WEBVTT

00:21.500 --> 00:23.750
<i><i>‫کجا غیبت زد؟</i></i>

00:24.920 --> 00:28.670
<i><i>‫هیچ‌کس نمی‌تونه جات رو بگیره.</i></i>

00:29.460 --> 00:34.040
<i><i>‫همه اینجا سعی کردن شبیه تو بشن.</i></i>

00:30.000 --> 00:42.000
<b>رسانه‌ی انیمکس با افتخار تقدیم می‌کند
Amirali   :مترجم
Animex.cliclk</b>

00:37.080 --> 00:40.130
<i><i>‫ولی هیچ‌کس نمی‌تونه جای تو رو پر کنه.</i></i>

00:43.960 --> 00:45.380
‫هواپیمای کاغذی
‫با راهنمای تا کردن

01:03.080 --> 01:05.830
<i><i>‫لطفاً زود برگرد.</i></i>

01:14.750 --> 01:17.130
‫اصلاً پیداش نمی‌کنم.

01:17.790 --> 01:24.750
‫ولی اطلاعات درباره مخفیگاه چشم‌صلیبی‌ها
‫توی بِریث باید دقیق می‌بود.

01:25.250 --> 01:29.170
‫باید از منابع‌مون درست استفاده کنیم
‫اخبار بِریث

01:31.880 --> 01:36.080
‫اصلاً چند سال از وقتی من
‫مردم می‌گذره؟

01:38.830 --> 01:40.130
‫خوش اومدید.

01:43.630 --> 01:45.130
‫خواهش می‌کنم.

01:45.210 --> 01:50.380
‫قصد داشتم با کوپن پرداخت کنم،
‫واسه همین کیف پولم رو نیاوردم.

01:50.880 --> 01:52.880
‫فکر کنم چاره‌ای نیست.

01:52.960 --> 01:55.420
‫امروز یه کم بهت تخفیف می‌دم.

01:55.500 --> 01:56.710
‫ممنونم.

02:01.960 --> 02:04.500
‫-خیلی خب، بازم میام.
‫-ممنونم.

02:05.330 --> 02:06.420
‫خوش اومدید.

02:07.500 --> 02:09.420
‫میشه ۱۳۰ نیک.

02:10.670 --> 02:11.960
‫ممنونم!

02:14.210 --> 02:15.580
‫-چه خبر؟
‫-چی؟

02:18.210 --> 02:19.670
‫مشکلت چیه؟

02:19.750 --> 02:22.380
‫تو ریسو هستی، مگه نه؟

02:24.380 --> 02:26.710
فک نکنم قبلا همدیگه رو جایی دیده باشیم

02:28.710 --> 02:34.710


02:28.710 --> 02:34.710


03:56.040 --> 03:57.960
‫آغاز

04:07.540 --> 04:09.710
‫اینجا مخفیگاه ماست.

04:16.330 --> 04:20.580
‫فکر نمی‌کردم
‫یه خونه به این معمولی باشه.

04:20.670 --> 04:24.540
‫فکر می‌کردم باید
‫بیشتر شبیه انجمن مخفی باشه.

04:27.080 --> 04:28.790
‫کمی برنج خریدم.

04:31.080 --> 04:32.330
‫هی، بچه‌ها.

04:32.420 --> 04:33.960
‫ریسو اینجاست.

04:46.920 --> 04:49.580
‫اینجا یه کم زیادی تاریک نیست؟

04:49.670 --> 04:51.670
‫چرا چراغ‌ها رو روشن نمی‌کنید؟

04:52.710 --> 04:55.580
‫قانونمونه. روزها چراغ روشن نمی‌کنیم.

04:56.170 --> 04:58.080
‫هی، براش چای بریز.

04:58.170 --> 05:01.460
‫هنوز می‌تونیم از چای کیسه‌ای دیروز استفاده
‫کنیم.

05:01.540 --> 05:03.000
‫بفرما.

05:05.130 --> 05:07.540
‫شنیدم مرده بودی.

05:08.170 --> 05:10.710
‫دنبال کسی‌ام که منو کشت!

05:10.790 --> 05:15.170
‫کسی که تو رو کشت؟
‫یعنی چی؟ تو زنده‌ای.

05:15.250 --> 05:16.750
‫من زنده شدم!

05:16.830 --> 05:18.960
‫با جادوی حیوان خانگی اِن!

05:19.080 --> 05:21.250
‫-چاوون‌تاکه؟
‫-منظورت کیکوراگه است؟

05:24.330 --> 05:28.210
‫کسی که منو کشت
‫یه مرد چشم‌صلیبی بود.

05:28.290 --> 05:29.750
‫خودم با چشمای خودم دیدم.

05:29.830 --> 05:33.000
‫اون کجاست؟ رئیس کجاست؟
‫بذارید همین الان ببینمش!

05:33.580 --> 05:34.750
‫وگرنه...

05:35.750 --> 05:37.830
‫خب، چرا آروم نمی‌گیری؟

05:40.710 --> 05:44.040
‫ما هیچی درباره مرگ تو نمی‌دونیم.

05:45.290 --> 05:46.920
<i><i>‫روزنامه‌ها و مجلات قدیمی.</i></i>

05:47.000 --> 05:48.290
‫اون صدا رو می‌شنوی؟

05:49.130 --> 05:54.830
‫اگه چیزی دارید که دیگه لازمش ندارید،
‫راحت صدام کنید.

05:55.500 --> 05:56.960
‫جمع‌کننده روزنامه!

05:57.040 --> 06:00.250
‫پنج دسته روزنامه قدیمی
‫مساوی با سه رول دستمال توالت.

06:01.170 --> 06:02.330
‫برو دنبالش!

06:07.960 --> 06:12.210
‫عجب غافلگیری‌ای بود.
‫پیدا کردن اون جمع‌کننده خیلی سخته.

06:12.290 --> 06:16.460
‫روزنامه قدیمی به چه دردی می‌خوره؟!
‫فقط چراغ‌ها رو روشن کنید دیگه!

06:16.540 --> 06:19.460
‫نه. تا خورشید غروب نکنه روشن نمی‌کنیم.

06:24.880 --> 06:27.710
‫بی‌خیال بچه‌ها.

06:28.500 --> 06:32.710
‫فکر کنم بیرون دیگه به اندازه کافی تاریک
‫شده.

06:33.750 --> 06:36.500
‫این وضعیت داره روی کارمون هم اثر می‌ذاره.

06:36.580 --> 06:38.750
‫-فکر کنم دیگه وقتشه.
‫-درسته.

06:43.960 --> 06:45.880
‫من تتسوجو هستم. از آشنایی‌تون خوشبختم.

06:45.960 --> 06:46.960
‫من تون هستم.

06:47.080 --> 06:47.960
‫ساجی.

06:48.080 --> 06:49.500
‫من اوشیشیمادا هستم.

06:50.080 --> 06:51.580
‫اسم من دوکوگا‌ست.

06:52.080 --> 06:55.540
‫اسم‌هاتون رو قبلاً شنیده بودم.

06:55.630 --> 06:57.750
‫شماها نزدیک‌ترین افراد به رئیس هستید.

06:57.830 --> 07:01.250
‫مهم‌تر از اون، ریسو،
‫تا کی می‌خوای اینجا بمونی؟

07:02.420 --> 07:06.000
‫انگار موندن من اینجا
‫ممکنه براتون دردسر درست کنه.

07:06.580 --> 07:09.330
‫ما اون‌قدر غذا نداریم
‫که بخوایم به تو هم شام بدیم.

07:09.420 --> 07:10.250
‫شنیدی چی گفت

07:10.330 --> 07:12.040
‫بجنبید بچه‌ها. وقت غذاست.

07:12.130 --> 07:14.080
‫امروز آشپزی با کیه؟

07:15.960 --> 07:18.420
‫رئیس از این طرفه.

07:20.540 --> 07:22.710
‫خوش اومدید.

07:22.790 --> 07:24.830
‫داری چیکار می‌کنی، ابیسو؟

07:24.920 --> 07:27.880
‫دارن بهم کار می‌دن.

07:27.960 --> 07:31.210
‫اگه کار نکنی، غذا هم خبری نیست.
‫این قانونمونه.

07:31.290 --> 07:36.210
‫من پری دریایی آدم‌خوار و
‫جذاب، اِرابیسو هستم.

07:36.290 --> 07:40.000
‫آدم‌خوار؟ اینجا باشگاه آدم‌خوارهاست؟

07:40.080 --> 07:41.960
‫فقط یه اصطلاحه.

07:42.040 --> 07:44.210
‫خوبه، اومدید.

07:45.170 --> 07:46.250
‫بهشون نوشیدنی بدید.

07:46.330 --> 07:47.960
‫چشم، رئیس بزرگ!

07:48.040 --> 07:50.710
‫-تو، براشون چند تا زن بیار.
‫-چشم، قربان!

07:50.790 --> 07:52.420
‫من نیازی به این چیزا ندارم!

07:54.830 --> 07:57.080
‫-عصر بخیر.
‫-سلام.

07:57.170 --> 07:58.290
‫سلام به همگی.

08:00.880 --> 08:02.830
‫سلام، چطورید؟

08:04.420 --> 08:06.960
‫چی؟ حتی فوجیتا هم اینجا کار می‌کنه؟

08:07.040 --> 08:10.540
‫داوطلب شدم که به کارهای روزمره
‫آقای اِن برسم.

08:10.630 --> 08:14.080
‫همه جا دنبالم راه می‌افته.
‫راستش، واقعاً رو مخه.

08:16.670 --> 08:20.580
<i><i>‫نیکایدو، می‌دونستم نمی‌شه بهت اعتماد
‫کرد.</i></i>

08:20.670 --> 08:23.580
<i><i>‫من به هر قیمتی از آقای اِن محافظت
‫می‌کنم.</i></i>

08:23.670 --> 08:25.330
‫خیلی رو مخه.

08:28.670 --> 08:30.080
‫مارتینی‌هاتون.

08:31.000 --> 08:32.380
‫نوش جان.

08:33.170 --> 08:34.580
‫یه خبرهایی شده.

08:35.170 --> 08:36.460
‫بالاخره پیداش کردم.

08:37.250 --> 08:39.830
‫جایی که پودر سیاه رو می‌سازن.

08:39.920 --> 08:41.380
‫-چی؟
‫-جدی می‌گی؟

08:41.460 --> 08:43.130
‫البته فقط در حد یه شایعه‌ست.

08:43.210 --> 08:45.880
‫انگار یه مخفیگاه توی یه جنگلی هست.

08:45.960 --> 08:50.630
‫اینکه بگی «توی یه جنگلی» که
‫معنی‌اش پیدا کردن نیست، احمق!

08:51.960 --> 08:53.830
‫اون هم اونجا بود؟

08:54.580 --> 08:57.960
‫شاید. حدسم اینه.

08:58.080 --> 09:00.880
‫منظورت رهبر چشم‌صلیبی‌هاست؟

09:00.960 --> 09:02.380
‫توی فیلم دیدمش.

09:02.460 --> 09:05.380
‫اِن، توی اون فیلم خیلی عالی بودی!
‫جدی می‌گم!

09:06.460 --> 09:07.420
‫می‌دونم، مگه نه؟

09:07.500 --> 09:10.880
‫اون صحنه‌ای که خانواده تشکیل می‌دن
‫مو به تنم سیخ کرد!

09:10.960 --> 09:14.710
‫به نظرت نیکایدو بیشتر شبیه
‫چوتا رفتار نمی‌کنه؟

09:14.790 --> 09:16.960
‫آره، منم همین فکر رو می‌کنم.

09:17.040 --> 09:20.210
‫طفلکی کل شخصیتش
‫به هم ریخته.

09:24.250 --> 09:27.960
‫دلم برای نیکایدو می‌سوزه،
‫ولی حداقلش اینه که زنده‌ایم.

09:28.080 --> 09:29.420
‫خیلی خیالم راحت شد.

09:29.500 --> 09:33.420
‫منم دیگه از نیکایدو قطع امید کردم.

09:33.960 --> 09:36.420
‫من با جادوگرها آبم توی یه جوب نمی‌ره.

09:36.500 --> 09:40.420
‫به نظرم جادوگرها و آدم‌ها
‫می‌تونن بدون مشکل با هم کنار بیان.

09:42.380 --> 09:47.290
‫با این حال، حداقل می‌خوام
‫کایمان رو در جریان وضعیت بذارم.

09:57.960 --> 09:58.960
‫درسته.

09:59.040 --> 10:02.790
‫چون کایمان نسبت به جادو مصونه،
‫شاید بتونه نیکایدو رو نجات بده.

10:02.880 --> 10:07.130
‫ولی نمی‌دونیم
‫کایمان الان کجاست.

10:07.880 --> 10:09.290
‫بیا یه قاصد براش بفرستیم.

10:12.670 --> 10:14.830
‫ولی کی بره؟

10:16.290 --> 10:17.880
‫همسرم.

10:19.420 --> 10:21.830
‫خیلی ممنونم!

10:22.420 --> 10:25.130
‫باز هم تشریف بیارید!

10:26.750 --> 10:30.290
‫اون قطعاً هنوز زنده‌ست.
‫این‌طور فکر نمی‌کنی، نوی؟

10:30.380 --> 10:31.960
‫همین‌طوره.

10:32.040 --> 10:37.250
‫اگه فقط قیافه‌اش رو می‌شناختیم،
‫راه‌های زیادی برای پیدا کردنش بود.

10:38.040 --> 10:41.750
<i><i>‫صورت اون عوضی
‫با خونِ تنجین پوشیده شده بود.</i></i>

10:41.830 --> 10:45.580
<i><i>‫حتی نتونستم اون علامت‌های ضربدر رو
‫که باید توی چشماش باشه ببینم.</i></i>

10:46.960 --> 10:52.960
‫فیلم اِن پر از چرت و پرته،
‫ولی راسته که اون یارو نزدیک بود بکشتمون.

10:59.880 --> 11:03.170
‫شین، اوضاع بالاخره
‫داره دوباره جالب می‌شه.

11:03.250 --> 11:05.290
‫دفعه بعد نمی‌بازم. قول می‌دم.

11:07.080 --> 11:09.250
‫می‌دونی چیِ تو خوبه، نوی؟

11:10.500 --> 11:14.170
‫هر چقدر هم کار خطرناک باشه،
‫هیچ‌وقت برام دردسر نمی‌تراشی.

11:15.630 --> 11:17.250
‫تو هم همین‌طور، شین.

11:20.000 --> 11:24.830
‫بدون اینکه به شین چیزی بگیم رفتیم.
‫احتمالاً الان حسابی عصبانیه.

11:24.920 --> 11:27.920
‫من که یادداشت گذاشتم، پس باید اوکی باشه.

11:28.040 --> 11:30.170
‫ببخشید که تنگه، جانسون.

11:30.250 --> 11:31.460
‫تکان‌دهنده است!

11:35.960 --> 11:40.830
‫اونا حالشون خوبه؟ اگه کسی بفهمه
‫آدم هستن، احتمالاً می‌فروشنشون.

11:40.920 --> 11:43.830
‫گفتن تا صبح برمی‌گردن.
‫ولشون کن.

11:48.960 --> 11:50.170
‫ممنون.

11:50.250 --> 11:53.210
‫شین، من می‌رم بیارمشون.

11:53.290 --> 11:55.880
‫نگران نباش.
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

11:55.960 --> 11:59.210
‫اخیراً حوصله‌ام سر رفته،
‫واسه همین انرژی اضافه‌ام زیاده.

11:59.830 --> 12:00.830
‫هی، صبر کن.

12:00.920 --> 12:02.830
‫خیلی خب، من رفتم.

12:03.420 --> 12:04.420
‫هی.

12:06.040 --> 12:08.080
‫فکر کنم چاره‌ای نیست.

12:11.130 --> 12:14.290
‫دکتر، چند وقته
‫که همسرت رو ندیدی؟

12:14.380 --> 12:18.380
‫-بذار فکر کنم. شاید حدود ۲۵ سال؟
‫-چی؟!

12:18.460 --> 12:20.540
‫مطمئنی ولت نکرده؟

12:20.630 --> 12:23.500
‫با توجه به سنش،
‫احتمال داره مرده باشه.

12:23.580 --> 12:25.380
‫-بی‌خیال!
‫-اون چیه؟

12:25.960 --> 12:27.750
‫یه خونه اونجاست.

12:32.580 --> 12:34.420
‫چی شده، جانسون؟

12:34.500 --> 12:36.630
‫گیر کرده و نمی‌تونه بیاد بیرون.

12:37.960 --> 12:40.880
‫ما یه لحظه برمی‌گردیم،
‫پس لطفاً همین‌جا منتظر بمون.

12:44.380 --> 12:45.750
‫خیلی ترسناکه.

12:48.830 --> 12:50.380
‫شاید خونه نیست؟

12:50.880 --> 12:53.290
‫-باز بود.
‫-هی، صبر کن!

12:59.500 --> 13:02.420
‫وحشت! رقصِ سلاخی در عمارت خونین

13:03.250 --> 13:05.040
‫اینجا نمی‌تونه اون مکان باشه!

13:05.130 --> 13:09.290
‫نمی‌تونیم با اطمینان بگیم.
‫خونه دکتر خیلی شبیه این بود.

13:09.380 --> 13:10.420
‫این دیگه چه کوفتیه!

13:12.000 --> 13:13.170
‫چی؟

13:13.750 --> 13:15.210
‫این عجیبه.

13:15.290 --> 13:17.420
‫همه چیز اینجا انگار که...

13:18.000 --> 13:20.420
‫انگار یه اتاق دیگه هم اون پشت هست.

13:24.540 --> 13:25.500
‫چی؟

13:39.580 --> 13:42.210
‫خانم‌های جوان، راهتون رو گم کردید؟

13:44.790 --> 13:49.460
‫نه. اونا طعمه‌هایی هستن که برامون فرستاده.

13:53.080 --> 13:54.960
‫شاید خونه رو اشتباه اومدیم.

13:55.040 --> 13:56.210
‫جانسون! بیا اینجا!

14:05.250 --> 14:06.920
‫اون هیولا دیگه چیه؟

14:07.000 --> 14:10.420
‫برو جانسون! از شرشون خلاص شو!

14:15.080 --> 14:15.960
‫چاقوها روش اثر ندارن!

14:18.920 --> 14:21.580
‫-بیا تا می‌تونیم فرار کنیم.
‫-محکم منو بگیر!

14:22.630 --> 14:24.290
‫ورودی...

14:24.380 --> 14:26.330
‫لعنت به این حشره، همیشه گند می‌زنه!

14:26.420 --> 14:28.790
‫-از این طرف!
‫-ای بابا!

14:29.630 --> 14:32.170
‫نیشینویا، به حساب اونا برس!

14:32.250 --> 14:33.540
‫چشم!

14:38.670 --> 14:39.920
‫هیراتسوکا!

14:52.830 --> 14:54.500
‫کِنتو، چیکار کنیم؟

14:55.670 --> 14:57.750
‫نمی‌دونم جواب میده یا نه، ولی...

14:57.830 --> 14:58.750
‫بگیر اینو!

15:05.710 --> 15:07.630
‫لعنتی، دارن میان دنبالمون.

15:12.210 --> 15:15.580
‫-هوا سرده.
‫-شما دوتا اینجا بمونید. من طعمه میشم.

15:15.670 --> 15:16.580
‫دکتر...

15:27.380 --> 15:28.630
‫هی!

15:28.710 --> 15:30.250
‫این طرف!

15:35.210 --> 15:36.500
‫بن‌بست.

15:40.960 --> 15:41.790
‫چی؟

15:42.630 --> 15:44.790
‫اون من و هارو هستیم.

15:48.380 --> 15:50.170
‫پیداتون کردم!

15:50.750 --> 15:55.210
‫همین الان تیکه‌تیکه‌تون می‌کنم!

15:55.880 --> 16:00.790
‫شماها هارو رو کشتید
‫و خونه‌اش رو ازش دزدیدید؟

16:16.580 --> 16:18.080
‫خیلی سرسخته.

16:18.170 --> 16:21.170
‫آره، ولی نه برای مدت طولانی.

16:21.250 --> 16:23.420
‫تو جهنم می‌بینمت، کثافت...

16:25.880 --> 16:27.040
‫چی...

16:31.460 --> 16:36.750
‫مگه نشنیدید که میگن
‫«کرم هم زیر پا له بشه می‌پیچه»؟

16:36.830 --> 16:39.790
‫اینم حشره‌یِ آشنایِ
‫آشنایِ منه.

16:39.880 --> 16:42.830
‫پس اگه دنبال دعوا می‌گردید،
‫من همین‌جام.

16:42.920 --> 16:45.790
‫برو همون شیره یا هر کوفتی که می‌خوری رو
‫بخور.

16:46.880 --> 16:50.380
‫ها؟ حالا که دقت می‌کنم،
‫شماها چشم‌صلیبی نیستید؟

16:50.460 --> 16:53.630
‫نگرانی‌هام باعث شد
‫دیگه نیازی به شکار کردنتون نباشه.

16:53.710 --> 16:58.250
‫این نوی، دخترعموی اِن
‫و یه جادوگرِ شفابخشه.

16:58.330 --> 17:00.130
‫یه طعمه‌ی درست‌وحسابی گیرمون اومد.

17:01.250 --> 17:03.170
‫بیا جلو، تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم.

17:04.500 --> 17:06.670
‫ممنون بابت این، رئیس.

17:10.710 --> 17:14.250
‫به‌به.
‫انگار منم آخرش اومدم.

17:15.790 --> 17:17.580
‫حشره کوچولو؟ چی شده؟

17:17.670 --> 17:20.080
‫عجیبه!

17:23.170 --> 17:26.080
‫این عوضی یه زن بود؟

17:26.170 --> 17:28.330
‫ولی کارت عالی بود، کِنتو.

17:28.420 --> 17:31.080
‫باورم نمیشه نوی رو با یه ضربه ناک‌اوت
‫کردی.

17:31.170 --> 17:34.330
‫فقط کاری رو کردم که رئیس یادم داده بود.

17:35.670 --> 17:38.670
‫تیکه‌تیکه‌ش می‌کنم. لباساشو درمیارم.

17:39.170 --> 17:40.080
‫فهمیدم.

17:46.330 --> 17:48.960
‫انگار خیلی بهتون خوش می‌گذره.

17:49.580 --> 17:50.750
‫شین!

17:51.330 --> 17:52.330
‫تکون نخور!

17:53.670 --> 17:58.750
‫اگه این چاقو رو یه ذره بچرخونم،
‫انگار دارم شیر آب رو باز می‌کنم،

17:58.830 --> 18:02.080
‫تومور شیطانی توی سرش
‫اون‌قدر داغون میشه

18:02.170 --> 18:06.880
‫که حتی کیکوراگه هم
‫نمی‌تونه زنده‌ش کنه.

18:16.000 --> 18:17.960
‫زود یاد گرفتی، نه؟

18:18.460 --> 18:21.580
‫بگیر اینو! اینم یکی دیگه!

18:25.290 --> 18:26.130
‫و اینم یکی دیگه!

18:27.380 --> 18:29.630
<i><i>‫نوی، اگه تو بودی...</i></i>

18:29.710 --> 18:33.040
<i><i>‫شین، بدون نگرانی از من بجنگ.</i></i>

18:33.130 --> 18:37.380
<i><i>‫ترجیح میدم بمیرم تا اینکه
‫بدون مبارزه شکست بخورم.</i></i>

18:37.460 --> 18:39.880
<i><i>‫احتمالاً همینو میگفتی.</i></i>

18:40.420 --> 18:43.880
<i><i>‫ولی می‌دونی چیه؟ من فقط...</i></i>

19:15.580 --> 19:17.670
‫آره، فایده‌ای نداره.

19:19.250 --> 19:22.630
‫اون‌قدر عصبانی‌ام که
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

19:24.960 --> 19:26.670
‫آخ.

19:26.750 --> 19:28.630
‫عجیبه، هنوز زنده‌ام.

19:28.710 --> 19:30.170
‫پیدات کردم!

19:32.710 --> 19:34.130
‫آماده باش!

19:37.580 --> 19:40.000
‫-حال‌تون خوبه آقای کاسوکابه؟
‫-شین!

19:40.080 --> 19:43.500
‫-اومدی نجاتمون بدی.
‫-خطرناکه، عقب وایسید.

19:43.580 --> 19:45.330
‫ولی شین، زخم‌هات...

19:46.920 --> 19:49.130
<i><i>‫دارم هوشیاری‌م رو از دست میدم.</i></i>

19:49.210 --> 19:52.290
<i><i>‫چاره‌ای نیست جز اینکه از جادو استفاده کنم
‫و سریع کار رو تموم کنم.</i></i>

19:52.380 --> 19:53.500
‫فرار کرد.

19:53.580 --> 19:55.250
‫نه، این‌طور نیست.

19:56.250 --> 19:59.420
<i><i>‫این عوضی می‌دونه
‫چه جادویی دارم.</i></i>

20:00.080 --> 20:05.380
<i><i>‫چون از اون توانایی می‌ترسه،
‫فقط به یه نقطه حمله می‌کنه.</i></i>

20:13.460 --> 20:15.210
‫بمیر!

20:16.380 --> 20:18.130
‫دود بیرون نمیاد؟

20:19.420 --> 20:23.630
‫شاید حالا بفهمی حس کسی که
‫نمی‌تونه جادو کنه چیه.

20:26.000 --> 20:27.500
‫-شین.
‫-عوضی...

20:27.580 --> 20:29.580
‫با این زخم‌ها نمی‌تونی بجنگی.

20:30.880 --> 20:35.630
‫تعجب کردی؟ ما هر روز تمرین می‌کنیم
‫که چطور جادوگرها رو شکست بدیم.

20:35.710 --> 20:37.420
‫تمرین می‌کنید؟

20:37.500 --> 20:42.080
‫شین، احتمالاً اونا
‫نقطه ضعف جادوگرها رو زدن.

20:42.170 --> 20:44.500
‫نقطه ضعف؟ اولین باره می‌شنوم!

20:44.580 --> 20:48.960
‫جادوگرها یه عضو خاص دارن
‫که دود تولید می‌کنه.

20:49.080 --> 20:53.130
‫درست همون‌جا رو زدن
‫و حالا نمی‌تونی دود تولید کنی.

20:53.210 --> 20:55.000
‫فهمیدم.

20:55.080 --> 20:58.000
‫پس واسه همینه که نوی این‌قدر راحت شکست
‫خورد.

20:58.500 --> 21:01.880
‫اواخر حتی به خودش زحمت نمیداد
‫از حمله‌ها جاخالی بده.

21:04.130 --> 21:07.460
‫خیلی وقت بود
‫اوضاع این‌قدر سرگرم‌کننده نشده بود.

21:09.330 --> 21:12.540
‫یعنی فکر می‌کنی اینکه داری
‫کشته میشی سرگرم‌کننده‌ست؟

21:12.630 --> 21:16.170
‫آره. یه جورایی یاد دوران بچگی‌م
‫می‌اندازتم!

21:34.080 --> 21:38.580
‫دیگه هیچ کار دیگه‌ای از دست تو
‫و اون چکش‌ت برنمیاد!

21:38.670 --> 21:41.080
‫بمیر!

21:54.330 --> 21:57.250
‫انگار یه ترفند دیگه هم
‫توی آستینم داشتم.

22:00.830 --> 22:03.130
‫نمی‌ذارم فرار کنی.

22:14.750 --> 22:18.540
‫فقط یه ضربه دیگه.
‫نیازی نیست مقاومت کنی!

22:18.630 --> 22:19.710
‫بس کن--

22:27.250 --> 22:29.170
‫این فوق‌العاده‌ست.

22:29.250 --> 22:32.540
‫اون یه جراحی خیلی عجیب داشته.

22:33.130 --> 22:36.830
‫فکر کنم یه عمل جراحی بوده
‫برای اینکه بتونه جادو کنه.

22:37.960 --> 22:39.500
‫وقت رفتنه.

22:40.080 --> 22:41.830
‫باید نوی رو نجات بدم.

22:41.920 --> 22:44.210
‫صبر کن، نوی هم توسط اونا اسیر شده؟

22:44.290 --> 22:49.040
‫ولی شین، واقعاً عجیبه که
‫با این همه زخم هنوز زنده‌ای.

22:49.130 --> 22:51.500
‫به خاطر اینه که هر روز تمرین می‌کنم.

22:51.580 --> 22:55.710
‫مهم‌تر از اون، یه تیکه شیشه بزرگ هم
‫توی سرت فرو رفته.

22:55.790 --> 22:57.580
‫-چی؟
‫-نگاه کن.

23:15.790 --> 23:18.630
‫اینجا زیر بارون چیکار می‌کنی؟

23:19.130 --> 23:20.630
‫جایی‌ت زخمی شده؟

23:23.210 --> 23:24.670
‫اسمت چیه؟

23:24.750 --> 23:27.670
‫نگران نباش، من دکترم.

23:27.750 --> 23:29.130
‫البته یه دکتر تازه‌کار.

23:30.000 --> 23:42.000
<b>ارائه‌ای  از  رسانه  انیمکس
Amirali   :مترجم
Animex.click</b>

23:32.130 --> 23:34.330
‫اسم من کاسوکابه‌ست.

23:34.830 --> 23:38.130
‫همه بهم میگن هارو.

23:38.210 --> 23:39.630
‫از آشنایی باهات خوشبختم، هارو.

23:40.130 --> 23:41.330
‫اسم من--

23:41.420 --> 23:43.130
<i><i>‫آقای کاسوکابه! هی!</i></i>

23:43.210 --> 23:44.380
‫آقای کاسوکابه!

23:48.130 --> 23:50.750
‫-حالت خوبه؟
‫-آره.

23:55.500 --> 24:00.750
<i><i>‫هارو، واقعاً الان مردی؟</i></i>

24:02.710 --> 24:04.420
‫-شین.
‫-هوم؟

24:06.250 --> 24:08.630
‫می‌شه منو با خودت ببری؟

24:08.710 --> 24:11.830
‫معلومه، اگه خودت بخوای.

24:11.920 --> 24:14.330
‫فقط تو دست و پام نیای.

24:14.420 --> 24:16.420
‫همکارم حالش خیلی خرابه.

24:17.080 --> 24:18.460
‫می‌دونم.

24:19.460 --> 24:24.250
‫به هر حال،
‫معلومه که نوی خیلی برات عزیزه.

24:24.880 --> 24:27.290
‫انگار حسابی بزرگ شدی.

24:27.380 --> 24:28.380
‫خفه شو.

24:30.380 --> 24:36.380


24:30.380 --> 24:36.380


26:00.670 --> 26:01.880
‫پایان

26:01.960 --> 26:04.210
‫چیزهایی که تو قسمت ۱ فصل ۲ یاد
‫گرفتیم.

26:04.290 --> 26:06.580
‫چشم‌صلیبی‌ها خیلی صرفه‌جو هستن.

26:06.670 --> 26:08.290
‫اهالی «هول» سیگاری هستن.

26:08.380 --> 26:10.290
‫شین و نوی نیازی به زن ندارن.

26:10.380 --> 26:14.630
‫چیزهایی که تو قسمت ۲ فصل ۲ یاد می‌گیریم
‫هنوز در هاله‌ای از ابهامه.

26:14.710 --> 26:16.920
!نظاره‌گر دوروهه‌دوروئه هستید

26:16.920 --> 26:19.920

