WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:48.000 --> 02:00.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:48.000 --> 02:00.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:48.000 --> 02:00.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:51.210 --> 01:54.800
.پسر، از چیزی که فکر می‌کردم جون سخت‌تری

01:55.710 --> 01:58.050
‫بی‌خود نیست لگوشی
‫این‌قدر بدجور کشته‌مرده‌ته.

01:58.130 --> 01:59.590
‫صبر کن، لگوشی؟

02:00.510 --> 02:01.390
‫نگاه کن.

02:01.470 --> 02:04.010
‫چشماش به من نرفته؟

02:04.100 --> 02:06.060
‫نکنه تو...

02:06.140 --> 02:08.810
‫آره، من پدربزرگ لگوشی‌ام.

02:10.190 --> 02:12.360
‫ولی تو که یه مارمولکی!

02:15.360 --> 02:20.280
‫سلطان اهریمنی جانوران

02:23.990 --> 02:25.950
‫بابت اون قضیه معذرت می‌خوام.

02:26.040 --> 02:28.710
‫نمی‌دونستم
‫پدربزرگ لگوشی یه مارمولکه.

02:28.790 --> 02:30.620
‫نه بابا، این چه حرفیه.

02:30.710 --> 02:33.380
.فکر کنم هیچوقت بهت نگفته

02:33.960 --> 02:37.420
‫این دقیقاً خودِ لگوشیه، مگه نه؟

02:37.510 --> 02:40.180
وقتی قضیه چیزاییه که باید
،همون اول بگه

02:40.260 --> 02:42.300
:همیشه اینطوریه که
"... راستی حالا که فکر می‌کنم"

02:43.260 --> 02:45.640
‫این مادر لگوشیه؟

02:46.680 --> 02:47.890
‫آره.

02:48.560 --> 02:50.060
‫شبیه زنمه، نه؟

02:50.140 --> 02:51.900
‫آره، شبیهه.

02:51.980 --> 02:54.440
‫کاش یه آبمیوه‌ای چیزی
‫داشتم که ازت پذیرایی کنم.

02:54.520 --> 02:58.070
‫اشکالی نداره.
‫لگوشی هم وقتی می‌رم پیشش بهم چای می‌ده.

02:58.150 --> 02:59.360
‫اوه، واقعاً؟

03:04.030 --> 03:04.870
‫چی؟

03:07.410 --> 03:09.500
‫خب، ضدعفونی شد.

03:09.580 --> 03:11.080
‫اون برای چی بود؟

03:11.170 --> 03:14.170
‫سم اژدهای کومودو خطرناکه.

03:14.250 --> 03:17.090
‫حتی با یه تماس ساده هم ممکنه بمیری.

03:17.920 --> 03:18.920
‫سم...

03:19.420 --> 03:22.640
‫واسه همین اون شوکری که اول کار استفاده کردی
‫انتخاب خیلی خوبی بود.

03:22.720 --> 03:25.010
‫می‌تونی بدون لمس کردن دشمن
‫بهش حمله کنی.

03:25.640 --> 03:29.060
‫بازم معذرت می‌خوام
‫که یهویی بهت شوک دادم.

03:29.140 --> 03:32.650
‫منم معذرت می‌خوام. نمی‌خواستم بترسونمت.

03:32.730 --> 03:34.770
‫یه کم زیادی هیجان‌زده بودم.

03:34.860 --> 03:39.030
‫وقتی لگوشی ازم خواست
‫هوای دختر موردعلاقه‌اش رو داشته باشم، خیلی ذوق کردم.

03:39.110 --> 03:42.240
‫باید اول درست‌وحسابی باهات حرف می‌زدم.

03:42.320 --> 03:47.080
عذرخواهی نکنید. لگوشی می‌دونست اگه
.بهم بگه فقط نگران می‌شم

03:47.160 --> 03:50.700
‫مطمئنم فقط نگران این بود
‫که بهم حمله بشه.

03:50.790 --> 03:54.580
اصلاً به لگوشی ذره‌ای شک نداری، نه؟

03:54.670 --> 03:57.250
‫ازش نمی‌ترسی؟

03:57.340 --> 04:01.420
‫در خطر خورده شدن هستی،
‫پدربزرگش یه مارمولکه،

04:01.510 --> 04:03.380
‫بماند که خودش هم یه گرگه.

04:03.470 --> 04:06.430
‫اوه، من نمی‌ترسم.

04:06.510 --> 04:09.060
‫یعنی، قبلاً ازش می‌ترسیدم.

04:09.140 --> 04:13.390
‫ولی من خرگوشی‌ام که عاشق یه گرگ شده.
‫همین خودش نشون می‌ده چقدر سختی‌ها رو پشت سر گذاشتیم.

04:14.190 --> 04:18.770
‫علاوه بر این، اون واسه من فقط یه گرگ نیست.
‫اون لگوشیه.

04:18.860 --> 04:20.900
‫که این‌طور؟

04:20.990 --> 04:22.650
‫توکی هم همین‌طوری بود.

04:23.280 --> 04:25.110
‫توکی؟ اون همسرته؟

04:25.200 --> 04:26.240
‫آره.

04:26.740 --> 04:29.450
‫اونم دقیقاً همین رو بهم می‌گفت.

04:29.540 --> 04:34.370
‫که براش فرقی نداره من چی باشم،
‫حتی اگه یه اژدهای کومودو باشم، بازم عاشقم می‌مونه.

04:36.330 --> 04:39.710
‫وقتی نوجوان بودیم همدیگه رو دیدیم.

04:40.340 --> 04:42.210
هر دومون در نگاه اول عاشق هم شدیم.

04:42.300 --> 04:45.130
حرفِ مردم رو نشنیده گرفتیم
‫و با هم دوست شدیم.

04:46.470 --> 04:51.970
اون زمان، هنوز به رابطه‌های بین‌گونه‌ای
‫با چشم حقارت نگاه می‌کردن.

04:52.060 --> 04:53.770
ولی ما خوشبخت بودیم.

04:53.850 --> 04:56.310
.معجزه بود که بچه‌دار شدیم

04:56.400 --> 04:58.310
.عزیزم من رو ببوس

04:58.400 --> 05:01.230
‫چی شده؟
‫خدای من، امروز چقدر بامزه شدی.

05:01.780 --> 05:02.610
‫ماچ.

05:05.740 --> 05:08.120
چی؟ واسه زنتم از این استفاده می‌کردی؟

05:08.700 --> 05:11.120
همیشه از این کارم شاکی بود.

05:11.200 --> 05:13.500
.می‌گفت رمانتیک نیست

05:14.960 --> 05:18.130
.هرروزمون رویایی بود

05:18.210 --> 05:20.960
.همسرم چهره و سیرت زیبایی داشت

05:21.050 --> 05:25.340
اون با یه هیولای سمی مثل من
‫خانواده تشکیل داد.

05:25.420 --> 05:28.720
‫بعید می‌دونم تو رو به چشم یه هیولا دیده باشه.

05:28.800 --> 05:29.930
‫دقیقاً همین‌طوره.

05:30.430 --> 05:32.810
‫دلش نمی‌خواست سم بین ما فاصله بندازه،

05:32.890 --> 05:36.480
و آرزو داشت که
‫منم دیگه نگرانش نباشم.

05:37.730 --> 05:39.940
.واسه همین بالاخره بی‌خیالش شدم

05:40.650 --> 05:44.900
،اون زمان تنها چیزی که برام مهم بود
.غرق شدن تو عشق همدیگه بود

05:46.740 --> 05:48.820
‫تولدت مبارک، توکی.

05:50.570 --> 05:51.700
‫ممنون.

05:53.120 --> 05:54.540
‫داشتم فکر می‌کردم.

05:55.250 --> 05:59.920
‫بودن با تو من رو
‫خوشبخت‌ترین دختر دنیا کرده.

06:04.510 --> 06:06.260
‫توکی! داری چیکار می‌کنی؟

06:06.340 --> 06:10.300
‫ضدعفونی، ضدعفونی...
‫صبر کن، اسپریم کجاست؟

06:10.390 --> 06:11.800
‫کجا رفت؟

06:11.890 --> 06:14.310
‫می‌خواستم این رو بدونی.

06:14.390 --> 06:18.440
‫که لذت واقعیِ
‫یه عشق عمیقِ بدون ترس رو بچشی.

06:23.320 --> 06:27.320
‫واسه همین کاری کردم تمام اون
‫نگرانی‌هایی که داشتی رو فراموش کنی.

06:30.570 --> 06:33.660
اون‌جا بود که بالاخره فهمیدم.

06:34.410 --> 06:37.910
‫تنها دلیلی که باعث شد
‫این‌قدر بدجور کشته‌مرده توکی بشم،

06:38.000 --> 06:41.210
‫به خاطر درک و مهربونی بالاش بود.

06:41.920 --> 06:44.290
‫اگه زودتر متوجه شده بودم،

06:44.380 --> 06:47.460
‫شاید از دستش نمی‌دادم.

06:48.220 --> 06:50.880
‫خوشحالم که عاشق لگوشی هستی.

06:51.510 --> 06:56.560
‫و واسه همینه که امیدوارم
‫آینده‌ی شادی با هم داشته باشین.

06:56.640 --> 06:59.640
‫هر دوتاتون، واسه همیشه.

07:00.640 --> 07:01.850
‫ما خوب پیش می‌ریم.

07:02.440 --> 07:05.480
‫بعد از دیدن امروزت
‫و این گپ و گفتی که داشتیم،

07:05.570 --> 07:08.690
‫می‌خوام بیشتر درباره لگوشی بدونم.

07:09.190 --> 07:11.490
‫و می‌خوام اونم من رو بیشتر بشناسه.

07:11.570 --> 07:14.740
‫واسه این کار، باید زنده بمونم.

07:15.240 --> 07:16.580
‫همین‌طوره.

07:17.410 --> 07:21.960
توکی واقعاً عاشقت بود؟

07:22.040 --> 07:23.380
‫آره.

07:25.420 --> 07:28.260
.واقعاً دلم براش یه ذره شده

07:37.100 --> 07:38.520
‫واسه چی داری گریه می‌کنی؟

07:38.600 --> 07:41.560
‫بوش خیلی تنده،
‫داره چشمام رو می‌سوزونه.

07:50.320 --> 07:51.530
‫به اون هوای تازه نیاز داشتم...

07:51.610 --> 07:53.320
‫ببخشید، مامان!

07:54.570 --> 07:56.660
اون بچه بازم چیزی دزدیده؟

07:56.740 --> 07:59.330
‫حتی اگه مادرش باشه، این رفتار یکم بی‌رحمانه‌ست.

07:59.410 --> 08:01.500
‫نه بابا، اون مادرش نیست.

08:01.580 --> 08:03.080
‫ولی بهش گفت "مامان".

08:03.170 --> 08:05.080
‫مادرخوانده‌شه.

08:05.170 --> 08:07.790
‫- نباید این کار رو بکنی!
‫- یتیمه؟

08:07.880 --> 08:10.670
‫اون بچه رو پدربزرگش بزرگ کرده،

08:10.760 --> 08:13.470
‫که توی جامعه‌ی عادی
‫به یه مشکلی خورده بود.

08:14.130 --> 08:16.930
‫نتونست فرار کنه
‫و توسط یحیی دستگیر شد.

08:17.010 --> 08:18.720
یحیی رو که می‌شناسی؟

08:18.810 --> 08:19.640
‫آره.

08:20.350 --> 08:24.350
‫اگه سم‌های یحیی بهت بخوره،
‫کارت تمومه.

08:25.650 --> 08:27.440
کود هویج...

08:28.020 --> 08:31.070
‫بازار سیاه چند تا بچه مثل اون داره،

08:31.150 --> 08:33.570
واسه همین اون مامان سرسخت
.حواسش هست که گشنه نمونن

08:35.280 --> 08:36.620
‫- مامان.
‫- چیه؟

08:36.700 --> 08:38.160
‫هی، دگوشی.

08:38.830 --> 08:42.700
‫اون تو، پشت دیوارها بی‌رحم‌ترن
‫یا این بیرون؟

08:50.000 --> 08:53.050
‫غذای یه هفته رو
‫یه جا داری می‌بری!

08:53.130 --> 08:54.300
‫دمت گرم، دگوشی!

08:54.380 --> 08:57.140
‫فقط همین کارهای بدنی از دستم برمیاد.

09:07.350 --> 09:10.110
!بین" هم مطمئناً مثل "کیو" قوی میشه"

09:10.190 --> 09:12.940
‫کیو؟ منظورت همون خرگوشه‌ست؟

09:13.030 --> 09:18.950
‫آره. با اینکه یه گیاه‌خوار کوچولوعه،
‫بزرگ‌ترین پولساز باشگاه مبارزه‌ست!

09:19.030 --> 09:20.990
‫خیلی قویه!

09:21.080 --> 09:23.500
‫یه الگو واسه بچه‌های بازار سیاه.

09:23.580 --> 09:25.330
‫پسر.

09:25.410 --> 09:26.620
‫اون رویای ماست.

09:27.120 --> 09:28.040
‫رویا؟

09:28.630 --> 09:31.210
‫به خاطر اون، ما هم می‌تونیم رویاپردازی کنیم.

09:31.300 --> 09:33.920
‫اون مثل یه ستاره‌ست که آسمونمون رو روشن می‌کنه.

09:34.010 --> 09:36.760
‫کسی که می‌خوایم شبیهش بشیم. کسی که بهمون امید میده.

09:36.840 --> 09:41.560
‫داشتن کسی که بتونن بپرستنش
‫بهشون اعتمادبه‌نفس میده تا رویاهای بزرگ داشته باشن.

09:41.640 --> 09:43.640
‫هرچند اصلاً فرقی نمی‌کنه
‫اون آدم کی باشه.

09:44.350 --> 09:47.560
‫پس داشتن یه همچین الگویی
‫خیلی مهمه، نه؟

09:48.150 --> 09:50.860
‫اگه به پایین نگاه کنیم، لگدمال می‌شیم.

09:50.940 --> 09:53.780
‫اگه به دور و بر نگاه کنیم، فقط
‫همدیگه رو تیکه‌پاره می‌کنیم.

09:54.400 --> 09:59.360
‫اما اگه با هم به بالا نگاه کنیم،
‫دعواها حداقل واسه یه لحظه هم که شده تموم می‌شه.

09:59.450 --> 10:01.490
‫توی جامعه‌ی عادی هم همین‌طوره، نه؟

10:02.830 --> 10:06.750
اگه همه‌مون بتونیم به بالا نگاه کنیم
‫و رویای مشترکی داشته باشیم،

10:07.540 --> 10:11.920
شاید اهالی بازار سیاه و
‫جامعه‌ی عادی بتونن با هم کنار بیان.

10:12.840 --> 10:15.050
چه گوشت‌خوار و چه گیاه‌خوار.

10:22.600 --> 10:23.760
باید چیکار کنم؟

10:24.390 --> 10:25.850
می‌تونم فرار کنم؟

10:25.930 --> 10:29.980
.نه، فرار کردن چیزی رو حل نمی‌کنه

10:30.060 --> 10:31.060
‫لوئیس عزیزم.

10:31.150 --> 10:33.730
.قوی باش، لوئیس. با این قضیه روبرو شو

10:33.820 --> 10:35.610
‫حمومم تموم شد.

10:37.110 --> 10:38.780
‫چه زود اومدی.

10:38.860 --> 10:40.860
!یالا، بگو

10:40.950 --> 10:44.240
اعتراف کن که دیگه نمی‌تونی
‫با گیاه‌خوارها باشی.

10:44.330 --> 10:46.120
‫خیلی خوشحالم.

10:46.200 --> 10:49.330
‫وقتی دعوتت کردم،
‫فکر می‌کردم دست رد به سینه‌م بزنی.

10:49.410 --> 10:53.710
یه دلیلی داشت که اومدم
‫اینجا تا باهاش تنها باشم.

10:53.790 --> 10:55.710
!باید همه‌چیز رو اعتراف کنم

10:57.300 --> 11:00.050
،صبر کن. حتی اگه اعتراف هم کنم
‫چه فایده‌ای داره؟

11:00.130 --> 11:01.590
.نامزدیمون قطعی شده

11:01.680 --> 11:05.560
... پس چطوری باید

11:05.640 --> 11:07.720
‫می‌خوای شام رو توی اتاق سفارش بدیم؟

11:08.310 --> 11:09.890
‫هنوز شام نخوردی، نه؟

11:10.390 --> 11:12.310
‫شامِ اینجا خیلی...

11:14.610 --> 11:17.480
‫تو فقط همون‌جا دراز بکش.

11:17.570 --> 11:18.780
‫بقیه‌ش با من.

11:18.860 --> 11:20.450
‫خواهش می‌کنم، بس کن!

11:25.950 --> 11:29.410
‫- من... یعنی...
‫- منم دارم تلاشم رو می‌کنم.

11:30.210 --> 11:32.460
‫دارم تلاش می‌کنم این رابطه درست پیش بره.

11:32.540 --> 11:35.000
‫می‌دونم. معذرت می‌خوام.

11:35.090 --> 11:37.800
‫شرایط جفتمون یکیه.
‫داریم این کار رو واسه خانواده‌هامون می‌کنیم.

11:37.880 --> 11:39.920
‫یعنی واقعاً این‌قدر برات جذابیت ندارم؟

11:40.010 --> 11:41.090
‫نه، این‌طور نیست...

11:41.170 --> 11:45.010
‫پس چرا نمی‌بوسیم؟
‫همین الان، همین‌جا.

11:45.100 --> 11:47.720
‫آه. خب...

11:50.350 --> 11:52.060
‫تقصیر تو نیست.

11:52.600 --> 11:54.600
‫مشکل از منه.

11:54.690 --> 11:58.070
‫من با گیاه‌خوارها...

11:59.070 --> 12:00.400
‫یه جورایی...

12:01.110 --> 12:04.410
‫من بدجور کشته‌مرده‌ی گوشت‌خوارهام.

12:04.910 --> 12:06.530
‫واسه همین، با تو نمی‌تونم...

12:06.620 --> 12:09.620
‫ولی این یه مشکل بزرگ ایجاد می‌کنه.

12:09.700 --> 12:14.620
‫از نظر پدرم، من فقط واسه این وجود دارم که
.‫وارث بعدی مجموعه هورنز رو بدنیا بیارم

12:14.710 --> 12:17.170
‫این تنها راهیه که براش سود داره.

12:17.250 --> 12:19.550
‫ولی من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

12:20.800 --> 12:25.300
‫منطقی همه‌چیز رو می‌فهمم،
.ولی حسی که کنار اونا دارم دست خودم نیست

12:26.430 --> 12:29.510
‫وقتی پیششونم آروم می‌گیرم.
‫پیش گوشت‌خوارها.

12:30.060 --> 12:32.390
‫وقتی غرق اون بوی تند می‌شم...

12:33.390 --> 12:36.150
‫اگه بخوای بهم بزنی، درکت می‌کنم.

12:36.230 --> 12:40.360
‫شاید هیچ‌وقت نتونم باهات رابطه داشته باشم.

12:40.440 --> 12:45.660
‫کل هدف ازدواج ما
‫به دنیا آوردن یه جانشینه، ولی من...

12:48.410 --> 12:49.450
‫می‌فهمم.

12:49.950 --> 12:51.950
‫الان دیگه قضیه رو کاملاً فهمیدم.

12:52.040 --> 12:55.500
‫اگه این‌طوره،
‫اصلاً نیازی نیست با هم رابطه داشته باشیم.

12:56.000 --> 13:02.050
‫لوئیس، هدف ما صرفاً ایجاد یه پیوند
‫بین خانواده‌هامونه.

13:02.130 --> 13:05.550
‫آره، به بچه نیاز داریم،
‫ولی واسه این کار کلی راه دیگه هم هست.

13:06.970 --> 13:11.890
‫اعتراف می‌کنم که امیدوار بودم
‫یه رابطه‌ی عاشقانه باهات بسازم.

13:11.970 --> 13:15.980
‫ولی هدف‌ها باید تغییر کنن
‫و با شرایط سازگار بشن.

13:16.060 --> 13:18.650
‫این خودش یه تاکتیک تجاریِ حیاتیه.

13:18.730 --> 13:20.480
‫آزوکی...

13:20.570 --> 13:22.480
‫بیا هدفمون رو عوض کنیم.

13:22.570 --> 13:27.450
‫دیگه نیازی نیست همدیگه رو
‫دوست داشته باشیم یا با هم جفت‌گیری کنیم.

13:27.530 --> 13:29.070
‫یه لحظه صبر کن.

13:29.160 --> 13:33.200
‫یعنی به هم نمی‌زنیم؟
‫هنوزم می‌خوای ازدواج کنی؟

13:33.290 --> 13:35.160
‫آره، دقیقاً طبق برنامه.

13:35.250 --> 13:36.830
‫- نمی‌تونیم.
‫- چرا؟

13:36.920 --> 13:39.920
‫نمی‌خوام به خاطر یه ازدواجِ بدون عشق
‫عذاب بکشی.

13:40.000 --> 13:41.250
‫علاوه بر اون...

13:41.880 --> 13:42.920
‫لوئیس.

13:43.510 --> 13:45.510
‫منظورم رو اشتباه متوجه شدی.

13:46.550 --> 13:50.390
‫هدف من خودِ ازدواجه.

13:52.390 --> 13:55.180
‫پس لطفاً نگران من نباش.

13:55.980 --> 14:01.060
‫و حتی اگه نتونیم عاشق هم باشیم،
‫هنوزم می‌تونیم شریک هم باشیم.

14:01.150 --> 14:02.610
‫شریک تجاری.

14:03.360 --> 14:06.150
‫تو با این قضیه مشکلی نداری؟

14:06.240 --> 14:07.610
‫آره.

14:07.700 --> 14:13.160
‫من یه روز شرکت پدرم رو به ارث می‌برم
‫و دوست دارم گسترشش بدم.

14:13.240 --> 14:17.790
‫این ازدواج، جایگاهِ صنایع غذایی اوگورای من رو
‫توی تاریخ ثبت می‌کنه

14:17.870 --> 14:22.130
‫و نگرانی‌ها درباره‌ی آینده‌ی
.مجموعه هورننز تو رو هم از بین می‌بره

14:29.010 --> 14:32.550
‫شیر

14:32.640 --> 14:35.060
‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟

14:35.140 --> 14:35.970
‫آره معلومه.

14:36.640 --> 14:40.810
‫واسه جنگ قلمرو توی روز سپاسگزاری گوشت
‫به یه رهبر نیاز داریم، مگه نه؟

14:40.900 --> 14:44.070
‫فقط محض روشن شدن قضیه بگم،
‫این کار تو رو رئیس ما نمی‌کنه.

14:44.150 --> 14:45.650
‫می‌دونم.

14:45.730 --> 14:47.570
‫فقط همین یه باره.

14:47.650 --> 14:50.160
‫اگه این رو از دست بدیم،
‫باید تا سال بعد صبر کنیم.

14:50.240 --> 14:53.410
‫دوکو-گومی، مادارا-گومی
‫و ایناری-گومی قلمرومون رو بالا می‌کشن،

14:53.490 --> 14:57.540
‫و من اصلاً تحمل ندارم یه سال تمام
‫قیافه‌های ازخودراضی‌شون رو ببینم.

14:58.250 --> 15:04.040
.رهبر: آگاتا"... اینم از این"

15:05.250 --> 15:06.920
‫رهبر
‫آگاتا

15:07.010 --> 15:08.470
‫خیلی خب!

15:08.550 --> 15:11.340
‫خوبه! من می‌رم ثبت‌نام کنم.

15:11.430 --> 15:12.800
‫دست نگه دار.

15:12.890 --> 15:15.760
‫باید با هم بریم
‫تا حضورمون رو نشون بدیم.

15:15.850 --> 15:18.850
‫حتی اگه موقتی باشه،
‫رهبر یعنی رهبر.

15:18.930 --> 15:20.100
‫واقعاً؟

15:31.950 --> 15:32.910
‫رئیس؟

15:38.080 --> 15:42.370
‫پس همگی جمعین، هان؟
‫عجب استقبال هیجان‌انگیزی.

15:51.880 --> 15:53.840
‫این چیه؟

15:53.930 --> 15:54.930
‫شیشی - گومی

15:55.010 --> 15:57.470
‫داریم توی جنگ قلمرو شرکت می‌کنیم.

15:59.770 --> 16:03.310
‫توی روز سپاسگزاری گوشت؟ عجب موقعیت عالی‌ای.

16:03.850 --> 16:07.360
‫همین الان یه خرگوش ماده
‫از دستم در رفت،

16:07.940 --> 16:10.320
‫و داشتم فکر می‌کردم کی بخورمش.

16:10.900 --> 16:13.570
‫روزی که توش گوشت رو جشن می‌گیریم؟

16:13.660 --> 16:15.450
‫شاید همون موقع بخورمش.

16:20.790 --> 16:23.790
رهبر: آگاتا"؟"

16:27.340 --> 16:30.670
‫یکی اینجا زیادی فاز گرفته.

16:31.300 --> 16:32.590
‫بیخیال بچه‌ها.

16:33.090 --> 16:36.430
‫نکنه می‌خواین منو بیرون کنین؟

16:36.510 --> 16:38.050
‫نه.

16:38.140 --> 16:40.680
‫ولی خب خودت اینجا نبودی.

16:40.770 --> 16:43.810
‫واسه همین من اومدم جات...

16:49.730 --> 16:51.070
‫تو؟

16:51.570 --> 16:53.780
‫جای منو بگیری؟

16:57.530 --> 17:00.330
‫حتی بعد از اون زخمی که روت گذاشتم،

17:00.410 --> 17:03.290
.هنوز شیر نشدی

17:07.130 --> 17:10.380
‫شاید بتونی جای رئیس رو بگیری،

17:10.460 --> 17:12.760
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌تونی جای من رو بگیری.

17:12.840 --> 17:17.840
‫هیچ‌کس توی این سیاره
‫نمی‌تونه جای منو بگیره.

17:20.350 --> 17:22.930
این یه حقیقت خیلی واضحه،

17:23.520 --> 17:26.270
حتی مامانم هم نتونست این رو بفهمه

17:30.360 --> 17:34.280
.مامانم ادعا می‌کرد که عاشقمه

17:34.360 --> 17:39.530
ولی تمام اون مدت، فقط داشت
‫توی وجود من دنبال بابام می‌گشت.

17:40.950 --> 17:46.920
اون منو نمی‌خواست،
‫بلکه دنبال یه گیاه‌خوار ضعیف و ترسو بود.

17:47.540 --> 17:50.290
واسه همین خودم بهش یه درس درست‌وحسابی دادم.

17:53.130 --> 17:56.300
.من مثل بابام نیستم

17:56.380 --> 17:58.510
.من مثل هیچ‌کس دیگه‌ای نیستم

17:59.010 --> 18:00.970
.من فقط خودمم

18:01.470 --> 18:03.810
.هیچ‌کس نمی‌تونه جای منو بگیره

18:10.730 --> 18:13.610
‫چطور جرئت می‌کنی حرف از جایگزین بزنی؟

18:13.690 --> 18:17.070
‫مگه یه جایگزین می‌تونه
‫اون دردی که می‌کشی رو تحمل کنه؟

18:17.150 --> 18:19.360
‫نه، اون درد فقط مال خودته.

18:20.990 --> 18:23.450
‫- هی...
‫- و تو هم فقط خودتی.

18:23.540 --> 18:25.580
‫اگه می‌خوای بجنگی، یالله.

18:25.660 --> 18:29.670
‫اگه می‌خوای رئیس بشی،
‫منو بزن و تخت رو مال خودت کن.

18:29.750 --> 18:32.960
‫اگه از چیزی خوشت نمیاد، نابودش کن.

18:33.040 --> 18:35.710
‫راهت رو با چنگال‌های خودت باز کن.

18:35.800 --> 18:38.550
‫ما اینجا این‌طوری کار می‌کنیم.

18:39.630 --> 18:42.850
‫شماها قبلاً اینو گفتین.

18:43.510 --> 18:48.980
‫بشو یه شیر لایق یالت،
‫یا هر چی که هست.

18:50.100 --> 18:51.810
‫معیارش چیه؟

18:51.900 --> 18:54.020
‫چی تو رو لایق می‌کنه؟

18:55.320 --> 18:56.780
‫داشتن قدرت.

19:00.570 --> 19:02.030
‫منم موافقم.

19:02.700 --> 19:06.200
‫داشتن قدرت بهت آزادی میده.

19:06.290 --> 19:08.450
‫بند و زنجیر ما رو ضعیف می‌کنه.

19:08.540 --> 19:11.790
‫ما باید هر چی دلمون می‌خواد بخوریم
‫و هر کاری دلمون می‌خواد بکنیم.

19:12.290 --> 19:13.290
‫بهم بگو.

19:14.000 --> 19:16.750
‫آزادانه زندگی کردن چه اشکالی داره؟

19:16.840 --> 19:19.630
‫مگه بازار سیاه واسه همین وجود نداره؟

19:21.090 --> 19:24.600
ملون یه شیطان واقعیه
‫که جاش دقیقاً توی همین بازار سیاهه.

19:25.970 --> 19:28.730
.صبر کن، الان دیگه فهمیدم

19:29.640 --> 19:35.270
این یارو ترکیبی از گوشت‌خوار و گیاه‌خواره
‫که ساخته شده تا بشه...

19:35.360 --> 19:37.440
!سلطان واقعی جانوران

19:46.910 --> 19:49.790
‫من پشتتم، رئیس.

19:50.330 --> 19:51.710
‫آگاتا...

19:52.790 --> 19:55.670
‫تو واقعاً مخ‌ات تعطیله.

19:55.750 --> 20:00.420
‫ولی ما تنها کسایی هستیم
‫که می‌تونیم از یه رئیسِ روانی مثل تو اطاعت کنیم.

20:00.510 --> 20:03.510
‫من پنجه‌ام، یالم، یا هر چیز دیگه‌ای رو فدات می‌کنم.

20:03.590 --> 20:09.140
‫با رهبریِ تو،
‫شیشی-گومیِ ما می‌تونه قوی‌تر بشه! شرورتر بشه!

20:11.890 --> 20:13.390
‫آره، منم موافقم.

20:13.480 --> 20:15.360
‫هیچ‌کس به روانیِ تو پیدا نمیشه.

20:15.980 --> 20:19.650
‫مگه نه؟
‫فقط این‌جوریه که خوش می‌گذره.

20:19.730 --> 20:23.570
‫بیاین بچه‌ها. کار بعدی‌تون رو آوردم.

20:26.740 --> 20:27.910
‫ملدا؟

20:27.990 --> 20:31.080
هنوز باهاش ور نرفتید؟

20:31.160 --> 20:33.540
‫اون موجودات بی‌تفاوت زندگی می‌کنن.

20:33.620 --> 20:37.460
‫پس بیاین بهشون نشون بدیم زندگیِ واقعی یعنی چی!

20:37.540 --> 20:40.380
‫بذارین روح‌تون از این هم تاریک‌تر بشه!

20:40.460 --> 20:45.220
‫بشین سلاطینِ سیاهِ جانوران
‫و بر این بازار سیاه حکومت کنین!

20:45.300 --> 20:46.550
‫شیشی-گومی!

20:47.430 --> 20:48.640
‫آره...

20:49.180 --> 20:50.350
‫درسته.

21:06.860 --> 21:11.330
‫مراسم سالانه ما
‫برای تعیین قلمروی بازار سیاه!

21:11.410 --> 21:15.210
‫شرکت‌کننده‌های امسالِ
‫روز سپاسگزاری گوشت...

21:16.000 --> 21:17.540
‫ایناری-گومی!

21:18.130 --> 21:19.880
‫مادارا-گومی!

21:20.670 --> 21:22.630
‫دوکو-گومی!

21:23.210 --> 21:24.300
‫از شیشی-گومی خبری نیست؟

21:24.380 --> 21:26.050
‫راه رو باز کنین!

21:26.130 --> 21:27.260
‫برین کنار!

21:27.340 --> 21:28.800
‫راه بدین! بذارین رد شیم!

21:28.890 --> 21:29.890
‫تکون بخورین، لعنتی‌ها!

21:29.970 --> 21:30.810
‫گمشین کنار!

21:30.890 --> 21:32.350
‫گفتم راه رو باز کنین!

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:44.360 --> 21:45.780
‫ملون

21:46.450 --> 21:48.360
‫اون رئیسِ شیشی-گومیه؟

21:48.450 --> 21:49.570
‫یه نژادِ ترکیبی؟

21:49.660 --> 21:51.120
‫تا حالا ندیده بودمش.

21:51.200 --> 21:52.240
‫اون...

21:58.370 --> 22:02.340
‫تا حالا این یارو رو دیدی؟

22:02.420 --> 22:03.800
‫یه غزال؟

22:03.880 --> 22:04.960
‫نه، اون یه نژادِ ترکیبیه...

22:05.050 --> 22:08.180
‫هی، لگوشی! ملون رو پیدا کردیم!

22:09.760 --> 22:10.890
‫کجا؟!

22:10.890 --> 22:13.890

