WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:42.030 --> 01:46.960
‫خون روی گوی دیسکو

01:47.040 --> 01:51.250
‫پلیس ده روزه که داره
‫دنبال لگوشی گرگ خاکستری می‌گرده.

01:48.000 --> 02:00.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:48.000 --> 02:00.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:48.000 --> 02:00.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:51.340 --> 01:53.920
آخه چرا تا حالا نتونستن پیداش کنن؟

01:54.000 --> 01:55.460
!به نظر من که تنبلی می‌کنن

01:55.550 --> 01:58.720
،اگه پیدا کردنش این‌قدر طول کشیده

01:58.800 --> 02:01.800
احتمالاً همون‌جای
‫همیشگی قایم شده، توی...

02:01.890 --> 02:04.520
... بله، شاید

02:04.600 --> 02:08.230
ممکنه جایی رو پیدا کرده باشه
‫که پلیس نمی‌تونه اونجا رو بگرده.

02:08.310 --> 02:10.860
شاید واسه همینه که
‫پلیس امروز اعلام کرد

02:10.940 --> 02:15.230
،هر کسی اطلاعاتی بده
‫ده میلیون ین جایزه می‌گیره.

02:15.320 --> 02:17.360
!این بزرگ‌ترین جایزه توی چند نسل اخیره

02:17.440 --> 02:21.530
،ولی اون یکی از بدترین مجرم‌های تاریخه
‫شاید پشت بیش از ۲۰ تا جرم باشه...

02:21.620 --> 02:25.580
‫اون شش روز در هفته اینجا کار می‌کرد.
‫امکان نداره ۲۰ تا جرم مرتکب شده باشه.

02:25.660 --> 02:27.790
،شهردار هم چسبیده به تبلیغ زولمپیک

02:27.870 --> 02:32.250
اونم وقتی که باید امنیت
‫شهروندانش رو تامین کنه!

02:32.330 --> 02:35.750
نظرات مشابه‌ای رو هم می‌بینیم که
‫توی اینترنت دارن بالا می‌گیرن...

02:35.840 --> 02:36.840
‫منم.

02:37.460 --> 02:42.140
‫اون گرگ خاکستری فردا توی
‫جنگ قلمرو بازار سیاه مبارزه می‌کنه.

02:42.220 --> 02:44.140
‫به هر قیمتی شده بگیریدش.

02:45.180 --> 02:48.350
‫بله، مرده یا زنده.

02:49.690 --> 02:50.770
‫چقدر کثیف و فاسده!

02:53.060 --> 02:57.610
‫من پدرم رو یه آدم منطقی می‌دیدم
‫که فقط به ارقام و آمار باور داشت.

02:57.690 --> 03:01.610
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم برای شهرت و ثروت
‫تن به رشوه‌خواری بده.

03:01.700 --> 03:05.080
‫اونم مثل اون شاخ‌هاش کج و معوجه.
‫نفرت‌انگیزه!

03:05.160 --> 03:06.450
... لوئی - ساما

03:06.540 --> 03:08.700
‫توقع داری منم ساکت بمونم؟

03:08.790 --> 03:10.370
‫قضیه این نیست...

03:15.540 --> 03:16.380
‫الو؟

03:16.460 --> 03:20.260
.چیزی که خواسته بودی رو پیدا کردم
‫اما مسئله اینه که...

03:20.340 --> 03:21.590
‫ممنون.

03:21.680 --> 03:24.510
‫فردا میام پیشت.
‫جزئیات رو بذار واسه اون موقع.

03:25.470 --> 03:28.520
.پسر کو ندارد نشان از پدر
‫قشنگ ازم کار می‌کشه.

03:29.390 --> 03:30.600
‫پدرم کاری کرده؟

03:30.680 --> 03:31.940
!پس تا فردا

03:39.230 --> 03:42.150
.ببخشید ترسوندمت

03:42.240 --> 03:46.660
.لوئی - ساما، انگیزه واقعی پدرت این نیست

03:46.740 --> 03:48.580
‫شهردار داره تهدیدش می‌کنه.

03:49.250 --> 03:50.660
‫چه تهدیدی؟

03:50.750 --> 03:55.630
‫شهردار درباره رابطه شما
‫به عنوان پدر و پسر تحقیق کرده،

03:55.710 --> 03:58.380
‫و انگار یه جورایی
‫مدرک هم به دست آورده.

03:59.130 --> 04:03.010
فهرست طعمه‌های زنده؟
‫اون قول داده بود نابودش کنه!

04:03.630 --> 04:06.550
‫حداقل ‫شرایطش رو درک کن.

04:06.640 --> 04:09.270
‫این چیزی نبود که پدرت می‌خواست.

04:10.180 --> 04:11.600
‫باورش دارم.

04:11.680 --> 04:14.190
‫اگه اون اطلاعات لو می‌رفت،
‫شرکت به خطر می‌افتاد.

04:14.270 --> 04:16.190
‫دلیلش این نیست.

04:16.270 --> 04:20.030
.لوئی - ساما پدرتون نگرانتون بود

04:20.110 --> 04:21.610
‫نگران من؟

04:21.690 --> 04:26.870
‫بله، اون طاقت نداره ببینه
‫چیزی آینده‌ات رو خراب می‌کنه.

04:28.120 --> 04:30.370
واقعاً راسته؟

04:49.390 --> 04:51.470
‫عجب گوشت خوش‌ظاهریه.

04:52.140 --> 04:53.600
‫می‌خوامش...

04:54.980 --> 04:57.150
‫دیگه طاقت ندارم!

04:57.230 --> 04:58.480
‫وایسا!

05:00.190 --> 05:02.740
‫بیا، شاخ لوئی رو گاز بزن.

05:11.450 --> 05:14.330
‫ببخشید طول کشید.

05:14.410 --> 05:18.080
‫شاید واسه این دیر کردی که
‫همیشه سوار اون لگن می‌شی.

05:18.170 --> 05:20.500
‫هنوزم خوب کار می‌کنه.

05:21.130 --> 05:23.300
‫فقط بگو چی می‌خوای.

05:23.380 --> 05:26.050
‫حتماً کار واجبی بوده که
‫این‌طوری صدام کردی.

05:26.130 --> 05:28.550
‫قضیه مربوط به نوه‌ته، نه؟

05:29.390 --> 05:31.100
هیچی از زیر دستت در نمیره، هان؟

05:32.010 --> 05:34.390
‫لگوشی این رو واسم فرستاده.

05:34.480 --> 05:35.810
‫ولی...

05:35.890 --> 05:37.190
‫تقدیم به پدربزرگ عزیزم

05:37.810 --> 05:39.480
".امیدوارم حالت خوب باشه"

05:39.560 --> 05:43.980
‫"دلم می‌خواست حضوری باهات حرف بزنم،
‫اما دیگه این امکان وجود نداره."

05:44.070 --> 05:47.490
"لطفاً بازم مراقب هارو باش"

05:47.570 --> 05:51.370
.لطفاً همیشه شاد و سلامت بمون"
"از طرف لگوشی

05:51.450 --> 05:54.120
‫گروه ۵۰۰ موش به آخر خط رسیده این رو بهم دادن.

05:54.200 --> 05:56.160
‫اونا دوستاتن، درسته؟

05:56.250 --> 05:57.920
‫چیزی می‌دونی؟

05:58.000 --> 06:01.040
‫این چیه، وصیت‌نامه قبل از خودکشیه؟

06:02.880 --> 06:07.010
‫اون لگوشیِ احمق
‫حتماً داره یه کارایی می‌کنه.

06:07.090 --> 06:10.300
‫اگه دست از پا خطا کنه،
‫درجا می‌افته تو تله‌مون.

06:11.260 --> 06:13.010
‫می‌خوای با لگوشی چیکار کنی؟

06:13.100 --> 06:14.810
‫اون یه مجرم فراریه.

06:14.890 --> 06:15.890
‫دستگیرش می‌کنم.

06:15.970 --> 06:19.900
‫- ممنون بابت اطلاعات.
‫- وایسا! فکر می‌کنی لگوشی گناهکاره؟

06:19.980 --> 06:22.400
‫- جوابم رو بده، یحیی...
‫- الو؟ کورنه؟

06:22.480 --> 06:24.070
.به حرکت افتاده

06:24.150 --> 06:27.150
‫بازار سیاه، تایید شد. آماده بشین.

06:27.240 --> 06:30.820
‫خیلی خب، من رفتم.
‫احمق بودم که بهت اعتماد کردم و این رو گفتم!

06:39.410 --> 06:43.460
.تو هم مثل همیشه همون‌جوری هستی، گوشا
‫واقعاً که همون‌جوری هستی.

07:33.930 --> 07:38.270
ویژگی‌های پلنگیِ من
‫داره به ویژگی‌های غزال غلبه می‌کنه.

07:40.100 --> 07:43.310
‫ملون، ناراحتی؟

07:44.440 --> 07:46.480
،برای فرار از جامعه

07:46.570 --> 07:51.070
توی یه افسانه عجیب زندگی می‌کردم
‫که مادرم نوشته بود.

07:52.070 --> 07:54.700
فقط ما دوتا، توی یه دنیای خیالیِ مخصوص خودمون.

07:55.570 --> 07:56.910
‫ملون.

07:56.990 --> 08:00.290
.عاشق این بودم که مامان اسمم رو صدا بزنه

08:00.790 --> 08:05.170
اون موقع نه یه "دورگه" بودم
"نه یه "گوشت خوار" و نه "گیاهخوار

08:05.250 --> 08:08.670
.بهم حس خودم بودن رو می‌داد
.حس ملون بودن

08:09.300 --> 08:14.430
‫عاشق اون قیافه وحشت‌زده
‫و بدن ضعیفتم.

08:14.510 --> 08:20.270
‫من رو یاد پدرِ غزال‌ات می‌ندازه
‫که با تک تک سلول‌هام عاشقش بودم...

08:23.850 --> 08:28.770
،آه، مامان. ترسناک و زیبا
‫اون همه دنیای من بود.

08:29.730 --> 08:32.440
.و حالا دارم اون غزالِ درونم رو از دست می‌دم

08:37.530 --> 08:39.740
‫جای خوبی بهت دادن.

08:39.830 --> 08:41.290
‫حتی اتاق مخصوص سیگار هم داری.

08:41.370 --> 08:42.870
‫آره، خوبه.

08:43.460 --> 08:46.170
‫بین تو و پدرم چه اتفاقی افتاد؟

08:46.250 --> 08:47.330
‫خب...

08:48.040 --> 08:50.840
‫مربوط به اون گوشت مصنوعیه؟

08:50.920 --> 08:53.630
‫اوه، از اون خبر داری؟

08:53.720 --> 08:55.300
‫واقعاً دردسر بزرگی بود.

08:55.380 --> 08:57.180
‫وقتی گزارش آنالیز رو بهش دادم،

08:57.260 --> 09:00.810
‫گفت: "غیرقابل‌قبوله،
‫این رو به رسانه‌ها لو می‌دم!"

09:00.890 --> 09:02.640
‫واقعاً آمپر چسبوند.

09:03.850 --> 09:05.390
داره درباره چی حرف می‌زنه؟

09:05.480 --> 09:07.900
‫خب، تو بهش چی گفتی؟

09:07.980 --> 09:09.310
‫حقیقت رو.

09:09.400 --> 09:13.740
‫اینکه اون گوشت
‫در واقع کاملاً هم مصنوعی نیست.

09:13.820 --> 09:16.570
‫ظاهراً از جنینِ متولدنشده حیوانات
‫درست شده.

09:16.660 --> 09:18.450
از چی درست شده؟

09:18.530 --> 09:23.370
‫اما دقیقاً روز بعدش،
‫بهم گفت دیگه هرگز درباره‌ش حرفی نزنم.

09:23.450 --> 09:24.660
‫چقدر عجیب.

09:24.750 --> 09:28.750
‫می‌دونم.
‫انگار یکی دهنش رو بسته بود.

09:28.830 --> 09:31.090
.انگار بابتش حسابی ناراحت بود

09:31.170 --> 09:34.590
.لوئی - ساما، نیت واقعی پدرتون این نیست

09:34.670 --> 09:37.010
.شهردار داره تهدیدش می‌کنه

09:37.630 --> 09:41.930
‫راستی، درباره اون دارویی که می‌خواستی.

09:42.010 --> 09:44.470
‫همونی که برای کنترل لخته شدن خونه.

09:44.560 --> 09:45.390
‫خب؟

09:45.480 --> 09:48.020
‫تهیه‌ش حداقل دو روز زمان می‌بره.

09:48.100 --> 09:50.310
‫چی؟ اما چرا؟

09:50.400 --> 09:53.860
‫درخواستش باید تایید بشه
‫تا کسی بتونه بهش دسترسی پیدا کنه.

09:53.940 --> 09:55.110
‫راه میان‌بری وجود نداره؟

09:55.190 --> 09:56.610
‫برای امشب لازمش دارم.

09:56.700 --> 09:57.570
‫امشب؟

09:57.650 --> 09:59.990
‫دوستم داره برای زندگیش می‌جنگه.

10:00.070 --> 10:04.370
‫این مبارزه چه ربطی
‫به لخته شدن خون داره؟

10:04.450 --> 10:08.870
‫حریفش همون مجرمیه که
‫پشتِ اون قتل‌های بین‌گونه‌ای بود.

10:08.960 --> 10:10.250
عه؟

10:10.330 --> 10:12.380
‫اون یه موجود دورگه و واقعاً سرسخته.

10:12.460 --> 10:17.590
‫نقطه ضعفش بوی مخلوط
‫خونِ گوشت‌خوار و گیاه‌خواره.

10:17.670 --> 10:21.470
‫مخلوط کردن خونِ گونه‌های متفاوت
‫باعث لخته شدن فوری می‌شه، اما...

10:22.260 --> 10:23.220
‫که این‌طور.

10:23.310 --> 10:25.390
‫واقعاً دلم می‌خواد کمک کنم، ولی...

10:25.470 --> 10:27.020
‫من یه قولی دادم.

10:27.100 --> 10:28.440
‫اینکه منم بجنگم.

10:28.520 --> 10:29.810
‫تو می‌خوای بجنگی؟!

10:29.900 --> 10:32.810
‫چون درد اون، درد منه.

10:33.610 --> 10:36.150
‫اون همیشه تنهایی می‌جنگه.

10:37.190 --> 10:42.030
‫می‌جنگه تا از چیزهایی که براش عزیزه محافظت کنه،
‫حتی اگه به قیمت آسیب دیدنش باشه.

10:42.120 --> 10:46.500
‫شاید اولش تردید کنه، ولی در نهایت،
‫شرافتمندانه و رودررو می‌جنگه.

10:47.250 --> 10:53.790
‫در حالی که تمام کاری که من می‌تونم بکنم
‫تماشا کردنِ آسیب دیدنِ عزیزام بوده.

10:54.420 --> 10:57.050
‫پس می‌خوای بهش کمک کنی؟

10:57.130 --> 10:58.760
‫می‌دونم شاید کار بزدلانه‌ای باشه.

10:58.840 --> 11:02.390
‫استفاده از خون برای غافلگیر کردنش...

11:02.470 --> 11:05.510
‫حمله از روبه‌رو
‫همیشه جواب نمی‌ده، می‌دونی که.

11:05.600 --> 11:07.720
‫فکرت درسته.

11:07.810 --> 11:09.100
درست؟

11:11.480 --> 11:12.940
این واقعاً "درسته"؟

11:13.810 --> 11:17.820
نه، اصلاً. کاری که دارم می‌کنم
‫برخلاف اصول اخلاقی اونه.

11:17.900 --> 11:21.450
چه فکری با خودم می‌کردم؟

11:21.530 --> 11:25.780
‫می‌خوام مثل اون بجنگم،
‫با سرِ افراشته.

11:27.040 --> 11:28.500
‫من...

11:28.580 --> 11:33.580
.درسته. باید با دشمن خودم بجنگم

11:33.670 --> 11:35.880
مگه نه، لگوشی؟

11:37.550 --> 11:38.840
‫ممنونم.

11:38.920 --> 11:42.720
.می‌رم کاری که باید رو بکنم

11:42.800 --> 11:46.100
‫چی؟ هی... یه لحظه صبر کن!

11:50.390 --> 11:54.270
‫برای یه گیاه‌خوار،
‫خونش زیادی به جوش میاد.

11:54.900 --> 11:57.480
‫پاندای غول‌پیکر

11:57.570 --> 11:59.110
‫ممنونم.

11:59.190 --> 12:02.900
‫آقای گوهین، شما تنها کسی بودید که فکر می‌کردم
‫این کار رو برام انجام می‌ده.

12:02.990 --> 12:04.410
‫تو دیوونه‌ای.

12:04.950 --> 12:08.330
‫دو بار تا مرز مرگ رفتی
‫و هنوز درس عبرت نگرفتی؟

12:08.410 --> 12:10.790
‫هر دو بار رو جون سالم به در بردم، مگه نه؟

12:10.870 --> 12:15.750
‫جنگ‌ها معمولاً
‫با زره و سلاح انجام می‌شن.

12:15.830 --> 12:22.510
‫اما تو داری دندون‌ها و خونت رو می‌ریزی
‫تا قبل از نبرد ضعیف بشی؟ دیوانگیه.

12:22.590 --> 12:26.050
‫این ویژگی‌های طبیعی
‫که باهاشون به عنوان یه گوشت‌خوار متولد شدم،

12:26.140 --> 12:29.810
‫قرار نیست برام نقش سلاح رو بازی کنن.

12:29.890 --> 12:33.270
،بیشتر از بدن گرگیم، پنجه‌ها و دندون‌هام

12:33.350 --> 12:37.440
‫چیزی که واقعاً من رو سرپا نگه می‌داره
‫چیزهاییه که دیدم و حس کردم.

12:39.190 --> 12:41.440
برای محافظت از چیزی که می‌خوای کافیه؟

12:41.530 --> 12:43.150
‫عملیش می‌کنم.

12:43.240 --> 12:46.360
‫وقتی تصویر خودم رو
‫توی چشم‌های بزرگ و سیاه هارو می‌بینم،

12:46.450 --> 12:49.030
.می‌خوام یه گرگ شریف رو ببینم

12:50.580 --> 12:53.250
‫و برای رسیدن به اون، می‌تونم بجنگم.

12:53.330 --> 12:56.960
.مثل همیشه دیوونه‌ای

12:58.630 --> 13:00.170
‫ممنون که این کار رو کردی.

13:01.050 --> 13:02.340
‫نمیری یه وقت.

13:02.420 --> 13:05.050
‫هنوز پول اون دندون مصنوعی‌ها رو بهم بدهکاری.

13:11.470 --> 13:14.810
‫بیایید تیم‌های شرکت‌کننده رو بیاریم روی صحنه!

13:15.560 --> 13:18.440
‫با پاشنه‌هایی به بلندی اعتمادبه‌نفسشون،

13:18.520 --> 13:21.440
‫الهه‌های بازار سیاه وارد می‌شن،
‫ایناری-گومی!

13:21.530 --> 13:23.070
!عاشقتم تن - چان

13:23.150 --> 13:25.900
‫پسرای شیک‌پوش با یه استایل خیره‌کننده،

13:25.990 --> 13:28.950
‫مادارا-گومی عادل و باهمدردی!

13:29.870 --> 13:32.580
‫قدرت پیوند بین اون‌ها
‫به سختی پولک‌هاشونه.

13:32.660 --> 13:36.120
‫تنها و پنهان در سایه‌ها،
‫دوکو-گومی وارد می‌شه!

13:36.210 --> 13:41.000
‫و حالا، قهرمان‌های سال قبل!
‫آیا می‌تونن از تاج و تختشون دفاع کنن؟

13:41.090 --> 13:44.920
‫سلاطین درنده‌ها، شیشی-گومی!

13:47.550 --> 13:51.260
‫اما این همه ماجرا نیست!
‫بعد از ۳۰ سال، اولین تازه‌وارد رو داریم!

13:51.350 --> 13:55.730
‫لگوشی، گرگ خاکستری!

13:55.810 --> 13:58.810
‫هی، این همون مجرم فراری نیست؟

13:58.900 --> 14:00.400
‫همونی که ده میلیون ین جایزه براش گذاشتن؟

14:00.480 --> 14:01.440
‫بگیریدش!

14:02.980 --> 14:04.360
‫قوانین خیلی ساده‌ست!

14:04.440 --> 14:06.360
‫شرکت‌کننده‌ها خون خودشون رو می‌سوزونن.

14:06.440 --> 14:11.950
‫ما هم بر اساس روشنایی، شکل و بوی شعله،
‫قهرمان رو انتخاب می‌کنیم!

14:12.030 --> 14:16.790
‫به برنده، کنترل بازار سیاه
‫برای یک سال واگذار می‌شه

14:16.870 --> 14:21.460
‫و این تکه گوشت اعلا
‫نصیبش می‌شه!

14:22.040 --> 14:26.050
‫وای، پسر! عجب چیزیه! حتماً خیلی خوشمزه‌ست!

14:32.550 --> 14:34.390
‫همه آماده‌اید؟

14:34.470 --> 14:37.230
‫بدون معطلی،
‫بیایید اون آتیش‌ها رو روشن کنیم!

14:51.660 --> 14:52.820
‫ایناری-گومی می‌بره.

14:52.910 --> 14:54.030
‫نه بابا، مادارا-گومی می‌بره.

14:54.120 --> 14:55.240
‫فقط دوکو-گومی!

14:55.330 --> 14:58.000
‫بوی شیشی-گومی امسال ضعیف به نظر می‌رسه.

14:59.580 --> 15:05.420
‫اون گوزن جوونی که دنبالش راه می‌افتادید،
‫قطعاً بهتون یه برتری نوآورانه داده بود،

15:05.500 --> 15:08.130
‫اما زیادی سوسول شدید.

15:08.210 --> 15:11.010
‫فکر کنم هنوز
‫افتخار آشنایی با شما رو نداشتم.

15:11.090 --> 15:16.220
‫اسم من ملونه
‫و رئیس جدید شیشی-گومی هستم.

15:16.310 --> 15:17.600
‫از دیدنتون خوشبختم.

15:18.180 --> 15:20.730
‫شیشی-گومی شما
‫واقعاً از اوج به ذلت رسیده.

15:20.810 --> 15:22.520
‫اصلاً شبیه گذشته‌ش نیست.

15:22.600 --> 15:24.440
‫چی گفتی؟

15:24.520 --> 15:28.530
‫دختر جون، بهت توصیه می‌کنم
‫ما رو دست‌کم نگیری.

15:28.610 --> 15:31.070
‫من این رو تحمل نمی‌کنم.

15:32.530 --> 15:34.320
‫یا حداقل دلم می‌خواد این رو بگم.

15:34.950 --> 15:39.330
‫حقیقت داره. بوی شیشی-گومی
‫به‌شدت ضعیفه.

15:39.410 --> 15:40.620
‫خب، که این‌طور.

15:41.290 --> 15:42.920
‫باید بوی گندش رو بیشتر کنیم.

15:45.590 --> 15:47.500
‫- چه غلطی میکنی؟
‫- نه!

15:47.590 --> 15:49.840
‫نه، آگاتا!

15:49.920 --> 15:51.590
‫آشغال عوضی!

15:51.680 --> 15:53.430
‫پات رو از گلیمت درازتر کردی!

15:55.600 --> 15:56.930
‫رئیس...

15:57.560 --> 16:01.140
‫این کار ما رو دوباره برمی‌گردونه به اوج، مگه نه؟

16:01.230 --> 16:02.060
‫شیشی-گومی!

16:02.140 --> 16:03.600
‫همین‌طوره.

16:06.440 --> 16:09.650
‫داری چه‌کار می‌کنی؟
‫این خلاف قوانینه!

16:10.860 --> 16:14.820
‫قوانین محدودکننده این جنگ قلمرو
‫چیزی جز اراجیف نیست!

16:14.910 --> 16:18.950
‫این مسابقه به خون بیشتری نیاز داره!
‫گوشت بیشتر! بیایید حال کنیم!

16:19.040 --> 16:23.290
‫اعتراف کنید، همه‌تون دلتون گوشت می‌خواد!

16:23.370 --> 16:26.000
‫مگه فقط بو کشیدن شکمتون رو سیر می‌کنه؟

16:26.080 --> 16:28.840
‫یالا، چشم‌هاتون رو باز کنید!

16:28.920 --> 16:29.750
‫راست می‌گه!

16:29.840 --> 16:31.880
‫مگه امروز روز تقدیر از گوشت نیست؟

16:31.970 --> 16:35.800
‫خب؟ شماها عاشق گوشتید، مگه نه؟

16:35.890 --> 16:38.600
‫مگه واسه همین
‫نیومدید بازار سیاه؟

16:38.680 --> 16:41.730
‫- آره به خدا! ما گوشت‌خواریم!
‫- دمتون گرم، شیشی-گومی!

16:41.810 --> 16:45.190
‫اگه نمی‌تونی غریزه‌ت رو قبول کنی،
‫اصلاً چه حیوونی هستی؟

16:45.850 --> 16:50.190
‫خوب تماشا کن، بازار سیاه.
‫عشق واقعی یعنی این!

16:50.280 --> 16:53.450
‫این خلاف قوانینه! بگیریدشون!

17:04.540 --> 17:07.250
‫خیلی خب. پس قوانین رو گذاشتید کنار، هان؟

17:07.330 --> 17:10.460
‫چطوره فقط واسه امشب، خودمون رو رها کنیم؟

17:10.550 --> 17:12.760
‫بذارید خونتون به جوش بیاد!

17:12.840 --> 17:17.220
‫لگوشی. امشب شب آخر عمرته.

17:17.300 --> 17:20.100
‫بیا اینجا رو به آتیش بکشیم!

17:24.640 --> 17:27.690
‫پارسال دایناسورهای بیشتری نبود؟

17:27.770 --> 17:29.360
‫همون‌هایی که مدرسه چریتون ساخته بود.

17:29.440 --> 17:32.690
‫شنیدم تازگی‌ها کلی اتفاق
‫توی اون مدرسه افتاده...

17:32.780 --> 17:34.690
‫تحت تعقیب
‫لگوشی

17:35.280 --> 17:37.910
‫این اولین جشنواره منه که روی خشکی برگزار می‌شه.

17:37.990 --> 17:42.160
‫حتی لگوشی هم جرئت نمی‌کنه
‫جلوی چشم همه بیاد اینجا، مگه نه؟

17:42.240 --> 17:44.700
‫ولی اون بهم قول داد.

17:44.790 --> 17:47.790
‫که توی جشنواره شهاب‌سنگ
‫با هم یه شمع روشن کنیم.

17:47.870 --> 17:50.920
.از اون آدماییه که سرشون بره قولشون نمیره

17:51.000 --> 17:53.130
‫باد از کدوم طرف می‌وزه؟

17:53.210 --> 17:54.630
‫لیس، لیس.

17:54.710 --> 17:55.760
‫بو، بو.

17:57.090 --> 17:58.640
‫باد از سمت دریا می‌آد.

17:59.340 --> 18:00.720
‫می‌تونم برم جایی که باد از اون‌طرف می‌آد؟

18:00.800 --> 18:03.560
‫وقتی لگوشی رسید اینجا،
‫می‌خوام بوی من رو حس کنه.

18:04.520 --> 18:07.350
‫اون دختر هم مثل خودش کله‌شقه.

18:07.440 --> 18:11.610
‫موجودات خشکی
‫با پاهای خودشون روی زمین راه می‌رن.

18:11.690 --> 18:14.280
‫قدم‌هاشون احساسات قلبیشون رو لو می‌ده.

18:14.360 --> 18:16.690
‫این‌طوریه که می‌تونم ببینمشون.

18:17.320 --> 18:18.950
‫احساسات اون دختر رو.

18:20.280 --> 18:22.700
‫این رو با این عوض کن.

18:22.780 --> 18:24.370
‫الان سریع انجامش می‌دم.

18:24.450 --> 18:29.330
خب همگی! وقت جشنواره شهاب‌سنگ امساله
‫که خیلی وقت بود منتظرش بودید!

18:29.420 --> 18:32.590
‫هوا یاری نمی‌کنه،
‫ولی یه خبر زولمپیکی براتون داریم...

18:35.000 --> 18:36.380
...پس گوش به زنگ باشید

18:36.460 --> 18:40.510
اون هنوزم قصد داره
‫گوشت مصنوعی رو اینجا معرفی کنه؟

18:41.390 --> 18:45.930
‫خودت می‌دونی باید چه‌کار کنی.
‫بهت اعتماد دارم، لوئی.

18:46.020 --> 18:47.680
‫بسپارش به من.

18:50.400 --> 18:51.980
‫وای نه، داره شروع می‌شه.

18:52.060 --> 18:54.070
‫هنوز تموم نشده؟!

18:54.150 --> 18:56.730
!یه خرده ببرش بالاتر

18:58.570 --> 19:00.240
‫یه ذره دیگه!

19:01.240 --> 19:03.070
‫حله!

19:03.160 --> 19:04.410
‫بذارش زمین.

19:07.080 --> 19:09.750
.بچه‌ها، خسته نباشید

19:09.830 --> 19:11.500
‫سانو!

19:11.580 --> 19:13.460
‫چیز دیگه‌ای مونده که آماده کنیم؟

19:13.540 --> 19:15.000
‫نورها رو چک کردی؟

19:15.090 --> 19:16.210
‫برم فیوز رو بزنم.

19:16.300 --> 19:18.050
‫- گریم؟
‫- الان دیگه شروع می‌شه!

19:18.130 --> 19:20.090
‫من انجامش می‌دم. اون پشت همه‌چیز آماده‌ست؟

19:20.180 --> 19:21.840
‫بله، دقیقاً همون‌جا.

19:22.430 --> 19:23.510
‫هی...

19:23.600 --> 19:25.600
‫کسی می‌دونه پینا کجاست؟

19:25.680 --> 19:28.770
‫دوباره داره با دخترهای
‫مدرسه‌های دیگه لاس می‌زنه؟

19:29.850 --> 19:34.150
یالا دیگه رفیق! چون صد سال
.طول کشید تا گوش‌هات رو درست کنی دیرمون شد

19:34.230 --> 19:37.280
!باید پشم‌هام بدرخشن
‫دخترهای مدرسه‌های دیگه دارن می‌آن.

19:37.360 --> 19:39.740
‫راستی خوراکی‌ها چی؟ یه لیست نوشتم.

19:39.820 --> 19:41.360
‫پارفه - دونات - موچی ‫موز - شیک

19:41.450 --> 19:42.490
‫می‌خوای همه‌ی این‌ها رو بخوری؟

19:42.570 --> 19:43.870
‫خیلی هیجان دارم.

19:43.950 --> 19:46.700
‫اون بندی که پارسال تو جشنواره فرهنگی
‫آهنگ‌هاشون رو کاور کردم، دارن می‌نوازن.

19:46.780 --> 19:50.120
‫ایول! خیلی باحال به نظر می‌رسه!
‫مگه نه جک...

19:58.250 --> 19:59.840
.عجب اوضاع شیر تو شیری شد

20:02.430 --> 20:04.720
‫نمی‌تونی فرار کنی!

20:06.430 --> 20:07.850
‫پدربزرگ...

20:08.510 --> 20:11.850
به کی می‌گی پدربزرگ؟

20:14.350 --> 20:17.820
‫سم مارمولک روت اثر نداره، نه؟

20:18.570 --> 20:21.820
‫بسیار خب پسرجون. بیا با مشت‌هامون بجنگیم.

20:22.860 --> 20:24.070
‫زیباست...

20:25.200 --> 20:29.370
،یه حس آرامشی دارم
‫انگار دست‌های پدربزرگم دورم حلقه شده.

20:37.500 --> 20:40.760
‫این مبارزه از قبل شروع شده، پسرجون!

20:50.390 --> 20:51.390
‫اوه، لعنتی!

20:51.470 --> 20:52.310
‫چه خبره؟

20:52.390 --> 20:53.270
‫فرار کنید!

21:01.940 --> 21:03.150
!بیاید بزنیم به چاک

21:03.240 --> 21:04.490
‫تو هم در خطری!

21:05.110 --> 21:07.200
‫نگران نباش!

21:08.990 --> 21:12.080
‫هر جنگی قربانی‌های خودش رو داره!

21:12.160 --> 21:16.420
‫اون‌ها می‌جنگن، خون می‌ریزن،
‫و باز هم خون می‌ریزن!

21:19.670 --> 21:25.510
‫هر چی یه موجود زخم‌های بیشتری برداره،
‫زیباتر می‌شه.

21:30.310 --> 21:35.060
‫هی، فکر کنم من و تو
‫ارزش‌های مشابهی داشته باشیم.

21:36.940 --> 21:38.600
‫خیلی پرت گفتی.

21:38.690 --> 21:42.230
‫تو هنوز حتی یه ذره هم از
‫قدرت ذهنی ما رو ندیدی.

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:42.320 --> 21:43.150
‫بگیرش.

21:45.030 --> 21:46.700
‫وای، هنوز داره می‌لوله.

21:46.780 --> 21:49.740
‫تیکه‌های تازه هنوز اراده‌شون رو دارن.

21:49.820 --> 21:53.540
‫این رو به عنوان یه پیام از طرف دوکو-گومی قبول کن.

21:54.500 --> 21:55.960
‫پیام؟

21:56.040 --> 22:00.630
‫هیچ‌وقت گاردت رو جلوی
‫وحشی‌های بازار سیاه پایین نیار.

22:00.710 --> 22:01.840
‫چی؟
