WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Nakisa\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.630 --> 00:02.520
‫زیادی جلب توجه نکن

00:02.520 --> 00:03.380
‫باشه

00:03.910 --> 00:05.140
‫Yah!

00:05.630 --> 00:08.170
‫زود برمی‌گردم!

00:08.510 --> 00:11.090
<i>‫من و شاهزاده رناتو نامزد شدیم</i>

00:11.090 --> 00:15.010
<i>‫برای همین به خونه‌امون
‫توی پادشاهی مُورو برگشتم</i>

00:27.310 --> 00:35.530
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

01:45.020 --> 01:50.030
:قسمت 5

01:45.020 --> 01:50.030
‫‫‫ماجرای برگشتن به خونه‌‌ی اونی که رفته بود

01:56.310 --> 02:01.220
<i>‫از پایتخت روبینی تا مورو سه روز راهه</i>

02:02.430 --> 02:07.480
<i>‫اول با کالسکه‌ی خاندان آمتیس می‌رم
‫نزدیک مرز</i>

02:08.100 --> 02:12.360
<i>‫بعدش سوار کالسکه‌ای می‌شم
‫که خانواده‌ام می‌فرستن دنبالم</i>

02:19.370 --> 02:21.330
‫اینجا خیلی باحاله

02:23.610 --> 02:27.150
‫بانو ماریا، لطفا زیاد دور نشین…

02:27.150 --> 02:31.980
‫نترس همین دور و برم، تا رسیدن کالسکه‌
‫وقت داریم

02:35.730 --> 02:36.950
‫ای بابا

02:40.370 --> 02:44.710
‫اینا رو همین امروز صبح چیدن
‫یه امتحانی بکن

02:49.110 --> 02:50.710
‫خوشمزه‌ست

02:51.040 --> 02:54.520
<i>‫کاش شاهزاده رناتو هم می‌تونست اینا رو بخوره</i>

02:54.880 --> 03:01.320
<i>‫اون که هر روز غذای خوب می‌خوره
‫ولی بعید می‌دونم میوه‌ی تازه گیرش بیاد</i>

03:02.550 --> 03:03.600
‫بیا

03:08.100 --> 03:13.330
<i>‫بهتره بمونه برای بعد از
‫ازدواجمون</i>

03:13.650 --> 03:16.410
‫بانو انگور میل دارین؟

03:16.410 --> 03:18.780
‫انگور؟
‫آره، لطفا

03:21.690 --> 03:25.120
‫شـ… شیرینی و ترشیش به یه اندازه‌ست

03:25.120 --> 03:28.960
‫و یه مزه‌ی خوشمزه توی دهنم پخش می‌شه

03:28.960 --> 03:30.860
‫عالیه نه؟

03:30.860 --> 03:34.130
‫برای مدت محدود، هر چقدر توی سبد
‫جا بشه می‌فروشم

03:34.130 --> 03:35.970
‫می‌خرمش!

03:42.300 --> 03:44.470
‫بانو!

03:44.780 --> 03:48.690
‫با همون نگاه اول معلومه خانواده‌ام فرستادنشون!

03:52.690 --> 03:55.330
‫گوفردو، ماکیو!

03:56.400 --> 03:58.000
‫بانو

03:58.820 --> 04:01.880
‫خوشحالیم دوباره می‌بینیمتون
‫حالتون خوبه؟

04:04.410 --> 04:07.370
‫Heave-ho! Heave-ho!

04:07.370 --> 04:09.310
‫هی، شاهدخت

04:09.710 --> 04:12.880
‫اصلا عوض نشدین بانو
‫خیالمون راحت شد

04:13.500 --> 04:16.320
‫جدی؟ بی‌خیال بابا

04:16.320 --> 04:18.590
‫ما که هنوز فقط نامزدیم

04:18.840 --> 04:20.340
‫یخ زد

04:19.440 --> 04:21.170
‫درسته

04:21.170 --> 04:22.690
‫شاهدخت

04:23.110 --> 04:25.060
‫این حرفا چیه

04:25.060 --> 04:27.820
‫بعد از اون نامه‌ای که پادشاه روبینی

04:27.820 --> 04:30.140
‫فرستاده بود، کل خونه بهم ریخت

04:32.140 --> 04:34.320
‫پدرم عصبانی شد؟

04:34.770 --> 04:36.180
‫نمی‌دونیم

04:36.180 --> 04:39.240
‫تا حالا ندیده بودیم اونجوری قیافه بگیره

04:39.240 --> 04:40.810
‫چی؟

04:41.820 --> 04:43.700
‫خواهرام چی؟

04:43.700 --> 04:47.670
‫حتی خواهرای متاهلتونم
‫برگشتن و منتظرتونن

04:47.670 --> 04:49.160
‫.اوه..

04:49.160 --> 04:53.210
‫دیگه راحتم نمی‌ذارن، نمی‌دونم دلم می‌خواد
‫بیام خونه یا نه

04:53.210 --> 04:54.480
‫آروم باشین

04:54.480 --> 04:57.590
‫باید خودتون توضیح بدین چی شده

04:57.590 --> 05:00.970
‫راستی، ارباب‌ کوچولو تئودوریکو گفت

05:00.970 --> 05:04.730
‫«بی‌صبرانه منتظرم دوباره خواهرم رو ببینم»

05:04.730 --> 05:07.720
‫باشه، همین الان راه میفتیم

05:07.720 --> 05:11.580
‫ازتون ممنونم، خدانگهدار

05:17.610 --> 05:22.590
‫حتما خیلی خسته شدین، ولی فقط برای
‫ناهار توقف می‌کنیم

05:22.590 --> 05:24.850
‫ترجیح می‌دیم زودتر از مرز رد بشیم

05:24.850 --> 05:26.210
‫باشه

05:28.870 --> 05:31.030
‫اون یه بانوی نجیب‌زادست؟

05:31.030 --> 05:33.370
‫اینجا چی کار می‌کنه؟

05:33.770 --> 05:36.380
‫به زندگی توی روبینی عادت کردین؟

05:36.380 --> 05:38.890
‫آره، خیلی خوش می‌گذره

05:38.890 --> 05:41.090
‫همه باهام مهربونن

05:41.090 --> 05:42.940
‫خوبه

05:42.940 --> 05:44.770
‫ممنونم که منتظر موندین

05:44.770 --> 05:46.120
‫ممنونم

05:50.020 --> 05:51.600
‫بیاین غذا بخوریم

05:53.190 --> 05:55.240
‫این خیلی خوشمزه‌ست

05:55.240 --> 05:58.770
‫شاید چون نزدیک مُورو شدیم
‫مزه‌ای غذای خونه رو میده

05:58.770 --> 06:03.150
‫غذاهای مُورو و روبینی با هم فرق دارن؟

06:03.150 --> 06:06.710
‫خب، یه شباهت‌هایی دارن

06:06.710 --> 06:10.780
‫ولی غذاهای روبینی به این تندی نیستن

06:13.870 --> 06:17.160
‫مطمئنین می‌تونین همه‌اش رو بخورین؟

06:17.160 --> 06:20.670
‫وقتی گرسنه‌ باشه مثل یه چاه بی‌انتهاس

06:20.670 --> 06:23.860
‫هی، مودب باش

06:26.410 --> 06:29.260
‫اصلا تغییر نکردین

06:29.260 --> 06:33.800
‫واقعا؟ فکر می‌کردم یه کم باوقارتر شدم

06:34.870 --> 06:36.060
‫شوخیت گرفته؟

06:36.060 --> 06:37.210
‫خیلی جدی گفت

06:37.210 --> 06:39.010
‫مشکلتون چیه؟

06:52.710 --> 06:55.330
‫تازگیا اون جاده‌ی کوهستانی که می‌ره
‫سمت مُورو

06:55.330 --> 06:58.170
‫.به‌ خاطر حمله‌ی راهزن‌ها ناامن شده..

06:58.570 --> 07:01.030
‫دیگه باید بهش رسیده باشیم

07:01.030 --> 07:05.800
‫شش ماه پیش که از اینجا رد شدم
‫هیچ اتفاقی نیفتاد

07:05.800 --> 07:12.110
‫با اینکه فقط شش ماه گذشته
‫ولی انگار مال خیلی وقت پیشه

07:12.600 --> 07:15.310
‫فکر کنم درگیریه زیادی داشتم

07:20.470 --> 07:22.860
‫.انگورام..

07:23.490 --> 07:25.310
‫چی شده؟

07:25.310 --> 07:27.950
‫.ببخشید بانو، فقط..

07:29.700 --> 07:34.960
‫اگه می‌خواین رد بشین
‫باید اول شکستمون بدین!

07:37.110 --> 07:38.710
‫چی؟

07:38.710 --> 07:42.960
‫اینجا چه خبره؟
‫اینا راهزنن؟

07:43.400 --> 07:46.100
‫می‌رم راضیشون کنم بذارن رد بشیم

07:46.100 --> 07:48.870
‫لطفا شما همینجا بمونین

07:48.870 --> 07:52.220
‫شبیه راهزن‌ها نیستن
‫سعی کن آروم حلش کنی

07:53.100 --> 07:56.870
‫بستگی داره واکنششون چی باشه

08:00.520 --> 08:03.940
‫مشکل چیه؟
‫شماها کی هستین؟

08:06.780 --> 08:13.420
‫ببخشید سرورم، لطفا دستگیرمون کنین
‫و ببرینمون به قصر سلطنتی

08:13.420 --> 08:14.130
‫خواهش می‌کنیم!

08:14.130 --> 08:15.620
‫تو رو خدا سرورم

08:15.620 --> 08:16.460
‫ها؟

08:17.590 --> 08:19.160
‫چی؟

08:19.620 --> 08:22.610
‫چی شده؟

08:24.630 --> 08:27.850
‫یه بانوی نجیب‌زاده

08:27.850 --> 08:30.090
‫حتما یه بانوئه

08:30.090 --> 08:33.480
‫آره، صددرصد یه بانوئه

08:33.480 --> 08:35.850
‫کمکمون کنین بانو

08:35.850 --> 08:39.850
<i>‫همه‌اشون وسایل کشاورزی
‫تر و تمیز دستشونه</i>

08:39.850 --> 08:42.890
<i>‫حتما برای کار ازشون استفاده می‌کنن</i>

08:42.890 --> 08:44.770
<i>‫خطرناکم به نظر نمی‌رسن</i>

08:45.130 --> 08:48.500
<i>‫قصد گول زدنمونم ندارن</i>

08:49.190 --> 08:53.400
‫سرتون رو بالا بگیرین
‫به حرفاتون گوش می‌دیم

08:54.550 --> 08:56.920
‫چه بانوی مهربونی

08:56.920 --> 08:59.010
‫شاید جواب بده

08:59.010 --> 09:01.750
‫خیلی خوش‌شانسیم

09:01.750 --> 09:05.630
‫یکیتون لهجه‌اش خیلی غلیظه

09:05.630 --> 09:09.700
‫نمی‌دونم چرا دارین این کارو می‌کنین

09:09.700 --> 09:13.310
‫ولی باید قربانی‌هاتون رو با دقت بیشتری
‫انتخاب کنین

09:13.310 --> 09:17.010
‫نباید به کالسکه‌هایی حمله کنین
‫که مردهای قوی همراهشونن

09:18.630 --> 09:21.010
‫خیلی معذرت می‌خوایم

09:21.010 --> 09:26.440
‫ولی دختر رئیس روستامون توی ناوارو
‫گم شده

09:26.440 --> 09:28.440
‫گم شده؟

09:29.510 --> 09:35.420
‫بله، چند روز پیش
‫یهویی ناپدید شد

09:35.990 --> 09:41.290
‫چندبار رفتیم عمارت حاکم شهر
‫ولی محلمون نمی‌ذاره

09:41.290 --> 09:43.750
‫حاکم این منطقه کیه؟

09:44.140 --> 09:46.590
‫کُنت ناردی

09:47.900 --> 09:50.210
‫تا حالا ندیدمش

09:50.210 --> 09:55.890
‫نگهبان‌ها و شوالیه‌ها بدون دستور حاکم
‫تحقیق نمی‌کنن

09:58.470 --> 10:02.680
‫چه حاکم افتضاحی که وقتی مردمش
‫به کمک نیاز دارن محل نمی‌ذاره

09:58.850 --> 09:59.090
‫کوبیدن

09:59.340 --> 09:59.640
‫کوبیدن

09:59.840 --> 10:00.090
‫کوبیدن

10:00.340 --> 10:00.590
‫کوبیدن

10:00.840 --> 10:01.090
‫کوبیدن

10:01.350 --> 10:01.600
‫کوبیدن

10:01.850 --> 10:02.100
‫کوبیدن

10:02.350 --> 10:02.600
‫کوبیدن

10:02.680 --> 10:05.150
‫شاید بهتره برم یه سر بهش بزنم

10:02.850 --> 10:03.100
‫کوبیدن

10:03.350 --> 10:03.600
‫کوبیدن

10:03.850 --> 10:04.100
‫کوبیدن

10:04.350 --> 10:04.600
‫کوبیدن

10:04.850 --> 10:05.100
‫کوبیدن

10:05.150 --> 10:07.880
‫لطفا این کارو نکنین بانو

10:05.350 --> 10:05.600
‫کوبیدن

10:05.850 --> 10:06.100
‫کوبیدن

10:06.290 --> 10:08.040
‫باورم نمی‌شه

10:06.350 --> 10:06.600
‫کوبیدن

10:06.850 --> 10:07.100
‫کوبیدن

10:07.350 --> 10:07.600
‫کوبیدن

10:07.860 --> 10:08.100
‫کوبیدن

10:08.040 --> 10:13.360
‫اگه برین دیدن کُنت، فقط برای شاهزاده رناتو
‫دردسر درست می‌کنین

10:08.040 --> 10:10.170
‫ولی مردمش به کمک نیاز دارن

10:08.350 --> 10:08.600
‫کوبیدن

10:08.850 --> 10:09.100
‫کوبیدن

10:09.350 --> 10:09.600
‫کوبیدن

10:09.850 --> 10:10.100
‫کوبیدن

10:10.350 --> 10:10.480
‫کوبیدن

10:10.690 --> 10:10.810
‫کوبیدن

10:11.030 --> 10:11.150
‫STOMP

10:11.360 --> 10:11.490
‫STOMP

10:11.690 --> 10:11.820
‫STOMP

10:11.860 --> 10:11.990
‫STOMP

10:12.030 --> 10:12.150
‫STOMP

10:12.190 --> 10:12.320
‫STOMP

10:12.360 --> 10:12.490
‫STOMP

10:12.530 --> 10:12.650
‫STOMP

10:12.690 --> 10:12.820
‫STOMP

10:12.860 --> 10:12.990
‫STOMP

10:13.030 --> 10:13.150
‫STOMP

10:13.200 --> 10:13.320
‫STOMP

10:13.360 --> 10:16.680
‫بذارین کامل حرفاشون رو بشنویم

10:20.580 --> 10:23.500
‫پس به کالسکه‌ی یه نجیب‌زاده حمله کردین که
‫دستگیر بشین

10:23.500 --> 10:26.380
‫و ببرنتون به قصر؟

10:26.380 --> 10:31.800
‫بله، فکر کردیم اینجوری می‌تونیم
‫با فرمانده‌ی شوالیه‌ها حرف بزنیم

10:33.460 --> 10:38.640
‫ببخشید، ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم

10:38.950 --> 10:44.700
‫چرا همه‌ توی این قلمرو فداکارن؟

10:44.700 --> 10:46.100
‫با من بودین؟

10:49.710 --> 10:50.650
‫بگیرش

10:52.310 --> 10:54.990
‫نمی‌دونم به دردتون بخوره یا نه

10:54.990 --> 10:59.660
‫ولی برین سمت دروازه‌های قصر، اینو
‫به سربازا نشون بدین

10:59.660 --> 11:07.370
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره، رایموندو، دستیار
‫.ولیعهد کمکتون می‌کنه..

11:07.370 --> 11:11.240
‫باهوش و سریعه
‫آدم خوبیم هست

11:11.240 --> 11:13.670
‫البته یه‌کم اعصاب خورد کُنه

11:13.670 --> 11:16.850
‫چیزی گفتین بانو؟

11:16.850 --> 11:20.260
‫شما ولیعهد رو می‌شناسین؟

11:20.260 --> 11:23.200
‫می‌شه گفت آره

11:23.200 --> 11:25.510
‫ممنونم بانو

11:25.510 --> 11:27.830
‫خیلی ممنونیم

11:27.830 --> 11:30.210
‫چطور می‌تونیم لطفتون رو جبران کنیم؟

11:30.210 --> 11:34.030
‫فقط دیگه از این کارای خطرناک نکنین

11:34.030 --> 11:35.420
‫باشه، قول می‌دیم

11:35.420 --> 11:38.840
‫آدمای خوب هنوزم پیدا می‌شن

11:40.850 --> 11:44.920
‫افتخار می‌کنیم همچین دختر مهربونی
‫اهل شهرمونه

11:44.920 --> 11:49.210
‫همه‌ی تلاشمون رو می‌کنیم تا مجبورشون کنیم
‫دنبال دختره بگردن

11:49.540 --> 11:52.020
<i>‫امیدوارم نتیجه بده</i>

11:56.240 --> 11:58.760
‫بوی یه دردسر جدید میاد

11:58.760 --> 12:01.850
‫جدی؟ دیگه چی شده؟

12:01.850 --> 12:03.430
‫صدا از اونطرف اومد

12:03.430 --> 12:04.930
‫بریم

12:07.260 --> 12:08.860
‫عجب غنیمتی!

12:08.860 --> 12:12.190
‫کالسکه‌هایی که می‌رن پایتخت
‫پر از جنسای خوبن!

12:12.190 --> 12:14.340
‫رئیس، شانس در خونمون رو زده

12:14.340 --> 12:15.800
‫اینو ببین

12:15.800 --> 12:17.110
‫چه گوشت خوبی

12:17.110 --> 12:18.450
‫یکی اینو ببره

12:18.450 --> 12:21.900
‫جابجایی وسایل نجیب‌زاده‌ها
‫اونم بدون نگهبان

12:21.900 --> 12:26.160
‫یه دعوت‌نامه‌ست برای تموم دزدها

12:26.160 --> 12:29.290
‫وای، دقیقا شبیه راهزنان

12:29.290 --> 12:31.790
‫وقت این حرفا نیست

12:31.790 --> 12:35.310
‫.حالا که دیدمشون..
‫چیکار کنم؟

12:35.310 --> 12:36.650
‫ها؟

12:38.090 --> 12:40.180
‫اینجایی؟

12:40.180 --> 12:43.840
‫فهمیدم، یه نقشه دارم

12:41.800 --> 12:45.680
‫هیاهو!

12:43.840 --> 12:45.680
‫خوب از آب درنمیاد

12:45.680 --> 12:48.370
‫نه، نقشه‌‌ام عالیه

12:48.370 --> 12:52.270
‫این کالسکه‌‌ی نجیب‌زاده‌های پایتخته، درسته؟

12:52.270 --> 12:56.270
‫بله، همونطور که دزدای محترم گفتن

12:56.650 --> 13:00.760
‫از روستاتون ابزار تعمیر کالسکه بیارین

13:01.070 --> 13:06.540
‫اگه بهشون کمک کنین، شاید
‫نگهبان‌ها سریع‌تر وارد عمل بشن

13:06.960 --> 13:10.580
‫ولی بدون رد شدن از اون مسیر
‫به روستامون نمی‌رسیم

13:10.580 --> 13:13.040
‫چی؟
‫جدی؟

13:13.040 --> 13:15.660
‫اونو ببرین اونطرف-

13:13.040 --> 13:16.000
‫ما نمی‌تونیم اون راهزنای ترسناک رو
‫فراری بدیم

13:17.590 --> 13:18.960
‫نگران نباشین

13:18.960 --> 13:21.970
‫خودمون از پسشون برمیایم

13:21.960 --> 13:29.970
‫‫همیشه یه جای کار می‌لنگه!

13:38.380 --> 13:42.030
‫امیدوارم میمی صحیح و سالم
‫به مورو رسیده باشه

13:42.880 --> 13:44.530
‫نگران نباشین

13:44.530 --> 13:49.080
‫به بانو ماریا یادآوری کردم
‫خودشو توی دردسر نندازه

13:49.400 --> 13:55.850
‫هر چی شد باید از خطر
‫دور بمونه

13:55.850 --> 13:57.270
‫ممنونم

14:07.430 --> 14:10.040
‫مطمئنی از پسشون بر میان؟

14:10.040 --> 14:12.740
‫چرا اونم باهاشون رفت؟

14:12.740 --> 14:16.030
‫گفتن فقط مردا قراره برن جلو

14:18.650 --> 14:22.410
‫نقشه اینه بانو

14:22.730 --> 14:26.060
‫من و ماکیو کالسکه رو محاصره می‌کنیم
‫و باهاشون حرف می‌زنیم

14:26.060 --> 14:30.200
‫اگه گوش ندادن، یکی‌یکی می‌زنیمشون

14:30.830 --> 14:32.160
‫من چی کار کنم؟

14:32.160 --> 14:34.420
‫لطفا اینجا قایم بشین بانو

14:34.420 --> 14:37.020
‫چی؟
‫نمی‌خوام

14:37.020 --> 14:40.080
‫اگه یه بانو با این لباس بره جلو
‫خیلی جلب توجه می‌کنه

14:40.080 --> 14:44.880
‫مگه بهتون نگفتن دنبال دردسر نرین؟

14:45.510 --> 14:47.510
‫به هیچ وجه خودتو توی
‫خطر ننداز

14:47.510 --> 14:52.520
‫باشه، باشه، مراقبم اگه کسی خواست
‫فرار کنه، چی؟

14:52.520 --> 14:54.490
‫نگران اون نباشین

14:54.490 --> 14:56.140
‫بریم گوفردو

14:56.790 --> 14:58.100
‫بریم

15:05.250 --> 15:06.860
‫شماها کی هستین؟

15:06.860 --> 15:09.700
‫دست از این کارا بردارین
‫.وگرنه..

15:15.000 --> 15:16.540
‫می‌زنیمتون

15:16.900 --> 15:19.670
<i>‫چه مذاکره‌ی افتضاحی</i>

15:20.380 --> 15:25.380
<i>‫نمی‌شه گفت زورشون نمی‌رسه</i>

15:26.150 --> 15:29.890
<i>‫الان یعنی فقط دارن
‫توانایی‌هاشونو می‌سنجن؟</i>

15:34.520 --> 15:37.440
‫نگاه کردن که مزه نمی‌ده

15:40.940 --> 15:43.940
‫یواشکی...

15:51.280 --> 15:52.610
‫سی!

16:00.200 --> 16:01.710
‫واقعا که

16:01.710 --> 16:06.530
‫که نگران نباشم؟
‫گذاشتین یکیشون فرار کنه

16:08.220 --> 16:11.100
‫هی، یکی اینجاست

16:11.430 --> 16:15.470
‫بانو، گفتیم قایم بشین!

16:11.430 --> 16:15.470
‫کشیدن کشیدن

16:17.230 --> 16:18.350
‫.رئیس..

16:18.350 --> 16:21.510
‫تاوان این کارتون رو می‌دین

16:23.020 --> 16:23.900
‫تق

16:27.220 --> 16:30.750
‫این قسمت یه نقطه‌ ضعف معروفه
‫به اسم بنکی

16:30.750 --> 16:33.180
‫خیلی وقت پیش، یه مرد گُنده مُنده
‫به اسم بنکی

16:33.180 --> 16:36.040
‫.کل بدنش پر از تیر شده بود و..

16:36.040 --> 16:39.960
‫چطوری؟
‫تیرها از کجا اومدن؟

16:44.500 --> 16:46.300
‫گولتون زدم احمقا

16:46.300 --> 16:50.510
‫خودمو به بیهوشی زدم
‫تا غافلگیرتون کنم

16:50.510 --> 16:55.350
‫اگه نمی‌خواین دختره آسیب ببینه
‫تکون نخورین

16:56.810 --> 16:59.480
‫دیگه کاری ازتون برنمیاد

16:59.480 --> 17:03.550
‫می‌خوام حسابی بچزونمتون

17:04.310 --> 17:05.770
‫رئیس!

17:05.770 --> 17:07.290
‫بانو!

17:07.290 --> 17:08.780
‫مواظب باشین!

17:10.830 --> 17:14.780
‫همه‌ی آدم‌بدا مثل هم فکر می‌کنن، نه؟

17:19.620 --> 17:23.670
‫سی و هشت!

17:50.020 --> 17:51.920
‫.اونا..
‫اونا هیولان!

17:51.920 --> 17:53.670
‫فرار کنین!

18:02.930 --> 18:07.580
‫چقد ترسو بودن، شاهزاده رناتو که
‫چیزیش نشد

18:07.580 --> 18:09.920
‫چی؟
‫جدی؟

18:09.920 --> 18:13.700
‫از حرکت «سی و هشت» روی شاهزاده رناتو
‫استفاده کردین؟

18:14.150 --> 18:16.400
‫حالش خوبه؟

18:21.590 --> 18:24.310
‫می‌خواین براتون پالتو بیارم؟

18:24.310 --> 18:26.380
‫نه، خوبم

18:27.050 --> 18:34.030
‫تو شرق می‌گن عطسه یعنی یکی داره
‫پشت سرت حرف می‌زنه

18:34.810 --> 18:39.640
‫شاید میمی داره درباره‌ی من حرف می‌زنه

18:45.750 --> 18:49.710
‫ممنونم که نجاتم دادین

18:49.710 --> 18:53.970
‫این اطراف خطرناکه، دفعه‌ی بعد
‫محافظ استخدام کنین

18:55.590 --> 18:57.980
‫چرخ‌هاتون رو دوباره وصل کردیم

18:57.980 --> 19:01.150
‫اگه آروم برونین، می‌رسین
‫به یه روستای نزدیک

19:01.150 --> 19:03.270
‫اونجا می‌تونین درست و حسابی تعمیرش کنین

19:03.270 --> 19:06.700
‫فکر کنم اسمش روستای ناوارو باشه

19:06.700 --> 19:10.150
‫اهالی اونجا به مهربونی معروفن

19:16.150 --> 19:21.160
‫نمی‌دونم چطوری باید ازتون تشکر کنم

19:21.540 --> 19:23.650
‫سفر خوبی داشته باشین

19:23.650 --> 19:27.170
‫صبر کنین، اسمتون چیه؟

19:29.360 --> 19:32.420
‫اسمهامون اونقدر مهم نیست

19:39.430 --> 19:43.470
‫اینجا چه قشنگه، نزدیک ناوارو شدیم؟

19:43.470 --> 19:46.220
‫بله، تقریبا رسیدیم مرز

19:46.610 --> 19:50.660
‫نمی‌دونم اهالی اون روستا
‫رفتن سمت پایتخت یا نه

19:50.660 --> 19:52.930
‫امیدوارم کارشون راه بیفته

19:53.400 --> 19:56.850
‫بانو اصلا تغییر نکردین

19:56.850 --> 19:58.760
‫واقعا؟

19:59.950 --> 20:01.410
‫شاید حق با شما باشه

20:16.390 --> 20:19.680
‫بالاخره برگشتم مورو

20:31.690 --> 20:35.290
‫می‌شه وقتی نزدیک خونه رسیدیم
‫کالسکه رو نگه دارین؟

20:35.680 --> 20:38.440
‫می‌خوام یه کم قدم بزنم
‫دلم تنگ شده

20:38.870 --> 20:40.600
‫اطاعت بانو

21:08.320 --> 21:13.640
<i>‫اونقدر به عمارت آیدا عادت کردم
‫که با اینکه اینجا بزرگ شدم</i>

21:14.060 --> 21:16.280
<i>‫ولی احساس غریبی می‌کنم</i>

21:19.580 --> 21:23.240
<i>‫این بو خاطره‌ها رو زنده می‌کنه</i>

21:23.240 --> 21:27.050
<i>‫انگار توی یه پتوی گرم پیچیده شده باشم</i>

21:37.460 --> 21:38.670
‫هشت!

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
Nakisa\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:41.080 --> 21:42.150
‫هشت!

21:43.090 --> 21:44.510
‫هشت!

21:52.560 --> 21:53.820
<i>‫بلاخره برگشتم!</i>

23:26.610 --> 23:28.680
<i>‫من چهارتا خواهر بزرگ‌تر از خودم دارم</i>

23:28.680 --> 23:31.740
<i>‫فکر کردین چون رزمی‌کار ماهریم
‫همه‌اشون به حرفم گوش می‌دن؟</i>

23:31.740 --> 23:33.240
<i>‫خب، اشتباه می‌کنین</i>

23:31.740 --> 23:32.870
‫تق تق تق تق تق

23:33.240 --> 23:36.000
<i>‫خواهرام وقتی عصبانی می‌شن خیلی
‫.واقعا وحشتاکن، مخصوصا..</i>

23:34.950 --> 23:39.960
:قسمت بعد

23:34.950 --> 23:39.960
‫‫‫‫داستان دعوای اونی که برگشته بود با پدرش

23:36.000 --> 23:39.180
<i>‫بازم حرف دلمو زدم، ولی اینبار
‫به‌موقع جلوشو گرفتم</i>
