی در واقع هیچی نخریدی.

10:41.630 --> 10:44.250
من از شلوغی خوشم نمیاد، رفیق.

10:44.520 --> 10:47.380
این بهونه‌ایه که به فرمانده می‌دی؟

10:47.380 --> 10:50.550
اون واقعاً منتظر غذای 
این غرفه‌ها بوده.

10:50.550 --> 10:51.810
دست خالی برگردی

10:51.810 --> 10:54.250
و اون گریه می‌کنه که چقدر صبورانه 
تو جایگاه منتظر مونده

10:54.250 --> 10:58.970
در حالی که تو حتی وقت نکردی 
یه بشقاب فیش اند چیپس براش بیاری.

10:58.970 --> 11:01.930
بی‌خیال. اون که به خاطر این گریه نمی‌کنه.

11:02.290 --> 11:06.470
یه مینی کراکن کبابی کامل، 
اون پنکیک‌های نازک و خوش‌طعم...

11:06.470 --> 11:12.230
دیگه چی بود؟ اون گفت توپ‌های سرخ‌شده 
و فیش اند چیپس غیرقابل مذاکره‌ان.

11:13.260 --> 11:15.360
بریم، ستوان.

11:15.690 --> 11:18.700
یورگن واقعاً به جزئیات گیر می‌ده...

11:18.700 --> 11:23.290
یه چیز دیگه. مطمئن شو غذایی که 
اول خریدیم سرد نشه.

11:28.050 --> 11:29.280
اوه، معذرت می‌خوام.

11:29.280 --> 11:30.560
نه، خوبه.

11:32.050 --> 11:36.430
شما سِر ابل هستید، جانشین 
رئیس انجمن لونه، نه؟

11:36.430 --> 11:40.050
بله، شاهزاده کنراد. اسم من اَبِل است.

11:40.050 --> 11:42.260
حداقل در حال حاضر 
با این اسم شناخته می‌شم.

11:42.490 --> 11:44.520
متوجهم. پوزش می‌طلبم.

11:44.830 --> 11:49.100
شما به کسی که قبلاً ملاقات کرده‌ام، شباهت دارید، برای همین...

11:49.370 --> 11:52.030
مطمئنم فقط یه اتفاقه.

11:52.030 --> 11:55.360
من قبلاً یه نفر رو تو جایگاه مهمونا دیدم.

11:55.700 --> 11:58.660
شاهزاده فیونا از لشکر جادویی امپراتوری.

11:59.170 --> 12:03.830
چیزی در موردش 
توجه شما رو جلب کرد، سِر اَبِل؟

12:04.340 --> 12:10.540
مطمئن نیستم منظورتون چیه، ولی اگه 
اون اینجاست، ستوانش هم باید باشه.

12:10.900 --> 12:14.880
جادوگر جهنمی، بارون اسکار لوسکا.

12:15.180 --> 12:18.230
این جزو امور نظامیه، 
که من مجاز به بحث در موردش نیستم.

12:18.570 --> 12:22.040
اوه، معذرت می‌خوام، اما من اربابی رو 
می‌بینم که امیدوار بودم باهاش صحبت کنم.

12:22.430 --> 12:23.840
وقت دیگری صحبت خواهیم کرد.

12:26.090 --> 12:31.310
اون خیلی سرسخته. 
من واقعاً تو این کار افتضاحم.

12:32.530 --> 12:34.270
خیلی خسته‌ام...

12:34.550 --> 12:38.610
عالی‌جناب، برای دومین باره که ازتون 
می‌خوام کمی مودب‌تر رفتار کنید.

12:38.840 --> 12:44.580
می‌دونی چقدر خسته‌کننده‌ست که 
وقتی همه زل زدن، نقش شاهزاده رو بازی کنی؟

12:44.800 --> 12:48.310
اما شما <i>واقعاً</i> شاهزاده‌اید، عالی‌جناب.

12:59.500 --> 13:01.550
برگشتیم، عالی‌جناب.

13:01.920 --> 13:03.390
ممنونم.

13:03.820 --> 13:05.390
خیلی خسته‌ام...

13:05.390 --> 13:08.350
عالی‌جناب هم همین رو گفتن.

13:10.520 --> 13:13.400
من فقط از شلوغی خوشم نمیاد، باشه؟

13:13.700 --> 13:18.610
نزدیک بود به اون یکی بخوری. 
ولی به هر حال ازش جاخالی دادی.

13:18.610 --> 13:20.110
خیلی نزدیک بود.

13:20.540 --> 13:25.200
اما چون اون خیلی سریع واکنش نشون داد، 
از هم رد شدیم، من نیازی به کاری نداشتم.

13:25.200 --> 13:26.910
این‌قدر سریع، ها؟

13:26.910 --> 13:30.870
شاید لباس یه جادوگر رو پوشیده باشه، 
اما قطعاً می‌دونه چطور حرکت کنه.

13:34.130 --> 13:37.090
فعلاً بریم غذا بخوریم!

13:37.090 --> 13:39.550
خیلی ممنونم، استاد!

13:39.550 --> 13:43.760
عالی‌جناب، من هی ازتون 
می‌خوام این‌جوری صدام نکنید.

13:43.760 --> 13:47.880
فقط چهار نفرمون اینجاییم. 
من مشکلی نمی‌بینم.

13:58.480 --> 14:03.530
نفر بعدی، باز هم از گروه اتاق ۱۰، اِتو!

14:03.530 --> 14:05.640
تو ثبت‌نام نکردی، نیلز؟

14:06.490 --> 14:07.700
آماده‌ی شگفت‌زده شدن باشید.

14:07.980 --> 14:10.410
من تا حالا تو زندگیم دست به کمان نزدم!

14:10.410 --> 14:14.040
اون‌قدر شخصیت‌پردازی شده بود که یه جوری 
دوباره برگشت به حالت شگفت‌انگیز.

14:15.510 --> 14:17.110
ا-اَبِل؟!

14:17.110 --> 14:19.210
این‌جوری بهش نخند، اَبِل.

14:19.210 --> 14:20.730
اوه، ببخشید.

14:20.730 --> 14:22.670
من بهش نمی‌خندیدم

14:22.670 --> 14:26.180
بلکه بیشتر یاد خودم 
وقتی جوون‌تر بودم افتادم.

14:26.180 --> 14:28.570
من نتونستم به هیچی بزنم...

14:28.570 --> 14:30.140
تیراندازی با کمان واقعاً سخته.

14:30.370 --> 14:33.100
خب، به نظر میاد نوبت توئه، اَبِل!

14:33.430 --> 14:37.440
چرا به این جوجه‌ها نشون نمی‌دی 
تیراندازی واقعی چجوریه؟

14:33.790 --> 14:38.600
آیا رقیب دیگه‌ای دارم؟ 
به هدف بزنید و جایزه ببرید!

14:37.440 --> 14:39.450
آره، منتها من شمشیربازم.

14:39.450 --> 14:41.570
می‌دونم می‌تونی انجامش بدی، اَبِل!

14:41.820 --> 14:45.090
نفر بعدی، یه ماجراجو از لونه!

14:45.090 --> 14:46.910
اسمش اَبِلِ!

14:47.990 --> 14:49.950
بیا، اَبِل!

14:50.340 --> 14:51.620
د-درسته.

15:05.660 --> 15:07.510
و اون شلیک رو انجام می‌ده!

15:07.510 --> 15:09.470
چه پزی هم میده

15:09.470 --> 15:12.260
تو خیلی خفنی، اَبِل!

15:10.130 --> 15:12.970
عالی بود! خیلی خوب!

15:15.050 --> 15:18.310
اوه، اَبِل، می‌بینم که زود آزاد شدی.

15:18.930 --> 15:20.770
ر-ریهیا...

15:21.060 --> 15:23.990
چرا این همه وسیله دستتونه؟

15:23.990 --> 15:26.740
خانم‌ها نیازهای خاصی دارند، می‌بینید.

15:27.030 --> 15:32.050
اون قول داده بود امروز باهاش بره بیرون 
ولی نیومد، واسه همین خیلی عصبانیه!

15:32.050 --> 15:33.200
آها، پس دلیلش این بود.

15:33.200 --> 15:36.160
خ-خب، ریو، بچه‌ها، بعداً می‌بینمتون!

15:36.600 --> 15:39.170
اَبِل واقعاً محشره!

15:39.170 --> 15:41.430
ریهیا یک الهه است...

16:00.930 --> 16:02.940
مدتیه ندیدمت، نینا.

16:02.940 --> 16:05.400
اوه، سرا! چه عجب از این طرفا.

16:05.920 --> 16:08.110
چی شده که امروز اومدی؟

16:08.420 --> 16:11.460
دنبال ریو، یه ماجراجوی رده‌ی D می‌گردم.

16:11.460 --> 16:15.950
می‌خواستم بهش بگم که سرنخی از چیزی پیدا کردم 
که تو کتابخونه دنبالش بود.

16:17.290 --> 16:20.170
ریو الان برای کار 
بیرون از شهره.

16:20.420 --> 16:23.130
آها. پس فکر کنم فردا برگردم.

16:23.440 --> 16:24.950
اوه، صبر کن!

16:25.370 --> 16:28.390
ریو در واقع یه کار طولانی‌مدت قبول کرده.

16:28.390 --> 16:30.340
اون تا یه مدتی برنمی‌گرده.

16:31.800 --> 16:35.150
س-سرا؟ خوبی؟

16:35.460 --> 16:39.270
اوه، بله. خوبم. کاملاً خوبم.

16:39.620 --> 16:42.860
حالا، «یه مدت» چقدره؟

16:43.140 --> 16:48.320
دقیقاً مطمئن نیستم، 
اما فکر کنم حداقل یه هفته‌ی دیگه.

16:48.550 --> 16:52.200
آها. متوجه شدم. ممنونم.

16:53.060 --> 16:56.260
یه مدت... یه مدت، ها؟

16:59.830 --> 17:01.690
اونا تو مسابقه‌ی بعدی هستن، درسته؟

17:01.690 --> 17:04.630
نیلز و آمون گفتن تو 
مسابقه‌ی ماجراجوها شرکت می‌کنن.

17:04.630 --> 17:07.920
فکر کنم، ولی اون نیست...؟

17:08.260 --> 17:10.060
تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟!

17:10.060 --> 17:12.430
ها؟! منم می‌تونم همین رو ازت بپرسم!

17:12.430 --> 17:14.530
اصلاً از کجا یه شریک پیدا کردی؟!

17:12.430 --> 17:15.300
هرگز فکر نمی‌کردم دن شرکت کنه.

17:14.530 --> 17:17.710
این از اون ورزشایی نیست 
که امثال شما باید توش شرکت کنن!

17:16.060 --> 17:18.020
اون دختر نیست...؟

17:17.710 --> 17:19.280
چی می‌گی؟!

17:18.020 --> 17:23.780
اوه، اون ساشا از اتاق ۲ـه. 
اونم مثل من یه کشیشه.

17:23.780 --> 17:26.520
فکر کنم به گروه دن پیوسته، ها؟

17:30.950 --> 17:34.410
چرا یه مسابقه‌ی جداگونه برای ماجراجوها هست؟

17:34.740 --> 17:40.230
به نظر می‌رسه ماجراجوها اجازه دارن تو نیمه‌ی دوم مسابقه 
به قایق‌های دیگه حمله کنن.

17:40.230 --> 17:42.750
اینکه جادو ممنوعه، 
اوضاع رو جالب می‌کنه.

17:42.980 --> 17:46.090
جادو یه جورایی 
مسابقه رو سریع تموم نمی‌کنه؟

17:46.090 --> 17:50.080
همه مثل شما نیستن، ستوان. 
مسخره بازی درنیارید.

17:50.080 --> 17:54.430
شما واقعاً کرپ‌ها رو دوست دارید. 
دیروز هم چند تا داشتید.

17:54.680 --> 17:57.290
بله! کاملاً خوشمزه‌ان!

17:57.290 --> 17:59.800
باید تو زمین تمرین 
هم ازشون داشته باشیم!

17:59.800 --> 18:00.730
ممکن نیست.

18:00.730 --> 18:03.690
و-ولی، استاد، مطمئناً می‌تونیم!

18:03.690 --> 18:06.810
زمین تمرین برای تمرینه.

18:06.810 --> 18:09.960
غذا باید محدود 
و برای تغذیه انتخاب بشه.

18:09.960 --> 18:11.650
که شامل این شیرینی‌جات نمی‌شه.

18:13.330 --> 18:16.360
پس باید یه سرآشپز کرپ 
رو به قلعه دعوت کنم...

18:23.940 --> 18:26.080
تقریباً به پیچ آخر رسیدن.

18:28.140 --> 18:29.330
برگرد اینجا!

18:29.330 --> 18:32.050
احمق! احمق، احمق، احمق!

18:41.300 --> 18:42.890
این تموم نشده!

18:42.890 --> 18:44.850
من به تو نمی‌بازم!

18:47.560 --> 18:50.410
اگه فقط از پل رد می‌شدن، 
برنده شده بودن.

18:50.410 --> 18:53.900
و الان قطعاً آخر 
و یکی مونده به آخر شدن.

19:09.570 --> 19:13.630
و حالا، یک جایزه‌ی ویژه برای دو تیمی 
که بیشتر از همه جمعیت رو سرگرم کردن!

19:15.840 --> 19:17.720
هنوز دارن ادامه می‌دن...

19:21.390 --> 19:23.030
این واقعاً تحسین‌برانگیزه.

19:23.030 --> 19:24.440
واقعاً انقلابی.

19:25.350 --> 19:27.110
چه شکل عجیبی داره.

19:27.110 --> 19:28.910
و بدون بادبان.

19:28.910 --> 19:30.190
یا پارو.

19:30.520 --> 19:33.280
شما پسرا هم اومدید «رین شوتر» رو ببینید؟

19:34.130 --> 19:38.430
فکر می‌کنم هر کسی دلش بخواد 
یه همچین کشتی باشکوهی رو در عمل ببینه.

19:38.430 --> 19:40.990
ولی چطور حرکت می‌کنه؟

19:40.990 --> 19:45.670
طبق توضیحی که دیروز شنیدم، 
ترکیبی از سنگ جادو و کیمیاگریه.

19:45.670 --> 19:51.210
جادوی باد اونو روی آب جلو می‌بره، 
و جادوی آب اونو زیر آب هل می‌ده.

19:51.450 --> 19:54.080
نمی‌فهمم چطور کار می‌کنه، 
ولی باحاله!

19:54.080 --> 19:55.710
دوست دارم سوارش بشم.

19:56.420 --> 20:02.020
با توجه به اینکه 
ساختش ۳۷۰ میلیارد فلورین هزینه داشته، باید هم چشمگیر باشه.

20:04.910 --> 20:06.600
مدتیه که دارم فکر می‌کنم...

20:06.980 --> 20:13.260
چطور می‌تونم به نیروی رزمی‌مون کمک کنم 
در حالی که آمون و نیلز تو خط مقدم هستن؟

20:13.260 --> 20:15.320
این تو رو به یه کمان پولادی رسوند، آره؟

20:16.490 --> 20:18.330
سلام، خوش اومدید.

20:18.330 --> 20:19.400
عصر بخیر.

20:20.730 --> 20:23.620
شما پسرا دنبال کمان پولادی هستید؟

20:23.620 --> 20:27.060
بله. داشتم فکر می‌کردم می‌تونم یکی رو 
برای آتش پوششی از فاصله‌ی متوسط استفاده کنم.

20:28.220 --> 20:30.790
پس دقیقاً چیزی که می‌خواید رو دارم.

20:36.530 --> 20:38.530
این یه کمان پولادی رگباریه.

20:38.530 --> 20:42.640
بهترین برد رو نداره، 
ولی می‌تونی پشت سر هم سریع شلیک کنی.

20:42.940 --> 20:45.220
فکر کنم با این بتونم کمک کنم!

20:45.220 --> 20:47.950
آره! ما روت حساب می‌کنیم.

21:04.770 --> 21:06.190
می‌تونیم اجراش کنیم؟

21:06.500 --> 21:07.830
کی‌ها رفتن؟

21:07.830 --> 21:10.420
فقط رئیس انجمن لونه.

21:10.420 --> 21:12.290
جانشینش به جاش می‌ره.

21:12.290 --> 21:15.750
خوبه. پس امشب طبق برنامه پیش می‌ریم.

21:18.420 --> 21:20.840
دوباره جای کسی رو گرفتی، سِر اَبِل؟

21:21.270 --> 21:26.920
بله. رئیس انجمن صبح امروز اینجا بود، ولی بعدش برگشت خونه.

21:27.380 --> 21:30.500
به همین خاطر من تو مهمونی باغ هستم.

21:30.500 --> 21:31.890
برادر.

21:32.330 --> 21:34.110
آه، فیونا.

21:34.110 --> 21:36.940
اجازه بدهید شما را رسماً معرفی کنم، سِر اَبِل.

21:36.940 --> 21:42.420
این شاهزاده‌ی یازدهم امپراتوری، 
فیونا روبین بورنه‌میسا است.

21:43.980 --> 21:45.790
خواهر کوچک‌ترم.

21:46.730 --> 21:51.580
فیونا، این سِر اَبِل است. 
یک ماجراجوی رده‌ی B بسیار قابل توجه.

21:52.780 --> 21:55.290
بعداً دوباره صحبت خواهیم کرد، سِر اَبِل.

22:01.060 --> 22:04.110
چیزی آزاردهنده است 
در مورد همراه نداشتن شمشیر.

22:05.370 --> 22:08.900
البته، با وجود میدان محافظ، 
احتمالاً بهش نیازی ندارم.

22:10.450 --> 22:12.890
سِر اَبِل. ممکنه یک لحظه مزاحمتون بشم؟

22:13.220 --> 22:14.060
حتماً.

22:17.820 --> 22:21.400
ها؟ گنج دیگه 
مانا رو منتقل نمی‌کنه!

22:21.400 --> 22:22.890
منظورت چیه؟

22:22.890 --> 22:24.860
با این وضعیت، سپر قراره بیفته!

22:25.080 --> 22:26.210
چی؟!

22:37.860 --> 22:38.730
چـ
