WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:01.170 --> 00:06.320
‫نامزدیتون با بانو ماریا به‌زودی اعلام می‌شه

00:06.320 --> 00:09.890
‫یه برنامه برای ادامه‌ی کار آماده کردم

00:15.640 --> 00:16.820
‫مشکلی پیش اومده؟

00:16.820 --> 00:17.830
‫نه

00:24.730 --> 00:26.690
‫داداش، منو صدا زدی؟

00:26.690 --> 00:30.000
‫آره پلاسیدو، ممنون که اومدی

00:30.000 --> 00:31.540
‫خواهش می‌کنم، کاری نکردم

00:31.540 --> 00:34.160
‫معلومه خیلی سرت شلوغ‌تر از منه

00:35.240 --> 00:38.080
‫برنامه‌ات برای آینده چیه؟

00:38.780 --> 00:40.790
‫برنامه‌ام؟

00:41.360 --> 00:42.540
‫آره

00:42.540 --> 00:48.070
‫خب، این هفته به‌عنوان مشاور قراره توی یه
‫مسابقه‌ی اسب‌سواری شرکت کنم

00:48.070 --> 00:50.510
‫بعدشم جلسه‌ی شورای دانش‌آموزی
‫توی آکادمیه

00:50.510 --> 00:51.560
‫.بعدشم..

00:51.560 --> 00:56.190
‫نه، منظورم اینه که کی قراره
‫با بانو آیدا آمتیس نامزد کنی؟

01:03.090 --> 01:07.310
<i>‫اسم من میمیه، دارم توی روبینی درس می‌خونم</i>

01:07.310 --> 01:11.560
<i>‫پدرم بهم گفته باید یه شوهر خوب
‫پیدا کنم</i>

01:10.440 --> 01:12.450
‫امکان نداره

01:11.560 --> 01:14.820
<i>‫راستش فکرشم نمی‌کردم بتونم</i>

01:14.820 --> 01:19.450
<i>‫ولی آخرش با ولیعهد رناتو
‫وارد رابطه شدم</i>

01:19.450 --> 01:22.050
<i>‫الانم از خوشحالی دارم بال درمیارم</i>

01:22.750 --> 01:27.870
‫می‌شه گفت بهترین دوران زندگیمه

01:27.870 --> 01:30.630
‫میمی، حواست به قدم‌هات باشه

01:34.890 --> 01:36.990
‫ببخشید

01:39.810 --> 01:43.920
<i>‫.درسته، نباید انقدر ذوق کنم..</i>

01:44.560 --> 01:48.290
<i>‫هنوز برای آیدا خواستگاری نیومده.</i>

01:48.820 --> 01:53.820
:قسمت 9

01:48.820 --> 01:53.820
‫ماجرای دلال ازدواج شدن اونی که رفته بود

01:54.590 --> 01:57.580
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

01:58.190 --> 02:00.200
‫بی‌خیال، بیا در موردش حرف نزنیم.

02:02.880 --> 02:04.370
‫چطور می‌تونی اینو بگی؟

02:05.000 --> 02:08.880
‫پلاسیدو، می‌دونم
‫عاشق آیدایی

02:08.880 --> 02:09.880
‫چی؟

02:09.880 --> 02:16.510
‫دوک آمتیس خوشحال می‌شه اگه دخترش
‫با شاهزاده‌ی دوم نامزد کنه

02:16.510 --> 02:18.970
‫.ولی من..

02:18.970 --> 02:21.780
‫ولی چی؟

02:21.780 --> 02:23.930
‫چیه؟ نکنه دیگه نمی‌خوایش؟

02:23.930 --> 02:25.230
‫نه، اصلا

02:25.230 --> 02:26.860
‫پس مشکل چیه؟

02:26.860 --> 02:29.590
‫بانو آیدا مهربون و باهوشه

02:29.590 --> 02:31.620
‫دیگه چی می‌خوای؟

02:33.120 --> 02:35.860
‫آره، می‌دونم

02:37.540 --> 02:43.620
‫می‌دونم شاهزاده پلاسیدو صادق و
‫فوق‌العاده‌ست

02:43.620 --> 02:45.100
‫پس دلیلت چیه؟

02:45.100 --> 02:49.080
‫نوبت توئه، می‌خوام خوشحال و خوشبخت بشی

02:51.300 --> 02:56.550
‫دیگه دوسش نداری؟

02:56.550 --> 02:57.620
‫معلومه که دارم

02:58.050 --> 03:00.700
‫خیلی دوسش دارم

03:05.170 --> 03:09.720
‫برای همین نباید سر راهش باشم

03:09.720 --> 03:12.440
‫منظورت چیه؟

03:13.380 --> 03:17.100
‫چون انگار یه زن هوسبازم که می‌خواد
‫با برادر ولیعهد رناتو ازدواج کنه

03:17.100 --> 03:22.580
‫درست همون لحظه‌ای که
‫نامزدی‌مون رو به‌هم زد.

03:22.580 --> 03:27.410
‫صبر کن. تو نامزدی رو به‌هم نزدی،
‫اون این کار رو کرد.

03:28.610 --> 03:31.380
‫بهش گفتم نگران نباشه

03:31.380 --> 03:35.170
‫و اینکه هرکی حرف بدی پشتش بزنه
‫خودم می‌زنم ناکارش می‌کنم

03:35.170 --> 03:37.290
‫پلاسیدوام همینو گفت

03:37.290 --> 03:43.470
‫می‌گن می‌خوان طرف مقابل خوشحال باشه، و
‫نمی‌خوان مانع خوشبختی همدیگه بشن

03:43.880 --> 03:46.800
‫خیلی اعصاب‌خوردکنه
‫دیگه طاقت ندارم

03:46.800 --> 03:51.900
‫حالا که بهش فکر کردم
‫می‌تونم درکشون کنم

03:51.900 --> 03:56.400
‫چی؟ یعنی راضی‌ می‌شی خوشبخت نشن؟

03:56.400 --> 03:58.420
‫بانو آیدا حق داره

03:58.420 --> 04:02.540
‫همه رفتار خاندان سلطنتی رو
‫زیر نظر دارن

04:02.540 --> 04:08.070
‫هیچ‌کدومشون طاقت ندارن ببینن به خاطر تصمیمشون
‫پشت سر اون یکی حرف باشه

04:08.070 --> 04:11.030
‫واقعیتش اینه که بانو آیدا وقتی برای اولین بار

04:11.030 --> 04:15.750
‫کاندید ملکه‌‌ی آینده شد
‫اون بیماری سراغش اومد

04:17.270 --> 04:18.610
‫آره، یادمه

04:18.610 --> 04:21.440
‫وقتی دوازده سالم بود، پدرم گفت
‫یه فامیل دور از

04:21.440 --> 04:26.220
‫روبینی میاد پیشمون تا استراحت کنه

04:29.980 --> 04:31.200
‫.اون دختر..

04:31.200 --> 04:33.810
‫بانو آیدا بود

04:34.770 --> 04:39.030
‫بانو آیدا، من ماریا هستم
‫پنجمین دختر کنت آنوواتزی

04:39.030 --> 04:41.970
‫تخصصم ضربه‌ی شماره‌ی سی و هشته

04:43.650 --> 04:45.330
‫چقدر خوشگلی بانو آیدا

04:45.330 --> 04:47.950
‫دقیقا عین شاهزاده‌ خانومای توی
‫کتاب قصه‌هایی

04:47.950 --> 04:49.120
‫میمی

04:49.120 --> 04:51.420
‫داری بانو آیدا رو می‌ترسونی

04:51.420 --> 04:54.290
‫اومده اینجا آرامش داشته باشه

04:54.290 --> 04:56.050
‫اذیتش نکن

04:56.430 --> 04:59.390
‫مریضی؟ مشکلت چیه؟

04:59.390 --> 05:00.300
‫میمی!

05:01.080 --> 05:04.970
‫چند وقتیه نمی‌تونم درست بخوابم

05:04.970 --> 05:06.500
‫وای، ببخشید

05:06.500 --> 05:10.230
‫هیچ دختری نمی‌تونه مثل من بخوابه

05:11.430 --> 05:13.050
‫دختر؟

05:15.730 --> 05:19.070
‫پس بانو آیدا فکر کرده بود پسری

05:19.070 --> 05:24.050
‫آره، شاید چون اون موقع
‫موهام کوتاه بود

05:24.050 --> 05:26.050
‫.آره خب..

05:26.050 --> 05:28.810
‫ولی خیلی زود با هم صمیمی شدیم

05:28.810 --> 05:29.750
‫مشخصه

05:29.750 --> 05:35.420
‫با هم سوارکاری می‌رفتیم، آشپزی می‌کردیم
‫درس می‌خوندیم

05:35.420 --> 05:39.710
‫تا صبح بیدار می‌موندیم، حرف می‌زدیم
‫و با همم توی دردسر میفتادیم

05:39.710 --> 05:43.470
‫وقتی آیدا رفت، خیلی ناراحت شدم

05:44.730 --> 05:51.450
‫آیدا برای من یه دوست خیلی ارزشمنده که وقتی
‫خارج از کشور درس می‌خوندم حمایتم کرد

05:51.450 --> 05:55.140
‫اون بود که یادم داد مثل یه بانو رفتار کنم

05:55.140 --> 05:57.980
‫خیلی دلم می‌خواد خوشبخت بشه

05:58.410 --> 06:03.990
‫منم همینطور، ولی دقیقا باید چیکار کنیم؟

06:03.990 --> 06:08.740
‫برای شام دعوتشون کردم، ولی می‌بینی که
‫نیومدن

06:09.210 --> 06:12.070
‫فکر کنم دارن از هم فرار می‌کنن

06:15.970 --> 06:18.930
‫میمی، چرا انقدر عجله داری؟

06:18.930 --> 06:20.530
‫نفسم بند اومد

06:20.940 --> 06:25.430
‫یادم رفت تکالیفمو انجام بدم
‫می‌تونی کمکم کنی؟

06:27.340 --> 06:30.720
‫می‌رم خودکار و دفترمو بیارم

06:37.200 --> 06:39.360
‫کسی اونجاست؟

06:42.440 --> 06:45.450
‫منم، پلاسیدو

06:46.130 --> 06:47.560
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

06:47.560 --> 06:51.150
‫رایموندو ازم خواست
‫کتابخونه رو مرتب کنم

06:51.150 --> 06:53.460
‫خودش کجاست؟

06:54.080 --> 06:56.210
‫گفت کاری براش پیش اومده

07:00.450 --> 07:02.400
‫هیچ صدایی نمیاد

07:02.400 --> 07:05.340
‫جلد چهارم دایره‌المعارف گیاه‌شناسی رو پیدا نمی‌کنم

07:05.340 --> 07:08.560
‫فکر کنم توی اون یکی قفسه بود

07:08.560 --> 07:09.700
‫ممنونم

07:10.130 --> 07:13.480
‫چرا دارن کتابارو مرتب می‌کنن؟

07:13.480 --> 07:16.110
‫میمی، اونجایی، مگه نه؟

07:16.520 --> 07:18.810
‫تو هم به ما کمک می‌کنی؟

07:23.970 --> 07:26.400
‫فکر نمی‌کردم متوجه بشن.

07:29.910 --> 07:32.130
‫خب، این مایه تأسفه.

07:32.130 --> 07:36.110
‫انگار بانو آیدا ازت جلو زده.

07:36.110 --> 07:40.580
‫دیگه عقلم به جایی نمی‌رسه، انگار نمی‌شه
‫غیرمستقیم پیش رفت

07:40.580 --> 07:42.090
‫غیرمستقیم؟

07:42.090 --> 07:46.040
‫اگه روبه‌روشدنشون باهم جواب نمی‌ده

07:46.040 --> 07:48.590
‫باید از یکی دیگه کمک بگیریم

07:49.040 --> 07:51.050
‫کمک؟ از کی؟

07:51.050 --> 07:53.590
‫مثلا ملکه

07:54.290 --> 07:58.810
‫اونا از ملکه حرف‌شنوی دارن

07:59.170 --> 08:01.770
‫میمی، نمی‌تونیم این کارو بکنیم

08:01.770 --> 08:03.270
‫چرا نه؟

08:04.050 --> 08:05.980
‫چون داریم مجبورشون می‌کنیم

08:07.440 --> 08:10.440
‫حرف شنوی از یه مادر نگران فرق داره

08:10.440 --> 08:13.380
‫با اطاعت از دستور سلطنتیه
‫ملکه‌‌ی یه کشور

08:13.380 --> 08:16.120
‫احتمالا حرفشو گوش می‌دن

08:16.960 --> 08:22.790
‫ولی مجبور کردنشون برای دیدن همدیگه
‫خوشحالشون می‌کنه؟

08:26.560 --> 08:28.650
<i>‫اعلی‌حضرت درست می‌گه</i>

08:28.650 --> 08:32.430
<i>‫فقط به این فکر کردم که هرجوری هست
‫به همدیگه برسونمشون</i>

08:32.780 --> 08:36.970
<i>‫داشتم احساساتشونو نادیده می‌گرفتم</i>

08:36.970 --> 08:42.350
‫می‌دونم خیلی برات مهمن
‫—ولی چیزی که

08:42.350 --> 08:44.680
‫نباید چیزی رو بهشون تحمیل کرد

08:44.680 --> 08:46.960
‫خودشون باید انتخاب کنن

08:49.030 --> 08:50.840
‫وای که چقدر خنگم، خنگ، خنگ

08:49.030 --> 08:53.530
‫تق تق تق

08:50.840 --> 08:54.050
‫کاش می‌تونستم به خودم یه ضربه‌ی
‫شماره‌ی سی و هشت بزنم

08:55.530 --> 09:00.070
‫دوباره با بانو آیدا صحبت کن

09:00.070 --> 09:04.140
‫اگه دیدی مردده، بهش یه تلنگر بزن

09:04.140 --> 09:07.880
‫و اگه تصمیمش قطعیه
‫فقط می‌تونی مراقبش باشی

09:09.850 --> 09:11.140
‫همین کارو می‌کنم

09:12.760 --> 09:16.510
‫این کیک مخصوص سرآشپزه

09:17.000 --> 09:19.980
‫ببرش برای بانو آیدا

09:20.840 --> 09:22.890
‫ممنونم لرد رایموندو

09:24.400 --> 09:25.860
‫قابلی نداشت

09:26.200 --> 09:29.760
‫امیدوارم سر صحبت رو باز کنه

09:28.060 --> 09:36.070
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

09:38.580 --> 09:40.810
‫آیدا، می‌تونم بیام تو؟

09:40.810 --> 09:41.870
‫میمی؟

09:43.400 --> 09:45.060
‫داشتی درس می‌خوندی؟

09:45.060 --> 09:46.430
‫آره، یه کم

09:46.770 --> 09:50.380
‫راستی، ممنونم که کتابخونه رو مرتب کردی

09:50.380 --> 09:52.950
‫فقط برای همین اومدی اینجا؟

09:52.950 --> 09:56.390
‫راستش برای معذرت‌خواهی اومدم

09:57.050 --> 09:59.160
‫لازم نیست

09:59.160 --> 10:02.610
‫می‌دونم اون کارو به‌خاطر خودم کردی

10:03.040 --> 10:06.020
‫لرد رایموندو اینو بهم داد

10:06.020 --> 10:07.810
‫کیک شاه‌بلوطه

10:07.810 --> 10:09.200
‫شاه‌بلوط؟

10:10.090 --> 10:12.130
‫بخوریمش؟

10:17.220 --> 10:18.780
‫خوشمزه‌ست

10:18.780 --> 10:21.540
‫انگار واقعا شاه‌بلوطه

10:21.540 --> 10:22.790
‫آره

10:25.450 --> 10:27.620
‫خوشت نیومده؟

10:27.620 --> 10:31.260
‫اتفاقا خیلی دوسش دارم

10:31.880 --> 10:35.650
‫فقط یاد گذشته افتادم

10:36.000 --> 10:37.300
‫گذشته؟

10:38.170 --> 10:41.060
‫می‌خوای برات تعریف کنم؟

10:41.060 --> 10:43.310
‫این داستانو برای اولین باره که می‌گم

10:44.570 --> 10:46.190
‫معلومه

10:46.190 --> 10:50.700
‫شیش سالم بود که شاهزاده پلاسیدو رو
‫دیدم

11:02.890 --> 11:04.650
‫هوی، با توام

11:05.870 --> 11:07.550
‫داری چیکار می‌کنی؟

11:07.550 --> 11:10.310
‫اون شاه‌بلوط‌ها مال تو نیستن

11:11.920 --> 11:15.220
‫اونوقت تو کی باشی؟ چه حقی داری اینو بگی؟

11:15.220 --> 11:18.640
‫چون من با صاحبای این درخت فامیلم

11:18.640 --> 11:19.960
‫خودت کی هستی؟

11:19.960 --> 11:24.140
‫خب، منم با کسایی فامیلم
‫که خرج این درختو می‌دن

11:26.080 --> 11:28.420
‫می‌خوای همه رو برای خودت برداری؟

11:28.420 --> 11:29.900
‫چقدر حریص و شکمویی

11:29.900 --> 11:31.840
‫فقط برای خودم نیستن

11:31.840 --> 11:34.820
‫خیلی قلدری

11:34.820 --> 11:37.070
‫من قلدر نیستم

11:37.070 --> 11:41.710
‫باشه، اگه من قلدرم  پس توام
‫حریص و زودجوشی

11:48.750 --> 11:53.130
‫ازت خوشم نمیاد
‫برو اونور، قلدر

11:53.130 --> 11:56.410
‫بیا قلدر، شاه‌بلوط می‌خواستی آره؟

11:53.720 --> 11:54.940
‫آخ!

11:56.410 --> 11:58.300
‫حالا برو گمشو

11:56.410 --> 11:58.300
‫نکن این کارو، آخ!

11:58.300 --> 11:59.890
‫بسه!

12:02.050 --> 12:04.720
‫عصبانی شدم چون حس کردم
‫یهویی بهم تهمت زد

12:04.720 --> 12:05.890
‫که شاه‌بلوطارو می‌دزدم

12:05.890 --> 12:09.250
‫یه‌کم با داستانی که قبلا شنیده بودم
‫فرق داره

12:05.890 --> 12:11.860
‫تق

12:05.890 --> 12:11.860
‫تق

12:09.250 --> 12:11.860
‫پس توام یه زمانی شیطون بودی

12:11.860 --> 12:16.780
‫فقط چون خیلی تلاش کردم
‫الان شبیه یه بانو به‌نظر میام

12:16.780 --> 12:18.620
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

12:21.280 --> 12:26.300
‫خب، وقتی دوباره شاهزاده پلاسیدو رو دیدی

12:26.300 --> 12:28.290
‫و فهمید دختر دوک هستی، چی گفت؟

12:29.040 --> 12:31.080
‫تعجب کرد.

12:31.820 --> 12:36.050
‫احتمالاً اولین باری بود که کسی بهش گفته بود بره گم شه.

12:36.050 --> 12:40.180
‫بعدها که با هم دوست شدیم خودش اینو گفت

12:43.330 --> 12:49.290
‫دوک آمتیس گفت احتمالا برای نامزدی با برادرم
‫انتخاب می‌شی

12:50.080 --> 12:51.060
‫.این یعنی..

12:51.400 --> 12:54.310
‫تبریک می‌گم، ملکه‌ی آینده

12:56.980 --> 13:01.870
‫ممنونم، اعلی‌حضرت

13:03.470 --> 13:05.980
‫ببخشید که من دارم همراهت میام

13:06.330 --> 13:09.420
‫برادرم این روزا خیلی سرش شلوغه

13:09.930 --> 13:13.450
‫امیدوارم مزاحمت نباشم

13:13.450 --> 13:14.840
‫نه، اصلا

13:15.720 --> 13:19.840
‫از همون ماجرای شاه‌بلوط
‫دوست شدیم، نه؟

13:21.480 --> 13:25.010
‫ماجرای شاه‌بلوط؟
‫لازم نیست اینجوری صداش بزنی

13:27.940 --> 13:33.060
‫از همون موقع می‌دونستم قراره
‫دوستای خوبی برای هم بشیم

13:33.060 --> 13:34.980
‫.حدسم درست بود..

13:42.140 --> 13:44.490
‫ببخشید

13:46.620 --> 13:52.630
‫آیدا، بهتر از هرکسی می‌دونم چقدر مهربونی

13:52.630 --> 13:56.400
‫همیشه بقیه برات توی اولویتن

13:56.400 --> 14:02.380
‫ولی نمی‌تونی برای یه بارم که شده
‫اول به خودت فکر کنی؟

14:02.380 --> 14:04.690
‫به خودم؟

14:05.620 --> 14:08.980
‫به شایعه‌ها یا توقعات خانواد‌‌ه‌ات

14:08.980 --> 14:11.980
‫یا احساسات شاهزاده پلاسیدو
‫فکر نکن

14:11.980 --> 14:15.520
‫فقط به این فکر کن
‫که خودت چی می‌خوای

14:16.000 --> 14:19.020
‫چیزی که خودم می‌خوام؟

14:19.020 --> 14:22.300
‫آره، خودت چی می‌خوای؟

14:26.150 --> 14:28.520
<i>‫من چی می‌خوام؟</i>

14:32.000 --> 14:36.290
‫شاید نباید دیروز اون حرفارو به آیدا می‌زدم

14:36.290 --> 14:37.250
‫میمی

14:37.250 --> 14:39.130
‫باز بلند بلند فکر می‌کردم؟

14:39.130 --> 14:40.500
‫آره، کاملا

14:41.550 --> 14:44.090
‫آیدا، یه خبر خوب دارم

14:45.320 --> 14:48.970
‫چندتا نجیب‌زاده می‌خوان ازت
‫خواستگاری کنن

14:50.820 --> 14:52.350
‫.بابا..

14:52.660 --> 14:55.980
‫خانواده‌های محترمی دارن

14:55.980 --> 15:00.060
‫و براشون مهم نیست نامزدیت با شاهزاده رناتو
‫به‌هم خورده

15:02.240 --> 15:04.350
‫..اِم، دوک آمتیس..

15:04.350 --> 15:05.350
‫میمی

15:12.200 --> 15:15.710
‫ممنونم که انقدر نگرانمین

15:16.220 --> 15:18.790
‫می‌تونم یه کم فکر کنم؟

15:19.740 --> 15:24.210
‫معلومه، توی انتخاب همسر آینده‌ات دقت کن

15:26.220 --> 15:27.460
‫شنیدی؟

15:28.580 --> 15:29.460
‫راسته؟

15:29.460 --> 15:30.970
‫مگه می‌شه؟

15:33.100 --> 15:36.850
‫دوک آمتیس حتما یه جهیزیه‌ی
‫درست و حسابی می‌ده

15:36.850 --> 15:38.660
‫این پیشنهاد خیلی خوبیه

15:38.660 --> 15:42.730
‫بانو آیدا شاید یه آبروریزی راه انداخته باشه
‫ولی هنوز گزینه‌ی خوبیه

15:42.730 --> 15:45.790
‫به هرکی حاضر باشه بگیرتش
‫مدیون می‌شه

15:45.790 --> 15:48.610
‫معامله‌ی خوبیه‌ها

15:52.210 --> 15:53.740
‫سلام عرض شد

15:57.860 --> 15:59.180
‫بارون میاد

16:03.410 --> 16:05.130
‫راسته؟

16:05.130 --> 16:08.680
‫آره، دوئله، همه دارن درباره‌اش حرف می‌زنن

16:10.240 --> 16:12.760
‫بانو آیدا، خبر بدی دارم

16:12.760 --> 16:13.870
‫چی شده؟

16:18.410 --> 16:24.860
‫من، پلاسیدو دو روبینی
‫تو رو برای حفظ شرافت و جونم به دوئل دعوت می‌کنم

16:25.210 --> 16:29.990
‫شاهزاده پلاسیدو یکی رو به دوئل دعوت کرده چون
‫پشت سر شما حرف می‌زده

16:33.700 --> 16:35.990
<i>‫نباید این کارو بکنه</i>

16:35.990 --> 16:41.340
‫دوک آمتیس امروز صبح براش خواستگار پیدا کرده

16:41.830 --> 16:43.750
‫خبر بدی دارم، شاهزاده رناتو

16:43.750 --> 16:46.460
‫چی شده، لرد رایموندو؟

16:46.460 --> 16:51.120
‫صبر کنین، اعلی‌حضرت
‫حتما شوخیتون گرفته

16:51.120 --> 16:54.350
‫پشت سر شما که حرفی نزدم

16:54.350 --> 16:57.640
‫یه نجیب‌زاده به یه بانو توهین نمی‌کنه

16:57.640 --> 17:00.510
‫تا حالا شاهزاده پلاسیدو رو
‫انقدر عصبانی ندیده بودم

17:00.510 --> 17:02.420
‫منم همینطور

17:03.980 --> 17:05.100
‫لطفا تمومش کنین

17:07.940 --> 17:09.110
‫آیدا؟

17:09.490 --> 17:14.950
‫شنیدم چی شده، ولی آبروم مال خودمه

17:14.950 --> 17:17.830
‫لازم نیست شما ازش دفاع کنین

17:18.410 --> 17:23.440
‫متأسفانه، قصد داشتم
‫پیشنهادتون رو رد کنم

17:23.440 --> 17:29.960
‫ولی اگه ازدواج نکنی، آبروی خانوادت
‫لکه‌دار نمی‌شه؟

17:29.960 --> 17:33.840
‫این چیزا خانواده‌ی آمتیسو بی‌آبرو نمی‌کنه

17:33.840 --> 17:35.810
‫نگرانمون نباش

17:37.390 --> 17:38.770
‫.و..ولی..

17:38.770 --> 17:41.790
‫ولش کن، دیگه چیزی نگو

17:43.760 --> 17:49.610
‫از پیشنهادتون ممنونم، ولی متاسفم که
‫ردش می‌کنم

17:58.700 --> 18:02.320
‫لطفا همگی برگردین سر کلاساتون

18:15.320 --> 18:18.540
‫اعلی‌حضرت، لطفا شمشیرتون رو غلاف کنین

18:25.500 --> 18:26.930
‫خیلی بی‌عُرضه‌ام

18:28.440 --> 18:31.150
‫فکر می‌کردم دارم ازت دفاع می‌کنم

18:32.140 --> 18:34.640
‫هیچ‌وقت به اندازه‌ی کافی قوی نیستم

18:35.540 --> 18:42.140
‫مهربونیت همیشه بهم دلگرمی داده

18:42.550 --> 18:43.970
‫واقعا؟

18:45.280 --> 18:46.290
‫اگه اینطوره

18:48.520 --> 18:52.190
‫من ازت دفاع می‌کنم

18:58.860 --> 19:01.140
‫ازم دفاع می‌کنی؟

19:01.140 --> 19:07.590
‫آره. فهمیدم که چیزی که می‌خوام
‫اینه که ازت حمایت کنم و ازت دفاع کنم.

19:08.190 --> 19:10.630
‫منظورت اینه که...

19:12.220 --> 19:16.990
‫آره. لطفاً بذار همسرت بشم.

19:18.050 --> 19:20.110
‫اوه، ام...

19:20.990 --> 19:25.370
‫البته اگه خودت هم موافقی.

19:25.700 --> 19:27.640
‫معلومه که می‌خوام

19:32.830 --> 19:34.670
‫بانو آیدا آمتیس

19:36.250 --> 19:39.920
‫قسم می‌خورم تا آخر عمرم عاشقت بمونم

19:40.510 --> 19:44.270
‫لطفا باهام ازدواج کن

19:45.580 --> 19:47.680
‫با کمال میل قبول می‌کنم

19:56.650 --> 20:00.540
‫باورم نمی‌شه آیدا گفت
‫می‌خواد ازش دفاع کنه

20:00.540 --> 20:01.860
‫واقعا؟

20:02.600 --> 20:04.910
‫تعجب نکردی؟

20:04.910 --> 20:08.630
‫گفتی با بانو آیدا دوستین

20:09.400 --> 20:12.170
‫حتما وجه اشتراک دارین دیگه

20:12.750 --> 20:15.760
‫بالاخره می‌تونم خبرشو
‫به پدر و مادرم بدم

20:15.760 --> 20:16.940
‫چی؟

20:16.940 --> 20:20.820
‫اونام منتظر همچین خبری بودن

20:27.330 --> 20:29.810
‫نامزدیتون مورد تأییدمونه

20:29.810 --> 20:31.190
‫تبریک می‌گم

20:32.040 --> 20:34.990
‫ممنونم، سرورم

20:35.550 --> 20:38.700
‫ممنونم، سرورم

20:38.700 --> 20:42.050
‫پلاسیدو، طاقتم داشت تموم می‌شد

20:42.050 --> 20:42.910
‫چی؟

20:43.410 --> 20:48.140
‫می‌خواستم دیگه بهتون دستور سلطنتی بدم
‫ازدواج کنین

20:49.560 --> 20:50.830
‫عزیزم!

20:51.710 --> 20:52.950
‫ببخشید.

20:53.840 --> 20:57.140
‫این‌ها من را یاد دوران جوانی‌مان می‌اندازند.

20:57.140 --> 20:59.330
‫اوه، خواهش می‌کنم.

21:06.740 --> 21:12.590
<i>‫میمی همیشه به من
‫اهمیت شجاعت را یاد می‌دهد.</i>

21:14.370 --> 21:15.690
‫آیدا.

21:16.600 --> 21:18.100
‫حالت خوبه؟

21:20.270 --> 21:21.990
‫آره، بهترم

21:21.990 --> 21:25.530
‫مشخصه، رنگ و روت بهتر شده

21:25.890 --> 21:27.740
‫بریم؟

21:29.340 --> 21:32.670
‫چی؟ ولی نمی‌تونم

21:32.670 --> 21:37.330
‫اشکالی نداره، مگه نگفتی
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

21:37.330 --> 21:38.340
‫.ولی..

21:38.340 --> 21:42.010
‫قول می‌دم خوش می‌گذره، شجاع باش

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
Nakisa\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:42.390 --> 21:45.500
‫امتحانش کن، من باهاتم

21:50.870 --> 21:53.700
‫ممنونم میمی

23:26.950 --> 23:29.780
<i>‫آیدا زبان گل‌ها رو بهم یاد داد</i>

23:29.780 --> 23:32.630
<i>‫معنی آیدا یعنی
‫دوست‌داشتنی</i>

23:31.120 --> 23:32.240
‫فشار!!

23:32.630 --> 23:34.570
<i>‫پلاسیدو یعنی پاک</i>

23:34.570 --> 23:37.640
<i>‫شاهزاده رناتو... جذاب بود؟</i>

23:35.040 --> 23:40.040
:قسمت بعد

23:35.040 --> 23:40.040
‫‫آماده شدن برای مراسم رقص

23:37.640 --> 23:40.000
<i>‫اوه نه، دوباره بلند بلند فکر کردم.</i>
