WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:42.040 --> 01:46.960
روی توده‌ای از نودل خشک

01:48.000 --> 02:00.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:48.000 --> 02:00.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:48.000 --> 02:00.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:49.210 --> 01:50.050
‫فعلاً.

01:50.130 --> 01:52.220
‫دمت گرم که کار رو تموم کردی، بیل!

01:53.180 --> 01:55.390
!‫خواهش می‌شه. حله

01:56.050 --> 01:58.890
‫خب، اول از همه

01:58.970 --> 02:02.140
‫باید یه چیزی بزنم بر بدن.

02:11.650 --> 02:12.820
<i><i>...امکان نداره</i></i>

02:14.660 --> 02:16.530
<i><i>‫مرده؟</i></i>

02:18.910 --> 02:22.910
‫اگه اینو بخورم، بدبخت ‫می‌شم؟

02:23.000 --> 02:25.960
‫بیل، ببر بنگال
‫خوب و دقیق بهش فکر کن.

02:26.670 --> 02:30.420
<i><i>‫دریدن واسه ما گوشت‌خوارها
‫غیرقانونیه،</i></i>

02:30.500 --> 02:34.430
<i><i>‫واسه همین تخم‌مرغ و شیر می‌خوریم
‫تا پروتئین لازم رو بگیریم، هان؟</i></i>

02:34.510 --> 02:36.930
<i><i>خب اینم حسابه؟</i></i>

02:37.010 --> 02:40.140
<i><i>‫خوردنش مشکلی نداره؟ یا ‫داره؟</i></i>

02:40.970 --> 02:45.520
<i><i>‫در هر صورت احتمالاً ‫می‌میره.</i></i>

02:46.100 --> 02:47.310
<i><i>...‫تازه</i></i>

02:48.310 --> 02:50.940
<i><i>.‫خیلی اشتها آور بنظر میاد</i></i>

02:51.900 --> 02:56.240
‫راستش برام مهم نیست واسه حال اومدن
‫خونِ حیوون خورده باشی یا نه.

02:57.160 --> 03:01.200
‫منو ببخش، لوئی.
‫ذات واقعی من اینه.

03:01.290 --> 03:03.790
‫تسلیم وسوسه‌های کوچیک ‫شدن،

03:03.870 --> 03:07.880
‫همش بهونه تراشیدن
‫و همه‌چیز رو سرسری گرفتن...

03:07.960 --> 03:11.550
<i><i>‫من یه گربه گنده و آشغالم
‫که عاشق و کشته مرده‌ی گوشتم!</i></i>

03:11.630 --> 03:12.760
‫می‌خوای اونو بخوری؟

03:15.300 --> 03:16.760
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

03:17.510 --> 03:20.430
‫ولی شنیده بودم
‫بعضی وقت‌ها این اتفاق می‌افته.

03:20.510 --> 03:22.890
‫تو! فکر کردم رفتی خونه؟

03:22.970 --> 03:25.430
‫آها، فهمیدم قضیه چیه.

03:25.520 --> 03:29.690
‫می‌خواستی یواشکی بخوریش
‫بدون اینکه کسی بفهمه.

03:29.770 --> 03:33.360
‫این یه تحقیق عالیه
‫واسه نقش گوشت‌خوارم توی نمایش.

03:34.070 --> 03:37.360
‫بفرما، بزن بر بدن.
‫فکر کن من اینجا نیستم.

03:37.450 --> 03:39.320
.‫اجازه بده دقیق زیر نظر بگیرمت

03:40.200 --> 03:41.620
‫ولی جدی.

03:42.200 --> 03:43.950
‫جامعه‌مون خیلی بی‌انصافه، مگه نه؟

03:44.790 --> 03:49.580
‫ریز هنوز توی کانون اصلاح و تربیته
‫چون یه همکلاسی رو دریده.

03:49.670 --> 03:53.550
‫ولی تو اینجایی، بیل.
‫حتی اگه این کوچولو رو هم بدری،

03:53.630 --> 03:56.380
بازم می‌تونی به زندگی آرومت
.توی مدرسه ادامه بدی

03:56.470 --> 03:58.130
‫من قرار نیست اینو بخورم!

03:58.220 --> 04:01.930
‫اوه، نمی‌خوری؟
‫پس می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

04:02.010 --> 04:03.720
‫معلومه دیگه، می‌خوام نجاتش بدم!

04:03.810 --> 04:07.730
‫واقعاً؟ شما گوشت‌خوارها خیلی پیچیده‌اید.

04:07.810 --> 04:09.270
.چیزای زیادی دارم یاد می‌گیرم

04:09.350 --> 04:13.020
.فکر می‌کردم موجود ساده‌تری باشی، بیل

04:13.110 --> 04:14.530
‫دهنتو ببند پسر!

04:17.320 --> 04:19.150
‫داره می‌لرزه.

04:26.290 --> 04:28.750
‫الان گرم شدی، رفیق؟

04:29.960 --> 04:32.920
‫دمای بدن مادرش باید...

04:34.500 --> 04:35.380
‫آتیش گرفته!

04:41.800 --> 04:43.470
‫فکر کردم می‌خوای کبابش کنی.

04:43.550 --> 04:45.060
‫عمراً.

04:45.140 --> 04:47.560
‫خب، حالا چی باید به این موجود بدم؟

04:47.640 --> 04:49.310
‫بذار ببینم.

04:49.390 --> 04:52.190
‫سرچ می‌کنم ببینم جوجه‌ها چی می‌خورن...

04:53.230 --> 04:58.110
‫چند روز بعد

04:54.940 --> 04:56.280
‫دیگه کلافه شدم.

04:56.360 --> 04:59.150
‫کاش بی‌خیالِ این قضیه بشن.

04:59.240 --> 05:01.240
‫کی؟ جونو و پینا؟

05:01.320 --> 05:05.660
‫جو سنگین بین اون دوتا
‫اوضاع رو واسه همه‌مون خیلی معذب‌کننده کرده.

05:05.740 --> 05:08.790
‫فکر می‌کنی آخرش ‫با هم کنار میان؟

05:08.870 --> 05:11.170
‫اگه نیان، بدبخت می‌شیم.

05:14.920 --> 05:16.920
.‫اوپس. ببخشید، ببخشید

05:17.000 --> 05:20.260
‫هوی! اگه نورافکن‌هامون رو بشکونی،
‫روزگارت رو سیاه می‌کنم!

05:20.340 --> 05:22.180
‫حالا مگه چی می‌شه بشکنه؟

05:22.260 --> 05:24.850
‫مدیر مدرسه یکی دیگه براتون می‌خره.

05:24.930 --> 05:26.350
ها؟

05:26.430 --> 05:29.310
اونقدر پارتی‌بازیشون
واضحه که آدم خنده‌ش می‌گیره، نه؟

05:29.390 --> 05:31.640
‫حتی بعد از اون همه گندی که زدین،

05:31.730 --> 05:36.070
‫باشگاه شما تنها جائیه که اجازه داره
‫گوشت‌خوار و گیاه‌خوار رو کنار هم بذاره؟

05:36.150 --> 05:38.980
‫شرط می‌بندم فقط منتظر یه فرصتین
‫تا یکی از اعضای باشگاه خودتون رو بخورین.

05:39.070 --> 05:40.360
یه بار دیگه بگو ببینم چی زر زدی؟

05:40.440 --> 05:42.910
‫- چنان می‌زنمت که...
‫- بس کن.

05:47.490 --> 05:50.750
‫اوه، رئیس باشگاه
‫ما رو مفتخر به حضورشون کردن؟

05:53.000 --> 05:54.460
‫مواظب خودتون باشین.

05:58.500 --> 05:59.460
‫خیلی ترسناکه.

05:59.550 --> 06:00.920
‫بیاین از اینجا بریم.

06:01.010 --> 06:02.760
‫آره، مواظب خودمون هستیم...

06:04.380 --> 06:08.100
،‫یه دردسر دیگه درست کنیم
‫تمام زحمات‌مون به باد می‌ره.

06:08.180 --> 06:09.640
‫می‌دونم، ولی...

06:09.720 --> 06:12.810
‫یالا اینا رو سریع ببرین اتاق باشگاه.

06:12.890 --> 06:16.440
‫وایسا! تو از همه قوی‌تری.
‫یه دست بهمون می‌رسونی؟

06:17.110 --> 06:19.230
‫یه کاری دارم که باید بهش برسم.

06:21.150 --> 06:23.030
‫به نظرت عجیب رفتار نمی‌کنه؟

06:23.110 --> 06:26.740
‫سر کلاس هم چند بار به خاطر
‫حواس‌پرتی بهش تذکر دادن.

06:26.820 --> 06:28.370
‫توی خوابگاه هم که اصلاً پیداش نیست.

06:28.450 --> 06:30.870
‫احتمالاً داره با یه ماده لاس می‌زنه.

06:30.950 --> 06:32.200
کی لاس میزنه؟

06:33.290 --> 06:36.330
‫از اون‌ور دیدم که داره
‫دعوا راه می‌افته،

06:36.920 --> 06:38.630
‫واسه همین اومدم یکم سرگرم بشم.

06:38.710 --> 06:40.630
‫ما وسیله سرگرمی تو نیستیم.

06:40.710 --> 06:41.710
خب مشکلش چیه؟

06:42.550 --> 06:45.010
‫با همیشه فرق کرده.

06:45.090 --> 06:48.220
ولی از اونایی نیست که
.بحران جوونی بگیره

07:01.570 --> 07:04.240
‫اه، هیچی اینجا نیست.

07:10.870 --> 07:14.080
‫بعد از اون همه کندن، فقط همین گیرم اومد.

07:14.160 --> 07:16.670
‫بیا رفیق، نوش جونت.

07:21.380 --> 07:23.880
‫این که کافی نیست، هست؟

07:23.960 --> 07:25.590
‫می‌تونی بهش برنج هم بدی.

07:26.220 --> 07:27.340
‫بازم تو؟

07:27.430 --> 07:30.300
‫بله، از آئوبا یکم راهنمایی خواستم.

07:30.390 --> 07:32.390
‫به آئوبا در این مورد گفتی؟

07:32.470 --> 07:35.060
‫درباره جوجه بهش چیزی نگفتم.

07:35.730 --> 07:40.440
‫گفتم اگه یه وقت یه پرنده رو حامله کردم
‫چیکار باید بکنم.

07:40.520 --> 07:42.900
‫آهان، خب، ممنون.

07:47.610 --> 07:49.870
عالی نیست، بیل؟

07:50.820 --> 07:51.740
‫چی عالیه؟

07:51.830 --> 07:53.410
‫جونش رو نجات دادی.

07:53.910 --> 07:54.950
‫خوشحال نیستی؟

07:55.040 --> 07:57.290
‫معلومه که خوشحالم.

07:57.870 --> 07:58.920
‫ولی...

07:59.000 --> 08:00.080
‫ولی چی؟

08:01.000 --> 08:03.380
‫هیچی، بی‌خیال.

08:05.050 --> 08:06.050
‫دیگه از اینجا برو.

08:06.130 --> 08:07.840
‫مگه بهت نگفتم؟

08:07.930 --> 08:11.050
‫دارم زیر نظرت می‌گیرم تا
‫مهارت‌های بازیگریم رو تقویت کنم.

08:11.850 --> 08:14.350
‫بعضی وقت‌ها عجیب مهربون می‌شیا، نه؟

08:14.430 --> 08:16.520
‫من؟ نه بابا.

08:16.600 --> 08:20.400
‫با اینکه خودم بعضی وقت‌ها
‫از خودم می‌ترسم،

08:20.480 --> 08:22.980
‫ولی این وروجک اصلاً از من نمی‌ترسه.

08:23.570 --> 08:26.280
‫نزدیک بود بخورمت، کوچولو.

08:36.200 --> 08:37.910
‫بزار ببینم.

08:47.880 --> 08:49.930
‫سمت شرقی اصلاً خوب نیست.

08:50.510 --> 08:52.090
‫امسال برداشت خوبی نداشتیم.

08:52.180 --> 08:55.720
‫این دلیل نمی‌شه که
‫توقعمون رو از کیفیت پایین بیاریم.

08:56.970 --> 09:01.100
‫راستی، شیشی-گومی هنوز نیومده
‫پول اون ملدا رو حساب کنه؟

09:01.190 --> 09:05.860
‫ظاهراً به خاطر جمع‌وجور کردن
‫قضیه مهمونی بالماسکه‌، بی‌پول شدن.

09:05.940 --> 09:10.320
‫فکر می‌کردم کار کردن با اون شیرها
‫برامون کلی پول‌ساز باشه.

09:10.400 --> 09:12.990
‫انگار مشکل از رئیسشونه.

09:13.070 --> 09:16.580
‫راستی، شنیدم
‫رئیسشون غیبش زده.

09:18.080 --> 09:22.710
‫می‌دونی، بی‌دلیل نیست که دارم
‫رو دورگه‌ها تحقیق می‌کنم.

09:22.790 --> 09:27.550
‫دلم می‌خواد اون ملون
‫تکلیفمون رو روشن کنه.

09:30.220 --> 09:34.850
‫قربانی اول یه گیاه‌خواره.
‫قاتل یه گوشت‌خواره.

09:34.930 --> 09:37.600
‫اون قاتل خودش شده قربانی دوم.

09:39.390 --> 09:42.020
‫که ما رو می‌رسونه به اتفاق این هفته.

09:42.600 --> 09:47.650
‫مجرم گوشت‌خوار شده قربانی دوم.
‫دقیقاً همون الگو.

09:47.730 --> 09:51.820
یه جور قهرمان شورشی
که گوشت‌خوارها رو مجازات میکنه؟

09:51.900 --> 09:57.780
‫خب، یعنی این مجرم‌ها اصلاً
‫می‌دونستن که قراره کسی رو ببلعن.

09:59.120 --> 10:01.710
‫اتفاق امروز صبح هم دقیقاً همین‌طور بود.

10:04.540 --> 10:06.420
‫این دمِ درِ پشتی بود.

10:06.500 --> 10:08.250
کینز؟

10:09.050 --> 10:12.010
‫ضبط شده و از بازار جمعش کردن.

10:13.130 --> 10:15.680
‫اینا رو از کجا گیر میارن؟

10:15.760 --> 10:17.720
‫در مورد قربانی...

10:21.890 --> 10:24.690
‫واسه همینه که از کار کردن با موس متنفرم.

10:31.990 --> 10:32.940
‫سون!

10:35.410 --> 10:38.700
لگوشی - کون؟ اومدی بهم سر بزنی؟

10:38.780 --> 10:41.290
‫من بهش خبر دادم.

10:41.370 --> 10:43.620
‫هر چی بیشتر باشیم، بهتره، نه؟

10:44.370 --> 10:46.040
‫حالت خوبه؟ یعنی...

10:47.080 --> 10:49.590
‫فقط اتفاقی بهش برخوردم.

10:50.130 --> 10:53.470
‫اون صحنه وحشتناک
‫وقتی امروز صبح رسیدم مغازه...

10:54.260 --> 10:56.510
‫با دیدنش غش کردم.

10:57.840 --> 11:00.310
‫پس زخمی نشدی یا چیزی...

11:00.390 --> 11:02.600
‫اصلاً. حالم خوبه.

11:02.680 --> 11:04.770
‫خیالم راحت شد.

11:08.690 --> 11:10.520
‫پرونده عجیبیه.

11:10.610 --> 11:14.700
‫کسی که اون کارمند رو بلعیده بود
‫خودش هم کشته شده.

11:14.780 --> 11:17.910
‫و هنوز قاتلش رو نگرفتن.

11:17.990 --> 11:21.830
‫یعنی می‌گی
‫دو تا جرمِ جداگونه‌ست؟

11:21.910 --> 11:26.000
‫ظاهراً شریکِ اون کارمند
‫کسی بوده که بلعیدتش.

11:26.080 --> 11:28.330
‫اونا یه زوج از دو گونه مختلف بودن.

11:29.960 --> 11:34.130
‫این اواخر کلی مورد بلعیدن
‫بین زوج‌های ناهمگون اتفاق افتاده.

11:35.590 --> 11:36.720
‫با این همه جرم و جنایت،

11:36.800 --> 11:41.930
نمی‌تونم به خطرات
.رابطه‌ی بین دو گونه فکر نکنم

11:42.010 --> 11:45.140
‫ولی خب فکر کنم هر زوجی
‫مشکلات خودش رو داره.

11:45.230 --> 11:47.020
‫آره، درسته.

11:47.100 --> 11:50.730
‫ولی من کاملاً خوبم،
.‫اون اخم‌هات رو وا کن

11:51.400 --> 11:55.990
‫باشه سون. ولی یادت باشه،
‫لازم نیست الکی تظاهر کنی خوبی.

11:56.070 --> 12:00.990
‫باشه. وقتی این‌طوری حرف می‌زنی
‫اصلاً شبیه گوشت‌خوارها نیستی، لگوشی.

12:02.740 --> 12:04.200
‫ممنون که سر زدی.

12:04.290 --> 12:06.250
‫خواهش می‌کنم.

12:08.500 --> 12:11.000
‫باید برگردم سر کار.
‫خوشحالم که حالت خوبه.

12:11.080 --> 12:13.500
‫اگه چیزی شد،
‫حتماً بهم زنگ بزن.

12:13.590 --> 12:14.750
‫فعلاً.

12:16.720 --> 12:20.220
‫فکر می‌کنی خجالت کشید؟

12:24.100 --> 12:26.020
‫ببخشید که مجبورت کردم باهام بیای.

12:26.100 --> 12:27.730
‫این یارو واقعاً انقدر جذابه؟

12:27.810 --> 12:28.940
‫وای اصلاً باورم نمی‌شه!

12:29.020 --> 12:31.810
‫وقتی اخبار رو دیدم،
‫با خودم گفتم: «خودِ خودشه!»

12:31.900 --> 12:34.770
‫هم جذابه، هم یه جنبه بامزه داره.
‫همه چی تمومه!

12:34.860 --> 12:36.360
‫آه، اونجا رو نگاه کن.

12:37.070 --> 12:39.490
‫خب، چه ورزشی بازی می‌کنه؟

12:40.660 --> 12:43.450
‫راستش، اون ورزشکار نیست...

12:44.410 --> 12:45.910
‫نگاه کن! خودشه!

12:50.210 --> 12:54.210
‫بسیار خب. مهمون امروز ما
‫سفیر نامزدی زولمپیک هست.

12:54.290 --> 12:58.920
‫شاهزاده نسل خودمون،
‫وارث کنگلومرای هورنز،

12:59.010 --> 13:00.510
‫لوئی، گوزن قرمز!

13:00.590 --> 13:02.430
‫ممنون که دعوتم کردین.

13:02.510 --> 13:07.600
یه هفته‌ی دیگه و یه مهمون فوق‌العاده‌ی دیگه
.که حرفاش الهام بخش‌مونه

13:07.680 --> 13:11.020
‫- آماده، حرکت! بزن بریم!
‫- بزن بریم!

13:11.100 --> 13:15.860
<i><i>‫اصلاً روحمم خبر نداشت.
‫پس داشته این کارها رو می‌کرده؟</i></i>

13:16.440 --> 13:20.610
<i><i>‫واقعاً داره دور می‌شه،
‫البته فکر کنم همیشه همین‌طور بوده.</i></i>

13:21.360 --> 13:26.370
‫اول از همه، بذارین رک بگم. شما به این خاطر
‫سفیر شدین که خانواده‌تون اسپانسر اصلیه؟

13:26.450 --> 13:27.790
‫قطعاً نه.

13:27.870 --> 13:31.250
‫همون‌طور که دست خودمون نیست
‫از چه گونه‌ای متولد بشیم،

13:31.330 --> 13:33.540
‫خانواده‌مون رو هم نمی‌تونیم انتخاب کنیم.

13:34.130 --> 13:37.500
‫این فقط یه تصادفه که
‫پدرم رئیس هورنزه.

13:39.670 --> 13:42.300
‫دیوونه‌کننده‌ست، نه؟ مژه‌هاشو ببین...

13:42.380 --> 13:44.140
‫آره...

13:44.220 --> 13:47.260
‫شنیدم توی دبیرستان کلی طرفدار داشتی.

13:47.350 --> 13:48.930
‫این رو از کجا شنیدین؟

13:49.020 --> 13:53.310
‫مطمئنم کلی دختر از همه گونه‌ها بودن.
‫دخترهای گوشت‌خوار رو دوست داری؟ راستشو بگو!

13:53.400 --> 13:56.520
‫می‌بینم که امروز چندتا خانم گوشت‌خوار هم
‫اینجان.

13:57.020 --> 14:00.820
‫گونه فقط یه بخش کوچیک
‫از هویت هر فرده.

14:00.900 --> 14:04.280
‫فرقی نمی‌کنه که
‫گوشت‌خوار باشی یا گیاه‌خوار.

14:04.360 --> 14:09.040
‫چیزی که مهمه، روش خاصیه که
‫هر فرد برای زندگی خودش انتخاب می‌کنه.

14:10.620 --> 14:15.670
‫فوق‌العاده بود، ولی بیاین
‫یه کم عمیق‌تر بشیم، موافقین؟

14:15.750 --> 14:18.670
‫بیاین یه نگاهی به این ایمیل بندازیم...

14:18.750 --> 14:22.420
‫"من عاشق یه گوشت‌خوار شدم،
‫ولی نمی‌تونم به کسی بگم."

14:22.510 --> 14:24.470
‫توصیه‌ای برام داری، لوئی؟

14:29.560 --> 14:30.890
‫دوست من...

14:30.970 --> 14:32.100
‫چی؟

14:32.180 --> 14:34.100
‫دوست منم همین دغدغه رو داشت.

14:34.900 --> 14:40.230
‫اینکه زندگی به روش خودش، ممکنه بار سنگینی
‫روی دوش خانواده و اطرافیانش بذاره.

14:42.110 --> 14:45.740
...نمیدونست که خواسته‌هاش ارزشش رو

14:47.820 --> 14:49.280
‫ببخشید! دستم خورد.

14:50.410 --> 14:52.450
‫خب، حرفم همین بود.

14:52.540 --> 14:55.710
‫بسیار خب!
‫بریم سراغ درخواست‌های بعدی.

14:58.840 --> 15:00.550
‫خب، بگین سیب.

15:03.050 --> 15:04.470
‫خیلی ممنونم.

15:04.550 --> 15:05.630
‫باعث افتخاره.

15:06.720 --> 15:09.180
‫باورم نمی‌شه شما دوتا با هم دوست بودین.

15:09.260 --> 15:10.100
‫از کی تا حالا؟

15:10.180 --> 15:11.600
‫خب، فعلاً. ما دیگه باید بریم.

15:11.680 --> 15:12.810
‫به این زودی می‌رین؟

15:12.890 --> 15:15.100
‫آره، من و لیسا می‌خوایم بریم خرید.

15:15.190 --> 15:17.310
‫- یه وقت دیگه هم می‌تونیم بریم.
‫- چی؟

15:17.400 --> 15:19.980
‫چرا از این تجدید دیدار لذت نمی‌برین؟

15:20.070 --> 15:21.820
‫- ولی...
‫- باید باهم اختلاط کنید.

15:21.900 --> 15:24.320
‫نه، اشکالی نداره.
‫فکر کردم می‌خوای بری کلاه‌ها رو ببینی؟

15:24.400 --> 15:27.950
‫نگران نباش.
‫فعلاً، توی مدرسه می‌بینمت.

15:28.030 --> 15:30.410
‫ولی... باشه، ببخشید!

15:32.330 --> 15:35.330
‫خب، این تازگی داره.
‫انگار بالاخره دوست پیدا کردی.

15:35.410 --> 15:38.830
‫بی‌ادبی نکن. من توی دبستان هم
‫دوست داشتم، محض اطلاعت.

15:38.920 --> 15:40.420
میشه به همچین چیزی افتخار کرد؟

15:42.000 --> 15:45.970
<i><i>تجدید دیدار باهاش شاید دقیقاً
.چیزی باشه که الان نیاز دارم</i></i>

15:46.760 --> 15:52.180
<i><i>‫هارو همیشه تنها کسی بوده که
‫لازم نبود جلوش نقش بازی کنم.</i></i>

15:52.260 --> 15:54.060
‫خب، من دیگه بهتره برم.

15:55.310 --> 15:57.690
‫تکالیفم خیلی زیاده، واقعاً باید برم.

15:57.770 --> 15:59.190
‫منم باهات میام.

16:05.530 --> 16:07.530
‫خونه‌ت مگه اون‌ور نیست؟

16:07.610 --> 16:09.110
‫بالاخره یه جوری می‌رسم دیگه.

16:10.700 --> 16:13.620
‫ببین، آپارتمان لگوشی اصلاً
‫نزدیک این‌جا نیست،

16:13.700 --> 16:15.290
‫ولی بعضی وقتا سوار این اتوبوس میشه.

16:15.370 --> 16:17.210
.یه تعقیب کننده‌ی تمام عیاره

16:17.290 --> 16:19.670
‫آدم عجیبیه، نه؟

16:20.330 --> 16:21.880
‫واسه همین ازش خوشم میاد.

16:22.750 --> 16:23.750
‫آره.

16:24.340 --> 16:26.760
<i><i>‫چه حس عجیبی.</i></i>

16:27.260 --> 16:32.970
<i><i>‫قبلاً با اون خز سفید و صورت پاکش،
‫انگار هر لحظه ممکن بود غیب بشه.</i></i>

16:33.560 --> 16:37.230
<i><i>‫الان هاله‌ش فرق کرده؛
‫واضح و مشخص حضورش رو حس میکنم.</i></i>

16:39.520 --> 16:42.520
،می‌دونم دیگه هیچ‌وقت قرار نمی‌ذاریم

16:43.110 --> 16:45.480
‫ولی این هاروی جدید رو بیشتر دوست دارم.

16:47.030 --> 16:49.740
‫واقعاً؟ فکر نمی‌کنی
‫یه جورایی ضایع شدم؟

16:49.820 --> 16:50.700
‫چطور مگه؟

16:50.780 --> 16:55.620
‫خب، راستش الان بیشتر
‫مواظب خودم هستم.

16:55.700 --> 16:57.500
‫قبلاً هر چی به سرم می‌زد انجام می‌دادم.

16:57.580 --> 17:02.380
‫حتی توی موقعیت‌های خطرناک هم
‫بی‌خیال بودم و با جریان پیش می‌رفتم.

17:02.460 --> 17:07.170
‫ولی این روزا همش به این فکر می‌کنم
‫که نکنه لگوشی نگران بشه.

17:07.260 --> 17:10.760
‫فکر کنم هاروی قبلی
‫هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کرد.

17:10.840 --> 17:15.140
‫ولی تغییر کردن به‌خاطر پسری که دوستش داری..
‫خیلی ضایعه‌ست.

17:15.220 --> 17:18.730
‫این‌که می‌تونی تغییر کنی
‫یعنی عشقت خیلی قویه، مگه نه؟

17:18.810 --> 17:21.560
‫دقیقاً همینش رو نمی‌تونم تحمل کنم.

17:21.640 --> 17:24.520
‫و حالا هم توی یه دردسر دیگه گیر افتادم...

17:25.270 --> 17:29.690
‫آره، واسه ناهار سوپ ذرت خوردم.

17:29.780 --> 17:31.320
‫خب، می‌دونی...

17:37.740 --> 17:40.910
‫فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت منو نمی‌بینی.

17:41.000 --> 17:46.170
‫در هر صورت، من اخراج شدم،
‫پس فکر کنم این آخرین گفتگومون باشه.

17:46.250 --> 17:49.090
‫اوه، واقعاً؟ چه ناامیدکننده.

17:50.720 --> 17:53.260
.ذره‌ای ناامیدی تو چشمات نیست

17:53.340 --> 17:56.470
‫خب، سنسه...

17:56.550 --> 17:59.390
‫شما واقعاً
‫یه دورگه گوشت‌خوار و گیاه‌خوار هستین؟

18:00.850 --> 18:02.890
‫جواب دادن به این سوال سخته.

18:02.980 --> 18:07.480
‫معمولاً وقتی حیوانات این رو ازم می‌پرسن،
‫اخم‌هاشون میره تو هم.

18:08.730 --> 18:12.490
‫پس حتی بچه‌های دورگه هم
‫می‌تونن مثل شما بزرگ و قوی بشن؟

18:12.570 --> 18:14.780
‫شنیدنش خیلی خوبه!

18:17.280 --> 18:18.580
‫خوشحالم کرد.

18:18.660 --> 18:23.670
‫چون اگه من و لگوشی یه روزی بچه‌دار بشیم،
‫حالا می‌دونم دورگه هم باشه مشکلی پیش نمیاد.

18:23.750 --> 18:27.340
‫یه لحظه صبر کن.
‫یه دورگه غزال و پلنگ؟

18:27.420 --> 18:30.760
‫آره، شاخ‌هاش
‫یه جورایی این شکلی بود...

18:30.840 --> 18:32.010
‫صبر کن، اون یارو...

18:32.090 --> 18:34.180
‫ولی بعدش اون گفت...

18:36.890 --> 18:41.270
.اینکه می‌شنوم یکی بابت وجودم خوشحاله عجیبه

18:41.350 --> 18:43.890
‫تو موجود کوچولوی عجیبی هستی.

18:43.980 --> 18:48.110
‫منظورت چیه؟ این که عادیه.
‫تو هم تولدت رو جشن می‌گیری، مگه نه؟

18:49.150 --> 18:50.530
‫نه.

18:51.070 --> 18:53.150
‫هیچ‌کس تا حالا تولدم رو جشن نگرفته.

18:54.240 --> 18:56.280
‫چون دقیقاً هم‌زمان با یه جشنواره‌ست.

18:56.360 --> 18:57.200
‫اوه، واقعاً؟

18:57.280 --> 19:01.040
‫جالبه، نه؟ جشنواره ارواح سرگردان.

19:01.830 --> 19:07.460
‫روزی که توش گیاه‌خوارهایی که
‫توسط گوشت‌خوارها دریده نشدن رو جشن می‌گیریم.

19:07.540 --> 19:11.050
‫و اون روزی بود که
‫یه دورگه مثل من به دنیا اومد.

19:11.130 --> 19:13.670
‫پس تولدت نزدیکه؟

19:13.760 --> 19:17.010
‫چیزی هست که بخوای؟
‫باید خودت به خودت کادو بدی!

19:19.180 --> 19:20.640
.کاملاً حرفت درسته

19:23.520 --> 19:25.640
‫چیزی که واقعاً می‌خوام اینه که...

19:25.730 --> 19:27.810
‫بگو. چیه؟

19:29.440 --> 19:30.270
‫چی؟

19:30.360 --> 19:33.440
‫اون گفت می‌خواد گوشتت رو بخوره؟!

19:33.990 --> 19:34.990
‫توقف اتوبوس

19:35.570 --> 19:37.610
‫بهش چی گفتی؟

19:37.700 --> 19:38.530
‫گفتم باشه.

19:38.620 --> 19:40.030
‫چی؟!

19:40.120 --> 19:42.830
‫همین‌طوری باهاش راه اومدم...

19:46.210 --> 19:48.290
‫قول مردونه؟

19:53.170 --> 19:54.920
‫باشه، باشه...

19:56.670 --> 19:59.260
‫تو شکلات نیستی که بخواد بخورتت!

20:01.550 --> 20:06.230
‫بی‌انصاف. ارزش من از شکلات بیشتره.
‫حداقل منو با یه بستنی مقایسه کن.

20:06.980 --> 20:10.310
‫من مشکلی ندارم زنی باشم که
‫بیشتر از چیزی که می‌گیره، می‌بخشه.

20:10.400 --> 20:12.110
‫گیاه‌خوارها به دنیا میان تا خورده بشن.

20:13.070 --> 20:17.200
.باورم نمی‌شه قبل از ازدواجت داری با من درد دل می‌کنی

20:21.200 --> 20:25.700
‫تو نه بستنی هستی، نه شکلات،
‫نه یه گیاه‌خوار، و نه شکار کسی.

20:26.290 --> 20:28.670
‫تو هارو هستی. فقط خودت باش.

20:29.210 --> 20:32.880
‫هر چقدر می‌خوای غر بزن، گریه کن،
‫یا افسرده شو.

20:32.960 --> 20:35.960
‫ولی باید دووم بیاری.
‫فقط زنده بمون، لعنتی!

20:39.720 --> 20:41.510
‫برام رئیس‌بازی درنیار.

20:41.590 --> 20:42.640
‫خداحافظ.

20:42.720 --> 20:44.260
‫وایسا!

20:44.350 --> 20:45.390
‫هارو!

20:50.560 --> 20:54.770
‫پشت فواره یکم بلوبری پیدا کردم
‫واسه همین...

20:58.650 --> 21:01.450
‫بیل؟ چی شده؟

21:02.820 --> 21:07.080
‫بدنش سرد شد.
‫با اینکه تا همین چند وقت پیش خوب بود...

21:09.620 --> 21:11.000
‫متاسفم، رفیق.

21:23.050 --> 21:27.390
‫واسه تعمیرات برق،
‫فیوزهای بیرونی رو قطع کردن.

21:29.180 --> 21:33.650
‫اگه قرار بود در هر صورت بمیره،
‫شاید بهتر بود همون موقع می‌خوردیش.

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:40.650 --> 21:41.740
‫ببخشید.

21:49.500 --> 21:54.580
<i><i>‫هم خوردن و هم عشق ورزیدن
‫قراره آدم رو خوشحال کنه.</i></i>

21:56.210 --> 22:01.050
<i><i>‫ولی وقتی این دوتا رو با هم ترکیب کنی،
‫همیشه یکی این وسط آسیب می‌بینه.</i></i>
