WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:22.040 --> 00:26.960
‫تبادل بین‌گونه‌ای

00:27.040 --> 00:29.710
‫مادارا-گومی

00:37.340 --> 00:40.930
نمی‌تونم تحمل کنم که
.اون طرح خیره‌کننده رو ببینم

00:44.890 --> 00:47.350
‫دوکو-گومی، هه؟

00:53.070 --> 00:56.860
‫خوب جنگیدی، پسر.

00:56.950 --> 01:01.910
‫می‌دونی، دوکو-گومی
‫لزوماً دنبال جونت نبود.

01:01.990 --> 01:06.750
‫دنیا همیشه به ما به دیده تحقیر نگاه کرده.

01:06.830 --> 01:09.130
‫اما ما بهشون نشون می‌دیم.

01:09.210 --> 01:13.340
‫تفاوت‌هامون ما رو پست نمی‌کنه،
‫بلکه برترمون می‌کنه!

01:13.420 --> 01:18.430
‫دوکو-گومی نخبه‌ست.
‫ما گونه‌ای هستیم که شایسته احترامه!

01:29.520 --> 01:33.820
‫یه تیکه تازه کنده شده
‫هنوز اراده خودش رو داره، مگه نه؟

01:34.570 --> 01:38.070
‫نمی‌تونستم بذارم آسیب ببینه.

01:38.160 --> 01:44.160
‫نگو که... بمب رو عمداً
‫از عمد برداشتی که از اون دم محافظت کنی؟

01:45.910 --> 01:50.380
‫توی اون بحبوحه،
‫فقط چپوندمش توی شلوارم. ببخشید.

01:48.000 --> 02:00.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:48.000 --> 02:00.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

01:48.000 --> 02:00.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:53.340 --> 01:56.300
‫وقتی دممون رو از دست بدیم،
‫دیگه نمی‌شه پیوندش زد.

01:56.380 --> 02:00.390
‫غرور دوکو-گومی حالا مال توئه.

02:09.850 --> 02:11.110
.هه

02:13.230 --> 02:15.570
‫کارت درسته، پسر گرگی.

02:15.650 --> 02:18.530
.وای نه، من نمی‌تونم با یه دختر بجنگم

02:18.610 --> 02:23.280
‫نزدیک بودن به یه زن کافیه تا
‫اون‌قدر عصبی بشی که دمت سیخ بشه؟

02:23.370 --> 02:27.000
‫مردا واقعاً موجودات پستی هستن، به خدا.

02:27.830 --> 02:32.710
‫از این به بعد، ایناری-گومی
‫وقار رو به بازار سیاه برمی‌گردونه.

02:32.790 --> 02:37.550
‫وقار یه زن باکلاس
‫که فقط شب‌ها روی وحشی خودش رو نشون میده!

02:49.850 --> 02:51.440
‫برنامه
‫جشنواره شهاب‌سنگ

02:53.440 --> 02:57.360
‫گوشت مصنوعی
‫تولید شده با سلول‌های ماهیچه‌ای کشت‌شده.

02:57.440 --> 03:03.280
‫در واقع، گوشتی پایدار و اخلاقی
‫که بدون گرفتن هیچ جونی، می‌شه ازش لذت برد.

03:03.370 --> 03:07.700
‫اون گوشت
‫در نهایت کاملاً مصنوعی نیست.

03:07.790 --> 03:10.410
‫ظاهراً از جنین‌های
‫حیوانات متولد نشده درست شده.

03:10.500 --> 03:14.790
‫شهردار درباره رابطه شما
‫به عنوان پدر و پسر تحقیق کرده،

03:14.880 --> 03:17.670
.و انگار یه جور مدرک هم بدست آورده

03:18.710 --> 03:21.090
.آروم باش. از پسش برمیام

03:36.820 --> 03:41.990
‫چون زنم باهام راه میای؟
‫اگه این برات گرون تموم بشه، تقصیر خودته.

03:42.070 --> 03:45.120
‫من که مجبورت نمی‌کنم این کار رو بکنی، می‌کنم؟

03:45.780 --> 03:47.740
‫بارها و بارها این رو شنیدم.

03:47.830 --> 03:52.210
‫که یه روباه ماده مثل من فقط با استفاده
‫از جذابیت‌های زنانه‌ش می‌تونه پیشرفت کنه.

03:53.250 --> 03:55.210
‫دلم می‌خواد این رو تغییر بدم.

03:55.290 --> 03:59.630
‫می‌برم، قوی‌تر می‌شم،
‫و بهشون نشون میدم رئیس کیه.

03:59.710 --> 04:01.010
‫این تمام چیزیه که می‌خوام.

04:01.840 --> 04:03.050
‫درکت می‌کنم.

04:04.590 --> 04:08.930
‫گرگ‌ها هم با کلی
‫کلیشه منفی روبرو هستن.

04:10.220 --> 04:14.600
‫توی هر فیلم یا رمانی،
‫آدم‌بده همیشه یه گرگه.

04:15.400 --> 04:18.070
‫منم آسیب دیدم، واسه همین درکت می‌کنم.

04:18.150 --> 04:21.780
‫عجب، چه جالب.
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم خوش‌سخنی.

04:22.400 --> 04:23.990
‫حالا، هنرت رو نشونم بده!

04:34.870 --> 04:41.090
از این همه وقت تلف کردنت خسته شدم
.واسه همین خودم اومدم پیشوازت، لگوشی

04:41.880 --> 04:44.340
‫فقط برای متخصصان مواد سمی
‫و پژوهشگران داخلی

04:50.060 --> 04:52.770
چطور خودم رو توی این دردسر انداختم؟

04:57.020 --> 04:58.440
.ایناهاش

05:04.610 --> 05:06.280
‫اون پی-چنله؟

05:06.360 --> 05:10.870
‫آره. نگاه کن، دارن همین الان
‫از بازار سیاه پخش زنده می‌ذارن.

05:10.950 --> 05:13.160
‫اکانتشون بخاطر این کار بن می‌شه.

05:13.250 --> 05:15.120
‫پسر، حموم خونه.

05:16.250 --> 05:18.170
‫صبر کن، اون لگوشیه!

05:18.250 --> 05:19.750
‫- امکان نداره!
‫- جدی؟

05:21.920 --> 05:23.510
‫زولمپیک.

05:23.590 --> 05:26.260
‫جایی که بزرگ‌ترین ورزشکاران جهان جمع می‌شن

05:26.340 --> 05:30.680
‫تا توانایی‌های بدنی پرورش‌یافته
‫و استعدادهای طبیعی‌شون رو به رخ هم بکشن.

05:31.600 --> 05:35.890
‫رویدادی برای همه گونه‌ها،
‫سنین و جنسیت‌ها،

05:35.980 --> 05:37.900
‫که به نسل بعدی الهام می‌بخشه

05:37.980 --> 05:41.440
‫و بهشون امید دنیایی سرشار از
‫همزیستی و شکوفایی متقابل رو می‌ده.

05:44.820 --> 05:50.070
‫اما همون‌طور که می‌دونین، تلاش ما برای میزبانی این رویداد
‫چالش‌هایی رو برای شهرمون ایجاد کرد،

05:50.160 --> 05:55.660
‫از جنایت بلعیدن گرفته
‫تا کمبود زیرساخت‌های مناسب.

05:56.710 --> 06:00.880
‫بنابراین، امروز یه خبر خیلی مهم
‫برای اعلام کردن دارم.

06:01.710 --> 06:02.630
‫لطفاً نگاه کنین.

06:03.130 --> 06:04.250
‫چی؟!

06:04.340 --> 06:05.300
‫همچین چیزی مجازه؟

06:05.380 --> 06:06.920
‫دارن بهش اعتراف می‌کنن؟

06:07.010 --> 06:08.760
‫چطور می‌تونن این رو علنی مطرح کنن؟

06:08.840 --> 06:09.930
‫این یه خط قرمزه...

06:10.010 --> 06:11.430
‫استادیوم جدید
‫تخریب بازار سیاه

06:11.510 --> 06:13.850
چی؟ "تخریب بازار سیاه"؟

06:15.060 --> 06:16.770
!این تو متن سخنرانی نبود

06:16.850 --> 06:19.270
!لعنتی! من رو گذاشت تو منگنه

06:19.350 --> 06:21.980
‫آرامش خودتون رو حفظ کنین، آروم باشین.

06:22.610 --> 06:24.900
"این واژه ممنوعه یعنی "بازار سیاه

06:24.980 --> 06:29.610
‫به جایی اشاره داره که گوشت‌خوارها
‫می‌تونن هوس گوشت‌خواری‌شون رو برطرف کنن.

06:29.700 --> 06:32.740
‫اونجا به عنوان یه سوپاپ اطمینان
‫برای همزیستی مسالمت‌آمیز دیده می‌شه.

06:32.830 --> 06:36.500
‫اما در واقعیت،
‫بازار سیاه چیزی جز لونه فساد نیست.

06:37.080 --> 06:40.290
‫یه جنایتکار خطرناک و فراری داریم.

06:40.370 --> 06:45.050
‫لگوشی، گرگ خاکستری.
‫تأیید کردیم که اونجا قایم شده.

06:45.800 --> 06:47.760
‫- پیداش کردن؟
‫- باورنکردنیه...

06:49.970 --> 06:51.840
‫اوه، لگوشی...

06:52.800 --> 06:57.140
‫پیش‌بینی می‌کنم به زودی
‫خبر دستگیریش رو اعلام کنیم.

06:57.220 --> 06:59.060
‫مگه نه، لوئی؟

06:59.140 --> 07:00.230
‫درسته.

07:05.730 --> 07:08.360
‫روباه

07:08.440 --> 07:11.070
‫شیر

07:22.210 --> 07:24.210
‫گل‌های سرخ.

07:24.290 --> 07:27.130
ببین، انگار وسط این مزرعهٔ خربزه گل دراومده

07:27.920 --> 07:33.680
‫گل‌های جالیز خربزه اگه میوه ندن
‫به چه دردی می‌خورن؟

07:37.560 --> 07:38.970
‫خودشه!

07:39.060 --> 07:41.440
‫حالا شدی هم‌زبون من، لگوشی!

07:50.740 --> 07:52.860
.فرار بی‌فرار

07:56.200 --> 07:58.580
‫اگه فرار کنی، شکارِت می‌کنم.

07:59.290 --> 08:02.410
‫من غریزه شکارچی بودن رو
‫از مادر پلنگم به ارث بردم.

08:03.290 --> 08:05.040
.اصلاً شانس ندارم

08:05.130 --> 08:08.340
ملون داره قوی‌تر می‌شه
‫و من فقط دارم ضعیف‌تر می‌شم.

08:11.720 --> 08:14.970
‫این ترسیه که تا حالا تجربه‌اش نکرده بودی،
‫مگه نه، لگوشی؟

08:17.640 --> 08:20.810
‫طعمه بودن این حسی داره.

08:34.910 --> 08:37.570
تمام این مدت،
‫اونا درست جلوی چشمام بودن.

08:38.620 --> 08:42.120
این پنجه‌ها
‫که می‌تونن جون هر موجودی رو بگیرن، با این حال...

08:43.620 --> 08:48.340
تنها چیزی که نگرانش بودم
‫سازگاری با گیاه‌خوارها بود.

08:49.170 --> 08:54.680
اون نگرانی‌ها در مقایسه با ترس از
‫گرفته شدن جونت هیچین.

08:56.680 --> 08:57.890
... من

08:59.300 --> 09:02.180
... من خیلی

09:41.760 --> 09:43.930
... بچه هایی هستن که

09:57.610 --> 09:59.110
‫این لگوشیه!

10:16.130 --> 10:19.760
.لگوشی... بدجور قشقرق به پا کردی

10:19.840 --> 10:26.060
تقسیم کردن غم و رنجمون
‫از دردش کم نمی‌کنه.

10:26.640 --> 10:32.060
پس هر کدوم باید بار خودمون رو به دوش بکشیم
‫و حتی قوی‌تر بشیم.

11:00.930 --> 11:04.010
‫این لذت‌بخش‌ترین کاری نیست که تا حالا کردی؟

11:04.100 --> 11:09.430
این همه درد و هیاهوی خون‌آلود
حس زنده بودن میده، مگه نه؟

11:11.400 --> 11:12.440
‫یه چیزی رو می‌دونی؟

11:12.520 --> 11:15.820
‫نفرت می‌تونه به نفع حریفت هم باشه.

11:15.900 --> 11:19.820
‫اگه ازت متنفر باشم،
‫تو هم می‌تونی در عوض از من متنفر باشی.

11:19.900 --> 11:22.990
‫و اون حس نفرت
‫به ما قدرت زندگی کردن میده.

11:24.660 --> 11:28.910
‫یه بخش ناشناخته از خودت رو بیرون بکش
‫و بذار دنیا تماشاش کنه.

11:29.000 --> 11:32.620
‫بیا زندگی همدیگه رو به گند بکشیم
‫و تا پای مرگ بجنگیم!

11:34.500 --> 11:41.010
‫این یه عشق بچگانه و نصفه‌نیمه نیست.
‫این عشق واقعی در پاک‌ترین شکل خودشه!

12:24.930 --> 12:26.720
‫بدبخت شدم رفت.

12:37.230 --> 12:38.440
‫ملون؟

12:40.940 --> 12:45.610
‫به‌به. درست همون‌طور که پیش‌بینی می‌کردم.

12:46.740 --> 12:49.200
‫این ضعفِ موجودات دورگه است.

12:49.280 --> 12:53.710
‫وقتی خون گوشت‌خوار و گیاه‌خوار با هم مخلوط میشه،
‫بوی خاصی تولید می‌کنه.

12:53.790 --> 12:56.630
‫و انگار داره مثل معجزه عمل می‌کنه.

12:56.710 --> 12:59.340
‫فکر می‌کردم کشتمت...

13:02.010 --> 13:06.340
‫این یه جنگ تا پای مرگ نیست.
‫یه جنگ سر قلمروئه.

13:07.260 --> 13:09.010
‫و کار تو دیگه تمومه.

13:13.060 --> 13:18.360
‫چیه، یعنی همه‌مون می‌خوایم بی‌خیال بشیم
‫و امشب با هم رفیق فابریک بشیم؟

13:18.440 --> 13:21.860
‫جدی؟ عجب یه مشت ساده‌لوحین.

13:21.940 --> 13:25.320
چطوره همگی یه پیک‌نیک بریم؟,

13:25.400 --> 13:29.160
‫روباه و ببر و مارمولک رو هم
‫دعوت می‌کنیم.

13:29.240 --> 13:35.250
‫همه با هم.
‫بیاین دیگه، گذشته‌ها رو فراموش کنیم.

13:36.330 --> 13:40.420
‫این قضیه یه جشن گرفتن لازم نداره؟

13:41.550 --> 13:43.510
‫دستت رو خوندم.

13:43.590 --> 13:44.880
‫قضیه این‌طوری نیست.

13:46.680 --> 13:51.510
‫تو اصلاً تا حالا یه گفتگوی لذت‌بخش
‫با کسی داشتی؟

13:52.720 --> 13:57.350
‫موجوداتی مثل تو، موجوداتی مثل من،

13:57.440 --> 14:00.980
‫با ناامیدی دنبال کلمات مناسب می‌گردن
‫تا خودشون رو ابراز کنن،

14:01.610 --> 14:04.030
‫تا حدی که بوی همدیگه رو
‫فراموش می‌کنیم.

14:04.110 --> 14:06.860
‫اگه این‌طور وقت بگذرونیم،
‫شاید یه روزی...

14:06.950 --> 14:11.240
‫تو نویسنده سرنوشت من نیستی.

14:14.580 --> 14:17.000
‫من پایان این داستان رو تغییر میدم.

14:17.080 --> 14:22.460
‫بعضی از بزرگ‌ترین شاهکارها
‫پایانِ حال‌بهم‌زنی دارن، مگه نه؟

14:24.590 --> 14:27.920
‫من بدترین طعم ممکن رو
‫به این داستان میدم.

14:28.010 --> 14:31.430
‫اگه یه موجود دورگه
‫همین‌جا و همین حالا بمیره...

14:32.350 --> 14:33.600
‫این کار رو نکن!

14:43.110 --> 14:45.530
‫جلوی من نمیر، ملون.

14:48.860 --> 14:52.990
کسی به جز من نیست که
ترجیح بدی اون زنده بمونه؟

14:53.070 --> 14:56.080
‫اون‌ور توی جشنواره شهاب‌سنگ؟

15:00.080 --> 15:02.960
‫خوب مزه‌مزش کن، لگوشی.

15:03.540 --> 15:08.800
‫از ناامیدی‌ای که فقط برای تو
‫درست کردم، لذت ببر.

15:10.220 --> 15:14.640
‫جشنواره شهاب‌سنگ؟
‫داشت درباره ملدا حرف می‌زد؟

15:15.390 --> 15:18.100
‫اگه اون توی جشنواره رها بشه...

15:18.180 --> 15:23.690
بیا بریم به جشنواره شهاب‌سنگ
‫و با هم یه شمع روشن کنیم. قول بده.

15:24.360 --> 15:25.440
‫وای، نه!

15:27.230 --> 15:29.030
‫ببخشید! راه بدین!

15:29.110 --> 15:30.650
‫صبر کن، کی برد؟

15:32.490 --> 15:33.740
.هارو - چان

15:41.290 --> 15:42.620
‫بپر بالا، لگوشی!

15:42.710 --> 15:44.040
‫پدربزرگ!

15:53.300 --> 15:54.930
‫داره درباره چی حرف میزنه؟

15:55.010 --> 15:56.720
‫چطور می‌تونن همچین کاری کنن؟

15:56.810 --> 15:59.600
‫- این شهردار ماست!
‫- پات اذیتت می‌کنه، لوئی؟

15:59.680 --> 16:02.100
‫اصلاً. خوبم.

16:02.190 --> 16:04.020
‫پس ادامه بده.

16:05.230 --> 16:09.110
‫ما همین الان خبر تخریب
‫بازار سیاه رو اعلام کردیم.

16:09.190 --> 16:15.490
‫اما شما گوشت‌خوارها چی فکر می‌کنین؟
‫واقعاً می‌خواین با این قضیه کنار بیاین؟

16:16.200 --> 16:17.280
‫چی؟

16:17.370 --> 16:22.000
‫با اون دندون‌های نیش زردتون،
‫مطمئنم دلتون یه گوشت اسبِ لذیذ و خونی می‌خواد.

16:22.500 --> 16:27.170
‫و تو، داری شدیداً عرق می‌کنی.
‫شرط می‌بندم رژیم غذاییت پر از امعا و احشای چربه.

16:27.790 --> 16:29.880
!طبق متن پیش برو، احمق

16:30.760 --> 16:34.800
‫اما کی حق داره شما رو سرزنش کنه؟

16:34.880 --> 16:37.970
‫وقتی با هم می‌خندیم و گریه می‌کنیم،

16:38.050 --> 16:42.600
‫و اون دندون‌های نیش رو توی دهنتون می‌بینیم،
‫باید برامون واضح باشه.

16:42.680 --> 16:47.060
‫که گوشت خوردن
‫برای شما گوشت‌خوارها ضروریه.

16:49.190 --> 16:50.030
‫خدای من...

16:50.110 --> 16:52.400
‫گیاه‌خواران و گوشت‌خواران به یک اندازه

16:52.490 --> 16:53.950
‫باید کنار هم بایستن.

16:54.030 --> 16:55.860
‫جو سالن کاملاً متشنج شده...

16:55.950 --> 16:57.030
‫چه خبره اونجا؟

16:58.030 --> 17:00.490
‫لوئی هم واسه ما یاغی شده، نه؟

17:00.580 --> 17:06.170
باید جلوی این وضع بایسته
‫جامعه خودبه‌خود تغییر نمی‌کنه

17:06.250 --> 17:09.710
‫دیرت نمیشه؟
‫مگه کلوپ تئاتر امروز اجرا نداره؟

17:09.790 --> 17:14.130
‫راستش دوست داشتم
‫خودت از نزدیک ببینی‌ش، ریز.

17:14.220 --> 17:15.300
‫واقعاً؟

17:15.380 --> 17:18.260
‫آخه تو اولین دوستِ پسرِ منی.

17:20.180 --> 17:24.480
‫آره، درسته. دمت گرم.

17:24.560 --> 17:28.940
‫البته کاملاً درک می‌کنیم
‫که گیاه‌خوارها ممکنه احساس خطر کنن،

17:29.020 --> 17:33.030
‫واسه همین با کلی راهکار جدید و خلاقانه
‫اومدیم جلو.

17:34.400 --> 17:37.030
‫ادامه بده. از گوشت مصنوعی رونمایی کن.

17:37.110 --> 17:37.990
‫باشه.

17:42.990 --> 17:46.750
ایبوکی، بدترین جرمی که مرتکب شدی

17:46.830 --> 17:50.590
،این بود که از من، یعنی لوئی
‫یه گوزن نر سرکش و یاغی ساختی.

17:53.210 --> 17:54.300
‫بازار سیاه...

17:55.170 --> 17:57.720
‫بازار سیاه یه زمانی خونه‌ی من بود.

18:00.550 --> 18:06.060
‫بچگی‌هام، من رو توی بازار سیاه فروختن
‫تا طعمه‌ی زنده‌ی گوشت‌خوارها بشم!

18:06.140 --> 18:07.480
‫چی؟!‌

18:08.140 --> 18:09.770
‫راست میگه؟

18:12.360 --> 18:17.240
‫رئیس اوگما من رو خرید
‫و مثل پسر خودش بزرگم کرد

18:17.320 --> 18:19.860
.تا وارث مجموعه هورنز بشم

18:21.740 --> 18:26.660
‫اما یه نفر از گذشته‌ی من باخبر شد
‫و ازش برای تهدید زندگی‌مون استفاده کرد.

18:27.290 --> 18:30.460
‫و اون آدم همین‌جاست. جناب شهردار!

18:30.540 --> 18:33.210
‫چی؟ ببخشید؟

18:33.290 --> 18:37.840
‫شهردار مبالغ هنگفتی
‫از پدرم باج‌خواهی کرد.

18:38.840 --> 18:41.180
‫اصلاً نمی‌فهمم داری درباره چی حرف می‌زنی.

18:41.800 --> 18:43.140
‫مگه نه، پدر؟

18:45.720 --> 18:46.720
‫بله.

18:46.810 --> 18:48.350
‫آقای شهردار، لطفاً توضیح بدین!

18:48.430 --> 18:49.600
‫آقای شهردار!

18:49.690 --> 18:51.350
‫مسخره‌ست.

18:51.440 --> 18:55.570
‫اون مبالغ نجومی و غیرقابل‌باوری رو
‫به شرکت‌های حامی مالی هم سرازیر کرد.

18:56.990 --> 18:59.900
‫این مسابقات زولمپیک کلاهبرداری مالیه.

19:00.820 --> 19:03.490
‫مردم، نذارین گولتون بزنن!

19:03.580 --> 19:07.450
‫این شهردار مایه‌ی ننگ ماست و اصلاً حق نداره
‫خودش رو سلطان جنگل بدونه!

19:33.440 --> 19:34.560
‫لگوشی.

19:53.330 --> 19:55.130
‫اون همون بلعنده‌ست!

19:55.210 --> 19:56.500
‫بگیریدش!

19:56.590 --> 19:57.420
‫فرار کن!

19:57.500 --> 19:58.840
‫- نگاه نکن
‫- مواظب باش

19:59.460 --> 20:00.800
‫زنگ بزنین به پلیس!

20:08.390 --> 20:09.720
‫هی، داری چی کار می‌کنی؟!‌

20:09.810 --> 20:10.890
‫می‌کشتت‌ها!

20:10.980 --> 20:12.350
‫الانه که بخورتت!

20:12.440 --> 20:14.270
‫اون گرگ یه بلعنده‌ست!

20:15.440 --> 20:17.400
‫اون بلعنده نیست.

20:18.190 --> 20:23.950
‫اون هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنه
‫لگوشی هیچ‌وقت کسی رو نمی‌خوره

20:24.030 --> 20:26.370
‫وایسا، نرو! خطرناکه!

20:29.120 --> 20:31.160
‫حالش خوب می‌مونه؟

20:34.670 --> 20:36.130
‫لگوشی.

20:39.960 --> 20:42.760
‫هارو...

20:43.380 --> 20:46.220
‫چشم‌هات رو بسته بودی؟

20:47.260 --> 20:48.890
‫نه، نبسته بودم.

20:48.970 --> 20:51.060
‫موقع بوسیدن باید چشم‌هات رو ببندی.

20:51.810 --> 20:52.980
‫بیا یه بار دیگه امتحان کنیم.

20:56.560 --> 20:58.440
‫لگوشی...

21:03.490 --> 21:07.070
‫اون گرگ خاکستری یه بلعنده‌ی زنجیره‌ای نیست.

21:07.160 --> 21:10.660
‫اون یه حیوون جوون و شجاعه که براش پاپوش دوختن
‫و به خاطر جرمی که نکرده متهمش کردن،

21:10.740 --> 21:17.040
‫ولی باز هم خودش خستگی‌ناپذیر تلاش کرد
‫تا مقصر واقعی رو دستگیر کنه.

21:17.630 --> 21:20.460
‫کار فوق‌العاده‌ای کردی، لگوشی.

21:21.170 --> 21:22.510
... یحیی - سان

21:27.890 --> 21:30.680
‫من رو ببخشید، پدر.

21:31.510 --> 21:34.180
‫این راهیه که خودم انتخابش کردم.

21:34.850 --> 21:38.810
‫همه چیز طبق محاسبات
‫پیش نمی‌ره.

21:39.900 --> 21:41.650
‫اون پای مصنوعی تو

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:41.730 --> 21:44.780
‫شاید تو رو به جاهایی برسونه که
‫من هیچ‌وقت نتونستم بهشون برسم.

21:49.120 --> 21:50.830
‫بالاخره موفق شدن.

21:50.910 --> 21:52.540
‫آره.

21:52.620 --> 21:56.040
... هیچکدوم‌شون به تنهایی یه بیستار نیستن،

21:56.120 --> 21:58.420
اما شاید در کنارهم
.بیستار ما باشن

21:58.500 --> 21:59.500
‫بله.

22:16.980 --> 22:21.360
کلوپ تئاتر بالاخره تونست نمایشش رو
.در زمان دیگه‌ای اجرا کنه

22:21.440 --> 22:22.940
.اجراشون حسابی ترکوند

22:23.570 --> 22:26.940
شهردار به اتهام فساد و رشوه‌خواری
‫دستگیر شد.

22:27.740 --> 22:31.740
اون به خاطر جرایم دیگه‌ای مثل
‫تهدید و باج‌گیری هم مجرم شناخته شد.

22:32.700 --> 22:37.120
،ظاهراً ملون زنده مونده
‫ولی کسی نمی‌دونه حالش چطوره.

22:37.210 --> 22:38.620
‫دومین موفقیت هورنز

22:38.710 --> 22:40.710
... در مورد لوئی - سنپای هم

22:41.500 --> 22:43.750
پس داری باهام قطع رابطه می‌کنی؟

22:44.420 --> 22:45.760
‫متاسفم.

22:47.220 --> 22:49.090
‫خب، لوئی...

22:50.680 --> 22:51.890
‫خداحافظ.

22:54.560 --> 22:57.270
... و در آخر، خبری از لگوشی

23:00.020 --> 23:05.020
‫دلم می‌خواد رابطه‌ی بین‌گونه‌ای‌مون
‫تا آخر عمرمون ادامه داشته باشه.

23:05.610 --> 23:09.610
‫داری ازم...

23:09.700 --> 23:11.280
‫خواستگاری می‌کنی؟

23:11.360 --> 23:12.490
‫آره، همین‌طوره.

23:13.700 --> 23:18.750
رسیدن به خوشبختی برای یه گرگ و یه خرگوش
‫قطعاً کار راحتی نخواهد بود.

23:18.830 --> 23:21.870
... تا آخرین نفس، برای همیشه و تا ابد

23:24.340 --> 23:27.130
‫خم نشو!
‫دوست دارم تلاش کنم تا قدم بهت برسه.

23:28.920 --> 23:31.510
‫وایسا، دارم می‌افتم! نگهم دار!

23:31.590 --> 23:33.050
‫وای، هارو!

23:33.140 --> 23:35.970
‫هی، گرگ ناقلا! ولش کن!

23:36.720 --> 23:39.890
!‫اوه، اون با منه. ما با همیم
