WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:01.350 --> 00:06.560
<i>‫درباره‌ی سرنوشت اون دختر گمشده
‫کنجکاو بودم</i>

00:06.560 --> 00:09.330
<i>‫برای همین یه سری به روستای ناوارو زدیم</i>

00:09.880 --> 00:13.640
<i>‫شنیدیم کنت ناردی، حاکم اونجا مشکوکه</i>

00:13.640 --> 00:16.890
<i>‫برای همین یواشکی رفتیم توی
‫عمارتش دنبال دختره بگردیم</i>

00:16.890 --> 00:21.270
<i>‫موفق شدیم بانو ورونیکا رو پیدا کنیم
‫.ولی..</i>

00:21.770 --> 00:24.700
<i>‫راهزن‌ها به انبار حمله کردن.</i>

00:24.700 --> 00:28.530
<i>‫ولی نگران نباش. 
‫زدیم لت‌وپارشون کردیم.</i>

00:29.700 --> 00:35.950
<i>‫شاهزاده رناتو یه شماره ۳۸ عالی اجرا کرد 
‫و فعلاً قضیه حل شد.</i>

00:49.290 --> 00:57.550
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

02:07.000 --> 02:12.010
‫‫‫‫‫‫‫قسمت 8:

02:07.000 --> 02:12.010
‫‫‫‫‫‫‫قرار یواشکیِ کسی که از دست رفت

02:14.800 --> 02:16.760
‫می‌تونی بفهمی دارن راجع به چی حرف می‌زنن؟

02:16.760 --> 02:18.970
‫نه، صداشون رو نمی‌شنوم.

02:18.970 --> 02:22.680
‫چهره‌ی ولیعهد می‌ترسونتم

02:24.210 --> 02:26.650
‫قراره چه بلایی سرمون بیاد؟

02:27.510 --> 02:33.250
‫مـ… ممنونم بابت کمکتون

02:33.250 --> 02:36.070
‫با کمک شما تونستیم راهزن‌ها رو بگیریم

02:36.990 --> 02:42.360
‫بابت دردسری که درست شد
‫معذرت می‌خوام

02:44.050 --> 02:46.940
‫دلیلی برای «دزدیدن» اون داشتی، مگه نه؟

02:47.350 --> 02:49.170
‫فقط خوشحالم که همه سالمن.

02:50.390 --> 02:55.500
‫با این حال، واقعیت اینه که
‫مجبور شدم تعدادی از افرادم رو بسیج کنم.

02:57.110 --> 03:00.100
‫آماده‌ام هر مجازاتی رو بپذیرم.

03:00.100 --> 03:01.290
‫اما...

03:01.290 --> 03:04.060
‫اعلی‌حضرت حق با شماست

03:04.060 --> 03:08.350
‫شاید بهتر باشه اول بانو ماریا ازشون بابت
‫ورود غیرقانونیشون عذرخواهی کنه

03:08.350 --> 03:10.620
‫لرد رایموندو!

03:10.620 --> 03:11.690
‫راست می‌گه!

03:11.690 --> 03:13.070
‫تو چرا باهاش هم نظری؟

03:11.690 --> 03:13.070
‫شوکه

03:11.690 --> 03:13.070
‫شوکه

03:13.070 --> 03:15.620
‫یه سلاح سردم داشتی که

03:15.620 --> 03:17.490
‫این برای دفاع از خودمه

03:17.900 --> 03:21.830
‫پس چرا تا رسیدی، سربازای بدبخت رو
‫ناکارشون کردی

03:21.830 --> 03:24.560
‫دلیل موجه داشتم

03:24.560 --> 03:25.830
‫چه دلیلی؟

03:25.830 --> 03:27.790
‫واااااای

03:25.830 --> 03:27.790
‫واااااای

03:26.860 --> 03:28.240
‫ببخشید!

03:28.240 --> 03:30.700
‫هر کاری بگین می‌کنم، فقط ببخشینم!

03:30.700 --> 03:31.760
‫هر کاری؟

03:31.760 --> 03:33.350
‫گفتی هر کاری می‌کنی دیگه، درسته؟

03:33.350 --> 03:34.250
‫چی؟

03:34.250 --> 03:35.750
‫رایموندو، دیدی چی گفت؟

03:35.750 --> 03:36.920
‫بله، قربان

03:36.920 --> 03:39.550
‫یعنی چی؟
‫دارین می‌ترسونینم!

03:39.550 --> 03:42.430
‫ایشون دزدکی وارد نشده

03:42.730 --> 03:47.270
‫مادربزرگم بانو ماریا رو راه داده

03:47.710 --> 03:51.810
‫بانو ماریا بهم شهامت داد با
‫راهزنا روبه‌رو بشم

03:53.090 --> 03:56.530
‫اتفاقا ازشون ممنونم
‫لازم به هیچ عذرخواهی نیست!

03:56.530 --> 03:59.450
‫ممنونم، لرد هوگو

03:59.450 --> 04:05.250
‫پس حله، بابت این ماجرا
‫بازخواست نمی‌شی

04:05.250 --> 04:10.030
‫قضیه‌ی کنت وزنتینی که باعث همه‌ی
‫این ماجراها بود، حل شده

04:10.030 --> 04:12.210
‫چی؟ از کجا می‌دونین؟

04:13.030 --> 04:15.150
‫اجازه بدین توضیح بدم

04:15.150 --> 04:20.550
‫اول از همه، قصر مورد حمله‌های
‫متوالی راهزنا قرار گرفت

04:20.550 --> 04:25.600
‫توی مسیر روستای ناوارو، تحقیقاتی
‫انجام دادیم

04:25.600 --> 04:32.200
‫فهمیدیم که کنت وزنتینی با کنت ناردی
‫معامله‌ای داشته

04:26.930 --> 04:36.480
‫وزنتینی

04:26.930 --> 04:36.480
‫روستایی‌ها

04:26.930 --> 04:36.480
‫محصول میدن

04:26.930 --> 04:36.480
‫دخترم باید با یه اشراف‌زاده
‫ازدواج کنه

04:26.930 --> 04:36.480
‫پولش رو می‌دم!
‫همه‌ی محصولاتتون رو
‫بدین به من

04:32.200 --> 04:36.480
‫تا مقدار زیادی از محصولات روستا رو بخره

04:36.480 --> 04:38.080
‫چیزی که توجه ما رو جلب کرد این بود که

04:38.080 --> 04:43.710
‫چرا کنت وزنتینی انقدر به این محصولات
‫علاقه داشته

04:43.710 --> 04:46.580
‫فهمیدیم ترکیبات معطر این محصول

04:46.990 --> 04:51.920
‫مشابه با ترکیبات یه ماده‌ی خاصه که
‫الان توی روبینی موجوده

04:52.300 --> 04:54.560
‫چه ماده‌ای؟

04:56.570 --> 04:59.630
‫یه توهم‌زای قوی

05:00.260 --> 05:01.470
‫نه..

05:02.700 --> 05:04.930
‫قیمتش خیلی بالاست

05:04.930 --> 05:10.570
‫کنت وزنتینی احتمالا می‌خواسته
‫دخترش با هوگو ازدواج کنه

05:10.570 --> 05:13.310
‫تا بتونه محصولات روستا رو فقط
‫مال خودش بکنه

05:13.310 --> 05:18.440
‫ولی بدون مدرک محکم نمی‌تونستیم تحقیقاتمون رو
‫ادامه بدیم

05:18.440 --> 05:23.450
‫تا اینکه درخواست نجات دختر ربوده‌شده
‫به دستمون رسید

05:23.450 --> 05:26.740
‫و شوالیه‌هامون رو آوردیم اینجا

05:26.740 --> 05:29.430
‫اعلی‌حضرت لازم نبود خودشون بیان

05:29.430 --> 05:32.290
‫ولی اصرار داشتن چون می‌خواستن
‫بانو ماریا رو ببینن

05:33.190 --> 05:35.470
‫ماجرای آدم‌ربایی غافلگیرمون کرد

05:35.470 --> 05:36.960
‫صبر کنین

05:37.630 --> 05:42.340
‫باورم نمی‌شه از محصولات روستا
‫برای همچین کاری استفاده می‌شده

05:42.340 --> 05:44.950
‫معامله اینجا انجام شده

05:44.950 --> 05:50.350
‫داریم از کنت ناردی و کنت وزنتینی بازجویی
‫می‌کنیم

05:50.350 --> 05:53.350
‫پدرم بی‌گناهه، هیچی از اون ماده‌ی
‫مخدر نمی‌دونست

05:53.350 --> 05:54.870
‫نگران نباش

05:54.870 --> 05:56.030
‫خود محصول بی‌خطره

05:56.030 --> 05:59.440
‫باید ترکیباتش توی یه فرایند تخصصی
‫استخراج بشن

05:59.440 --> 06:02.780
‫همچین وسیله‌ای رو اینجا پیدا نکردیم

06:02.780 --> 06:05.740
‫پدرت چند روز دیگه برمی‌گرده

06:06.930 --> 06:08.090
‫خیالم راحت شد

06:08.090 --> 06:11.410
‫ممنونم که مراقب میمی بودین. سپاسگزارم.

06:11.410 --> 06:16.610
‫پس روستایی‌ها مجازات نمی‌شن. خیلی خوبه.

06:16.610 --> 06:18.820
‫همه چیز هم عالی نیست.

06:18.820 --> 06:21.500
‫امیدوارم واقعاً از کاری که کردین پشیمون باشین، بانو ماریا.

06:21.500 --> 06:23.340
‫چرا فقط من باید تنبیه بشم؟

06:23.850 --> 06:27.720
‫هی، هُل نده!
‫مواظب باش!

06:29.680 --> 06:31.920
‫چی؟
‫دارین غیرقانونی وارد می‌شین!

06:31.920 --> 06:34.020
‫بانو ماریا شما که دیگه نباید اینو بگین

06:34.020 --> 06:39.690
‫ببخشید که سرزده پریدیم وسط صحبتتون
‫!ولی خیلی خوشحالیم!!

06:39.690 --> 06:41.000
‫خیالمون راحت شد

06:41.000 --> 06:42.410
‫خبر خیلی خوبیه

06:42.410 --> 06:46.930
‫ببخشید که نگرانتون کردم

06:46.930 --> 06:49.160
‫ببخشید که بی‌خبر رفتم

06:49.160 --> 06:51.740
‫حتما با پدرم صحبت می‌کنم

06:51.740 --> 06:53.000
‫فکر خوبیه

06:53.000 --> 06:57.820
‫به‌عنوان حاکم آینده، هر کاری
‫از دستم بر بیاد برای

06:57.820 --> 07:02.170
‫روستای ناوارو و ورونیکا انجام میدم

07:05.960 --> 07:08.320
‫دارن دست توی دست همدیگه، مشکلاتشون رو
‫حل می‌کنن!

07:08.320 --> 07:09.960
‫عاشقشونم!

07:09.960 --> 07:12.960
‫همیشه حمایتشون می‌کنم!

07:11.830 --> 07:13.550
‫میمی، آروم باش

07:13.550 --> 07:14.970
‫شنیدی؟

07:14.970 --> 07:16.200
‫ورونیکا

07:16.690 --> 07:18.030
‫.بابا..

07:18.030 --> 07:21.770
‫رئیس روستای ناوارو ایشونه؟

07:21.770 --> 07:24.320
‫بهم گفتن چی شده

07:24.320 --> 07:25.930
‫ببخشید اذیت شدین

07:26.310 --> 07:28.200
‫بیا ورونیکا

07:30.120 --> 07:31.300
‫چشم بابا

07:33.730 --> 07:37.830
<i>‫این رابطه‌ی پدر و دختری یه‌کم
‫خشک و معذب‌کننده‌ست</i>

07:37.830 --> 07:39.960
<i>‫اوه، این رو می‌شناسم</i>

07:39.960 --> 07:42.190
‫این اصلاً جبران مافات نمی‌کنه

07:42.190 --> 07:46.340
‫ولی می‌شه برای صرف غذا دعوتتون کنم خونه‌ام؟

07:49.590 --> 07:52.460
‫ورونیکا، برگشتی

07:52.460 --> 07:53.600
‫خاله

07:54.270 --> 07:56.350
‫ببخشید که نگرانتون کردم

08:01.240 --> 08:02.910
‫عالیه

08:02.910 --> 08:05.730
‫نون ادویه‌‌ای با میوه‌های خشک شده؟

08:07.030 --> 08:10.530
‫این غذاها با ادویه‌های همین روستا درست شده

08:10.530 --> 08:12.630
‫این خیلی خوبه، خیلی، خیلی عالیه

08:12.630 --> 08:13.870
‫خیلی خوشمزست

08:13.870 --> 08:16.750
‫شما می‌تونین یه رستوران باز کنین قربان

08:16.750 --> 08:19.120
‫خوشحالم که خوشتون اومده

08:19.120 --> 08:21.340
‫آشپزیتون حرف نداره!

08:23.250 --> 08:26.170
‫پدرم همیشه آشپزیش عالیه

08:26.170 --> 08:31.680
‫سعی کردم از ادویه‌های روستا بهترین استفاده رو
‫بکنم، همین باعث شد بهتر بشم

08:31.680 --> 08:34.560
‫سلیقه‌ی آشپزیتون فوق‌العاده‌ست

08:34.560 --> 08:37.340
‫منم موافقم، این غذاها بی‌نظیرن

08:37.340 --> 08:40.650
‫ولی اگه غذاهایی که با این ادویه‌ها درست می‌شن
‫انقدر خوبن

08:40.650 --> 08:44.600
‫چرا تا الان معروف نشدن که
‫روستا به خاطرش پیشرفت کنه؟

08:44.600 --> 08:47.070
‫ورونیکا ازت معذرت می‌خوام!

08:49.980 --> 08:55.830
‫با اینکه می‌دونستم چه حسی داری، با ازدواجت
‫مخالفت کردم

08:55.830 --> 08:59.720
‫فکر می‌کردم ازدواج لرد هوگو با
‫دختر کنت وزنتینی

08:59.720 --> 09:02.460
‫برای روستا بهتره

09:03.830 --> 09:10.410
‫ببخش که خوشبختی تو رو الویت قرار ندادم

09:11.960 --> 09:17.470
‫منم معذرت می‌خوام که در موردش
‫باهاتون صحبت نکردم

09:19.320 --> 09:22.080
‫اِمم، می‌تونم یه چیزی بگم؟

09:22.640 --> 09:26.640
‫توی اینجور مواقع اگه حرفای دلتون رو بزنین
‫سبک‌تر می‌شین

09:27.730 --> 09:29.840
‫این تخصص توئه

09:29.840 --> 09:35.030
‫«اگه زور کارساز نبود، زبونت رو به کار بنداز»
‫یکی از شعارهای خاندان آنوواتزیه

09:37.700 --> 09:40.540
‫عاشق این روستام

09:40.890 --> 09:45.330
‫عاشق خون‌گرمی و فداکاری مردمشم

09:45.760 --> 09:51.440
‫برای همین همیشه می‌خواستم زندگی توی
‫اینجا راحت‌تر بشه

09:51.760 --> 09:55.840
‫من و هوگو برنامه داشتیم
‫برگردیم روستا

09:55.840 --> 09:57.200
‫چی؟

09:57.200 --> 10:00.970
‫یعنی نمی‌خواستین فرار کنین؟

10:00.970 --> 10:03.420
‫زود قضاوت کردیم؟

10:03.420 --> 10:05.190
‫نگران نباشین بانو

10:05.190 --> 10:08.190
‫هوگو مرد مهربونیه و به روستا اهمیت می‌ده

10:08.190 --> 10:13.120
‫با هم می‌تونستیم یه راه جدید پیدا کنیم

10:13.620 --> 10:17.030
‫از روستا رفتم تا بتونم بقیه جاها رو ببینیم

10:17.030 --> 10:19.700
‫و ایده‌های جدید پیدا کنم

10:19.700 --> 10:23.710
‫دنبال راهی بودیم که محصولات روستا رو
‫تبدیل کنیم به چیزای دیگه

10:24.340 --> 10:29.780
‫یا محصولات دیگه‌‌ای رو بیاریم که مناسب
‫این خاک باشه

10:30.730 --> 10:33.220
‫بابا لطفا

10:33.220 --> 10:35.540
‫اجازه بده با هوگو ازدواج کنم

10:35.540 --> 10:39.860
‫می‌خوام هر کاری که از دستم برمیاد
‫برای این روستا انجام بدم

10:40.790 --> 10:42.100
‫لطفا موافقت کنین

10:44.070 --> 10:47.230
‫فکر می‌کردم هنوز بچه‌ای

10:47.630 --> 10:51.610
‫خجالت‌آوره، ولی تازه وقتی گم شدی فهمیدم که

10:51.610 --> 10:55.680
‫خوشبختی تو از هر چیزی برام مهم‌تره

10:56.740 --> 10:58.080
‫پس یعنی...

10:58.080 --> 11:02.380
‫ولی قضیه به این سادگی نیست، ورونیکا.

11:05.620 --> 11:06.750
‫باشه بابا.

11:08.670 --> 11:14.440
‫لرد هوگو، لطفاً مراقب ورونیکا باشید.

11:15.910 --> 11:17.180
‫حتماً.

11:21.180 --> 11:23.260
‫ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم

11:23.260 --> 11:26.600
‫لرد هوگو، می‌تونیم روی شما برای
‫رسیدگی به اوضاع حساب کنیم؟

11:26.600 --> 11:27.580
‫بله قربان

11:27.580 --> 11:30.090
‫بانو ورونیکا، موفق باشین

11:30.090 --> 11:33.570
‫خیلی ممنونم بانو ماریا

11:33.570 --> 11:36.950
‫اگه روزی گذرتون به پایتخت افتاد
‫حتما برای دیدنمون بیایین

11:36.950 --> 11:40.560
‫هر وقت دوست داشتین بیاین!
‫با هم لباس ست بپوشین!

11:36.950 --> 11:41.620
‫تکان تکان

11:40.560 --> 11:41.620
‫چشم بانو

11:41.620 --> 11:46.960
‫نمی‌دونم کی، ولی قول می‌دم حتما بیایم

11:47.330 --> 11:51.540
‫لرد هوگو، به خانواده‌ام می‌گم براتون یه گاو کامل
‫کباب کنن و بفرستن

11:51.540 --> 11:54.380
‫یه گاو کامل؟

11:54.380 --> 11:56.040
‫شاهزاده رناتو

11:56.400 --> 11:57.910
‫سرورم لطفا

11:57.910 --> 12:00.050
‫مراقب بانو ماریا باشین

12:00.050 --> 12:00.950
‫باشه

12:00.950 --> 12:03.450
‫ممنونم که تا اینجا همراهیمون کردین

12:03.450 --> 12:05.550
‫سلام به همه برسونین

12:07.560 --> 12:09.690
‫بانو میمی!

12:09.690 --> 12:11.420
‫ممنونم!

12:11.420 --> 12:12.690
‫بعدا می‌بینمتون!

12:22.880 --> 12:24.450
‫چه قشنگه

12:24.450 --> 12:26.360
‫چه شهر دوست‌داشتنی‌

12:27.560 --> 12:31.460
‫اینجا کوچیکه، ولی یکی از جاهای توریستی معروفه

12:34.180 --> 12:35.230
‫میمی

12:36.990 --> 12:40.340
‫می‌خوای با هم توی شهر یه قدمی بزنیم؟

12:41.150 --> 12:43.350
<i>‫. این یعنی..</i>

12:43.350 --> 12:48.460
<i>‫یه قرار یواشکی؟!</i>

12:46.970 --> 12:54.980
‫‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

12:58.790 --> 13:00.200
‫.اعلی‌حضرت..

13:00.200 --> 13:04.320
‫بیا برای چند ساعت القابمون رو فراموش کنیم و
‫فقط خوش بگذرونیم

13:04.320 --> 13:07.470
<i>‫چطوری می‌خواد هویتش رو مخفی کنه!</i>

13:04.320 --> 13:12.580
‫درخشش

13:07.470 --> 13:10.330
<i>‫هاله‌ی نورانی شاهزادگیش داره ازش فوران می‌کنه!</i>

13:10.330 --> 13:12.580
<i>‫اون یه اشراف‌زاده‌ی اصیله!</i>

13:12.580 --> 13:16.690
‫نگهبان‌ها پشت سرمون میان، ولی من لباس مبدل پوشیدم.

13:16.690 --> 13:19.510
‫حالا دیگه کسی متوجه نمیشه که من ولیعهدم.

13:19.510 --> 13:23.260
<i>‫نه، این کاملاً تابلوئه.</i>

13:26.640 --> 13:31.350
‫عالیجناب فکر می‌کنه تغییر قیافه‌اش عالیه، پس لطفاً باهاش راه بیاین.

13:31.810 --> 13:33.770
<i>‫فکر نکنم بتونم.</i>

13:31.810 --> 13:33.770
‫چی...

13:33.770 --> 13:37.350
‫هی رفیق، یه چراغ جادو دارم که آرزوها رو برآورده می‌کنه.

13:37.350 --> 13:39.350
‫دوستات توی خونه عاشقش می‌شن.

13:39.350 --> 13:41.130
‫اعلی‌حضر— اوه!

13:41.130 --> 13:43.530
<i>‫اگه بگم اعلی‌حضرت، هویتش لو می‌ره.</i>

13:43.530 --> 13:47.500
‫بیا بریم یه نگاه به مغازه‌های اونطرف
‫بندازیم

13:47.500 --> 13:48.550
‫میمی؟

13:50.190 --> 13:52.460
‫اگه چیزی می‌خوای بگو برات بخرم

13:55.380 --> 13:58.140
‫پولتون رو برای من هدر ندین

13:58.140 --> 14:01.580
‫.اگه یه‌وقت پاره یا خراب شد چی..

14:03.180 --> 14:05.510
‫.بیا از این طرف بریم..

14:06.390 --> 14:09.890
‫نگاه کن، اینجا یه خرسه

14:09.890 --> 14:12.620
‫اون صاحب یه مغازه‌ی صنایع‌دستیه

14:12.620 --> 14:14.900
‫وای نه، چه خجالت‌آور

14:16.650 --> 14:17.400
‫GLARE

14:20.510 --> 14:25.240
<i>‫عالیه، از دست اونایی که تعقیبمون می‌کردن
‫خلاص شدیم</i>

14:25.240 --> 14:28.580
‫میمی، خسته‌ شدی؟
‫یه کم استراحت کنیم؟

14:28.580 --> 14:31.020
‫نه، کاملا خوبم

14:32.840 --> 14:34.110
‫اون چیه؟

14:35.880 --> 14:37.470
‫جشنواره‌ست

14:39.660 --> 14:41.310
‫بیا خوش بگذرونیم میمی

14:41.310 --> 14:42.670
‫.چی؟ ولی..

14:45.380 --> 14:49.500
‫چه نشونه‌گیری خوبی
‫جایی آموزش دیدین؟

14:49.500 --> 14:50.890
‫نه

14:50.890 --> 14:53.100
‫وای چه خوشمزه‌ست

14:58.030 --> 14:59.990
‫میمی، نذار فرار کنه!

15:06.610 --> 15:08.850
‫اینا سوغاتی مخصوص این منطقه‌‌ست

15:08.850 --> 15:10.620
‫چه بامزه‌ان

15:11.870 --> 15:12.860
‫آفرین!

15:12.860 --> 15:14.200
‫خوش به حالت

15:15.280 --> 15:16.640
‫هدف اشتباهه!

15:16.640 --> 15:19.380
‫ا… این خلاف قوانینه میمی

15:20.220 --> 15:23.590
‫امروز از همیشه بازیگوش‌تر شدی

15:23.590 --> 15:24.920
‫من؟

15:27.390 --> 15:29.510
‫چه بوی خوبی میاد

15:29.510 --> 15:31.310
‫خوش اومدین

15:31.850 --> 15:35.560
‫سرخ‌شدن

15:32.240 --> 15:33.190
‫این چیه؟

15:33.190 --> 15:35.560
‫ماهی مرکب کبابی
‫تا حالا اسمش رو شنیدی؟

15:35.560 --> 15:37.440
‫تا حالا نخوردم

15:37.830 --> 15:41.220
‫آهان، راست می‌گی
‫مورو که دریا نداره

15:42.550 --> 15:43.800
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

15:53.120 --> 15:58.210
‫این سس با ماهی مرکب محشره

15:53.120 --> 15:56.500
‫درخشش

15:58.210 --> 16:00.690
‫اعلی‌حضرت، شمام امتحان کنین

16:05.340 --> 16:06.670
‫خوبه

16:07.020 --> 16:08.130
‫مگه نه؟

16:11.800 --> 16:16.020
‫راستش این اولین باره اینطوری توی
‫شهر قدم می‌زنم

16:16.020 --> 16:22.380
‫حدس می‌زدم برای کسی با موقعیت شما
‫سخته این چیزا رو تجربه کنه

16:22.380 --> 16:25.980
‫کنارت واقعا بهم خوش می‌گذره

16:38.480 --> 16:40.920
‫وای نه، چقدر دست‌وپاچلفتی‌ام

16:40.920 --> 16:43.880
‫صبر کن، می‌رم یه دستمال بیارم

16:43.880 --> 16:46.000
‫نه، خودم می‌رم

16:46.370 --> 16:48.600
‫اشکالی نداره، صبر کن الان میام

16:51.550 --> 16:53.390
‫همراه اعلی‌حضرت می‌ریم

16:54.550 --> 16:56.640
<i>‫اصرار کرد همینجا منتظر بمونم</i>

16:57.010 --> 17:02.410
<i>‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه روزی این همه
‫نگهبان دنبالم راه بیفته</i>

17:00.560 --> 17:02.770
‫سرخ‌شدن

17:02.410 --> 17:05.190
‫بانو، تنهایین؟

17:08.180 --> 17:11.280
‫می‌خوای یه‌کم باهم باشیم؟

17:11.280 --> 17:15.180
‫.هی بانوی جوان، هی..

17:11.650 --> 17:13.450
‫هی

17:13.450 --> 17:14.570
‫هی!

17:14.700 --> 17:15.830
‫هی!

17:15.180 --> 17:17.170
<i>‫.یه لحظه صبر کن..</i>

17:15.870 --> 17:17.080
‫هی!

17:17.550 --> 17:19.570
‫واقعا داری مخ منو می‌زنی؟

17:19.570 --> 17:21.870
‫مشخصه تا حالا کسی تحویلت نگرفته

17:21.870 --> 17:25.040
‫ولش کن اینارو، توریستی؟

17:22.170 --> 17:22.870
‫هی!

17:22.920 --> 17:23.670
‫هی!

17:23.670 --> 17:24.130
‫هی!

17:24.040 --> 17:24.790
‫هی!

17:25.040 --> 17:28.110
‫این نزدیکی یه جای باحال هست بیا بریم اونجا

17:28.110 --> 17:29.260
‫باحال؟

17:29.260 --> 17:31.260
‫چرا یه دوری باهم نزنیم؟

17:31.260 --> 17:33.720
‫کاری با خانومیه من دارین؟

17:33.890 --> 17:35.260
‫آخ!

17:35.260 --> 17:38.230
‫شـ… شما تنها نبودین؟

17:38.230 --> 17:40.480
‫معذرت می‌خوام!

17:40.940 --> 17:44.270
‫بازم یواشکی پشت یکی ظاهر شدین

17:44.910 --> 17:49.780
‫شهر شلوغیه و کوچه‌هاش خیلی امن نیست

17:50.140 --> 17:52.700
‫باید به حاکم این منطقه بگم رسیدگی کنه

17:53.280 --> 17:56.360
‫از همون اول می‌دونستی؟

17:56.360 --> 17:57.620
‫آره

17:58.030 --> 18:01.040
‫ولی انگار اصلا برات مهم نبود

18:01.040 --> 18:05.790
‫همه‌ی مردمم مهمن
‫فرقی نمی‌کنه کی باشن

18:07.190 --> 18:09.270
‫حق با توئه

18:09.270 --> 18:12.910
‫یه روزی مردم منم می‌شن

18:15.730 --> 18:18.560
‫.میمی، درباره‌ی اون موضوع..

18:21.310 --> 18:23.630
‫می‌خوام خصوصی باهات حرف بزنم

18:24.250 --> 18:26.060
‫بریم قدم بزنیم؟

18:30.340 --> 18:34.460
‫شاهزاده رناتو، نگهبانا نیستن مشکلی پیش نمیاد؟

18:35.070 --> 18:37.490
‫خودم مراقبتم

18:37.490 --> 18:39.410
‫خیلی بهت اعتماد دارم

18:40.720 --> 18:45.080
‫این همه قدرت رو توی این بازوهای
‫ظریفت از کجا میاری؟

18:45.620 --> 18:47.990
‫منم باید همینو به شما بگم

18:49.820 --> 18:52.420
‫ببخش که توی خطر انداختمت

18:52.420 --> 18:56.840
‫اینطوری نگین، خودم فضولی کردم

18:56.840 --> 18:59.210
‫هیچ تقصیری نداری

19:01.770 --> 19:02.850
‫میمی

19:03.410 --> 19:07.980
‫به‌عنوان ملکه‌‌ی آینده، همیشه زندگیت توی خطره

19:09.090 --> 19:14.610
‫همیشه باید نگهبان‌ها کنارت باشن
‫و غذات باید برای نداشتن سم، تست بشه

19:14.610 --> 19:20.620
‫شما امید‌های مردم رو به دوش می‌کشین و
‫مسئولیت بزرگی دارین

19:21.590 --> 19:24.760
‫یه ماه دیگه توی قصر یه مهمونی برگزار می‌شه

19:25.470 --> 19:30.880
‫می‌خوام اونجا نامزدیمون رو به
‫کل پادشاهی اعلام کنم

19:32.450 --> 19:38.280
‫همه موافق نیستن
‫بعضیا ممکنه انتقاد کنن

19:39.390 --> 19:42.250
‫بعد از بهم زدن نامزدیم با بانو آیدا

19:42.250 --> 19:45.950
‫دیگه نمی‌تونم این یکی رو بعد از علنی شدن
‫خراب کنم

19:47.040 --> 19:54.150
‫پس این آخرین فرصتته که پیشنهادم رو رد کنی

19:57.350 --> 19:58.660
‫چی داری می‌گی؟

19:59.660 --> 20:01.980
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

20:01.980 --> 20:07.410
‫اگه قصد ازدواج نداشتم، اصلا نمی‌رفتم
‫خانواده‌ات رو ببینم

20:07.410 --> 20:09.830
‫نمی‌رفتم با ملکه چای بخورم

20:09.830 --> 20:14.220
‫نمی‌رفتم یه هفته تا به خانواده‌م بگم

20:14.890 --> 20:16.190
‫میمی؟

20:16.190 --> 20:20.240
‫از آیدا نمی‌خواستم بهم یاد بده چطوری یه
‫شاهدخت بشم

20:20.600 --> 20:24.280
‫برای یه بانوی واقعی شدن تمرین نمی‌کردم

20:24.280 --> 20:28.760
‫در مقایسه با بانوهایی که کلی زحمت کشیدن تا
‫با شما ازدواج کنن

20:28.760 --> 20:30.480
‫من یه شکست‌خورده‌م

20:32.770 --> 20:36.690
‫ولی همه‌ی تلاشم رو می‌کنم

20:36.690 --> 20:41.450
‫هنوز خیلی مونده تا یه شاهدخت
‫درست‌وحسابی بشم

20:42.100 --> 20:45.030
‫از وقتی اومدم اینجا

20:45.030 --> 20:50.760
‫احساسات زیادی  رو تجربه کردم
‫مثل احساسی که نسبت به شما دارم

20:45.030 --> 20:45.540
<i>‫کشیدن</i>

20:51.370 --> 20:56.030
‫واقعا خوشحالم که با هم آشنا شدیم

20:58.670 --> 21:03.190
‫می‌خوام باهاتون ازدواج کنم

21:06.060 --> 21:09.730
‫یعنی باهام ازدواج می‌کنی؟

21:09.730 --> 21:12.460
‫آره، همینو گفتم دیگه

21:20.260 --> 21:23.430
‫خیلی خوشحالم میمی

21:28.790 --> 21:32.370
‫رابطه قبل از ازدواج ممنوعه
‫از هم فاصله بگیرین

21:33.510 --> 21:35.210
‫از کی اینجایی؟

21:35.210 --> 21:36.290
‫از اولش

21:36.290 --> 21:39.260
‫داری الکی می‌گی!

21:39.260 --> 21:41.360
‫وقت رفتنه

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
Nakisa\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:41.360 --> 21:42.290
‫اه

21:42.290 --> 21:43.450
‫غر نزن

21:43.450 --> 21:46.200
‫.ولی..

21:46.200 --> 21:47.890
‫اینجا نبودیا

21:47.890 --> 21:49.370
‫نبود، مگه نه؟

21:49.370 --> 21:53.610
‫مطمینم نبودی

21:52.980 --> 21:54.980
‫ادامه داره

23:26.860 --> 23:30.450
<i>‫فکر می‌کردم همه‌ی دوستا با هم دعوا می‌کنن
‫مشت و لگد می‌زنن و آخرش با هم آشتی می‌کنن</i>

23:30.450 --> 23:33.550
<i>‫ولی ظاهرا اشتباه می‌کردم</i>

23:33.550 --> 23:36.710
<i>‫وقتی فهمیدم بعضی دوستا اصلا با هم دعوا نمی‌کنن
‫خیلی شوکه شدم</i>

23:35.000 --> 23:40.000
:قسمت بعد

23:35.000 --> 23:40.000
‫ماجرای دلال ازدواج شدن اونی که رفته بود

23:36.710 --> 23:39.170
<i>‫وای، دوباره حرف دلم رو زدم</i>
