WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:15.260 --> 00:19.360
‫من، رناتو دی روبینی، شاهزاده‌ی اول
‫پادشاهی روبینی

00:19.360 --> 00:23.650
‫از همین لحظه نامزدیمون رو به‌هم می‌زنم

00:25.460 --> 00:30.590
<i>‫همه‌ چی از به‌هم خوردن
‫یه نامزدی شروع شد</i>

00:31.030 --> 00:36.040
‫قسمت 1

00:31.030 --> 00:36.040
‫ماجرای دنبال یه خواستگار خوب گشتن

00:36.700 --> 00:38.660
‫پایتخت پادشاهی روبینی

00:46.840 --> 00:49.860
‫کالسکه‌ی دوک آنوواتزی رسید

01:04.650 --> 01:05.770
‫میمی!

01:05.770 --> 01:07.270
‫آیدا!

01:12.890 --> 01:14.160
‫خیلی وقته ندیدمت!

01:14.160 --> 01:15.920
‫به نظر خوب میای، میمی.

01:15.920 --> 01:19.250
‫دو سال گذشته، نه؟
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت.

01:20.540 --> 01:25.840
‫دوک آمتیس، ممنونم که قبول کردین
‫پیشتون بمونم!

01:20.540 --> 01:31.420
‫لرزش

01:20.540 --> 01:31.420
‫لرزش

01:25.840 --> 01:27.990
‫پدرم خیلی سلام رسوندن!

01:27.990 --> 01:31.420
‫بانو ماریا، خوش اومدین به عمارت آمتیس

01:31.420 --> 01:32.780
‫ممنونم، قربان!

01:32.780 --> 01:34.720
‫بانوی من!

01:35.430 --> 01:38.250
‫ببخشید، قربان

01:40.010 --> 01:42.260
‫اشکالی نداره، بانو ماریا

01:42.260 --> 01:47.090
‫شخصیت مهربون شما
‫بارها به آیدا کمک کرده

01:47.890 --> 01:49.280
‫واقعاً؟

01:49.280 --> 01:52.010
‫امیدوارم دوستی‌تون ادامه داشته باشه.

01:52.010 --> 01:56.230
‫با این حال، آیدا دیگه فقط دختر من نیست.

01:56.230 --> 01:59.500
‫ازتون می‌خوام که با درایت رفتار کنین.

01:59.500 --> 02:05.020
‫دیگه نمی‌تونین یهو اون رو مثل قبل، به جاهای دور ببرین.

02:05.020 --> 02:07.840
‫اینجا پادشاهی روبینیه، پدر

02:07.840 --> 02:11.800
‫نمی‌تونیم مثل زمانی که توی
‫پادشاهی مورو بودیم رفتار کنیم

02:11.800 --> 02:14.990
‫خیلی نگرانتم، آیدا

02:14.990 --> 02:17.920
‫به‌زودی عضوی از خاندان سلطنتی می‌شی

02:17.920 --> 02:20.510
‫.لطفا پدر..

02:22.770 --> 02:28.520
‫مستعد

02:23.100 --> 02:25.100
‫قربان، می‌تونین روی من حساب کنین

02:25.100 --> 02:28.520
‫با تمام وجود از آیدا محافظت می‌کنم!

02:30.440 --> 02:34.560
‫دیگه باید برای دیدن پادشاه برم

02:34.870 --> 02:38.560
‫بانو ماریا، راحت باشید.
‫اینجا را مثل خانه خودتان بدانید.

02:39.140 --> 02:41.560
‫آیدا، بقیه‌اش را به تو می‌سپارم.

02:42.200 --> 02:44.610
‫مطمئنم گند می‌زنه...

02:44.960 --> 02:48.290
‫بابت رفتار پدرم متاسفم، میمی.

02:48.290 --> 02:49.570
‫اصلاً مهم نیست.

02:49.570 --> 02:54.250
‫از آن مهم‌تر، آیدا،
‫مگر تو نامزد شاهزاده روبینی نشدی؟

02:54.250 --> 02:56.380
‫چطور آدمیه؟ چطور با هم آشنا شدید؟

02:56.380 --> 02:57.730
‫ای بابا.

02:57.730 --> 03:02.850
‫خانواده‌های ما شاید فامیل دور باشند،
‫اما من بهت افتخار می‌کنم.

03:02.850 --> 03:04.480
‫می‌دانستم از پسش برمی‌آیی، آیدا.

03:06.580 --> 03:09.300
‫پدرم مجبورم کرد این کار را بکنم.

03:09.300 --> 03:11.990
‫چی؟! پس چه احساسی داری؟

03:12.900 --> 03:15.990
‫.البته که خیلی باعث افتخاره، ولی..

03:16.380 --> 03:19.130
‫رد کردنش تاوان سنگینی داشت!

03:24.960 --> 03:27.990
‫ولش کن، درباره‌ی خودت بگو

03:27.990 --> 03:29.950
‫چرا یهو تصمیم گرفتی
‫بیای اینجا درس بخونی؟

03:29.950 --> 03:31.920
‫مگه نباید مراقب خانوادت باشی؟

03:31.920 --> 03:33.210
‫اونجا بهت نیاز ندارن؟

03:34.370 --> 03:37.880
‫آیدا، اومدم یه خواستگار خوب و آینده‌دار
‫پیدا کنم

03:38.530 --> 03:41.300
‫خواستگار آینده‌دار؟

03:41.300 --> 03:44.520
‫. توی نامه‌‌ بهت گفته بودم که..

03:44.890 --> 03:47.390
‫—یک، دو، سه، یک

03:47.390 --> 03:50.730
‫بانوی من، بانو میمی!

03:47.390 --> 03:50.730
‫داد و هوار

03:54.040 --> 03:56.490
‫برادرتون به دنیا اومد

03:56.490 --> 03:58.210
‫دیگه‌ یه داداش کوچولو دارین

03:58.210 --> 03:59.660
‫داداش کوچولو؟

04:04.650 --> 04:07.620
‫میمی، این داداشته

04:11.150 --> 04:13.330
‫وای، چه نرم و گرمه

04:17.590 --> 04:21.010
‫عا… عالیه، بلاخره منم دیگه وارث پسر دارم!

04:21.340 --> 04:23.930
‫میمی، برو برای خودت یه شوهر خوب پیدا کن

04:23.930 --> 04:26.380
‫بهترین گزینه‌ای که می‌تونی گیر بیار

04:26.380 --> 04:29.070
‫گیر بیار... گیر بیار... گیربیار..

04:29.070 --> 04:33.060
‫باورم نمی‌شه، خبر نداشتم

04:33.060 --> 04:35.330
‫خیلی متاسفم

04:35.330 --> 04:37.610
‫متاسفی؟
‫برای چی؟

04:37.610 --> 04:43.650
‫چون یه عالمه زحمت کشیدی
‫تا وارث خاندان آنوواتزی بشی

04:43.650 --> 04:46.200
‫.اون همه درس، تمرین، آموزش..

04:46.200 --> 04:49.420
‫چیزایی یاد گرفتی که یه خانوم
‫معمولا بهشون نیازی نداره

04:49.420 --> 04:52.800
‫نمی‌شه گفت بی‌فایده بودن

04:52.800 --> 04:56.160
‫وارثم که نباشم، مهارت‌های خوبی برای
‫زندگی یاد گرفتم

04:56.160 --> 04:57.050
‫چی؟

05:01.080 --> 05:06.450
‫معمولاً وارث پسر رو ترجیح می‌دن،
‫اما والدین من تا همین اواخر فقط دختر داشتن.

05:06.450 --> 05:08.720
‫و من هم یکی از اون‌ها هستم.

05:08.720 --> 05:11.110
‫خیلی ساده درباره‌اش حرف می‌زنی.

05:12.100 --> 05:15.690
‫چون آرزوی من این نیست که
‫جانشین خاندان آنوواتزی بشم.

05:18.290 --> 05:23.300
‫الانم هیچی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه
‫که تئو یه وارث فوق‌العاده بشه

05:23.300 --> 05:26.300
‫چی بهتر از این که همه به
‫خواسته‌اشون برسن؟

05:26.300 --> 05:28.240
‫میمی این حرف کاملا برازنده‌ی
‫‌شخصیت خودته

05:28.240 --> 05:31.830
‫خواهر بزرگ‌ مفت‌خورش که نباید
‫تا ابد اینطرف اونطرف بچرخه

05:31.830 --> 05:35.180
‫باید بگردم و یه گزینه‌ی درست و حسابی
‫برای ازدواج پیدا کنم

05:35.180 --> 05:37.500
‫توی شهر خودتون گشتی؟

05:37.500 --> 05:39.790
‫معلومه که گشتم!

05:39.790 --> 05:44.450
‫ولی همه‌ی گزینه‌های اکازیون از قبل
‫نصیب یکی دیگه شده بودن

05:44.450 --> 05:47.380
‫شاید خیلی محبوب نیستم

05:47.380 --> 05:49.170
‫من که اینطور فکر نمی‌کنم

05:49.170 --> 05:51.170
‫باز هر چی توی دلم بود ریختم بیرون!

05:51.170 --> 05:52.900
‫عادت بدی داری

05:53.620 --> 05:58.240
‫خلاصه، واسه همینه که اومدم خارج درس بخونم و
‫یه گزینه‌ی مناسب پیدا کنم

05:58.240 --> 06:00.440
‫امیدوارم یه آدم خوب پیدا کنی

06:00.440 --> 06:04.780
‫بیا بریم آکادمی سلطنتی رو نشونت بدم

06:04.780 --> 06:06.780
‫باشه، بزن بریم

06:08.150 --> 06:13.210
‫اینجا فقط مخصوص خاندان سلطنتی بود

06:13.550 --> 06:17.080
‫ولی پادشاه قبلی تصمیم گرفت که نجیب‌زاده‌ها هم
‫کنار شاهزاده‌ها درس بخونن

06:17.080 --> 06:21.300
‫برای همین شروع کردن به پذیرششون

06:21.630 --> 06:26.640
‫خوبه که نجیب‌زاده‌ها از سن کم
‫با هم آشنا بشن

06:26.960 --> 06:28.580
‫.که اینطور..

06:29.360 --> 06:34.560
‫همه خیلی مودب هستن. به خاطر اینه که
‫نامزد شاهزاده‌ای؟

06:35.550 --> 06:37.690
<i>‫شاید نه.</i>

06:42.190 --> 06:46.300
‫هی آیدا، اون یه دانش‌آموز انتقالیه؟

06:46.780 --> 06:50.440
‫آره، همونه. بذار معرفیش کنم.

06:50.440 --> 06:53.590
‫ایشون ماریا آنوواتزی هستن. ایشون هم...

06:53.590 --> 06:55.790
‫از آشنایی باهات خوشحالم، می‌تونی میمی صدام کنی

06:55.790 --> 06:57.540
‫.شاهزاده..

06:58.790 --> 07:00.330
‫شاهزاده؟

07:00.660 --> 07:02.550
‫یعنی اعلی‌حضرته؟

07:04.060 --> 07:06.700
‫پلاسیدو صدام کن

07:07.260 --> 07:09.850
‫آها، پس میمی تویی

07:09.850 --> 07:11.690
‫از دیدنت خوشحالم

07:12.030 --> 07:14.290
‫آیدا کلی ازت تعریف کرده

07:14.290 --> 07:16.290
‫چی؟
‫واقعا؟

07:17.220 --> 07:20.270
‫بهشون گفتم بهترین دوستمی

07:20.680 --> 07:25.370
‫خانواده‌ی شما برای کمک به آسم آیدا
‫مدتی ازش میزبانی کردن، درسته؟

07:25.370 --> 07:30.340
‫شنیدم اوایل نمی‌دونست
‫پسری یا دختر

07:30.340 --> 07:31.280
‫اعلی‌حضرت!

07:31.720 --> 07:32.990
‫درسته

07:32.990 --> 07:36.340
‫اون موقع بلد نبودم
‫لباس دخترونه بپوشم

07:36.340 --> 07:39.080
‫راستش هنوز هم باهاشون مشکل دارم.

07:39.080 --> 07:40.170
‫میمی!

07:41.290 --> 07:43.620
‫واقعاً فراتر از انتظارم هستی.

07:43.620 --> 07:45.630
‫تعجبی نداره که دوست آیدا هستی.

07:45.630 --> 07:47.990
‫چی؟ اوه...

07:47.990 --> 07:52.380
‫من که تعریفی ندارم، ولی آیدا باوقارتر از
‫هر بانوییه که می‌شناسم

07:52.380 --> 07:53.720
‫واقعا؟

07:53.760 --> 08:00.150
‫تق تق

07:54.670 --> 07:58.510
‫اوایل آیدا سمتم شاه‌بلوط
‫پرت می‌کرد

07:55.170 --> 07:58.510
‫ازم فاصله بگیر، بهم دست نزن!

07:58.510 --> 08:00.150
‫تازه پوستشونم جدا نمی‌کرد

08:00.150 --> 08:01.940
‫نه بابا

08:01.940 --> 08:07.580
‫چون مدام مسخره‌‌ام می‌کردی
‫و بهم می‌گفتی شکموی حریص

08:07.580 --> 08:10.170
‫بعدشم این ماجرا مال ده سال پیشه

08:10.170 --> 08:15.340
‫عجیبه، فکر می‌کردم آیدا از نوزادی
‫یه بانوی اصیل بوده

08:15.340 --> 08:17.080
‫بسه دیگه، خواهش می‌کنم

08:22.920 --> 08:24.930
‫پس قضیه اینه

08:24.930 --> 08:27.560
‫الان فهمیدم چی می‌خوای

08:27.910 --> 08:30.620
‫برات چندتا نجیب‌زاده‌ی درست‌وحسابی
‫پیدا می‌کنم

08:30.620 --> 08:33.850
‫جدی؟
‫ممنونم

08:35.740 --> 08:36.720
‫برادر!

08:41.750 --> 08:43.840
‫صدامو نشنید؟

08:43.840 --> 08:45.360
‫یه لحظه صبر کن

08:46.520 --> 08:49.480
‫فکر نکنم شاهزاده رناتو بیاد

08:54.850 --> 08:56.070
‫فایده نداشت

08:56.070 --> 09:01.100
‫می‌خواستم میمی رو معرفی کنم
‫ولی گفت کار داره

09:01.520 --> 09:04.630
‫انگار این روزا حسابی سرش شلوغه

09:04.940 --> 09:11.890
‫برادرم خیلی بااستعدادتر از منه
‫ولی یه‌کم خشک و سخت‌گیره

09:11.890 --> 09:14.140
‫کمال‌گراست و معتاد به کاره

09:14.560 --> 09:17.810
‫دستیارش، رایموندو ازم خواست
‫به داداشم کمک کنم، دیگه باید برم

09:18.190 --> 09:20.570
‫آیدا، میمی بعدا می‌بینمتون

09:22.730 --> 09:25.360
‫آکادمی رو کامل دیدی؟

09:25.840 --> 09:27.360
‫آره

09:28.110 --> 09:30.060
‫ببخشید

09:30.060 --> 09:32.860
‫خجالت بکش، این چه سروصداییه راه انداختی؟

09:33.220 --> 09:35.960
‫بانو النورا، لطفا ببخشیدش

09:35.960 --> 09:38.070
‫عذرخواهی می‌کنم

09:38.070 --> 09:43.570
‫نمی‌تونم عذرخواهی نامزد شاهزاده‌ روبینی رو
‫رد کنم

09:43.990 --> 09:47.540
‫وگرنه می‌شم آدم بده‌ی ماجرا

09:47.540 --> 09:50.110
‫از این به بعد بیشتر مراقب باش

09:52.860 --> 09:55.410
‫چه قدرت باورنکردنی‌ای داشت...

09:55.410 --> 09:56.510
‫محل نذار

09:57.060 --> 10:00.420
‫بانو النورا گاهی این‌طوری حرف می‌زنه

10:00.420 --> 10:05.310
‫آره، انگار دلش نمی‌خواست
‫ولی آخرش بخشید

10:11.110 --> 10:16.160
<i>‫آیدا با شاهزاده پلاسیدو صمیمیه
‫ولی اون که نامزدش نیست</i>

10:16.160 --> 10:21.500
<i>‫با برادر بزرگترش، شاهزاده رناتو نامزده</i>

10:21.880 --> 10:25.910
<i>‫ولی انگار از این قضیه خوشحال نیست</i>

10:26.900 --> 10:30.090
‫منم که باید یه خواستگار
‫درست‌وحسابی پیدا کنم

10:31.040 --> 10:39.050
‫همیشه یه گزینه خوب پیدا می‌شه!

10:32.310 --> 10:34.250
‫سعی خودمو می‌کنم

10:41.310 --> 10:44.410
<i>‫بابا، مامان، حالتون خوبه؟</i>

10:44.410 --> 10:47.770
<i>‫دو ماهه خارج از کشور درس می‌خونم
‫و حالمم که عالیه</i>

10:47.770 --> 10:51.440
<i>‫آیدا باهام خوب رفتار می‌کنه
‫و یه عالمه دوست پیدا کردم</i>

10:51.440 --> 10:54.100
‫سلام بانو آنوواتزی

10:54.100 --> 10:57.450
‫شنیدم پیش خانواده‌ی دوک آمتیس هستین

10:57.450 --> 10:59.290
‫امروز وقت دارین، بانو؟

10:59.290 --> 11:01.660
‫آیدا امروز کجاست؟

11:06.400 --> 11:08.410
<i>‫مطمئنم آدمای خیلی خوبین</i>

11:08.410 --> 11:10.750
<i>‫فقط برای پیدا کردن شوهر
‫به زمان بیشتری نیاز دارم</i>

11:25.830 --> 11:27.810
‫اوه، میمی؟

11:27.810 --> 11:29.530
‫شاهزاده پلاسیدو

11:30.540 --> 11:33.150
‫آیدا کجاست؟
‫باهات نیومده؟

11:33.660 --> 11:36.530
‫از دیشب تب داره

11:36.530 --> 11:39.070
‫متاسفانه نمی‌تونه امروز به مهمونی بیاد

11:39.960 --> 11:42.030
‫خیلی نگرانشم

11:42.030 --> 11:45.290
‫آها، مطمئنم خیلی نگرانشی

11:45.290 --> 11:47.460
‫م… معلومه که هستم

11:50.330 --> 11:52.090
‫.اِممم..

11:53.640 --> 11:55.420
‫بانو ماریا آنوواتزی

11:55.840 --> 12:01.040
‫افتخار می‌دین با پلاسیدو دی روبینی، برقصین؟

12:01.760 --> 12:06.800
‫ها؟ ولی هنوز بلد نیستم خوب برقصم

12:06.800 --> 12:09.020
‫فقط دردسر درست می‌کنم

12:09.020 --> 12:13.520
‫اشکالی نداره، مهم اینه
‫که بهت خوش بگذره

12:17.950 --> 12:19.780
‫بله، اعلی‌حضرت

12:45.520 --> 12:46.600
‫.همون چیزی بود که دلم می‌خواست..

12:55.360 --> 12:57.570
‫بعد از این تمرین، گرسنه‌ام شده.

12:58.510 --> 13:02.850
‫آیدا خیلی خوش‌شانسه که دوستی مثل تو داره.

13:04.880 --> 13:08.110
‫فکر می‌کنم آیدا از همون اولش هم برای همین پیش تو اومد.

13:08.500 --> 13:12.610
‫چون برای یادگیری آداب اشرافی، خودش رو خسته کرده بود.

13:13.480 --> 13:15.920
‫احتمالاً دلیل غیبت امروزش هم همینه.

13:15.920 --> 13:18.080
‫این رو نمی‌دونستم.

13:18.080 --> 13:21.840
‫آیدا همیشه یه بانوی بی‌نقص و آراسته بوده

13:23.150 --> 13:28.120
‫فکر کنم همین که کنارش باشی
‫خیلی بهش کمک می‌کنی

13:28.120 --> 13:31.350
‫بله اعلی‌حضرت.
‫از آیدا محافظت می‌کنم.

13:31.350 --> 13:33.560
‫شنیدنش باعث دلگرمیه.

13:35.480 --> 13:38.710
‫شاید اگر نامزدی‌شان را
‫به‌طور رسمی اعلام کنند،

13:38.710 --> 13:40.990
‫حالش در جشن فارغ‌التحصیلی بهتر شود.

13:41.920 --> 13:43.850
‫جشن فارغ‌التحصیلی؟

13:45.400 --> 13:48.580
‫دانشجوهای سال بالایی‌مان
‫دارند فارغ‌التحصیل می‌شوند.

13:49.250 --> 13:52.770
‫امسال شاهزاده رناتو
‫مرکز توجهه

13:53.190 --> 13:57.340
‫بقیه دانشجوها هم
‫می‌تونن شرکت کنن

13:57.760 --> 14:00.730
‫شرط می‌بندم جشن خیلی خفنیه

14:01.760 --> 14:05.760
‫البته امروزم فوق‌العاده بود
‫می‌تونستی کلی استیک بخوری

14:06.640 --> 14:07.990
‫عالیه

14:07.990 --> 14:11.200
‫شاهزاده پلاسیدو هم واقعا مهربونه

14:11.200 --> 14:12.230
‫آره، آدم خوبیه

14:13.410 --> 14:15.980
‫.هی آیدا، تو..

14:19.920 --> 14:22.990
‫اممم، هیچی

14:22.990 --> 14:28.010
‫توی جشن تمام تلاشم رو می‌کنم
‫تا یه نامزد پیدا کنم

14:28.010 --> 14:31.950
‫فقط باید جلوی اون عادتت رو بگیری
‫که هرچی توی دلته می‌گی

14:31.950 --> 14:34.040
‫باشه، حواسم هست

14:34.680 --> 14:37.570
<i>‫وقتی دارم همراه آیدا یاد می‌گیرم
‫چطور یه بانوی واقعی باشم</i>

14:37.570 --> 14:40.630
<i>‫منتظر می‌مونم شاهزاده پلاسیدو
‫یکی رو بهم معرفی کنه</i>

14:40.630 --> 14:44.950
<i>‫تئو، حتما به حرف پدر و مادر
‫و خواهرهای بزرگ‌ترت گوش بده</i>

14:44.950 --> 14:46.470
<i>‫مواظب خودت باش</i>

14:46.470 --> 14:47.450
‫خب، تموم شد

14:57.140 --> 14:58.670
‫آماده‌ای؟

15:01.730 --> 15:05.990
‫موهات مثل گندم پاییزی می‌درخشه، میمی

15:05.990 --> 15:09.910
‫به نرمی و براقی موهای بلوند تو که
‫نمی‌رسه، آیدا

15:09.910 --> 15:16.600
‫.یه رنگ طلایی خاصه..
‫طلایی خیلی خیلی خوشکل

15:16.600 --> 15:20.960
‫ممنونم، وقتی از مهمونی برگشتیم
‫روی مهارت حرف‌زدنت کار می‌کنیم

15:22.390 --> 15:25.310
‫خب، کافیه، بریم

15:32.410 --> 15:36.040
‫شاهزاده رناتو نمیاد دنبالت؟

15:36.040 --> 15:37.640
‫مگه نامزدت نیست؟

15:38.940 --> 15:41.710
‫حتما سرش خیلی شلوغه

15:42.150 --> 15:45.430
‫آها، بلاخره شاهزاده‌ست دیگه

15:45.430 --> 15:48.660
‫اگه من جاش بودم برای دیدنت
‫در رو از جا می‌کندم

15:48.660 --> 15:50.550
‫.اوه، میمی..

15:55.850 --> 15:57.000
‫چی شده؟

16:00.640 --> 16:03.720
‫اون کالسکه‌ی بانو النوراست

16:03.720 --> 16:08.510
‫النورا؟ آها، همونی که بهش خوردم

16:10.410 --> 16:12.740
‫بانو النورا، مشکلی پیش اومده؟

16:12.740 --> 16:15.020
‫اَه، ولم کنین

16:15.020 --> 16:16.600
‫—اگه کالسکه‌تون آسیب دیده

16:15.060 --> 16:16.640
‫یواش

16:16.600 --> 16:20.270
‫مگه کری؟ گفتم به کمکت نیازی ندارم

16:20.760 --> 16:22.220
‫.آیدا..

16:22.870 --> 16:26.060
‫معذرت می‌خوام، ما دیگه می‌ریم

16:34.130 --> 16:36.660
‫امیدوارم برای اون کالسکه مشکلی پیش نیاد

16:37.450 --> 16:40.920
‫همین خصلتت رو دوست دارم، میمی

16:40.920 --> 16:41.900
‫ها؟

16:43.620 --> 16:47.840
‫آخه توام هیچوقت پشت سر کسی
‫حرف نمی‌زنی

16:49.220 --> 16:50.440
‫ممنونم

17:09.420 --> 17:11.200
‫وای ببین چقدر آدم اینجاست

17:11.200 --> 17:14.940
‫اون وزیر پادشاهی کی‌هاوس نیست؟

17:14.940 --> 17:17.580
‫حتی اونم توی این مهمونی شرکت کرده؟

17:18.300 --> 17:20.710
‫پدرتم که اینجاست

17:22.610 --> 17:28.320
‫ورود شاهزاده‌ی اول رناتو
‫و شاهزاده‌ی دوم پلاسیدو

17:34.760 --> 17:38.600
‫ضعف

17:34.760 --> 17:38.600
غش

17:36.000 --> 17:38.600
‫همیشه انقدر خوش‌قیافه‌ست

17:38.600 --> 17:44.560
‫غش

17:38.910 --> 17:44.560
‫بعد از فارغ‌التحصیلی ولیعهد می‌شه، مگه نه؟

17:44.560 --> 17:46.860
‫حتی اخم‌ کردنشم جذابه

17:46.860 --> 17:49.440
‫شاهزاده پلاسیدو هم جذابه

17:54.210 --> 17:59.270
‫چرا شاهزاده رناتو به جای اینکه با نامزدش باشه
‫یکی دیگه رو آورده؟

18:01.310 --> 18:04.110
‫بانو آیدا، چرا شاهزاده رو همراهی نمی‌کنین؟

18:04.110 --> 18:06.420
‫بانو النورا دوباره همراهشونه

18:06.420 --> 18:08.660
‫و به نامزد خودش محل نمی‌ذاره

18:08.660 --> 18:12.210
‫شنیدم رابطه‌تون با شاهزاده رناتو
‫خوب پیش نمی‌ره

18:12.210 --> 18:13.390
‫آخی، دختر بیچاره

18:13.390 --> 18:15.790
‫اگه چیزی ذهنتون رو مشغول کرده
‫می‌تونین باهام حرف بزنین

18:21.660 --> 18:23.960
‫آیدا، تشنمه

18:23.960 --> 18:26.050
‫بیا بریم توی باغ، حسابی آب بخورم

18:29.830 --> 18:31.990
‫ولی هنوز کلی سؤال داشتم

18:34.290 --> 18:35.790
‫ممنونم میمی

18:36.490 --> 18:39.110
‫باورم نمی‌شه انقدر سوالای
‫بی‌ادبانه می‌پرسیدن

18:39.110 --> 18:41.380
‫مثل یه بانو رفتار نمی‌کردن

18:41.380 --> 18:43.000
‫.اوه، میمی..

18:43.000 --> 18:46.350
‫همه به شاهزاده رناتو علاقه دارن

18:46.840 --> 18:49.250
‫پس طبیعیه بهم توجه کنن

18:50.360 --> 18:55.510
‫ولی خسته‌کننده نیست که ندونی
‫واقعا به خودت اهمیت می‌دن یا نه؟

18:56.130 --> 18:58.350
‫آره، بعضی وقتا خسته می‌شم

18:58.350 --> 19:03.140
‫خب، خودم همیشه بهت حقیقت رو می‌گم
‫پس نگران نباش

19:03.500 --> 19:06.400
‫باید روی طرز بیانت کار کنی، میمی

19:06.400 --> 19:07.400
‫چشم، خانم معلم

19:11.420 --> 19:12.840
‫شاهزاده رناتو؟

19:12.840 --> 19:14.930
‫داره بانو النورا رو همراهی می‌کنه؟

19:14.930 --> 19:16.070
‫جریان چیه؟

19:16.070 --> 19:18.490
‫شنیدم کالسکه‌اش دچار مشکل شده بود.

19:18.490 --> 19:20.620
‫اعلی‌حضرت او را سوار کردند.

19:20.620 --> 19:22.790
<i>‫اما او آیدا را از خود راند.</i>

19:23.430 --> 19:25.040
<i>‫نقشه‌اش چیست؟</i>

19:29.060 --> 19:30.500
<i>‫چشم‌هایمان به هم گره خورد؟</i>

19:34.010 --> 19:35.760
<i>‫دارد به این سمت می‌آید.</i>

19:44.670 --> 19:45.640
‫میمی.

19:55.600 --> 19:58.110
‫حالا که اینجایی بیا همه چی رو روشن کنیم

19:58.110 --> 20:00.110
‫بانو آیدا آمتیس

20:03.890 --> 20:07.840
‫من، رناتو دی روبینی
‫شاهزاده‌ی اول پادشاهی روبینی

20:07.840 --> 20:12.380
‫از همین لحظه نامزدیمون رو به هم می‌زنم

20:17.570 --> 20:23.000
<i>‫چرا داره به من می‌گه نامزدیش رو
‫با آیدا به‌هم زده؟</i>

20:23.640 --> 20:27.640
‫برادر، موضوع چیه؟

20:27.640 --> 20:30.160
‫سرم کلاه رفته، پلاسیدو

20:30.160 --> 20:33.280
‫اون به رابطه‌ی من و بانو النورا حسودی می‌کنه

20:33.280 --> 20:37.150
‫و دنبال النورا راه افتاده
‫و بهش حمله کرده

20:37.150 --> 20:40.780
‫.اعلی‌حضرت، آیدا اون نیست..

20:41.350 --> 20:44.990
‫اجازه نمی‌دم کسی به خاطر جایگاهش
‫به بقیه زور بگه!

20:45.530 --> 20:47.690
‫داداش، لطفا آروم باش

20:47.690 --> 20:50.160
‫آیدا همچین آدمی نیست

20:50.160 --> 20:51.750
‫متاسفانه پلاسیدو

20:51.750 --> 20:54.480
‫دستیارم مدرک داره

20:51.750 --> 20:54.920
‫همهوا

20:56.120 --> 20:57.750
‫دیگه نمی‌تونی بزنی زیرش

20:57.750 --> 21:00.910
‫بهت دستور می‌دم فورا
‫از آکادمی انصراف بدی

21:00.910 --> 21:04.050
‫و همین‌ الان از بانو النورا
‫عذرخواهی کنی

21:04.050 --> 21:05.350
‫اینجا چه خبره؟

21:05.350 --> 21:06.620
‫نامزدیشون رو به‌هم زد؟

21:06.620 --> 21:07.550
‫یعنی چی؟

21:07.550 --> 21:10.060
<i>‫الان باید چی کار کنم؟</i>

21:12.570 --> 21:14.060
<i>‫.آیدا..</i>

21:14.560 --> 21:16.610
‫من با تمام وجود از آیدا محافظت می‌کنم!

21:14.560 --> 21:16.610
‫مستعد

21:16.950 --> 21:20.150
‫بهش گفتم بهترین دوستمه

21:25.280 --> 21:26.700
‫اعلی‌حضرت!

21:26.700 --> 21:29.970
‫مطمئنی می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟

21:29.970 --> 21:31.870
‫م… معلومه که می‌دونم

21:31.870 --> 21:35.210
‫نه، مشخصه هیچی نمی‌فهمی!

21:35.000 --> 21:47.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:35.000 --> 21:47.000
Nakisa\h:مترجم

21:35.000 --> 21:47.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:37.740 --> 21:40.620
‫اسم من ماریا آنوواتزیه!

21:40.620 --> 21:44.390
‫نامزدتون، لیدی آیدا آمتیس اونطرفه!

21:45.320 --> 21:48.680
‫.اولین کاری که باید بکنی اینه که..

21:48.680 --> 21:50.790
‫یه عینک برای خودت بخری!

21:51.270 --> 21:53.150
‫چی؟

23:26.840 --> 23:30.830
‫اسمم ماریا آنوواتزیه‌، می‌تونین میمی صدام بزنین

23:30.830 --> 23:33.790
‫حالا این ماریا چطوری شده میمی؟

23:33.790 --> 23:36.650
‫یه رازه که فعلا نمی‌تونم بگم

23:35.040 --> 23:40.040
:قسمت بعد

23:35.040 --> 23:40.040
ماجرای برگردوندن اونی که زده بود زیر همه چی

23:36.650 --> 23:39.040
‫وای نه، دوباره هرچی توی دلم بود گفتم!
