WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:42.040 --> 01:46.960
در کیهانی غبارآلود

01:50.000 --> 02:02.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:50.000 --> 02:02.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:50.000 --> 02:02.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:51.260 --> 01:53.550
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم مرتبه.

01:53.630 --> 01:56.970
‫همش می‌گفتی هیچی نداری،
‫فکر کردم اینجا کاملاً خالیه.

01:57.050 --> 01:58.720
‫اون دیگه زیاده‌روی بود.

02:00.720 --> 02:02.350
واسه امتحانات دبیرستان درس می‌خونی؟

02:02.430 --> 02:03.390
‫هوم.

02:04.020 --> 02:07.440
‫واسه کار تو نمایشگاه حشرات
‫به مدرک دیپلم نیاز دارم.

02:08.230 --> 02:10.400
‫وقتی ترک تحصیل کردم اینو نمی‌دونستم.

02:10.480 --> 02:12.070
‫نمایشگاه حشرات؟

02:12.150 --> 02:15.820
‫خب آره.
‫البته فعلاً فقط یه رویاست.

02:15.910 --> 02:19.080
‫چه خوب، خیلی عالیه.

02:19.740 --> 02:21.290
‫رویا، هان؟

02:23.830 --> 02:26.790
‫ببین، ماه داره کامل میشه.

02:26.880 --> 02:31.590
‫وقتی ماه کامله، من و کولو
‫همیشه ادای زوزه کشیدن درمیاریم.

02:31.670 --> 02:33.670
‫این خلاف قوانین مدرسه نیست؟

02:33.760 --> 02:35.930
‫واسه همین فقط اداشو درمیاریم.

02:36.010 --> 02:38.300
‫خیلی آروم این کارو می‌کنیم،

02:38.390 --> 02:42.350
‫ولی همین که می‌دونیم صدامون حتی وقتی از هم دوریم
‫به همدیگه می‌رسه، بهمون آرامش میده.

02:44.310 --> 02:46.480
<i><i>‫دمش تکون نمی‌خوره.</i></i>

02:46.560 --> 02:49.730
‫دوست دارم یه روز صدای زوزه‌ات رو بشنوم، ‫لگوشی.

02:50.940 --> 02:51.900
‫جک.

02:53.940 --> 02:55.320
‫چیزی شده؟

02:56.360 --> 02:58.820
.انگار کیفت کوک نیست

03:00.160 --> 03:05.160
‫اه، شاید کلاس‌های تیزهوشانم
‫یکم انرژی‌مو گرفته.

03:05.250 --> 03:08.330
‫کلاس‌های تیزهوشان انقدر سخته؟

03:08.420 --> 03:09.420
.هوم

03:10.090 --> 03:13.590
،خب، سخت براش درست نیست

03:14.340 --> 03:16.380
‫ولی واقعاً متفاوته.

03:16.470 --> 03:17.590
‫متفاوت؟

03:18.140 --> 03:19.930
‫همه دانش‌آموزها سگ هستن.

03:20.010 --> 03:21.140
‫همه‌شون؟

03:21.220 --> 03:23.600
‫از یه جهت، فکر کنم منطقی باشه.

03:23.680 --> 03:27.770
‫سگ‌هایی مثل ما جوری پرورش داده شدن
‫که هوش پیشرفته‌ای داشته باشن.

03:27.850 --> 03:31.190
‫واسه همینه که توی درس‌هات موفقی، نه؟

03:31.270 --> 03:32.360
‫نه.

03:32.940 --> 03:38.570
‫معنیش اینه که ما آروم و منطقی هستیم.
‫تحت تاثیر احساسات قرار نمی‌گیریم.

03:38.660 --> 03:41.330
‫اولین جنگ گوشت‌خواران و گیاه‌خواران

03:40.370 --> 03:42.030
<i><i>‫توی کلاس‌های ‫تیزهوشان،</i></i>

03:42.120 --> 03:45.540
<i><i>‫مجبورمون می‌کنن چیزایی رو بخونیم
‫که تو کلاسای معمولی درس نمیدن.</i></i>

03:46.580 --> 03:50.170
<i><i>‫یاد می‌گیریم کدوم گونه‌ها
‫گونه‌های دیگه رو قتل‌عام کردن،</i></i>

03:50.670 --> 03:52.420
<i><i>‫و کدوم گونه باعث انقراض بقیه ‫شده.</i></i>

03:53.500 --> 03:57.340
<i><i>‫ولی بعدش جوری رفتار می‌کنیم که
‫انگار اتفاق مهمی نیفتاده.</i></i>

03:57.420 --> 04:01.260
<i><i>‫جزوه می‌نویسیم و اطلاعات رو
‫توی مغزمون ذخیره می‌کنیم.</i></i>

04:02.300 --> 04:06.730
<i><i>‫بعد کلاس هم خیلی عادی
‫لبخند می‌زنیم و خداحافظی می‌کنیم.</i></i>

04:07.770 --> 04:10.850
<i><i>‫مثل ربات‌هایی که دارن کاری رو می‌کنن
‫که واسش برنامه‌نویسی شدن.</i></i>

04:12.770 --> 04:16.530
،اگه تو اونجا بودی، لگوشی
.میدونم که عصبانی و ناراحت می‌شدی

04:17.110 --> 04:19.110
‫ولی به نظر میاد این موضوع داره خودت رو هم
‫اذیت می‌کنه.

04:19.200 --> 04:22.870
‫پس چرا هیچ نفرتی حس نمی‌کنم؟

04:22.950 --> 04:24.790
‫چرا سعی نمی‌کنم ازش فرار کنم؟

04:24.870 --> 04:26.500
‫چون من یه سگم.

04:26.580 --> 04:28.460
‫من آروم و منطقی‌ام.

04:29.250 --> 04:31.130
‫من جوری پرورش داده شدم که این‌طوری باشم.

04:33.380 --> 04:35.710
‫ولی این نگرانی‌ها روی هم جمع میشن.

04:36.260 --> 04:39.630
‫یعنی من واقعاً انقدر بی‌احساسم؟

04:40.800 --> 04:43.510
‫کاش حداقل می‌تونستم گریه کنم.

04:43.600 --> 04:44.600
‫واسه همینم من...

04:44.680 --> 04:47.270
‫واسه همین اینو همراهت داشتی؟

04:49.600 --> 04:50.560
‫آره.

04:51.770 --> 04:56.280
‫از این استفاده می‌کنم تا به زور گریه کنم.

04:58.070 --> 05:02.740
‫الان، این تنها راهیه که دردم رو آروم ‫می‌کنه.

05:04.580 --> 05:05.450
‫وای، جک!

05:05.530 --> 05:09.120
‫من دیگه نمی‌خوام یه لابرادور باشم!

05:09.200 --> 05:12.670
‫با این وضعیت، جامعه داره
‫تبدیل به دیکتاتوریِ سگ‌ها میشه!

05:13.580 --> 05:16.050
‫من که مطمئن نیستم، فکر کنم...

05:16.960 --> 05:21.970
‫اگه بهمون بگن منطقیه،
‫بدون پلک زدن دست به قتل‌عام می‌زنیم!

05:22.050 --> 05:25.470
‫سگ‌ها موجودات ترسناکی هستن.
‫و منم همین‌طور!

05:25.550 --> 05:30.640
‫این ربطی به سگ بودنت نداره!
‫تو چون جک هستی، از کسی متنفر نمیشی!

05:30.730 --> 05:32.020
‫فقط خودِ جک باش!

05:33.980 --> 05:35.940
‫چطور می‌تونی اینو بگی؟

05:36.570 --> 05:39.150
‫اصلاً از کجا اینو می‌دونی؟

05:41.400 --> 05:43.530
‫چون ما با هم بزرگ شدیم.

05:46.530 --> 05:47.580
‫مگه نه؟

05:49.500 --> 05:50.870
<i><i>‫با هم؟</i></i>

05:51.620 --> 05:53.870
<i><i>‫نه، این‌طور نبود، ‫لگوشی.</i></i>

05:53.960 --> 05:57.670
<i><i>‫تو منو تو غبار جا گذاشتی
‫و کاملاً تنهایی بزرگ شدی.</i></i>

05:57.750 --> 06:01.670
<i><i>‫تو به آزادی رسیدی،
‫جایی که من هیچ‌وقت نمی‌تونم برم.</i></i>

06:02.420 --> 06:05.140
‫بی‌خیال، بی‌حوصله نباش.

06:06.470 --> 06:09.100
‫می‌خوام دوباره خنده‌تو ببینم، جک.

06:12.390 --> 06:16.060
‫احمق! تفش کن بیرون جک،
‫پیاز خوردن برات سمّه!

06:16.150 --> 06:18.480
‫فکر کردی فقط چون سگم
‫حرفتو گوش میدم؟

06:18.570 --> 06:20.440
‫خفه شو! پای مرگ و زندگی وسطه!

06:20.530 --> 06:23.780
‫لابرادورها هم می‌تونن شورش کنن،
‫می‌دونی که!

06:25.610 --> 06:27.370
‫دارم دستم رو می‌برم داخل!

06:30.080 --> 06:31.160
‫همه‌شو تف کن بیرون!

06:33.830 --> 06:38.750
<i><i>‫ناخن‌های بلند و تیز لگوشی
‫داره ته گلوم رو می‌خراشه.</i></i>

06:38.840 --> 06:40.250
<i><i>‫درد داره. نمی‌تونم نفس بکشم.</i></i>

06:41.260 --> 06:43.920
<i><i>‫اون همیشه همین‌طوریه.</i></i>

06:44.010 --> 06:45.430
<i><i>‫همیشه همین‌طور بوده.</i></i>

06:53.140 --> 06:54.520
‫ببخشید.

06:54.600 --> 06:58.020
‫اما نمی‌تونستم بذارم
‫به خاطر خوردن پیاز بمیری.

07:00.020 --> 07:02.150
‫باید برای زندگی خودت ارزش قائل بشی.

07:03.070 --> 07:06.320
‫حتی وقتی پیر شدیم،

07:06.410 --> 07:11.870
‫می‌خوام پیشم باشی
‫تا مثل همیشه با هم گریه کنیم و بخندیم.

07:12.700 --> 07:16.540
‫این حرفا از زبون گرگ بزرگ بدجنس؟
‫تو یکی دیگه حرف نزن.

07:17.250 --> 07:19.380
‫کسی که داره به من صدمه می‌زنه تویی.

07:42.230 --> 07:43.530
‫لگوشی...

07:56.710 --> 08:00.880
‫ملدا؟ اصلاً نمی‌فهمم
‫داری درباره چی حرف می‌زنی.

08:00.960 --> 08:04.670
‫همون دارویی که شبِ
‫مهمانی بالماسکه ازش رونمایی کردن.

08:04.760 --> 08:08.010
‫می‌دونم شیشی‌گومی
‫از اینجا گیرش آورده.

08:08.090 --> 08:09.840
جون من؟

08:09.930 --> 08:11.890
‫چه جور دارویی هست حالا؟

08:11.970 --> 08:13.470
‫منم اومدم اینجا تا همین رو بفهمم.

08:15.720 --> 08:16.640
‫همینه؟

08:16.730 --> 08:18.850
‫لطفاً شوخی رو بذار کنار.

08:18.940 --> 08:21.230
‫این قهوه کوپی لوواک مخصوص منه.

08:24.190 --> 08:29.450
‫تخم‌مرغ، شیر و بقیه غذاهایی
‫که از بدن یه حیوان به دست میان،

08:29.530 --> 08:33.530
‫حسی از سرخوشی ایجاد می‌کنن
‫که شبیه به مصرف گوشته.

08:33.620 --> 08:35.580
‫این قهوه کوپی لوواک هم همین‌طوره.

08:46.380 --> 08:48.300
<i><i>‫یه گیاه‌خوار، و این‌قدر واکنش شدید؟</i></i>

08:48.380 --> 08:50.630
‫تا حالا قهوه کوپی لوواک خوردی؟

08:50.720 --> 08:51.760
‫نه.

08:51.840 --> 08:55.260
‫گوشت‌خوارها گاهی بهش واکنش نشون میدن...

08:55.350 --> 08:59.600
<i><i>‫این باید اثر خوردن هویج‌هایی باشه
‫که با کود گوشت رشد کردن.</i></i>

09:00.350 --> 09:04.020
‫احیاناً تو یه گونه دورگه نیستی؟

09:04.110 --> 09:05.940
‫چی باعث شد این فکر رو بکنی؟

09:06.020 --> 09:07.820
‫از کجا شروع کنم؟

09:08.440 --> 09:11.110
‫قاطعیتت بی‌نظیره،

09:11.200 --> 09:14.620
‫و اشتیاق لازم رو داری تا
‫هر کاری که می‌خوای رو عملی کنی.

09:14.700 --> 09:17.290
‫از به کار بردن خشونت ابایی نداری.

09:17.370 --> 09:21.580
‫انتقادها برات مهم نیستن
‫و تا حد غرور، خودشیفته‌ای.

09:22.460 --> 09:27.130
‫البته این ویژگی‌ها لزوماً
‫مختص دورگه‌ها نیست.

09:27.210 --> 09:31.430
‫ولی بین سوژه‌های تحقیقم،
‫به دورگه‌هایی با این ویژگی‌ها برخوردم.

09:31.510 --> 09:32.760
مثل ملون؟

09:32.840 --> 09:34.220
‫سؤال خوبیه.

09:34.300 --> 09:38.220
‫می‌دونی که، مراکز تحقیقاتی
‫موظف به حفظ محرمانگی هستن.

09:38.310 --> 09:40.060
‫که این‌طور.

09:40.140 --> 09:43.980
‫پس می‌شه درباره نقاط ضعف کلی
‫دورگه‌ها بهم بگی؟

09:45.400 --> 09:46.980
‫سؤال سختیه.

09:47.070 --> 09:48.480
‫من حاشیه نمی‌رم.

09:48.570 --> 09:49.440
‫کاملاً معلومه.

09:50.280 --> 09:53.160
‫خب، البته به طور کلی،

09:53.240 --> 09:57.410
‫دورگه‌ها اشتهای کمتر
‫و میل جنسی ضعیف‌تری دارن.

09:57.490 --> 10:00.410
‫این موارد به طور کلی شایع هستن.

10:00.500 --> 10:03.420
‫تو این جامعه،
‫این‌ها مزیت به نظر میان.

10:03.500 --> 10:06.710
‫ولی مطمئنم برای خودشون عذابه.

10:06.790 --> 10:09.800
‫هر چی هم که بخورن،
‫هیچ‌وقت سیر نمی‌شن.

10:10.880 --> 10:14.720
<i><i>‫هیچ‌وقت سیر نمی‌شن، هر چی هم که ‫بخورن...</i></i>

10:20.100 --> 10:21.520
‫بپر!

10:21.600 --> 10:26.560
‫یه دورگه که تظاهر به گیاه‌خواری می‌کنه
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه به درجه استادی برسه.

10:26.650 --> 10:28.900
‫بپر پایین!

10:28.980 --> 10:32.280
،اگه گربه سان باشی
از این سقوط جون سالم به در می‌بری،نه؟

10:40.490 --> 10:43.080
‫بیا این رو بذاریم تو کیسه.

10:43.870 --> 10:46.080
‫آه، باشه.

10:52.760 --> 10:54.380
‫لطفاً پنجره‌ها رو ببند.

11:00.680 --> 11:02.970
.‫- هورو - سان
‫- بله؟

11:03.060 --> 11:07.400
‫گفتی قبلاً از کشته شدن
‫جون سالم به در بردی، درسته؟

11:08.440 --> 11:11.570
‫آره، من یه خرگوشم.
‫همیشه این اتفاق می‌افته.

11:11.650 --> 11:14.400
‫از گوشت‌خوارها نمی‌ترسی؟

11:14.490 --> 11:19.450
‫خب، اگه بذارم ترس برم داره،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم بشناسمشون.

11:19.530 --> 11:21.280
‫این برام ترسناک‌تره.

11:21.370 --> 11:22.700
‫ترسناک‌تر از خورده شدن؟

11:22.790 --> 11:24.750
‫آره، فکر کنم.

11:26.580 --> 11:28.420
‫آخ...

11:30.420 --> 11:34.670
‫به این حرف‌ها ادامه بدی،
‫مطمئناً یه روز بلعیده می‌شی.

11:36.050 --> 11:40.220
،اگه تقدیرم در هر صورت مرگ باشه
.جونم رو برای عشق به خطر می‌اندازم

11:43.470 --> 11:46.850
‫وای، چه طوفان شدیدی.

11:47.480 --> 11:52.270
<i><i>بدن کوچیکش باید کلی تلاش کنه
.تا فقط زنده بمونه</i></i>

11:53.070 --> 11:56.990
<i><i>‫چطور ذهنش می‌تونه
‫پر از این‌همه فکر و خیال باشه؟</i></i>

11:58.530 --> 11:59.950
.مثل چی داره بارون میباره

12:00.870 --> 12:02.660
<i><i>‫کنجکاوم.</i></i>

12:03.290 --> 12:06.910
<i><i>‫گوشت و خون این یکی
‫لبریز از احساسات عمیقه.</i></i>

12:07.500 --> 12:09.710
<i><i>‫مزه اون چطوره؟</i></i>

12:13.550 --> 12:14.670
<i><i>‫دلم می‌خواد...</i></i>

12:16.590 --> 12:18.760
<i><i>‫دلم می‌خواد ببلعمش.</i></i>

12:24.350 --> 12:27.020
<i><i>‫این حس درست مثل وقتیه که...</i></i>

12:28.770 --> 12:30.060
‫همون‌جا وایسا!

12:30.150 --> 12:32.150
استاد، تو چه گونه‌ای هستی؟

12:33.150 --> 12:37.320
‫منظورم اینه، جوری که الان بغلم کردی
‫اصلاً حس جنسی نداشت.

12:37.400 --> 12:42.410
‫بیشتر شبیه روشی بود که
‫یه گوشت‌خوار طعمه گیاه‌خوارش رو می‌گیره.

12:42.490 --> 12:45.950
‫من قبلاً تا مرز خورده شدن رفتم،
‫واسه همین می‌دونم چه حسی داره.

12:46.040 --> 12:48.620
‫خرگوش‌ها هر روز در خطرن، می‌دونی که؟

12:48.710 --> 12:51.370
‫چی می‌خواستم بگم؟

12:51.460 --> 12:54.840
‫همون‌طور که می‌بینی، من فقط یه غزالم.

12:56.340 --> 13:01.260
‫درسته، تو یه غزالی.
‫امکان نداره گوشت‌خوار باشی.

13:01.340 --> 13:03.350
‫ولی...

13:03.430 --> 13:08.770
!وایسا، استاد
‫یعنی الان داشتی به من نخ می‌دادی؟

13:11.520 --> 13:15.900
‫ببخشید، خیلی وقته از این کارها نکردم.
‫واقعاً خوشحال شدم.

13:15.980 --> 13:18.320
‫ولی الان پسری هست که دوستش دارم،

13:18.400 --> 13:21.070
،بعد از دبیرستان
.دیگه دور عشق بازی با پسرا رو خط کشیدم

13:37.130 --> 13:38.840
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

13:39.800 --> 13:42.300
‫این برام یه تجربه کاملاً جدیدیه.

13:43.550 --> 13:45.600
‫واقعاً درد نداره.

13:46.220 --> 13:50.890
‫الان، فکر کنم قلبم بیشتر از همه درد می‌کنه.

13:53.140 --> 13:57.980
...انگار یه مشکلی رو دستمون باد کرده، واقعاً که

14:13.620 --> 14:15.330
‫ممنون، نوش جان.

14:15.420 --> 14:18.960
‫هی. مغازه تو هم
‫منوی مخفی داره، مگه نه؟

14:19.050 --> 14:20.800
‫ها؟ تا جایی که من می‌دونم نه...

14:20.880 --> 14:23.170
‫بی‌خیال، خودت رو به کوچه علی‌چپ نزن.

14:23.260 --> 14:25.340
‫اودون با گوشت داری؟ مرغ چطور؟

14:25.430 --> 14:26.800
‫نه! ما از این چیزا سرو نمی‌کنیم.

14:26.890 --> 14:29.180
‫این‌طوری که دست‌پاچه شدی مشکوکه.

14:29.260 --> 14:31.560
‫ای بابا. نوش جان.

14:32.270 --> 14:33.640
‫گفت نه.

14:33.730 --> 14:36.310
‫فردا از بازار سیاه
‫یکم گوشت بره می‌خرم.

14:36.400 --> 14:39.520
‫وای چقدر عالی می‌شه!
‫یه اودون پر از گوشت مشتی درست می‌کنم.

14:39.610 --> 14:41.400
<i><i>‫عالی می‌شه، هه؟</i></i>

14:42.490 --> 14:44.990
<i><i>‫یعنی دارم زیادی سخت می‌گیرم؟</i></i>

14:45.070 --> 14:46.700
.انگار نگرانی، لگوشی

14:48.070 --> 14:50.040
!یاهیا - سان

14:50.120 --> 14:52.160
‫انگار پات دیگه خوب شده، درسته؟

14:52.250 --> 14:54.750
‫ملون رو پیدا کردی؟

14:54.830 --> 14:56.330
‫خب...

14:56.420 --> 15:00.170
‫قبل از هر چیز،
‫باید اون ماسک رو بهم پس بدی.

15:00.250 --> 15:03.130
‫اوه، متأسفم.

15:03.210 --> 15:08.220
‫افتاد تو اقیانوس.
‫یا بهتر بگم، با خودم پرت شد اون تو...

15:08.300 --> 15:11.640
‫رفته بودی دنبال ملون، مگه نه؟

15:13.140 --> 15:16.440
‫می‌دونم بهم گفتی دیگه خودم رو
‫درگیر پرونده ملون نکنم،

15:16.520 --> 15:18.310
‫ولی اتفاق دیگه‌ای افتاده؟

15:18.400 --> 15:22.400
‫از گپ دوستانه‌ت با ملون
‫لذت بردی؟

15:22.480 --> 15:23.650
‫شکست خوردم.

15:24.280 --> 15:25.530
‫دست‌کم گرفتمش.

15:25.610 --> 15:27.360
‫مطمئنم همین‌طوره.

15:28.030 --> 15:32.290
بهم فهموند که
.شرارت واقعی تو این دنیا وجود داره

15:33.370 --> 15:35.210
‫از ترس زهره‌ترک شدم.

15:35.790 --> 15:37.000
‫هنوزم می‌ترسم.

15:37.080 --> 15:40.630
‫حتی لگوشیِ رویین‌تن هم ترسیده بود؟

15:41.840 --> 15:45.340
‫به خاطر نگاه توی چشماش بود.
‫از تماشای مرگم لذت می‌برد.

15:45.920 --> 15:50.140
‫پشت اون چشم‌ها،
‫یه شعله سرخ و سوزان رو دیدم.

15:50.800 --> 15:53.140
‫اون شعله رو خوب می‌شناسم.

15:53.220 --> 15:57.690
‫وقتی گوشت خوردم،
‫وقتی اون مجرم‌ها رو کتک زدم،

15:59.400 --> 16:01.560
‫اون شعله درون من هم بود.

16:02.400 --> 16:04.780
‫حس می‌کنم ملون درون من هم هست.

16:04.860 --> 16:07.110
‫و این منو می‌ترسونه.

16:08.410 --> 16:11.660
<i><i>‫این همون چیزیه که واقعاً
‫درباره ملون وحشتناکه.</i></i>

16:11.740 --> 16:13.370
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام ببینمش.

16:14.580 --> 16:16.000
‫باشه.

16:16.580 --> 16:18.670
‫ببخشید که ماسک رو گم کردم.

16:18.750 --> 16:20.630
‫دیگه می‌تونم برم؟

16:21.500 --> 16:23.340
‫اگه عجله نکنم، از حقوقم کم می‌شه.

16:23.420 --> 16:26.210
‫برو. ببخشید که مزاحم کارت شدم.

16:36.520 --> 16:42.650
<i><i>‫تا کی باید از ترس هیولای درونم
‫به خودم بلرزم؟</i></i>

16:56.040 --> 17:00.580
‫بالاخره گرگ فراری برگشت!
‫قرنیه‌ام سفید شد از بس که منتظر موندم.

17:04.040 --> 17:06.710
.با اجازه

17:07.380 --> 17:10.800
‫پسر، اینجا خیلی دنج‌تر از چیزیه که فکر
‫می‌کردم.

17:11.800 --> 17:15.430
‫اوه، خوب از اون نعنایی که
‫برات آوردم مراقبت می‌کنی!

17:16.220 --> 17:20.100
‫- نمی‌تونی این بو رو از من ‫پنهان کنی، هارو.
‫- ولی معلومه فقط بهش آب می‌دی.

17:20.810 --> 17:23.650
<i><i>‫امروز تو آغوش یه مرد دیگه ‫بودی!</i></i>

17:24.230 --> 17:26.110
<i><i>‫اون کیه؟ کجاست؟</i></i>

17:26.190 --> 17:27.980
‫دفعه بعد با خودم کود میارم.

17:28.070 --> 17:30.740
<i><i>‫بارون داره بو رو از بین
‫می‌بره!</i></i>

17:31.400 --> 17:32.530
‫هی، لگوشی.

17:32.610 --> 17:33.530
‫بله؟

17:33.620 --> 17:36.080
،‫قطارها دیگه حرکت نمی‌کنن
‫واسه همین امشب رو اینجا می‌مونم.

17:36.160 --> 17:38.080
‫اوه، چی؟

17:38.160 --> 17:39.870
‫اینجا می‌مونی؟ چی؟

17:40.370 --> 17:41.830
‫نگران نباش.

17:41.920 --> 17:44.880
‫مسواک خودم رو آوردم، ببین؟

17:49.840 --> 17:51.970
‫این چای واقعاً عالیه.

17:54.180 --> 17:55.720
.‫- هارو - چان
‫- هوم؟

17:55.800 --> 17:57.680
‫خب...

17:58.890 --> 18:02.850
‫از زندگی دانشگاهی لذت می‌بری؟

18:02.940 --> 18:04.940
‫بهم شک داری؟

18:05.020 --> 18:07.270
‫اوه، نه، فقط داشتم می‌پرسیدم.

18:07.360 --> 18:09.570
‫اونم وقتی که دمت سیخ ایستاده؟

18:09.650 --> 18:15.370
‫نه، منظورم اینه فکر کردم تو دانشگاه
‫شاید با جنس مخالف هم رفت‌وآمد کنی...

18:16.120 --> 18:18.580
‫خوب گوش کن، لگوشی.

18:18.660 --> 18:22.120
‫اگه فکر کردی می‌تونی من رو
‫تا ابد محدود کنی، سخت در اشتباهی!

18:22.210 --> 18:25.000
!‫دلم بوسه می‌خواد، حتی چیزای بیشتر
‫خیلی وقت بود منتظرش بودم!

18:25.080 --> 18:28.210
‫ولی این کارها خیلی خطرناکه!

18:28.290 --> 18:31.800
‫از نظر جسمی، اجتماعی، حتی مالی...

18:31.880 --> 18:33.720
‫فکر می‌کنی همه چیز رو می‌دونی، نه؟

18:33.800 --> 18:34.630
‫ولی...

18:35.590 --> 18:40.430
‫ما هنوز حتی درباره مسائل فیزیکی
‫چیزی نمی‌دونیم.

18:40.520 --> 18:41.350
ها؟

18:42.020 --> 18:46.150
‫تا وقتی واقعاً امتحانش نکنیم،
‫نمی‌فهمیم می‌تونیم یا نه.

18:47.190 --> 18:49.690
‫اول باید ببینمش.

18:49.770 --> 18:51.650
‫این چه ‫انرژی‌ایه؟

18:51.730 --> 18:52.780
‫شوخی می‌کنی، نه؟

18:52.860 --> 18:54.240
.شوخی ندارم

18:55.240 --> 18:57.490
‫نشونم بده، لگوشی.

18:57.570 --> 18:59.330
‫بذار این کار رو بکنم.

18:59.410 --> 19:02.370
‫هر وقت بخوای می‌تونی من رو بخوری، ‫لگوشی.

19:02.450 --> 19:05.250
‫فقط برای امشب، بذار من تو رو بخورم.

19:14.090 --> 19:15.130
.‫هارو - چان

19:15.800 --> 19:20.850
‫از همون روزی که عاشقت شدم،
‫یه چیزی توی ذهنم بوده.

19:23.350 --> 19:27.230
<i><i>‫اگه من یه خرگوش ماده بودم
‫و تو یه گرگ نر بودی،</i></i>

19:28.190 --> 19:31.650
<i><i>‫دلم می‌خواست من رو محکم بغل کنی
‫و تا ته بخوریم.</i></i>

19:32.150 --> 19:34.400
<i><i>‫توی فکرم به این فکر می‌کنم که
‫چقدر خوب می‌شد.</i></i>

19:37.450 --> 19:39.160
‫یه جورایی خجالت می‌کشم.

19:39.240 --> 19:40.950
‫همش همین بود.

19:41.030 --> 19:42.040
‫واقعاً؟

19:42.580 --> 19:45.620
‫فکر نمی‌کنم
.‫نیازی به عذرخواهی باشه

19:46.500 --> 19:48.960
‫فقط خوشحالم که نشونم دادی.

19:49.710 --> 19:51.840
‫فکر می‌کردم قبول نمی‌کنی.

19:54.880 --> 19:57.930
<i><i>‫توی این اتاق که حتی
‫درست‌وحسابی تمیزش نکردم،</i></i>

19:59.050 --> 20:03.180
<i><i>‫پرزهای خزمان در هوا می‌رقصند
‫و زیر نور می‌درخشن.</i></i>

20:03.260 --> 20:05.390
<i><i>.انگار یه رویاست</i></i>

20:06.520 --> 20:11.480
<i><i>‫اینکه من یه دورگه‌ام... یا اینکه ازدواج
‫بین‌گونه‌ای هیچ‌وقت عاقبت خوبی نداره.</i></i>

20:11.980 --> 20:14.400
<i><i>‫اگه بتونیم همه این
‫مشکلات جامعه رو کنار بذاریم،</i></i>

20:14.480 --> 20:18.530
<i><i>‫و توی این اتاق با هم باشیم،
‫فقط ما دوتا توی دنیای خودمون...</i></i>

20:19.110 --> 20:21.530
<i><i>‫اون‌وقت، من می‌تونم...</i></i>

20:21.620 --> 20:23.080
‫این از کجا اومده؟

20:25.250 --> 20:26.120
‫و این یکی.

20:26.200 --> 20:28.120
‫اوه، فقط پام گیر کرد و افتادم.

20:28.210 --> 20:30.460
‫وقتی یه پسر این حرف رو می‌زنه،
‫۸۰ درصد مواقع دروغه.

20:30.540 --> 20:32.250
‫سرتاسر بدنت زخمیه، نه؟

20:33.800 --> 20:35.420
‫بی‌خیال، لگوشی.

20:36.010 --> 20:40.640
‫هر چی می‌خوای بگو،
‫ولی تو هنوز یه گرگ گوشت‌خوار بزرگی.

20:40.720 --> 20:44.680
‫تو غریزی به خشونت متوسل می‌شی
‫و خودت رو به خطر می‌اندازی.

20:45.850 --> 20:47.810
‫هیچ راه فراری ازش نیست.

20:47.890 --> 20:51.940
‫ولی اون غریزه‌ها
‫هنوز خام و بچه‌گونه‌ان، می‌دونی که!

20:56.480 --> 21:01.070
‫از این به بعد، خودم حواسم بهت هست
‫تا مثل یه بزرگسال زندگی کنی.

21:01.660 --> 21:04.700
‫کم‌کم درستش می‌کنم. قدم به قدم.

21:05.540 --> 21:06.580
‫باشه؟

21:08.830 --> 21:10.330
‫خیلی دلم می‌خواد این‌طور بشه.

21:11.000 --> 21:12.290
‫خوبه.

21:13.380 --> 21:15.170
‫بیا عجله نکنیم

21:16.000 --> 21:18.880
‫و هر چیزی رو که هنوز
‫به هم نشون ندادیم، رو کنیم.

21:19.840 --> 21:22.260
‫شاید امشب خیلی تند رفتیم.

21:22.340 --> 21:23.930
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

21:24.890 --> 21:27.390
‫تپش. تپش. تپش.

21:29.060 --> 21:31.520
‫این صدا یعنی زنده‌ای، لگوشی.

21:31.600 --> 21:35.360
‫اینم از اون چیزاییه که
‫هنوز به هم نشون نداده بودیم؟

21:35.940 --> 21:37.150
‫نه.

21:37.980 --> 21:39.940
‫این همون بخشی از وجودته که بهتر از
‫همه می‌شناسم.

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

22:02.590 --> 22:03.930
...هارو - چان
