WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:07.780 --> 00:09.520
‫یادش بخیر.

00:11.860 --> 00:14.380
‫صدایی از پشت سرش می‌شنوه.

00:15.300 --> 00:18.420
‫و وقتی برمی‌گرده،
‫هیچ‌کس اونجا نیست.

00:19.140 --> 00:29.020
‫صد منظره از آواجیما

00:19.700 --> 00:22.510
‫یه داستان ارواح کلاسیک، نه؟

01:49.020 --> 01:51.520
‫داستان‌های ارواح آواجیما

01:50.400 --> 01:52.280
‫هوریوچی-سان.

01:55.110 --> 01:58.950
‫می‌شه این‌ها رو ببری پیش هایاشی-سنسه؟

01:59.430 --> 02:02.470
‫ببخشید، آخه ما
‫جلسه انجمن داریم.

02:03.660 --> 02:04.570
‫باشه.

02:06.390 --> 02:08.600
<i>‫معلومه از قصد اینکار رو میکنن</i>

02:08.600 --> 02:11.890
<i>‫از من به عنوان پادوی
‫خودشون استفاده می‌کنن.</i>

02:15.680 --> 02:19.820
<i>‫اتاق موسیقی پر از
‫ارواح مردگان هست.</i>

02:19.820 --> 02:22.590
<i>‫یه جسد توی انبار باشگاه آویزونه.</i>

02:22.590 --> 02:24.510
<i>‫توی دستشویی هاناکو-سان زندگی می‌کنه.</i>

02:25.120 --> 02:27.510
<i>‫مدارس گنجینه‌هایی از
‫داستان‌های ارواح هستن.</i>

02:28.310 --> 02:33.020
<i>‫اما چیزی که بیشتر از همه می‌ترسونتم،
‫آدم‌های زنده‌ان.</i>

02:33.590 --> 02:38.940
<i>‫دوستایی که تا دیروز باهاشون صمیمی بودی،
‫ممکنه امروز یهو بر علیهت بشن.</i>

02:38.940 --> 02:40.450
‫اتاق موسیقی

02:39.920 --> 02:41.450
‫ببخشید.

02:43.580 --> 02:45.150
‫ممنونم.

02:45.150 --> 02:47.340
‫باید حمل کردنشون به تنهایی
‫سخت بوده باشه.

02:47.930 --> 02:49.720
‫نه، اصلاً.

02:50.270 --> 02:52.030
‫خب، دیگه مرخص می‌شم...

02:54.320 --> 02:58.100
<i>‫در مقایسه با بدخواهی انسان،
‫یه دسته کاغذ وزنی نداره.</i>

03:10.920 --> 03:12.920
‫نت موسیقی‌ای که دنبالش بودی
‫رو پیدا کردی؟

03:12.920 --> 03:13.940
‫بله.

03:13.940 --> 03:16.560
‫خب، کلید رو پیشت می‌ذارم.

03:16.560 --> 03:18.640
‫یادت باشه موقع رفتن در رو قفل کنی.

03:18.640 --> 03:20.560
‫باشه. ممنونم.

03:21.040 --> 03:23.340
‫توی جشنواره فرهنگی موفق باشی!

03:25.990 --> 03:27.830
‫هی، صدای پیانو می‌شنوم!

03:27.830 --> 03:32.000
‫شب دیروقت توی مدرسه اونم
‫قبل جشنواره خیلی باحاله!

03:32.000 --> 03:33.450
‫ولی ترسناکه.

03:33.810 --> 03:36.830
‫شنیدم توی دستشویی کنار باشگاه
‫یه روح هست.

03:36.830 --> 03:40.620
‫اره میدونم چی میگی نمی‌دونم چرا
‫اونجا همیشه به طرز عجیبی تاریکه.

03:40.620 --> 03:42.640
‫بس کن!

03:43.190 --> 03:47.750
<i>‫برای سال‌بالایی‌ها، جشنواره فرهنگی
‫نتیجه دو سال تلاششونه.</i>

03:48.470 --> 03:51.270
‫ریوکو-چان، تلفن!

03:52.320 --> 03:54.190
‫کینوئه تاکهارا-سانه.

03:54.190 --> 03:56.650
‫دوره راهنمایی باهاش بودی، مگه نه؟

04:02.840 --> 04:05.360
‫شما دارید رومئو و
‫ژولیت بازی می‌کنید؟

04:06.020 --> 04:07.130
‫آره.

04:07.440 --> 04:10.370
‫و این باعث شد یاد قدیم بیفتم.

04:12.590 --> 04:14.010
‫..یادش بخیر.

04:16.480 --> 04:19.140
‫واقعا با هم رومئو و جولیت رو اجرا کردیم.

04:21.790 --> 04:23.700
‫بانو، دستت رو بده.

04:23.700 --> 04:25.770
‫با کمال میل، شاهزاده من.

04:27.260 --> 04:29.130
‫میای تماشا کنی؟

04:29.720 --> 04:30.620
‫میام.

04:33.970 --> 04:35.320
‫نمی‌دونم.

04:35.320 --> 04:37.060
‫شاید نیام.

04:38.280 --> 04:40.520
‫..مامانم میگه.

04:40.520 --> 04:43.370
‫..نه، یعنی مادرم میگه.
‫اوکا-سان و هاها جفت معنی مادر رو در ژاپنی)
‫(میدن منتهی اوکا-سان کمی بچگانه‌تر است

04:44.080 --> 04:45.720
‫اشکالی نداره.

04:47.960 --> 04:50.850
‫اون می‌خواست بازیگر بشه.

04:51.390 --> 04:53.120
‫فقط مامان من این‌طوری نیست.

04:53.120 --> 04:55.800
‫فکر کنم می‌خوان آرزوهای خودشون رو
‫از طریق بچه‌هاشون زندگی کنن.

04:55.800 --> 04:58.990
‫فکر کنم برای بیشتر مردم همین‌طوریه.

04:59.950 --> 05:02.930
‫ولی مادر من یکم متفاوته.

05:03.950 --> 05:06.950
‫به نظر نمی‌رسه خیلی خوشحال باشه.

05:06.950 --> 05:09.420
‫انگار می‌خواد من رو
‫هم با خودش بکشه پایین.

05:09.420 --> 05:11.620
‫جدی؟

05:11.620 --> 05:14.500
‫مادربزرگم و پدرم همیشه پشتم بودن.

05:14.500 --> 05:16.420
‫فکر کنم فقط به خاطر همینه که
‫هنوز دوام آوردم.

05:17.840 --> 05:20.760
‫خیلی از خانواده‌ها این‌طورین.

05:20.760 --> 05:21.700
‫هوم.

05:22.650 --> 05:25.440
<i>‫آرزوی همه برآورده نمی‌شه.</i>

05:25.910 --> 05:28.680
<i>‫از همون اولش هم می‌دونستم.</i>

05:29.510 --> 05:31.270
<i>‫حداقل از نظر منطقی.</i>

05:31.710 --> 05:33.860
‫هوریوچی-سان!

05:35.400 --> 05:38.080
‫ببخشید، اصلاً ولش کن.

05:39.770 --> 05:41.740
<i>‫اینجا یه لجن‌زاره.</i>

05:42.320 --> 05:47.340
<i>‫از رویاها، امیدها، ناامیدی‌ها،
‫حسادت، کینه و خشم...</i>

05:48.010 --> 05:52.360
<i>‫فکر کنم فهمیدم داستان‌های ارواح
‫اینجا از کجا آب می‌خوره.</i>

05:53.290 --> 05:57.970
<i>‫با این حال، زنده‌ها بیشتر از
‫مرده‌ها می‌ترسوننم.</i>

05:59.380 --> 06:00.480
‫یه جور مسابقه شجاعت؟

06:00.940 --> 06:04.250
‫آره. می‌دونی که امروز قراره توی
‫اتاق لباس‌ها بمونیم؟

06:04.250 --> 06:06.360
‫سی دقیقه وقت استراحت داریم.

06:06.360 --> 06:07.970
‫و وقتی هم که داریم...

06:08.350 --> 06:09.800
‫کی قهوه می‌خواد؟

06:09.800 --> 06:10.290
‫من!

06:10.290 --> 06:11.480
‫منم می‌خوام!

06:13.800 --> 06:15.070
‫اون چی بود؟

06:15.070 --> 06:17.860
‫ظاهراً دارن
‫مسابقه شجاعت می‌دن.

06:17.860 --> 06:19.800
‫چقدر احمقانه.

06:19.800 --> 06:21.090
‫بیخیال

06:21.090 --> 06:24.490
‫اون دخترا چند روزه دارن روی
‫لباس‌هامون کار می‌کنن.

06:24.490 --> 06:26.250
‫باید یه جوری خستگیشون در بره.

06:26.530 --> 06:28.940
‫خیلی صبوری، مگه نه سنپای؟

06:28.940 --> 06:30.010
‫تقریبا.

06:30.380 --> 06:32.480
‫چون می‌دونم بعد از
‫مدرسه قراره چیکار کنم.

06:33.010 --> 06:35.040
‫فکر کنم دیگه اون‌قدرها مضطرب نیستم.

06:37.360 --> 06:39.380
‫ببین، ام...

06:40.400 --> 06:42.720
‫واقعاً می‌خوای کنار بکشی؟

06:44.900 --> 06:47.740
‫این قیافه ناراحت و به خودت نگیر.

06:48.220 --> 06:51.750
‫آخه بالاخره تونستی پیشرفت کنی.

06:51.750 --> 06:53.300
‫حیف نیست؟

06:55.160 --> 06:58.630
‫بهتر شدم چون
‫تصمیم گرفتم ول کنم.

07:03.250 --> 07:08.130
<i>‫انتخاب یه مسیر یکسان، لزوماً به معنی
‫طی کردنش به یه شکل نیست.</i>

07:18.380 --> 07:22.980
‫ساختمون تو فصل جشنواره فرهنگی
‫خیلی زنده‌ست. دوستش دارم.

07:23.470 --> 07:25.430
‫هیس! آروم‌تر!

07:28.050 --> 07:29.560
‫ای بابا.

07:29.560 --> 07:31.030
‫چی شده؟

07:31.460 --> 07:34.330
‫دانشجوهای پیش‌دانشگاهی داشتن
‫مسابقه شجاعت می‌دادن.

07:34.330 --> 07:36.470
‫باورم نمی‌شه.

07:36.470 --> 07:39.880
‫هوم. مسابقه
‫شجاعت وسط زمستون؟

07:40.340 --> 07:44.900
‫راستی، هر مدرسه‌ای یه جور افسانه
‫محلی واسه خودش داره.

07:44.900 --> 07:47.390
‫مدرسه ما هم چیزی داره که بدونید؟

07:47.390 --> 07:48.920
‫معلومه که داره.

07:49.560 --> 07:52.540
‫اینجا پر از رویاها و
‫امیدهای بربادرفته‌ست.

07:52.820 --> 07:58.180
‫آدم‌های زیادی رو دیدم که ازش گذشتن.
‫خودم هم همین‌طور.

07:58.180 --> 07:59.680
‫این‌طوری نگید.

07:59.680 --> 08:03.140
‫این مدرسه پر از روحه.

08:07.960 --> 08:09.570
‫کینو-چان، چی شده؟

08:10.610 --> 08:11.940
‫هیچی نیست.

08:12.410 --> 08:15.200
‫صدایی شنیدم، واسه همین برگشتم...

08:15.200 --> 08:16.830
‫ولی کسی اونجا نبود.

08:17.800 --> 08:20.080
‫بس کن دیگه!

08:22.040 --> 08:24.580
<i>‫داستان ارواحِ چندان خلاقانه‌ای نبود.</i>

08:26.940 --> 08:29.510
‫دنیایی که داری واردش می‌شی
‫اصلاً آسون نیست.

08:29.510 --> 08:32.120
‫مجبورت نمی‌کنم که انجامش بدی.

08:32.120 --> 08:33.730
‫می‌دونم.

08:34.940 --> 08:36.730
‫هیچ‌وقت فکر نکردم آسون باشه.

08:38.070 --> 08:40.360
‫شاید حتی با گریه برگردم خونه.

08:40.760 --> 08:43.320
‫ولی برنمی‌گردم. بهونه هم نمی‌آرم.

08:43.320 --> 08:45.520
‫بهتره که برای خودت
‫بهونه داشته باشی.

08:45.520 --> 08:48.610
‫نه، بس کن! داری منصرفم میکنی.

08:48.830 --> 08:50.600
‫چرا این‌طوری باهام حرف می‌زنی؟

08:51.170 --> 08:53.710
‫تو واقعاً درست مثل مادربزرگتی.

08:53.710 --> 08:55.730
‫آروم و قرار نداری.

08:55.730 --> 08:57.790
‫طوری رفتار می‌کنی که انگار داری
‫به خودت فشار میاری،

08:57.790 --> 09:00.360
‫ولی فقط داری اطرافیانت رو
‫عذاب می‌دی.

09:00.820 --> 09:01.830
‫ها؟

09:01.830 --> 09:03.000
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

09:07.190 --> 09:08.630
‫ولش کن.

09:15.280 --> 09:17.620
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

09:20.220 --> 09:23.510
‫می‌دونستی اوشیاگه-سان؟ اونا اینجان.

09:23.510 --> 09:25.270
‫ها؟ نه. چی اینجاست؟

09:25.580 --> 09:26.640
‫منظورت حشره‌هاست، درسته؟

09:26.640 --> 09:27.770
‫خواهش می‌کنم بگو همینطوره!

09:28.010 --> 09:31.400
‫واقعاً این چیزیه که می‌خوای؟
‫فکر می‌کردم از حشره‌ها متنفری.

09:32.470 --> 09:34.220
‫از ارواح بهترن.

09:35.000 --> 09:36.990
‫دست خودت و رو کردی.

09:36.990 --> 09:39.690
‫چرا همه عاشق داستان‌های ارواحن؟

09:39.690 --> 09:41.530
‫اصلاً وقتش رو هم نداریم.

09:42.610 --> 09:45.400
‫با این حال، فکر می‌کنم کلمات قدرت دارن.

09:45.400 --> 09:47.860
‫پس بهتره مراقب باشی
‫چی رو به زبون میاری.

09:48.610 --> 09:50.910
‫خودت شروعش کردی!

09:51.560 --> 09:55.550
‫اگه سوالی داری، باید بپرسی.

10:01.500 --> 10:02.690
‫اما...

10:07.090 --> 10:09.340
‫راسته که سعی کردی
‫خودکشی کنی؟

10:10.750 --> 10:14.270
‫بعد از این‌همه تردید،
‫چه سوال بی‌پرده‌ای!

10:14.270 --> 10:17.560
‫بلد نیستم چطور این‌جور چیزها رو
‫مودبانه‌تر بپرسم.

10:18.600 --> 10:21.250
‫«چیزی تو ذهنته؟»

10:21.250 --> 10:23.390
‫یا «چیزی ناراحتت کرده؟»

10:24.000 --> 10:26.830
‫باید با ملایمت بیشتری
‫سراغ اصل مطلب بری.

10:27.210 --> 10:31.950
‫فکر نمی‌کنی بی‌ملاحظگیه که یهو
‫بپرسی خودکشی کردم یا نه؟

10:32.360 --> 10:33.330
‫ببخشید.

10:36.790 --> 10:37.830
‫شوخی کردم.

10:39.380 --> 10:40.550
‫نمی‌دونم...

10:41.000 --> 10:43.330
‫که می‌خواستم بمیرم یا نه.

10:44.240 --> 10:47.120
‫فقط یهو دلم خواست.

10:47.980 --> 10:50.830
‫ولی لو دادمش،

10:50.830 --> 10:54.990
‫و اوشیما-سان هم رفت و جوری
‫تعریف کرد که انگار خیلی مهمه.

10:55.220 --> 10:56.570
‫چه وحشتناک.

10:56.570 --> 10:57.880
‫اون خیلی آدم بدیه.

10:59.820 --> 11:03.050
‫ولی اشکالی نداره. من از اونم بدترم.

11:04.250 --> 11:07.830
‫امی اوکابه-سان رو یادت میاد؟ همونی
‫همونی که ترک تحصیل کرد.

11:08.600 --> 11:12.130
‫من تو گروه ایبوکی-سان بودم.

11:12.570 --> 11:14.820
‫اون الان خیلی تنهاست.

11:15.260 --> 11:16.160
‫آره.

11:17.420 --> 11:18.960
‫من خیلی آدم پستی‌ام، مگه نه؟

11:20.450 --> 11:23.600
‫می‌دونستم اوکابه-سان رو اذیت می‌کنن.

11:24.080 --> 11:27.440
‫خودم توش دخالت نکردم،
‫ولی چیزی هم نگفتم.

11:27.890 --> 11:30.240
‫منم دست‌کمی از اونا ندارم.

11:32.320 --> 11:34.750
‫قرار نبود این‌طوری بشه.

11:37.840 --> 11:41.860
<i>‫و با این حرف، اون مدرسه رو ول کرد.</i>

11:42.750 --> 11:45.000
<i>‫«قرار نبود این‌طوری بشه.»</i>

11:45.000 --> 11:48.880
<i>‫مطمئنم خیلی از دانش‌آموزهای دیگه هم
‫همین حس رو داشتن.</i>

11:50.100 --> 11:53.920
<i>‫خیلی تعجب کردم. اصلا فکر
‫نمی‌کردم این موقع بهم زنگ بزنی.</i>

11:54.520 --> 11:58.080
‫خب، من معلم اصلی دخترت هستم.

11:58.520 --> 12:01.090
‫شنیدم مادر خوبی براش بودی.

12:01.090 --> 12:03.960
<i>‫من اصلاً مادر خوبی نیستم.</i>

12:04.280 --> 12:07.460
‫ولی اون داره پا جای پای تو می‌ذاره!

12:07.790 --> 12:09.840
<i>‫اینم حقیقت نداره.</i>

12:09.840 --> 12:11.970
<i>‫من یکی از کسایی‌ام که جا زد.</i>

12:13.740 --> 12:15.870
‫حس می‌کنم این مجازاتمه.

12:15.870 --> 12:19.110
‫و می‌دونم که حتی فکر کردن به این
‫موضوع هم از سر غرورمه.

12:20.020 --> 12:22.870
‫از آواجیما فرار کردم،
‫ولی نمی‌تونم از دستش در برم.

12:24.110 --> 12:27.370
‫دخترم موفق می‌شه.

12:27.370 --> 12:31.910
‫ولی نمی‌تونم واقعاً براش خوشحال باشم.

12:32.710 --> 12:34.210
‫من خیلی آدم بدی‌ام، مگه نه؟

12:35.850 --> 12:38.890
<i>‫اینجا واقعاً یه لجن‌زاره؟</i>

12:38.890 --> 12:40.720
‫بیاین از اول شروع کنیم!

12:42.500 --> 12:44.630
‫نیم‌ساعتی می‌رم بیرون.

12:44.630 --> 12:46.460
‫باشه.

12:49.770 --> 12:54.040
<i>‫نکنه اونم داره مجازات می‌شه؟</i>

12:55.010 --> 12:56.400
‫خداحافظ سنسه!

12:55.820 --> 12:57.660
‫فردا می‌بینمتون.

12:57.660 --> 12:59.660
‫از همه‌تون ممنونم.

12:57.660 --> 12:59.660
‫ممنونم.

13:05.060 --> 13:06.400
‫..یادش بخیر.

13:12.890 --> 13:17.640
<i>‫حداقلش اینه که اینجا جایی نیست
‫که بخوایم با دلتنگی ازش یاد کنیم.</i>

13:18.520 --> 13:20.850
‫شنیدی؟ اوکابه-سان ترک تحصیل کرد.

13:20.850 --> 13:22.370
‫فکر می‌کنی...

13:22.370 --> 13:23.460
‫آره.

13:23.730 --> 13:25.510
‫چطور می‌خواد با کلاس روبرو بشه؟

13:25.510 --> 13:26.200
‫مگه نه؟

13:33.110 --> 13:34.370
‫صبح بخیر.

13:41.930 --> 13:44.200
<i>‫حتی یه صبح بخیر هم بهش نگفتم.</i>

13:44.610 --> 13:47.980
<i>‫انگار که اصلاً وجود خارجی نداره،
‫نادیده‌اش گرفتم.</i>

13:48.590 --> 13:50.630
<i>‫انگار حقش بود.</i>

13:53.990 --> 13:57.620
‫اصلاً عوض نشده!

13:57.970 --> 13:59.830
‫همینه! دقیقاً همینه!

13:59.830 --> 14:01.670
‫این آواجیماست!

14:01.670 --> 14:04.810
‫می‌دونید، نوه‌ام اونجا درس می‌خونه؟

14:04.160 --> 14:05.140
‫مامان...

14:05.140 --> 14:06.880
‫اوه، چه عالی.

14:06.880 --> 14:09.790
‫امروز جشنواره
‫فرهنگی دارن!

14:09.790 --> 14:13.170
‫و این یکی هم دخترمه!

14:13.170 --> 14:15.370
‫اونم فارغ‌التحصیل آواجیماست!

14:15.370 --> 14:18.150
‫عجب، حتماً استعدادتون رو به ارث برده.

14:18.150 --> 14:20.900
‫دقیقاً!

14:20.280 --> 14:21.870
<i>‫مامان، لطفاً تمومش کن.</i>

14:22.400 --> 14:25.260
<i>‫من فارغ‌التحصیل نشدم.</i>

14:25.900 --> 14:27.520
<i>‫من جا زدم.</i>

14:28.330 --> 14:29.960
<i>‫فرار کردم.</i>

14:34.600 --> 14:36.280
‫سومی‌یوشی-سان!

14:37.050 --> 14:40.550
‫نه، الان دیگه ایفوکوبه-سان صدات می‌کنن.

14:40.550 --> 14:43.680
‫با دیدنت اینجا، انگار پرت شدم
‫به همون روزهای قدیم!

14:46.290 --> 14:47.870
‫با مادرم اومدم.

14:47.870 --> 14:51.000
‫توی محوطه می‌دوئه و
‫همش از خاطرات قدیم می‌گه.

14:49.170 --> 14:51.010
‫جیغ

14:49.900 --> 14:51.010
‫جیغ

14:52.820 --> 14:54.570
‫لطفاً گریه نکن.

14:54.570 --> 14:55.510
‫متأسفم...

14:56.270 --> 14:58.000
‫فقط خیلی خوشحالم.

14:58.450 --> 14:59.880
‫خیلی خوشحالم.

15:00.640 --> 15:03.360
‫می‌دونم حس خوبی
‫به این مکان نداری.

15:03.980 --> 15:06.270
‫منم حسرت‌های خودمو دارم.

15:07.510 --> 15:10.380
‫کاش می‌شد با هم فارغ‌التحصیل می‌شدیم.

15:10.840 --> 15:13.160
‫برای همین امروز خیلی خوشحالم...

15:14.740 --> 15:17.500
<i>‫واقعاً اجازه دارم این‌قدر
‫دلم برای اینجا تنگ بشه؟</i>

15:19.320 --> 15:23.920
‫دو خاندان، با منزلت برابر، در ورونای زیبا،
‫جایی که داستان ما رخ می‌دهد.

15:23.920 --> 15:26.360
‫از کینه‌ای دیرین به شورشی نو می‌رسند،

15:26.360 --> 15:29.120
‫جایی که خون هم‌وطنان،
‫دستان هم‌وطنان را آلوده می‌کند.

15:29.880 --> 15:34.360
‫دو ساعت تماشای نمایش ما،
‫که اگر با گوش جان بشنوید،

15:34.360 --> 15:36.050
‫آنچه در اینجا ناگفته ماند،
‫تلاش ما جبرانش خواهد کرد.

15:39.760 --> 15:41.060
‫بگو دخترم ژولیت،

15:41.720 --> 15:45.130
‫نظرت درباره ازدواج چیست؟

15:45.800 --> 15:49.650
‫هنوز به ازدواج
‫فکر نکرده‌ام.

15:49.650 --> 15:51.200
‫این واقعاً دیالوگ ژولیته؟

15:52.820 --> 15:54.580
‫فکر کنم منم همین‌طور.

15:55.820 --> 15:58.450
‫ژولیت هم هنوز چیزی نمی‌دونه، نه؟

15:58.450 --> 16:01.550
‫اون موقع حتی چهارده سالش هم نبود.

16:02.080 --> 16:09.700
‫«شبِ عیدِ لاماس،
‫چهارده ساله خواهد شد.»

16:11.110 --> 16:14.610
‫وای، یعنی انقدر زود کل دیالوگ‌هات
‫رو حفظ کردی؟

16:17.020 --> 16:19.540
‫بیا یه اجرای عالی داشته باشیم.

16:19.540 --> 16:20.430
‫آره.

16:23.250 --> 16:25.790
‫بی‌صبرانه منتظرشم،
‫شاهزاده تاکه‌هارا.

16:26.220 --> 16:28.770
‫من هم همین‌طور، شاهدخت ری‌اوکو!

16:30.300 --> 16:34.010
‫اون دختری که نقش رومئو
‫رو بازی می‌کنه عالیه!

16:33.230 --> 16:36.120
‫آیا تو رومئو و از خاندان مونتاگیو نیستی؟

16:34.440 --> 16:36.960
‫باید اسمش رو یادمون بمونه.

16:36.120 --> 16:41.120
‫هیچ‌کدام، ای قدیسه‌ی زیبا،
‫اگر تو از هر دو بیزاری.

16:41.120 --> 16:44.270
‫خیلی عالی بود! خیلی عالی!

16:42.840 --> 16:44.250
‫یه شمشیر کم داریم!

16:43.510 --> 16:45.420
‫یکی بره چک کنه!

16:43.950 --> 16:44.980
‫جعبه کمک‌های اولیه کجاست؟

16:44.270 --> 16:45.880
‫ببین، دستام هنوز دارن می‌لرزن!

16:59.880 --> 17:01.890
‫روی صحنه خیلی زیبا بودی.

17:02.360 --> 17:04.070
‫کینوه-چان!

17:04.850 --> 17:06.010
‫مادربزرگ!

17:06.010 --> 17:07.930
‫فوق‌العاده بود!

17:07.930 --> 17:10.090
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم!

17:10.090 --> 17:13.650
‫می‌خواستم اولین نفری باشی که می‌بینه.

17:13.650 --> 17:16.230
‫من باید این و بگم!

17:16.650 --> 17:19.380
‫ببین چقدر بزرگ شدی!

17:17.910 --> 17:20.220
‫منم می‌خوام برم آواجیمـا!

17:22.510 --> 17:24.030
‫ببخشید مادربزرگ.

17:24.030 --> 17:26.380
‫باید دوستم رو ببینم.

17:34.790 --> 17:36.040
‫سردت نیست؟

17:37.120 --> 17:41.250
‫شاید هنوز هیجان‌زده‌ام.
‫اصلاً احساس سرما نمی‌کنم.

17:41.250 --> 17:42.300
‫این اصلاً خوب نیست.

17:43.910 --> 17:45.340
‫سرما می‌خوری.

17:47.180 --> 17:49.440
‫اوه، ممنون.

17:51.550 --> 17:53.980
‫موهات رو کوتاه کردی.

17:53.980 --> 17:54.850
‫آره.

17:55.800 --> 17:57.960
‫می‌خوای بازیگر بشی؟

17:58.390 --> 17:59.260
‫آره.

17:59.700 --> 18:01.570
‫امیدوارم بتونم بازیگر بشم.

18:04.340 --> 18:07.930
‫و می‌خوام این کار رو به
‫صورت جدی ادامه بدم.

18:10.390 --> 18:11.590
‫تو چی؟

18:13.520 --> 18:17.200
‫هنوز فکر می‌کنم داری
‫استعدادت رو هدر می‌دی.

18:20.420 --> 18:22.380
‫آواجیمـا همه‌چیز نیست.

18:24.760 --> 18:27.060
‫واقعاً در جایگاهی هستی که این رو بگی؟

18:27.060 --> 18:28.220
‫منظورم اینه که...

18:31.050 --> 18:32.810
‫واقعاً همین فکر رو می‌کردم.

18:33.660 --> 18:36.810
‫داشتم فکر می‌کردم چرا
‫فقط من اینجام.

18:38.720 --> 18:39.960
‫تمام این مدت.

18:41.340 --> 18:45.610
‫قرار بود تو و من
‫با هم این مسیر رو طی کنیم.

18:46.250 --> 18:48.830
‫چطور شد که از هم جدا شدیم؟

18:49.920 --> 18:52.070
‫با این حال، این فقط از روی خودخواهی بود.

18:52.510 --> 18:55.970
‫فکر کنم دلم برات می‌سوخت.

18:56.530 --> 18:59.990
‫من با حمایت خانواده‌ام اینجام.

19:00.950 --> 19:03.140
‫و این چیزی بود که تو نداشتی.

19:04.780 --> 19:07.700
‫حتماً به خودم می‌گفتم
‫که فقط احساس تنهایی می‌کنم.

19:08.470 --> 19:09.760
‫متأسفم.

19:11.370 --> 19:17.160
‫به عنوان کسی که توی ناز و نعمت
‫بزرگ شده آدم خوبی هستی.

19:17.160 --> 19:19.600
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

19:20.980 --> 19:24.170
‫احساسات من خیلی پلیدتر از این حرف‌هاست.

19:24.170 --> 19:25.110
‫واقعاً؟

19:25.510 --> 19:26.650
‫واقعاً.

19:27.740 --> 19:31.880
‫اگه از من بپرسی، تو
‫خیلی آدم بهتری نسبت به منی.

19:32.550 --> 19:38.420
‫دنیایی که من براش تلاش می‌کنم پر از
‫انواع موجودات پست و کثیفه.

19:39.090 --> 19:41.060
‫البته فکر کنم این دنیا هم
‫خیلی با اون فرق نداره.

19:43.170 --> 19:50.080
<i>‫فکر کنم اگه کنار یه روح پاک
‫مثل تو می‌موندم، خسته می‌شدم.</i>

19:50.880 --> 19:52.690
‫با این حال، خوشحالم که اومدم.

19:53.560 --> 19:55.960
<i>‫تمام این مدت آماده
‫بودم که این رو بگم.</i>

19:57.330 --> 19:59.840
<i>‫تا وقتی اینجا بودم،
‫می‌خواستم اون حس رو داشته باشم.</i>

20:00.940 --> 20:03.740
<i>‫نمی‌خواستم از این زشت‌تر بشم.</i>

20:05.630 --> 20:07.140
‫کینوه-سان.

20:07.140 --> 20:08.280
‫بله؟

20:08.280 --> 20:11.450
‫می‌خواستم شبیه تو بشم.

20:13.660 --> 20:15.190
‫من؟

20:15.190 --> 20:16.280
‫آره.

20:16.770 --> 20:22.790
‫نمی‌خواستم مثل تو باشم.
‫می‌خواستم خودِ تو باشم.

20:24.550 --> 20:26.660
‫خب، این یه کم...

20:29.860 --> 20:31.520
‫خوشحالم که امروز اومدم.

20:30.000 --> 20:42.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:30.000 --> 20:42.000
A.H\h:مترجم

20:30.000 --> 20:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:32.500 --> 20:34.460
‫قبلاً فقط تظاهر می‌کردم
‫که اون حس رو دارم.

20:34.460 --> 20:35.300
‫واقعاً؟

20:36.080 --> 20:37.940
‫اما این بار جدی می‌گم.

20:42.210 --> 20:44.890
<i>‫بالاخره باری که رو دوشم بود رو برداشتم.</i>

20:48.960 --> 20:50.420
<i>‫شایدم نه.</i>

20:51.370 --> 20:53.450
<i>‫شاید به این سادگی‌ها نباشه.</i>

20:55.450 --> 20:59.060
<i>‫ولی حقیقت اینه که حالم یکم بهتره.</i>

21:01.420 --> 21:05.840
<i>‫همیشه خودم بودم که خودم رو عذاب می‌دادم.</i>

21:07.970 --> 21:11.590
<i>‫تهِ این گنداب، یه آینه است.</i>

21:12.850 --> 21:14.790
<i>‫بی‌صبرانه منتظرم این بار رو زمین بذارم.</i>

21:15.910 --> 21:21.210
<i>‫در جستجوی آرامش،
‫به رنج بیشتری می‌رسیم.</i>

21:22.440 --> 21:23.700
‫ایبوکی-سان؟

21:26.370 --> 21:27.730
‫من...

21:29.150 --> 21:30.710
‫منم، سومیویشی.

21:31.730 --> 21:34.110
‫تـ-تاکه هارا-سنپای!

21:36.750 --> 21:37.710
‫تاباتا-سان.

21:37.710 --> 21:39.090
‫خواهش می‌کنم بذارید دستتون رو بگیرم!

21:39.090 --> 21:40.850
‫چت شده؟

21:40.850 --> 21:42.880
‫سال دیگه نوبت توئه که جای من باشی.

21:43.220 --> 21:44.370
‫ولی، ولی، ولی...

21:44.370 --> 21:46.870
‫واقعاً خیلی قشنگ بود!

21:46.870 --> 21:48.000
‫ممنونم.

21:48.420 --> 21:51.600
<i>‫راستش رو بخواید، یکم نگران بودم...</i>

21:52.360 --> 21:55.520
<i>‫که نکنه احساساتم غلبه کنه
‫و بزنم زیر گریه.</i>

21:56.890 --> 22:01.790
<i>‫اما وقتی رفتم روی صحنه،
‫اون فکر از سرم پرید.</i>

22:04.920 --> 22:06.840
<i>‫دنیا این‌جوریه دیگه.</i>

22:09.820 --> 22:13.030
‫اون صدایی شنید که می‌گفت یادش بخیر.

22:13.640 --> 22:16.600
‫و وقتی برگشت،
‫کسی اونجا نبود.

22:17.720 --> 22:20.790
‫در مورد امی اوکابه-سان شنیدم.

22:24.210 --> 22:28.430
‫اینجایی تا سعی کنی
‫عذاب وجدانت رو جبران کنی؟

22:30.310 --> 22:31.690
‫نمیدونم.

22:35.460 --> 22:37.690
‫متاسفم که همه‌چیز رو انداختم گردن تو.

22:38.360 --> 22:40.190
‫مقصر اصلی منم.

22:41.220 --> 22:43.660
‫اما این عذرخواهی‌ها دیگه فایده‌ای نداره.

22:44.300 --> 22:47.700
‫کسی که باید ازش عذرخواهی کنیم،
‫دیگه اینجا نیست.

22:48.450 --> 22:50.230
‫هوریوچی-سان!

22:51.750 --> 22:54.960
‫ببخشید، می‌شه اینو پس بگیرید؟

22:56.760 --> 22:58.480
‫دیگه بسه.

22:58.480 --> 23:00.310
‫این کار خیلی بچگانه‌ست.

23:01.720 --> 23:04.490
<i>‫قرار نیست به خاطر صدای یه روح،
‫برگردم و نگاه کنم.</i>

23:05.650 --> 23:08.250
<i>.شبیه اون داستان‌های ترسناک تخیلی نیست</i>
