WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:42.030 --> 01:46.960
‫حرف‌هایی که از دهنم پرید

01:48.000 --> 02:00.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:48.000 --> 02:00.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:48.000 --> 02:00.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:54.460 --> 01:57.300
‫هیچ‌وقت از شنیدن این صدا خسته نمی‌شم.

01:57.380 --> 01:59.010
جشنواره‌ای چیزی برقراره؟

01:59.090 --> 02:01.390
‫وقت ثبت‌نام برای جنگ قلمروئه.

02:01.470 --> 02:03.140
‫برای جنگ قلمرو ثبت‌نام می‌کنیم؟

02:03.220 --> 02:04.470
‫فکر کنم قراره دعوا بشه.

02:04.560 --> 02:06.730
‫نه بابا، این روزا دیگه این‌طوری نیست.

02:06.890 --> 02:08.940
‫اون چهارتا باندی
‫که بازار سیاه رو کنترل می‌کنن،

02:09.020 --> 02:12.230
‫خونشونو به جوش میارن
‫و سر قدرت بوشون با هم رقابت می‌کنن.

02:12.310 --> 02:14.730
‫پسر! جوهره درنده بودن همینه.

02:14.820 --> 02:17.110
‫راستی یه خبرم برات دارم.

02:17.190 --> 02:19.570
‫مثل اینکه ملون هم توی جنگ قلمرو هست.

02:27.660 --> 02:30.790
این آخرین فراخوانه
‫برای آخرین ثبت‌نامی‌ها.

02:31.210 --> 02:34.340
.دو دقیقه تا پایان ثبت‌نام

02:38.050 --> 02:39.760
‫ملون رو نمی‌بینم.

02:39.840 --> 02:41.930
‫ها؟ اینجا نیست.

02:42.010 --> 02:43.430
‫فکر کنم دیر رسیدیم.

02:44.100 --> 02:45.430
‫ببخشید، بیا برگردیم.

02:45.510 --> 02:46.930
‫یه لحظه صبر کن. دست نگه دار.

02:47.020 --> 02:49.190
‫روی اون تابلوی چوبی نوشته "ملون".

02:49.270 --> 02:51.690
‫ثبت‌نام به‌زودی بسته می‌شه.

02:51.770 --> 02:52.610
‫ملون

02:53.230 --> 02:55.070
‫این نشون میده همین الان اینجا بوده.

02:55.150 --> 02:58.440
‫یعنی ملون قراره
‫توی جنگ قلمرو شرکت کنه؟

02:58.530 --> 03:00.860
‫هر چی نباشه اون رئیس شیشی‌گومیه.

03:00.950 --> 03:03.490
‫آره. باید بتونیم
‫ملون رو همین‌جا گیر بندازیم.

03:04.870 --> 03:07.120
‫- هوی! دگوشی!
‫- قرار نیست ما هم از نقشه‌ت باخبر بشیم؟

03:07.200 --> 03:08.950
‫پایان ثبت‌نام.

03:12.250 --> 03:13.960
‫صبر کن. من رقابت می‌کنم.

03:15.420 --> 03:17.630
‫قوانین رو بلدی؟

03:17.960 --> 03:19.880
‫آه، خب... احتمالاً.

03:19.970 --> 03:21.720
‫این گرگ دیگه کدوم خریه؟

03:21.800 --> 03:23.800
‫خب، باشه. اسمت رو بنویس.

03:23.890 --> 03:26.810
‫صبر کن. اون که نمی‌خواد
‫تنهایی وارد جنگ قلمرو بشه، ها؟

03:26.890 --> 03:29.020
‫اه! وایسا، دگوشی!

03:29.730 --> 03:30.810
.... اوه

03:30.890 --> 03:31.940
... اسمم

03:32.810 --> 03:34.440
.بد شد

03:34.520 --> 03:35.810
.من فراریم

03:36.770 --> 03:38.940
.... اگه اسم واقعی‌مو بگم، خب

03:39.940 --> 03:43.570
هوم. با این حال، دلم نمی‌خواد
‫پشت یه اسم مستعار قایم بشم.

03:43.660 --> 03:45.910
.می‌خوام جوانمردانه با ملون روبرو بشم

03:47.580 --> 03:48.790
‫ممم.

03:48.870 --> 03:49.950
‫ها؟

03:50.040 --> 03:51.710
‫این ماژیک کاملاً خشک شده.

03:54.290 --> 03:55.790
‫این یکی هم همین‌طور.

03:55.880 --> 03:57.420
‫یالا دیگه.

03:57.500 --> 04:00.420
‫یادم نمیاد آخرین بار کی
‫یه نفر جدید وارد رقابت شده بود.

04:00.510 --> 04:01.800
‫آره، راست می‌گی.

04:03.930 --> 04:06.010
‫"ل-گ-و-ش-ی"

04:06.600 --> 04:08.890
‫خب، خواناست، پس مشکلی نیست.

04:08.970 --> 04:11.520
‫انگار یه آدم ساده‌لوح اینو نوشته.

04:12.140 --> 04:13.480
‫- ملون.
‫- ایش.

04:13.560 --> 04:15.440
‫امیدوارم به خودت افتخار کنی.

04:15.520 --> 04:17.110
‫واقعاً روز تولدم رو خراب کردی.

04:17.190 --> 04:19.530
شیشی‌گومی. اونا اینجا نیستن.

04:19.610 --> 04:20.650
تنهاست؟

04:20.730 --> 04:25.450
‫باید اعتراف کنم، کلی
‫کارهای غافلگیرکننده تو آستین داری.

04:25.530 --> 04:28.410
‫یه گرگ کوچولو مثل تو
‫چه کار به بازار سیاه داره؟

04:28.490 --> 04:29.910
‫هیچی.

04:29.990 --> 04:32.040
‫فقط لازم بود بفهمم کجایی.

04:32.120 --> 04:36.250
‫خب، پیدام کردی، پس فکر کنم
‫لایق یه تشویقی از جنگ قلمرو باشی.

04:36.710 --> 04:39.630
‫اوه. می‌خوای معرکه راه بندازی، نه؟

04:39.710 --> 04:42.760
‫اگه معنیش اینه که می‌تونم بکشمت پایین،
‫هر جایی باشه فرقی نداره.

04:42.840 --> 04:44.220
‫واسه من که مشکلی نیست.

04:44.300 --> 04:46.010
‫منتظر چی هستیم؟

04:46.090 --> 04:48.680
‫می‌خوای سریع بری سر اصل مطلب؟

04:51.560 --> 04:53.020
‫بس کنید! بس کنید! بس کنید!

04:53.600 --> 04:56.440
‫این خط‌ونشون کشیدن‌ها رو
‫بذارید واسه روز مسابقه.

04:56.520 --> 04:59.020
‫آقایون، وقت مسابقه‌ست.

04:59.110 --> 05:00.110
‫ها؟

05:01.690 --> 05:03.490
‫هی، این... این دیگه چه صیغه‌ایه؟

05:03.570 --> 05:06.280
‫آزمون اطلاعات عمومی جامعه درندگان.

05:06.360 --> 05:08.660
‫درنده‌خویی تنها چیزی نیست که بهش نیاز دارید.

05:08.740 --> 05:12.040
‫اگه می‌خواید بازار سیاه رو کنترل کنید،
‫بهتره عقل تو کله‌تون باشه.

05:12.120 --> 05:13.790
‫شوخی می‌کنی دیگه، نه؟

05:13.870 --> 05:14.870
‫عمراً.

05:14.960 --> 05:17.670
‫شاید عضو شیشی‌گومی باشی،
‫ولی این اولین بارته.

05:17.750 --> 05:20.210
‫جدی؟ بی‌خیال بابا.

05:20.290 --> 05:23.550
‫درسته.
‫اون خودش رو واسه جنگ قلمرو ثبت‌نام کرد.

05:24.130 --> 05:26.090
‫هوم. آره.

05:26.180 --> 05:28.890
‫نمی‌تونم جلوی کنجکاویم رو بگیرم که این گرگ
‫اگه دستش به بازار برسه

05:28.970 --> 05:30.970
.میخواد باهاش چیکار کنه

05:31.060 --> 05:32.720
‫قوانین ساده‌ان.

05:32.810 --> 05:34.730
‫فقط به سوالا جواب بدید.

05:34.810 --> 05:37.140
‫اگه لگوشی ببره، راهش می‌دیم.

05:37.230 --> 05:39.770
‫اگه ببازه، اون چیز تیز رو می‌بینی؟

05:39.860 --> 05:41.320
‫خب، خودت تا تهش رو بخون.

05:41.400 --> 05:43.360
‫چرا این فقط واسه منه؟

05:43.440 --> 05:47.200
‫شیشی‌گومی قبلاً
‫اعتماد جلب کرده و خودش رو نشون داده.

05:47.280 --> 05:50.240
‫لگوشی، می‌خوای
‫از درخواستت انصراف بدی؟

05:50.320 --> 05:52.080
‫تو کار خودت رو بکن.

05:52.160 --> 05:53.950
‫می‌تونم ببرم. مطمئنم.

05:54.040 --> 05:56.160
‫خیلی خب، شروع کنیم.

05:57.620 --> 06:01.000
‫کرایه استاندارد تاکسی پرنده‌ها چقدره؟

06:02.170 --> 06:06.300
‫- اِم...
‫- ۵۲۰ ین واسه مسافران زیر سه کیلو.

06:06.380 --> 06:09.010
‫۷۲۰ ین اگه وزنتون بیشتر باشه.

06:09.090 --> 06:09.930
‫لگوشی - ملون

06:10.010 --> 06:11.600
‫درسته.

06:13.140 --> 06:16.520
‫قانون پوشش عمومی لاک‌پشت‌ها
‫چه اجازه‌ای می‌ده؟

06:17.980 --> 06:21.520
‫برهنگی کامل مجازه، به شرطی که
‫یه چیزی دور گردنشون باشه.

06:24.650 --> 06:27.950
‫حالا، بگید چه احساساتی

06:28.030 --> 06:29.950
‫توسط هر کدوم از این دم‌ها بیان می‌شه.

06:30.030 --> 06:31.870
‫از بالایی شروع کن.

06:31.950 --> 06:33.240
‫حسابی اعتمادبه‌نفس دارم.

06:33.330 --> 06:34.330
‫دلم درد می‌کنه.

06:34.410 --> 06:35.490
‫تمیزکاری عالی پیش می‌ره.

06:35.580 --> 06:36.950
‫قسمت آخر سریال رو از دست دادم.

06:37.040 --> 06:39.160
‫همش درسته!

06:39.250 --> 06:41.710
‫- عالیه!
‫- و این یعنی چهار امتیاز.

06:41.790 --> 06:44.590
‫هی، این یارو سگ‌سانه، می‌دونی که.

06:44.670 --> 06:48.470
‫کاملاً تابلوعه که زبان دم
‫واسه اون سوال عادلانه‌ای نیست.

06:48.550 --> 06:50.380
‫اِم، راست می‌گی.

06:50.470 --> 06:52.800
‫شاید یکم بی‌انصافی بود.

06:52.890 --> 06:55.260
‫باشه. فقط یک امتیاز داده می‌شه.

06:55.350 --> 06:57.470
‫شوخی می‌کنی؟

06:57.560 --> 07:00.350
‫این همون گرگه نیست که
‫پلیس دنبالشه؟

07:00.440 --> 07:01.770
‫اوه، همونه؟

07:01.850 --> 07:04.730
‫سری بعدی سوالات
‫سخت‌تر خواهد بود.

07:06.110 --> 07:09.650
بهترین زمان روز برای اینکه

07:09.740 --> 07:13.740
گیاه‌خوارها و گوشت‌خوارها بیشترین شانس
تعامل مسالمت‌آمیز رو داشته باشن کیه؟

07:13.820 --> 07:15.330
‫جدی؟

07:15.410 --> 07:17.240
‫۸ تا ۱۰ صبح.

07:17.330 --> 07:19.370
‫امم، صبح‌ها خب...

07:20.500 --> 07:22.370
‫هی، لگوشی. یه سوال یهویی.

07:22.460 --> 07:24.590
‫فکر می‌کنی تو راهرو داشتم
‫با کی حرف می‌زدم؟

07:24.750 --> 07:27.380
‫ها؟ آه، تست رایحه صبحگاهی.

07:30.630 --> 07:32.050
‫بوی یه بز نر رو می‌شنوم.

07:32.130 --> 07:34.550
‫اونا صبح‌ها معمولاً با
‫گیاه‌خوارها می‌گردن، مگه نه؟

07:34.640 --> 07:37.310
‫این کار واسه ما
‫گوشت‌خوارها یه جور ادب و احترامه.

07:37.390 --> 07:41.140
حمام آفتاب صبحگاهی با ترشح سروتونین
‫روز حیوانات رو عالی شروع می‌کنه.

07:41.230 --> 07:43.770
‫آفتاب صبحگاهی
‫حال همه رو خوب می‌کنه.

07:44.230 --> 07:47.270
‫هوم. آره، تقریباً همینه.

07:47.360 --> 07:49.490
‫درسته!

07:49.570 --> 07:51.200
‫بریم سراغ سوال بعدی!

07:52.530 --> 07:54.740
مردمک چشم گربه‌سانان

07:54.820 --> 07:57.780
علاوه بر تاریکی چه وقت دیگه‌ای گشاد میشه؟

07:57.870 --> 07:58.990
‫سریع دکمه رو بزنید!

08:00.160 --> 08:02.580
وقتی نیست که یه
‫چیز خوشمزه می‌خورن.

08:04.290 --> 08:06.000
‫صبر کن، صبر کن، بیل.

08:06.080 --> 08:09.250
‫بچه‌مثبت‌ها حق ندارن
‫سه تا کوفته‌برنجی بخورن.

08:09.340 --> 08:12.010
‫این یکی از محبوب‌ترین‌هامه. اونیگیری جلبک دریایی.

08:13.380 --> 08:15.300
‫اوه، آره!

08:16.300 --> 08:19.220
‫وقتی دارن با کسایی که
‫براشون عزیزن بازی می‌کنن.

08:19.310 --> 08:20.600
‫درسته.

08:22.810 --> 08:25.020
‫آخیش! جواب درست دادن واقعاً کیف میده.

08:25.100 --> 08:26.690
‫آروم باش. فقط یه مسابقه‌ست.

08:26.770 --> 08:28.690
‫نمی‌خواستم به رخت بکشم.

08:28.770 --> 08:32.280
‫فقط دوست دارم شانس این رو داشته باشم
‫که درباره همه‌چیزِ دور و برم یاد بگیرم.

08:32.360 --> 08:35.200
‫حتی درباره تو، ملون.

08:35.280 --> 08:36.570
‫ها؟

08:39.660 --> 08:41.910
‫و اون نجات پیدا کرد.

08:42.370 --> 08:44.620
.انگار طناب داشت پاره می‌شد

08:45.210 --> 08:46.920
‫ملون؟

08:48.130 --> 08:49.290
‫ممنونم.

08:50.250 --> 08:53.880
‫جدی؟ تو خیلی دل‌رحمی.

08:53.970 --> 08:55.300
‫وای!

08:56.430 --> 08:58.220
‫دیگه کافیه، نه؟

08:58.550 --> 09:02.560
‫می‌شه این مسخره‌بازی رو تموم کنیم و بذاریم
‫این یارو وارد جنگ قلمرو عزیزمون بشه؟

09:02.640 --> 09:03.810
‫بسیار خب.

09:04.310 --> 09:07.980
‫لگوشی، حرفام رو خوب یادت باشه.

09:08.060 --> 09:11.610
‫آخرین نفست رو توی باتلاقی از ناامیدی
‫که خودم برات درست می‌کنم می‌کشی.

09:11.690 --> 09:13.320
‫روز تقدیر از گوشت.

09:13.400 --> 09:14.820
‫یه صندلی برات نگه می‌دارم.

09:15.240 --> 09:16.410
‫اونجا می‌بینمت.

09:17.280 --> 09:23.120
‫گوش کن، تا وقتی که این دعوای بین ما
‫حل نشده، دستت به هارو نخوره.

09:23.200 --> 09:25.460
‫باشه.

09:26.620 --> 09:29.170
‫قبرت درست ردیف اول تماشاچی‌ها می‌شه.

09:29.250 --> 09:32.000
‫روحت تماشا می‌کنه که چطور ذره‌ذره‌ش رو با لذت می‌خورم.

09:41.930 --> 09:43.220
‫شنیدی چی گفتم؟

09:44.890 --> 09:45.980
‫لوئیس؟

09:46.060 --> 09:47.190
‫امم...

09:47.270 --> 09:48.400
‫بله؟

09:48.480 --> 09:51.940
‫داشتم ازت می‌پرسیدم که اوضاع با آزوکی
‫خوب پیش می‌ره یا نه.

09:52.020 --> 09:53.940
‫آه، آره.

09:54.030 --> 09:55.740
‫خب، داریم به جاهای خوبی می‌رسیم.

09:56.990 --> 09:58.660
‫که این‌طور.

09:58.740 --> 10:00.280
‫پس خیالم راحت شد.

10:01.990 --> 10:03.870
‫چیزی نگرانت کرده؟

10:04.330 --> 10:08.540
‫یه وقت‌هایی حس می‌کنم من و تو
‫دقیقاً تو یه مسیر مشترکیم.

10:08.620 --> 10:11.340
‫و بعد یهو،
‫می‌بینم با تو تو یه بن‌بست گیر افتادم

10:11.420 --> 10:14.170
‫و مثل یه گوشت‌خوار نمک‌نشناس
.‫داری بهم غر غر می‌کنی

10:14.800 --> 10:16.380
‫بگو تو سرت چی می‌گذره.

10:24.350 --> 10:25.810
‫"حمایت لوئیس از زوج‌های بین‌گونه‌ای"

10:25.890 --> 10:27.930
‫فکر می‌کردم با شهردار صحبت کردی.

10:28.390 --> 10:31.860
‫تا وقتی اون گرگ هاری که پات رو خورد
‫دستگیر نشده،

10:32.310 --> 10:35.230
‫نیازی نداریم که
‫توجه بیخودی به خودت جلب کنی.

10:35.320 --> 10:38.110
‫این‌طوره؟ اون این رو گفت؟

10:38.530 --> 10:42.030
‫اگه رابطه‌ت با اون گرگ
‫لو بره،

10:42.410 --> 10:44.410
‫خودت کسی هستی که ضربه می‌خوره.

10:45.540 --> 10:49.580
‫می‌فهمم،
‫اما یه چیزی هست که می‌خوام بپرسم.

10:50.000 --> 10:52.420
‫به نظر می‌رسه بخش
‫زیادی از هزینه‌های

10:52.500 --> 10:54.340
‫میزبانی زولمپیک رو شما می‌دید. درسته؟

10:54.840 --> 10:56.590
‫می‌شه واضح‌تر بگی؟

10:56.670 --> 10:58.590
‫خب، اگه بخوام خردش کنم،

10:58.670 --> 11:01.890
‫سه میلیارد
‫برای هزینه‌های ساخت ورزشگاه،

11:01.970 --> 11:03.760
‫بیشتر از اون برای تبلیغات،

11:04.430 --> 11:09.730
‫و مجموعه هورنز داره
‫تا ۸۰ درصد بودجه اسپانسرینگ رو تأمین می‌کنه.

11:10.390 --> 11:13.810
‫همه‌ش هم زیر نظر شهرداره.

11:16.730 --> 11:19.570
‫واسه تو، اعداد و ارقام
‫مهم‌ترین چیزن.

11:20.530 --> 11:24.370
‫رابطه‌ها واسه تو معمولاً درباره
‫سودی هستن که می‌تونن داشته باشن،

11:24.450 --> 11:26.160
‫و اینکه آیا می‌تونن کمکی بکنن

11:26.240 --> 11:28.830
.به سود نهایی مجموعه هورنز یا نه

11:32.460 --> 11:35.670
‫از کی تا حالا به حسابداری شرکت
‫علاقه‌مند شدی؟

11:36.170 --> 11:38.420
.از وقتی اون دفترچه محرمانه رو پیدا کردم

11:39.050 --> 11:43.720
‫معلوم شده این همه سرمایه‌گذاری
‫کسری بودجه شدیدی به بار آورده.

11:44.390 --> 11:46.970
‫خب، هدفت از این بازی‌ها چیه؟

11:47.560 --> 11:49.980
‫و از کی تا حالا من باید به تو جواب پس بدم؟

11:50.060 --> 11:51.810
‫از همین الان؟

11:52.600 --> 11:54.310
‫من وارثم یا نه؟

11:54.400 --> 11:55.980
‫روی کاغذ، آره هستی.

11:58.070 --> 12:01.030
‫من که یادم نمیاد سگ بزرگ کرده باشم.

12:01.110 --> 12:03.660
‫بهت پیشنهاد می‌کنم دیگه این دوروبر بو نکشی.

12:25.140 --> 12:26.260
‫ها؟

12:26.890 --> 12:30.520
‫مرکز تحقیقات کوپی لوواک

12:36.270 --> 12:37.810
‫واکنش‌های غیرعادی در درندگان دورگه

12:37.900 --> 12:40.780
‫بذار ببینم فرضیه‌م درسته یا نه.

12:41.860 --> 12:43.490
‫خون گوشت‌خوار.

12:45.490 --> 12:47.160
‫خون گیاه‌خوار.

12:49.660 --> 12:50.790
‫وای، ممنونم.

13:18.520 --> 13:22.110
‫حواس تقویت‌شده‌ی یه دورگه
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه،

13:22.190 --> 13:24.070
‫اما یه نقطه ضعف هم به همراه داره.

13:24.150 --> 13:25.200
‫ها؟

13:34.160 --> 13:41.130
‫باشگاه تئاتر

14:14.580 --> 14:15.830
‫دشیکو، هی!

14:15.910 --> 14:17.910
!دشیکو - سان! دشیکو - سااان

14:24.210 --> 14:26.590
‫زنده‌ای.

14:29.180 --> 14:30.720
‫چی یادت میاد؟

14:30.800 --> 14:32.050
‫کار ملون بود.

14:32.550 --> 14:34.140
‫باید کار خودش بوده باشه.

14:39.020 --> 14:42.440
‫چون من فهمیدم نقطه ضعفی که
‫دورگه‌ها دارن چیه.

14:42.520 --> 14:44.110
‫نقطه ضعف دورگه‌ها؟

14:44.190 --> 14:45.320
‫آره.

14:46.280 --> 14:47.490
‫اینجا رو ببین.

14:48.190 --> 14:51.620
‫وقتی خون یه گوشت‌خوار و یه گیاه‌خوار رو
‫با هم مخلوط کنی،

14:51.700 --> 14:54.830
‫و بعد بهش حرارت بدی،
‫واکنش اون‌ها یه گاز تولید می‌کنه.

14:54.910 --> 14:57.620
‫به نظر می‌رسه نژادهای دورگه
‫وارد حالت مستی می‌شن،

14:57.700 --> 15:00.920
‫اونم به خاطر ماده‌ی ناشناخته‌ای
‫که تو اون گاز وجود داره.

15:01.250 --> 15:03.080
‫این عالیه!

15:03.170 --> 15:04.750
‫اگه بتونیم این رو روی ملون امتحان کنیم،

15:04.840 --> 15:07.130
‫این همون برگ برنده‌ایه که
‫برای گرفتنش بهش نیاز داریم.

15:07.210 --> 15:08.420
‫کارتون عالی بود.

15:08.510 --> 15:09.800
‫نمی‌دونم چطوری ازتون تشکر کنم.

15:09.880 --> 15:12.550
‫- بقیش رو می‌سپرم به خودتون.
‫- کاش به همین راحتی بود.

15:12.640 --> 15:13.600
‫ها؟

15:14.760 --> 15:18.310
‫وقتی نمونه خون گوشت‌خوار و گیاه‌خوار
‫با هم مخلوط می‌شن،

15:18.390 --> 15:20.730
‫بلافاصله لخته شدن خون شروع می‌شه.

15:20.810 --> 15:23.770
‫تو اون لحظه، گاز فقط برای
‫یه ثانیه تولید می‌شه.

15:23.860 --> 15:26.900
‫این مقدار برای از پا درآوردن
‫حیوونی به هیکل اون کافی نیست.

15:26.980 --> 15:27.980
‫صبر کن.

15:28.070 --> 15:29.990
‫ولی من مطمئنم تو اون یادداشت‌های تحقیقاتی...

15:30.070 --> 15:32.490
‫اون به خاطر این بود که
‫مقدار خیلی زیادی خون ریخته شده بود.

15:32.570 --> 15:34.320
‫پس یعنی این...

15:35.080 --> 15:36.870
‫- بی‌فایده‌ست؟
‫- یه لحظه صبر کن.

15:37.160 --> 15:38.200
‫بیا اینو ببین.

15:38.290 --> 15:39.790
‫تأثیر سلول‌های خون‌ساز روی خون

15:39.870 --> 15:41.580
‫اوم؟ دارم به چی نگاه می‌کنم؟

15:41.670 --> 15:43.000
‫انگار یه ماده‌ای وجود داره

15:43.080 --> 15:45.500
‫که جلوی لخته شدن خونِ
‫بین‌گونه‌ای رو می‌گیره.

15:46.090 --> 15:49.010
‫اگه این رو داشته باشیم،
‫حتی یه مقدار کم از خون هم

15:49.090 --> 15:51.260
‫می‌تونه نتیجه‌ای رو که
‫دنبالشیم بهمون بده.

15:51.340 --> 15:52.840
‫امیدوارکننده‌ست.

15:52.930 --> 15:56.220
‫خب پس چطوری می‌تونیم این ماده
‫ضد انعقاد رو به دست بیاریم؟

15:57.010 --> 15:59.100
‫فکر کنم این دیگه به خودت بستگی داره.

16:02.190 --> 16:04.730
‫صبر کن. این که مؤسسه خودمونه.

16:04.810 --> 16:05.810
‫درسته.

16:05.900 --> 16:07.570
‫باشه، من ردیفش می‌کنم.

16:07.650 --> 16:08.730
‫بازم ممنون.

16:09.280 --> 16:10.940
‫وایسا. صبر کن.

16:11.030 --> 16:13.610
‫- بگیر.
‫- تا وقتی خشک بشی پیشت بمونه.

16:18.410 --> 16:20.000
‫آخ! چقدر جوونه.

16:21.200 --> 16:23.080
‫خب، این واقعاً فاجعه‌ست.

16:23.160 --> 16:25.380
‫فکر کنم باید بی‌خیال درخت‌های خرما بشیم.

16:25.460 --> 16:28.000
‫اصلاً وقت نداریم
‫همه کارها رو بکنیم.

16:28.090 --> 16:29.130
‫به منم توضیح بدین.

16:29.210 --> 16:31.630
‫چرا همه این‌ها رو
‫بیرون انبار رها کردین؟

16:31.720 --> 16:33.970
‫چون رنگش هنوز خشک نشده بود.

16:34.050 --> 16:35.760
‫هواشناسی گفته بود طوفان می‌شه.

16:35.840 --> 16:37.720
وقتی خودت نبودی راحت می‌تونی
.ما رو مقصر بدونی

16:37.800 --> 16:39.220
‫استفاده از عقلت هم کار راحتیه.

16:39.310 --> 16:41.060
‫- این واقعاً کمک بزرگی بود.
‫- تمومش کنین.

16:41.140 --> 16:42.600
‫همه برگردین سر کارتون.

16:42.680 --> 16:44.850
‫آره، وقت واسه جروبحث نداریم.

16:44.940 --> 16:47.440
جو اینجا داره خیلی منفی می‌شه.

16:47.520 --> 16:49.770
چطور می‌تونم جو رو عوض کنم؟

16:49.860 --> 16:51.940
فقط مثل یه سگ شاد و شنگول رفتار کنم؟

16:52.940 --> 16:55.160
‫بچه‌ها، چطوره که ما...

16:55.240 --> 16:56.280
‫ها؟

16:59.490 --> 17:01.950
‫- فایده‌ای نداره.
‫- ها؟

17:02.040 --> 17:04.580
این دقیقاً همونجایی نیست که
باید تسلیم بشیم؟

17:04.660 --> 17:05.620
‫مگه نه؟

17:08.130 --> 17:10.880
‫بی‌خیال. می‌دونم همه‌مون داریم به همین فکر می‌کنیم.

17:11.630 --> 17:14.130
‫انگار اصلاً شانس باهامون یار نیست.

17:14.590 --> 17:16.930
‫حتی قراره روز
‫فستیوال بارون بیاد.

17:17.010 --> 17:18.180
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

17:22.140 --> 17:23.350
‫علاوه بر اون،

17:23.850 --> 17:26.310
‫لگوشی به خاطر جرم دریدن تحت تعقیبه.

17:26.390 --> 17:28.230
‫دیگه واقعاً نمی‌دونم.

17:28.310 --> 17:29.860
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،

17:29.940 --> 17:33.940
‫قضیه ریز و کیبی،
‫اون‌جوری که صدمه دید...

17:34.360 --> 17:37.950
‫اون اتفاق به این خاطر افتاد که
‫یه گوشت‌خوار با یه گیاه‌خوار همراه شد.

17:38.030 --> 17:41.280
‫هر جور که حساب کنی،
‫باید با واقعیت روبرو بشیم.

17:41.700 --> 17:44.080
‫- تائو...
‫- متاسفم، کیبی.

17:44.700 --> 17:48.250
‫واقعاً اون چیزایی که نوشتم
‫فقط واسه دل خودم بود.

17:49.330 --> 17:52.590
‫آخرش همه‌ش یه خیال‌بافیه.

17:52.670 --> 17:54.760
‫فقط یه خیال‌بافی؟

17:54.840 --> 17:56.170
‫حتی اگه باشه هم مگه چیه؟

17:56.260 --> 17:57.300
‫ها؟

17:57.800 --> 18:01.220
‫دیالوگ اینه: "شاید یه روزی بخورمت."

18:01.300 --> 18:02.430
‫یادت میاد؟

18:03.010 --> 18:04.600
.این مالِ تئاتره

18:05.140 --> 18:06.640
.این مالِ فیلم‌نامه‌ست

18:07.310 --> 18:09.850
‫"من از روی پل می‌رم و دور می‌شم.

18:09.940 --> 18:14.150
‫اگه جایی باشه که گیاه‌خواری توش نباشه،
‫اون‌وقت دیگه به کسی صدمه نمی‌زنم".

18:14.230 --> 18:16.190
‫"فقط منتظر بمون.

18:16.280 --> 18:17.570
‫لطفاً نرو.

18:17.900 --> 18:19.280
‫نمی‌خوام ترکم کنی.

18:19.360 --> 18:20.620
‫تو منو نمی‌خوری.

18:21.120 --> 18:22.740
‫پس لطفاً همین‌جا بمون."

18:22.830 --> 18:25.120
‫"نمی‌خوام آدم‌بده باشم"

18:25.200 --> 18:27.080
"میدونم ترسیدی"

18:27.410 --> 18:32.750
‫"خب، دیگه نمی‌خوام بهت صدمه بزنم،
‫چون برام خیلی عزیزی."

18:33.630 --> 18:36.710
‫حالا بهم بگو، این فقط یه خیال‌بافیه؟

18:43.260 --> 18:44.890
‫- بالاخره شکست!
‫- ها؟

18:44.970 --> 18:47.270
‫می‌دونستم اگه تلاش کنم می‌تونم انجامش بدم.

18:47.350 --> 18:48.730
‫عالیه!

18:49.100 --> 18:50.190
‫درسته.

18:50.810 --> 18:52.310
‫همینه.

18:52.810 --> 18:54.440
‫بیاین فقط تلاش‌مون رو بکنیم، باشه؟

18:55.280 --> 18:57.490
‫بیاین تا تهش ادامه بدیم.

19:01.360 --> 19:02.570
‫باشه.

19:03.320 --> 19:06.120
‫خیلی خب! اینه اون روحیه کار تیمی.

19:06.200 --> 19:07.660
‫- آره!
‫- بیاین دست به کار بشیم.

19:07.750 --> 19:09.120
‫بچه‌ها، من معذرت می‌خوام.

19:09.210 --> 19:11.120
‫بیاین این رو ببریم اون‌ور.

19:12.540 --> 19:14.960
‫می‌خوام یه پژوهشگر به اسم رز رو ببینم

19:16.000 --> 19:18.760
.تا ۲۰ متر دیگه بپیچید به راست و بعد ادامه بدید

19:20.130 --> 19:21.180
.اوه، نه

19:21.260 --> 19:23.300
نقشه زوزل منو از
‫وسط بازار سیاه می‌بره.

19:45.490 --> 19:50.410
اون زمان، ماهی یه بار
‫اجازه داشتم بیرون رو ببینم.

19:52.040 --> 19:53.420
‫لوئیس؟

19:54.880 --> 19:56.460
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

19:59.210 --> 20:02.760
‫لوئیس، نمی‌تونی بری اونجا.
‫اجازه لازم داری.

20:02.840 --> 20:04.300
‫مشکلی نیست.

20:04.390 --> 20:05.550
‫اینجا خونه منه.

20:06.140 --> 20:07.560
‫چی گفتی؟

20:08.010 --> 20:11.100
‫اِ، صبر کن. منظورت از خونه چیه؟

20:11.640 --> 20:13.440
‫دقیقاً همونی که گفتم.

20:13.520 --> 20:15.060
‫اینجا یه بازار فروش گوشت زنده بود.

20:16.060 --> 20:18.150
‫فکر کنم بشه گفت من اینجا بزرگ شدم.

20:18.570 --> 20:20.780
‫معلوم شد مردی که منو خرید،

20:20.860 --> 20:23.200
.رئیس مجموعه هورنز بود

20:24.910 --> 20:26.530
‫زیاد تعجب‌زده به نظر نمیای.

20:27.160 --> 20:29.490
‫خب، فقط داشتم سعی می‌کردم
‫با حس و حال تو هماهنگ بشم.

20:29.580 --> 20:32.500
‫حس کردم بهتره فقط
‫پوزه‌ام رو ببندم و گوش بدم.

20:44.630 --> 20:48.600
تو، لوئیس
‫می‌تونی این دنیا رو تغییر بدی.

20:50.930 --> 20:52.480
‫تصمیمم رو گرفتم.

20:53.520 --> 20:55.520
‫دیگه بازی کردن نقش یه پسر مطیع تموم شد.

20:55.940 --> 20:58.110
‫آماده‌ام هر کاری که لازمه انجام بدم.

20:59.190 --> 21:00.440
‫لوئیس،

21:01.320 --> 21:02.780
‫دو روز دیگه،

21:03.400 --> 21:05.610
‫کار ملون رو یک‌سره می‌کنم.

21:05.700 --> 21:07.950
‫- پس بالاخره ملون رو پیدا کردی؟
‫- آره.

21:08.490 --> 21:11.580
‫اون به عنوان رئیس شیشی‌گومی
‫وارد جنگ قلمرو میشه.

21:11.660 --> 21:13.790
‫واسه همین منم ثبت‌نام کردم تا باهاش بجنگم.

21:13.870 --> 21:15.960
‫لگوشی، می‌دونی این کار چقدر خطرناکه؟

21:16.040 --> 21:17.580
‫این یه مبارزه واقعیه، می‌فهمی که؟

21:17.670 --> 21:21.500
‫آره. خب، راستش... می‌خواستم ازت بپرسم...

21:22.510 --> 21:25.880
‫اگه اتفاقی واسم افتاد، می‌تونی، اوم...

21:25.970 --> 21:28.180
‫می‌تونی هوای هارو رو داشته باشی؟

21:28.260 --> 21:30.930
‫می‌دونم با ریز جنگیدی،
‫ولی این یکی خیلی فرق داره.

21:31.600 --> 21:32.970
‫نمی‌تونی تنهایی از پسش بربیای.

21:33.560 --> 21:37.900
‫می‌خوام رودررو و جوانمردانه
‫باهاش روبرو بشم.

21:39.190 --> 21:40.610
‫کمک می‌خوای؟

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:40.690 --> 21:41.980
‫ها؟

21:42.940 --> 21:47.410
‫یه گیاه‌خوار با یه پای قطع‌شده
‫و درنده‌ای که اون پا رو خورده.

21:48.410 --> 21:50.280
‫به نظر میاد زوج بی‌نظیری بشیم.

21:51.160 --> 21:52.540
‫آره، دقیقاً.

21:54.950 --> 21:56.210
‫همینه.

21:58.170 --> 21:59.960
‫داستان دقیقاً همینه.

22:01.380 --> 22:02.750
‫و من و تو،

22:03.920 --> 22:05.420
‫از پسش برمیایم.

22:05.420 --> 22:08.420

