WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.460 --> 00:05.760
<i>‫من ماریا آنوواتزیم، معروف به میمی
‫قرار بود وارث خاندانم بشم</i>

00:05.760 --> 00:08.880
<i>‫تا اینکه برادرم به دنیا اومد و از اون
‫مسئولیت خلاص شدم</i>

00:08.880 --> 00:13.800
<i>‫خلاصه، با اینکه به سن ازدواج رسیدم
‫هنوز کسی رو پیدا نکردم</i>

00:13.800 --> 00:15.810
<i>‫برای همین از فامیل دورمون
‫خانواده‌ی آمتیس، کمک خواستم</i>

00:15.810 --> 00:18.520
<i>‫تا برای تحصیل به قلمروی روبینی بیام
‫.ولی..</i>

00:18.520 --> 00:22.400
‫من، رناتو دی روبینی
‫شاهزاده‌ی اول پادشاهی روبینی

00:22.400 --> 00:26.400
‫از همین لحظه نامزدیمون رو به‌هم می‌زنم

00:31.240 --> 00:34.580
‫.اولین کاری که باید بکنی..

00:34.580 --> 00:36.730
‫بری برای خودت یه عینک بخری!

00:42.540 --> 00:43.650
‫اعلی‌حضرت!

00:43.650 --> 00:44.360
‫بابا!

00:44.360 --> 00:45.220
‫حالتون خوبه؟

00:45.220 --> 00:46.120
‫یکی دکتر خبر کنه!

00:46.120 --> 00:47.060
‫سرورم!

01:00.300 --> 01:08.560
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

02:18.010 --> 02:23.020
:قسمت 2

02:18.010 --> 02:23.020
ماجرای برگردوندن اونی که زده بود زیر همه چی

02:25.040 --> 02:27.350
‫عجب مهمونی‌ بود

02:27.350 --> 02:30.020
‫از صمیم قلب معذرت می‌خوایم

02:30.020 --> 02:33.760
‫به‌عنوان دستیار شاهزاده رناتو
‫صمیمانه عذرخواهی می‌کنم

02:33.760 --> 02:38.680
‫دوک آمتیس رو همراه پزشک سلطنتی
‫به خونه فرستادن

02:38.680 --> 02:41.540
‫متاسفم که باعث دردسرتون شدیم

02:41.540 --> 02:44.660
‫لازم نیست انقدر عذرخواهی کنی

02:44.660 --> 02:45.620
‫اعلی‌حضرت!

02:44.660 --> 02:45.620
‫برادر!

02:46.850 --> 02:53.130
‫م…من واقعا بابت اتفاقی که افتاد
‫متاسفم

02:53.130 --> 02:57.680
‫اگه واقعا پشیمونی، برام کافیه

02:57.680 --> 03:02.880
‫لطفا اجازه بدین بعدا یه عذرخواهی رسمی کنیم

03:03.540 --> 03:06.190
‫سر در نمیارم چه اتفاقی افتاد

03:06.190 --> 03:13.020
‫حتما شاهزاده رناتو از کاری که کرده
‫پشیمونه

03:13.500 --> 03:14.810
‫.ظاهرا..

03:15.780 --> 03:20.090
‫این اتفاق ممکنه ولیعهد شدنش رو عقب بندازه

03:20.090 --> 03:22.040
‫آیدا، خودت خوبی؟

03:22.040 --> 03:26.970
‫مگه قرار نبود امروز نامزدیتون رو اعلام کنین؟

03:29.720 --> 03:35.130
‫شاهزاده رناتو از همون اول
‫نمی‌خواست باهام نامزد کنه

03:35.130 --> 03:36.130
‫چی؟

03:37.550 --> 03:41.780
‫راستش خودمم منتظر بودم
‫یه روزی این رابطه رو تموم کنه

03:41.780 --> 03:43.390
‫لازم نیست نگرانم باشی

03:43.390 --> 03:45.300
‫نمی‌خواسته؟

03:45.300 --> 03:48.770
‫ولی بازم دلیل نمی‌شه اون حرف‌ها رو
‫وسط مهمونی بزنه

03:48.770 --> 03:52.860
‫ضمنا هیچوقت الئونورا یا هر اسم مزخرف دیگه ای که
‫داره رو اذیت نکردی

03:48.770 --> 03:56.650
‫تق تق تق

03:52.860 --> 03:56.600
‫بهتر از هرکسی می‌دونم هیچوقت
‫همچین کاری نمی‌کنی

03:56.600 --> 03:59.280
‫اصلا کی می‌تونه نامزدش رو با یه دختر
‫دیگه اشتباه بگیره؟

03:59.980 --> 04:02.680
‫چون خیلی کم همدیگه رو می‌دیدیم

04:02.680 --> 04:06.470
‫یعنی جوری که دیگه نمی‌شناختت؟
‫باورم نمی‌شه

04:07.430 --> 04:08.690
‫.ولی میمی..

04:09.930 --> 04:12.760
‫زیادی از شاهزاده رناتو دلخور نباش

04:12.760 --> 04:16.120
‫اون خیلی باهوش و بافکره

04:16.120 --> 04:20.840
‫.باهوشه؟ بعیده..
‫باشه، حالا که نمی‌خوای کاری به کارش ندارم

04:20.840 --> 04:21.930
‫ممنونم

04:21.930 --> 04:24.350
‫راستش بیشتر نگران توام

04:24.350 --> 04:25.510
‫من؟

04:25.510 --> 04:29.030
‫امروز توجه همه رو به خودت جلب کردی

04:29.030 --> 04:33.150
‫امیدوارم توی پیدا کردن خواستگار تاثیر نذاره

04:34.400 --> 04:41.090
‫اومدم اینجا شوهر پیدا کنم
‫چون تو کشور خودم کسی محلم نمی‌ذاشت

04:34.400 --> 04:50.790
‫درسته

04:34.400 --> 04:50.790
‫درسته

04:41.090 --> 04:44.750
‫از اون بدتر، وقتی نامزد طرف نبودم
‫بازم جوابم کردن

04:44.750 --> 04:46.270
‫چه آبروریزی شد

04:46.270 --> 04:50.790
‫الان تبدیل شدم به یه بانوی بی‌آبرو و افتضاح

04:50.790 --> 04:53.770
‫فکر نکنم مردم دیگه تا این حد پیش برن

04:53.770 --> 04:55.960
‫وای نه، دوباره هرچی فکر کردم و به زبون آوردم

04:55.960 --> 04:59.600
‫مطمئنم شاهزاده رناتو
‫همه چی رو درست می‌کنه

04:59.600 --> 05:02.390
‫خودمم می‌خوام سوءتفاهم‌ها رفع بشه

05:02.390 --> 05:03.470
‫ممنونم

05:03.470 --> 05:06.180
‫جدی می‌گم، اون شاهزاده‌ی احمق
‫زد همه‌چی رو خراب کرد

05:04.300 --> 05:09.220
‫همه‌ی زن‌ها از نظرم شبیه همن

05:04.670 --> 05:07.970
‫همه‌ی زنا شبیه همن

05:06.180 --> 05:09.230
‫دفعه‌ی بعد که دیدمش
‫می‌زنم لهش می‌کنم

05:09.230 --> 05:10.560
‫ببخشید!

05:10.560 --> 05:12.250
‫این کارو نکن

05:13.950 --> 05:18.510
‫ولی در مقایسه با شاهزاده رناتو
‫شاهزاده پلاسیدو آدم خوبیه

05:19.160 --> 05:23.200
‫اون روز که تک و تنها بودم
‫اومد باهام حرف زد

05:23.200 --> 05:27.490
‫امروزم با اینکه مقصر نبود
‫کلی عذرخواهی کرد

05:27.490 --> 05:28.860
‫راست می‌گی

05:28.860 --> 05:32.040
‫تو و شاهزاده پلاسیدو باهم صمیمی هستین، درسته؟

05:32.040 --> 05:38.670
‫چون از بچگی همدیگه رو می‌شناسیم
‫می‌شه گفت دوستای قدیمی هستیم

05:38.670 --> 05:43.700
‫جدی؟ به نظرم زوج خیلی خوبی
‫می‌شین

05:48.420 --> 05:53.230
<i>‫یعنی آیدا از شاهزاده پلاسیدو
‫خوشش میاد؟</i>

05:53.230 --> 05:55.780
<i>‫.صبر کن..
‫—پس یعنی اون شاهزاده‌ی عوضی</i>

05:55.780 --> 06:00.820
<i>‫منظورم اینه که به‌هم خوردن نامزدی
‫شاهزاده رناتو، اتفاق خوبیه؟</i>

06:01.220 --> 06:05.200
<i>‫ولی این به آبروی آیدا لطمه نمی‌زنه؟</i>

06:05.200 --> 06:07.930
<i>‫اما اگه نامزدیشون به‌هم نخوره، اون‌وقت...</i>

06:07.930 --> 06:11.100
<i>‫یعنی اون دوباره نامزد شاهزاده رناتو می‌شه و...</i>

06:14.690 --> 06:16.740
‫بی‌خیال، من می‌رم بخوابم.

06:17.140 --> 06:18.720
‫شب‌ بخیر

06:21.020 --> 06:22.760
‫معذرت می‌خوام

06:22.760 --> 06:25.340
‫لطفا یه کم دیگه منتظر بمونین

06:25.340 --> 06:29.780
‫شاهزاده رناتو به‌محض اینکه کارشون
‫تموم بشه میان

06:30.680 --> 06:33.930
<i>‫باورم نمی‌شه دعوتم کرده ببینتم</i>

06:33.930 --> 06:37.490
<i>‫اینجا قطعا سالن پذیراییشونه</i>

06:37.490 --> 06:39.440
<i>‫خودش اندازه‌ی یه قصر کامله</i>

06:40.290 --> 06:42.790
<i>‫.وای ببین عجب بویی داره..</i>

06:43.520 --> 06:46.050
<i>‫.شیرینی خامه‌ای..</i>

06:46.050 --> 06:49.250
<i>‫حتما سرآشپز شخصیشونم درجه‌یکه</i>

06:51.100 --> 06:55.010
‫ببخشید که منتظر گذاشتمتون
‫بانو آنوواتزی

06:55.000 --> 06:56.000
‫لبخند

06:55.000 --> 06:56.000
‫لبخند

06:56.170 --> 06:57.150
‫مشکلی نیست

06:57.150 --> 06:59.840
<i>‫اسمم رو یادش مونده</i>

06:59.840 --> 07:02.020
<i>‫اکثرا اشتباه می‌گن</i>

07:02.020 --> 07:03.580
‫اجازه هست بشینم؟

07:03.580 --> 07:05.220
‫بفرمایین

07:05.220 --> 07:09.630
<i>‫داره سعی می‌کنه عذرخواهی کنه</i>

07:10.560 --> 07:12.980
‫بابت اشتباهی که کردم معذرت می‌خوام

07:12.980 --> 07:16.920
‫پلاسیدو بهم گفت چرا اومدی
‫خارج از کشور درس بخونی

07:16.920 --> 07:22.070
‫صمیمانه متاسفم که به آبرو و
‫موقعیت اجتماعیت لطمه زدم

07:22.070 --> 07:26.280
‫اگه واقعا متاسفین یه گزینه‌ی خوب
‫برای ازدواج بهم معرفی کنین

07:26.280 --> 07:28.540
‫گزینه‌ی خوب؟
‫باشه، بهش فکر می‌کنم

07:28.540 --> 07:30.490
‫بازم بلند فکر کردم

07:30.820 --> 07:33.560
‫نگران نباشین، بانو آنوواتزی

07:33.560 --> 07:36.250
‫م… معذرت می‌خوام

07:36.250 --> 07:39.080
‫آنوواتزی تلفظ سختیه، نه؟

07:39.080 --> 07:42.960
‫می‌تونین صدام کنین ماریا
‫یا میمی، هرجور دوست دارین

07:42.960 --> 07:45.710
‫ممنونم، بانو ماریا

07:46.250 --> 07:51.660
‫شاید آیدا بهتون گفته باشه
‫ولی من مدتیه ازش دور شدم

07:51.660 --> 07:52.720
‫بله

07:52.720 --> 07:57.730
‫این مدت از پلاسیدو می‌خواستم همراهیش کنه
‫و خودم خیلی کم می‌دیدمش

07:57.730 --> 08:01.930
‫برای همین حتی نمی‌دونستم
‫بانو آیدا چه شکلی شده

08:01.930 --> 08:05.760
‫چرا نمی‌خواستین ببینینش؟

08:05.760 --> 08:09.610
‫شنیدم از بچگی همدیگه رو می‌شناختین

08:09.610 --> 08:13.290
‫آره، برای همین رنگ موهاش یادم بود

08:13.290 --> 08:15.620
‫و با تو اشتباهش گرفتم

08:15.620 --> 08:19.530
‫کم پیش میاد کسی موهای طلایی
‫به این قشنگی داشته باشه

08:19.530 --> 08:20.980
‫م…ممنونم

08:22.020 --> 08:26.590
‫ولی چرا اون کارو کردین؟

08:26.590 --> 08:31.410
‫اونجا یه مراسم عمومی بود
‫و جشن فارغ‌التحصیلیتون

08:31.410 --> 08:35.720
‫شما که انقدر باهوشین باید می‌دونستین
‫چی می‌شه

08:37.720 --> 08:40.660
‫ممکنه دیگه ولیعهد نشین

08:40.660 --> 08:43.220
‫به این فکر نکرده بودین؟

08:44.690 --> 08:49.700
‫فکر می‌کردم اگه ولیعهد نشم
‫همه‌چی بهتر پیش می‌ره

08:49.700 --> 08:51.070
‫چی؟

08:51.610 --> 08:54.830
‫حالا که تا اینجا گفتی
‫بقیه‌اش رو هم بگو دیگه‌

08:54.830 --> 08:56.560
‫به هیچکس نمی‌گم

08:56.560 --> 08:59.740
‫البته بستگی داره چی بگین

09:01.210 --> 09:02.960
‫آآ، وایسا ببینم

09:06.700 --> 09:09.210
‫بیا، آروم توی گوشم بگو

09:09.210 --> 09:13.470
‫من که اهل این کشور نیستم
‫و یه روزم می‌رم

09:16.530 --> 09:18.350
‫حالا دلت می‌خواد بگی؟

09:19.360 --> 09:20.680
‫.حقیقت اینه که..

09:20.680 --> 09:23.870
‫پلاسیدو عاشق بانو آیداست

09:23.870 --> 09:25.280
‫چی؟

09:25.810 --> 09:30.480
‫صبر کن، یعنی آیدا و شاهزاده پلاسیدو
‫عاشق همدیگه شدن؟

09:30.480 --> 09:33.130
‫باید به شاهزاده رناتو بگم؟

09:33.130 --> 09:37.040
‫نه، این راز آیداست

09:37.040 --> 09:38.340
‫اوه، ولی...

09:38.930 --> 09:40.640
‫خواهش می‌کنم، به کسی چیزی نگو.

09:41.720 --> 09:47.250
‫خوندنِ دستش خیلی راحته. اون از وقتی بچه بودیم عاشقشه.

09:47.640 --> 09:53.570
‫اما پدر بانو آیدا اصرار داره که دخترش با ولیعهد ازدواج کنه.

09:54.240 --> 09:55.760
‫اوه...

09:55.760 --> 10:01.120
‫پس اگه ولیعهد نشم، پلاسیدو که
‫پسر دومه ولیعهد می‌شه

10:01.120 --> 10:04.980
‫فکر می‌کردم اینجوری
‫همه‌چی حل می‌شه

10:04.980 --> 10:08.980
<i>‫چیشد؟ این یارو انگار آدم خوبیه</i>

10:08.980 --> 10:12.480
‫ولی یه اشتباه بزرگ کردم

10:12.480 --> 10:15.650
‫پای شما رو کشیدم وسط ماجرا

10:15.650 --> 10:19.240
‫اعلی‌حضرت، می‌خواین جبران کنین درسته؟

10:19.240 --> 10:20.830
‫معلومه

10:20.830 --> 10:23.330
‫پس بی‌خیال پیدا کردن گزینه‌ی مناسب بشین

10:23.330 --> 10:25.350
‫به جاش یه غذای خوشمزه مهمونم کنین

10:25.350 --> 10:27.260
‫غذای خوشمزه می‌خوای؟

10:25.710 --> 10:27.830
‫مات...

10:25.710 --> 10:27.830
‫مات...

10:28.940 --> 10:31.320
‫چی اومد توی ذهنتون

10:31.320 --> 10:34.760
‫استیک‌های رستوران مالوار

10:34.760 --> 10:37.150
‫استیک، عالیه!

10:34.760 --> 10:36.010
‫درخشش

10:34.760 --> 10:36.010
‫درخشش

10:37.150 --> 10:38.650
‫بریم حسابی بخوریم!

10:39.100 --> 10:42.720
‫تا بریم و برسیم به استیکمون
‫یه فکری به حال بی‌خوابیت بکن

10:42.720 --> 10:44.430
‫زیر چشمات گود افتاده

10:44.860 --> 10:49.410
‫درسته، خیلی سرم شلوغه
‫و مشکل بی‌خوابی دارم

10:49.410 --> 10:51.860
‫من که توی سه ثانیه خوابم می‌بره

10:51.860 --> 10:53.870
‫خوش به حالت

10:54.780 --> 10:56.570
‫.پس، به عنوان هدیه..

10:57.410 --> 11:00.670
‫آهنگ شمارش ضربات خاندان آنوواتزی
‫رو یادتون می‌دم

11:01.580 --> 11:02.370
‫یک!

11:02.370 --> 11:04.580
‫دو، سه، چهار!

11:04.580 --> 11:06.710
‫پنج، شش، هفت!

11:06.710 --> 11:09.000
‫هشت، نه!

11:09.000 --> 11:10.110
‫ده!

11:12.460 --> 11:14.550
‫مات...

11:12.460 --> 11:14.550
‫مات...

11:16.460 --> 11:19.640
‫قبل خواب کاری که الان کردم
‫رو یادتون بیاد

11:19.640 --> 11:20.640
‫چی؟

11:20.640 --> 11:23.280
‫هر وقت برای برادر کوچیکترم این کارو می‌کنم

11:23.280 --> 11:25.730
‫می‌خنده و راحت می‌خوابه

11:25.730 --> 11:27.860
‫مطمئنم به خواب شما هم کمک می‌کنه

11:27.860 --> 11:29.020
‫برادر کوچیکترت؟

11:29.020 --> 11:31.810
‫آره، امسال چهارسالش می‌شه

11:31.810 --> 11:33.730
‫اسمش تئودوریکوئه

11:37.160 --> 11:39.700
‫داری باهام مثل داداش کوچولوت رفتار می‌کنی؟

11:40.110 --> 11:42.450
‫تئو اینو هم دوست داره

11:40.450 --> 11:40.950
<i>‫کنار رفتن</i>

11:42.450 --> 11:43.880
‫و اینو

11:42.450 --> 11:42.950
<i>‫کنار رفتن</i>

11:43.870 --> 11:44.370
<i>‫کنار رفتن</i>

11:43.880 --> 11:44.720
‫این یکی چطوره؟

11:44.720 --> 11:45.920
‫خواهش می‌کنم، بسه دیگه

11:45.920 --> 11:50.060
‫تسلیم، تسلیم از بس خندیدم  دیگه
‫جون ندارم

11:50.060 --> 11:52.060
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم

11:52.060 --> 11:55.010
‫گرسنگی و بی‌خوابی
‫دشمن بشریتن

11:55.390 --> 11:58.280
‫پس خوب استراحت کنین، اعلی‌حضرت

11:58.280 --> 11:59.810
‫سعیم رو می‌کنم

12:02.820 --> 12:07.520
‫قبل خواب به صورتت فکر می‌کنم
‫تا خوابم ببره

12:11.280 --> 12:14.680
‫آیدا راست می‌گفت که باهوشه

12:14.680 --> 12:17.740
‫هوای شاهزاده پلاسیدو رو خیلی داره

12:23.150 --> 12:25.040
‫دزد کوچولوی موذی

12:25.030 --> 12:33.040
‫همیشه یه گزینه خوب پیدا می‌شه!

12:34.060 --> 12:35.800
‫وای، چه عالی به نظر می‌رسه

12:35.800 --> 12:38.360
‫بی‌دلیل نبود اینجا رو پیشنهاد دادین

12:38.360 --> 12:40.260
‫هرچقدر دوست داری بخور

12:40.260 --> 12:43.340
‫باشه، ممنونم بابت غذا

12:44.640 --> 12:46.470
‫وای، چقدر خوشمزه‌ست!

12:46.470 --> 12:47.890
‫خوشحالم خوشت اومده

12:47.890 --> 12:50.730
‫می‌ترسیدم خوشت نیاد، اونموقع نمی‌دونستم
‫چیکار کنم

12:50.730 --> 12:53.010
‫معلومه که خوشم اومده

12:53.010 --> 12:55.480
‫مطمئنی مشکلی با هزینه‌اش نداری؟

12:55.480 --> 12:58.140
‫می‌خوای دُنگی بدیم؟

12:58.140 --> 13:02.320
‫امروز مهمون منی، می‌خوام بابت اون آهنگ
‫ازت تشکر کنم

13:02.320 --> 13:03.450
‫تشکر؟

13:03.450 --> 13:08.960
‫هر بار آهنگ شمارشت رو یادم میاد
‫حس خوبی بهم دست می‌ده

13:08.960 --> 13:10.960
‫خیلی وقته یه خواب راحت نداشتم

13:10.960 --> 13:12.040
‫چی؟

13:11.080 --> 13:12.040
‫قولوپ...

13:17.970 --> 13:19.970
‫عالی بود

13:19.970 --> 13:23.390
‫خیلی وقت بود از یه غذا انقدر لذت نبرده بودم

13:23.390 --> 13:27.760
‫مراسم ولیعد شدنتون رو
‫عقب انداختن، نه؟

13:27.760 --> 13:32.890
‫راستش برام مهم نیست عزل بشم یا نه

13:32.890 --> 13:34.100
‫چی؟

13:35.040 --> 13:35.920
‫اعلی‌حضرت

13:38.860 --> 13:42.180
‫بانو ماریا، باید منو ببخشید
‫یه کار فوری پیش اومده

13:42.180 --> 13:45.660
‫نمی‌تونم تا خونه همراهیتون کنم
‫ولی یه کالسکه براتون گرفتم

13:45.660 --> 13:49.340
‫همینم عالیه، اگه نبود باید تا خونه می‌دوییدم

13:52.160 --> 13:55.340
‫اوه، این همون کالسکه‌ای نیست
‫که باهاش اومدیم

14:00.320 --> 14:04.480
‫باید احساس شاهزاده پلاسیدو رو به آیدا بگم؟

14:04.480 --> 14:08.010
‫یه‌جورایی حس بدی دارم
‫که فقط یه ناهار مهمونم کرد

14:08.010 --> 14:10.800
‫ولی گفت به کسی نگم

14:13.600 --> 14:17.910
‫چرا وقتی پای بقیه وسطه
‫همه‌چی پیچیده می‌شه؟

14:18.470 --> 14:19.440
‫ها؟

14:19.440 --> 14:23.400
‫کجام؟

14:30.580 --> 14:31.330
‫پیاده شو

14:31.330 --> 14:33.750
‫بهم دستور نده

14:35.830 --> 14:37.490
‫نفهمیدی دزدیدنت؟

14:37.490 --> 14:41.590
‫چه احمقی هستی، ماریا آنوبدی!

14:41.590 --> 14:46.340
‫آنوواتزیه، شاهزاده رناتو درست تلفظش می‌کنه

14:46.340 --> 14:50.390
‫تو اعصاب‌خوردکن‌ترین دختری هستی که دیدم
‫بی‌ملاحظه و مزخرف

14:50.390 --> 14:54.940
‫خواهرامم همیشه می‌گن
‫باید باوقارتر رفتار کنم

14:54.940 --> 14:59.160
‫خب، کاری باهام داشتین
‫بانو الئونورا کاسیاری؟

14:59.160 --> 15:04.190
‫مشخصه که دارم، اگه نداشتم که
‫اصلا نمیومدم سمتت

15:04.190 --> 15:07.340
‫داشتم شاهزاده رناتو رو شیفته‌ی خودم می‌کردم

15:07.340 --> 15:13.400
‫ولی اون فقط به پدرم اهمیت می‌ده
‫اینکه با کی ملاقات کرده و کجا رفته

15:13.400 --> 15:14.370
‫.که اینطور..

15:14.370 --> 15:17.720
‫نتیجه‌‌اش این شد که، پولشویی پدرم
‫لو رفت و دستگیر شد

15:17.720 --> 15:18.920
‫پولشویی کرده؟

15:18.920 --> 15:20.840
‫به تو ربطی نداره

15:20.840 --> 15:22.130
‫باشه خب

15:22.130 --> 15:27.050
‫برای همین شاهزاده رناتو گذاشته دنبالش راه بیفتی
‫تا از کارای پدرت سر در بیاره

15:27.050 --> 15:28.830
‫کی دنبالش راه افتاده؟

15:28.830 --> 15:32.980
‫اون به خاطر شاهزاده پلاسیدو
‫به آیدا بی‌محلی می‌کرد

15:32.980 --> 15:36.420
‫و وقتش رو گذاشت دختر بارون رو
‫تخلیه‌ی اطلاعاتی کنه

15:36.420 --> 15:39.160
‫همه‌ی اینکارا رو برای کشورش کرده

15:39.160 --> 15:41.020
‫حالا گوش بده ببین چی می‌گم

15:41.020 --> 15:42.910
‫نه، تو گوش کن ببین چی می‌گم

15:42.910 --> 15:46.440
‫دست از نقشه کشیدن بردار و مثل آدم زندگی کن

15:46.820 --> 15:48.380
‫خفه شو، مگه احمقی؟!

15:49.060 --> 15:51.200
‫باید یه نامه برای اعلی‌حضرت بنویسی

15:51.200 --> 15:51.780
‫چی؟

15:51.780 --> 15:53.950
‫.اگه ننویسی..

15:55.450 --> 15:57.900
‫اصلا چی باید بنویسم؟

15:57.900 --> 15:59.650
‫بابت استیک تشکر کنم؟

15:59.650 --> 16:01.000
‫واضحه دیگه!

16:01.000 --> 16:06.590
‫باید ازش بخوای برای زنده موندنت
‫به بارون کاسکیاری و دخترش کمک کنه

16:06.590 --> 16:07.800
‫چی؟

16:07.800 --> 16:10.690
‫از این بعد گروگان مایی، می‌خوایم از
‫مرز فرار کنیم

16:10.690 --> 16:12.030
‫نمی‌تونم این کارو بکنم

16:12.030 --> 16:15.010
‫پس یکی از انگشتات رو براش می‌فرستم

16:15.010 --> 16:16.520
‫خیلی بی‌رحم شدیا

16:16.520 --> 16:19.890
‫بانو ماریا هنوز برنگشته؟

16:19.890 --> 16:24.020
‫فکر کردم شاید شما بدونین کجا رفته

16:24.020 --> 16:27.070
‫.بعد از اینکه باهاش ناهار خوردم، من..

16:27.070 --> 16:31.490
‫عجله داشتین برگردین چون بارون کاسکیاری
‫داشت اعتراف می‌کرد

16:32.000 --> 16:34.910
‫نباید می‌ذاشتم تنها بره خونه

16:34.910 --> 16:37.680
‫خودتون رو سرزنش نکنین، اعلی‌حضرت

16:37.680 --> 16:41.500
‫الان الویتمون پیدا کردن بانو ماریاست

16:41.500 --> 16:44.560
‫درست می‌گین

16:44.920 --> 16:49.140
‫رایموندو، یه اسب آماده کن
‫می‌رم رستوران مالوار

16:49.140 --> 16:52.750
‫شاید کسی اون اطراف چیزی دیده یا شنیده باشه

16:52.750 --> 16:53.600
‫پلاسیدو

16:53.600 --> 16:54.910
‫بله، برادر

16:54.910 --> 16:56.690
‫مواظب بانو آیدا باش

16:57.660 --> 16:58.850
‫بله، حتما

17:03.150 --> 17:07.630
‫فعلا انگشتام سر جاشه
‫ولی باید چیکار کنم؟

17:12.720 --> 17:15.080
‫انگار باید فرار کنم

17:15.740 --> 17:17.040
<i>‫پوز روباهی</i>

17:18.370 --> 17:19.660
<i>‫پوز روباهی</i>

17:24.750 --> 17:27.680
‫چی شده؟
‫بگو ببینم

17:28.250 --> 17:30.810
‫یکی از پشت زد توی سرم

17:30.810 --> 17:34.090
‫چیز دیگه‌ای یادت میاد؟
‫هرچی باشه

17:34.090 --> 17:37.930
‫صدای یه کالسکه‌ی بزرگ رو شنیدم

17:38.620 --> 17:41.470
‫می‌گفتن دارن می‌رن سمت شمال

17:41.470 --> 17:42.640
‫شمال؟

17:43.620 --> 17:45.810
‫فقط یه جاده به سمت شمال می‌ره

17:45.810 --> 17:48.450
‫اگه بجنبیم، می‌تونیم بهشون برسیم

17:48.450 --> 17:49.450
‫اعلی‌حضرت!

17:49.450 --> 17:52.750
‫کالسکه رو بیارین، باید بریم دنبالش!

17:55.490 --> 17:58.430
‫فکر فرار رو از سرت بنداز بیرون

18:00.410 --> 18:01.120
‫ها؟

18:01.120 --> 18:02.120
‫اونجاست!

18:02.120 --> 18:04.540
‫حواست کجاست؟
‫برو دنبالش!

18:04.540 --> 18:05.860
‫وایسا!

18:13.380 --> 18:16.880
‫با اینکه یه بانو اشراف‌زاده‌ست ولی!
‫سرعت عمل بالایی داره

18:18.720 --> 18:20.220
‫تسلیم شدی؟

18:21.080 --> 18:23.680
‫به نفعته هرچی می‌گیم گوش کنی

18:25.480 --> 18:29.020
‫به دل نگیرین بانوی من
‫تقصیر خودتونه!

18:29.020 --> 18:30.530
‫یک!

18:30.530 --> 18:31.940
‫دو!

18:32.480 --> 18:33.950
‫سه، چهار!

18:33.950 --> 18:35.970
‫پنج، شش!

18:41.540 --> 18:43.810
‫بگیرش دیگه!

18:49.390 --> 18:52.010
<i>‫خاندان آنوواتزی یه خاندان رزمی‌کار معروفه</i>

18:52.010 --> 18:52.880
‫هفت!

18:52.880 --> 18:54.010
‫هشت!

18:54.010 --> 18:54.840
‫نه!

18:54.840 --> 18:59.640
<i>‫با اینکه کوچیک‌ترین عضو خانواده بودم
‫برای وارث شدن تربیت شدم</i>

18:59.640 --> 19:04.170
<i>‫چون از همه‌ی خواهرام قوی‌تر بودم</i>

19:04.170 --> 19:06.060
‫ده!

19:20.450 --> 19:22.700
‫وای، خیلی ترسیدم

19:22.700 --> 19:24.100
‫خوشحالم سالمی

19:24.100 --> 19:30.210
‫یه‌ دفعه بهم حمله کردن، بعد نمی‌دونم
‫چی شد بی‌هوش افتادن روی زمین

19:30.210 --> 19:33.550
‫خیلی خوب از پسشون براومدی

19:34.890 --> 19:37.010
‫از کی داشتی نگاه می‌کردی؟

19:37.010 --> 19:40.730
‫از وقتی الئونورا خواست جلوت رو بگیره و
‫فرار کردی

19:40.730 --> 19:43.510
‫همه‌چی رو دیدی، بدبخت شدم!

19:43.510 --> 19:46.650
‫زندگی اشرافیم تموم شد!

19:46.980 --> 19:48.570
‫ببریدشون

19:48.570 --> 19:49.570
‫بلند شین، راه بیفتین

19:53.060 --> 19:54.390
‫زخمی که نشدی؟

19:54.390 --> 19:55.600
‫نه

19:55.600 --> 19:56.740
‫درد داری؟

19:56.740 --> 19:58.540
‫نه، هیچ دردی ندارم

19:58.540 --> 20:00.240
‫خوبه

20:01.230 --> 20:04.950
‫اِمم، چرا رو پات نشستم؟

20:04.950 --> 20:08.370
‫الئونورا قراره توسط مقامات بازجویی بشه.

20:08.370 --> 20:11.090
‫اون رشوه هم می‌داده.

20:11.090 --> 20:12.390
‫داری نادیده‌ام می‌گیری؟

20:17.800 --> 20:20.760
‫حتماً خیلی ترسیدی. طفلکی من.

20:23.340 --> 20:27.890
<i>‫هیچکس تا حالا اینو بهم نگفته بود</i>

20:29.350 --> 20:33.160
‫ممنون که نجاتم دادین.

20:33.160 --> 20:35.310
‫من فقط کاری رو کردم که هرکس دیگه‌ای هم بود می‌کرد.

20:36.050 --> 20:37.550
‫فهمیدم.

20:37.550 --> 20:41.490
‫خب... می‌شه حالا منو بذارین زمین؟

20:41.490 --> 20:42.370
‫نه.

20:42.370 --> 20:43.030
‫تقلا

20:42.700 --> 20:44.420
‫ولی...

20:43.490 --> 20:44.320
‫تقلا

20:44.700 --> 20:45.860
‫تقلا

20:45.150 --> 20:48.370
‫چی؟ چرا نمی‌تونم از خودم دورت کنم؟

20:46.360 --> 20:47.780
‫تقلا

20:47.780 --> 20:48.370
‫تقلا

20:49.470 --> 20:52.130
‫منم می‌تونم بهت بگم میمی؟

20:52.130 --> 20:56.130
‫چی؟ آره، البته، ولی...

20:56.130 --> 21:00.450
‫یادته گفتم فکر کردن به صورتت
‫باعث می‌شه خوابم ببره؟

21:01.210 --> 21:02.550
‫راست گفتم

21:03.410 --> 21:07.370
‫خیلی وقته نتونستم مسئولیت‌های
‫ولیعهدی، حکومت و اقتصاد رو

21:07.370 --> 21:11.770
‫برای یه لحظه فراموش کنم و آروم باشم

21:11.770 --> 21:15.940
‫ولی بلاخره اون مه از جلوی چشمام کنار رفته

21:17.970 --> 21:21.160
‫انگار بهت الهام غیبی شده

21:20.000 --> 21:32.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:20.000 --> 21:32.000
Nakisa\h:مترجم

21:20.000 --> 21:32.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:21.160 --> 21:24.390
‫شاید واقعا شده

21:25.610 --> 21:26.420
‫میمی

21:28.580 --> 21:30.850
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

21:33.280 --> 21:34.300
‫چی؟

23:05.010 --> 23:07.720
‫چ…چی گفتین؟

23:07.720 --> 23:10.430
‫گفتم برات یه خواستگار درست‌وحسابی پیدا می‌کنم

23:11.100 --> 23:14.430
‫دیگه بهتر از شاهزاده رناتو مگه داریم؟

23:14.430 --> 23:15.870
‫از کی اونجایی؟

23:15.870 --> 23:16.680
‫از اولش

23:16.680 --> 23:19.230
‫نه نبودی، اصلا نبودی!

23:19.230 --> 23:20.010
‫بودم

23:20.010 --> 23:20.700
‫نبودی!

23:20.700 --> 23:21.560
‫بودم

23:21.560 --> 23:22.490
‫من که ندیدمت!

23:22.490 --> 23:23.100
‫همینجا بودم

23:23.100 --> 23:24.390
‫ولی ندیدمت!

23:27.030 --> 23:30.230
‫توی خاندانمون همون اندازه‌ که به هنرهای رزمی اهمیت می‌دن، روی تموم کردن غذا هم تأکید دارن

23:30.230 --> 23:34.040
‫:برای همین همه بهم می‌گن
‫وای، کی غذاتو تموم کردی؟
‫کاملا بشقاب رو برق انداختی

23:34.040 --> 23:37.070
‫یعنی واقعاً انقدر تند غذا می‌خورم؟
‫همین چند روز پیش آیدا گفت...

23:35.040 --> 23:40.040
:قسمت بعد

23:35.040 --> 23:40.040
‫ماجرای تبدیل شدنم به یک بانوی واقعی

23:37.070 --> 23:40.000
‫وای، باز هم بلند فکر کردم.
