WEBVTT

00:01.110 --> 00:05.980
‫تا دیدار دوباره‬

00:07.400 --> 00:08.440
‫شرمنده دیر کردم.‬

00:09.400 --> 00:11.990
‫کائورو، چه وقت‌شناسی دقیقی.‬

00:12.700 --> 00:14.530
‫کاپیتان! پاتون!‬

00:16.870 --> 00:18.080
‫شیکی...‬

00:18.580 --> 00:19.950
‫هنوز نفس می‌کشه، ولی به‌زور.‬

00:20.450 --> 00:22.500
‫احمق‌هایی لنگهٔ اون‬
‫باید هم همین‌قدر سگ‌جون باشن.‬

00:23.460 --> 00:25.880
‫ایچینوسه رو ببر به واحد درمانی.‬

00:26.380 --> 00:27.210
‫اطاعت.‬

00:29.960 --> 00:31.010
‫راستی...‬

00:31.460 --> 00:34.130
‫محض حفظِ آبروی ایچینوسه،‬
‫بذار یه چیزی رو روشن کنم.‬

00:35.130 --> 00:38.050
‫آتیش‌سوزی بیمارستان کارِ...‬

00:38.050 --> 00:38.970
‫می‌دونم.‬

00:40.760 --> 00:44.770
‫وقتی قدرت «انکی» رو دیدم،‬
‫متوجهش شدم.‬

00:43.800 --> 00:55.050
مترجم : ヒューゴ

00:45.640 --> 00:48.110
‫اگه شیکی واقعاً مقصر بود،‬

00:48.110 --> 00:50.610
‫قضیه فقط با یه آتیش‌سوزی ساده‬
‫تموم نمی‌شد.‬

00:51.440 --> 00:52.530
‫که این‌طور؟‬

00:53.030 --> 00:54.360
‫خب، بگذریم.‬

00:53.150 --> 00:54.080
m 0 75 l 52.5 97.5 l 75 150 l 97.5 97.5 l 150 75 l 97.5 52.5 l 75 0 l 52.5 52.5 m 75 51 b 88.5 51 97.5 61.5 97.5 75 b 97.5 88.5 88.5 97.5 75 97.5 b 61.5 97.5 52.5 88.5 52.5 75 b 52.5 61.5 61.5 51 75 51

00:53.610 --> 00:55.050
m 75 0 l 49.5 39 l 0 52.5 l 33 88.5 l 30 136.5 l 75 117 l 120 136.5 l 117 88.5 l 150 52.5 l 100.5 39

00:54.080 --> 00:55.050
m 0 75 l 52.5 97.5 l 75 150 l 97.5 97.5 l 150 75 l 97.5 52.5 l 75 0 l 52.5 52.5 m 75 51 b 88.5 51 97.5 61.5 97.5 75 b 97.5 88.5 88.5 97.5 75 97.5 b 61.5 97.5 52.5 88.5 52.5 75 b 52.5 61.5 61.5 51 75 51

00:58.530 --> 01:00.080
‫نایِ تکون خوردن ندارم.‬

01:00.780 --> 01:03.120
‫تا یه مدت نمی‌تونم بجنگم.‬

01:03.830 --> 01:06.370
‫انگاری روز شانس توئه.‬
‫می‌تونی راحت منو بکشی.‬

01:07.000 --> 01:08.630
‫نمی‌کشمت.‬

01:09.130 --> 01:10.000
‫ها؟‬

01:10.420 --> 01:11.840
‫نمی‌خوای منو بکشی؟‬

01:12.460 --> 01:13.510
‫چرا؟‬

01:16.090 --> 01:19.850
‫هدفتون اینه که موموتارو رو‬
‫پای میز مذاکره بکشونید؟‬

01:20.350 --> 01:21.260
‫درسته.‬

01:22.140 --> 01:25.060
‫اگه لازم بشه زور می‌گیم،‬
‫ولی فقط در حد ضرورت.‬

01:25.560 --> 01:28.100
‫ما دنبال این نیستیم‬
‫که نسل موموتارو رو منقرض کنیم.‬

01:29.360 --> 01:31.480
‫پس فکرتون اینه.‬
‫فهمیدم.‬

01:32.820 --> 01:33.650
‫ولی بازم...‬

01:34.240 --> 01:37.610
‫برای عملی کردنِ این هدف،‬
‫یه دیوار بزرگ سر راهتونه.‬

01:38.780 --> 01:43.490
‫بعد از دیدن طغیان شیکی، تونستم‬
‫حس کنم اوضاع چقدر خطرناکه.‬

01:44.700 --> 01:47.000
‫اگه قراره موموتارو و اونی هم‌زیستی کنن،‬

01:47.000 --> 01:50.170
‫معتقدم که این طغیان‌ها‬
‫باید درمان بشن.‬

01:50.670 --> 01:52.550
‫نیازی نبود تو بهم بگی.‬

01:53.050 --> 01:54.550
‫ولی قضیه پیچیده‌ست.‬

01:55.050 --> 01:56.300
‫بریم، مودانو.‬

01:57.590 --> 01:58.680
‫لطفاً صبر کنید!‬

02:02.510 --> 02:06.640
‫لطفاً به شیکی بگید متأسفم.‬

02:08.140 --> 02:11.270
‫عذرخواهی ارزشی نداره‬
‫مگه اینکه از دهن خودت بیرون بیاد.‬

02:12.570 --> 02:15.690
‫ولی چطور می‌تونم‬
‫توی چشماش نگاه کنم؟‬

02:16.570 --> 02:18.990
‫من کار غیرقابل بخششی در حقش کردم.‬

02:20.030 --> 02:21.990
‫احتمالاً اون حتی نمی‌خواد‬
‫دیگه منو ببینه.‬

02:23.120 --> 02:28.910
‫اون کله‌شقه،‬
‫ولی احساسات آدم‌ها رو می‌فهمه.‬

02:30.080 --> 02:32.880
‫مهم اینه که چطور باهاش روبرو می‌شی.‬

02:33.290 --> 02:34.800
‫من عذرخواهیت رو بهش نمی‌رسونم.‬

02:35.210 --> 02:36.050
‫همین.‬

02:50.480 --> 02:53.690
‫چیکار می‌تونم بکنم؟‬

03:01.070 --> 03:03.620
‫خون زیادی از دست داده.‬
‫ترمیم بدنش جواب نمی‌ده!‬

03:03.620 --> 03:05.240
‫- خونریزی رو بند بیارید! سریع!‬
‫- اطاعت!‬

03:05.910 --> 03:07.750
‫نفس و نبضش داره ضعیف می‌شه!‬

03:07.750 --> 03:09.040
‫خونریزی داره بدتر می‌شه!‬

03:13.580 --> 03:16.590
‫امیدوارم شیکی و یائوروشی حالشون خوب باشه.‬

03:17.510 --> 03:18.920
‫اون احمق.‬

03:19.420 --> 03:22.380
‫جوری رفتار می‌کنه انگار کیه،‬
‫بعد نزدیک بود خودشو به کشتن بده.‬

03:23.050 --> 03:24.890
‫کاپیتان، شما هم باید درمان بشید.‬

03:26.100 --> 03:27.970
‫من می‌تونم صبر کنم.‬

03:29.020 --> 03:30.020
‫کائورو...‬

03:31.480 --> 03:33.900
‫تو به عنوان کاپیتان بعدی جام رو می‌گیری.‬

03:34.400 --> 03:37.480
‫من حال‌وحوصلهٔ کاغذبازی و تحویل مقام رو ندارم،‬
‫پس خودت فرمون رو بگیر دستت.‬

03:37.480 --> 03:38.320
‫ها؟‬

03:38.780 --> 03:41.780
‫با این پا،‬
‫دیگه نمی‌تونم توی میدون بجنگم.‬

03:43.030 --> 03:46.120
‫همیشه می‌دونستم این روز می‌رسه.‬

03:46.620 --> 03:48.740
‫فقط از قضا امروزه.‬

03:49.910 --> 03:52.540
‫این قیافه‌های ماتم‌زده چیه؟‬

03:53.330 --> 03:55.710
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟‬

03:57.290 --> 03:59.300
‫منظورت چیه چیکار می‌کنم؟‬

03:59.300 --> 04:01.970
‫میدان نبرد منو فراخواند...‬

04:02.930 --> 04:05.430
‫...پس منم اومدم! غافلگیر شدی؟‬

04:05.640 --> 04:08.810
‫هی، دَنی! هنوزم نگاهت‬
‫مثل مرده‌هاست، ها؟‬

04:09.310 --> 04:10.810
‫اوه، چه بچهٔ نازی!‬

04:10.810 --> 04:12.770
‫اگه دردت اومد،‬
‫سریع بگو، باشه؟‬

04:12.770 --> 04:14.310
‫ولی قوز کردنت افتضاحه، عین گربه‌ها.‬

04:14.810 --> 04:16.650
‫ماسو! پارسال دوست، امسال آشنا.‬

04:16.650 --> 04:18.820
‫صبر کن، چه بلایی سر پای راستت اومده؟‬
‫نیستش!‬

04:19.280 --> 04:21.690
‫قبلاً فکر می‌کردم فقط‬
‫قیافه‌ت هیچ‌وقت عوض نمی‌شه،‬

04:21.690 --> 04:23.400
‫ولی نگو واقعاً رباتی.‬

04:24.450 --> 04:27.580
‫هنوزم نمی‌تونی اون فکو ببندی، نه؟‬

04:28.200 --> 04:31.040
‫پای تو رو هم بعداً درست می‌کنم، ماسو.‬

04:32.250 --> 04:36.630
‫ولی اول، بیا این جوون‌های‬
‫آینده‌دار رو درمان کنیم، باشه؟‬

04:40.840 --> 04:44.470
‫سلام به همگی!‬
‫کیویا اومده که نجاتتون بده!‬

04:44.470 --> 04:45.840
‫دکتر!‬

04:45.840 --> 04:47.430
‫دکتر اویرانزاکا!‬

04:47.430 --> 04:50.350
‫خیلی خب، خون‌رسانی رو قطع نکنید!‬

04:51.810 --> 04:55.900
‫تا وقتی من اینجام،‬
‫آیندهٔ هیچ‌کس دزدیده نمی‌شه.‬

05:00.110 --> 05:02.820
‫اگه کله‌م داغ نبود،‬
‫شاید متوجه می‌شدم...‬

05:04.530 --> 05:06.820
‫که همهٔ اینا زیر سر تو بود.‬

05:08.780 --> 05:10.950
‫اجازه دادم ضعفم خودشو نشون بده.‬

05:12.830 --> 05:17.170
‫پیشگویی سوکویومی‬
‫می‌گفت یه نفر باید حذف بشه،‬

05:17.170 --> 05:19.790
‫ولی اون شخص تو بودی، نه شیکی.‬

05:21.340 --> 05:23.960
‫کارهات غیرقابل بخششه.‬

05:24.840 --> 05:28.300
‫حداقل توی اون دنیا‬
‫تقاص گناهانت رو پس بده.‬

05:32.350 --> 05:33.270
‫اما...‬

05:34.310 --> 05:38.350
‫اینکه چطور به راهت ادامه دادی‬
‫واقعاً تحسین‌برانگیز بود.‬

05:41.860 --> 05:45.400
‫ها؟ من کجام؟‬

05:46.030 --> 05:48.490
‫ص-صبح بخیر.‬

05:48.490 --> 05:49.700
‫دکترِ هیز؟‬

05:49.700 --> 05:53.080
‫حتی منم بعضی وقتا خسته می‌شم.‬

05:53.080 --> 05:55.830
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟‬
‫لعنتی، چقدر داغون به نظر میای!‬

05:55.830 --> 05:58.120
‫چشم باز نکرده چه سروصدایی راه انداختی!‬

05:59.330 --> 06:01.670
‫یائوروشی هم هست؟ شماها اینجا چیکار می‌کنید؟‬

06:04.000 --> 06:06.300
‫انگار بیدار شده!‬
‫شیکی، حالت خوبه؟‬

06:06.970 --> 06:09.180
‫باورم نمی‌شه‬
‫از اون وضعیت جون سالم به در بردی!‬

06:09.180 --> 06:10.680
‫واقعاً اون‌قدر بد بود؟‬

06:10.930 --> 06:13.680
‫آره پسر،‬
‫رسماً کابوس بود.‬

06:14.180 --> 06:15.850
‫ناموساً؟‬

06:15.850 --> 06:19.310
‫حافظه‌م تیکه تیکه‌ست.‬

06:20.100 --> 06:23.650
‫ولی حس می‌کنم‬
‫داره یادم میاد.‬

06:27.650 --> 06:29.160
‫من خیلی خیلی متأسفم!‬

06:29.160 --> 06:30.700
‫شیرجهٔ سجده‌ای!‬

06:31.120 --> 06:33.240
‫یادم اومد! زدم پاتو قلم کردم!‬

06:33.240 --> 06:35.080
‫واقعاًِ واقعاً معذرت می‌خوام!‬

06:37.500 --> 06:39.790
‫باید هم باشی، توله‌سگ.‬

06:42.380 --> 06:43.790
‫خوب شده؟‬

06:44.420 --> 06:47.380
‫پای منو بیخیال.‬

06:48.130 --> 06:51.180
‫مشکل اینه که کنترل خودت رو از دست دادی.‬

06:52.390 --> 06:56.350
‫یه حرکت اشتباه، و‬
‫کلی آدم بی‌گناه می‌مردن...‬

06:56.850 --> 06:59.520
‫همه‌ش چون هم از نظر جسمی‬
‫و هم ذهنی ضعیفی.‬

07:01.810 --> 07:04.610
‫شانس آوردیم و این دفعه کسی نمرد.‬

07:05.110 --> 07:08.320
‫ولی دفعهٔ بعد، آدم می‌کشی.‬

07:09.280 --> 07:11.450
‫و همگی اینو آویزهٔ گوشتون کنید.‬

07:11.450 --> 07:15.830
‫هرکدوم از شما قدرتی دارید‬
‫که راحت می‌تونه جون بگیره.‬

07:15.830 --> 07:17.290
‫و اگه کنترلش رو از دست بدید،‬

07:17.290 --> 07:20.120
‫اون قدرت بدون تبعیض‬
‫دامن همهٔ اطرافتون رو می‌گیره.‬

07:21.540 --> 07:25.340
‫هرگز فراموش نکنید‬
‫که این چقدر وحشتناکه.‬

07:26.210 --> 07:28.260
‫پس قوی‌تر بشید.‬

07:28.840 --> 07:32.340
‫اون‌قدر قوی که دیگه هیچ‌وقت‬
‫مجبور نشید به اون حالت طغیان تکیه کنید.‬

07:33.590 --> 07:34.550
‫اطاعت.‬

07:35.510 --> 07:38.310
‫خب، حداقل معنیش اینه که‬
‫لازم نیست بازنشسته بشی.‬

07:38.810 --> 07:39.640
‫تچ!‬

07:40.140 --> 07:42.730
‫درست وقتی که دل خوش کرده بودم‬
‫بالاخره یه نفس راحت می‌کشم.‬

07:43.230 --> 07:45.980
‫قابلیت دکتر اویرانزاکا‬
‫واقعاً محشره.‬

07:46.520 --> 07:49.570
‫زخم‌های شیکی رو کامل خوب کرد.‬

07:50.070 --> 07:50.990
‫من؟‬

07:51.450 --> 07:54.990
‫به‌خاطر قابلیتِ ترمیم‬
‫خودِ شیکی بود.‬

07:54.990 --> 07:58.080
‫خارق‌العاده‌ست. فکر کنم‬
‫به خونِ کیشین ربط داشته باشه.‬

07:58.580 --> 08:03.500
‫راستش، اومدم اینجا‬
‫تا در همین مورد باهات حرف بزنم.‬

08:04.170 --> 08:07.040
‫بحثش یکم پیچیده‌ست.‬
‫می‌خوای دوتایی حرف بزنیم؟‬

08:07.550 --> 08:08.500
‫ها؟‬

08:08.880 --> 08:09.920
‫بیشتر بگو.‬

08:10.420 --> 08:13.760
‫کنجکاوم بدونم این «خون کیشین» چیه.‬

08:14.390 --> 08:17.510
‫من مشکلی ندارم‬
‫همین‌جا در موردش حرف بزنیم.‬

08:17.810 --> 08:19.390
‫حله. بسیار خب.‬

08:20.140 --> 08:22.980
‫حرف برای گفتن زیاده،‬

08:22.980 --> 08:27.520
‫ولی بذار از پایه شروع کنیم،‬
‫اینکه خون کیشین دقیقاً چیه.‬

08:29.480 --> 08:31.490
‫سرمنشأ تمام اونی‌ها، یعنی کیشین.‬

08:32.360 --> 08:36.910
‫و کسایی که خون کیشین رو به ارث بردن‬
‫بهشون می‌گن «فرزندان کیشین».‬

08:36.910 --> 08:39.030
‫و شیکی، تو یکی از اونایی.‬

08:39.160 --> 08:43.080
‫چی؟ ننه بابای شیکی کیشین بودن؟‬
‫چه خفن!‬

08:43.080 --> 08:45.580
‫نه بابا، من هیچی‬
‫از والدین واقعیم نمی‌دونم.‬

08:46.000 --> 08:48.630
‫شرمنده! خیلی بی‌ملاحظه گفتم!‬

08:48.630 --> 08:49.840
‫خیالی نیست.‬

08:50.380 --> 08:53.800
‫اونی‬

08:51.550 --> 08:55.130
‫ریشهٔ تمام اونی‌ها، برمی‌گرده‬
‫به بذرِ پراکنده‌شدهٔ کیشین.‬

08:53.800 --> 08:59.760
‫کیشین‬

08:55.130 --> 08:59.050
‫اگه تا تهش بری عقب،‬
‫همه‌مون به کیشین وصل می‌شیم.‬

08:58.010 --> 08:59.760
‫انسان‬

08:59.760 --> 09:11.360
‫‬
‫کیشین‬

08:59.760 --> 09:11.360
‫انسان‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫اونی‬

08:59.930 --> 09:01.720
‫هر از گاهی بین اونی‌ها،‬
‫بچه‌ای متولد می‌شه‬

09:01.720 --> 09:05.980
‫که خون کیشین توش‬
‫قوی‌تر از بقیه نمود پیدا می‌کنه.‬

09:05.980 --> 09:08.940
They say one appears whenever Oni
are on the brink of extinction,

09:08.940 --> 09:10.610
‫ولی جزئیاتش معلوم نیست.‬

09:11.440 --> 09:12.780
‫رعد‬

09:11.730 --> 09:13.070
‫باد‬

09:12.110 --> 09:16.240
‫خون کیشین در قالب‬
‫هشت ویژگی متمایز ظاهر می‌شه.‬

09:12.150 --> 09:13.490
‫آتش‬

09:12.480 --> 09:13.820
‫تاریکی‬

09:12.780 --> 09:17.450
‫رعد‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫آب‬

09:13.070 --> 09:17.570
‫تاریکی‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫نور‬

09:13.490 --> 09:17.450
‫باد‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫زمین‬

09:13.820 --> 09:17.450
‫آتش‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫‬
‫یخ‬

09:16.240 --> 09:19.490
‫مال تو ویژگیِ آتشه.‬

09:17.450 --> 09:23.870
‫آتش‬

09:19.240 --> 09:23.870
‫انکی‬

09:19.490 --> 09:21.740
‫تو چیزی هستی که بهش می‌گیم «انکی»،‬
‫یه اونیِ شعله‌ور.‬

09:22.660 --> 09:23.870
‫انکی...‬

09:24.250 --> 09:27.000
‫ویژگی‌های کیشین خارق‌العاده‌ن.‬

09:27.000 --> 09:28.750
‫می‌گن قدرتِ یه فرزند کیشین‬

09:28.750 --> 09:31.880
‫با حالتِ برزرک (طغیان) برابری می‌کنه‬
‫یا حتی ازش بیشتره.‬

09:32.170 --> 09:38.010
‫ها؟ ولی وقتی قاطی کرده بودم‬
‫حس می‌کردم قوی‌ترم.‬

09:38.590 --> 09:43.640
‫این به‌خاطر اینه که تو فقط‬
‫از ۱۰ درصد قدرت انکی استفاده می‌کردی.‬

09:43.640 --> 09:44.810
‫ده درصد؟‬

09:44.810 --> 09:48.480
‫آره، این‌طور نیست که بتونی یهویی‬
‫همون اولِ کاری کامل ازش استفاده کنی.‬

09:49.020 --> 09:52.530
‫باید قوی‌تر بشی،‬
‫هم ذهنی و هم جسمی.‬

09:53.730 --> 09:55.360
‫آهان، یه چیز دیگه.‬

09:55.360 --> 09:58.860
‫در مقایسه با بقیه اونی‌ها،‬
‫ترمیم بدنت هم خیلی سریع‌تره.‬

09:58.860 --> 10:03.120
‫احتمالاً برای همینه که زخم‌هات‬
‫این دفعه این‌قدر عالی خوب شدن.‬

10:03.490 --> 10:05.120
‫رسماً قابلیتِ چیت و تقلبه.‬

10:05.660 --> 10:08.370
‫آره، عملاً یه قدرتِ تقلبیه.‬

10:08.790 --> 10:12.090
‫ولی اون قدرت غیرطبیعی‬
‫بهایی هم داره.‬

10:12.090 --> 10:15.760
‫هر فرزند کیشینی در طول تاریخ‬
‫جوون‌مرگ شده.‬

10:16.800 --> 10:22.100
‫به اون قدرت عظیم به چشم چیزی نگاه کن‬
‫که در ازای عمرت بهت داده شده.‬

10:23.810 --> 10:28.270
‫اگه زیادی ازش کار بکشی،‬
‫ممکنه توی همون نوجوونی بمیری.‬

10:28.270 --> 10:32.650
‫چیز نادری نیست. پس آره،‬
‫سعی کن زیاده‌روی نکنی.‬

10:33.190 --> 10:38.150
‫تا وقتی زیاد به قدرت کیشین‬
‫تکیه نکنی، مشکلی پیش نمیاد.‬

10:38.150 --> 10:39.280
‫خیلی ریلکس گفتی!‬

10:40.530 --> 10:44.120
<i>‫فقط همین که فرزند کیشینی‬
‫باعث می‌شه هدف موموتارو باشی.‬</i>

10:44.120 --> 10:46.290
<i>‫و هرچی بیشتر هدف قرار بگیری،‬</i>

10:46.290 --> 10:48.660
<i>‫بیشتر پیش میاد که مجبور بشی‬
‫از اون قدرت استفاده کنی.‬</i>

10:49.210 --> 10:51.460
‫لعنتی، جدی؟‬

10:51.460 --> 10:54.250
‫بازم می‌گم، تا وقتی زیاده‌روی نکنی،‬
‫احتمالاً چیزیت نمی‌شه.‬

10:54.250 --> 10:56.880
‫لازم نیست این‌قدر زانوی غم بغل بگیری.‬

10:56.880 --> 10:58.880
‫اِ، وایسا! الان یادم اومد.‬

10:59.430 --> 11:01.470
‫منو لخت مادرزاد آوردن اینجا!‬

11:01.470 --> 11:02.300
‫ها؟‬

11:02.550 --> 11:06.350
‫یعنی همه منو دیدن!‬

11:06.850 --> 11:08.310
‫چی؟‬

11:08.600 --> 11:11.690
‫باورم نمی‌شه حتی‬
‫اون پایینتم مو نداشت.‬

11:12.310 --> 11:13.440
‫در موردش حرف نزن!‬

11:14.820 --> 11:17.030
‫جدی اونجات کچله؟‬

11:17.030 --> 11:19.530
‫کچلی چیه! فقط سوخته، شیرفهم شد؟‬

11:19.820 --> 11:22.620
‫هوماره! منم ندارم.‬

11:22.620 --> 11:24.070
‫نظرت چیه؟‬

11:24.070 --> 11:24.910
‫چی؟‬

11:25.200 --> 11:27.830
‫خودت چی؟ نشون بده ببینم.‬

11:27.830 --> 11:28.660
‫ها؟‬

11:31.120 --> 11:33.670
‫کدوم زنی منو می‌خواد؟‬

11:35.000 --> 11:37.170
‫خوشحالم که می‌بینم هنوز روحیه داره.‬

11:37.920 --> 11:39.170
‫من که مطمئن نیستم.‬

11:50.940 --> 11:53.270
‫مرگ توی نوجوونی، ها؟‬

11:54.980 --> 11:57.150
‫نبینم داری ماتم می‌گیری.‬
‫بهت نمیاد.‬

11:57.940 --> 12:00.190
‫نترسون منو، عوضی!‬

12:00.440 --> 12:03.950
‫و محض اطلاع، ماتم نگرفتم!‬
‫اصلاً چی داری می‌گی؟‬

12:04.990 --> 12:07.160
‫من قدرت کیشین ندارم.‬

12:07.660 --> 12:12.330
‫ولی اون‌قدر قوی می‌شم که موموتارو رو‬
‫بدون نیاز بهش له کنم.‬

12:14.880 --> 12:16.210
‫تو باید اون‌قدر قوی بشی‬

12:16.210 --> 12:19.880
‫که تو هم نیازی به تکیه کردن‬
‫به اون‌جور قدرت‌ها نداشته باشی.‬

12:20.550 --> 12:24.840
‫افسرده شدن‬
‫سرِ یه همچین چیز ساده‌ای رقت‌انگیزه.‬

12:25.300 --> 12:28.350
‫این دیگه چیه؟ اومدی دلداریم بدی؟‬

12:28.350 --> 12:29.430
‫تو؟‬

12:31.140 --> 12:32.980
‫نکنه نقشه‌ای تو سرته؟‬

12:34.850 --> 12:37.360
‫آره جون عمت، بی‌پشم!‬

12:37.730 --> 12:39.690
‫می‌کشمت!‬

12:42.070 --> 12:43.240
‫تویِ...‬

12:45.990 --> 12:47.450
‫ای بابا.‬

12:48.330 --> 12:49.240
‫چه کنهٔ رو مخیه.‬

13:00.000 --> 13:03.010
‫اسکیت‌سواری ممنوع‬

13:03.510 --> 13:05.260
‫بالاخره دارید می‌رید خونه، نه؟ شرتون کم.‬

13:05.260 --> 13:07.050
‫بالاخره دارید می‌رید خونه، نه؟ شرتون کم.‬

13:07.640 --> 13:09.680
‫آقای دکتر، برمی‌گردید کیوتو؟‬

13:09.680 --> 13:11.520
‫نه، این دفعه نه.‬

13:12.060 --> 13:15.560
‫من از امروز دکتر جدیدِ مدرسه‬
‫توی آکادمی راسِتسو هستم.‬

13:16.060 --> 13:17.350
‫قراره حسابی چشم تو چشم بشیم!‬

13:17.350 --> 13:18.270
‫صبر کن، چی؟‬

13:18.900 --> 13:21.400
‫نگرانم‬
‫که روی دانش‌آموزا دست بذاری.‬

13:21.400 --> 13:24.530
‫دست خودم نیست. کارِ غلط کردن‬
‫هیجانش بیشتره.‬

13:24.860 --> 13:28.780
<i>‫آره، بیشتر انگار اونجاست‬
‫که حواسش به ایچینوسه باشه.‬</i>

13:29.370 --> 13:32.910
‫اگه از اینجا بریم پایین،‬
‫می‌تونیم بدون دیده شدن بریم.‬

13:33.410 --> 13:35.540
‫پس انگار خداحافظ نریما.‬

13:36.120 --> 13:37.000
‫می‌بینمت!‬

13:37.790 --> 13:41.300
‫پای طرف رو قلم کردی و موقع رفتن‬
‫هنوز روت می‌شه لبخند بزنی؟‬

13:41.800 --> 13:43.130
‫دیگه هیچ‌وقت برنگرد.‬

13:43.130 --> 13:44.300
‫متأسفم!‬

13:44.800 --> 13:45.800
‫این یارو...‬

13:46.090 --> 13:49.260
‫احتمالاً تا ابد غر می‌زنه،‬
‫ولی بازم، گاهی بهش سر بزنید.‬

13:50.050 --> 13:53.140
‫بیا فقط مطمئن بشیم‬
‫اون‌قدر زنده می‌مونیم که دوباره همو ببینیم.‬

13:55.770 --> 13:57.810
‫کائورو، حواست جمع باشه!‬

14:02.780 --> 14:03.610
‫ها؟‬

14:04.030 --> 14:05.570
‫صبر کن، اون...‬

14:05.820 --> 14:07.030
‫میکادو؟‬

14:08.110 --> 14:11.080
‫کائورو، چندتا موموتارو دور و برمون هستن؟‬

14:11.580 --> 14:14.870
‫راستش، هیچی نیست.‬

14:15.370 --> 14:16.540
‫فقط خودشه.‬

14:21.250 --> 14:22.500
‫میکادو!‬

14:35.720 --> 14:37.770
‫هوی، تو! میکادو!‬

14:39.810 --> 14:43.900
‫به‌خاطر سوءتفاهمِ کوفتیِ تو،‬
‫من جهنم رو به چشم دیدم، می‌دونی؟‬

14:45.940 --> 14:50.200
‫آره، کنترلم رو از دست دادم، قبول، ولی اگه تو‬
‫از همون اول گول نخورده بودی،‬

14:50.200 --> 14:51.740
‫هیچ‌کدوم از اینا اتفاق نمی‌افتاد!‬

14:52.120 --> 14:53.780
‫فازِ باهوشا رو برمی‌داری،‬

14:53.780 --> 14:56.620
‫ولی وقتی پای اصل کاری وسطه،‬
‫یه احمق به تمام معنایی! یابو!‬

14:58.160 --> 14:59.710
<i>‫راست می‌گه.‬</i>

15:00.460 --> 15:04.960
<i>‫به‌خاطر بی‌کفایتیِ خودم،‬
‫باعث شدم همه کلی درد بکشن.‬</i>

15:06.670 --> 15:08.800
<i>‫یه عذرخواهی کافی نیست.‬</i>

15:09.300 --> 15:10.220
‫ولی بازم...‬

15:11.590 --> 15:15.310
‫هوشیاریم اون موقع هی می‌رفت و میومد،‬
‫ولی حداقل می‌تونم اینو بگم.‬

15:16.390 --> 15:19.560
‫صدات رو می‌شنیدم.‬

15:20.850 --> 15:21.980
<i>‫خواهش می‌کنم...‬</i>

15:23.360 --> 15:25.070
<i>‫نمیر!‬</i>

15:25.570 --> 15:27.860
‫شنیدنِ اون حرف خیلی خوشحالم کرد.‬

15:28.570 --> 15:32.030
‫از ته دلت حرف زدی، و فکر کنم‬
‫واسه همین تونستم تا لحظهٔ آخر‬

15:32.030 --> 15:34.580
‫جلوی حالتِ طغیان مقاومت کنم.‬

15:39.750 --> 15:40.830
‫شرمنده، رفیق.‬

15:41.330 --> 15:42.580
‫تو نجاتم دادی.‬

15:43.710 --> 15:44.880
<i>‫شیکی...‬</i>

15:47.420 --> 15:49.760
<i>‫تو چقدر آدم خونگرمی هستی.‬</i>

15:53.470 --> 15:54.640
‫متأسفم!‬

15:58.930 --> 16:00.680
‫بیخیال!‬

16:01.390 --> 16:02.600
‫بازم همو می‌بینیم، نه؟‬

16:05.020 --> 16:06.400
‫قطعاً می‌بینیم.‬

16:12.240 --> 16:15.780
<i>‫من دیگه می‌دونم باید چیکار کنم.‬</i>

16:17.660 --> 16:20.660
‫بیمارستان توگنِ نریما‬

16:21.080 --> 16:23.040
‫شکستِ پر سروصدایی بود، نه؟‬

16:23.670 --> 16:25.250
‫فکر کنم واسه هر دومون.‬

16:27.130 --> 16:28.210
‫خفه شو.‬

16:33.180 --> 16:35.470
‫این‌قدر زودرنج نباش.‬

16:35.970 --> 16:37.390
‫زودرنج نیستم!‬

16:38.430 --> 16:42.020
‫ولی خوش‌شانسیِ ماجرا اینه‬
‫که هنوز زنده‌ایم.‬

16:44.730 --> 16:45.560
‫از این طرف!‬

16:45.980 --> 16:46.940
‫صبر کن!‬

16:47.440 --> 16:48.440
‫اوه.‬

16:48.440 --> 16:49.820
‫ببخشید!‬

16:50.110 --> 16:51.650
‫نه، تقصیر من بود. حالت خوبه؟‬

16:52.490 --> 16:54.280
‫آره! خوبم!‬

16:55.660 --> 16:56.620
‫خوبه.‬

16:59.950 --> 17:01.620
‫بابا!‬

17:01.620 --> 17:03.370
‫گشنمه!‬

17:03.370 --> 17:05.460
‫منم دارم از گشنگی می‌میرم.‬

17:05.460 --> 17:07.790
‫خب، همه‌مون زنده‌ایم‬
‫و داریم از بیمارستان مرخص می‌شیم،‬

17:07.790 --> 17:09.750
‫پس نظرتون چیه‬
‫با یه غذای مفصل جشن بگیریم؟‬

17:09.750 --> 17:11.010
‫پنکیک!‬

17:11.010 --> 17:11.960
‫استیک همبرگر!‬

17:12.460 --> 17:13.840
‫می‌دونی چی؟‬

17:14.380 --> 17:18.430
‫تا وقتی زنده‌ای،‬
‫همیشه می‌تونی دوباره تلاش کنی.‬

17:19.560 --> 17:21.720
‫و فرض می‌کنم انتقام توی سرته؟‬

17:22.020 --> 17:24.060
‫شک نکن که دارم!‬

17:25.850 --> 17:29.770
‫این تونلِ لعنتی چقدر طولانیه؟‬

17:26.400 --> 17:29.770
‫پسر، دلم می‌خواد‬
‫یه مدت فقط استراحت کنم.‬

17:29.770 --> 17:31.110
‫نمی‌دونم والا.‬

17:31.110 --> 17:33.240
‫تمرینات از فردا دوباره شروع می‌شه.‬

17:33.530 --> 17:35.110
‫چه ضدحالی!‬

17:35.740 --> 17:38.990
‫چرا کار اون موموتارو رو‬
‫همون‌جا تموم نکردیم، ها؟‬

17:39.280 --> 17:41.660
‫من هنوز آمادهٔ رفتن از توکیو نیستم!‬

17:41.660 --> 17:45.040
‫هوماره! بیا بریم دیزنی‌لند!‬

17:45.160 --> 17:48.000
‫- باشه؟ آره؟‬
‫- آم، چی؟‬

17:48.330 --> 17:50.630
‫خسته‌ای، نه، روکورو؟‬

17:50.630 --> 17:53.300
‫وقتی برگشتیم‬
‫ماساژت می‌دم.‬

17:53.300 --> 17:54.880
‫تمامِ شب.‬

17:55.420 --> 17:58.680
‫- ن-نه، خوبم.‬
‫- خجالت نکش.‬

17:58.680 --> 18:00.220
‫یکم زیادی نزدیک وایسادی.‬

18:01.600 --> 18:03.970
‫شماها حسابی خوش می‌گذرونید، نه، دَنی؟‬

18:04.600 --> 18:06.020
‫ساکت، همگی.‬

18:07.350 --> 18:11.980
‫آرک نریما: پایان‬

18:13.650 --> 18:14.780
<i>‫حرکت!‬</i>

18:14.780 --> 18:18.110
<i>‫هارا هارا هارا‬</i>

18:18.110 --> 18:19.070
<i>‫هی‬</i>

18:19.070 --> 18:22.120
<i>‫هارا هارا هارا‬</i>

18:22.120 --> 18:23.490
<i>‫اوه اوه اوه‬</i>

18:23.490 --> 18:26.790
<i>‫هارا هارا هارا‬</i>

18:26.790 --> 18:27.670
<i>‫هی‬</i>

18:27.670 --> 18:30.750
<i>‫هارا هارا هارا‬</i>

18:30.750 --> 18:31.710
<i>‫اوه اوه اوه‬</i>

18:31.710 --> 18:33.300
<i>‫یه شب مهتابی‬</i>

18:33.300 --> 18:36.300
<i>‫امشب‬
‫نهایتِ ولتاژه‬</i>

18:36.300 --> 18:39.510
<i>‫دیدار ما‬
‫خیلی احساسی بود‬</i>

18:39.510 --> 18:40.340
<i>‫اوه اوه اوه‬</i>

18:40.340 --> 18:47.600
<i>‫همیشه حدس می‌زدم یه روزی‬
‫این‌جوری رو در روی هم قرار بگیریم‬</i>

18:49.060 --> 18:52.400
<i>‫اوه، کلماتت رو‬
‫بهم بده‬</i>

18:52.400 --> 18:57.780
<i>‫حتی اگه باور کنم،‬
‫راه برگشتی نیست‬</i>

18:57.780 --> 19:04.240
<i>‫اوه، قبل از اینکه‬
‫با سر سقوط کنم توی عشقت‬</i>

19:04.240 --> 19:06.700
<i>‫منو بیرون بکش‬</i>

19:06.700 --> 19:08.460
<i>‫آخرین رقص‬</i>

19:08.460 --> 19:10.460
<i>‫بیا شیرجه بزنیم‬
‫به اعماق عشق‬</i>

19:10.460 --> 19:14.800
<i>‫می‌خوام رقصیدن با تو رو‬
‫امتحان کنم‬</i>

19:14.800 --> 19:17.210
<i>‫یعنی همین الان‬
‫کیش و مات شد؟‬</i>

19:17.210 --> 19:18.920
<i>‫این مبارزهٔ تمرینیِ‬
‫کوچیک و جذاب‬</i>

19:18.920 --> 19:24.390
<i>‫خیر یا شر،‬
‫هیچ‌کدوم مهم نیست‬</i>

19:24.390 --> 19:27.850
<i>‫هارا هارا هارا‬</i>

19:27.850 --> 19:28.890
<i>‫هی‬</i>

19:28.890 --> 19:30.600
<i>‫هارا هارا‬</i>

19:30.600 --> 19:31.730
<i>‫- فکر می‌کنی‬
‫- هارا‬</i>

19:31.730 --> 19:33.230
<i>‫- من خیلی دیوونه‌م؟‬
‫- اوه اوه اوه‬</i>

19:33.230 --> 19:36.570
<i>‫هارا هارا هارا‬</i>

19:36.570 --> 19:37.530
<i>‫هی‬</i>

19:37.530 --> 19:39.320
<i>‫هارا هارا‬</i>

19:39.320 --> 19:42.030
<i>‫- فکر می‌کنی من خیلی دیوونه‌م؟‬
‫- هارا اوه اوه اوه‬</i>

19:58.090 --> 20:01.340
‫اگه به بابا بگم واقعاً‬
‫دارم می‌رم مدرسه، حتی یه جورایی،‬

20:01.340 --> 20:03.010
‫احتمالاً خوشحال می‌شه.‬

20:04.140 --> 20:07.970
‫صبر کن، اونا قبر یه موموتارو رو‬
‫اینجا توی پایگاه اونی ساختن؟‬

20:08.520 --> 20:10.100
‫عجب کارِ باحالی کردن.‬

20:21.530 --> 20:23.320
<i>‫اوه! استاد مودانو!‬</i>

20:24.950 --> 20:27.450
<i>‫تتو داره؟‬</i>

20:27.740 --> 20:28.990
<i>‫شاید بهتره از نزدیک ببینم.‬</i>

20:28.990 --> 20:30.450
‫همون‌جا وایسا.‬

20:31.160 --> 20:32.870
‫ها؟ آقای دکتر!‬

20:32.870 --> 20:34.710
‫سلام علیکم.‬

20:34.710 --> 20:37.800
‫الان مزاحم دَنی نشو.‬

20:41.970 --> 20:45.390
‫توی قبرستونه.‬
‫می‌دونی یعنی چی.‬

20:45.890 --> 20:47.970
‫آره، فکر کنم حق با توئه.‬

20:50.270 --> 20:54.230
‫اون یه تتوی بلک‌اوته، مگه نه؟‬
‫از اونایی که همه‌ش جوهر سیاه یکدسته؟‬

20:54.230 --> 20:56.110
‫اوه، این‌کاره‌ای‌ها.‬

20:56.310 --> 20:59.480
‫خیلی خفنه!‬
‫یعنی کلِ بدنش رو گرفته؟‬

20:59.480 --> 21:00.780
‫تقریباً، آره.‬

21:00.780 --> 21:03.570
‫ولی می‌گه هنوز ناقصه.‬

21:03.570 --> 21:05.490
‫ناقصه، ها؟‬

21:05.950 --> 21:09.240
‫پس وقتی تموم شد، می‌خوام ببینمش!‬

21:13.290 --> 21:19.130
‫فکر نکنم دَنی‬
‫هیچ‌وقت بخواد اون تتو تموم بشه.‬

21:19.130 --> 21:20.630
‫ها؟ چرا که نه؟‬

21:22.670 --> 21:27.430
‫چون اون تتو هر بار که یکی از هم‌رزم‌هاش می‌میره‬
‫بهش اضافه می‌شه.‬

21:30.970 --> 21:34.640
‫به عبارت دیگه، هر قدمی که اون تتو‬
‫به کامل شدن نزدیک می‌شه‬

21:34.640 --> 21:37.400
‫یعنی یه هم‌رزم دیگه مرده.‬

21:39.060 --> 21:43.490
‫شاید واسه اینه که هیچ‌وقت فراموش نکنه،‬
‫یا شایدم روشیه برای تنبیه خودش.‬

21:44.700 --> 21:46.780
‫دَنی آدم سرسختیه، مگه نه؟‬

21:47.740 --> 21:48.820
‫شک نکن.‬

21:49.070 --> 21:53.410
‫فکر کنم دلیلش اینه که می‌خواد شماها‬
‫قوی بشید تا بتونید زنده بمونید.‬

21:55.250 --> 21:59.790
‫اگه بتونی سختگیری‌هاش رو‬
‫یه جور دلسوزی ببینی،‬

21:59.790 --> 22:02.670
‫به عنوان دوستِ دَنی، خوشحال می‌شم.‬

22:07.890 --> 22:10.850
<i>‫من از ناکارآمدی متنفرم.‬</i>

22:11.930 --> 22:15.350
<i>‫خون اونی قدرتمنده‬
‫ولی کنترلش سخته.‬</i>

22:15.350 --> 22:18.350
<i>‫وقتی طغیان می‌کنید،‬
‫هم خودتون رو گم می‌کنید هم حافظه‌تون رو.‬</i>

22:18.650 --> 22:21.400
<i>‫و در این فرآیند‬
‫همه چیز رو نابود می‌کنید.‬</i>

22:22.070 --> 22:24.780
<i>‫چاقو توی دستِ آدم نادون‬
‫چیز وحشتناکیه.‬</i>

22:25.190 --> 22:27.110
<i>‫اگه می‌خواید منو بکشید.‬</i>

22:27.110 --> 22:29.490
<i>‫اگه موفق بشید، درجا فارغ‌التحصیل می‌شید،‬</i>

22:29.490 --> 22:31.660
<i>‫و به واحدی که انتخاب کنید‬
‫منتقل می‌شید.‬</i>

22:33.950 --> 22:36.160
<i>‫اگه در راه رسیدن به هدفت بمیری،‬
‫بی‌معنیه.‬</i>

22:36.830 --> 22:39.170
<i>‫برای هدفت زنده بمون.‬</i>

22:39.750 --> 22:41.710
<i>‫اگه از این متنفری، پس بجنگ.‬</i>

22:41.710 --> 22:44.510
<i>‫اگه لازمه گوششون رو بگیر و بکشون،‬
‫ولی مجبورشون کن گوش بدن.‬</i>

22:45.550 --> 22:48.880
<i>‫حرفِ کسایی که نمی‌جنگن‬
‫به گوش هیچ‌کس نمی‌رسه.‬</i>

22:58.690 --> 22:59.730
‫استاد مودانو!‬

23:04.480 --> 23:06.190
‫من قرار نیست بمیرم!‬

23:09.740 --> 23:13.910
‫من اون‌قدر لعنتی قوی می‌شم‬
‫که دیگه هیچ‌کس دور و برم نمیره!‬

23:14.580 --> 23:19.670
‫شرمنده، ولی اون تتوی تو‬
‫قراره تا ابد ناقص بمونه!‬

23:20.670 --> 23:21.750
‫خلاصه که آره.‬

23:23.380 --> 23:27.210
‫از این به بعد هرچقدر می‌خوای سختگیر باش.‬
‫من از پسش برمیام!‬

23:31.430 --> 23:33.050
‫توی قبرستون داد نزن.‬

23:33.930 --> 23:35.220
‫کارِ زشتیه.‬

23:37.180 --> 23:39.230
‫این روشِ اون‬
‫برای نشون دادن محبتشه، نه؟‬

23:39.730 --> 23:42.400
‫نه، اون فقط یه اخطار معمولی بود.‬

23:42.400 --> 23:43.940
‫چی؟‬
