WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:14.160 --> 00:17.200
<i><i>‫چیزی که بیشتر از هرچیزی
...دوست داشتم</i></i>

00:23.710 --> 00:25.710
<i><i>‫تماشای داستان‌ سرایی‌های بابا از اینجا بود.</i></i>

00:28.760 --> 00:34.450
‫داستان اول
‫آن روز

00:36.930 --> 00:42.810
‫صاحب‌خونه اومد و گفت:
‫"ببین، من جعبه‌ابزارت رو برمی‌دارم."

00:42.900 --> 00:48.110
‫پیش خودم گفتم: «اوه، صاحب‌خونه
‫می‌خواد نجار بشه؟»

00:48.190 --> 00:50.450
‫پس گفتم: «بفرما!»
‫و بهش قرضش دادم.

00:50.530 --> 00:52.110
‫انگار تو اون سن می‌تونست نجاری کنه...

00:52.200 --> 00:54.540
‫شینتا آراکاوا

00:53.120 --> 00:54.490
.حتماً زوال عقل گرفته

00:54.580 --> 00:56.330
‫نه، تویی که عقلت رو از دست دادی!

00:56.910 --> 00:59.790
‫تو... صبر کن، می‌خوای بگی که...

01:01.460 --> 01:03.960
!‫خشک! خیلی خشک حرف می‌زنی، شین - چان

01:04.540 --> 01:06.380
جداً خشکم؟

01:06.460 --> 01:08.760
‫آره. خیلی به
‫خودت فشار میاری.

01:08.840 --> 01:11.300
عاه، اینطور فکر می‌کنی؟

01:12.720 --> 01:14.180
،امتحان در پیش داری

01:14.260 --> 01:16.140
‫و دختر کوچولوت داره بزرگ‌تر می‌شه.

01:16.220 --> 01:19.480
‫واسه همین درکت می‌کنم که تحت فشاری، ولی...

01:24.520 --> 01:28.110
‫باید نرم و روون باشی،
‫بعد یهو بترکونی!

01:28.190 --> 01:29.530
صدت رو بذار، باشه؟

01:29.610 --> 01:30.900
‫خیلی ممنونم.

01:34.450 --> 01:36.580
‫خیلی قبولش داری، نه؟

01:36.660 --> 01:40.870
‫اگه از من بپرسی، خیلی بی‌مزه است
‫و سبک کارش اصلاً به دلم نمی‌شینه.

01:40.960 --> 01:43.540
‫خب، قبول دارم امروز خیلی معمولی بود.

01:43.620 --> 01:44.580
‫پس چرا؟

01:47.170 --> 01:51.760
‫خب، یه بار دیدم که
‫یه اجرای درخشان داشت.

01:54.090 --> 01:58.510
<i><i>‫آدمیه که نباید توی همچین جایی
.زندگیش تلف بشه</i></i>

02:05.350 --> 02:05.390
‫دبستان میتسوئه

02:05.430 --> 02:05.530
‫دبستان میتسوئه

02:05.560 --> 02:05.650
‫دبستان میتسوئه

02:05.680 --> 02:05.780
‫دبستان میتسوئه

02:05.810 --> 02:05.900
‫دبستان میتسوئه

02:05.930 --> 02:06.030
‫دبستان میتسوئه

02:06.060 --> 02:07.700
‫دبستان میتسوئه

02:06.440 --> 02:07.650
...از طرف آکانه‌ست

02:07.730 --> 02:09.650
‫دبستان میتسوئه

02:13.700 --> 02:16.780
‫هی! چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

02:16.870 --> 02:20.120
‫- چطور جرأت می‌کنی...
‫- آروم بگیر. فقط گفتم...

02:20.200 --> 02:22.330
!با این لحن باهام حرف نزن

02:22.410 --> 02:23.290
‫اوه، نمی‌بینی...

02:23.370 --> 02:24.580
‫- پسرم چطور داره گریه می‌کنه؟
‫- اوزاکی - سان

02:24.670 --> 02:27.380
‫- لطفاً، صداتون...
‫- دلتون براش نمی‌سوزه؟

02:27.460 --> 02:29.000
‫باورم نمی‌شه بچه‌های این دوره زمونه...

02:29.090 --> 02:31.260
.اصلاً نمیشنوی چی میگم

02:33.170 --> 02:36.640
‫خیلی خب. پس بهتون نشون می‌دم، لطفاً نگاه
‫کنید.

02:37.340 --> 02:38.470
‫نشونمون بدی؟

02:40.310 --> 02:44.140
‫خب، همه‌چیز از زنگ پنجم،
‫کلاس ادبیات شروع شد.

02:44.230 --> 02:49.320
‫داشتیم انشاهامون رو با موضوع
‫"کسی که بهش احترام می‌ذارم" می‌خوندیم.

02:49.400 --> 02:50.980
‫کسی که بهش احترام می‌گذارم.

02:51.070 --> 02:52.940
‫کلاس پنجم، گروه ۳. آکانه اوزاکی.

02:53.030 --> 02:55.610
.کسی که براش احترام قائلم بابامه

02:55.700 --> 02:59.070
‫بابا یه راکوگوکا است و
‫خنده‌دارترین داستان‌ها رو تعریف می‌کنه.

03:00.200 --> 03:02.660
‫احترام؟ هه، چه مسخره.

03:02.750 --> 03:05.830
‫از مامانم شنیدم، می‌دونی.
‫می‌گه بابات یه مردِ خونه‌نشینه.

03:05.920 --> 03:07.540
اونوقت بهش احترام می‌ذاری؟

03:07.630 --> 03:08.960
‫مرد خونه‌نشین؟ یعنی چی؟

03:09.960 --> 03:12.050
حتی معنی‌شم نمیدونی؟

03:12.130 --> 03:14.010
‫- یعنی یه بابای بی‌عرضه...
‫- ای وای!

03:14.090 --> 03:15.880
که حتی کار نمیکنه، فهمیدی؟

03:15.970 --> 03:17.760
.شگفت انگیزه

03:18.430 --> 03:21.510
.منظورم اینه مو به مو این اتفاقات افتاد

03:21.600 --> 03:24.270
اما این دلیل نمی‌شه که
!اشک‌ش رو در بیاره

03:24.890 --> 03:29.770
‫تو همش اون رو قربانی نشون می‌دی،
‫ولی خودش شروع‌کننده بود.

03:29.860 --> 03:32.230
‫چرت‌وپرت نگو، تو احمقِ...

03:32.320 --> 03:34.360
‫تمومش کن.

03:34.440 --> 03:35.860
‫بابا! صبر کن، چرا...

03:35.950 --> 03:38.660
!‫ببخشید، یاناگیا - سنسه

03:38.740 --> 03:41.280
‫آکانه همیشه دردسر درست می‌کنه.

03:41.370 --> 03:44.450
‫از شما هم عذر می‌خوام.

03:45.410 --> 03:47.670
‫بابا! این عوضی‌ها...

03:47.750 --> 03:49.500
‫این عوضی‌ها؟

03:50.790 --> 03:54.090
‫دلیلش هر چی که باشه،
‫استفاده از کلمات زشت اشتباهه.

03:54.710 --> 03:56.420
میدونم که می‌فهمی، نه آکانه؟

03:56.510 --> 03:59.300
‫خوبه که شما آدم
‫منطقی‌ای هستید.

03:59.390 --> 04:02.680
‫- اون بچه واقعاً...
‫- یاناگیا - سنسه برام تعریف کردن.

04:02.760 --> 04:06.390
‫هم مادر و هم پسر
‫داشتن در مورد من حرف می‌زدن.

04:07.430 --> 04:11.310
‫هر دومون باید سعی کنیم
‫لایق انتظار بچه‌هامون باشیم، نه؟

04:13.360 --> 04:14.190
‫اتاق مشاوره

04:14.280 --> 04:17.490
‫بسیار خب. بریم آکانه.

04:21.410 --> 04:23.910
‫- برو وسایلت رو بردار، باشه؟
‫- باشه!

04:43.100 --> 04:45.350
.هوم. خیلی خوشمزه‌ست

04:46.060 --> 04:48.600
.آکانه بخور. آب می‌شه

04:51.520 --> 04:52.810
‫ببخشید.

04:54.480 --> 04:57.990
<i><i>‫فقط برای اینکه بهش بگم چقدر
‫فوق‌العاده‌ای، سرش داد زدم.</i></i>

04:59.070 --> 05:02.360
،ولی فکر کنم در عوض
.باعث دلخوریت شدم

05:08.450 --> 05:10.000
خنگ کوچولو

05:10.080 --> 05:13.750
‫تو هنوز خیلی کوچیکی
‫که بخوای نگران احساسات من باشی.

05:17.210 --> 05:20.130
‫راکوگوکاها به سه سطح
‫تقسیم می‌شن.

05:20.220 --> 05:24.720
‫پایین‌ترینش زِنزا است،
‫بعد فوتاتسومه، و در نهایت شین‌اوچی.

05:24.800 --> 05:26.760
<i><i>‫تو فوتاتسومه هستی، نه
‫بابا؟</i></i>

05:26.850 --> 05:28.270
<i><i>‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم که یادت
‫مونده.</i></i>

05:32.060 --> 05:35.480
‫یه امتحان برای ارتقا
‫به شین‌اوچی وجود داره.

05:36.610 --> 05:38.980
‫و اگه قبول بشم،
‫می‌تونم شین‌اوچی بشم.

05:40.490 --> 05:42.740
‫به عنوان یه شین‌اوچی، می‌تونم کلی...

05:43.820 --> 05:45.660
‫کلی پول درمیارم.

05:47.950 --> 05:50.370
اونوقت کسی دیگه
!نمیتونه علیه‌ام حرفی بزنه

05:52.460 --> 05:55.080
‫پس نگران من نباش.

05:55.170 --> 05:56.840
‫تو فقط کافیه روی حرفت بمونی!

05:58.630 --> 06:00.880
‫بسیار خب، برم تمرین کنم.

06:00.960 --> 06:02.670
‫تو هم برو مشق‌هات رو بنویس، آکانه!

06:02.760 --> 06:04.720
‫- چشم!
‫- آفرین.

06:12.520 --> 06:13.940
درسته، نه؟

06:19.270 --> 06:22.240
‫من باید شین‌اوچی بشم.
‫مجبورم.

06:23.240 --> 06:24.070
‫وگرنه...

06:33.410 --> 06:37.290
‫بسیار خب. چرا با مرور
‫مطالب امروز شروع نکنم؟

06:38.170 --> 06:41.800
‫هی، یوتا! یوتارو! یوتا!

06:45.130 --> 06:46.390
‫اوه، خدای من.

06:46.470 --> 06:49.390
.‫حتماً به‌خاطر کاریِ اودونیه که ناهار خوردم

06:49.890 --> 06:54.560
‫با این حال، خانم اوزاکی چقدر
‫دیوانه‌وار عصبانی بود؟ چندش.

06:55.640 --> 07:00.520
‫اه، اون آکانه و تورو...
‫بازم گند زدن.

07:01.820 --> 07:03.490
‫من اومدم!

07:04.150 --> 07:06.990
‫اوه، لعنتی، دوباره نه! دو بار کاری تو یه ‫روز.

07:07.570 --> 07:11.370
‫واقعاً دیگه، چقدر ما شیفته‌ی کاری هستیم؟

07:11.450 --> 07:13.080
‫اوه خب، کاریش نمیشه کرد.

07:13.160 --> 07:15.370
‫اوه، اِ... اِ... یوتا، هی تو.

07:15.460 --> 07:17.460
‫از اونجا وارد شدی؟

07:17.540 --> 07:20.590
‫ت-تو، بیخیال، تو.
‫سعی نکن از جلو بیای تو، باشه؟

07:20.670 --> 07:22.460
‫از پشت وارد شو، باشه؟

07:22.550 --> 07:24.210
‫همونجا بشین. آره.

07:26.590 --> 07:27.510
<i><i>‫می‌تونم ببینم.</i></i>

07:27.590 --> 07:30.100
‫اوه، ببخشید! سلام!

07:30.180 --> 07:32.850
<i><i>‫توی اتاق هیچ‌کس جز بابا نیست.</i></i>

07:32.930 --> 07:36.560
<i><i>‫و با این حال... داخل اتاق...</i></i>

07:36.640 --> 07:38.020
<i><i>‫سه نفر هستن.</i></i>

07:38.100 --> 07:39.900
<i><i>‫هر بار که بدنش رو
‫می‌چرخونه،</i></i>

07:39.980 --> 07:42.860
<i><i>‫چهره‌اش، طرز صحبت کردنش،
‫و صداش همگی یهو عوض میشن.</i></i>

07:42.940 --> 07:46.030
<i><i>‫یه آدم کینه‌ای. یه آدم بدخلق.
‫یه آدم بی‌خیال.</i></i>

07:46.110 --> 07:47.990
<i><i>‫انواع آدم‌ها ظاهر
‫میشن.</i></i>

07:48.070 --> 07:51.370
<i><i>‫خیلی عجیبه! انگار
‫جادوئه.</i></i>

07:56.500 --> 07:58.120
‫نه ممنون، لعنتی!

07:58.210 --> 07:59.630
<i><i>‫چطور این کار رو ‫می‌کنه؟</i></i>

07:59.710 --> 08:03.340
‫پ-پیرزن! رئیس اینجاست!

08:03.420 --> 08:06.590
‫هی، سلام. مادرت اومده خونه!

08:10.590 --> 08:12.970
‫واقعاً، من بین دیوانه‌های راکوگو گیر
‫افتادم.

08:17.680 --> 08:19.390
‫اوه، خب، چه میشه کرد؟

08:20.150 --> 08:21.230
‫بالاخره، هفته‌ی دیگه‌ست دیگه.

08:26.440 --> 08:28.280
!ایتاداکیماس

08:31.990 --> 08:32.910
‫خوشمزه بود!

08:33.780 --> 08:37.120
‫آره. خوب شده!
‫خوب از آب دراومد، نه؟

08:41.880 --> 08:43.710
‫شب بخیر!

08:47.460 --> 08:48.550
‫هی!

08:48.630 --> 08:50.220
‫بیدار شو، تورو!

08:51.470 --> 08:53.140
‫بجنب! هی!

08:53.220 --> 08:55.060
‫مگه نمی‌خواستی بیشتر تمرین کنی؟

08:55.140 --> 08:56.140
میخوای بخوابی؟

08:57.770 --> 09:00.100
‫- تمرین.
‫- پس دست به کار شو!

09:00.190 --> 09:03.810
‫دیره. من میرم بخوابم، باشه؟

09:05.360 --> 09:09.820
‫راستی تورو،
‫انشای آکانه رو خوندی؟

09:09.900 --> 09:11.740
‫ها؟ نه.

09:20.000 --> 09:22.670
‫شخصی که بهش احترام می‌گذارم

09:45.730 --> 09:47.400
‫سالن سایوای رویداد امروز

09:47.480 --> 09:49.190
‫سالن سایوای
‫مکتب آراکاوا

09:49.280 --> 09:51.820
‫از این طرف به سمت پذیرش!

09:55.910 --> 09:56.780
‫مکتب آراکاوا
‫آزمون ارتقای شین‌اوچی

09:55.910 --> 09:56.780
‫مکتب آراکاوا
‫آزمون ارتقای شین‌اوچی

09:56.870 --> 09:59.290
‫هی، اون باباست!
‫از اونی که تو خونه داریم بزرگتره!

09:59.370 --> 10:00.790
عه، اینطوریه؟

10:00.870 --> 10:02.080
‫به نظر من که یکیه.

10:02.160 --> 10:04.290
!اوه، یکی خیلی انرژی داره

10:04.370 --> 10:06.290
‫شیگوما
آراکاوا

10:04.370 --> 10:06.290
‫شیگوما
آراکاوا

10:05.290 --> 10:06.630
!شیگوما - شیشو

10:06.710 --> 10:08.750
.‫خیلی وقته ندیدمت، ماساکی - چان

10:09.760 --> 10:11.010
‫خیلی وقت گذشته.

10:11.090 --> 10:13.050
.مرسی که هوای همسرم رو دارید

10:13.130 --> 10:15.260
‫نه، نه، من کاری نکردم.

10:15.340 --> 10:18.470
‫با این حال، زمان واقعاً سریع می‌گذره.

10:18.560 --> 10:20.390
هی، شیشو، بابا کجاست؟

10:20.470 --> 10:21.350
!خنگ

10:23.020 --> 10:24.900
<i><i>‫خب، می‌دونی.</i></i>

10:24.980 --> 10:27.650
<i><i>‫الان باید تنهاش ‫بذاری.</i></i>

10:30.030 --> 10:33.280
<i><i>‫آزمون ارتقای شین‌اوچی
‫مکتب آراکاوا.</i></i>

10:34.030 --> 10:37.410
‫اجراها توسط تماشاگران و
‫هیئت داوران ارزیابی می‌شن.

10:37.490 --> 10:38.620
‫بعد از جمع زدن تمام
‫امتیازها،

10:38.700 --> 10:43.040
<i><i>‫فقط کسانی که مهارتشون تأیید بشه
‫می‌تونن شین‌اوچی بشن.</i></i>

10:43.120 --> 10:46.080
<i><i>‫امسال، رئیس هیئت داوران، ‫هم‌شاگردی
‫ارشد استادم خواهد بود...</i></i>

10:46.170 --> 10:47.040
‫ممنون که وقت گذاشتید!

10:47.130 --> 10:49.960
<i><i>‫...و تحسین‌شده‌ترین فرد ‫زمانه.</i></i>

10:53.760 --> 10:55.050
<i><i>‫ایشو آراکاوا!</i></i>

10:57.550 --> 11:00.600
‫خب که چی؟

11:00.680 --> 11:04.310
<i><i>‫فکر کردی چقدر برای این روز سخت
‫تلاش کردم؟</i></i>

11:04.390 --> 11:07.770
<i><i>‫همون‌طور که همیشه هستی باش
‫و به هنرت ایمان داشته باش.</i></i>

11:08.480 --> 11:09.610
<i><i>‫اما...</i></i>

11:10.400 --> 11:12.230
‫اگه گند بزنم چی؟

11:13.780 --> 11:14.780
‫نه!

11:15.780 --> 11:17.320
‫من دارم چی‌کار می‌کنم؟ احمقم؟

11:17.410 --> 11:19.370
‫نباید تسلیم احساساتم بشم!

11:20.580 --> 11:22.660
<i><i>‫فقط باید برم تو کارش! برای خودم...</i></i>

11:22.740 --> 11:24.830
‫هیچ راه دیگه‌ای ندارم!

11:25.660 --> 11:27.420
‫آزمون ارتقای شین‌اوچی
‫مکتب آراکاوا

11:27.500 --> 11:30.880
‫خیلی خب، بیاید شروع کنیم.

11:30.960 --> 11:35.720
‫آزمون ارتقای شین‌اوچی مکتب آراکاوا
‫رو شروع می‌کنیم!

11:36.470 --> 11:40.180
‫اولین اجراکننده... این آقاست!

12:02.830 --> 12:08.210
‫قرعه به نام من افتاد،
‫اسم من شینتا آراکاواست.

12:10.330 --> 12:12.250
<i><i>‫این اصلاً شبیه اجراهای معمولی
‫نیست.</i></i>

12:12.340 --> 12:13.960
<i><i>‫هوا سنگین و سرده.</i></i>

12:16.470 --> 12:20.090
<i><i>‫و مهم‌تر از همه، تماشاگرا
.با نگاهشون دارن ارزیابی‌م میکنن</i></i>

12:21.050 --> 12:23.810
‫خب، واقعاً ممنونم که

12:23.890 --> 12:28.270
‫تو این روز قشنگ، به این آزمونِ
‫بی‌مزه اومدید.

12:28.850 --> 12:30.940
‫- نه، جدی می‌گم.
‫- این بده.

12:31.020 --> 12:32.310
<i><i>‫یا شاید هم نه؟</i></i>

12:32.400 --> 12:34.570
‫با یک رأی شما،
‫زندگی من عوض می‌شه.

12:34.650 --> 12:36.150
<i><i>‫احمق، داری به چی فکر
‫می‌کنی؟</i></i>

12:36.230 --> 12:38.740
‫شبیه سیاست‌مدارها حرف می‌زنم!

12:38.820 --> 12:39.910
‫در اون صورت، امیدوارم...

12:39.990 --> 12:41.910
<i><i>‫فعلاً روی مقدمه‌ت تمرکز کن!</i></i>

12:47.500 --> 12:50.330
‫خ-خب، چون من یک راکوگوکا هستم...

12:50.420 --> 12:53.130
<i><i>‫خوب نیست. تمپو خیلی
‫تنده.</i></i>

12:53.210 --> 12:55.340
‫و این هم یک راه دیگه برای
‫شبیه سیاست‌مدارها شدن!

12:55.420 --> 12:57.340
<i><i>‫کسی نمی‌خنده.
‫زیاده‌روی کردم؟</i></i>

12:57.420 --> 12:59.340
‫لطفاً رأی ارزشمندتون رو به من بدید!

12:59.420 --> 13:01.300
<i><i>‫باید چی‌کار کنم؟ با این
‫وضع...</i></i>

13:01.380 --> 13:02.260
‫این...

13:08.640 --> 13:09.810
<i><i>‫اون صدا...</i></i>

13:14.690 --> 13:17.440
عه؟ آکانه داره ادای من رو در میاره؟

13:17.530 --> 13:18.360
‫دقیقاً.

13:18.440 --> 13:22.610
،‫من سر رشته‌ای ندارم
‫ولی واقعاً تو این کار عالیه.

13:22.700 --> 13:24.780
‫شاید حتی از تو هم
‫بهتر حسش رو درک می‌کنه.

13:24.870 --> 13:26.580
‫خب، پس بدجور گیر افتادم.

13:26.660 --> 13:29.870
‫اگه این طرز فکرته،
‫پس زودتر شین‌اوچی شو!

13:29.960 --> 13:31.410
‫جوری نگو که انگار خیلی آسونه!

13:31.500 --> 13:34.330
‫ولی می‌شم. چون همه‌اش به خاطر آکانه است!

13:34.420 --> 13:35.290
‫به خاطر آکانه؟

13:35.380 --> 13:37.130
‫باور نمی‌کنم.

13:37.210 --> 13:39.010
‫می‌دونی که آکانه باباییه.

13:39.090 --> 13:42.130
‫معلومه که می‌خواد بهت افتخار کنه.

13:43.050 --> 13:46.350
‫جلوی من هر چقدر
‫می‌خوای ناله کن،

13:48.180 --> 13:52.640
<i><i>‫ولی جلوی آکانه حداقل
‫یه پدر باحال باش، باشه؟</i></i>

13:58.280 --> 14:00.240
‫هوا حسابی سرد شده.

14:01.070 --> 14:03.150
‫- ولی سرما هم آن‌چنان بد نیست
‫- این دیگه چیه؟

14:03.240 --> 14:06.580
‫ساکه‌ی داغ تو یه روز سرد
‫چقدر می‌چسبه، نه؟

14:06.660 --> 14:10.330
نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری و
.مدام پیک پشت پیک می‌ریزی

14:11.290 --> 14:15.250
تا به خودت بیای، غرق رویا می‌شی و
...انقدر می‌خوری که به همه‌چی گند

14:15.330 --> 14:16.920
<i><i>‫جو عوض شد.</i></i>

14:17.000 --> 14:19.340
‫...اتفاقی که خیلی زیاد پیش میاد.

14:21.010 --> 14:22.220
‫پاشو دیگه، عزیزم!

14:22.300 --> 14:25.800
‫عزیزم! زود باش، بیدار شو! عزیزم!

14:25.890 --> 14:27.720
‫چه مرگته؟ ها؟

14:28.390 --> 14:30.470
‫این‌طوری بیدارم نکن.
‫چی شده؟

14:30.560 --> 14:32.180
‫خودت رو به اون راه نزن!

14:32.270 --> 14:35.770
<i><i>‫مقدمه‌چینی رو تموم کرد
‫و رفت سراغ داستان؟</i></i>

14:36.520 --> 14:37.650
‫شینتا آراکاوا

14:37.940 --> 14:39.570
‫شیباهاما

14:42.400 --> 14:44.650
<i><i>‫کاتسوگورو یه ماهی‌فروش ‫ماهره،</i></i>

14:44.740 --> 14:47.870
<i><i>‫ولی مثل ماهی می‌نوشه و
‫تا خرخره تو قرض غرق شده.</i></i>

14:47.950 --> 14:50.830
<i><i>‫بعد از اینکه یه کیف پول
‫تو ساحل شیبا پیدا می‌کنه،</i></i>

14:50.910 --> 14:53.580
<i><i>.به عنوان یه تاجر، غرورش رو بدست میاره</i></i>

14:53.660 --> 14:56.580
<i><i>‫یه داستان نینجو-باناشیِ
‫دلگرم‌کننده است.</i></i>

14:58.500 --> 15:00.090
.روت حساب می‌کنم

15:00.170 --> 15:02.590
‫باشه! مراقب خودت باش، خب؟

15:03.720 --> 15:07.260
‫حالا، زن بعد از بدرقه کردن شوهرش،
‫نفس راحتی کشید چون

15:07.340 --> 15:11.680
‫برای اولین بار بعد از مدت‌ها،
‫داشت می‌رفت سر کار و کاسبی.

15:11.770 --> 15:14.310
‫و پلک‌هاش سنگین شد،

15:14.390 --> 15:17.060
‫و همین که داشت چرت می‌زد،
‫چرت می‌زد...

15:17.150 --> 15:19.610
‫هی! عزیزم!

15:19.690 --> 15:21.730
‫منم! در رو باز کن! عزیزم!

15:22.320 --> 15:23.360
‫آره، آره، حتماً!

15:23.440 --> 15:24.950
‫اوه، یه لحظه صبر کن.

15:25.030 --> 15:25.950
‫اومدم...

15:28.780 --> 15:29.820
‫چی شده؟

15:29.910 --> 15:32.040
‫بی‌خیال! بی‌خیالِ
‫اون. در رو ببند، عزیزم!

15:32.120 --> 15:33.450
‫گفتم در رو ببند!

15:37.920 --> 15:42.000
<i><i>‫پس اون صحنه‌ای که کاتسوگورو
‫می‌ره ساحل شیبا رو حذف کرد.</i></i>

15:42.090 --> 15:44.970
<i><i>‫یعنی، این که کاملاً مشکلی ‫نداره.</i></i>

15:45.550 --> 15:47.090
<i><i>‫تا وقتی که خط اصلی داستان حفظ
‫بشه،</i></i>

15:47.180 --> 15:50.550
<i><i>‫می‌تونی همه‌چیز رو از ویژگی‌های
‫شخصیت‌ها تا پایان‌بندی تغییر بدی.</i></i>

15:50.640 --> 15:52.680
<i><i>‫اینم یه روش برای ‫نوآوریه.</i></i>

15:53.350 --> 15:54.850
<i><i>‫با این حال، توصیف ‫منظره‌ی</i></i>

15:55.850 --> 16:01.610
<i><i>‫ساحل شیبا وقتی کاتسوگورو
‫توی راهش به ساحل اونجا توقف ‫می‌کنه...</i></i>

16:01.690 --> 16:04.150
<i><i>‫این جذابیت اصلی
‫شیباهاماست.</i></i>

16:05.240 --> 16:09.360
‫اما حذف کردن تنها صحنه‌ی
‫ساحل شیبا توی شیباهاما...

16:09.450 --> 16:12.830
‫- مثل قرمه‌سبزی بدون گوشت می‌مونه.
‫- ببین چقدر عصبانی شده.

16:12.910 --> 16:15.370
<i><i>‫به هر حال، این همون سبک کاریه ‫که
‫زنشو آنی‌سان ازش متنفره.</i></i>

16:16.580 --> 16:18.330
‫خب منم درکش میکنم.

16:18.420 --> 16:21.580
‫ولی این حقیقت رو عوض نمی‌کنه که
‫اون یکی از نقاط اوج داستان رو حذف ‫کرد.

16:21.670 --> 16:23.380
‫هی، ی-یه لحظه صبر کن، عزیزم.

16:23.460 --> 16:27.380
<i><i>‫با این حال، به جای حرف زدن ‫از منظره...</i></i>

16:28.010 --> 16:31.510
تو که جایی نرفتی، نمی‌فهمی؟

16:31.590 --> 16:33.100
‫ساحل شیبا؟

16:33.180 --> 16:36.270
<i><i>‫تصمیم گرفت درباره‌ی آدما بگه.</i></i>

16:36.350 --> 16:39.270
‫من امروز صبح بیدارت کردم.
‫و به شیبا نرفتم.

16:39.350 --> 16:42.400
<i><i>‫نقطه‌ی قوت شینتا، قدرت
‫بازیگریشه.</i></i>

16:42.480 --> 16:44.020
<i><i>‫با حذف کردنِ عمدیِ یه صحنه‌ی ‫کلیدی،</i></i>

16:44.110 --> 16:47.650
<i><i>‫و اعمال دیدگاهش از شخصیت‌ها به اونها،</i></i>

16:47.740 --> 16:50.070
<i><i>‫مخاطب رو غرق داستان
‫می‌کنه.</i></i>

16:50.160 --> 16:52.820
<i><i>‫اونم روی این صحنه.</i></i>

16:53.870 --> 16:57.580
<i><i>‫صبر کن، این زن ‫شبیه...</i></i>

16:57.660 --> 16:59.790
‫- این تویی، مامان.
‫- چی؟

17:01.210 --> 17:04.590
‫بابا... داره ادای تو رو درمیاره، ‫مامان!

17:05.090 --> 17:08.340
<i><i>‫آکانه، ماساکی، می‌بینید؟</i></i>

17:10.260 --> 17:12.340
<i><i>‫از وقتی شاگردیِ استادم رو شروع ‫کردم،</i></i>

17:12.430 --> 17:14.930
<i><i>‫و خودمو غرقِ راکوگو کردم،
‫۱۳ سال می‌گذره.</i></i>

17:16.220 --> 17:19.060
<i><i>.انقدر ناموفق بودم که ترسناک بود</i></i>

17:20.640 --> 17:22.650
<i><i>‫درآمد درست‌وحسابی هم ‫نداشتم.</i></i>

17:26.900 --> 17:31.110
<i><i>‫با این حال، ماساکی هیچ‌وقت
‫بهم نگفت راکوگو رو ول کنم.</i></i>

17:32.320 --> 17:33.240
<i><i>‫و آکانه...</i></i>

17:33.820 --> 17:35.490
<i><i>‫"کسی که بهش احترام ‫می‌ذارم."</i></i>

17:35.580 --> 17:38.120
<i><i>‫کلاس پنجم، گروه ۳. آکانه ‫اوساکی.</i></i>

17:38.790 --> 17:42.370
<i><i>‫کسی که بیشتر از هر کس دیگه‌ای
‫توی دنیا بهش احترام می‌ذارم، بابامه.</i></i>

17:42.870 --> 17:46.540
<i><i>‫بابا یه راکوگوکا‌ست،
‫و توی قصه‌گویی واقعاً عالیه.</i></i>

17:46.630 --> 17:49.300
<i><i>‫اون هر روز منو می‌خندونه.</i></i>

17:49.800 --> 17:53.050
<i><i>‫رویای بابا اینه که شین‌اوچی بشه.</i></i>

17:53.550 --> 17:56.680
<i><i>‫و رویای منم اینه که
‫بابا شین‌اوچی بشه.</i></i>

17:57.640 --> 18:00.270
<i><i>‫من خیلی بابامو دوست ‫دارم.</i></i>

18:00.350 --> 18:04.480
<i><i>‫آکانه با وجود همه اینا، هنوزم
‫منو دوست داشت.</i></i>

18:07.110 --> 18:08.820
<i><i>‫می‌خوام جواب اون عشق رو بدم.</i></i>

18:09.780 --> 18:12.740
<i><i>‫به عنوان یه پدر. به عنوان یه راکوگوکا.</i></i>

18:13.240 --> 18:17.620
<i><i>‫تمام مهارت‌هایی که تا الان
‫پرورش دادم، با زندگیم و همه چیز...</i></i>

18:18.280 --> 18:20.330
<i><i>‫همه‌شو جمع می‌کنم.</i></i>

18:21.910 --> 18:25.540
<i><i>‫و امروز،‫شین‌اوچی می‌شم!</i></i>

18:29.170 --> 18:30.170
‫نه، بی‌خیال.

18:31.050 --> 18:32.760
‫نمی‌خوام به یه
‫رویای دیگه تبدیل بشه.

18:41.100 --> 18:42.680
<i><i>‫عالیه!</i></i>

18:43.690 --> 18:46.400
<i><i>‫بابا... تو خیلی باحالی!</i></i>

18:48.150 --> 18:49.650
‫سالن سایوای

18:49.730 --> 18:53.190
‫ببخشید که انقدر منتظرتون گذاشتم!

18:53.280 --> 18:55.820
‫ظاهراً نتایج آماده‌ست.

18:55.910 --> 18:58.370
‫همه‌چیز خوبه، مگه نه؟ همه‌چیز خوبه!

18:58.450 --> 18:59.280
‫ساکت باش.

19:00.080 --> 19:02.830
‫نتایج توسط آراکاوا اعلام می‌شه...

19:02.910 --> 19:05.080
‫ا-استاد ایشو! اگه ممکنه...

19:07.630 --> 19:09.340
‫آه، پس شروع شد؟

19:10.170 --> 19:12.550
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم

19:12.630 --> 19:18.970
‫که در این آزمون ارتقای شین‌اوچیِ
‫مدرسه آراکاوا شرکت کردید.

19:19.550 --> 19:24.520
‫بعد از مدت‌ها، نگاهی به کارِ
‫این جوون‌ها انداختم.

19:24.600 --> 19:26.810
‫واقعاً شوکه شدم.

19:26.900 --> 19:30.320
‫خب، کش دادنش فایده‌ای نداره،

19:30.400 --> 19:32.780
‫پس بذارید نتایج رو اعلام کنم.

19:32.860 --> 19:37.990
‫تمامی کسانی که در آزمون امروز شرکت کردن،
‫همین الان اخراج می‌شن.

19:41.990 --> 19:43.540
‫ا-اما استاد، حتماً دارید شوخی می‌کنید.

19:43.620 --> 19:48.630
،‫این مایه‌های ننگ مدرسه‌ام
‫اجراهای فوق‌العاده رقت‌انگیزی داشتن.

19:48.710 --> 19:50.290
‫بابتش عذر می‌خوام.

19:56.970 --> 19:59.260
‫خیلی خب، اینم از این.

19:59.340 --> 20:00.180
‫همین.

20:00.260 --> 20:03.350
‫اوه! ص-صبر کنید، استاد!

20:03.430 --> 20:04.970
‫هی، چه اتفاقی داره می‌افته؟

20:05.060 --> 20:06.180
‫اخراج یعنی چی؟

20:06.270 --> 20:07.560
‫هی، مامان!

20:07.640 --> 20:09.350
‫صدامو می‌شنوی، مامان؟

20:09.440 --> 20:10.980
‫هی، مامان!

20:11.060 --> 20:12.270
<i><i>‫توهرو.</i></i>

20:15.070 --> 20:17.030
‫سالن سایوای

20:17.110 --> 20:17.900
‫رویداد امروزِ سالن سایوای

20:17.990 --> 20:20.320
‫گوش کن، این یعنی چی؟

20:20.410 --> 20:21.370
‫اخراج؟

20:21.450 --> 20:23.580
‫شینتا شاگرد منه!

20:24.580 --> 20:29.620
<i><i>‫بعداً، همه کسانی که اون روز
‫امتحان داده بودن ‫رسماً اخراج شدن.</i></i>

20:29.710 --> 20:31.670
‫نمی‌تونی همین‌طوری شاگرد منو
‫اخراج کنی، بدون اینکه...

20:31.750 --> 20:34.500
‫چه شاگرد بی‌کفایتی داشتی.

20:35.840 --> 20:38.720
<i><i>‫دلیل اخراج اون‌ها
‫هیچ‌وقت فاش نشد.</i></i>

20:40.550 --> 20:44.260
‫نمی‌تونی به اون چیز بگی شیباهاما.

20:48.310 --> 20:50.940
‫چی؟ منظورت اینه که واقعیه؟

20:51.440 --> 20:52.730
‫شینتا...

20:52.810 --> 20:54.770
‫شینتا آنی-سان، اینجا چه خبره؟

20:54.860 --> 20:55.940
‫فقط یه شوخیه، مگه نه؟

20:56.030 --> 20:58.950
!باید باشه. بیخیال، شینتا آنی - سان

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:02.950 --> 21:03.990
<i><i>‫اون روز...</i></i>

21:04.870 --> 21:07.500
<i><i>‫راکوگوکا، شینتا آراکاوا، ‫مرد.</i></i>

21:22.300 --> 21:23.140
<i><i>‫اون روز...</i></i>

21:24.970 --> 21:27.810
<i><i>‫راکوگوکا، شینتا آراکاوا، مرد.</i></i>

21:30.520 --> 21:31.350
<i><i>‫اما...</i></i>

21:35.440 --> 21:36.900
<i><i>‫هنوز تموم نشده.</i></i>

21:48.620 --> 21:49.620
<i><i>‫در واقع...</i></i>

21:51.500 --> 21:53.540
<i><i>‫اون روزی بود که شروع ‫شد.</i></i>

21:59.960 --> 22:01.880
<i><i>‫داستان من!</i></i>

23:36.190 --> 23:37.940
‫قسمت بعد
‫اولین اجرا

23:38.810 --> 23:40.310
<i><i>‫گپ و گفت آکانه!</i></i>

23:44.400 --> 23:46.280
‫بابا! خب، یه سوال دارم!

23:46.360 --> 23:48.110
‫حتماً، چیه؟

23:48.200 --> 23:50.910
چرا به راکوگو می‌گن راکوگو؟

23:50.990 --> 23:53.870
‫خب، چون... می‌دونی که راکوگو
‫یه "پایان بند" یا به عبارتی

23:53.950 --> 23:55.790
یه "نکته طنز پایانی" داره؟

23:55.870 --> 23:58.330
.‫قبلاً بهش "اوتوشی - باناشی" می‌گفتن

23:58.420 --> 24:01.290
‫می‌گن این اسم کوتاه شده
‫و شده "راکوگو"

24:01.380 --> 24:02.590
عه؟

24:02.670 --> 24:04.590
‫باشه، یه سوال دیگه دارم!

24:04.670 --> 24:08.630
‫پاهات از نشستن طولانی
‫خواب نمی‌ره؟

24:08.720 --> 24:11.260
‫خب، اگه فقط می‌نشستم
‫حتماً خواب می‌رفت،

24:11.350 --> 24:14.220
‫اما موقع اجرای راکوگو، در حین حرف زدن
‫خیلی هم حرکت می‌کنی.

24:14.310 --> 24:17.230
‫واسه همین اون‌قدر پاهات خواب نمی‌ره
‫که نتونی بلند شی.

24:17.310 --> 24:18.520
‫فهمیدم.

24:18.600 --> 24:19.690
!عاه، اجازه

24:19.770 --> 24:21.310
‫بله، آکانه - سان؟

24:21.400 --> 24:23.690
‫چرا وسط اجرا
‫هائوری‌ت رو درمیاری؟

24:23.770 --> 24:24.860
‫اگه قراره زود درش بیاری،

24:24.940 --> 24:26.900
‫خب از همون ‫اول نپوشش.

24:26.990 --> 24:31.070
‫بهتره وقتی جلوی تماشاچی ظاهر می‌شی
‫لباس مرتبی پوشیده باشی.

24:31.160 --> 24:34.580
‫واسه همین وقتی آماده‌ای بری سر اصل مطلب،
‫درش میاری.

24:34.660 --> 24:38.370
‫البته قانون سفت و سختی هم نیست که
‫کی باید درش بیاری.

24:38.460 --> 24:41.540
‫اوه؟ دلم می‌خواد خودم امتحانش کنم!

24:41.630 --> 24:43.460
‫اولش کلی ازشون می‌پوشم،

24:43.540 --> 24:45.760
‫بعد یکی‌یکی هائوری‌هام رو
‫درمیارم و می‌ندازم دور!

24:47.470 --> 24:49.340
ظاهراً جمع و جور کردنش
.بعد اجرا داستان باشه
