WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Nakisa\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:04.620 --> 00:07.170
‫علیاحضرت، مراقب باشین!

00:14.460 --> 00:19.810
<i>‫کسی حمله به ملکه رو یادشه؟</i>

00:19.810 --> 00:22.080
<i>‫بلاخره فهمیدیم جریان چیه</i>

00:22.080 --> 00:24.340
<i>‫اولش فکر می‌کردیم کار لرد ایرنئو باشه</i>

00:24.340 --> 00:28.200
<i>‫ولی فهمیدیم کار بانو زایراست که
‫عاشق لرد ایرنئو شده</i>

00:28.200 --> 00:32.060
<i>‫هدفشم ملکه نبود، من بودم</i>

00:33.010 --> 00:37.160
‫شنیدم لرد ایرنئو به یه دختر
‫نزدیک شده

00:37.540 --> 00:42.070
‫عصبانی شدم و خواستم
‫بترسونمش

00:42.540 --> 00:46.050
‫ولی قصد کشتن کسی رو نداشتم

00:46.050 --> 00:50.670
‫ولی با سربازاتون ریختین
‫توی اتاق لرد ایرنیو

00:50.670 --> 00:53.840
‫میخواستی به بانو ماریا حمله کنی

00:53.840 --> 00:57.560
‫خب، بله، درسته

00:57.560 --> 01:02.730
‫وقتی دیدم با لرد ایرنئو خوش‌وبش
‫می‌کنه عصبانی شدم

01:04.730 --> 01:07.380
‫می‌دونم کارم احمقانه بود

01:07.380 --> 01:14.370
‫فکر کردم اگه کاری نکنم، لرد ایرنئو رو
‫برای همیشه از دست می‌دم

01:14.370 --> 01:20.490
‫لجم می‌گرفت که احساسات منو
‫نسبت به خودش نمی‌بینه

01:20.870 --> 01:25.060
‫می‌رم گزارشو به شاهزاده رناتو بدم

01:30.010 --> 01:34.590
‫بهشون بگین هر مجازاتی باشه قبول می‌کنم

01:36.280 --> 01:41.490
<i>‫هنوز نمی‌تونم رابطه‌شون رو
‫درست درک کنم</i>

01:41.490 --> 01:43.890
<i>‫ولی بانو زایرا باید به عواقب کارش فکر کنه</i>

01:43.890 --> 01:46.570
<i>‫بعدش یه فرصت دوباره
‫بهش داده بشه</i>

01:46.570 --> 01:48.850
<i>‫لرد ایرنئوام همینطور</i>

01:48.850 --> 01:52.830
<i>‫فعلا وقت ندارم
‫نگران این چیزا باشم!</i>

01:52.830 --> 01:54.860
<i>‫مراسم داره شروع می‌شه!</i>

01:56.030 --> 02:01.040
<b>‫قسمت 12</b>

01:56.030 --> 02:01.040
<b>‫چطور با یه مشت، مخ یه شاهزاده رو زدم</b>

02:01.040 --> 02:05.350
‫مگه نامزد شاهزاده رناتو
‫دختر دوک آمتیس نیست؟

02:05.350 --> 02:07.500
‫ظاهرا نه

02:07.500 --> 02:11.670
‫شنیدم با بقیه فرق داره

02:12.120 --> 02:13.710
‫میخوام ببینم چه شکلیه

02:13.710 --> 02:17.430
‫هنوز از نزدیک ندیدمش

02:17.430 --> 02:20.280
‫مطمئنم خوشکله

02:20.280 --> 02:22.060
‫خیلی مشتاقم ببینمش

02:26.640 --> 02:31.400
‫آیدا، نمی‌دونم چرا
‫سرم داره می‌ترکه

02:31.400 --> 02:34.480
‫میمی بیا آب بخور خوب می‌شی

02:42.030 --> 02:43.410
‫آخیش، چسبید

02:43.410 --> 02:45.220
‫وای، ساعت چنده؟

02:45.220 --> 02:47.750
‫‌...رفتم توی بالکن و

02:47.750 --> 02:49.900
‫یه زن مشکوک رو دیدی

02:49.900 --> 02:54.870
‫وسط دعوای عشقی اونو
‫لرد ایرنئو گیر افتادی

02:54.870 --> 02:57.550
‫بعدشم توی مستی، حسابی قاطی کردی

02:57.550 --> 02:58.950
‫الکی نگو!

03:00.700 --> 03:04.130
‫وای، یه چیزایی داره یادم میاد...

03:07.620 --> 03:11.240
‫آیدا، مراسم چی؟
‫رقص اول چی؟

03:11.580 --> 03:13.230
‫چند دقیقه دیگه شروع می‌شه

03:13.230 --> 03:15.280
‫خوبه

03:15.280 --> 03:19.660
‫حالا باید چیکار کنم؟
‫سر و وضعم داغونه!

03:15.310 --> 03:19.660
<b>
‫شوک!</b>

03:19.660 --> 03:21.390
‫یه کاریش می‌کنیم، میمی

03:21.390 --> 03:24.290
‫خدمتکارای خاندان آمتیس بی‌نظیرن

03:24.290 --> 03:26.800
‫اجازه بدین کمکتون کنیم!

03:34.840 --> 03:37.460
‫حق با توئه آیدا

03:37.460 --> 03:40.640
‫خدمتکاراتون حرف ندارن

03:40.640 --> 03:42.430
‫خیلی خوشگل شدی، میمی

03:42.430 --> 03:43.880
‫خودتم همینطور

03:44.800 --> 03:47.840
‫رنگت پریده، گرسنته؟

03:48.350 --> 03:51.150
‫کل روز درگیر بودیم

03:51.150 --> 03:55.370
‫بعدشم که قضیه‌ی
‫لرد ایرنئو پیش اومد

03:55.370 --> 03:57.650
‫چیزی نخوردی، مگه نه؟

03:59.070 --> 04:01.570
‫خوبم، گرسنه‌ام نیست

04:02.540 --> 04:04.290
‫برات چای بریزم؟

04:04.590 --> 04:08.080
‫ممنونم، حالم خوبه

04:12.360 --> 04:15.170
‫میمی، اصلا نشناختمت

04:15.170 --> 04:16.610
‫اعلی‌حضرت

04:16.610 --> 04:22.180
‫معذرت می‌خوام که این همه
‫دردسر درست کردم

04:22.180 --> 04:25.650
‫اتفاقیه که افتاده، سرتو بیار بالا

04:31.190 --> 04:34.030
‫خوشحالم رنگ طلایی رو انتخاب کردم

04:34.530 --> 04:36.690
‫خیلی بهت میاد

04:36.690 --> 04:42.280
<b>
‫سرخ شدن</b>

04:36.690 --> 04:39.050
‫به شمام همینطور

04:39.050 --> 04:40.480
‫آیدا توام خیلی خوشکل شدی

04:40.480 --> 04:42.280
‫ممنونم

04:42.280 --> 04:47.940
<i>‫آیدا می‌گه کلی دردسر درست کردم
‫ولی خودم چیزی یادم نمیاد</i>

04:47.940 --> 04:55.000
<i>‫فقط یادمه خواب شاهزاده رناتو رو دیدم
‫ولی آخه خیلی بی‌ادبانه بود!</i>

04:55.000 --> 05:00.010
<b>‫جیغ</b>

04:55.000 --> 05:00.010
<b>‫جیغ</b>

04:56.110 --> 04:58.740
<i>‫باورم نمی‌شه همچین کاری کرده باشم!</i>

04:57.550 --> 05:00.490
‫معذرت می‌خوام، داشتی چیزی می‌خوردی؟

05:00.490 --> 05:02.260
‫اوه، راستش...

05:03.640 --> 05:08.400
‫فکر کردم آیدا... می‌تونه یه ناخنکی بزنه...

05:09.640 --> 05:19.280
<b>‫ایش</b>

05:09.640 --> 05:12.510
‫چرا داری می‌ذاریش دهن من؟!

05:12.510 --> 05:16.480
‫وقتی مهمونی شروع بشه
‫دیگه سرشلوغ‌تر از اونیم که چیزی بخوریم.

05:16.480 --> 05:19.280
‫فکر کردم بهتره تا می‌تونی الان یه چیزی بخوری.

05:19.280 --> 05:21.480
‫آخه رژ لبم خراب می‌شه

05:21.480 --> 05:24.160
‫رژ لبت؟ حالا فهمیدم

05:25.570 --> 05:28.280
‫ببخشید، بانوی من

05:28.280 --> 05:30.160
‫از روی عادته

05:30.160 --> 05:32.920
<b></b>‫تپش قلب

05:34.410 --> 05:36.670
‫ببخشید مزاحم شدم

05:36.670 --> 05:39.870
‫مهمونا رسیدن

05:39.870 --> 05:42.380
‫می‌تونم ازتون خواهش کنم تشریف بیارین سالن رقص؟

05:42.380 --> 05:43.300
‫بله، حتماً.

05:43.730 --> 05:46.760
<i>‫به لطف شاهزاده، احساس قدرت بیشتری می‌کنم.</i>

05:47.740 --> 05:49.180
<i>‫دیگه وقتشه.</i>

05:49.520 --> 05:52.340
<i>‫می‌خوام نتیجه‌ی تمرینامو به همه نشون بدم!</i>

06:03.400 --> 06:05.450
‫کلی آدم اومده!

06:05.750 --> 06:10.900
‫فکر کنم از وقتی اومدی، این بزرگترین
‫مراسمی باشه که شرکت کردیم

06:11.930 --> 06:14.250
‫خیلی شلوغه

06:15.560 --> 06:18.800
‫اشراف عاشق شایعه‌‌ان

06:25.740 --> 06:28.290
‫هرکی هرچی گفت
‫به دل نگیر

06:28.650 --> 06:31.890
‫بیا یه دور برنامه رو مرور کنیم

06:31.890 --> 06:35.190
‫اول پادشاه به مهمونا خوش‌آمد می‌گه

06:35.190 --> 06:40.330
‫بعد پرده‌ها کنار می‌رن
‫و ما وارد می‌شیم...

06:35.190 --> 06:36.400
‫شنیدی؟

06:36.400 --> 06:41.820
‫بانو آیدا نامزدیش که به هم خورد
‫افتاد دنبال داداش طرف

06:44.300 --> 06:48.880
‫شاهزاده پلاسیدو چطوری رفته دنبال
‫پس‌مونده‌ی دادا‌شش

06:48.880 --> 06:52.520
‫نامزدیش با شاهزاده رناتو
‫تازه به هم خورده

06:52.520 --> 06:54.920
‫این روزا سریع می‌رن سراغ نفر بعدی

06:54.920 --> 07:00.480
‫می‌گن نامزد جدید ولیعهد
‫بانو ماریا یه‌کم عجیب غریبه

07:00.480 --> 07:06.970
‫ببین چقدر دلبری کرده که تونسته
‫ولیعهد رو از چنگ بانو آیدا دربیاره

07:06.970 --> 07:12.650
‫مورو خیلی کوچیکه، بعیده این
‫ازدواج سیاسی باشه

07:13.770 --> 07:19.610
<i>‫کاری نکردیم که خجالت بکشیم
‫پس مهم نیست بقیه چی می‌گن</i>

07:20.450 --> 07:25.420
<i>‫قسم خوردم از شاهزاده پلاسیدو
‫محافظت کنم، ولی...</i>

07:26.520 --> 07:28.250
<i>‫دارم می‌لرزم</i>

07:29.860 --> 07:33.150
<i>‫از دیروز نخوابیدم چون همش
‫بدترین سناریوهای ممکن</i>

07:33.150 --> 07:35.590
<i>‫میاد توی ذهنم</i>

07:36.000 --> 07:38.650
‫فقط همونی که تمرین کردیمو انجام بده

07:38.650 --> 07:40.790
‫نگران هیچی نباش

07:41.380 --> 07:46.810
<i>‫با اینکه اینارو گفتم ولی الان
‫خودمم دست‌وپامو گم کردم</i>

07:50.320 --> 07:51.800
‫آیدا

07:52.760 --> 07:55.560
‫خرابکاری کردم، هوامو داشته باش

07:59.480 --> 08:01.270
<i>‫دستش گرمه.</i>

08:02.460 --> 08:04.600
‫هر اتفاقی بیفته، من هواتو دارم.

08:04.600 --> 08:06.160
‫سرورم...

08:07.070 --> 08:10.280
<b>‫خیلی پرانرژی!</b>

08:07.170 --> 08:09.600
‫یالا، شما هم همین‌طور، شاهزاده رناتو.

08:08.100 --> 08:09.600
‫داداش یه چیزی بگو

08:12.340 --> 08:16.330
‫بانو آیدا، اگه کاری ازم برمیاد...

08:19.570 --> 08:21.270
‫ممنونم

08:21.270 --> 08:24.040
‫همین حرفتون باعث دلگرمیه

08:24.650 --> 08:26.350
‫الان خیلی بهترم

08:28.310 --> 08:30.740
‫دیگه احساس تنهایی نمی‌کنم

08:32.050 --> 08:40.060
<b>‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!</b>

08:46.380 --> 08:51.910
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم که
‫تشریف آوردین

08:51.910 --> 08:58.340
‫امروز، پسرای من با کسایی که
‫عاشقشونن نامزد می‌کنن

08:58.340 --> 09:01.250
‫می‌خوام توی این مراسم
‫کنارمون باشین

09:01.250 --> 09:07.710
‫:معرفی می‌کنم
‫شاهزاده‌ی دوم پلاسیدو و نامزدشون
‫بانو آیدا آمتیس

09:08.020 --> 09:16.220
‫و ولیعهد رناتو و همسر
‫آینده‌شون، بانو ماریا آنوواتزی

09:24.630 --> 09:28.070
‫شاهزاده رناتو مثل همیشه جذاب و باوقاره

09:28.070 --> 09:30.200
‫اون بانو ماریاست؟

09:30.200 --> 09:32.980
‫شنیدم از یه روستای دورافتاده اومده

09:32.980 --> 09:37.490
‫مگه مورو چیزی جز کوه و
‫زمین کشاورزی داره؟

09:37.490 --> 09:39.820
‫تا حالا توی هیچ مراسمی ندیده بودمش

09:39.820 --> 09:43.080
‫انگار استاد هنرای رزمیه

09:43.080 --> 09:46.610
‫هنر؟ پس یعنی رقصش حرف نداره؟

10:13.330 --> 10:15.430
‫چقدر باوقار

10:15.430 --> 10:20.080
‫شاهزاده پلاسیدو خیلی لطیف همراهیش می‌کنه
‫و بانو آیدا هم فوق‌العاده می‌رقصه

10:20.080 --> 10:22.250
‫غیر از اینم انتظار نمی‌رفت

10:24.190 --> 10:27.500
‫اون یکی زوج چطورن؟

10:39.810 --> 10:42.430
<i>‫اعلی‌حضرت بی‌نظیره</i>

10:42.430 --> 10:44.770
<i>‫دلم می‌خواد از خوشحالی بپرم بالا و پایین</i>

10:45.190 --> 10:47.330
<i>‫سریع خودش رو با حرکاتم هماهنگ می‌کنه</i>

10:57.940 --> 11:03.450
<i>‫هر بار که با ریتم پیش می‌رم
‫فقط چشمام اونو می‌بینه</i>

11:04.740 --> 11:09.190
<i>‫باید باوقار باشم همونطوری که
‫تمرین کردیم</i>

11:11.500 --> 11:13.100
<i>‫ولی خیلی داره خوش می‌گذره!</i>

11:16.010 --> 11:17.540
‫عجب چیزیه

11:17.540 --> 11:19.790
‫واقعا خوشکله

11:22.920 --> 11:24.910
<i>‫می‌دونستم میمی از پسش برمیاد</i>

11:25.220 --> 11:29.270
<i>‫توی یه چشم به هم زدن دل مهمونای
‫بدبین رو به دست آورد</i>

11:29.770 --> 11:33.840
‫بلاخره یخ همه‌ باز شد

11:33.840 --> 11:38.130
‫انقدر خوبه که آدم رقص خودش
‫یادش می‌ره

11:38.530 --> 11:42.130
‫حق با برادرم بود

11:42.470 --> 11:44.450
‫آره، درسته

11:44.920 --> 11:49.990
‫میمی، تو واقعا لایق این
‫جایگاه هستی

11:50.330 --> 11:52.790
‫ملکه‌ای می‌شی که همه عاشقشن

12:03.650 --> 12:05.540
‫باورنکردنیه

12:07.230 --> 12:12.230
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم
‫همه دارن تشویقشون می‌کنن

12:13.260 --> 12:14.870
‫منم از شنیدنش خوشحالم

12:14.870 --> 12:16.330
‫باعث افتخارمونه

12:16.970 --> 12:20.220
‫باورم نمی‌شه انقدر باوقار رقصید.

12:21.700 --> 12:24.090
‫حتما خیلی تمرین کرده.

12:24.090 --> 12:27.410
‫آره، تا جایی که پاهاش خون اومده.

12:27.410 --> 12:29.500
‫چقدر خوشگل شده.

12:31.870 --> 12:33.100
‫چی؟

12:33.520 --> 12:34.500
‫وای خدای

12:34.500 --> 12:38.050
‫صورتش داره برق می‌زنه!

12:38.050 --> 12:40.840
‫چی؟ به نظر من که لاغرتر شده

12:40.840 --> 12:44.460
‫نه بابا، فقط عاشق شده!

12:44.460 --> 12:47.520
‫وای، هل ندین!

12:47.520 --> 12:50.500
‫تئو؟ بچه‌ها؟

12:51.340 --> 12:53.300
‫سورپرایز

12:53.300 --> 12:54.870
‫کار شماست؟

12:56.290 --> 12:57.880
‫خیلی ممنونم

13:04.110 --> 13:06.700
‫لرد رایموندو، توام می‌دونستی؟

13:06.700 --> 13:09.110
‫معلومه

13:14.310 --> 13:18.390
‫اعلی‌حضرت، خیلی خوشحال می‌شیم
‫بیاین مورو پیشمون

13:18.390 --> 13:21.420
‫شاید یه سر بیام

13:21.420 --> 13:28.260
‫لرد تئودوریکو، امیدوارم وقتی بزرگتر
‫شدی برای تحصیل بیای اینجا

13:28.260 --> 13:31.060
‫ممنونم، بانو آیدا

13:31.390 --> 13:34.650
‫همه عاشق این تارت‌های هلو شدن

13:34.650 --> 13:39.390
‫پدرم شنیده آب سبزیجات دوست داری
‫دستور داد برات بیارن

13:39.390 --> 13:43.430
‫آب سبزیجات روبینی خیلی خوشمزه‌ست

13:43.430 --> 13:45.740
‫واقعا؟ پس باید یه امتحانی بکنم

13:46.310 --> 13:49.220
‫خوبه، بازم می‌خوام!

13:49.570 --> 13:52.000
‫عجله نکن، راحت بخور

13:52.540 --> 13:53.870
‫میمی

13:55.300 --> 13:57.280
‫خوش می‌گذره؟

13:57.280 --> 13:59.760
‫معلومه، علیاحضرت

14:02.950 --> 14:09.500
‫قبلا رناتو فقط توی فکر فداکاری برای
‫این کشور بود

14:10.700 --> 14:16.650
‫وقتی شنیدیم خودش نامزد پیدا کرده
‫خشکمون زد

14:18.690 --> 14:23.240
‫فکر کنم اولین باره چیزی رو
‫انتخاب می‌کنه

14:18.690 --> 14:20.670
‫زیاده‌روی نکن

14:24.240 --> 14:31.430
‫پلاسیدو پسر مهربونیه، ولی این
‫مهربونی گاهی خجالتیش می‌کنه

14:27.320 --> 14:28.320
‫بفرمایین

14:28.810 --> 14:31.460
‫وای، ممنونم

14:31.460 --> 14:33.040
‫خوش به حالت

14:33.040 --> 14:35.630
‫احساساتش به آیدا رو
‫مخفی کرده بود

14:34.330 --> 14:35.630
‫به من نمی‌رسه؟

14:35.630 --> 14:39.190
‫چون می‌دونست رناتو داره عذاب می‌کشه

14:36.330 --> 14:37.730
‫فقط مخصوص خانم‌هاست

14:39.960 --> 14:41.090
‫بله

14:41.090 --> 14:48.190
‫خیلی خوشحالم که هر دو پسرم رو
‫توی این مراسم، شاد می‌بینم

14:48.690 --> 14:52.770
‫دوتا عروس دوست‌داشتنی که
‫به خانواده‌امون اضافه شدن

14:53.560 --> 14:55.400
‫امیدوارم سال‌های سال
‫کنارمون بمونی

14:55.960 --> 14:58.980
‫منم همینطور

14:59.290 --> 15:00.900
‫علیاحضرت!

15:02.100 --> 15:03.840
‫براتون گل آوردم!

15:07.460 --> 15:12.730
‫ممنونم، تئو تو هم یکی از
‫عزیزدلای من شدی!

15:17.840 --> 15:22.300
‫ایرنئو یه مدت توی عمارت عمه‌
‫حبس می‌شه

15:22.300 --> 15:26.250
‫بانو زایرا هم توی عمارت خودشون
‫حبس می‌شه؟

15:26.660 --> 15:29.410
‫یعنی دیگه همدیگه رو نمی‌بینن؟

15:29.410 --> 15:33.310
‫نه، ایرنئو با خانم‌ها مهربونه

15:33.620 --> 15:35.060
‫مطمئنم یه نقشه‌ براش داره

15:50.680 --> 15:54.010
‫میمی، می‌تونیم یه‌کم حرف بزنیم؟

15:54.010 --> 15:56.310
‫چیزی شده؟

15:58.580 --> 16:00.850
‫نگران بودم

16:00.850 --> 16:02.510
‫درباره‌ی نامزدیمون؟

16:02.510 --> 16:04.630
‫نه، اون نه

16:05.160 --> 16:07.300
‫درباره‌ی ولیعهد شدن

16:09.300 --> 16:16.020
‫از وقتی به دنیا اومدم
‫می‌دونستم با بقیه فرق دارم

16:16.890 --> 16:21.960
‫فهمیدم عاقل و سالم بودنم
‫باعث خوشحالی همه می‌شه

16:22.440 --> 16:26.610
‫خوشحالی اونا منو خوشحال می‌کرد

16:26.610 --> 16:31.460
‫برای همین تلاشم رو کردم
‫که عاقل و سالم بمونم.

16:31.870 --> 16:35.080
‫درکت می‌کنم.

16:38.320 --> 16:42.750
‫آفرین میمی،
‫حرکت شماره ۳۶ رو هم یاد گرفتی.

16:43.410 --> 16:46.270
‫خاندان آنوواتزی در دستان امنی قرار داره.

16:47.110 --> 16:49.280
‫منم همین حس رو داشتم.

16:49.280 --> 16:53.770
‫به خاطر انتظارات بقیه
‫بیشتر تلاش‌ می‌کردم

16:53.770 --> 16:56.330
‫هیچ‌وقت نگران نشدی؟

16:56.330 --> 16:57.220
‫چی؟

16:57.220 --> 17:01.370
‫شاید ازم بدت بیاد

17:01.370 --> 17:05.520
‫ولی بعضی وقتا زیادی مضطرب می‌شم

17:06.150 --> 17:11.360
‫مطمئن نبودم بتونم انتظارات
‫بقیه رو برآورده کنم

17:11.710 --> 17:16.230
‫ولی شما که همیشه به فکر بقیه‌ هستین

17:17.470 --> 17:19.040
‫امیدوارم همینطور باشه

17:19.040 --> 17:24.260
‫خب، نگران که شدین به خودم بگین

17:24.260 --> 17:25.880
‫خودم دلداریتون می‌دم

17:25.880 --> 17:27.340
‫دلداری؟

17:27.340 --> 17:32.890
‫آره، هرچقدر بخواین بهتون می‌گم
‫بهترین هستین

17:32.890 --> 17:37.600
‫حتی اگه نباشین، با همدیگه
‫تلاش می‌کنیم تا بشین

17:40.120 --> 17:45.380
‫حالا که خوب فکر می‌کنم
‫ولیعهد شدن زیادی نگرانم کرده

17:45.380 --> 17:47.870
‫ولی توی کل زندگیم فقط یه بار پشیمون شدم

17:47.870 --> 17:49.850
‫از چی؟

17:49.850 --> 17:53.040
‫وقتی برای اولین بار توی آکادمی دیدمت

17:53.040 --> 17:58.490
‫چی؟ یعنی اون اشتباه، مرد بی‌نقص
‫و کاملی مثل تو رو اذیت کرده؟

17:59.590 --> 18:00.950
‫نه

18:01.930 --> 18:05.460
‫گفتم دیگه به مهمونیه فارغ‌التحصیلی
‫دیر می‌رسم

18:05.460 --> 18:10.800
‫نمی‌دونم چطور به خاطر کمکتون
‫تشکر کنم

18:10.800 --> 18:12.300
‫چیز مهمی نیست

18:12.300 --> 18:15.460
‫چرا نمیاین خونه‌امون؟

18:15.460 --> 18:17.220
‫پدرم خیلی خوشحال می‌شه

18:18.720 --> 18:21.220
‫شنیدم بارون کاسکیاری خیلی سرش شلوغه

18:21.220 --> 18:22.590
‫این هفته کجان؟

18:22.590 --> 18:24.620
‫باید ازش بپرسم

18:26.620 --> 18:29.670
‫لرد رناتو دوباره با بانو الئونوراست

18:29.670 --> 18:34.110
‫پس شایعه ها درستن که
‫با بانو آیدا رابطه خوبی نداره؟

18:35.550 --> 18:40.570
‫شنیدین؟ چشم
‫دیدن منو ندارن

18:44.570 --> 18:48.130
‫می‌بینی؟ بانو آیدا همین الانم داره
‫بهم چشم غره می‌ره

18:49.750 --> 18:55.220
‫می‌دونستم پلاسیدو عاشقشه، ولی...

18:55.760 --> 19:01.750
‫یه لحظه، از اینکه داشتم نامزدیمون رو
‫به هم می‌زدم پشیمون شدم

19:02.390 --> 19:05.310
‫بقیه‌اش هم که دیگه مشخصه

19:05.310 --> 19:06.900
‫آره، یادمه

19:06.900 --> 19:08.900
‫بانو آیدا آمتیس

19:12.620 --> 19:16.650
‫من، رناتو دی روبینی، شاهزاده‌ی اول
‫پادشاهی روبینی

19:16.650 --> 19:21.160
‫همینجا نامزدیمون رو به هم می‌زنم

19:22.760 --> 19:26.880
‫همون لحظه، به پلاسیدو حسودیم شد

19:26.880 --> 19:31.200
‫که عاشق همچین دختر جذابیه
‫و اونم دوستش داره

19:31.200 --> 19:33.190
‫مـ... من که...

19:33.540 --> 19:37.490
‫از همون لحظه چشمم تو رو گرفت

19:37.490 --> 19:39.800
‫آخرشم که به هم رسیدیم

19:39.800 --> 19:42.570
‫من آیدا نیستم

19:42.570 --> 19:49.230
‫اون استیک خوشمزه رو خوردیم و
‫و بیشتر باهات آشنا شدم

19:51.260 --> 19:53.740
‫می‌تونم یه گله‌ای بکنم؟

19:54.360 --> 19:58.610
‫نه به عنوان ولیعهد، به عنوان رناتو دی روبینی

19:59.590 --> 20:01.620
‫بـ... بله

20:02.020 --> 20:07.470
‫من به جای ماریا، میمی صدات می‌زنم

20:07.470 --> 20:11.490
‫ولی چرا تو هنوز بهم می‌گی
‫شاهزاده رناتو؟

20:11.490 --> 20:15.060
‫چی؟ خب، نمی‌دونم

20:15.060 --> 20:17.090
‫همینجوری می‌گم

20:17.090 --> 20:19.580
‫دیگه نمی‌خوام اینجوری صدام بزنی

20:17.380 --> 20:18.590
<b>‫ایش</b>

20:18.880 --> 20:20.050
<b>‫ایش</b>

20:19.580 --> 20:20.590
‫چی؟

20:20.590 --> 20:26.360
‫اومم، می‌خواین بهتون بگم رناتو؟

20:26.360 --> 20:27.400
‫آره

20:27.400 --> 20:31.600
‫ولی اینجوری بی‌ادبیه که

20:31.600 --> 20:33.610
‫حالا دیگه نامزدیم

20:35.910 --> 20:40.550
‫یادته توی روستای ناوارو گفتی
‫هر کاری بگم انجام می‌دی؟

20:41.610 --> 20:43.570
<b>‫وای نه</b>

20:41.610 --> 20:43.570
<b>{‫وااااااای</b>

20:42.560 --> 20:43.950
‫معذرت می‌خوام!

20:43.950 --> 20:47.500
‫هر کاری بگی می‌کنم، تو رو خدا منو ببخش

20:47.500 --> 20:50.570
‫ظاهرا رایموندو اونو ثبت کرده

20:50.570 --> 20:52.660
‫می‌خوای نوشته‌هاش رو یه نگاه بندازه؟

20:52.660 --> 20:53.910
‫بله، سرورم

20:53.910 --> 20:57.290
‫یه امروزو کاری به کارمون نداشته باش

21:01.140 --> 21:05.830
‫تمام تلاشمو می‌کنم، شاهزاده رِرناتو

21:06.510 --> 21:08.950
‫ببخشید، نشنیدم چی گفتی

21:08.950 --> 21:10.770
‫رِرناتو

21:11.630 --> 21:13.020
‫رناتو!

21:13.020 --> 21:14.270
‫یه بار دیگه

21:14.270 --> 21:16.770
‫رناتو!

21:16.770 --> 21:20.910
‫شنیدن اسمم از زبون تو، حس فوق‌العاده‌ای داره

21:21.830 --> 21:24.280
‫می‌دونستم همون بار اول شنیدی!

21:33.870 --> 21:37.460
<b>‫مترجم: شو استیفلر
‫زمان‌بندی: ماریانا مارتینز</b>

21:37.960 --> 21:41.500
<b>‫ویرایش: آلیسیا اشبی
‫کنترل کیفیت: اشلی باربوزا</b>

21:41.960 --> 21:46.840
<b>‫کنترل کیفیت نهایی: میشل تایمون</b>

22:48.960 --> 22:53.830
‫یادته وقتی برگشتی خونه
‫چی بهت گفتم؟

22:53.830 --> 22:58.040
‫نگران بودین که نتونم به زندگی
‫توی روبینی عادت کنم

22:58.040 --> 23:04.650
‫شاهزاده رناتو دعوتم کرد بیام
‫و مستقیم با خود پادشاه صحبت کنم

23:04.650 --> 23:08.510
‫بعد از اینکه تئودوریکو رو به عنوان
‫وارث خودم انتخاب کردم

23:08.510 --> 23:13.330
‫بهت گفتم که یه شوهر درست و حسابی پیدا کن

23:13.330 --> 23:14.330
‫درسته

23:14.330 --> 23:18.770
‫دقیقا همون کاری رو کردی که خواستم

23:18.770 --> 23:25.010
‫شاید خیلی چیزا رو از دست دادی
‫ولی چیزای بیشتری رو به دست آوردی

23:30.020 --> 23:40.020
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Nakisa\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:31.470 --> 23:33.240
.کاملا موافقم

23:33.240 --> 23:36.240

