WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:08.350 --> 00:11.600
<i>‫گیوزای اوبا ۲۳۰۲.</i>

00:10.000 --> 00:22.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:10.000 --> 00:22.000
Amirali\h:مترجم

00:10.000 --> 00:22.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:12.400 --> 00:15.650
<i>‫گیوزای اوبا ۲۳۰۳.</i>

00:16.400 --> 00:19.690
<i>‫گیوزای اوبا ۲۳۰۴.</i>

00:22.730 --> 00:26.850
‫اصلاً خوابم نمی‌بره. کلی فکر تو سرمه.

00:27.520 --> 00:31.850
‫شمردن گیوزاها فقط گشنه‌ترم می‌کنه
‫و هیچ کمکی هم نمی‌کنه.

00:41.810 --> 00:43.230
‫۱۰۰ تا سکه شد!

00:43.310 --> 00:48.190
‫دمت گرم! هر شب می‌تونیم از این
‫دستگاه  پول خرد بگیریم.

00:48.690 --> 00:50.730
‫بعد از شیفت، یه کار دیگه هم داریم.

00:50.810 --> 00:55.100
‫فکر کنم جادوگرها هم می‌تونن بی‌پول بشن.

00:55.190 --> 00:57.230
‫صبر کن، اونا چشم‌صلیبی‌ان؟

00:59.060 --> 01:00.060
‫بدون شک.

01:04.190 --> 01:05.560
‫چی؟

01:07.520 --> 01:09.560
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

01:12.100 --> 01:14.060
‫من

01:15.100 --> 01:17.690
‫دوست ریسو هستم.

02:47.020 --> 02:48.980
‫آغاز

02:50.230 --> 02:51.980
‫اِن...

02:53.690 --> 02:56.480
‫هی، شنیدم آقای اِن غش کرده؟

02:56.560 --> 02:59.100
‫شین! و نوی!

02:59.190 --> 03:02.690
‫این دیگه چیه؟
‫شماها آدم‌های اهل هول هستید.

03:02.770 --> 03:04.230
‫سلام!

03:05.770 --> 03:08.560
‫اونا آشناهای منن.
‫کاریشون نداشته باشید.

03:08.650 --> 03:09.900
‫فهمیدم.

03:09.980 --> 03:11.520
‫هی، نیکایدو کجاست؟

03:11.600 --> 03:17.270
‫راستش، نیکایدو خود من بودم که تغییر شکل داده بودم. 
‫نفهمیدی؟

03:17.350 --> 03:18.770
‫چی؟!

03:18.850 --> 03:23.400
‫نیکایدوی واقعی با اون مرد سوسماری
‫فرار کرد.

03:23.480 --> 03:25.400
‫نمی‌دونم الان کجان.

03:25.480 --> 03:29.150
‫پس قضیه این بود.
‫کایمان، کارت عالی بود.

03:32.310 --> 03:33.310
‫اِن به هوش اومد!

03:33.400 --> 03:35.690
‫-رئیس! حالتون خوبه؟!
‫-رئیس!

03:35.770 --> 03:39.900
‫اِن! خدا رو شکر!

03:41.520 --> 03:43.020
‫آقای چوتا!

03:50.560 --> 03:53.730
‫ داری می‌ری جایی که نیکایدو هست؟

03:54.310 --> 03:57.230
‫قرارداد توی بدنم داره هدایتم می‌کنه.

03:57.730 --> 04:00.190
‫خودم حساب اون مرد سوسماری رو می‌رسم.

04:00.690 --> 04:02.850
‫شماها بعداً پشت سر من بیاید!

04:15.980 --> 04:16.980
‫کایمان؟

04:19.190 --> 04:20.350
‫هی!

04:20.440 --> 04:23.310
‫ابیسو، اینجایی؟

04:29.480 --> 04:30.480
‫ابیسو...

04:36.060 --> 04:37.060
‫ابیسو.

04:37.560 --> 04:39.850
‫-فوجیتا.
‫-ابیسو!

04:41.980 --> 04:42.980
‫ابیسو!

04:47.400 --> 04:48.400
‫ابیسو!

05:10.480 --> 05:13.400
‫اون هیولا! ابیسو! صبر کن!

05:13.480 --> 05:16.100
‫هرچه زودتر نوی رو میارم اینجا!

05:28.810 --> 05:31.810
‫فایده نداره. جادوم کار نمی‌کنه.

05:37.560 --> 05:39.980
‫این همون پودر سیاهه؟

05:40.060 --> 05:41.600
‫لعنتی!

05:49.810 --> 05:51.350
‫تو دوست ریسو هستی؟

05:52.480 --> 05:54.900
‫تو آیکاوا نیستی، هستی؟

05:54.980 --> 05:57.400
‫آیکاوا؟

06:05.600 --> 06:07.190
‫اون دیگه چیه؟

06:07.690 --> 06:09.270
‫دوکوگا، تتزوجو!

06:09.350 --> 06:11.520
‫به دردسر افتادیم. اِن اینجاست!

06:11.600 --> 06:14.900
‫-اومده سراغمون؟
‫-هنوز دستمزدمون رو نگرفتیم!

06:14.980 --> 06:17.400
‫الان وقت این حرف‌ها نیست!

06:18.150 --> 06:21.150
‫-دوکوگا! داری چیکار می‌کنی؟ بزن بریم!
‫-باشه.

06:21.230 --> 06:22.520
‫چی شده؟

06:22.600 --> 06:26.520
‫نه، فقط اون یارو
‫یه جوری برام آشنا بود.

06:31.980 --> 06:33.900
‫چه خبره؟

06:33.980 --> 06:37.310
‫داداش! نیکایدو!

06:40.980 --> 06:42.650
‫نیکایدو!

06:43.520 --> 06:44.770
‫کایمان.

06:44.850 --> 06:46.810
‫نیکایدو! چی شده؟

06:46.900 --> 06:48.900
‫سینه‌ام درد می‌کنه.

06:49.400 --> 06:51.520
‫اِن همین نزدیکیه.

06:51.980 --> 06:55.190
‫خیلی خب، می‌برمت.
‫باید از اینجا بزنیم بیرون.

07:22.980 --> 07:25.600
‫خیلی وقته ندیدمت، نیکایدو.

07:25.690 --> 07:26.810
‫اِن.

07:27.440 --> 07:30.730
‫پس تو همون مرد سوسماری هستی.

07:31.230 --> 07:33.600
‫اومدم شریکم رو پس بگیرم.

07:34.690 --> 07:35.940
‫چه وقت شناسی!

07:35.980 --> 07:37.020
‫کایمان!

07:37.100 --> 07:40.230
‫چون من اهل فرار نیستم.

07:40.310 --> 07:43.230
‫می‌کشمت، عوضیِ قارچی!

07:43.310 --> 07:44.900
‫اگه بمیری،

07:44.980 --> 07:48.480
‫جادوی قرارداد نیکایدو
‫باطل می‌شه.

07:49.230 --> 07:53.100
‫بیا جلو. تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم
‫که دیگه نتونی زنده بشی.

07:53.190 --> 07:56.770
‫هرچقدر هم جادوگر خفنی باشی،

07:56.850 --> 08:01.060
‫جادو روی من اثر نداره!

08:18.480 --> 08:20.900
‫چیه، توانت همینقدر بود؟

08:22.150 --> 08:26.480
‫فکر کردی قارچ‌های من
‫یه جادوی مسخره‌ان.

08:26.980 --> 08:29.900
‫ولی هیچ ایده‌ای نداری
‫که چقدر ترسناکن.

08:30.650 --> 08:32.810
‫اینم انتقام ماتسومورا.

08:33.400 --> 08:36.310
‫طوری می‌کشمت
‫که زجر بکشی.

08:36.400 --> 08:38.150
‫بیا امتحانش کن!

08:43.520 --> 08:48.600
‫انگار واقعاً درسته
‫که جادوم روی بدنت اثر نداره.

08:51.150 --> 08:53.520
‫ولی لازم نیست مستقیم روت اجراش کنم.

08:53.600 --> 08:57.810
‫می‌تونم هاگ‌های ریزی پخش کنم
‫که قارچ تولید می‌کنن.

08:57.900 --> 09:00.150
‫داری چی‌چی می‌بافی؟

09:00.230 --> 09:01.980
‫بیا جلو!

09:02.060 --> 09:03.980
‫کار از کار گذشته.

09:04.060 --> 09:05.060
‫چی؟

09:05.520 --> 09:09.980
‫همون هاگ‌هایی که گفتم
‫دارن وارد بدنت می‌شن،

09:10.060 --> 09:12.730
<i>‫و هی بیشتر و بیشتر نفوذ می‌کنن.</i>

09:13.600 --> 09:14.600
‫کایمان!

09:14.690 --> 09:16.600
‫و بعد شروع به رشد می‌کنن.

09:29.810 --> 09:30.980
‫نگران نباش.

09:31.980 --> 09:34.980
‫اون هیولا رو با جادوم از پا درآوردم.

09:35.520 --> 09:36.520
‫همه چی مرتبه.

09:37.730 --> 09:43.150
‫به اِن التماس می‌کنم
‫که بذاره از جادوی کیکوراج استفاده کنیم.

09:43.230 --> 09:45.400
‫فقط الانش درد داره.

09:46.100 --> 09:49.400
‫دفعه بعد که بیدار بشی،
‫دیگه هیچ دردی حس نمی‌کنی.

10:01.060 --> 10:03.980
‫آقای اِنِ عزیز دوباره نمایش راه انداخته.

10:04.100 --> 10:05.440
‫عجب دردسر سازیه!

10:20.560 --> 10:22.520
‫نباید این‌قدر بی‌کله باشی.

10:22.600 --> 10:26.810
‫اگه به اون قارچ‌ها آسیب بزنی،
‫انگار به پای خودت آسیب زدی.

10:27.560 --> 10:32.100
‫با این حال، با اینکه قرارداد
‫هنوز کامل ترمیم نشده،

10:32.190 --> 10:34.560
‫تعجب کردم که تونستی بهم حمله کنی.

10:35.310 --> 10:37.730
‫این یارو واقعاً برات مهمه؟

10:37.810 --> 10:44.190
‫آره، مهمه.
‫اون تنها دوست عزیز منه.

10:45.270 --> 10:46.980
‫یه فرصت!

10:52.150 --> 10:53.150
‫کایمان؟

10:53.730 --> 10:56.560
‫لعنتی، خیلی درد داره.

10:56.650 --> 11:00.150
‫چطور جرئت کرد تو بدنم قارچ بکاره!

11:03.650 --> 11:07.480
‫عوضی!

11:07.980 --> 11:09.900
‫بمیر!

11:11.980 --> 11:13.350
‫کایمان!

11:16.100 --> 11:18.270
‫صورتت...

11:26.980 --> 11:28.060
‫کایمان.

11:31.650 --> 11:33.810
‫کای...مان...

11:40.230 --> 11:43.350
‫دلم می‌خواد گیوزا بخورم.

11:43.850 --> 11:45.060
‫لعنتی.

11:51.230 --> 11:56.020
‫تو رو کس دیگه‌ای کشت، نه من.

12:04.400 --> 12:07.310
‫خداحافظ، کایمان

12:09.480 --> 12:10.690
<i>‫کایمان.</i>

12:11.190 --> 12:14.600
<i>‫پس اون صورت واقعیت بود.</i>

12:15.980 --> 12:18.440
<i>‫بالاخره به حالت عادی برگشتی.</i>

12:20.440 --> 12:23.850
<i>‫قول دیروز رو یادت هست؟</i>

12:25.310 --> 12:27.600
<i>‫بیا با هم برگردیم به هول.</i>

12:30.150 --> 12:32.190
<i>‫باشه، کایمان؟</i>

12:35.060 --> 12:36.690
‫ای بابا.

12:37.190 --> 12:40.980
‫آقای اِن گفت که
‫جسد اون مرد سوسماری رو جمع کنم،

12:41.770 --> 12:44.060
‫ولی چطوری پیداش کنم؟

12:44.560 --> 12:50.520
‫کایمان، غیرممکنه.
‫واقعاً کشته شدی؟

12:50.600 --> 12:52.600
‫هی، آقای کاسوکابه!

12:53.100 --> 12:54.940
‫این رو ببین.

12:55.850 --> 12:58.350
‫-عجیبه.
‫-شوکه کننده‌ست!

12:58.440 --> 13:02.100
‫پس قبلاً اینجا
‫ماگما جریان داشته.

13:02.190 --> 13:03.400
‫اون...

13:04.440 --> 13:07.480
‫سر کایمانه؟

13:12.980 --> 13:15.190
‫قلب سوزان

13:21.020 --> 13:23.100
‫انگار اِن ما رو تعقیب نکرده.

13:23.190 --> 13:28.400
‫درسته. ولی بهتره
‫یه مدت دیگه همین‌جا بمونیم.

13:29.480 --> 13:31.270
‫چی شده، دوکوگا؟

13:32.600 --> 13:34.810
‫داشتم به رئیس فکر می‌کردم.

13:37.850 --> 13:38.900
‫منم همین‌طور.

13:39.400 --> 13:43.560
‫تازگی‌ها خیلی چیزها یادم میاد.
‫نمی‌دونم قبلاً بهتون گفتم یا نه.

13:44.230 --> 13:47.440
‫من و رئیس یه بار رفتیم
‫به یه جایی توی دانگ هیل

13:47.520 --> 13:50.190
‫که جادوگرهای رده‌بالا اونجا پلاس بودن.

13:50.810 --> 13:54.730
صاحاب اونجا
‫اخره سالن نشسته بود.

13:54.810 --> 13:58.270
‫همین که چشمش به رئیس افتاد،
‫از حال رفت.

13:59.020 --> 14:03.810
‫صبر کن! اگه قراره از این خاطره‌ها
‫بگیم، منم یکی دارم.

14:05.270 --> 14:09.940
‫یه بار رئیسِ شکمو، دلش برام سوخت
‫و بهم یه همبرگر داد!

14:10.020 --> 14:14.350
‫فقط واسه این بود که جوری نگاهش می‌کردی
‫انگار صد ساله غذا نخوردی.

14:15.600 --> 14:16.600
‫دوکوگا؟

14:17.350 --> 14:21.060
‫داشتم روزی رو به یاد می‌آوردم
‫که اولین بار رئیس رو دیدم.

14:22.810 --> 14:28.480
‫جوون بودیم و هیچ هدف خاصی نداشتیم.
‫فقط روزگار رو می‌گذروندیم.

14:29.810 --> 14:34.600
‫به ارزشمون شک داشتیم
‫چون نمی‌تونستیم جادو کنیم،

14:34.690 --> 14:38.100
<i>‫مجبور بودیم برای زنده موندن غذا
‫بدزدیم.</i>

14:39.440 --> 14:41.350
‫شما وروجک‌ها!

14:41.440 --> 14:42.730
‫چطوری دخلشون رو بیاریم؟

14:44.730 --> 14:45.980
‫این تف چیه؟

14:46.060 --> 14:49.230
‫وروجک احمق!
‫دهنت رو سرویس می‌کنم!

14:49.310 --> 14:50.440
‫بس کن!

14:51.270 --> 14:52.270
‫تتزوجو!

14:52.350 --> 14:55.480
‫شما جادوگرهای احمق!
‫فکر کردید دارید چیکار می‌کنید؟

14:55.560 --> 15:00.060
‫هی، تصمیم گرفتم
‫چطوری این وروجک‌ها رو اعدام کنم.

15:00.650 --> 15:03.310
‫هول. بندازیمشون توی هول.

15:09.600 --> 15:10.600
‫دوکوگا؟

15:10.690 --> 15:12.400
‫این درد توی تنم...

15:13.650 --> 15:19.190
‫خون جادوگری که تو رگ‌هام هست
‫بارون هول رو پس می‌زنه.

15:19.270 --> 15:21.560
‫این ثابت می‌کنه که ما جادوگر بودیم.

15:21.650 --> 15:24.810
‫-دوکوگا...
‫-همینه! راست میگی!

15:27.100 --> 15:28.940
‫این بچه‌ها دیگه کین؟

15:34.940 --> 15:38.770
‫رئیس اون جادوگرها رو شکست داد
‫و از در رد شد.

15:40.190 --> 15:43.600
<i>‫و ما هم انگار که به سمتش کشیده بشیم،
‫دنبالش رفتیم.</i>

15:45.350 --> 15:49.560
‫بعد از اون،
‫تعداد آدم‌هایی مثل ما بیشتر شد،

15:49.650 --> 15:51.770
‫و سازمان بزرگ‌تر شد.

15:52.650 --> 15:54.520
‫رئیس الان کجاست؟

15:55.770 --> 15:58.020
‫داداش! کجایی؟

15:58.100 --> 16:02.520
‫داداش! نیکایدو! کجایید؟

16:21.310 --> 16:22.310
‫تو دیگه کی هستی؟!

16:33.900 --> 16:35.560
‫چرا تو...

16:37.650 --> 16:39.310
‫من؟

17:03.190 --> 17:05.060
‫اسمت چیه؟

17:05.150 --> 17:06.150
‫ناتسوکی.

17:07.400 --> 17:12.600
‫اومدم اینجا تا با کایمان،
‫داداش سوسماری‌صورتم، رئیس رو ببینم.

17:12.690 --> 17:14.850
‫کایمان؟ اسمش رو نشنیدم.

17:14.940 --> 17:16.850
که اینطور.

17:16.940 --> 17:22.100
‫داداش نمی‌دونست مخفیگاه کجاست،
‫و علامت چشم‌صلیبی‌اش هم ناپدید شد.

17:22.190 --> 17:24.350
‫احتمالاً یه شیاد بوده.

17:24.440 --> 17:28.850
‫ولی حتی اگه یه چشم‌صلیبی قلابی بوده،
‫بازم نگرانشم.

17:30.440 --> 17:31.520
‫چی شده؟

17:31.600 --> 17:32.850
‫اونجا رو نگاه کن!

17:35.190 --> 17:37.350
‫اسم من «نفرین» هست.

17:37.440 --> 17:40.480
‫من شوم‌ترین چیز توی این دنیا هستم.

17:41.060 --> 17:45.150
‫به من نگاه نکن. اسمم رو به زبون نیار.

17:46.060 --> 17:48.400
‫تو دیگه کدوم کوفتی هستی؟

17:48.980 --> 17:49.980
‫بس کن!

17:50.100 --> 17:51.770
‫هیولای لعنتی!

17:59.270 --> 18:00.440
‫تتزوجو!

18:00.520 --> 18:01.730
‫تون، بس کن!

18:06.190 --> 18:08.270
‫همگی، بهش حمله نکنید.

18:08.350 --> 18:12.060
‫حتی به کشتنش هم فکر نکنید.
‫خودتون رو به کشتن می‌دید.

18:25.730 --> 18:29.900
‫من نفرینم، کسی که همه چیز رو می‌گیره.

18:39.980 --> 18:44.400
‫دوباره به یه جادوگر تبدیل شدم،
‫و قدرت‌هام ضعیف شدن.

18:45.270 --> 18:48.770
‫فقط تونستم
‫یه جوری اون رو با خودم بیارم.

18:49.440 --> 18:51.270
‫ولی نفس نمی‌کشه،

18:51.350 --> 18:56.060
‫و بدنش خیلی سرده.

19:01.850 --> 19:04.350
‫حباب‌های خاطره

19:16.480 --> 19:17.560
‫برگشتم.

19:17.650 --> 19:19.900
‫خوش برگشتی. پس بالاخره برگشتی.

19:19.980 --> 19:22.690
‫آره، دیگه همه‌چی روبه‌راهه.

19:22.770 --> 19:27.190
‫شاید بهتر باشه
‫که یادم نیاد کی هستم یا چی هستم.

19:28.850 --> 19:29.940
‫می‌فهمم.

19:32.520 --> 19:34.560
‫اول، بیا یه چیزی بنوشیم.

19:34.650 --> 19:36.060
‫و یه کم هم گیوزا!

19:36.150 --> 19:37.440
‫آره، می‌دونم.

19:42.770 --> 19:43.940
‫نیکایدو؟

19:47.230 --> 19:48.980
‫منم کمک می‌کنم.

19:52.060 --> 19:53.480
‫نیکایدو؟

19:55.350 --> 19:58.770
‫کایمان. چرا؟

19:59.560 --> 20:00.560
‫نیکای--

20:02.600 --> 20:03.730
‫چی شد؟

21:20.000 --> 21:32.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:20.000 --> 21:32.000
Amirali\h:مترجم

21:20.000 --> 21:32.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:21.520 --> 21:23.690
‫یه کابوس بد دیدم.

21:24.980 --> 21:27.190
‫خواب دیدم کسی رو کشتم.

21:27.690 --> 21:30.650
‫کسی که برام عزیز بود.

21:32.350 --> 21:34.900
‫قبلاً هم یه همچین چیزی پیش اومده بود.

21:38.940 --> 21:40.060
‫چی گفتی؟

21:41.310 --> 21:43.310
‫«اسم من»؟

21:46.850 --> 21:48.310
‫چی بود؟

21:50.060 --> 21:53.310
‫مطمئنم این به دردم می‌خوره.

21:53.400 --> 21:54.600
‫خیلی خب، بجنب!

21:59.310 --> 22:02.560
‫چی؟ رفت؟

22:03.060 --> 22:05.850
‫و چون خیلی اینجا موند،
‫تغییر کرد؟

22:09.270 --> 22:10.270
‫بس کن!

22:10.350 --> 22:12.480
‫یه چیز فوق‌العاده فهمیدم!

22:12.560 --> 22:14.980
‫-ریسو!
‫-البته هنوز هیچی معلوم نیست.

22:15.060 --> 22:16.060
‫فایده نداره!

22:26.560 --> 22:28.940
‫اون زمان رو دستکاری می‌کنه.

22:34.940 --> 22:38.650
‫بذار همین‌طوری بمیرم.

24:15.730 --> 24:16.900
‫پایان

24:16.980 --> 24:18.900
<i>‫چیزهایی که تو قسمت ۶ یاد
‫گرفتیم.</i>

24:18.980 --> 24:21.650
‫کایمان بالاخره با
‫باقیِ چشم‌صلیبی‌ها روبرو شد.

24:21.730 --> 24:23.520
<i>‫ابیسو حسابی شر و شیطونه.</i>

24:23.600 --> 24:25.560
‫رئیس چشم‌صلیبی‌ها
‫آدم باابهتیه.

24:25.650 --> 24:30.020
‫چیزایی که تو قسمت ۷ می‌فهمیم
‫هنوز تو هاله‌ای از ابهامه.

24:30.100 --> 24:31.940
‫این دورو‌هیدوروئه.
