WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<b><i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند</i></b>

00:00.000 --> 00:12.000
<b><i>Amirali\h:مترجم</i></b>

00:00.000 --> 00:12.000
ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:07.020 --> 00:09.400
هیچ جا خونه خود ادم نمیشه

00:09.480 --> 00:11.350
‫این سوشی رو خودم درست کردم.

00:11.440 --> 00:14.940
‫فکر نمی‌کردم یه روزی
‫غذای خونگی ازت بگیرم، آقای اِن!

00:15.020 --> 00:16.730
‫حالا بخور.

00:16.810 --> 00:18.350
‫سوشی با گوشت خام؟

00:18.440 --> 00:20.980
‫حتی گوشت‌ها رو هم
‫به شکل قارچ بریدی.

00:21.100 --> 00:22.650
‫این دقیقاً کار خودته، اِن.

00:22.730 --> 00:24.650
‫می‌تونم فقط گوشت روش رو بخورم؟

00:30.650 --> 00:32.270
‫واقعاً خوشمزه‌ست!

00:32.350 --> 00:33.650
‫خیلی چرب و چیلیه!

00:33.730 --> 00:35.150
‫سس اضافه لطفاً!

00:37.600 --> 00:39.270
‫ما کجاییم؟

00:39.350 --> 00:42.020
‫-سوشی‌ها غیب شدن!
‫-اینجا هیچی نیست!

00:42.100 --> 00:47.520
‫حتماً یکی با جادو کاری کرده که
‫همه چیز جز ما ناپدید بشه.

00:48.480 --> 00:51.270
‫-آقای چوتا، خیلی وقته ندیدمت.
‫-چی؟

00:53.400 --> 00:55.060
‫برگشتم به حالت عادی!

00:55.150 --> 00:58.690
همگی‫آروم باشید .
‫ما الان توی رویا هستیم.

00:58.770 --> 00:59.940
‫آقای اِن!

01:00.020 --> 01:01.440
‫توی رویا؟

01:01.520 --> 01:06.600
‫راستش، اون تاپینگ سوشی
‫یه نوع قارچ جدید از مزرعه‌مه.

01:07.190 --> 01:09.600
‫اسمش «ماشین رویا»ست.

01:09.690 --> 01:12.100
‫گوشت نبود؟ چه افتضاح!

01:12.690 --> 01:16.600
‫اگه تیکه‌تیکه‌ش کنی شبیه گوشت می‌شه.
‫حتی طعمش هم نزدیکه.

01:17.810 --> 01:23.600
<i>‫این قارچ می‌برتت به یه خواب عمیق
‫که می‌تونی هر رویایی بسازی.</i>

01:23.690 --> 01:27.440
<i>‫اگه چند نفر همزمان بخورنش،
‫می‌تونن یه رویای مشترک ببینن.</i>

01:27.520 --> 01:28.600
‫میو.

01:28.690 --> 01:32.730
‫ماه بعد می‌خوام با برند غذاییم
‫پخشش کنم.

01:32.810 --> 01:35.350
‫شماها رو هم به عنوان موش آزمایشگاهی
‫استفاده کردم.

01:35.850 --> 01:39.520
‫رویایی که می‌خوام... یعنی...

01:42.560 --> 01:45.560
‫این فوق‌العاده‌ست!
‫این ماشین رویا عالیه!

01:46.150 --> 01:47.850
‫خیلی بزرگ نشدی؟

01:48.940 --> 01:51.810
‫-نیکایدو، چرا به شکل چوتا دراومدی؟
‫-چی؟

01:51.900 --> 01:56.480
‫شاید چون داشتم
‫به چوتا فکر می‌کردم.

01:56.560 --> 02:01.600
‫چون تازگی‌ها پیداش نیست،
‫فکر کردم آقای اِن دلش براش تنگ شده.

02:01.690 --> 02:05.980
‫غیرممکنه. برگرد به حالت عادی.
‫چشم‌درد گرفتم.

02:07.980 --> 02:09.980
‫هی، اینجا «هول» هست؟

02:10.600 --> 02:13.230
‫-همون شهر کثیف همیشگی.
‫-بی‌خیال.

02:15.940 --> 02:16.850
‫لعنتی.

02:16.940 --> 02:20.100
‫اون مارمولک عوضی و نیکایدو اونجان.

02:24.190 --> 02:25.810
‫آقای اِن، عقب بایستید!

02:37.350 --> 02:40.850
‫چطور بود رئیس؟
‫ماشین رویا عالیه!

02:42.900 --> 02:44.980
‫ابیسو، رویای تو...

02:45.850 --> 02:47.350
‫نه، بی‌خیال.

02:47.980 --> 02:52.730
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، انگار
‫به درد بازنده‌هایی مثل فوجیتا می‌خوره.

02:53.270 --> 02:55.480
‫نیکایدو، تو چی آرزو می‌کنی؟

02:56.810 --> 02:57.980
‫چی شده؟

02:58.060 --> 03:01.190
‫-ازت متنفرم، اِن!
‫-چرا این‌قدر عصبانی هستی؟

03:01.270 --> 03:02.440
‫هی، نیکایدو!

03:02.520 --> 03:04.060
‫شانه‌هام دارن خشک می‌شن.

03:04.560 --> 03:07.440
‫فوجیتا، تو زیردست فوق‌العاده‌ای هستی.

03:07.520 --> 03:09.650
‫تمام ثروتم رو بهت می‌دم.

03:09.730 --> 03:11.770
‫آقای فوجیتا، تحسینتون می‌کنم.

03:23.480 --> 03:25.810
‫این منم؟

03:30.100 --> 03:31.270
‫صبر کن!

03:35.980 --> 03:37.770
‫این خونه...

03:44.310 --> 03:46.020
‫این ماسک...

03:46.770 --> 03:48.980
‫این ماسک منه.

04:00.400 --> 04:01.350
‫ابیسو.

04:03.440 --> 04:05.900
‫مطالعه‌ی جادو چطور پیش می‌ره؟

04:05.980 --> 04:08.400
‫رو تو حساب کردم، ابیسو.

04:11.520 --> 04:13.690
‫مامان... بابا...

04:18.310 --> 04:20.400
‫عالیه! ماشین رویا!

04:20.480 --> 04:23.520
‫هر شب می‌خورمش.
‫سوخت عالی برای روز بعد!

04:23.600 --> 04:24.650
‫میو!

04:24.730 --> 04:27.400
‫مطمئن شو قشنگ تمیزش می‌کنی، ابیسو!

04:27.480 --> 04:29.400
‫چشم، ارباب.

04:29.480 --> 04:32.560
‫رئیس. شام حاضره.

04:32.650 --> 04:34.190
‫جدی؟

04:39.900 --> 04:41.900
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

04:41.980 --> 04:43.980
‫اون آشغال‌های به‌دردنخور رو دور ریختی؟

04:44.100 --> 04:46.560
‫اون آشغال‌های بی‌ارزش رو دور ریختی؟

04:46.650 --> 04:47.980
‫آره، آقای اِن.

04:48.100 --> 04:50.100
‫آقای اِن...

04:51.100 --> 04:52.770
‫آقای اِن! همگی!

04:52.850 --> 04:56.350
‫منم، فوجیتا! صبر کن...

04:57.350 --> 04:58.270
‫صبر کن برام!

04:58.350 --> 04:59.770
‫نیکایدو!

05:04.100 --> 05:05.690
‫سشوار؟

05:08.150 --> 05:09.520
‫بس کن!

05:09.600 --> 05:12.940
‫قارچ‌ها به خشکی حساسن، می‌دونی که!

05:15.440 --> 05:16.440
‫این...

05:17.060 --> 05:20.190
<i>‫این همون صحنه‌ایه که
‫توی اعماق قلبم ازش می‌ترسم.</i>

05:20.810 --> 05:22.150
<i>‫یه کابوس واقعی.</i>

05:22.650 --> 05:26.190
<i>‫پس ماشین رویا
‫این‌جور اثراتی هم داره.</i>

05:28.270 --> 05:29.690
‫میو.

05:29.770 --> 05:31.350
<i>‫نه...</i>

05:32.190 --> 05:33.730
<i>‫دارم چروک می‌شم.</i>

05:38.270 --> 05:44.560
‫پس ماشین رویا یه قارچه
‫که می‌ذاره خودت رو به شکل‌های مختلف ببینی.

05:45.060 --> 05:49.560
‫خب، موش‌های آزمایشگاهی من.
‫فکر می‌کنید این واقعاً فروش می‌ره؟

05:49.650 --> 05:51.940
‫خب، کی می‌دونه؟

05:53.190 --> 05:55.980
‫مامان... بابا...

05:57.980 --> 06:03.980


05:57.980 --> 06:03.980


07:23.980 --> 07:25.940
‫آغاز

07:28.520 --> 07:29.980
‫آخ...

07:30.100 --> 07:31.940
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،

07:32.520 --> 07:37.440
‫اون عوضی دوکوگا
‫می‌تونست بکشتم، ولی نکشت.

07:37.520 --> 07:42.940
‫بالاخره فهمیدم
‫کی منو کشته و دلیلش چی بوده.

07:43.020 --> 07:45.060
‫چشم‌صلیبی‌ها.

07:45.150 --> 07:48.650
‫اصلاً چرا عضو
‫یه همچین سازمانی شدم؟

07:50.100 --> 07:54.560
<i>‫از وقتی بچه بودم،
‫نمی‌تونستم دود جادو تولید کنم.</i>

07:55.150 --> 07:58.690
<i>‫ولی معلوم شد که
‫خیلی‌ها مثل من هستن.</i>

07:58.770 --> 08:01.770
<i>‫آدم‌هایی که می‌تونن دود تولید کنن،
‫ولی فقط یه ذره.</i>

08:01.850 --> 08:04.350
<i>‫و آدم‌هایی با جادوی بی‌مصرف.</i>

08:04.440 --> 08:06.850
<i>‫یه عالمه آدم این‌طوری.</i>

08:07.440 --> 08:09.100
<i>‫اونا چشم‌صلیبی بودن.</i>

08:09.690 --> 08:11.600
‫این عوضیِ اشرافیِ لعنتی.

08:11.690 --> 08:15.520
‫داره خودش رو با غذاهای گرون‌قیمت
‫توی یه رستوران لوکس خفه می‌کنه.

08:16.190 --> 08:19.600
‫-هی، ریسو، یه کمکی بکن.
‫-باشه.

08:19.690 --> 08:21.600
‫-یک، دو، سه!
‫-یک، دو، سه!

08:24.400 --> 08:26.100
‫خیلی خب. برو که رفتیم.

08:30.650 --> 08:34.850
‫ریسو، می‌دونی
‫اونا رو کجا می‌برن؟

08:34.940 --> 08:38.810
‫می‌دونم. تنه‌ها رو می‌برن
‫به مرکز تحقیقاتی در بریث.

08:38.900 --> 08:41.230
‫و سرها رو می‌برن پیش رئیس، مگه نه؟

08:41.310 --> 08:45.350
‫رئیس از بدن‌های
‫اون جادوگرهای اشرافی استفاده می‌کنه

08:45.440 --> 08:48.310
‫تا تبدیل به قوی‌ترین جادوگر بشه.

08:48.400 --> 08:51.940
‫و اون داره سعی می‌کنه ما رو،
‫یعنی مردم خودش رو نجات بده.

08:51.980 --> 08:54.350
‫نگاه کن. این پودر سیاه.

08:54.440 --> 08:56.980
‫به‌عنوان پاداشِ  کار گرفتمش.

08:57.060 --> 08:58.940
‫حالا، نگاه کن.

09:07.770 --> 09:10.650
<i>‫پودر سیاه امید ما بود.</i>

09:10.730 --> 09:15.230
<i>‫ولی حتی اون پودر سیاه هم
‫روی من اثر نکرد.</i>

09:15.900 --> 09:19.900
‫ریسو، پول‌هات رو خرج چی می‌کنی؟

09:19.980 --> 09:23.270
‫راستش، دارم به این فکر می‌کنم
‫که برم مدرسه.

09:23.350 --> 09:25.980
‫مدرسه؟ جدی می‌گی؟

09:27.440 --> 09:29.350
<i>‫جدی بودم.</i>

09:29.440 --> 09:33.230
<i>‫اگه تو مدرسه درس بخونم،
‫شاید حتی بتونم دود تولید کنم.</i>

09:33.310 --> 09:35.350
‫اجازه بدید یه دانش‌آموز جدید رو معرفی کنم.

09:35.940 --> 09:39.730
‫-این ریسو هست که از امروز به کلاس اومده.
‫-از آشنایی باهات خوشبختم.

09:39.810 --> 09:41.270
‫اون علامت‌ها روی چشماش.

09:41.350 --> 09:44.100
‫-آره، اون یه چشم‌صلیبی‌ئه.
‫-چه نقشه‌ای داره؟

09:44.900 --> 09:46.650
‫خب، درس رو شروع می‌کنم.

09:51.560 --> 09:52.520
‫تونستم!

09:52.600 --> 09:55.020
‫بچه پررو، چه مرگته؟

09:55.600 --> 09:56.770
‫انرژی نداری!

09:56.850 --> 10:00.100
‫فکر نمی‌کنم این کارها
‫واقعاً کمکم کنه جادو یاد بگیرم.

10:00.190 --> 10:02.270
‫شاید فقط پولم رو دور ریختم.

10:02.350 --> 10:04.810
‫کی بهت گفت بشینی؟

10:04.850 --> 10:07.310
‫احمقِ لعنتی!

10:07.400 --> 10:09.770
‫مرتیکه، فقط چون معلمه...

10:09.850 --> 10:12.270
‫انرژی! انرژ...

10:12.850 --> 10:14.770
‫آیکاوا.

10:14.850 --> 10:17.770
‫به نظر عصبی میای، معلم.

10:17.850 --> 10:20.850
‫می‌خوای یه کم از ناهارم رو باهات شریک بشم؟

10:21.850 --> 10:24.850
‫امروز روز خودخوانیه! گفتم خودخوانی!

10:26.850 --> 10:29.600
‫ممنونم، آیکاوا.

10:29.690 --> 10:31.600
‫نه، چیزی نیست.

10:32.230 --> 10:34.980
‫فقط برام ناهار بخر، حسابمون صاف می‌شه.

10:35.690 --> 10:38.230
‫اینم از اون حرف‌های همیشگیته، آیکاوا.

10:43.100 --> 10:46.270
‫خب، ریسو. از مدرسه خوشت میاد؟

10:46.350 --> 10:49.850
‫بد نیست، فکر کنم.
‫پر از آدم‌های بی‌خیاله.

10:50.850 --> 10:54.900
‫فقط با درس خوندن که نمی‌تونی
‫جادو یاد بگیری.

10:55.980 --> 10:57.480
‫می‌دونی ریسو؟

10:57.560 --> 11:00.980
‫سازمان اخیراً این ساختمون
‫آپارتمانی رو خریده.

11:01.060 --> 11:03.100
‫نمی‌دونم قراره کی اینجا زندگی کنه.

11:03.190 --> 11:06.480
‫کی می‌دونه؟ شاید یکی از مدیرها؟

11:07.480 --> 11:08.350
<i>‫خب...</i>

11:08.440 --> 11:10.850
‫همون‌طور که می‌بینید، جادوهای کمیاب

11:10.940 --> 11:15.650
‫شامل اون‌هایی می‌شه که
‫ترمیم، زندگی، زمان و غیره رو کنترل می‌کنن.

11:15.730 --> 11:16.600
‫واسه همین...

11:16.690 --> 11:19.690
‫هی. من تازگی‌ها
‫مارویاما و تاچیبانا رو ندیدم.

11:19.770 --> 11:21.310
‫مدرسه نیومدن؟

11:21.400 --> 11:23.520
‫حالا که گفتی...

11:23.600 --> 11:26.100
‫شنیدم شیمامورا از
‫کلاس ۳ هم غیبش زده.

11:26.190 --> 11:28.900
‫ببخشید که دیر کردیم.

11:29.730 --> 11:33.150
‫هی! چه بلایی سرتون اومده؟
‫اون قیافه‌ها!

11:34.440 --> 11:36.400
‫فقط زمین خوردیم، همین.

11:39.190 --> 11:40.980
‫همچنین، در موارد خیلی نادر،

11:41.100 --> 11:43.770
‫جادوگرها می‌تونن
‫قدرت نفرین داشته باشن.

11:43.850 --> 11:48.520
‫اگه کسی با چنین قدرتی وجود داشت،
‫چشم‌صلیبی‌ها ولش نمی‌کردن.

11:49.100 --> 11:51.270
‫اونجایی. ریسو!

11:51.350 --> 11:52.980
‫معلم صدات می‌کنه.

11:53.060 --> 11:54.770
‫چی؟ من؟

11:56.270 --> 11:57.850
‫ببخشید.

11:58.350 --> 12:00.770
‫اومدی، دانش‌آموز جدید.

12:00.850 --> 12:02.940
‫خب، بیا تو.

12:04.900 --> 12:08.900
‫طبق مدارک،
‫تو اصلاً نمی‌تونی دود تولید کنی.

12:08.980 --> 12:10.310
‫این درسته، ریسو؟

12:11.400 --> 12:12.980
‫-بله.
‫-می‌فهمم.

12:13.060 --> 12:18.770
‫حتی اگه هر روز هم بیای،
‫معلوم نیست کی فارغ‌التحصیل بشی.

12:19.310 --> 12:20.480
‫آسون نخواهد بود.

12:21.060 --> 12:22.980
‫و حالا، موضوع اینه.

12:23.060 --> 12:28.230
‫باید این دستبند جادویی رو
‫به عنوان وسیله آموزشی بخری.

12:28.810 --> 12:31.100
‫۵۰ هزار نیک بپرداز.

12:31.190 --> 12:35.480
‫اگه اینو دستت کنی،
‫خیلی زود می‌تونی دود تولید کنی.

12:36.060 --> 12:40.230
‫ای بابا. داری جنس تقلبی می‌فروشی،
‫اونم با اینکه معلمی؟

12:40.310 --> 12:42.560
‫حروم‌زاده! چطور جرئت می‌کنی
‫جلوی معلمت دربیای؟

12:44.730 --> 12:46.150
‫آخ!

12:46.230 --> 12:48.560
‫بدون که تهدیدات روی من اثر نداره.

12:48.650 --> 12:52.440
‫عوضی. نمی‌بخشمت. گمشو برو!

12:53.440 --> 12:56.690
‫شنیدمش. کاملاً شنیدمش.

12:56.770 --> 12:58.690
‫آیکاوا،  بچه پررو!

12:58.770 --> 13:03.440
‫می‌دونستم دلیل اینکه همه زخمی شدن
‫و گم شدن، تو بودی.

13:05.650 --> 13:08.650
‫آیکاوا، تو همیشه مایه دردسر بودی.

13:09.730 --> 13:11.400
‫غیب شو!

13:18.900 --> 13:20.100
‫حالا باهاش چیکار کنیم؟

13:20.770 --> 13:23.900
‫اگه به هوش بیاد، ممکنه اخراج بشیم.

13:23.980 --> 13:25.730
‫-مشکلی نیست.
‫-چی؟

13:25.810 --> 13:27.810
‫یه نقشه دارم.

13:29.810 --> 13:32.770
‫-باشه، رو تو حساب می‌کنم.
‫-آره، بعداً می‌بینمت.

13:34.060 --> 13:36.190
‫اون کامیون کجا می‌ره؟

13:36.270 --> 13:38.770
‫لازم نیست بدونی.

13:39.350 --> 13:41.560
‫ولی هی، واقعاً نجاتم دادی.

13:41.650 --> 13:44.190
‫اون عوضی فامیل مدیر مدرسه بود.

13:44.270 --> 13:48.770
‫اگه اون‌طور علنی مخالفت نمی‌کردی،
‫شاید نمی‌تونستم کاری کنم.

13:49.350 --> 13:50.690
‫ممنون.

13:51.850 --> 13:53.770
‫فقط زود از کوره در می‌رم.

13:54.850 --> 13:56.770
‫من آیکاوا هستم. از آشنایی‌ت خوشبختم.

13:58.650 --> 14:01.020
‫اسم من ریسو هست.

14:03.020 --> 14:06.730
‫آیکاوا، کدوم گوری رفتی؟

14:07.600 --> 14:09.480
‫پس بیدار شدی، ریسو.

14:09.560 --> 14:12.270
. دوکوگا، می‌خواستم ببینمت.

14:12.350 --> 14:14.810
‫یه چیزی هست که می‌خوام ازت بپرسم.

14:14.850 --> 14:19.190
‫بهتر نبود این عوضی رو می‌کشتیم،
‫نه دوکوگا؟

14:19.270 --> 14:21.810
‫احتمالاً اومده بوده چیزی بدزده.

14:21.900 --> 14:24.230
‫ولی اینجا چیز باارزشی نیست.

14:24.310 --> 14:28.940
‫اشتباه نکن، ساجی. این‌طور نیست که
‫دوکوگا نخواسته باشه منو بکشه.

14:29.560 --> 14:31.190
‫اون نتونست منو بکشه.

14:32.650 --> 14:34.060
‫مگه نه؟

14:34.150 --> 14:36.600
‫آقای دوکوگا.

14:38.100 --> 14:39.560
‫بزن بریم!

14:41.350 --> 14:44.060
‫بالاخره به شهر زاگان رسیدیم.

14:44.150 --> 14:46.520
‫الان دیگه شبه!

14:48.770 --> 14:49.770
‫کایمان؟

14:50.900 --> 14:52.060
‫هی، کایمان!

14:56.940 --> 14:59.350
‫این جاده رو یادمه.

15:07.940 --> 15:10.600
‫خاطرات دور سرم می‌چرخن

15:12.770 --> 15:15.310
‫«مدرسه آموزش جادوی زاگان»

15:17.520 --> 15:19.440
‫سرم!

15:20.020 --> 15:21.940
‫-کایمان!
‫-داداش بزرگ!

15:22.020 --> 15:24.850
‫کایمان! چی شده؟ یهو...

15:26.060 --> 15:28.770
‫اینجا مدرسه‌ست؟

15:29.270 --> 15:31.060
‫یه مدرسه متروکه است.

15:31.150 --> 15:33.560
‫داداش بزرگ، چرا اومدی همچین جایی؟

15:34.190 --> 15:36.690
‫اینجا کار دارم.

15:37.730 --> 15:41.230
‫-شما دو تا همین‌جا منتظرم بمونید.
‫-داداش بزرگ؟

15:42.150 --> 15:45.230
‫کایمان. نکنه خاطراتش باشن؟

15:50.690 --> 15:55.400
‫حس می‌کنم حسِ این
‫کفِ زمین رو یادمه.

15:55.480 --> 15:58.980
‫سرم! داره می‌ترکه!

15:59.810 --> 16:02.730
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

16:10.060 --> 16:11.480
‫صبر کن!

16:14.440 --> 16:16.560
‫اون دیگه چی بود؟

16:21.230 --> 16:25.520
‫من اینجا دانش‌آموز بودم؟

16:25.600 --> 16:28.150
‫یا معلم؟ یا سرایدار؟

16:29.520 --> 16:34.230
‫نه، نمی‌شه. یعنی من...

16:35.350 --> 16:36.690
‫یه جورایی...

16:39.150 --> 16:41.730
‫یه جادوگرم.

16:42.980 --> 16:45.400
‫ناکاتاکاشیوابارا

16:45.480 --> 16:48.940
‫اینجا اتاق معلماست.

16:59.310 --> 17:00.270
‫ریسو

17:03.900 --> 17:05.560
‫ریسو.

17:21.560 --> 17:23.980
‫من آیکاوا هستم. از دیدنت خوشبختم.

17:24.060 --> 17:25.940
‫اسم من...

18:15.310 --> 18:18.520
‫-کایمان! پس اینجا بودی.
‫-چه غلطی...

18:20.020 --> 18:22.440
‫-داداش بزرگ!
‫-کایمان!

18:22.520 --> 18:24.940
‫اتاق بهداری

18:25.690 --> 18:28.940
‫کایمان، چه اتفاقی افتاده؟

18:29.480 --> 18:34.440
‫فلس‌های صورتت رو خشن کندن.
‫کی این کار رو باهات کرده؟

18:36.440 --> 18:39.400
‫نکنه خودت این کار رو کردی؟

18:39.940 --> 18:42.350
‫-پیداش کردم!
‫-چیه؟

18:42.440 --> 18:44.190
‫ماسک‌های بانداژی.

18:44.810 --> 18:46.600
‫این‌طوری می‌ذاریش روی سرت.

18:46.690 --> 18:50.560
‫بعد دکمه دارو رو فشار می‌دی
‫و پین سیاه رو می‌کشی بیرون.

18:50.650 --> 18:52.600
‫در آخر، پین‌های قرمز رو بکش.

18:52.690 --> 18:53.520
‫اینا؟

18:59.560 --> 19:03.560
‫بفرما، تموم شد!
‫با این می‌تونی حرف بزنی و غذا بخوری.

19:03.650 --> 19:05.100
جالبه.

19:05.190 --> 19:06.850
‫داداش بزرگ بیچاره...

19:06.940 --> 19:09.980
‫حتماً یهو از صورت عجیبش
‫متنفر شده.

19:10.730 --> 19:11.810
‫-ناتسوکی.
‫-بله؟

19:11.900 --> 19:15.060
‫می‌تونی بری برای کایمان
‫یه چیزی بخری بخوره؟

19:15.150 --> 19:18.730
‫باشه، ولی منو اینجا تنها نذار، باشه؟

19:26.400 --> 19:28.350
‫کایمان. تو...

19:28.850 --> 19:30.480
‫اون علامت‌های ضربدر چشمت پاک شدن.

19:31.810 --> 19:34.850
‫یه چیزی یادت اومده، مگه نه؟

19:36.560 --> 19:39.350
‫کایمان، نکنه

19:40.310 --> 19:42.230
‫تو هم یه جادوگری؟

19:45.060 --> 19:48.650
‫من قبلاً می‌اومدم این مدرسه.

19:48.730 --> 19:51.650
‫و اینجا با ریسو بودم.

19:51.730 --> 19:53.650
‫اما...

19:54.730 --> 19:55.850
‫کایمان!

19:56.520 --> 19:59.100
‫من اصلاً کی‌ام؟

19:59.190 --> 20:03.310
‫یه حس خیلی وحشتناک
‫توی وجودم دارم.

20:03.900 --> 20:08.810
‫نیکایدو، ممکنه حتی به تو هم آسیب بزنم.

20:08.900 --> 20:11.600
‫اگه یه روز همچین اتفاقی بیفته، من...

20:12.940 --> 20:13.810
‫کایمان...

20:15.230 --> 20:16.650
‫همه چی درست می‌شه.

20:22.150 --> 20:25.060
‫بازگشت به خانه

20:26.940 --> 20:29.770
‫-برگشتیم!
‫-خونه‌ایم.

20:30.690 --> 20:32.400
‫حشره کوچولو، توی دست پامی!

20:33.190 --> 20:35.310
‫ممنون، شین و نوی.

20:35.400 --> 20:40.560
‫به جای تشکر،
‫از اون یارو مومیایی که دیدی بگو.

20:40.650 --> 20:44.810
‫باشه. می‌رم لباس عوض کنم، شما برید
‫توی کوتاتسو منتظرم بمونید.

20:44.900 --> 20:46.690
<i>‫کوتاتسو؟</i>

20:49.440 --> 20:52.770
‫شین، این وسیله جالبیه.

20:53.310 --> 20:55.190
‫به پام دست نزن.

20:55.270 --> 20:57.230
‫-ببخشید معطل شدی.
‫-به من دست نزن!

20:57.310 --> 20:58.690
‫موش آزمایشگاهی: آی کولمن

20:58.770 --> 21:01.940
‫پروفسور. این مهم‌ترین...

21:02.020 --> 21:05.690
‫آره. نقطه شروع
‫تحقیقاتم روی جادوگرها.

21:05.770 --> 21:08.190
‫این همون پرونده‌ایه که همه چیز رو توش جمع کردم.

21:08.270 --> 21:11.560
‫یعنی می‌گی این همون یارو مومیاییه؟

21:11.650 --> 21:13.730
‫صورتش اصلاً قابل تشخیص نیست.

21:13.810 --> 21:17.810
‫اون داشت توی تحقیقاتم کمکم می‌کرد.

21:18.310 --> 21:21.730
‫یا بهتره بگم، من به درخواست اون
‫تحقیقات رو شروع کردم.

21:22.600 --> 21:25.230
‫یارو توی این پرونده یه آدم بود؟

21:25.310 --> 21:27.480
‫آره. مطمئنم.

21:27.560 --> 21:31.270
‫اون یارو مومیایی
‫و مرد توی این پرونده...

21:31.350 --> 21:33.150
‫اگه اونا یه نفر باشن،

21:33.230 --> 21:36.480
‫پس رئیس چشم‌صلیبی‌ها
‫یه آدم از هول هست.

21:36.560 --> 21:37.810
‫چی؟!

21:38.400 --> 21:41.480
‫اون چشم‌صلیبی‌ها که نمی‌تونن جادو کنن.

21:41.980 --> 21:43.650
‫ممکنه، نه؟

21:43.730 --> 21:45.650
‫آقای کاسوکابه، اون کجا زندگی می‌کنه؟

21:46.230 --> 21:51.310
‫اگه درست یادم باشه، با پدربزرگش
‫زندگی می‌کرد، فقط دوتایی.

21:52.980 --> 21:54.940
‫کولمن

21:56.230 --> 21:57.440
‫شاید کسی خونه نیست؟

21:57.520 --> 21:59.810
‫-نوی.
‫-چشم!

22:04.230 --> 22:06.480
‫آقای کولمن؟

22:07.400 --> 22:09.770
‫انگار قبل ما کسی اینجا بوده.

22:09.850 --> 22:12.810
‫بی‌خیال. بیا دنبال عکس‌های
‫نوه‌اش بگردیم.

22:12.900 --> 22:14.980
‫لعنتی! کی این کارو کرده؟

22:15.060 --> 22:19.770
‫شین! باید این سر بریده رو با جادوی
‫کیکوراگه زنده کنیم؟

22:19.850 --> 22:21.400
‫مثل کاری که با ریسو کردیم.

22:21.480 --> 22:22.310
‫آخ!

22:22.400 --> 22:25.810
‫-اون سر بریده...
‫-حرف زد؟

22:25.900 --> 22:28.310
‫به کی می‌گی
‫سر بریده، احمق!

22:28.400 --> 22:31.310
‫من یه قربانیِ تمام‌عیارِ جادو هستم،
‫می‌فهمی!

22:31.400 --> 22:33.150
‫این گردن رو نگاه کن!

22:33.230 --> 22:35.480
‫می‌تونستن پاهامو بلندتر درست کنن!

22:35.560 --> 22:37.100
‫جادوگرهای احمق!

22:37.190 --> 22:39.150
‫فکر کردم مردی.

22:39.230 --> 22:40.850
‫داشتم یه چرت می‌زدم.

22:40.940 --> 22:42.150
‫شماها دیگه کی هستید؟

22:42.230 --> 22:43.650
‫ما دوست‌های نوه‌ات هستیم...

22:43.730 --> 22:44.940
‫چی گفتی؟

22:44.980 --> 22:47.600
‫صداتو نمی‌شنوم. گوشم سنگینه.

22:47.690 --> 22:49.600
‫فهمیدم.

22:49.690 --> 22:52.600
‫شماها اومدید که به مزار
‫نوه‌ام سر بزنید.

22:53.650 --> 22:54.980
‫مزارش؟

22:55.850 --> 23:00.480
‫از پارسال که این‌طوری شدم،
‫نتونستم برم سر مزارش.

23:00.000 --> 23:12.000
<b><i>ارائه‌ای از رسانه انیمکس</i></b>

23:00.000 --> 23:12.000
<b><i>Amirali\h:مترجم</i></b>

23:00.000 --> 23:12.000
ANIMEX.CLICK

23:00.560 --> 23:03.060
‫اومدن شماها خیلی بهم کمک کرد.

23:03.150 --> 23:05.230
‫دیگه ۱۳ سال گذشته.

23:05.810 --> 23:08.980
‫اون بچه به دست جادوگرها کشته شد.

23:09.940 --> 23:12.730
‫حالا، برید و با نوه‌ام حرف بزنید.

23:12.810 --> 23:14.900
‫خیلی خب، بیا از خاک درش بیاریم.

23:14.980 --> 23:15.940
‫حتماً!

23:16.060 --> 23:18.480
‫چی؟! چی گفتی؟!

23:18.560 --> 23:21.270
‫هی! بس کنید دیگه، شماها!

23:21.350 --> 23:24.900
‫لعنتی‌های نفرین‌شده. دست نگه دارید!

23:24.980 --> 23:27.900
‫تمومش کنید! هی! صدامو نمی‌شنوید؟

23:28.480 --> 23:32.400
<i>‫سیزده سال پیش، توی مراسم تدفینش
‫بودم</i>

23:32.480 --> 23:34.980
<i>‫و دیدم که بقایای بدنش رو دفن
‫کردن.</i>

23:35.100 --> 23:36.980
<i>‫اگه واقعاً توی این قبر باشه...</i>

23:39.560 --> 23:42.270
‫اینم از این. تابوت.

23:42.350 --> 23:45.520
‫خیلی خب، دارم بازش می‌کنم!

23:45.600 --> 23:46.810
‫بهش لگد نزن!

23:48.350 --> 23:49.730
‫-این... 
‫-چی؟

23:50.310 --> 23:52.730
‫خالیه. هیچی توش نیست.

23:54.730 --> 24:00.730


23:54.730 --> 24:00.730


25:22.730 --> 25:23.940
‫پایان

25:23.980 --> 25:26.230
<i>‫چیزهایی که در قسمت ۳ یاد
‫گرفتیم.</i>

25:26.310 --> 25:28.190
<i>‫ریسو و آیکاوا دوست‌های قدیمی
‫هستن.</i>

25:28.270 --> 25:29.940
<i>‫خاطرات کایمان دارن برمی‌گردن.</i>

25:29.980 --> 25:32.100
<i>‫کاسوکا‌به رئیس چشم‌صلیبی‌ها رو
‫می‌شناسه.</i>

25:32.190 --> 25:36.230
<i>‫چیزهایی که تو قسمت ۴ می‌فهمیم
‫هنوز توی هاله‌ای از ابهامه.</i>

25:36.310 --> 25:38.940
‫این دورو‌هیدوروئه!
