WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:03.800 --> 00:04.800
‫بگیرش

00:06.310 --> 00:09.120
‫نمی‌دونم به دردتون می‌خوره یا نه

00:09.120 --> 00:13.390
‫ولی برین سمت دروازه‌های قصر، اینو
‫به سربازا نشون بدین

00:13.390 --> 00:16.190
‫دیگه کاری ازتون برنمیاد

00:16.190 --> 00:19.770
‫می‌خوام حسابی بچزونمتون

00:21.690 --> 00:25.650
‫همه‌ی آدم‌بدا مثل هم فکر می‌کنن، نه؟

00:29.910 --> 00:33.890
‫سی و هشت!

00:48.260 --> 00:50.820
‫سفر خوبی داشته باشین

00:50.820 --> 00:54.280
‫یه لحظه صبر کنین، اسمتون چیه؟

00:54.990 --> 00:57.850
‫اسمهامون اونقدر مهم نیست

01:00.780 --> 01:08.030
<i>‫توی راه برگشت به مورو به چندتا از روستایی‌ها
‫کمک کردم</i>

01:08.310 --> 01:15.120
<i>‫قبل از اینکه برسیم خونه، چندتا راهزنم که به یه تاجر
‫حمله کرده بودن رو ادب کردم</i>

01:34.340 --> 01:35.650
<i>‫بلاخره برگشتم خونه</i>

01:36.050 --> 01:38.810
‫میمی!

01:39.410 --> 01:40.750
‫.این صدای..

01:42.060 --> 01:44.180
‫میمی!

01:45.080 --> 01:46.610
‫خوش اومدی.

01:48.840 --> 01:52.510
‫چقدر بزرگ شدی، تئودوریکو.

02:06.290 --> 02:14.550
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

03:23.990 --> 03:29.000
:قسمت 6

03:23.990 --> 03:29.000
‫‫‫‫چگونه کسی که از دست رفته بود با پدرش جنگید

03:29.000 --> 03:30.080
‫سه!

03:30.080 --> 03:31.040
‫چهار!

03:31.040 --> 03:32.170
‫پنج!

03:32.170 --> 03:36.260
‫شش، هفت، هشت!

03:32.980 --> 03:39.640
<i>‫تا جایی که یادمه همیشه با خواهرام
‫فرق داشتم و جور دیگه‌ای بزرگ شدم</i>

03:37.130 --> 03:39.640
‫بیست‌ویک، بیست‌ودو!

03:39.980 --> 03:42.470
‫بیست‌وسه، بیست‌وچهار!

03:43.290 --> 03:45.940
‫بیست‌وپنج!

03:48.730 --> 03:52.740
‫توی سه سالگی حرکت‌های یک تا بیست‌وپنج رو
‫کامل یاد گرفته

03:52.740 --> 03:54.300
‫واقعا نابغه‌ست

03:54.300 --> 03:56.360
‫خانواده‌ی آنوواتزی پسر نداره

03:56.360 --> 03:59.780
‫می‌شه استثنا قائل شد که یه دختر
‫وارث بشه

03:59.780 --> 04:03.190
‫باید آموزش هنرهای رزمی رو به بانو ماریا
‫ادامه بدیم

04:03.190 --> 04:05.670
‫بله قربان، بله قربان!

04:09.180 --> 04:11.250
‫.درسته..

04:11.250 --> 04:15.920
‫بوووم

04:12.190 --> 04:15.920
‫ماریا، قراره وارث خانواده‌ی آنوواتزی بشی

04:15.920 --> 04:18.190
‫بله پدر

04:21.470 --> 04:26.280
<i>‫خواهرام از وقتی دیگه وارث احتمالی نبودن</i>

04:26.280 --> 04:32.730
<i>‫یاد گرفتن چطوری یه بانوی نجیب‌زاده
‫باشن و خیلی زود خواستگار پیدا کردن</i>

04:32.730 --> 04:39.400
<i>‫از اونور دور و بر من، همیشه پر از آدمای بزرگ و
‫اسم و رسم دار بود</i>

04:40.910 --> 04:43.670
<i>‫من فقط هنرهای رزمی رو تمرین کرده بودم</i>

04:43.670 --> 04:48.010
<i>‫از دوره‌ی راهنمایی بود که
‫رفتم مدرسه‌ی اشراف</i>

04:48.700 --> 04:50.870
<i>‫.روز اول مدرسه که خیلی منتظرش بودم..</i>

04:50.870 --> 04:53.290
‫.صبح بخی..

04:53.290 --> 04:54.770
‫حالتون چطوره؟

04:54.770 --> 04:56.220
‫حالتون خوبه؟

04:56.220 --> 04:59.260
‫آرایشت مثل همیشه عالیه

04:59.650 --> 05:03.510
<i>‫وقتی دخترای همسن خودمو دیدم</i>

05:03.510 --> 05:09.270
‫شوکه

05:03.850 --> 05:07.870
<i>‫فهمیدم چقدر تربیتم خشک و بی‌ظرافت بوده</i>

05:07.870 --> 05:12.680
<i>‫پس فقط آیدا نیست که می‌گه
‫«حالتون چطوره؟»</i>

05:11.510 --> 05:12.680
‫حالتون چطوره؟

05:15.940 --> 05:17.280
‫آفرین، میمی

05:17.280 --> 05:19.820
<i>‫هیچ‌ پسری ازم خوشش نمیومد</i>

05:19.240 --> 05:20.920
‫یه چندتا دیگه‌ام برامون بزن

05:19.820 --> 05:22.400
<i>‫به جاش داداشیشون بودم</i>

05:28.130 --> 05:30.700
‫میمی تو خیلی باحالی

05:30.700 --> 05:34.040
<i>‫هر روز دخترا برام جیغ و دست می‌زدن</i>

05:34.040 --> 05:38.840
<i>‫ولی چون وارث دوک بودم، بازم خواستگار داشتم</i>

05:38.840 --> 05:42.550
<i>‫البته مشخص بود چشمشون دنبال لقبمه</i>

05:42.880 --> 05:44.770
<i>‫همون موقع یه اتفاق افتاد</i>

05:44.770 --> 05:46.050
‫چی؟

05:46.050 --> 05:48.710
‫قراره یه برادر یا خواهر کوچولو داشته باشم؟

05:48.710 --> 05:49.720
‫آره همینطوره

05:52.970 --> 05:55.480
‫بلاخره می‌شی خواهر بزرگه

05:55.810 --> 05:59.340
‫دوست داری برادر باشه یا خواهر؟

06:00.550 --> 06:03.030
‫هرکدوم باشه خوشحال می‌شم

06:08.440 --> 06:12.300
<i>‫.چند ماه بعد از اون..</i>

06:18.600 --> 06:20.860
‫چقدر نرم و گرمه

06:24.930 --> 06:28.800
‫!عااالیه، بالاخره وارث پسر دارم!!

06:28.800 --> 06:30.690
‫کله‌خر!

06:28.800 --> 06:34.810
‫تق تق تق تق تق

06:30.690 --> 06:31.750
‫با ملاحظه باش!

06:30.690 --> 06:32.780
‫آی آی آی!

06:31.750 --> 06:32.780
‫خیلی احمقی!

06:32.780 --> 06:35.490
‫چطور جرأت می‌کنین با پدرتون اینجوری
‫رفتار کنین

06:35.490 --> 06:37.810
‫آخ، آخ، درد داره!

06:45.180 --> 06:49.000
‫.صبر کن، ااِ..

06:58.330 --> 07:03.040
‫هنرهای رزمی خاندان آنوواتزی برای
‫محافظت از عزیزامونه

07:07.990 --> 07:11.650
‫همیشه ازت محافظت می‌کنم

07:13.510 --> 07:14.760
‫ببخشید

07:15.330 --> 07:21.060
<i>‫از وقتی تئودوریکو کوچولو به دنیا اومد
‫من دیگه وارث نبودم</i>

07:21.060 --> 07:23.310
<i>‫ولی راستش، خیلی خوشحال شدم</i>

07:23.310 --> 07:26.050
<i>‫آخه دلم می‌خواست مثل بقیه‌ی دخترا</i>

07:25.630 --> 07:26.740
‫بذار برات میارمش

07:25.900 --> 07:28.150
‫بذار اینو
‫برات حمل کنم

07:26.050 --> 07:28.660
<i>‫باهام رفتار بشه</i>

07:26.650 --> 07:28.160
‫اوه، خدای من

07:26.740 --> 07:27.730
‫وای خدای من

07:28.660 --> 07:34.030
<i>‫دیر شروع کردم، ولی اگه مثل اونا
‫.درس می‌خوندم، شاید..</i>

07:48.900 --> 07:52.740
<i>‫یه نامزد خوب پیدا می‌کردم</i>

07:56.740 --> 08:00.350
‫آجی؟
‫آجی چی شده؟

08:01.280 --> 08:02.900
‫همه منتظرتن

08:02.900 --> 08:05.150
‫بیا بریم داخل دیگه

08:05.510 --> 08:06.830
‫حق با توئه

08:07.400 --> 08:14.410
<i>‫به من نمیاد از دیدن خانواده‌ام
‫مضطرب بشم</i>

08:14.410 --> 08:21.250
<i>‫یعنی از نامزدیم با شاهزاده‌ رناتو
‫خوشحال می‌شن؟</i>

08:27.360 --> 08:29.720
‫به خونه خوش اومدی میمی!

08:31.850 --> 08:34.600
‫آیدا، نینا

08:34.600 --> 08:39.060
‫ساندرا، جیونا و مامان

08:42.060 --> 08:44.570
<i>‫غررروم...</i>

08:42.060 --> 08:44.570
<i>‫غررروم...</i>

08:45.120 --> 08:48.400
‫چرا همون اول نیومدی داخل؟

08:48.400 --> 08:52.240
‫ماکیو رو با تو اشتباه گرفتم و اون رو بلند کردم.

08:52.240 --> 08:54.720
‫قبلش متوجه نشدی؟

08:55.070 --> 08:56.210
‫ببخشید.

08:56.210 --> 08:59.250
‫ولش کن میمی، امشب قراره حسابی جشن بگیریم.

08:59.710 --> 09:03.700
‫ولیعهد بارتولومی از مورو داره میاد

09:03.700 --> 09:05.650
‫بهتره ازش تشکر کنی

09:04.060 --> 09:05.650
‫سلام، من بارتم

09:05.650 --> 09:08.070
‫وقتی نامه از روبینی رسید

09:08.070 --> 09:11.170
‫اون بود که اصل بودنش رو تأیید کرد

09:11.170 --> 09:13.560
‫خیلی آدم با ملاحظه‌ایه

09:13.560 --> 09:16.340
‫بایدم باشه، مگه نیناست رو نگرفته؟

09:16.340 --> 09:18.470
‫چی گفتی ساندرا؟

09:18.470 --> 09:20.990
‫مامان، امروز پای گوشت داریم؟

09:20.990 --> 09:24.900
‫معلومه، پنج‌تا فقط برای امروز پختم.

09:24.900 --> 09:27.040
‫اینجا حس خونه رو میده.

09:27.940 --> 09:31.280
‫به هر حال، چیزی نیست که بخوای بگی؟

09:31.280 --> 09:34.180
‫اوه، خب، من و پرنس رناتو...

09:34.180 --> 09:35.450
‫نه اون یکی

09:39.550 --> 09:42.280
‫بلاخره برگشتم خونه!

09:47.230 --> 09:50.550
‫راستی، برای همتون هدیه آوردم

09:50.550 --> 09:53.040
‫آیدا چندتا عطر و صابون پیشنهاد داد

09:53.040 --> 09:54.340
‫.میمی..

09:54.340 --> 09:59.020
‫وای، میمیه ما پاهاشو جمع کرده نشسته

09:59.350 --> 10:01.810
‫فکر نمی‌کردم همچین روزی رو ببینم

10:01.810 --> 10:04.390
‫ولی هنوز آب‌ سبزیجات می‌خوره

10:04.390 --> 10:07.670
‫توی روبینی هم آب‌ سبزیجات می‌خوری؟

10:07.670 --> 10:12.360
‫باورم نمی‌شه تونستی ولیعهد رو تور کنی

10:12.360 --> 10:15.830
‫شاهزاده‌ رناتو مرد فوق‌العاده‌ایه، نه؟

10:15.830 --> 10:18.030
‫مشتاقم ببینمش

10:18.030 --> 10:19.860
‫مامان حالت خوبه؟

10:19.860 --> 10:23.110
‫اصلا دوست ندارم ولیعهد یه پادشاهی
‫بزرگ رو ببینم

10:23.110 --> 10:24.330
‫یه نگاه بندازه، همه‌چی رو می‌فهمه

10:24.330 --> 10:28.240
‫راست می‌گی، بلد نیستیم چطوری ازش
‫پذیرایی کنیم

10:28.240 --> 10:32.610
‫ولیعهد پادشاهی خودمون اینجا نشسته‌ها

10:32.610 --> 10:35.090
‫وقتی همه هستن فضای خونه خیلی شاده

10:35.090 --> 10:36.840
‫خوش اومدی میمی

10:37.310 --> 10:42.160
‫لرد بارتولومی، شما پرنس رناتو رو دیدین؟

10:42.160 --> 10:44.400
‫آره، یه سلام و احوالپرسی داشتیم

10:44.400 --> 10:47.570
‫خیلی جذاب و صادق بود

10:49.380 --> 10:53.690
‫ولی اگه شما رو انتخاب کرده، یعنی بیشتر
‫از این حرفاست

10:55.100 --> 10:58.640
<i>‫حق با اونه، یه جای کار شاهزاده رناتو و
‫پادشاهیش میلنگه که</i>

10:58.640 --> 11:01.910
<i>‫منو به‌عنوان ملکه‌‌ی آینده قبول کردن</i>

11:02.240 --> 11:06.420
<i>‫من که نمی‌تونم جای آیدا رو پر کنم</i>

11:06.930 --> 11:10.560
‫شاید چون کسی مثل تو نیست انتخابت کرده

11:10.560 --> 11:13.690
‫ذهن خونی بلده؟

11:14.040 --> 11:19.270
‫نینا، می‌خواستم درباره‌ی ازدواج با یه ولیعهد
‫ازت چندتا سوال بپرسم

11:19.270 --> 11:23.060
‫عروسی تو خیلی باشکوه‌تره، فکر نکنم
‫بتونم کمکی کنم

11:24.310 --> 11:28.190
‫فکر نمی‌کردم جذب مردی بشی که
‫از خودت ضعیف‌تره

11:28.190 --> 11:29.850
‫اون ضعیف نیست

11:29.850 --> 11:33.650
‫حرکات شاهزاده رناتو خیلی ظریفه، ولی نمی‌تونم
‫ازش فرار کنم

11:33.650 --> 11:37.240
‫بعضی وقتا بدون اینکه بفهمم
‫پشت سرمه

11:37.240 --> 11:38.470
‫چی؟

11:38.900 --> 11:41.490
‫می‌تونه یواشکی غافلگیرت کنه؟

11:41.490 --> 11:46.070
‫همیشه لبخند می‌زنه، ولی خیلی قویه
‫نمی‌تونم از چنگش فرار کنم

11:46.070 --> 11:48.750
‫تا حالا کسی مثل اون ندیدم

11:49.950 --> 11:51.250
‫فهمیدم

11:51.650 --> 11:54.890
‫در مورد یه گروه از قاتل‌های
‫افسانه‌ای شنیدم

11:54.890 --> 11:59.260
‫که هیچ نقطه ضعفی ندارن و درجا می‌کُشن

11:59.260 --> 12:02.830
‫شاید شاهزاده رناتو از نسل اونا باشه!

12:02.830 --> 12:06.100
‫صبح اول وقت همه‌ی استادا رو خبر کنین!

12:06.100 --> 12:07.660
‫باید برای ضدحمله آماده بشیم!

12:07.660 --> 12:10.770
‫بابا چی داری می‌گی؟

12:11.590 --> 12:15.230
‫قربان، نباید شاهزاده رو بکشین

12:12.690 --> 12:13.190
‫شررر

12:13.190 --> 12:13.690
‫شررر

12:13.690 --> 12:14.190
‫شررر

12:14.190 --> 12:14.900
‫شررر

12:17.110 --> 12:18.450
‫بشین...

12:17.510 --> 12:18.950
‫باشه

12:19.390 --> 12:21.450
‫درسته

12:21.730 --> 12:25.500
‫داره میاد درباره‌ی صلح مذاکره کنه

12:25.500 --> 12:28.200
‫نه، قبل از عروسی میاد تا ادای احترام کنه

12:28.200 --> 12:29.250
‫عروسی؟

12:29.250 --> 12:31.360
‫فقط من این‌طور فکر می‌کنم
‫یا بابا رفتارش عجیب شده؟

12:31.360 --> 12:33.840
‫هنوز از نامزدی میمی شوکه‌ست

12:33.840 --> 12:36.510
‫البته همیشه اینطوری بوده

12:38.610 --> 12:41.340
‫می‌خوام بازی کنم

12:41.340 --> 12:45.320
‫باشه، اول باید همه‌ی گوشت توی بشقابت رو
‫بخوری

12:45.320 --> 12:47.650
‫آب‌ سبزیجاتتم بخور

12:47.650 --> 12:48.600
‫باشه

12:58.070 --> 13:00.530
‫آفرین پسر خوب

13:00.820 --> 13:04.030
‫بیا بریم بیرون تا هوا تاریک نشده

13:04.030 --> 13:06.660
‫صبر کن میمی، هنوز حرفم باهات
‫تموم نشده!

13:08.120 --> 13:09.830
‫آقا غوله داره عصبانی می‌شه

13:09.830 --> 13:11.840
‫بیا فرار کنیم

13:12.960 --> 13:15.060
‫تندتر، تندتر

13:16.960 --> 13:24.970
‫‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

13:24.970 --> 13:28.060
‫یه بار دیگه، بپر بالا

13:28.060 --> 13:29.960
‫بپر

13:34.370 --> 13:35.860
‫تئو، سیزده!

13:35.860 --> 13:36.970
‫باشه!

13:41.410 --> 13:42.650
‫نابغه‌!

13:42.650 --> 13:45.060
‫می‌تونیم بعدش چرخش سریع رو
‫امتحان کنیم؟

13:45.060 --> 13:46.160
‫چرا نشه!

13:46.160 --> 13:47.700
‫بزن بریم!

13:52.820 --> 13:55.790
‫هنوز تموم نشده!

13:58.040 --> 14:00.160
‫می‌خوام امشب پیشت بخوابم

14:00.160 --> 14:02.190
‫باشه، حتما

14:02.190 --> 14:03.630
‫هورا!

14:03.630 --> 14:05.150
‫می‌تونی اون کار رو انجام بدی؟

14:05.720 --> 14:07.970
‫همون آهنگه شمردن با شکلک‌های خنده‌دار

14:08.510 --> 14:10.920
‫معلومه

14:11.370 --> 14:15.650
<i>‫نمی‌تونم به کسی بگم «این» شروع رابطه‌ی
‫عاشقانه‌ام با شاهزاده‌ بود</i>

14:12.520 --> 14:18.480
‫«اون»

14:15.650 --> 14:18.480
<i>‫باید به خودشم بگم به کسی چیزی نگه</i>

14:20.910 --> 14:22.780
‫.می‌دونی آجی..

14:23.690 --> 14:27.200
‫فقط تا حرکت 18 بلدم

14:27.200 --> 14:29.800
‫تا اینجا بلدی؟
‫خیلیه

14:29.800 --> 14:30.930
‫نه بابا

14:32.450 --> 14:36.890
‫شنیدم وقتی همسنم بودی تا 25 بلد بودی

14:36.890 --> 14:39.540
‫کی گفته؟

14:39.540 --> 14:41.920
‫اشکالی نداره، بیشتر تلاش می‌کنم

14:43.670 --> 14:46.340
‫ببخشید، حرفمو شنیدی، نه؟

14:49.430 --> 14:54.800
‫خیلی زود از منم بزرگ‌تر و قوی‌تر می‌شی

14:54.800 --> 14:57.120
‫واقعا؟
‫بزرگ‌تر می‌شم؟

14:57.120 --> 14:58.400
‫معلومه که می‌شی

14:58.400 --> 14:59.690
‫به بزرگیه بابا؟

15:00.520 --> 15:06.990
‫پرتره‌ی پدر توی سه سالگی

15:00.990 --> 15:05.030
‫احتمالا، از نظر ژنتیکی که اینطوره

15:05.030 --> 15:06.990
‫هرچند یکم ناراحتم می‌کنه

15:06.990 --> 15:13.790
‫مالش مالش مالش

15:06.990 --> 15:13.790
‫مالش مالش مالش

15:07.440 --> 15:12.210
‫امیدوارم پا‌هات به اندازه‌ی شاهزاده‌ رناتو
‫رشد کنه

15:12.210 --> 15:13.790
‫رناتو دیگه‌ کیه؟

15:13.790 --> 15:16.390
‫همون که قراره شوهرم بشه

15:16.390 --> 15:17.340
‫قویه؟

15:17.340 --> 15:20.670
‫یه روزی مهم‌ترین فرد روبینی می‌شه

15:20.670 --> 15:22.800
‫وای

15:20.670 --> 15:25.510
‫ورور ورور

15:22.800 --> 15:24.740
‫عالیه، نه؟

15:24.740 --> 15:29.330
‫خیلی جذاب و مهربونه

15:25.510 --> 15:30.510
‫غرش...

15:30.510 --> 15:33.520
‫غرش...

15:32.420 --> 15:35.460
‫تئو، می‌شه برگردی داخل؟

15:35.460 --> 15:36.410
‫باشه.

15:43.530 --> 15:45.640
‫می‌دونم اونجایی.

15:46.700 --> 15:49.510
‫بابا، می‌خوای باهامون بازی کنی؟

15:49.510 --> 15:51.410
‫نـ… نه، معلومه که نه!

15:51.410 --> 15:57.800
‫خواستم غافلگیرت کنم ببینم درست
‫تمرین می‌کنی یا نه

16:02.430 --> 16:07.760
‫واقعا می‌خوای با ولیعهد روبینی ازدواج کنی؟

16:10.680 --> 16:11.680
‫آره

16:13.710 --> 16:18.280
‫نمی‌تونم تصور کنم یه دختر بی‌ادب مثل تو
‫بشه ملکه‌ی آینده

16:18.280 --> 16:21.980
‫باهات هم نظرم

16:24.410 --> 16:25.320
‫خیلی باید حواست جمع باشه

16:27.440 --> 16:28.450
‫اونم توی یه کشور غریبه!

16:34.050 --> 16:37.570
‫قراره یه زندگی جدید رو
‫تنهایی تجربه کنی!

16:38.500 --> 16:41.500
<i>‫ضربه‌های پدر همیشه سنگین و سریعه</i>

16:43.270 --> 16:46.760
‫نمی‌فهمم منظورتون چیه

16:47.210 --> 16:48.960
‫شاید کشورامون همسایه‌ باشن

16:49.310 --> 16:51.840
‫ولی دیگه نمی‌تونم سریع بیام کمکت

16:51.840 --> 16:55.340
‫من تنها نیستم

17:02.610 --> 17:05.700
‫شاهزاده‌ و آیدا رو دارم
‫همه خیلی باهام مهربونن

17:06.690 --> 17:09.940
‫توی قصرم ازم محافظت می‌کنن

17:10.870 --> 17:15.150
‫می‌ذاری آدمای ضعیف‌تر از خودت
‫ازت محافظت کنن؟

17:16.690 --> 17:17.900
‫آره

17:18.400 --> 17:24.420
‫چون منم ازشون محافظت می‌کنم تا اونام
‫با خیال راحت ازم محافظت کنن

17:26.460 --> 17:32.300
‫چون جوری بزرگم کردی که بتونم از
‫.عزیزام محافظت کنم..

17:33.550 --> 17:35.300
‫لبخند!

17:34.240 --> 17:36.780
‫همه‌اش به خاطر توئه بابا

17:39.700 --> 17:44.460
‫هنرهای رزمی خاندان آنوواتزی برای محافظت از
‫کساییه که دوستشون داریم

17:50.920 --> 17:52.670
‫نمی‌فهممت!

17:53.920 --> 17:55.060
‫.ولی..

17:59.070 --> 18:02.830
‫همین چیزاست که تو رو یه آنوواتزی می‌کنه

18:04.860 --> 18:07.440
<i>‫از وقتی تئو کوچولو به دنیا اومد</i>

18:08.170 --> 18:12.140
<i>‫پدرم همیشه یه‌کم جلوی من معذب بوده</i>

18:13.170 --> 18:15.550
<i>‫ولی در واقع</i>

18:16.240 --> 18:19.090
<i>‫مغرور و از خودراضیه</i>

18:19.600 --> 18:23.900
<i>‫صداش همیشه بلنده و
‫رفتار متکبرانه داره</i>

18:24.650 --> 18:29.370
<i>‫و جوری دهنشو باز می‌کنه و می‌خنده که
‫انگار می‌خواد قورتت بده</i>

18:31.270 --> 18:34.760
‫پس بذار بدون هیچ نگرانی ازت محافظت کنن

18:36.750 --> 18:37.690
‫باشه!

18:38.430 --> 18:40.070
<i>‫حالا شد</i>

18:41.350 --> 18:46.560
‫گفته بودم یه مورد درست‌وحسابی پیدا کنی
‫ولی دیگه سنگ تموم گذاشتی!

18:48.150 --> 18:52.300
‫پسر دوم یا سوم یه خانواده‌ی معمولی کافی بود

18:52.300 --> 18:55.680
‫ببخشید، که به حرفت گوش ندادم

18:57.540 --> 19:01.100
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم با یه خارجی ازدواج کنی

19:03.070 --> 19:05.190
‫شاهزاده رناتو گفته

19:05.450 --> 19:10.940
‫می‌خواد این سنجاق‌سر رو بر اساس
‫نشان سلطنتی دوباره بسازه

19:10.940 --> 19:14.090
‫ولی قول می‌دم این چهار حلقه رو نگه دارم

19:14.090 --> 19:16.580
‫چون بدون اون بی‌معنی می‌شه

19:18.330 --> 19:26.660
<i>‫بعد از کلی اختلاف نظر بالاخره به
‫این طرح رسیدیم</i>

19:27.960 --> 19:34.620
<i>‫شاید یه روز تغییر کنه، ولی همیشه برام باارزشه</i>

19:36.070 --> 19:38.530
<i>‫چون به داشتنش افتخار می‌کنم</i>

19:40.080 --> 19:44.500
‫شاهزاده رو فقط به خاطر این دیدم که
‫اجازه دادی برم خارج درس بخونم

19:45.140 --> 19:46.430
‫ممنونم

19:48.030 --> 19:49.030
‫خواهش می‌کنم

19:51.980 --> 19:55.800
‫امیدوارم وقتی شاهزاده‌ رسید
‫به خوبی ازش استقبال کنی

19:56.390 --> 19:57.720
‫خیالت راحت باشه

20:04.490 --> 20:06.350
‫ببخشید اعلی‌حضرت

20:06.350 --> 20:08.430
‫یه خبر فوری دارم

20:08.910 --> 20:09.870
‫چی شده؟

20:10.550 --> 20:12.090
‫.همین الان..

20:12.090 --> 20:15.340
‫شما لرد رایموندو هستین؟

20:15.340 --> 20:18.310
‫چی؟ ا بله، ها، چی؟

20:18.310 --> 20:22.350
‫چندتا روستایی از ناوارو اومدن و
‫درخواست کمک دارن

20:22.350 --> 20:25.930
‫یه معرفی نامه از کنت فالزونه داشتن

20:27.010 --> 20:30.810
‫یه دستمال هم دادن که مال بانو ماریا بود

20:30.810 --> 20:33.230
‫که روش لکه‌های قرمز تیره بود

20:33.230 --> 20:35.870
‫لکه‌های قرمز تیره؟

20:35.870 --> 20:38.810
‫فکر کردم خونه و دادم آزمایش کنن

20:39.940 --> 20:41.360
‫ولی آب انگور بود

20:41.360 --> 20:42.410
‫انگور؟

20:43.290 --> 20:45.440
‫حتما داشته انگور می‌خورده

20:45.440 --> 20:47.810
‫اینکه همینطوری یه دستمال لک‌دار بده به
‫روستایی‌ها

20:47.810 --> 20:49.960
‫مشخصه کار خودشه

20:49.960 --> 20:56.380
‫روستایی‌ها گفتن اونا رو به کنت فالزونه
‫معرفی کرده

20:56.380 --> 20:59.970
‫و گفته بیان باهام ملاقات کنن

20:59.970 --> 21:04.310
‫میمی و کنت فالزونه چه ارتباطی با هم دارن؟

21:04.310 --> 21:09.890
‫بانو ماریا یه کالسکه‌ی تجاری که کنت استخدام کرده
‫بود رو از دست راهزنا نجات داد

21:09.890 --> 21:13.560
‫خب، روستایی‌ها چی می‌خوان؟

21:13.560 --> 21:20.490
‫دختر رئیسشون گم شده، ولی حاکم حاضر نیست
‫کمک کنه

21:13.560 --> 21:22.950
‫روستایی‌ها

21:13.560 --> 21:22.950
‫روستایی‌ها

21:13.560 --> 21:22.950
‫دختر رئیس روستا

21:13.560 --> 21:22.950
‫دختر رئیس روستا

21:17.030 --> 21:20.570
‫ارباب

21:20.490 --> 21:22.950
‫بانو ماریا توی اوج ناامیدی
‫کمکشون کرده

21:23.670 --> 21:28.830
‫اینا رو یه مرد با لهجه‌ی غلیظ برام تعریف کرد

21:29.150 --> 21:31.430
‫حاکم روستای ناوارو کیه؟

21:31.430 --> 21:32.830
‫کُنت ناردی

21:34.360 --> 21:36.280
‫رایموندو، باید همین الان راه بیفتیم

21:36.280 --> 21:38.090
‫همه چی رو از قبل آماده کردم

21:38.090 --> 21:40.760
‫به زودی می‌تونم میمی رو ببینم

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
Nakisa\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:40.760 --> 21:43.720
‫می‌خواین کل شب توی راه باشی؟

21:46.690 --> 21:50.810
‫دختر رئیس روستا گم شده، باید عجله کنیم

21:50.810 --> 21:53.450
‫دیدم خندیدین

21:51.480 --> 21:54.940
‫ادامه داره

23:26.740 --> 23:29.400
‫سگ ملکه خیلی بامزه‌ست

23:29.400 --> 23:31.260
‫خودمم قبلا حیوون خونگی داشتم

23:31.260 --> 23:33.540
‫خیلی بامزه بود و کمکم می‌کرد تمرین کنم

23:33.540 --> 23:37.260
‫البته یه خرس بود، نه سگ
‫ولی بعدش مامانم فهمید

23:34.950 --> 23:39.960
:قسمت بعد

23:34.950 --> 23:39.960
‫‫‫‫‫قدرت مشت‌های اونی که رفته بود

23:37.260 --> 23:39.420
‫اوه، دوباره هرچی تو ذهنم بود گفتم
