WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:42.000 --> 01:54.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:42.000 --> 01:54.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:42.000 --> 01:54.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:42.040 --> 01:43.250
‫باغ گیاه‌شناسی آلگاما

01:47.710 --> 01:59.230
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

01:47.710 --> 01:59.230
‫فقط کارکنان
‫ورود ممنوع

01:55.930 --> 01:59.180
‫ اودون بببه هست.
‫اومدم ظرف‌ها رو ببرم.

02:05.730 --> 02:07.230
‫حالتون خوبه؟

02:07.310 --> 02:10.280
‫نه، اصلاً خوب نیستم!

02:10.360 --> 02:12.280
‫گذاشتم یه پروانه فرار کنه.

02:12.360 --> 02:13.530
‫یه پروانه؟

02:13.610 --> 02:16.070
...درست بعد از اینکه بال‌هاش دراومد

02:18.030 --> 02:21.450
‫- کمک می‌خوای؟
‫- واقعاً؟

02:22.410 --> 02:24.040
‫چه شکلی بود؟

02:24.120 --> 02:27.000
‫آبی بود، حدوداً همین‌قدری...

02:27.080 --> 02:28.540
‫پروانه یولیسس بود؟

02:29.420 --> 02:32.090
‫نه، راستش یه پروانه مورفو بود.

02:32.170 --> 02:33.300
‫که این‌طور.

02:38.640 --> 02:40.390
‫می‌تونم این رو قرض بگیرم؟

02:40.470 --> 02:41.350
‫البته.

02:41.430 --> 02:43.180
‫یه کم فویل آلومینیومی هم داری؟

02:43.270 --> 02:46.150
‫آه، باشه. یه لحظه بهم وقت بده.

02:53.860 --> 02:57.160
‫مورفوها جذب هر چیزی می‌شن
‫که انعکاس آبی داشته باشه.

02:57.240 --> 02:58.870
‫واقعاً؟

02:58.950 --> 03:00.950
‫آره، فکر می‌کنن هم‌نوع خودشونه.

03:01.790 --> 03:06.750
‫همین‌طور جذب آب نیشکر
‫و غذای فاسد هم می‌شن.

03:08.750 --> 03:10.710
‫آه، اونجاست!

03:13.710 --> 03:16.050
.چه خوشگله

03:16.130 --> 03:19.010
‫قشنگه، مگه نه؟

03:19.090 --> 03:21.390
‫همین‌طوری واینستا نگاه کن. بگیرش.

03:21.470 --> 03:22.510
.عاه، بله

03:26.310 --> 03:27.770
‫خوب گرفتیش!

03:28.650 --> 03:32.940
‫آخ، نجاتم دادی!
‫واقعاً کاربلدی‌ها.

03:33.940 --> 03:36.450
‫نه بابا، این‌طوریا هم نیست. فقط بهشون ‫علاقه دارم.

03:37.030 --> 03:40.740
میخوای اینجا کار کنی؟
.کمبود نیرو داریم

03:40.820 --> 03:45.200
‫آه، نه، با تحویل دادن این نودل‌های اودون
‫حسابی سرم شلوغه.

03:45.290 --> 03:47.120
‫اگه نظرت عوض شد بهم بگو.

03:47.210 --> 03:49.290
‫باشه، حتماً.

03:51.590 --> 03:55.010
<i><i>‫خیلی دوست دارم توی یه همچین
‫جایی کار کنم.</i></i>

03:56.010 --> 04:00.930
 شش دم پیاپی

04:02.970 --> 04:04.680
‫من برگشتم.

04:05.720 --> 04:07.520
‫خیلی طولش دادی.

04:07.600 --> 04:11.650
‫عجله کن. باید بیشتر کار کنی
‫تا اون روزایی که مریض بودی رو جبران کنی.

04:11.730 --> 04:13.820
‫اون کاکیاگه رو ببر واسه میز دو.

04:13.900 --> 04:14.730
‫چشم، قربان.

04:14.820 --> 04:17.780
‫نه، اون نه! همیشه فیش رو چک کن.

04:19.030 --> 04:22.200
‫مشتری سگ‌سانه. بدون پیاز.

04:22.280 --> 04:23.120
‫درسته.

04:23.200 --> 04:24.490
‫حواست رو جمع کن.

04:24.580 --> 04:27.120
‫اگه دسته‌گل به آب بدیم،
.‫آبرومون به باد میره

04:27.200 --> 04:28.370
.شرمنده‌ام

04:29.920 --> 04:33.920
‫راستی، یکی از دوستات زنگ زد.

04:34.000 --> 04:36.840
‫واقعاً؟ یعنی کی بوده؟

04:43.350 --> 04:46.020
‫خب؟ چیزی می‌شنوی؟

04:46.100 --> 04:48.310
‫بهش بگو دهنش رو ببنده.

04:50.100 --> 04:54.490
‫نمایشنامه جشنواره

04:51.060 --> 04:54.440
‫نمایشنامه تئاتر جدیدت رو خوندم.

04:55.730 --> 05:00.990
‫انواع و اقسام تئاترها رو دیدم که
‫دوستیِ گوشت‌خوارها و گیاه‌خوارها رو نشون ‫می‌دن.

05:01.070 --> 05:04.490
‫بیشترشون یا تراژدی بودن
‫یا پایان‌های خوشِ غیرواقعی داشتن.

05:06.370 --> 05:11.500
‫اما این داستان روی این تمرکز داره
‫که چطور بر این مشکل غلبه کنیم، مگه نه؟

05:11.580 --> 05:12.420
‫همین‌طوره.

05:14.460 --> 05:17.500
‫من با کمیته مذاکره می‌کنم.

05:17.590 --> 05:18.840
‫این یعنی...

05:18.920 --> 05:20.920
.بیاید این تئاتر رو برگزار کنیم

05:21.760 --> 05:22.840
.ایول

05:22.930 --> 05:25.640
‫وایسا، وایسا. یه قدم برو عقب.

05:25.720 --> 05:27.010
‫ببخشید.

05:28.390 --> 05:33.190
‫از این خوشم میاد. داستان دوستی‌ای که
‫بین چنگال و شاخ شکوفا می‌شه.

05:33.270 --> 05:37.980
"عشق‌مون واحه‌ای توی این بیابونه"
‫دیالوگ فوق‌العاده‌ایه.

05:38.070 --> 05:39.860
‫- عالیه.
‫- موفق شدیم!

05:40.940 --> 05:42.150
‫خیلی لفتش دادن.

05:42.240 --> 05:45.280
‫وای نه. اگه خراب بشه، همش تقصیر منه.

05:45.370 --> 05:47.240
‫ولی خودت گفتی که خوب شده.

05:48.540 --> 05:49.540
‫وایسا.

06:03.590 --> 06:06.350
‫توی جشنواره روسفیدمون کنید، باشه؟

06:07.260 --> 06:08.560
‫چشم، قربان.

06:12.350 --> 06:14.230
‫موفق شدیم، تائو!

06:14.310 --> 06:16.270
‫همش کار خودت بود، پسر!

06:16.360 --> 06:19.230
‫بیاین دیگه این مانع رو برداریم.

06:19.320 --> 06:21.320
‫به هر حال برای ساختن وسایل صحنه
‫به جا نیاز داریم.

06:21.400 --> 06:23.490
‫دست نگه دارین. نمی‌تونم بذارم
‫این کار رو بکنید.

06:23.570 --> 06:24.450
‫چرا آخه؟

06:24.530 --> 06:28.740
‫تا وقتی داریم واسه این کار آماده می‌شیم،
‫باید به عنوان دو تا باشگاه جدا کار کنیم.

06:28.830 --> 06:32.370
‫روی صحنه داستان فرق می‌کنه.
‫پشت صحنه، از هم جدا می‌مونیم.

06:32.450 --> 06:33.540
‫جدی میگی؟!

06:33.620 --> 06:37.040
‫یه سری شرط و شروط هست،
‫ولی مجوز اجرا رو گرفتیم.

06:37.130 --> 06:40.130
‫همش هم به لطف
‫نمایشنامه عالی کیبی و تائو بود.

06:43.470 --> 06:45.510
‫- آره!
‫- بی‌خیال بابا، هندونه زیر بغلمون نذار.

06:45.590 --> 06:47.180
‫ممنون.

06:47.260 --> 06:50.560
.الان وقتشه همه نقش خودشون رو ایفا کنن

06:51.180 --> 06:55.810
‫جونو، می‌خوایم تو نقش
‫گوشت‌خوار اصلی رو بازی کنی. نظرت چیه؟

06:57.440 --> 06:58.730
‫قبوله، انجامش می‌دم!

06:58.810 --> 07:02.150
‫مسئله اینه که
‫کی نقش گیاه‌خوار اصلی رو بازی کنه.

07:02.780 --> 07:07.490
‫واسه دوستیِ بین شاخ و چنگال،
‫اون یکی نقش اصلی باید از یه گونه شاخ‌دار باشه.

07:08.570 --> 07:10.160
‫پینا چطوره؟

07:10.240 --> 07:14.910
‫شاخ‌های پینا
‫روی اون صحنه معرکه به نظر می‌رسن.

07:15.000 --> 07:18.790
‫علاوه بر این، هرچند اجرای سال قبل
‫در نهایت لغو شد،

07:18.880 --> 07:22.000
‫ولی اون توی تمرین‌ها
‫خیلی خوب کار کرد، مگه نه؟

07:22.090 --> 07:23.880
‫آره، حرف حساب زدی.

07:23.960 --> 07:25.920
‫ولی اون که از باشگاه رفت.

07:26.010 --> 07:28.890
‫به خاطر این رفت که مجبور شدیم جدا بشیم.

07:28.970 --> 07:32.060
‫حالا که داریم با هم اجرا می‌کنیم،
‫شاید برگرده. مگه نه؟

07:32.720 --> 07:35.930
‫فکر نکنم بتونم راضیش کنم...

07:36.020 --> 07:37.390
‫قطعاً نمی‌تونی.

07:37.480 --> 07:40.230
‫تو برو، جونو. برو بیارش.

07:40.310 --> 07:41.270
‫من؟

07:41.360 --> 07:46.360
‫هم‌کلاسی هستین، نه؟
‫به عنوان هم‌بازیش، تو بهتر می‌تونی قانعش کنی.

07:46.450 --> 07:51.030
‫تازه، اون پسره هیچ‌وقت
‫درخواست یه دختر رو رد نمی‌کنه.

07:51.120 --> 07:52.910
‫اما...

07:52.990 --> 07:58.420
‫ببین، راه درازی پیش رو داریم.
‫اگه می‌خوایم این تئاتر رو راه بندازیم،

07:58.500 --> 08:00.960
‫اولین قدم اینه که
‫پینا رو بکشونیم سمت خودمون.

08:02.790 --> 08:08.680
‫در واقع، موفقیت جشنواره شهاب‌سنگ
‫کاملاً به تو بستگی داره!

08:08.760 --> 08:11.180
...عه؟ ولی

08:11.260 --> 08:13.180
جونو، می‌تونی این کار  رو بکنی؟

08:13.760 --> 08:16.980
‫خب، باشه...

08:18.690 --> 08:23.230
<i><i>‫آخه چرا هنوز داریم درباره پینا حرف می‌زنیم؟
‫اون که دیگه حتی توی باشگاه هم نیست!</i></i>

08:23.320 --> 08:25.860
<i><i>‫پیچوندن تمرین‌ها،
‫لاس زدن با سال‌بالایی‌ها،</i></i>

08:25.940 --> 08:27.570
<i><i>‫اون پشم‌های ژولیده... اصلاً چشم دیدنش رو ندارم!</i></i>

08:27.650 --> 08:29.070
‫می‌تونیم توی کلاستون با هم حرف بزنیم؟

08:27.650 --> 08:29.070
‫سلام!

08:29.410 --> 08:31.950
‫توی طبقه گیاه‌خوارها؟

08:30.690 --> 08:31.950
نظرت چیه بریم پشت‌بومِ ساختمون قدیمی؟

08:32.030 --> 08:33.990
‫باشه، پس همون‌جا همدیگه رو می‌بینیم!

08:37.500 --> 08:40.540
<i><i>‫امیدوارم نقش رو قبول نکنه.</i></i>

08:40.620 --> 08:42.250
‫باشگاه باغبانی

08:46.420 --> 08:50.930
<i><i>‫آه، درسته.
‫باشگاه باغبانی منحل شد.</i></i>

08:55.930 --> 08:57.640
‫ممنون که کمک کردی.

08:57.720 --> 09:00.310
‫فکر نمی‌کردم قبول کنی.

09:01.100 --> 09:04.190
<i><i>‫بعد از اون همه زحمتی که کشیدیم</i></i>

09:04.270 --> 09:06.610
<i><i>‫حداقل باید می‌اومدم به این‌ها
‫آب می‌دادم.</i></i>

09:07.440 --> 09:08.860
‫اوه؟

09:08.940 --> 09:12.200
جونو - سان به باغبونی علاقه داری؟

09:12.280 --> 09:13.990
‫تیپت اصلاً به این کارها نمی‌خوره.

09:14.070 --> 09:19.200
‫نه واقعاً، ولی می‌دونم
‫باشگاه چقدر واسه پرورش این‌ها زحمت کشید.

09:19.290 --> 09:23.130
‫همه اعضا رفتن.
‫دنیا همینه دیگه.

09:23.880 --> 09:26.380
‫اینکه یهو بی‌مقدمه بهم پیام دادی...

09:27.000 --> 09:30.840
‫فقط واسه این بود که راضیم کنی
‫برگردم به باشگاه تئاتر، مگه نه؟

09:30.920 --> 09:32.840
‫چرا این‌طور فکر می‌کنی؟

09:32.930 --> 09:36.180
‫باشگاه تئاتر هیچ‌وقت
‫بازیگر گیاه‌خوار زیادی نداشته.

09:36.260 --> 09:39.850
‫یا شاید هم واسه اینه که
‫روم کراش داری؟

09:39.930 --> 09:41.020
‫چی؟

09:41.770 --> 09:45.480
‫عمراً! حدس
‫اولت درست بود.

09:46.060 --> 09:50.570
‫گوشت‌خوارها و گیاه‌خوارها قراره
‫توی جشنواره شهاب‌سنگ با هم اجرا کنن.

09:51.530 --> 09:55.280
‫و تو واسه نقش اصلی عالی هستی.

09:55.370 --> 09:59.410
‫دو تا نقش اصلی داریم،
‫و من هم‌بازی تو می‌شم.

09:59.490 --> 10:02.870
<i><i>‫تمرکز کن، جونو.
‫باید راضیش کنی!</i></i>

10:02.960 --> 10:06.290
<i><i>‫پینا دقیقاً همون چیزیه که این
‫تئاتر نیاز داره.</i></i>

10:06.380 --> 10:11.210
<i><i>‫همه رو من حساب کردن و
‫باور داشتن که از پسش برمیام.</i></i>

10:11.800 --> 10:14.970
‫ولی اشکالی نداره، درکت می‌کنم.
‫سرت خیلی شلوغه، مگه نه؟

10:15.050 --> 10:16.430
‫- هان؟
‫- آره، حدس می‌زدم.

10:16.510 --> 10:18.430
‫نگران نباش، چیز مهمی نیست.

10:18.510 --> 10:20.850
‫فقط به همه می‌گم...

10:20.930 --> 10:23.190
.‫که الان دیگه کل وقتت رو گذاشتی پای ‫باغبونی

10:23.270 --> 10:25.850
‫اتفاقاً وقتم کاملاً آزاده.

10:26.560 --> 10:28.230
‫دستت رو خوندم.

10:28.320 --> 10:33.860
‫خودت واقعاً نمی‌خوای برگردم،
‫ولی بقیه ازت خواستن که راضیم کنی.

10:34.910 --> 10:38.830
‫هر چی باشه،
‫معلومه که جذابیتم روی تو سایه می‌ندازه.

10:38.910 --> 10:40.870
چی داری واسه خودت می‌بافی؟

10:40.950 --> 10:46.290
‫یه مدتیه که دارم به این فکر می‌کنم، جونو.
‫تو بعضی وقت‌ها خیلی موذی می‌شی، نه؟

10:47.000 --> 10:51.000
‫از اون دخترهایی هستی که واسه
‫رسیدن به خواسته‌شون دست به هر کاری می‌زنن.

10:51.090 --> 10:53.170
‫این‌قدر به خودت نناز.

10:53.260 --> 10:55.510
‫واسم فرقی نمی‌کنه باشی یا نباشی.

10:55.590 --> 11:00.640
‫من از تو بامزه‌تر، بااستعدادتر
‫و خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی ستاره‌ام!

11:00.720 --> 11:04.980
‫واو. پس نمی‌خوای جلو من
‫نقش یه گوشت‌خوارِ بی‌دندون رو بازی کنی؟

11:05.060 --> 11:07.480
‫این تویی که باید دست از فیلم بازی کردن برداری.

11:07.560 --> 11:11.860
‫هیچ‌وقت تلاش واقعی نمی‌کنی
‫چون از شکست می‌ترسی.

11:11.940 --> 11:15.490
‫اگه تلاش واقعی بکنم،
‫شاید قورتت بدم. باهاش مشکلی نداری؟

11:15.570 --> 11:16.490
‫ببینم و تعریف کنم.

11:16.570 --> 11:20.160
‫هر چقدر هم توی تمرین خوب باشی،
‫اگه نتونی روی صحنه اجراش کنی بی‌فایده‌ست.

11:20.240 --> 11:22.330
‫تو که تا حالا بازی من رو روی صحنه ندیدی.

11:22.410 --> 11:24.410
‫از اینکه اجرامون لغو شد نفس راحت کشیدی.

11:24.500 --> 11:26.540
‫نه، تو کشیدی.

11:26.620 --> 11:29.920
‫چون وحشت داشتی از اینکه
‫به کسی به زیباییِ من ببازی.

11:30.000 --> 11:32.670
‫در هر صورت، من پیشنهادت رو رد می‌کنم.

11:33.590 --> 11:36.510
‫نه، من دست رد به سینه
‫تو می‌زنم!

11:38.430 --> 11:40.720
‫به این دعوای شرم‌آور خاتمه بدید.

11:41.350 --> 11:46.730
‫عشق ابدی ما
‫مثل واهه‌ای در این کویر خشک و بی‌آبه!

11:47.310 --> 11:49.190
‫پینا واقعاً انتخاب درستی بود.

11:49.270 --> 11:50.440
‫آره.

11:51.310 --> 11:55.240
<i><i>‫لعنتی! پیشنهاد رو رد
‫نکرد!</i></i>

12:02.200 --> 12:06.540
<i><i>‫محیط این دانشگاه
‫پر از صحنه‌های شگفت‌انگیزه.</i></i>

12:07.250 --> 12:08.330
‫هی!

12:08.920 --> 12:11.500
‫جزوه هفته پیشت. باز هم ممنون.

12:12.090 --> 12:13.210
‫مطلب دستگیرت شد؟

12:13.300 --> 12:16.920
‫آره. ولی جزوه اقتصاد خرد رو هم
‫لازم دارم.

12:17.720 --> 12:21.550
‫جایی که گوشت‌خوارها و گیاه‌خوارها
‫با هم در ارتباطن،

12:21.640 --> 12:25.600
‫دیگه بچه نیستن،
‫ولی هنوزم بزرگسال کامل نشدن.

12:26.560 --> 12:30.690
<i><i>‫در فاصله نزدیک، گوشت‌خوار غریزی
‫چشمش به اون نقطه شیرینه.</i></i>

12:30.770 --> 12:33.610
<i><i>‫و گیاه‌خوار جوان اصلاً متوجه ‫نمیشه.</i></i>

12:35.230 --> 12:36.190
‫بیا اینم از این.

12:36.280 --> 12:38.700
‫آره... دستت درد نکنه.

12:38.780 --> 12:41.030
<i><i>‫یه تلاش رقت‌انگیز.</i></i>

12:42.120 --> 12:43.870
<i><i>‫حسودیم میشه.</i></i>

12:43.950 --> 12:48.960
<i><i>‫گوشتی که بعد از یه جنگ طولانی
‫با غرایز خودت بلعیده بشه...</i></i>

12:49.040 --> 12:52.500
<i><i>‫فقط می‌تونم تصور کنم چقدر ‫لذیذه.</i></i>

12:55.000 --> 12:56.000
‫بله؟

12:56.090 --> 12:58.130
‫منم، هارا،
‫دانشجوی سال اول باغبانی.

13:00.430 --> 13:01.380
‫بیا تو.

13:02.800 --> 13:04.550
.عرض ادب

13:04.640 --> 13:07.020
‫اوه، تویی.

13:10.690 --> 13:11.600
‫بشین.

13:13.560 --> 13:15.110
‫ممنون.

13:18.610 --> 13:21.610
‫خوب می‌خوابی؟
‫درست غذا می‌خوری؟

13:22.780 --> 13:24.700
‫شوک بزرگی بود، نه؟

13:24.780 --> 13:27.160
‫حتماً دیدن همچین صحنه‌ای
‫خیلی به هم ریخته‌ات.

13:27.740 --> 13:30.580
‫اوه، اون؟ نه، کاملاً خوبم.

13:31.500 --> 13:34.750
‫ولی راستش یکم برام سخته
‫که تصمیم بگیرم باید چیکار کنم.

13:35.790 --> 13:38.000
‫گفتی کسی رو تو صحنه دیدی؟

13:38.090 --> 13:43.010
‫بله. ولی فقط یه لحظه کوتاه بود.
‫شایدم همش خیالاتی شده بودم.

13:43.090 --> 13:44.220
‫به پلیس هم گفتی؟

13:44.300 --> 13:45.640
‫نه، نگفتم.

13:47.350 --> 13:48.430
‫فقط فکر می‌کنم...

13:51.230 --> 13:53.650
‫اینم یه احتماله.

13:55.190 --> 13:59.610
شک داری که کسی
پروفسور رو از پشت بوم پرت کرده باشه؟

13:59.690 --> 14:00.820
‫شاید.

14:00.900 --> 14:03.660
‫با اینکه ممکنه فقط یه حادثه
‫یا خودکشی بوده باشه؟

14:03.740 --> 14:06.580
‫وقتی این اتفاق افتاد، اینم باهاش افتاد
‫پایین.

14:07.950 --> 14:09.410
‫پر کبوتر؟

14:10.500 --> 14:12.210
‫یکی اونجا بود.

14:12.290 --> 14:14.670
‫فکر می‌کنی کبوتر بوده؟

14:15.290 --> 14:18.130
‫البته این چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

14:19.210 --> 14:21.920
‫اگه اون پر مال قاتل باشه،

14:23.510 --> 14:28.390
یعنی قاتل پروفسور هنوز
.آزادانه دارم می‌چرخه

14:29.390 --> 14:34.310
شاید همین الان هم شکار بعدی
.رو از آزمون زیر نظر گرفته باشن

14:34.390 --> 14:39.320
‫اگه بدونن تو شاهد بودی،
‫شاید بعدی تو باشی.

14:43.740 --> 14:47.240
‫حق با شماست. حتماً دارم زیادی سخت می‌گیرم.

14:47.320 --> 14:48.240
‫ها؟

14:48.330 --> 14:50.910
‫گذاشتم خیالاتم بهم غلبه کنه.

14:50.990 --> 14:54.500
‫حرف زدن با شما باعث شد فکر کنم
‫فقط دارم توهم می‌زنم.

14:55.210 --> 14:58.040
‫من تا حالا چند بار از مرگ قسر در رفتم،

14:58.130 --> 15:00.750
‫واسه همین احتمالاً سریع
‫فرض رو گذاشتم روی قتل.

15:00.840 --> 15:03.130
‫این ویژگی خرگوش‌های کوتوله‌ست.
‫می‌دونید چی میگم؟

15:03.210 --> 15:05.260
‫البته...

15:05.340 --> 15:08.640
‫همون‌طور که توی اخبار گفتن،
‫شاید فقط یه حادثه بوده.

15:09.970 --> 15:12.100
‫پس فکر نمی‌کنی خودکشی بوده؟

15:12.180 --> 15:14.100
‫نمی‌دونم.

15:14.180 --> 15:17.650
‫اگه این‌طور باشه،
‫حتماً زندگی خیلی ثابتی داشته.

15:18.730 --> 15:21.440
‫مگه بی‌ثباتی
‫دلیل محتمل‌تری برای خودکشی نیست؟

15:21.520 --> 15:26.070
‫مردم به این خاطر خودکشی می‌کنن که
‫می‌دونن فردا هم زنده خواهند بود.

15:26.700 --> 15:28.740
‫من این رو درک نمی‌کنم.

15:28.820 --> 15:32.700
من تک تک ثانیه‌های عمرم رو
.با آمادگی برای مردن گذروندم

15:32.790 --> 15:38.420
‫پس چرا داری میای دانشگاه؟
‫اگه ممکنه هر روزی بمیری...

15:38.500 --> 15:42.210
‫ها؟ این دوتا یکی نیستن.

15:42.300 --> 15:44.460
‫این‌طور نیست که دلم بخواد بمیرم.

15:44.550 --> 15:48.680
‫حتی با وجود تهدید همیشگی مرگ،
‫من هنوزم می‌خوام برای رسیدن به رویاهام ‫تلاش کنم.

15:48.760 --> 15:52.260
<i><i>‫فاز این خرگوشه چیه؟</i></i>

15:52.350 --> 15:56.430
<i><i>‫اون تقدیرگراست و همه‌چیز رو
‫فقط از یه زاویه می‌بینه.</i></i>

15:56.520 --> 16:00.480
<i><i>‫ولی بی‌پروا زندگی نمی‌کنه.
‫بی‌خیالِ زندگی هم نشده.</i></i>

16:00.560 --> 16:03.820
‫ولی محض احتیاط،
‫به پلیس خبر میدم.

16:04.480 --> 16:08.150
‫الان خیالم راحت‌تر شد.
‫ممنون که به حرفام گوش دادید، سنسه.

16:08.240 --> 16:10.740
‫خوشحالم این رو می‌شنوم.

16:10.820 --> 16:11.830
‫اوه؟

16:13.830 --> 16:15.160
‫بوی بارون میاد.

16:16.200 --> 16:18.040
‫الاناست که شدید بشه.

16:19.210 --> 16:23.460
<i><i>‫دانشجوی سال اول گیاه‌شناسی...
‫هارو بودی دیگه؟</i></i>

16:25.170 --> 16:28.010
‫اجازه بده تا اداره پلیس همراهیت کنم.

16:29.430 --> 16:31.720
‫تنها رفتن ترسناکه، مگه نه؟

16:31.800 --> 16:33.810
‫با ماشین می‌برمت.

16:34.930 --> 16:37.140
‫بیا زیر بارون گیر نیفتیم.

16:45.860 --> 16:47.490
.‫بپر بالا، باس

16:47.570 --> 16:49.240
‫ممنون!

16:50.860 --> 16:52.410
‫به نظرت هنوز نرسیده؟

16:52.490 --> 16:53.950
‫آروم باش پسر.

16:54.030 --> 16:57.830
‫می‌دونم خیلی وقت گذشته، ولی انقدر
‫دمت رو تکون نده. مایه‌ی خجالته.

16:57.910 --> 17:00.040
‫آخ، راست میگی.

17:00.120 --> 17:04.630
‫اون الان همش مشغول کارای بزرگترهاست،
‫شرط می‌بندم خیلی عوض شده.

17:04.710 --> 17:06.420
‫یه جورایی رو مخه.

17:06.500 --> 17:09.970
‫منم همین رو میگم.
‫امروز بیا باکلاس رفتار کنیم، باشه؟

17:10.050 --> 17:11.260
‫ما دیگه سال آخری هستیم.

17:11.340 --> 17:12.470
‫راست میگی.

17:15.220 --> 17:16.890
‫وای پسر، خودشه.

17:18.180 --> 17:20.600
‫چطوری، لگوشی!

17:22.940 --> 17:23.980
‫باکلاس باش.

17:24.560 --> 17:25.940
‫- چه باکلاس!
‫- آره، باحاله.

17:27.070 --> 17:28.190
‫بریم.

17:42.120 --> 17:43.420
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت!

17:43.500 --> 17:46.800
‫لگوشی، چطوری؟
‫گرگ پسر خلافکار!

17:46.880 --> 17:48.340
‫قدت بلندتر هم شده؟

17:48.420 --> 17:51.470
‫حس بویایی من
‫آمادگی همچین تجدید دیداری رو نداشت!

17:51.550 --> 17:52.680
‫زندگی مجردی چطوره؟

17:52.760 --> 17:54.970
‫خب، می‌گذره.

17:55.050 --> 17:56.760
‫الان من روی تخت تو می‌خوابم!

17:57.390 --> 18:01.890
‫خیلی خب، بیاید بریم تو
‫و امروز حسابی بترکونیم!

18:01.980 --> 18:03.600
‫-آوووو!
‫- آوووو!

18:03.690 --> 18:05.360
.امروز میخوام حسابی خودمو خالی کنم

18:05.440 --> 18:06.360
‫بیا وحشی‌بازی دربیاریم!

18:06.440 --> 18:07.400
‫دنبال غریزه‌مون بریم!

18:07.480 --> 18:09.280
‫هر اتفاقی توی بی‌-استرایک بیفته
‫همون‌جا می‌مونه!

18:09.360 --> 18:10.900
‫خودشه!

18:10.990 --> 18:13.280
‫غریزه؟ این نگرانم می‌کنه.

18:13.360 --> 18:15.740
‫نگرانش نباش. بیا بریم.

18:17.990 --> 18:23.250
<i><i>‫از بازدید شما از بی‌-استرایک
‫سپاسگزاریم.</i></i>

18:23.330 --> 18:31.340
‫منطقه کانگوروها
‫توی کیسه

18:24.830 --> 18:30.050
‫جامعه به کسایی که غریزه یا ذات
‫وحشی‌شون رو نشون بدن سرکوفت می‌زنه.

18:31.000 --> 18:38.720
منطقه گربه‌سانان
‫بهشت چنگ زدن

18:32.970 --> 18:34.800
‫اما هر گونه‌ای به یه راه
‫فرار نیاز داره

18:34.880 --> 18:38.300
‫تا غرایز سرکوب‌شده‌ی
‫زندگی روزمره‌ش رو آزاد کنه.

18:38.390 --> 18:45.220
منطقه سنجاب‌ها
‫ماشین صعود

18:39.970 --> 18:43.480
‫بی‌-استرایک برای برآورده
‫کردن همین هدف وجود داره.

18:45.000 --> 18:49.360
‫منطقه سگ‌سانان
‫بده و بستون

18:47.190 --> 18:48.190
‫خودشه.

18:52.900 --> 18:55.280
‫هیچ‌چیزی جای ترشح آدرنالین رو نمی‌گیره.

18:55.360 --> 18:56.950
‫دمم داره از جا کنده میشه.

18:57.030 --> 18:58.200
‫من که قرار نیست ببازم.

18:58.280 --> 18:59.830
‫منم همین‌طور.

18:59.910 --> 19:02.000
‫زندگی به عنوان یه گرگ تنها چطوره، لگوشی؟

19:02.080 --> 19:06.500
‫خب، یه جورایی سوت‌وکوره.
‫واسه همین خیلی خوشحالم که می‌بینمتون.

19:06.580 --> 19:09.630
‫ما هم همین‌طور. مخصوصاً چون
‫به‌زودی درگیر امتحانات میشیم.

19:09.710 --> 19:11.960
‫آهان، راست می‌گی. آزمون ورودی دانشگاه؟

19:16.180 --> 19:17.260
‫بگیرش!

19:27.230 --> 19:28.100
‫گرفتمش!

19:28.190 --> 19:29.730
‫برو! پسِش بیار!

19:29.810 --> 19:30.820
‫می‌تونم اینو بردارم؟

19:30.900 --> 19:32.070
‫- آره معلومه!
‫- عجله کن!

19:32.150 --> 19:33.820
‫- توپ مال خودته!
‫- یالا تکون بخور!

19:35.400 --> 19:36.950
<i><i>‫حسی که فقط سگ‌سانان درکش
‫می‌کنن.</i></i>

19:37.030 --> 19:40.370
<i><i>‫لذتِ آوردنِ
‫یه توپ و پس دادنش.</i></i>

19:40.450 --> 19:41.530
<i><i>‫چه لذتی داره!</i></i>

19:43.490 --> 19:44.700
<i><i>‫وای خدای من!</i></i>

19:44.790 --> 19:47.620
<i><i>‫چطور این‌قدر سریع پسِش
‫آوردی؟</i></i>

19:47.710 --> 19:52.380
<i><i>‫چه نابغه‌ی کوچولویی!
‫پسر خیلی خوبیه!</i></i>

19:53.050 --> 19:56.670
‫تشویقم کرد! چه حالی داد!

19:56.760 --> 20:00.760
<i><i>‫غرایز سگ‌سانم الان
‫رو ابرها سیر می‌کنه!</i></i>

20:03.510 --> 20:05.850
‫فردا کل بدنمون کوفته میشه.

20:05.930 --> 20:08.140
‫من که باهاش مشکلی ندارم.

20:09.810 --> 20:14.070
‫یه سوال، همه‌تون تصمیم گرفتین
‫بعد فارغ‌التحصیلی چیکار کنین؟

20:14.150 --> 20:18.110
‫باید زودتر تصمیم بگیریم.
‫نمی‌تونیم مثل تو یاغی باشیم.

20:18.200 --> 20:21.410
‫هی، منم دارم به کار و بار
‫و این‌جور چیزا فکر می‌کنم، می‌دونی که.

20:21.490 --> 20:23.080
‫تو شنا رو ادامه می‌دی، دورهام؟

20:23.160 --> 20:25.870
‫آره، فکر کنم. حامی مالی هم پیدا کردم.

20:25.950 --> 20:27.870
‫باس هم که کار خانوادگی‌شون رو دست می‌گیره.

20:27.960 --> 20:29.580
‫برنامه‌م همینه.

20:30.420 --> 20:34.420
<i><i>‫ما داریم از هم جدا میشیم تا
‫مسیرهای متفاوتی رو دنبال کنیم.</i></i>

20:35.380 --> 20:37.050
<i><i>‫چاره‌ای نیست، ولی بازم...</i></i>

20:38.680 --> 20:43.260
<i><i>‫یه جایی ته دلم، فکر می‌کردم
‫تا ابد توی اتاق ۷۰۱ می‌مونیم.</i></i>

20:44.010 --> 20:47.850
<i><i>‫یه جور حس آرامش بود که
‫همیشه برام عادی و بدیهی بود.</i></i>

20:52.940 --> 20:56.480
‫ببینین بچه‌ها، حتی بعد از اینکه بزرگ شدیم،

20:57.280 --> 20:59.360
‫بیاین بعضی وقت‌ها این‌طوری دور هم جمع
‫بشیم.

21:01.200 --> 21:04.240
چی داری میگی؟
.معلومه که این کار رو میکنیم

21:04.330 --> 21:06.790
‫ما سگ‌سان‌ها همه‌مون عضو یه خانواده
‫بزرگیم.

21:06.870 --> 21:08.910
‫کافیه زوزه بکشی، هر وقت باشه با سر می‌دویم ‫میایم.

21:09.000 --> 21:11.250
‫باید اینو بدونی، لگوشی.

21:17.510 --> 21:19.670
‫هیجان دارم که خونه‌ت رو ببینم.

21:20.260 --> 21:22.010
‫تمیز نگهش می‌داری؟

21:22.090 --> 21:25.220
‫راستش، اصلاً اون‌قدرها
‫وسیله ندارم.

21:25.310 --> 21:28.220
‫می‌خواستم همه‌تون رو دعوت کنم،
‫ولی دیوارهاش نازکن.

21:29.230 --> 21:31.560
‫ما وقتی دور همیم خیلی سر و صدا می‌کنیم.

21:31.640 --> 21:33.230
‫آره واقعاً.

21:33.310 --> 21:36.900
‫ولی اگه بگی ساکت باشم،
‫حتی یه صدا هم ازم درنمیاد.

21:36.980 --> 21:40.400
‫جدی؟ دفعه‌ی قبلی که خونمون خوابیدی،
‫پدربزرگ حسابی شاکی شد.

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:41.070 --> 21:43.610
‫آره، وقتی نه سالمون بود.

21:43.700 --> 21:45.070
‫یالا، بیاین بریم.

21:56.840 --> 21:59.340
‫لیست خطرات
‫سگ‌ها: پیاز

22:00.090 --> 22:05.090
<i><i>‫ما قرار بود برای همیشه
‫دوست‌های جونیِ هم بمونیم.</i></i>

22:06.010 --> 22:08.180
<i><i>‫واسه همین هیچ‌وقت حتی به ذهنم
‫هم خطور نکرد</i></i>

22:08.810 --> 22:11.180
<i><i>‫که جک ممکنه رازی داشته باشه.</i></i>
