WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:02.920 --> 00:05.190
‫اعلی‌حضرت، مراقب باشین!

00:03.640 --> 00:08.880
<i>‫رفته بودم با ملکه چای بخورم
‫که یهو بهمون حمله شد</i>

00:08.880 --> 00:13.220
‫خیلی خفن و باحالی، میمی!
‫عاشقتم!

00:13.220 --> 00:17.140
<i>‫ظاهرا ملکه اونقدرا ازم بدش نیومد</i>

00:15.260 --> 00:15.470
‫سیلی

00:15.510 --> 00:15.720
‫سیلی

00:15.760 --> 00:15.970
‫سیلی

00:16.010 --> 00:16.220
‫سیلی

00:16.260 --> 00:16.470
‫سیلی

00:16.510 --> 00:16.720
‫سیلی

00:16.760 --> 00:16.970
‫سیلی

00:18.550 --> 00:20.020
‫خب، خب

00:20.020 --> 00:25.020
‫از چیزی که فکر می‌کردم جالب‌تری، میمی

00:37.280 --> 00:45.540
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

01:55.030 --> 02:00.040
:قسمت 4

01:55.030 --> 02:00.040
‫‫ماجرای اونی که رفت و دردسرهای پیش روش

02:00.510 --> 02:01.510
‫نذارین فرار کنه!

02:01.510 --> 02:03.030
‫محوطه رو محاصره کنین!

02:03.030 --> 02:03.750
‫عجله کنین!

02:04.070 --> 02:05.710
‫مجرم از قصر فرار کرده!

02:05.710 --> 02:07.540
‫نذارین در بره!

02:09.040 --> 02:11.010
‫میمی عزیزم!

02:11.010 --> 02:13.190
‫مراقب ملکه باشین!

02:14.160 --> 02:16.890
<i>‫.خوشحالم، ولی..</i>

02:22.360 --> 02:26.330
<i>‫ماکارون‌هایی که ملکه
‫پیشنهاد داد، خراب شدن</i>

02:26.330 --> 02:30.680
<i>‫کاش می‌تونستم به‌ازای هر شیرینی‌ که خراب شده
‫یه مشت بزنم تو صورت مجرم</i>

02:30.680 --> 02:32.400
‫بانو ماریا!

02:32.400 --> 02:35.110
‫خودمون اینجا رو مرتب می‌کنیم

02:35.110 --> 02:36.730
‫لطفا شما برین داخل قصر

02:36.730 --> 02:38.930
‫اعلی‌حضرت حتما نگرانتونه

02:38.930 --> 02:40.410
‫واقعا؟

02:40.920 --> 02:43.160
‫می‌گیم چندتا شوالیه همراهتون بیان

02:44.000 --> 02:44.910
‫.ولی..

02:48.810 --> 02:50.210
‫اشکالی نداره

02:50.210 --> 02:53.300
‫خودم می‌تونم برم!

02:53.300 --> 02:55.550
‫بانو ماریا!

02:55.550 --> 02:57.670
‫چه سرعتی داره

02:57.670 --> 02:59.300
‫همه حالشون خوبه؟

02:59.300 --> 03:01.560
‫لرد رایموندو!

03:01.560 --> 03:03.000
‫خیلی متاسفیم

03:03.000 --> 03:06.440
‫بانو ماریا خودش رفت
‫پیش اعلی‌حضرت

03:06.440 --> 03:08.250
‫با اینکه همین الان بهش حمله شد؟

03:06.440 --> 03:10.440
‫شوک

03:08.250 --> 03:10.440
‫واقعا متاسفیم!

03:10.440 --> 03:13.610
‫می‌رم دنبالش، شما اینجا رو جمع و جور کنین

03:18.570 --> 03:20.730
‫از اینوره دیگه‌؟

03:20.730 --> 03:22.990
‫بذار ببینم، هان؟

03:23.360 --> 03:25.270
‫تا حالا اینجا نیومده بودم

03:25.740 --> 03:28.110
‫نکنه باید می‌پیچیدم سمت راست؟

03:28.110 --> 03:29.250
‫میمی!

03:29.590 --> 03:31.340
‫اوضاع چطوره؟

03:30.920 --> 03:31.340
‫هوا رفت

03:30.920 --> 03:31.340
‫هوا رفت

03:31.670 --> 03:33.750
‫ها؟ جاخالی دادی

03:33.750 --> 03:36.180
‫سلام، لرد ایرنئو

03:36.180 --> 03:38.320
‫خداحافظ، لرد ایرنئو.

03:38.320 --> 03:40.640
‫و بعد، دوباره سلام.

03:41.930 --> 03:44.870
‫خیلی بی‌مزه ای. خیلی وقته که همدیگه رو ندیدیم.

03:44.870 --> 03:46.100
<i>‫این مرد...</i>

03:46.960 --> 03:51.810
<i>‫لرد ایرنئو از خاندان مارکی،
‫پسرعموی شاهزاده رناتو هست.</i>

03:51.810 --> 03:54.480
<i>‫دشمن اعلی‌حضرت نیست</i>

03:55.170 --> 03:57.990
<i>‫ولی برای زن‌ها خیلی خطرناکه</i>

03:58.380 --> 04:03.110
<i>‫سن پایین به نظر میاد ولی راستش
‫اوایل سی‌سالگیشه</i>

04:03.110 --> 04:06.870
<i>‫حتما خیلی چشم‌چرونه که
‫آیدا همچین حرفی زده</i>

04:06.870 --> 04:08.290
<i>‫باید مراقب باشم</i>

04:08.290 --> 04:09.370
‫راستی

04:09.370 --> 04:11.960
‫سرعت عملت رو دیدم

04:14.840 --> 04:17.040
‫خیلی ممنون

04:17.040 --> 04:18.420
‫ازت تعریف کردما

04:18.750 --> 04:22.470
‫واقعا شخصیت جالب داری
‫عاشقت شدم

04:22.470 --> 04:25.510
‫مشخصه به همه اینو می‌گی

04:25.510 --> 04:29.180
‫اگه درست رفتار نکنی، اعلی‌حضرت
‫از دستت ناراحت می‌شه

04:29.180 --> 04:31.660
‫رناتو زیادی حساسه

04:31.660 --> 04:34.400
‫نمی‌خوام تو رو از چنگش در بیارم که

04:34.400 --> 04:35.900
‫ولی حیف شد

04:39.580 --> 04:42.880
‫کاش زودتر دیده بودمت

04:42.880 --> 04:43.830
‫چی؟

04:43.830 --> 04:46.240
‫ازم خوشت میاد، مگه نه؟

04:48.710 --> 04:50.290
‫آره جون خودت!

04:50.290 --> 04:53.410
‫درست گفتم؟
‫معلومه که میاد

04:57.890 --> 05:00.340
‫میمی، داری تلپورت ‌می‌کنی؟

05:00.340 --> 05:02.710
‫دیگه شوخی کافیه

05:02.710 --> 05:04.120
‫لرد ایرنئو!

05:06.390 --> 05:10.730
‫اگه ادامه بدی، مجبور می‌شم
‫رفتارتون رو به اعلی‌حضرت گزارش بدم

05:10.730 --> 05:13.060
‫لطفا دیگه تمومش کنین

05:15.560 --> 05:17.400
‫بلاخره بادیگاردت رسید

05:17.400 --> 05:19.570
‫باشه بابا رفتم

05:19.570 --> 05:24.190
‫میمی، از اون شیرینی فروشی که
‫تازه تو پایتخت باز شده خبر داری؟

05:24.190 --> 05:25.070
‫ها؟

05:25.070 --> 05:27.390
‫می‌گن تارت هلو داره، چه تارت هلویی

05:27.390 --> 05:30.000
‫بیا یه روز اونجا با هم قرار بذاریم

05:30.000 --> 05:34.940
‫بهم گفتن نباید با غریبه‌ها جایی برم!

05:31.710 --> 05:32.120
‫آره

05:31.710 --> 05:32.120
‫آره

05:32.330 --> 05:32.750
‫آره

05:32.330 --> 05:32.750
‫آره

05:36.370 --> 05:39.980
‫علاقه‌ی لرد ایرنئو به زن‌ها
‫واقعا دردسرسازه

05:39.980 --> 05:42.510
‫باهاتون موافقم، بانو ماریا

05:42.830 --> 05:45.800
‫الان که نامزد ولیعهد شدین

05:45.800 --> 05:47.900
‫آدمای مختلفی سراغتون میان

05:47.900 --> 05:51.430
‫حتی توی قصرم تنها شدین
‫خیلی مراقب باشین

05:51.430 --> 05:53.250
‫نگران نباش

05:53.250 --> 05:56.860
‫اگه کسی زیادی سمج بشه
‫یه مشت به معده‌ش می‌زنم

05:56.860 --> 06:00.400
‫چی دارین می‌گین؟
‫این کارا ممنوعه

06:00.400 --> 06:01.070
‫چی؟

06:00.400 --> 06:01.070
‫چی؟

06:01.070 --> 06:04.200
‫راستش، خودتونم زیاد دردسر درست می‌کنین

06:01.990 --> 06:04.700
‫کشیدن کشیدن...

06:01.990 --> 06:04.700
‫کشیدن کشیدن...

06:05.330 --> 06:07.530
‫حس کردم یکی اونجاست

06:07.530 --> 06:11.540
‫میز رو پرت کردم بالا
‫دو تا تیر خورد بهش

06:07.870 --> 06:11.540
‫فرمانده‌ی شوالیه‌ها

06:11.540 --> 06:15.640
‫شونه‌های ظریف ملکه
‫از شوک می‌لرزید

06:15.640 --> 06:17.040
‫مجرم کجا بود؟

06:17.040 --> 06:20.300
‫دنبالش گشتم
‫ولی رفته بود

06:20.300 --> 06:28.300
‫فرمانده‌ی شوالیه‌ها

06:20.840 --> 06:25.980
‫ماکارون‌های رنگارنگ رفتن هوا
‫و بیچاره‌ها افتادن روی چمن

06:25.980 --> 06:29.040
‫اوف، حیف شد

06:30.390 --> 06:33.470
<i>‫تا حالا ندیده بودم اعلی‌حضرت
‫اینجوری بخنده</i>

06:33.470 --> 06:35.680
‫ماجرا این بود

06:36.950 --> 06:39.080
‫چه تعریف قدرتمند و جذابی

06:39.080 --> 06:42.960
‫هنوز هیچ سرنخی از مجرم
‫پیدا نکردین؟

06:42.960 --> 06:45.550
‫نه قربان، داریم تحقیق می‌کنیم

06:45.550 --> 06:48.360
‫فکر می‌کنیم هدفشون ملکه بوده

06:48.360 --> 06:50.990
‫ولی چندتا نکته‌ی عجیب هست
‫که سرعت روند تحقیق رو کم کرده

06:50.990 --> 06:52.950
‫به تحقیقاتتون ادامه بدین

06:50.990 --> 06:53.870
‫فرمانده‌ی شوالیه‌ها

06:52.950 --> 06:53.870
‫چشم قربان

06:53.870 --> 06:59.250
‫به‌هرحال، با توجه به چیزایی که
‫.از عکس‌العمل و سرعتتون شنیدم..

06:59.250 --> 07:01.830
‫می‌خوام به گروه شوالیه‌ها ملحق بشین

07:01.830 --> 07:02.850
‫هی

07:02.850 --> 07:05.340
‫دیگه زیادی سوال پیچش کردین

07:05.340 --> 07:07.340
‫کوتاه نمیایم!

07:07.340 --> 07:09.920
‫درباره‌اش فکر کنین!

07:10.350 --> 07:12.340
‫ببخشید که زیاد شلوغش کردن

07:12.340 --> 07:16.520
‫اشکالی نداره، فقط امیدوارم
‫به تحقیقات کمک کرده باشم

07:16.520 --> 07:19.480
‫میمی، خیلی خوشحالم که سالمی

07:19.480 --> 07:20.610
‫.اعلی‌حضرت..

07:20.610 --> 07:24.360
‫بازم ممنونم که از مادرم محافظت کردی

07:24.360 --> 07:26.520
‫کار خاصی نکردم

07:26.520 --> 07:31.030
‫قبلا هم گفتم، همه‌اش به‌خاطر محکم بودن
‫میزهای قصره

07:34.870 --> 07:37.040
‫ا-اعلی‌حضرت!

07:37.680 --> 07:40.250
‫.م-من..

07:41.250 --> 07:44.300
‫له شد

07:41.750 --> 07:44.300
‫مطمئنی آسیبی ندیدی؟

07:44.740 --> 07:47.930
‫می‌ترسم زخمی شده باشی
‫و خودت ندونی

07:47.930 --> 07:50.770
‫نه مشکلی ندارم، زیادی نگرانین

07:50.550 --> 07:51.510
...هُوف

07:51.510 --> 07:54.680
‫فعلا اون بیرون امن نیست، امشب بهتره
‫توی قصر بمونی

07:54.680 --> 07:58.510
‫چی؟ ولی نمی‌تونم مزاحمتون بشم

07:58.510 --> 08:02.020
‫قصر همیشه آماده‌ی
‫پذیرایی از مهمونه

08:02.020 --> 08:04.670
‫درای اینجام همیشه به روی تو بازه!

08:04.670 --> 08:06.150
‫.ولی اعلی‌حضرت..

08:06.150 --> 08:09.770
‫زاویه‌ی ضربه‌ی میمی عالی بود-

08:08.440 --> 08:10.560
‫درسته، درسته-

08:09.770 --> 08:11.790
‫خیلی خیلی باحاله-

08:10.940 --> 08:12.560
‫باشه، باشه-

08:11.790 --> 08:17.080
‫بعدش هم این اینجوری، اینجوری زد
‫اصلا محشره-

08:12.560 --> 08:17.660
‫طبق گزارشی که الان رسیده
‫ملکه هنوز آروم نشده

08:17.660 --> 08:20.130
‫هی، میمی!

08:18.790 --> 08:21.500
‫لرد ایرنئو هم امشب اینجا می‌مونه

08:21.500 --> 08:25.210
‫شاید بهتر باشه بانو ماریا
‫بره خونه

08:25.210 --> 08:27.120
‫فکر کنم حق با توئه

08:27.120 --> 08:30.020
‫ولی با مادرم
‫چی کار کنم؟

08:30.020 --> 08:30.870
‫چی؟

08:30.870 --> 08:35.050
‫گفتی حس می‌کنی ازت خوشش نمیاد

08:35.050 --> 08:38.640
‫ولی حسابی مجذوب شخصیت و مهارت‌های
‫رزمیت شده

08:36.600 --> 08:37.850
‫بنگ

08:38.640 --> 08:40.300
‫اون نمی‌تونه احساساتش رو پنهان کنه،

08:40.300 --> 08:44.910
‫و سرکوب کردنشون،
‫حالت صورتش رو تشدید می‌کنه.

08:44.910 --> 08:47.280
‫آها، متوجه شدم.

08:47.280 --> 08:49.190
‫لطفاً ببخشش.

08:49.190 --> 08:55.050
‫منم دوست دارم با ملکه رابطه‌ی خوبی
‫داشته باشم

08:55.950 --> 08:57.120
‫خوبه

08:57.120 --> 09:00.730
‫هوا داره تاریک می‌شه، دیگه باید برم

09:04.030 --> 09:05.340
‫.مـن..

09:07.900 --> 09:11.050
‫خوشحالم امروز 2بار دیدمتون

09:12.800 --> 09:14.470
‫—میمی، شاید بهتره امشب بمونی

09:14.470 --> 09:17.360
‫کالسکه رو بیارین!
‫نگهبانام بیشتر کنین!

09:17.360 --> 09:18.220
‫چشم قربان!

09:26.370 --> 09:28.110
‫ازم دلخور نباشین

09:28.110 --> 09:30.690
‫هنوز به طور رسمی نامزد نشدین

09:30.690 --> 09:32.490
‫می‌دونم

09:33.950 --> 09:38.160
‫.رایموندو، میمی برای رفتن به کشورش..

09:38.690 --> 09:41.180
‫باید از همون مسیر بره؟

09:41.180 --> 09:42.080
‫بله

09:42.430 --> 09:48.240
‫نگرانم، چون اون مسیر تازگیا پر از حمله راهزن‌ها شده

09:48.240 --> 09:51.540
‫ولی این تنها راه رسیدن به پادشاهی موروئه

09:51.880 --> 09:55.400
‫اما اون همین الان مورد حمله قرار گرفت

09:55.400 --> 09:58.380
‫ولیعهد بودن با خطر همراهه

09:58.380 --> 10:00.320
‫می‌دونم، ولی با این حال...

10:01.640 --> 10:06.400
‫شاید اگه بهش پیشنهاد ازدواج نمی‌دادم
‫میمی کمتر توی خطر میفتاد

10:07.070 --> 10:09.150
‫بعضی وقتا این فکر
‫میاد توی ذهنم

10:09.450 --> 10:13.580
‫به خانواده‌ی آمتیس و آکادمی هم
‫دستور دادم امنیت رو تقویت کنن

10:13.990 --> 10:16.320
‫لطفاً خیالتون راحت باشه

10:16.320 --> 10:17.270
‫می‌دونم

10:17.270 --> 10:24.040
‫به بانو ماریا هم هشدار می‌دم
‫که خودش رو توی دردسر نندازه

10:29.710 --> 10:31.210
‫مراقب باشید

10:31.210 --> 10:35.710
<i>‫تعداد نگهبان‌ها بیشتر شده
‫یه جورایی معذبم</i>

10:39.910 --> 10:43.590
<i>‫نباید بذارم شاهزاده رناتو
‫زیادی نگرانم بشه</i>

10:44.100 --> 10:52.100
‫‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

11:06.120 --> 11:10.210
<i>‫هرکی بهم حمله کنه رو
‫تیکه پاره‌اش می‌کنم</i>

11:12.140 --> 11:13.880
‫باید همیشه حواسم به همه چی باشه

11:13.880 --> 11:17.370
‫این یکی برای سپر خوب نیست

11:17.370 --> 11:19.220
‫بانو آنوواتزی؟

11:21.180 --> 11:23.480
‫باز بلند بلند فکر می‌کردم؟

11:37.320 --> 11:42.240
‫هر وقت حس می‌کنم یکی داره نگام می‌کنه
‫متوجه می‌شم

11:44.240 --> 11:47.660
<i>‫تشخیص بانو روزالیا با این عطرش
‫آسونه</i>

11:47.660 --> 11:50.610
‫وای ببین کی اینجاست

11:50.610 --> 11:53.840
‫فکر کنم فقط یه داهاتیه که هرجا
‫گیر بیاره می‌‌شینه

11:53.840 --> 11:57.800
‫بانو روزالیا، نقاشیتون
‫تموم شد؟

11:57.800 --> 12:02.960
‫معموله، تو باغ گیاه‌شناسی
‫گل‌های قشنگی کشیدیم

12:02.960 --> 12:05.220
‫نقاشیت رو نشون بده بهش

12:05.220 --> 12:06.730
‫بیا یه نگاه بنداز

12:06.730 --> 12:09.460
‫وای، خیلی قشنگه

12:09.460 --> 12:11.340
‫ایشون عضو انجمن هنره

12:11.340 --> 12:13.520
‫توی مسابقات همیشه نفر اوله

12:13.520 --> 12:16.450
‫بانو روزالیا، نقاشیتون رو ببینم

12:16.450 --> 12:19.740
‫نـ… لازم نیست نقاشی منو ببینی

12:19.740 --> 12:21.780
‫مال خودتو نشونم بده

12:21.780 --> 12:23.280
‫ولی هنوز نصفه‌کارست

12:23.280 --> 12:25.150
‫بذار ببینم

12:25.150 --> 12:29.500
‫ا-این… نکنه هنر آوانگارده؟

12:37.380 --> 12:42.170
‫دیدن اون نقاشی یه ترس عجیب‌غریب
‫انداخت به جونم

12:42.510 --> 12:45.240
‫بیایین بریم

12:45.240 --> 12:48.170
‫ماریا آنوواتزی، تلافیشو سرت در میارم

12:49.950 --> 12:51.770
‫بانو روزالیا!

12:53.770 --> 12:58.360
‫بانو روزالیا اسممو درست گفت!

13:00.620 --> 13:03.190
‫اونجا چی کار می‌کنی؟

13:03.190 --> 13:05.270
‫سلام، ترسوندت؟

13:05.270 --> 13:08.380
<i>‫لرد ایرنئو زودتر از بقیه شناسایی می‌شه</i>

13:08.380 --> 13:11.800
‫اتفاقا توی قایم شدن افتضاحی

13:11.800 --> 13:14.380
‫اینجا چی می‌خوای؟

13:14.380 --> 13:16.500
‫گفتم حالا که اینجام
‫یه دوری توی مدرسه بزنم

13:16.500 --> 13:18.760
‫فارغ‌التحصیل همینجام، نمی‌دونستی؟

13:18.760 --> 13:24.010
‫آره جون خودت
‫اومدی دنبال دخترا راه بیفتی

13:24.010 --> 13:28.520
‫نگران نباش، فعلا فقط تو نظرم رو
‫جلب کردی میمیه عزیزم

13:31.080 --> 13:33.240
‫اینو خودت کشیدی؟

13:33.240 --> 13:35.700
‫معلومه که آره

13:35.700 --> 13:40.140
‫جالبه، هنر همیشه
‫با نوآوری جون می‌گیره

13:40.140 --> 13:41.070
‫چی؟

13:41.070 --> 13:45.050
‫نه باروکه، نه نئوکلاسیک

13:45.050 --> 13:48.190
‫دختر جالبی هستی

13:48.190 --> 13:50.930
‫لرد ایرنئو، به نقاشی و هنر علاقه دارین؟

13:50.930 --> 13:51.830
‫آره

13:51.830 --> 13:54.750
‫پس باید یه روز با هم بریم موزه‌ی هنر

13:58.680 --> 13:59.920
‫چی شد؟

13:59.920 --> 14:04.680
‫هیچی، فقط یه لحظه شبیه برادر کوچولوم
‫تئو شدی

14:04.680 --> 14:06.650
‫شبیه داداش کوچولوتم؟

14:06.650 --> 14:08.680
‫یعنی می‌خوای بگی بامزه‌‌ام؟

14:08.680 --> 14:11.890
‫آره، تئو خیلی بامزه‌ست

14:11.890 --> 14:13.730
‫لرد ایرنئو!

14:13.730 --> 14:16.900
‫حیف شد، دیگه باید برم

14:17.650 --> 14:20.270
‫بعدا می‌بینمت، میمیه عزیزم

14:22.290 --> 14:23.450
‫خب که اینطور

14:23.450 --> 14:27.490
‫بعد از کلاس رفتین با ملکه
‫و بانو آیدا چای خوردین

14:27.490 --> 14:29.250
‫بعدش هم بعدازظهرها تمرین می‌کردی.

14:29.250 --> 14:32.390
‫برنامه‌ی روزانه‌ات خیلی شلوغه.

14:34.780 --> 14:37.650
‫چون این‌قدر سرت شلوغه،

14:37.650 --> 14:41.730
‫طبیعیه که وقتی دارم باهات حرف می‌زنم خوابت ببره.

14:42.460 --> 14:44.740
‫واقعاً انتظار داشتی همچین چیزی بگم؟

14:44.740 --> 14:46.090
‫مـ… معذرت می‌خوام!

14:46.090 --> 14:49.280
‫قول می‌دم دفعه‌ی بعد گوش بدم
‫ببخشید

14:49.280 --> 14:56.610
‫از اینکه محافظ‌ بیشتری برام گذاشتین ممنونم
‫ولی این روزا خیلی فشار رومه

14:58.860 --> 15:00.560
‫.عجب دختریه..

15:00.560 --> 15:03.530
‫این مهمه، لطفا خوب گوش بدین

15:03.530 --> 15:06.220
‫تازگی‌ها جاده‌ی کوهستانی
‫به سمت پادشاهی مورو

15:06.220 --> 15:08.950
‫به خاطر حمله‌ی راهزن‌ها
‫خطرناک شده...

15:10.240 --> 15:11.280
‫هوم!

15:11.560 --> 15:15.930
‫بانو ماریا!
‫می‌دونید که فردا راهی می‌شید!

15:31.980 --> 15:35.100
‫حرکاتت مثل همیشه زیباست.

15:35.100 --> 15:36.520
‫اعلی‌حضرت

15:37.270 --> 15:39.430
‫کدوم سری از حرکات رو
‫دوست دارین ببینین؟

15:39.430 --> 15:42.370
‫فکر کنم سری سی

15:42.370 --> 15:43.900
‫چشم

15:53.520 --> 15:54.450
‫سی!

15:54.450 --> 15:57.710
‫سی‌ویک، سی‌ودو، سی‌وسه!

15:57.710 --> 15:59.960
‫سی‌وچهار، سی‌وپنج!

15:59.960 --> 16:02.960
‫سی‌وشش، سی‌وهفت!

16:02.960 --> 16:05.260
‫سی‌وهشت!

16:20.060 --> 16:21.900
‫این‌ها تا اینجا پرت شدند.

16:21.900 --> 16:24.520
‫شماره‌ی سی‌وهشت واقعاً تأثیرگذار بود.

16:24.520 --> 16:28.060
‫اون حرکت رو خودمم خیلی دوسش دارم

16:24.610 --> 16:25.570
‫لبخند

16:28.060 --> 16:30.960
‫نکته‌اش اینه که پاها رو محکم بکوبی زمین
‫و پاشنه‌‌ی پای راست رو بالا ببری

16:30.960 --> 16:36.640
‫وقتی وزن بدنت از پای راست
‫به پای چپ منتقل می‌شه

16:36.640 --> 16:37.950
‫.اینطوری..

16:37.950 --> 16:39.710
‫آروم باش، میمی.

16:40.780 --> 16:44.450
‫خوشحالم که به هنرهای رزمی
‫خانواده‌ام علاقه داری.

16:44.450 --> 16:45.640
‫دست خودم نیست.

16:45.640 --> 16:50.340
‫راستی، هنوز سری حرکات چهل و شصت رو
‫بهم نشون ندادی.

16:50.340 --> 16:54.010
‫می‌دونم. نمی‌تونم اون‌ها رو
‫حتی به تو هم نشون بدم.

16:54.010 --> 16:56.430
‫جزو اسرار خانوادگیه

16:56.430 --> 16:59.450
‫حتی توی خانواده‌مون، فقط من و پدرم بلدیمشون.

16:56.770 --> 16:58.050
‫مغرور

16:59.450 --> 17:03.910
‫چی؟ یعنی فقط دو نفر توی کل دنیا اینا رو بلدن؟

17:03.910 --> 17:06.150
‫هنرهای رزمی خیلی عمیق‌تر از این حرفاست.

17:06.150 --> 17:07.360
‫خجالت

17:06.150 --> 17:07.360
‫خجالت

17:07.830 --> 17:09.640
‫نمی‌خوای یه کم استراحت کنی؟

17:11.990 --> 17:14.340
‫ظاهرا هر روز تمرینای سختی داری

17:14.340 --> 17:16.160
‫خوب که می‌خوابی؟

17:16.490 --> 17:19.600
‫لرد رایموندو چیزی گفته؟

17:20.100 --> 17:22.620
‫گفته وسط حرفش خوابم برده بود؟

17:22.620 --> 17:28.210
‫نه، فقط می‌دونم با اینکه سرت شلوغه
‫هر روز صبح کلی تمرین می‌کنی

17:28.210 --> 17:30.550
‫فکر کردم حتما کار سختیه.

17:30.900 --> 17:32.910
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

17:32.910 --> 17:36.820
‫چون خاندان آنوواتزی
‫خانواده‌ای سرشناس در هنرهای رزمی هستن

17:36.820 --> 17:40.970
‫که نسل‌هاست به عنوان
‫محافظان سلطنتی مورو خدمت کردن.

17:43.140 --> 17:49.070
‫به‌عنوان وارث، از بچگی
‫مثل یه پسر آموزش دیدم.

17:49.840 --> 17:52.200
‫تو، در بچگی...

17:52.200 --> 17:55.110
‫حتما خیلی شیطون و بامزه بودی

17:55.110 --> 17:56.590
‫اصلا

17:56.590 --> 18:00.080
‫به خاطر انرژی زیادم، خیلیا فکر می‌کردن پسرم

18:01.030 --> 18:05.350
‫اون موقع هر نوع ورزشی رو
‫دوست داشتم

18:05.350 --> 18:07.920
‫تمام وقتم رو گذاشته بودم روی تمرین

18:08.890 --> 18:10.340
‫.ولی یه روز..

18:28.200 --> 18:29.190
‫میمی!

18:29.190 --> 18:30.610
‫حالت خوبه؟

18:31.020 --> 18:32.440
‫.بابا..

18:35.580 --> 18:37.870
‫.درسی که گرفتم این بود..

18:37.870 --> 18:42.680
‫هنرهای رزمی خاندان آنوواتزی
‫برای محافظت از عزیزانه

18:47.430 --> 18:49.670
‫برای محافظت از عزیزانم

18:50.340 --> 18:53.580
‫هر کاری از دستم بر بیاد می‌کنم

18:53.580 --> 18:57.750
‫هنوزم همین حس رو دارم، با اینکه
‫دیگه وارث نیستم

18:57.750 --> 19:04.020
‫برای همین تمرینای صبحگاهی و ورزش‌ و آموزش
‫اصلا برام سخت نیست

19:04.020 --> 19:06.940
‫پس قدرتت رو از پدرت به ارث بردی

19:06.940 --> 19:09.940
‫.درسته، ولی..

19:09.940 --> 19:13.940
‫عااالیه،. یه وارث پسر دارم!

19:14.270 --> 19:17.160
‫.از وقتی تئو به دنیا اومد..

19:20.850 --> 19:24.580
‫پدرم ازم فاصله گرفت

19:30.620 --> 19:33.590
‫خب، بریم تمرین کنیم، میمی!

19:33.590 --> 19:35.000
‫.صبر کن، نه..

19:35.000 --> 19:39.510
‫تئو، مـ… میمی، کلاس گل‌آرایی داره نه؟

19:42.310 --> 19:45.050
‫یه‌کم اوضاع بینمون پیچیده شده

19:45.050 --> 19:48.180
‫البته برام مهم نیستا

19:48.530 --> 19:52.940
‫مطمئنم دوباره مثل قبل
‫می‌تونین با هم حرف بزنین

19:54.860 --> 19:58.300
‫شنیدن این حرفت آرومم کرد

19:59.270 --> 20:00.620
‫خوشحالم

20:02.120 --> 20:04.580
‫خیلی دلم برات تنگ می‌شه

20:05.620 --> 20:09.110
‫ا-اعلی‌حضرت، عرق کردم
‫لباساتون کثیف می‌شه

20:09.110 --> 20:10.380
‫مهم نیست

20:10.380 --> 20:12.390
‫زود برمی‌گردم

20:12.390 --> 20:14.250
‫فقط یه شب می‌مونم

20:14.250 --> 20:17.010
‫ولی شش روز توی راهی

20:17.010 --> 20:18.380
‫درسته

20:18.750 --> 20:22.180
‫می‌ترسم وقتی نیستم
‫بهت حمله بشه

20:19.930 --> 20:24.640
‫جدی

20:22.180 --> 20:24.640
‫معمولا قضیه برعکسه

20:28.000 --> 20:30.650
‫لطفا مراقب باش

20:30.650 --> 20:33.590
‫ممنون از نگرانیتون

20:34.000 --> 20:35.530
‫ولی نگران نباشین

20:35.940 --> 20:38.200
‫کارای خطرناک نمی‌کنم

20:38.200 --> 20:42.320
‫حالم خوبه، مطمئنم هستم همه‌چی
‫خوب پیش می‌ره

20:43.370 --> 20:47.160
‫چون تو اینو می‌گی به حرفت اعتماد می‌کنم

20:47.370 --> 20:47.660
‫چلوندن

20:47.870 --> 20:48.320
‫چلوندن

20:47.880 --> 20:50.290
‫خیالم راحت شد، ممنونم

20:48.910 --> 20:49.200
‫چلوندن

20:49.410 --> 20:49.740
‫چلوندن

20:49.910 --> 20:50.240
‫چلوندن

20:51.470 --> 20:53.380
‫ببخشید نمی‌تونم بدرقه‌ات کنم

20:53.380 --> 20:56.590
‫سلام منو به بانو آیدا
‫و خانواده‌اش برسون

20:57.140 --> 20:59.700
<i>‫شاهزاده وقتی لبخند می‌زنه خیلی بامزه می‌شه</i>

20:59.700 --> 21:02.440
<i>‫کاش جلوی بقیه بیشتر لبخند بزنه</i>

21:03.910 --> 21:05.720
‫همه‌ی وسایلت همینه؟

21:05.720 --> 21:06.720
‫بله

21:07.760 --> 21:10.370
‫کالسکه‌تون رو قرض می‌گیرم، عمو

21:10.370 --> 21:12.920
‫باشه، به پدرت سلام برسون

21:12.920 --> 21:15.650
‫تا مرز حدود دو روز راهه؟

21:15.650 --> 21:19.140
‫آره، کالسکه‌ی خانواده‌ام
‫میاد دنبالم

21:19.140 --> 21:21.170
‫قراره توی یه روستای نزدیک
‫همدیگه رو ببینیم

21:21.170 --> 21:24.320
‫و از اونجا،
‫یک روز دیگه هم سفر می‌کنم...

21:24.320 --> 21:27.080
‫پادشاهی مورو خیلی دوره

21:27.080 --> 21:29.360
‫دیگه بهش عادت کردم

21:29.360 --> 21:31.320
‫مواظب خودت باش، میمی

21:31.780 --> 21:32.880
‫خیلی زود می‌بینمت

21:32.880 --> 21:34.630
‫مرسی، آیدا

21:38.990 --> 21:41.090
‫زیادی جلب توجه نکن

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
Nakisa\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:41.090 --> 21:42.130
‫باشه

21:42.710 --> 21:43.770
‫Yah!

21:45.760 --> 21:48.320
‫زود برمی‌گردم!

21:51.900 --> 21:54.480
<i>‫خیلی زود برمی‌گردم، اعلی‌حضرت</i>

23:25.070 --> 23:25.150
‫کوبیدن

23:25.190 --> 23:25.310
‫کوبیدن

23:25.360 --> 23:25.480
‫کوبیدن

23:25.520 --> 23:25.650
‫کوبیدن

23:25.690 --> 23:25.820
‫کوبیدن

23:25.860 --> 23:25.900
‫کوبیدن

23:26.940 --> 23:30.830
‫بقیه می‌گن زیادی رک حرف می‌زنم
‫ولی شاید چون عاشق آواز خوندنم

23:30.830 --> 23:33.580
‫آهنگ‌های شاد و پرانرژی رو خیلی دوست دارم

23:33.580 --> 23:36.080
‫آهنگ‌هایی که درباره‌ی ماهیگیرای تُنه
‫از همه بهتره

23:35.080 --> 23:40.080
:قسمت بعد

23:35.080 --> 23:40.080
‫‫‫ماجرای برگشتن به خونه‌‌ی اونی که رفته بود

23:36.080 --> 23:37.410
‫راستش همین چند روز پیش...

23:37.410 --> 23:39.690
‫بازم هرچی توی ذهنم بود رو گفتم!
